فهرست مطالب

پرستاری داخلی - جراحی - سال سوم شماره 4 (زمستان 1393)
  • سال سوم شماره 4 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1394/01/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ویدا شفیع پور صفحات 177-184
    زمینه و هدف
    حضور، جنبه ضروری در هر موقعیت مراقبت پرستاری است که از طریق توجه به نیازهای همه جانبه بیمار فراهم می شود و به تامین آرامش و سلامتی بیماران می انجامد. بیماری قلبی برای بسیاری از بیماران تجربه ای استرس زا همراه با ترسی ناخواسته است که نیازها و تنش های زیادی را در آن ها به وجود می آورد. پرستار می تواند با حضور موثر خود به شناخت نیازهای مراقبتی بیماران و رفع آن ها بپردازد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تبیین تجارب و درک بیماران مراقبت ویژه قلبی از حضور پرستار صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    این مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی و با روش تحلیل محتوای کیفی مرسوم انجام شد. مشارکت کنندگان 15 نفر بیمار قلبی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های بدون ساختار جمع آوری گردید و نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. تجزیه و تحلیل داده ها به طور مستمر و هم زمان با جمع آوری داده ها و به صورت مقایسه ای انجام گرفت.
    یافته ها
    از تحلیل داده ها سه مضمون «آسودگی بیمار با پایش مستمر پرستار» با زیرطبقات پاییدن مداوم و توجه و پیگیری مراقبت های ارایه شده، «روابط مسوولانه و انسانی پرستار» با زیرطبقات برخورد متعهدانه و با احترام پرستار و بردباری و همدلی و «درک یاریگری پرستار» با زیرطبقات دریافت اطلاعات و آموزش ضروری و دسترسی آسان به پرستار استخراج شد.
    نتیجه گیری
    حضور واقعی پرستار منبع آسودگی و تامین کننده نیازهای بیماران است. بنابراین پیشنهاد می شود پرستاران بالین و مدیران پرستاری با اتکا بر این یافته ها، فعالیت های مراقبتی خود را طوری طراحی کنند تا حضور پرستار به عنوان عامل تسهیل کننده ای در فرایند بهبودی بیماران عمل نماید.
    کلیدواژگان: حضور پرستار، مراقبت پرستاری، تجربیات بیمار، تحلیل محتوا، تحقیق کیفی
  • ام البنین اکبری، سید ابوالفضل وقار سیدین، سید علیرضا سعادتجو، طوبی کاظمی صفحات 185-194
    زمینه و هدف
    یکی از عوامل مهم جهت ایجاد تغییرات رفتاری در بیماران مزمن، افزایش خودکارامدی این بیماران است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مدل مراقبت پیگیر بر خودکارامدی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد در کنترل عوارض مرتبط با بیماری انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه نیمه تجربی بر روی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد مراجعه کننده به بیمارستان ولیعصر(عج) بیرجند در سال 1393 انجام گردید. 70 بیمار به روش در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی طبقه بندی شده در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. در نهایت به دلیل ریزش نمونه، مطالعه بر روی 60 بیمار (دو گروه 30 نفره) انجام و مدل مراقبت پیگیر در رابطه با گروه مداخله اجرا شد. بیماران گروه کنترل نیز مراقبت های معمول را دریافت کردند. خودکارامدی بیماران در هر دو گروه با استفاده از پرسش نامه خودکارامدی بیماران مزمن مورد بررسی قرار گرفت. داده ه توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 و آزمون های تی مستقل، تی زوجی، آنالیز واریانس یک طرفه و کوواریانس در سطح معنی داری 05/0> P تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    دو گروه کنترل و مداخله از نظر جنس، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و مدت زمان گذشته از تشخیص بیماری با یکدیگر تفاوت آماری معنی داری نداشتند. میانگین نمره خودکارامدی قبل و بعد از مداخله به ترتیب در گروه کنترل 79/1 ± 90/5 و 79/1 ± 27/5 و در گروه مداخله 36/1 ± 98/5 و 19/1 ± 81/6 محاسبه شد. بعد از انجام مداخله، میانگین نمرات خودکارامدی در گروه مداخله به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    آموزش به بیمار بر اساس مدل مراقبت پیگیر می تواند باعث تغییرات خودکارامدی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد در کنترل عوارض مربوط به بیماری شود. با توجه به نتایج پژوهش، توصیه می شود از این مدل جهت افزایش خودکارامدی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد استفاده گردد.
    کلیدواژگان: انفارکتوس میوکارد، خودکارآمدی، مدل مراقبت پیگیر
  • پروانه عسگری، فاطمه بهرام نژاد، میترا ذوالفقاری، پویا فرخ نژاد افشار صفحات 195-202
    زمینه و هدف
    یکی از موضوعات اساسی در بیماران تحت همودیالیز، تبعیت از رژیم غذایی و محدودیت مصرف مایعات می باشد. بنابراین آموزش این بیماران بسیار با اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو روش آموزشی (بیمار محور و خانواده محور) بر نگرش و تبعیت از رژیم غذایی و محدودیت مصرف مایعات در بیماران تحت همودیالیز انجام شد.
    مواد و روش ها
    این کارآزمایی بالینی بر روی بیماران مراجعه کننده به بخش همودیالیز بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1391 انجام شد. 60 بیمار به روش مبتنی بر هدف انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 30 نفره آموزش به بیمار و آموزش به بیمار همراه با عضو فعال خانواده تقسیم شدند. نگرش و میزان تبعیت بیماران از برنامه غذایی و محدودیت مصرف مایعات با استفاده از پرسش نامه پژوهشگر ساخته در سه مرحله (قبل از مداخله، هفته دوم و هفته چهارم بعد از مداخله) مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 توسط آزمون های دقیق فیشر، تی مستقل، کای دو و آنالیز واریانس اندازه های تکراری انجام شد.
    یافته ها
    دو گروه قبل از انجام مداخله از نظر میزان تبعیت از برنامه غذایی و محدودیت مصرف مایعات اختلاف معنی داری نداشتند. در هفته دوم بعد از مداخله میزان تبعیت از برنامه غذایی در گروه خانواده محور به طور معنی داری بیشتر از گروه بیمار محور مشاهده شد (010/0 = P). نگرش مرتبط با تبعیت از رژیم غذایی و محدودیت مصرف مایعات در گروه خانواده محور در پایان هفته دوم (001/0 = P) و هفته چهارم (002/0 = P) مثبت تر از گروه بیمار محور بود.
    نتیجه گیری
    آموزش خانواده محور بر تبعیت بیمار از رژیم درمانی موثرتر است. بنابراین توصیه می شود مداخلات آموزشی به صورت خانواده محور انجام گردد.
    کلیدواژگان: آموزش، خانواده محور، بیمار محور، تبعیت، نگرش، همودیالیز
  • وحید زمان زاده، الهه سید رسولی، کبری پرون، مهدی آقا کشی زاده صفحات 203-209
    زمینه و هدف
    امروزه کنترل یا کاهش درد و اضطراب پس از عمل برداشتن کیسه صفرا از موضوعات قابل توجه محسوب می شود و استفاده از درمان های طب مکمل از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر موسیقی بر اضطراب و درد بیماران تحت عمل کوله سیستکتومی انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور بر روی 60 بیمار تحت عمل جراحی کوله سیستکتومی بستری در مرکز آموزشی- درمانی سینا شهر تبریز در سال 1392 و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام شد. واحدهای پژوهش با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه مداخله (30 نفر) و کنترل (30 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. در گروه مداخله، موسیقی 8 و 16 ساعت پس از عمل به مدت 30-15 دقیقه پخش شد و در مورد گروه کنترل مراقبت های معمول بخش ادامه داشت. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل فرم اطلاعاتی و مقیاس بررسی دیداری اضطراب و درد (Visual analogue scale یا VAS) بود. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 13 با استفاده از آزمون های کای دو، تی مستقل و آنالیز واریانس اندازه های تکراری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    مقایسه تغییر نمرات اضطراب و درد در دو گروه نشان داد که میزان کاهش اضطراب 8 ساعت (23/3 ± 27/6) و 16 ساعت (03/3 ± 33/5) پس از عمل معنی دار بود (001/0 = P). همچنین میزان کاهش درد 8 ساعت (83/1 ± 51/7) و 16 ساعت (86/1 ± 61/6) بعد از عمل در گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل مشاهده شد (001/0 = P).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از مطالعه نشان دهنده تاثیر مثبت موسیقی بر کاهش درد و اضطراب بیماران 8 و 16 ساعت پس از عمل جراحی کوله سیستکتومی بود. بنابراین می توان از این روش به عنوان یک مراقبت پرستاری ارزان و غیر تهاجمی بهره برد.
    کلیدواژگان: اضطراب، درد، کوله سیستکتومی، موسیقی
  • فرح مادرشاهیان، محسن حسن آبادی، سهیلا خزاعی صفحات 210-218
    زمینه و هدف
    پاسخگویی به نیازهای جامع بیمار می تواند موجب کاهش اضطراب گردد. هدف این مطالعه، تعیین تاثیر ارایه مراقبت های جامع نگر با مشارکت خانواده بر نگرش و اضطراب قبل از جراحی بیماران بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه نیمه تجربی حاضر در سال 1391 بر روی همه بیماران داوطلب عمل جراحی پروستات در بیمارستان امام رضا () بیرجند انجام شد. 68 بیمار به تصادف در دو گروه 34 نفری قرار گرفتند. در گروه مداخله پیش از هر مراقبت قبل از جراحی، نیازهای بیماران به وسیله پنج سوال تعیین و بر این اساس مراقبت ها با مشارکت خانواده ارایه شد. گروه کنترل مراقبت های معمول را دریافت نمودند. پیامدهای مداخله، نمرات نگرش و اضطراب بیماران بود. نگرش نسبت به مراقبت های قبل از جراحی به وسیله ده گویه محقق ساخته در آغاز بستری شدن و قبل از ترخیص اندازه گیری گردید. اضطراب و اطلاعات قبل از جراحی توسط مقیاس اضطراب و نیاز به اطلاعات قبل از عمل Amsterdam در آغاز بستری شدن و قبل از جراحی مورد سنجش قرار گرفت داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های کای دو، تی مستقل و تی زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره کل نگرش بیماران نسبت به مراقبت های قبل از جراحی در گروه مداخله (07/8 ± 44/42) بیشتر از گروه کنترل (32/9 ± 82/36) بود (010/0 = P). همچنین میانگین نمره کل اضطراب قبل از جراحی در گروه مداخله (72/2 ± 08/14) کمتر از گروه کنترل (56/1 ± 02/16) گزارش شد (001/0 > P) و در مقایسه با قبل از مداخله (60/2 ± 32/15)کاهش یافت (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    ارایه مراقبت های جامع نگر با مشارکت خانواده قبل از عمل جراحی در ایجاد نگرش مثبت و کاهش اضطراب بیماران موثر بود لذا جهت استفاده در همه مراقبت های پزشکی و پرستاری پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: مراقبت قبل از جراحی، رضایت بیمار، اضطراب، جراحی، نگرش
  • مستانه داهی، نوشین خزایی، فریده یغمایی صفحات 219-225
    زمینه و هدف
    احیای قلبی- ریوی اقدامی است که برای بازگرداندن اعمال حیاتی دو عضو مهم قلب و مغز انجام می شود. هدف این پژوهش، تعیین تاثیر بازآموزی پرستاران در موفقیت احیای قلبی- ریوی و بقای کوتاه مدت و بلند مدت آن در بیماران احیا شده بود.
    مواد و روش ها
    جامعه پژوهش مطالعه نیمه تجربی حاضر را پرستاران شاغل در بیمارستان طالقانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران در سال 1390 تشکیل دادند. 400 نفر به روش مبتنی بر هدف و به صورت در دسترس انتخاب شدند. میزان بقا در 24 ساعت اول (بقای کوتاه مدت) و ترخیص یا خروج از بیمارستان (بقای طولانی مدت) در بیماران به دنبال CPR (اعلام کد) اندازه گیری گردید. سپس پرستاران به صورت گروه های 20 نفره در کلاس های نظری و عملی CPR شرکت کردند. میزان بقای کوتاه مدت (24 ساعت بعد از احیا) و بلند مدت (ترخیص و خروج از بیمارستان) در بیماران به دنبال CPR دوباره مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 و آزمون های تی و کای دو انجام شد.
    یافته ها
    بازآموزی سبب ارتقای موفقیت در احیای قلبی- ریوی شد که این امر در میزان بقای کوتاه مدت (24 ساعت اول) به لحاظ آماری معنی دار نبود و فقط بقای طولانی مدت یا ترخیص از بیمارستان با وضعیت پایدار افزایش معنی داری را نشان داد (007/0 = P).
    نتیجه گیری
    بازآموزی مدون پرستاران به عنوان اولین گروه حاضر شونده بر بالین بیماران بعد از اعلام کد می تواند سبب بهبود نتایج طولانی مدت CPR و در نتیجه ترخیص بیماران با وضعیت پایدار گردد. با توجه به اهمیت این امر، انجام مطالعات وسیع تر با در نظر گرفتن عوامل مداخله ای بیشتر توصیه می شود.
    کلیدواژگان: احیای قلبی، ریوی، بقای بلند و کوتاه مدت، بازآموزی، پرستاران
  • عصمت نوحی، مهدی محمدی راوری، عباس عباس زاده صفحات 226-232
    زمینه و هدف
    دریافت خدمات مراقبتی مناسب و ایمن از حقوق اولیه بیماران و از وظایف اصلی سیستم ارایه خدمات سلامت محسوب می گردد. نقش گزارش خطا در کاهش وقوع آن در آینده انکارناپذیر می باشد. بنابراین شناسایی موانع گزارش خطا از اهمیت خاصی برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین جو ایمنی و موانع گزارش خطا در خدمات مراقبتی پرستاران بیمارستان های تامین اجتماعی استان کرمان انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش مقطعی حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود و جامعه مورد مطالعه آن را پرستاران بیمارستان های تامین اجتماعی استان کرمان در سال 1392 تشکیل دادند. نمونه گیری به روش سرشماری از پرستاران بیمارستان های تامین اجتماعی کرمان صورت گرفت (233 نفر). از پرسش نامه های جو ایمنی بیمار و موانع گزارش خطا پس از کسب روایی و پایایی مناسب، استفاده شد. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 و با استفاده از جداول توزیع فراوانی و شاخص های مرکزی توصیف گردید. جهت دستیابی به اهداف، آزمون های پارامتریک تی مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار نمره جو ایمنی برابر با 10 ± 66 و میانگین و انحراف معیار نمره موانع گزارش خطا نیز برابر با 13 ± 69 و هر دو در سطح متوسط بودند. بین نمره جو ایمنی بیمار و موانع گزارش خطا ارتباط آماری معکوس و معنی داری وجود داشت (020/0 > P، 15/0- = r).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج، نمره جو ایمنی و موانع گزارش خطا در سطح متوسط برآورد شد. با توجه به ارتباط معکوس بین جو ایمنی و موانع گزارش خطا، می توان دریافت که مهم ترین گام در رفع موانع گزارش خطا، ایجاد فضایی است که در آن هر یک از کارکنان پرستاری به صورت داوطلبانه خطای خود و دلیل وقوع آن را به سایر اعضای تیم درمان بیان کنند.
    کلیدواژگان: ایمنی بیمار، موانع، گزارش، خطا، پرستاران، بیمارستان
  • فرزانه حسن زاده، حمیدرضا بهنام وشانی، الهه رمضان زاده تبریز، اکرم گازرانی صفحات 233-240
    زمینه و هدف
    مالتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis یا MS) بیماری مزمن و پیش رونده سیستم اعصاب مرکزی به شمار می رود. شناسایی عوامل موثر و آموزش به بیماران در مورد پیشگیری از مواجهه با این عوامل می تواند در کاهش عود حملات بیماری تاثیرگذار باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر عود حملات بیماران مبتلا به MS انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی در سال 1392 بر روی 402 بیمار مبتلا به MS مراجعه کننده به انجمن MS شهر مشهد و به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف صورت گرفت. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه های اطلاعات فردی و پژوهشگر ساخته شامل 40 سوال در خصوص بررسی عوامل موثر بر عود بیماری MS با حیطه های عوامل فردی، وضعیت بیماری، وضعیت دارویی و عوامل محیطی توسط بیماران تکمیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و آزمون های من ویتنی، کروسکال والیس، کای دو و ضریب همبستگی پیرسون بر حسب نوع متغیر تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    4/21 درصد بیماران مرد و 6/78 درصد را زنان تشکیل دادند و بیشتر آنان در گروه سنی 29-20 سال قرار داشتند. شایع ترین فصل بروز حملات بیماری MS در تابستان (8/70 درصد) و شایع ترین ماه، مرداد (3/50 درصد) بود. بین نظرات زنان و مردان از لحاظ این که عفونت ها، گرما و خستگی می تواند موجب عود این بیماری شود، تفاوت معنی داری وجود نداشت. زنان نسبت به مردان استرس (029/0 > P) و مسایل رشد و تکامل جنسی (001/0 > P) را در عود حملات بیماری MS موثرتر دانستند.
    نتیجه گیری
    اغلب بیماران مبتلا به MS را زنان تشکیل می دهند و از نظر آنان، استرس در بروز حملات این بیماری موثرتر است. بنابراین پرستاران به عنوان آموزش دهندگان اصلی مراقبت، می توانند با آموزش روش های کاهش و کنترل استرس به بهبود توانایی، مدیریت بیماری و کیفیت زندگی این بیماران کمک نمایند.
    کلیدواژگان: عود، عوامل موثر، مالتیپل اسکلروزیس (MS)
|
  • Vida Shafipour Pages 177-184
    Background And Objective
    Presence is an essential aspect of any nursing care situation and is provided by considering the overall needs of the patients and lead to their comfort and health. Heart disease is a stressful experience for many patients that are associated with unwanted fear that can create a lot of needs and tension. Nurse can recognize and solve the caring needs of patients through an effective presence. Therefore, this study was conducted aimed to explain the experiences and perceptions of cardiac intensive care patients concerning the nurse presence.
    Materials And Method
    This study was conducted with a qualitative, conventional content analysis approach. The participants were 15 cardiac patients which were selected through purposive sampling. Data collection was performed by unstructured interviews. Data collection continued until data saturation. Continuous analysis of data was performed simultaneously with data collection and through a comparative method.
    Results
    From data analysis three main themes emerged including "Patient's comfort with continuous monitoring of the nurse with the sub-themes; (ongoing watch, attention and follow-up the provided care); humanistic and responsibly relationship of the nurse with the sub-themes; (committed and respectful encounter of nurse, Patience and empathy), and understanding the nurse supporting with the sub-themes; (receiving the necessary information and education, and easy access to the nurse).
    Conclusion
    The real presence of nurses is source of comfort and provides the patients needs. So it is recommended that the clinical nurses and managers with relying on these findings design the caring activities so that the nurses’ presence act as a facilitated factor in recovery process of patients.
    Keywords: Nurse Presence, Nursing care, patients experiences, Content analysis, qualitative study
  • Omolbanin Akbari, Seyyed Abolfazl Vagharseyyedin, Seyed Alireza Saadatjoo, Tooba Kazemi Pages 185-194
    Background And Objective
    Improving the self-efficacy of chronic patients is necessary to achieve self-management and behavioral changes. Thus, the present study was aimed to evaluate the effect of the continuous care model on the self-efficacy of patients with myocardial infarction.
    Materials And Method
    This quasi-experimental study was conducted in 2014 on patients with myocardial infarction referring to Valiasr Hospital of Birjand, Iran. The 70 participants were selected using convenient sampling method and randomly assigned to two groups of control and intervention. Due to loos of subjects, the study was performed on 60 subjects. The continuous care model was implemented in intervention group. The control group received routine care. Patient's self-efficacy was assessed using the Chronic Disease Self-Efficacy Scale. The obtained data were analyzed using paired t-test, Student's independent t-test, analysis of covariance (ANCOVA), one-way ANOVA, and SPSS software version 16. All P values below 0.05 were considered statistically significant.
    Results
    The 2 groups showed no significant differences in terms of gender, marital status, education, and time since diagnosis of illness. The mean self-efficacy scores of control group subjects before and after the intervention were 5.90 ± 1.79 and 5.27 ± 1.79, respectively. The mean self-efficacy scores of the intervention group subjects were 5.98 ± 1.36 and 6.81 ± 0.19 before and after the intervention, respectively. The intervention group subjects reported higher mean scores of self-efficacy than control group subjects after the intervention (P < 0.001).
    Conclusion
    Regarding the chronic nature of myocardial infarction and its complications, continuous care model is an important step to enhancing self-efficacy and making behavioral changes among patients with myocardial infarction. Therefore, patient education by nurses can be an effective factor in improvement of patients’ performance and community health and indicative of the importance of nurses’ role. Thus, the use of this model in order to increase self-efficacy in patients with myocardial infarction is recommended.
    Keywords: Myocardial infarction, self, efficacy, continuous care model
  • Parvaneh Asgari, Fatemeh Bahramnezhad, Mitra Zolfaghari, Pouya Farokhnezhad Afshar Pages 195-202
    Background And Objective
    One of the major issues in hemodialysis patients is adherence to diet and fluid restriction. In order to reduce the adverse consequences of the disease and improve quality of life, educating these patients is of great importance. Therefore, the present study was conducted in order to compare the impact of two methods of education (patient-centered and family–centered) on attitude toward and adherence to diet and fluid restriction in hemodialysis patients.
    Materials And Method
    This clinical trial was performed on patients referred to the hemodialysis ward of hospitals affiliated with Tehran University of Medical Sciences, Iran, during May to October 2012. Through purposive sampling method, 60 patients were selected and randomly assigned to two groups; patient-centered (n = 30) and family-centered (n = 30). Patients’ attitude toward and adherence to diet regime and fluid restriction were assessed using a researcher-made self-report questionnaire in 3 stages (before the intervention, and 2 and 4 weeks after the intervention). The reliability and validity of the questionnaire were approved. Data analysis was performed using SPSS software version 16 and independent t-test, chi-square, Fisher’s exact test, and repeated measures ANOVA.
    Results
    Before the intervention, the findings showed no significant difference between the 2 groups in terms of adherence to diet and fluid restriction. In the second week after the intervention, mean adherence to diet in the family-centered group was significantly higher than the patient-centered group (P = 0.010). Moreover, at the end of the second (P = 0.001) and fourth weeks (P = 0.002), the attitude toward adherence to diet and fluid restriction was more positive in the family-centered group, in comparison to the patient-centered group.
    Conclusion
    Family-centered education is more effective on patient adherence to the treatment regimen. Thus, it is recommended that family-centered educational interventions be performed.
    Keywords: Education, family, centered, patient, centered, adherence, attitude, hemodialysis
  • Pages 203-209
    Background And Objective
    Today, the control or reduction of pain and anxiety is considered to be of great importance. Thus, the use of complementary medicine therapies has gained much attention. The present study was performed with the aim to investigate the effect of music on anxiety and pain in patients undergoing cholecystectomy.
    Materials And Method
    This single-blind randomized clinical trial was performed on 60 patients undergoing cholecystectomy in Sina Hospital of Tabriz, Iran, in 2013. Subjects were selected through simple random sampling method and divided into intervention (n = 30) and control groups (n = 30) using a random number table. For the intervention group, 8 and 16 hours after surgery, the music was played for 15-30 minutes. For the control group, routine care was performed. Data collection tools included demographic information form and a visual analogue scales (VAS) for anxiety and pain. Data analysis was performed using SPSS software version 13, and chi-square, Students’ independent t-test, and repeated measures ANOVA.
    Results
    Comparison of changes in anxiety and pain in the two groups showed a significant decrease in anxiety 8 hours (6/27 ± 3.23) and 16 hours (5.33 ± 3.03) after surgery (P = 0.001). Moreover, the reduction in pain 8 hours (7.51 ± 1.83) and 16 hours (6.61 ± 1.86) after surgery was greater in the intervention group than the control group (P = 0.001).
    Conclusion
    The results illustrated the positive impact of music on anxiety and pain reduction 8 and 16 hours after cholecystectomy. Therefore, this method can be used as an inexpensive and non-invasive nursing care technique.
    Keywords: Anxiety, pain, cholecystectomy, music
  • Farah Madarshahian, Mohsen Hassanabadi, Soheila Khazaei Pages 210-218
    Background And Objective
    Responding to holistic needs of patients can reduce anxiety. The purpose of this study was to determine the effect of holistic cares with family participation on attitude and preoperative anxiety of patients.
    Materials And Method
    This quasi-experimental study was conducted on all patients undergoing prostate surgery during 2012 at Emam Reza Hospital, Birjand, Iran. Therefore, 68 patients were assigned randomly to two groups of 34. In the intervention group, prior to each preoperative care needs of patients, such as covering the body, were determined through 5 questions and cares were provided accordingly with family participation. The control group received routine cares. Intervention outcomes were the scores of attitude and anxiety of patients. The attitude toward preoperative cares was measured using a 10-item researcher-made questionnaire at admission and before hospital discharge. Anxiety and preoperative information were measured using the Amsterdam Preoperative Anxiety and Information Scale at the beginning of hospitalization and before surgery. Data were analyzed using SPSS software version 16 and chi-square, and independent and paired t-tests.
    Results
    Total score of mean attitude toward preoperative cares of the intervention group (42.44 ± 8.07) was higher than the control group (36.82 ± 9.32) (P = 0.01). Furthermore, the total mean preoperative anxiety score of the intervention group (14.08 ± 2.72) was lower than the control group (16.02 ± 1.56) (P < 0.001) and had reduced compared with pre-intervention (15.32 ± 2.60) (P < 0.001).
    Conclusion
    Providing preoperative holistic cares with family participation was effective in creating positive attitude and reducing anxiety in anxious patients. Thus, its use is recommended in providing all medical and nursing cares.
    Keywords: Preoperative care, patient satisfaction, anxiety, surgery, attitude
  • Mastaneh Dahi, Noushin Khazaei, Farideh Yaghmaei Pages 219-225
    Background And Objective
    Cardiopulmonary resuscitation (CPR) is performed in order to restore the functioning of two most important body organs; the heart and brain. The present study was performed to investigate the effect of retraining of nurses on CPR success rate and short-term and long-term CPR survival.
    Materials And Method
    The study population of the present quasi-experimental study consisted of all nurses of Taleghani Hospital affiliated with Shahid Beheshti University, Tehran, Iran, in 2011. The study subjects (n = 400) were selected using convenience and purposive sampling method. The patient survival rate during the first 24 hours (short-term survival) and discharge from the hospital (long-term survival) after CPR were reported. Then, the study subjects, in groups of 20, participated in CPR training courses. Short-term (24 hours) and long-term (discharge from hospital in good mental status) survival subsequent to CPR were reevaluated and compared with pre-training results. Data were analyzed using SPSS software version 20, and t-test and chi-square test.
    Results
    Retraining promoted CPR success rates. This increase in the short-term success rate was not significant, but the increase in long-term success rate was statistically significant (P = 0.007).
    Conclusion
    Periodic retraining of nurses may improve CPR success rate particularly long-term survival or discharge from hospital. Therefore, further studies on long-term success of CPR considering confounding factors are recommended.
    Keywords: Cardiopulmonary resuscitation (CPR), long, term survival, short, term survival, Retraining, nurses
  • Esmat Nouhi, Mehdi Mohamadi Ravari, Abbas Abbaszadeh Pages 226-232
    Background And Objective
    The receipt of appropriate and safe health care is of the basic rights of patiants and its provision is the main task of the health care delivery system. The role of error reporting in the reduction of future occurrence of that error is undeniable. Therefore, the removal of barriers to error reporting has particular importance. The present study aimed to investigate the association between patient safety climate and barriers to reporting of nursing error in Social Security Hospitals in Kerman province, Iran.
    Materials And Method
    This was a cross-sectional, descriptive-correlative study. The study population consisted of all nurses of Social Security Hospitals in Kerman in 2014. Sampling was performed using the census method (n = 233). The Patient Safety Climate Questionnaire and Barriers to Nursing Error Reporting Questionnaire were used after obtaining satisfactory reliability and validity. Data were analyzed using SPSS software version 16 and frequency distribution tables and central indices. To achieve goals, the parametric test of t-test, one way ANOVA, and Pearson correlation coefficient were used.
    Results
    The mean and standard deviations of the safety climate score (66 ± 10) and the barriers to nursing error reporting score (69 ± 13) were obtained: both were at a medium level. A significant inverse relationship was observed between patient safety climate and barriers to error reporting (P < 0.020) (r = -0.15).
    Conclusion
    Based on the results, the error reporting barriers and safety climate scores were at an average level. Given the inverse relationship between safety climate and barriers to reporting error, it can be concluded that the most important step toward removing barriers is creating an atmosphere in which each of the nursing staff voluntarily reports her/his error and its causes to other members of the treatment team.
    Keywords: Patient safety, error, reporting, barriers, nurses, hospital
  • Farzaneh Hasanzadeh, Hamidreza Behnam Vashani, Elahe Ramezanzade Tabriz, Akram Gazerani Pages 233-240
    Background And Objective
    Multiple sclerosis (MS) is a chronic and progressive disease of the central nervous system. The identification of effective factors and patient education on the prevention of exposure to these factors can be effective in reducing relapses. Therefore, the present study aimed to investigate the factors that affect recurrence in patients with multiple sclerosis.
    Materials And Method
    This cross-sectional study was conducted on 402 MS patients referred to the MS Association of Mashhad, Iran, in 2013. The study participants were selected using purposive sampling method. Data collection tools included a demographic questionnaire and a 40-item researcher-made questionnaire concerning factors affecting the recurrence of MS. The 40-item questionnaire consisted of 4 domains; personal factors, medical condition, pharmaceutical conditions, and environmental factors. Data analysis was performed using SPSS software version 21 and Mann Whitney, Pearson correlation, Kruskal Wallis, and chi-square statistical tests.
    Results
    Among the patients, 21/4% were male and 78/6% female. Most patients were 20-29 years old. The highest prevalence of recurrence of MS was observed in the summer (70.8%) and in August (50.3%). There was no significant relationship between patient’s gender and their views about the relationship between infections, fatigue, and heat and recurrence of MS. However, a higher rate of women believed stress (P < 0.029) and sexual development (P < 0.001) to be effective on the incidence of MS recurrence, in comparison to men.
    Conclusion
    Most patients with MS are women, and they believe stress to be more effective on the incidence of MS attack recurrence. Therefore, nurses, as the primary care educators, can improve the patients’ capability, disease management, and quality of life through training of stress management techniques.
    Keywords: Relapse, risk factor, multiple sclerosis