فهرست مطالب

ایرانی آموزش در علوم پزشکی - سال چهاردهم شماره 12 (پیاپی 74، اسفند 1393)
  • سال چهاردهم شماره 12 (پیاپی 74، اسفند 1393)
  • تاریخ انتشار: 1394/01/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • عباس حیدری، حمیده یزدی مقدم* صفحات 1022-1029
    مقدمه
    پایان نامه های دانشگاهی، به عنوان بخش مهمی از برنامه درسی دوره های تحصیلات تکمیلی، از نقش به سزایی در آماده سازی و توانمندسازی فارغ التحصیلان برای مشارکت در فعالیت های پژوهشی برخوردار می باشند. لذا، جهت دهی صحیح و استفاده مناسب از این فرصت، از ارزش بالایی جهت توسعه دانش تخصصی رشته، برخوردار می باشد. این مطالعه با هدف تحلیل موضوعی پایان نامه های مقاطع کارشناسی ارشد رشته پرستاری انجام گردید.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی کلیه ی پایان نامه های پرستاری انجام شده در دانشکده پرستاری و مامایی مشهد طی دو دوره ده ساله (221 پایان نامه)، مورد بررسی قرار گرفت. ابزار پژوهش چک لیست پژوهشگرساخته بود که پایان نامه ها را از نظر سال، عنوان، روش پژوهش و جهت گیری تحقیقاتی مورد بررسی قرار داد. روایی ابزار از طریق روایی محتوی و پایایی آن به روش بررسی از طریق ارزیابان مورد بررسی و تایید قرار گرفت. داده ها با استفاده از آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    جهت گیری پژوهش ها به ترتیب حول محور تاثیر مداخلات درمانی بر مشکلات بیماران و بهبود آن ها (9/38%)؛ تعیین نرم ها، نیازها، مشکلات بیماران و خانواده هایشان (14%)؛ تاثیر آموزش بر آگاهی، نگرش و عملکرد پرستاران، بیماران و خانواده هایشان (8/11%)؛ سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد بیماران و پرستاران (1/8%)؛ بررسی و توصیف وضعیت و کیفیت مراقبت ها و خدمات پرستاری (7/7%)؛ عملکرد، بررسی و توصیف بیماری ها، عوارض، شیوع و بروز آن ها و خصوصیات بیماران (2/7%) بود. جهت گیری پژوهش ها بین دهه ی اول و دوم متفاوت بود.
    نتیجه گیری
    در مجموع یافته های این مطالعه نشان می دهد پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد پرستاری از جهت گیری موضوعی مشخصی برخوردار نبوده و در موارد متعددی نیز خارج از قلمرو حرفه ای پرستاری می باشد. لذا، ضرورت دارد تا دانشکده پرستاری و مامایی مشهد ضمن توجه جدی به این موضوع، نسبت به تعریف مسیرهای تحقیقاتی متناسب با شرایط و نیازهای منطقه ای خود همت گمارند.
    کلیدواژگان: تحلیل موضوعی، تحقیق پرستاری، پایان نامه، تولید علم
  • عباس عبادی، زینب تابانژاد*، مرضیه پازکیان، یاسر سعید صفحات 1030-1039
    مقدمه
    بررسی صلاحیت بالینی در حرفه پرستاری بسیار حائز اهمیت بوده و خلا علمی موجود بین آموزش دانشگاهی و نیاز بالینی را در بین پرستاران فارغ التحصیل مشخص می کند. لذا این مطالعه با هدف بررسی صلاحیت بالینی دانشجویان کارشناسی ارشد پرستاری مراقبت های ویژه انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، 250 دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری مراقبت های ویژه به روش نمونه گیری در دسترس از 17 دانشکده پرستاری دانشگاه های دولتی ایران در سال 93-1392، وارد مطالعه شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته در پنج حیطه مدیریت مراقبت، صلاحیت عملی، مدیریت فردی، بیمار محوری و دانش پژوهی استفاده شد. روایی آن به روش صوری و محتوا و جهت پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ برای همسانی درونی استفاده شد (95/0=α). از مقیاس لیکرت 5 نمره ای (از حداقل نمره یک تا حداکثر نمره 5) جهت سنجش گویه ها استفاده شد. جهت بررسی داده ها از آزمون های تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده گردید.
    نتایج
    در نهایت 217 پرسشنامه تحلیل شد. میانگین و انحراف معیار نمره کل صلاحیت بالینی برابر با 41/0±30/4 بود. میانگین نمرات حیطه های مدیریت مراقبت 43/0±38/4، صلاحیت عملی 56/0±40/4، مدیریت فردی 45/0±36/4، بیمار محوری 60/0±29/4 و دانش پژوهی 79/0±66/3 بود. صلاحیت بالینی در مردان 43/0±23/4 و در زنان 39/0±36/4 بود (001/0، P= 15/2-t=). بین سنوات تحصیلی درحیطه دانش پژوهی تفاوت معنادار آماری وجود داشت (01/0، P= 15/30t=).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد دانشجویان پرستاری زن صلاحیت بالینی بیش تری از مردان دارند. همچنین میزان صلاحیت بالینی در اکثر حیطه ها بالاست. اما صلاحیت بالینی فقط در حیطه دانش پژوهی بر حسب سنوات تحصیلی تفاوت ایجاد کرده است. لذا بازنگری برنامه درسی این دوره جهت ارتقای و کارآمدی این دوره توصیه می شود. همچنین مطالعات میدانی بیش تر در زمینه این رشته پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: صلاحیت بالینی، دانشجوی پرستاری، مراقبت ویژه، صلاحیت حرفه ای
  • علیرضا ایرج پور*، موسی علوی، اکرم ایزدی خواه صفحات 1040-1050
    مقدمه
    مراقبت های جامع تسکینی از بیماران مبتلا به سرطان می تواند از طریق توسعه همکاری های بین حرفه ای حاصل گردد. لازم است کارکنان حرفه ای برای ایفای این چنین مسوولیت مهمی آمادگی کسب نمایند، از این رو یک برنامه آموزش بین حرفه ای مراقبت های تسکینی از بیماران مبتلا به سرطان در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان طراحی گردید.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع ترکیبی و مبتنی بر گام های تدوین برنامه آموزشی می باشد. جامعه پژوهش شامل کارکنان حرفه ای نظام سلامت (از حرفه های پزشکی، پرستاری، روانشناسی، متخصصین تغذیه، مددکاری و بازتوانی) شاغل در مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، کارکنان فعال در بخش سلامت (همانند کارشناسان معارف اسلامی) و نیز بیماران مبتلا به سرطان بود. داده ها از طریق مروری بر متون و نیز مصاحبه با مشارکت کنندگان گردآوری شده و پس از تحلیل به روش تحلیل محتوای کیفی به سبک مرسوم ضمن برگزاری پانل های تخصصی ویرایش و تکمیل شد.
    نتایج
    در مرحله اول، 50 مقاله و متن گزارش و 6 کتاب کاملا مرتبط با موضوع انتخاب شده، مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین در مصاحبه های انجام شده 17 نفر مشارکت داشتند. در مرحله دوم مطالعه متعاقب تحلیل کیفی داده ها، به منظور ویرایش و تکمیل آنها 8 پانل تخصصی با مشارکت 30 فرد صاحب نظر برگزار شد. حاصل کار، شناسایی 10 موضوع کلی یادگیری در زیرمجموعه دو حوزه کلی آموزش و همکاری های بین حرفه ای و مراقبت های تسکینی، و نیز مشخص شدن روش های تدریس و ارزشیابی آنها بود.
    نتیجه گیری
    این برنامه آموزشی، ابعاد مختلف نیازهای آموزشی کارکنان نظام سلامت در مراقبت های تسکینی از بیماران مبتلا به سرطان را با توجه به ابعاد بین حرفه ای پوشش داده است، از این رو این برنامه می تواند به عنوان راهنمایی برای آماده سازی کارکنان حرفه ای در جهت ارائه مراقبت های مطلوب تسکینی در قالب تیم های بین حرفه ای مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مراقبت تسکینی، بیماران مبتلا به سرطان، توسعه برنامه آموزشی، آموزش بین حرفه ای
  • زهرا جوهری، علیرضا یوسفی*، مهسا شکور، اطهر امید، لیلا بذرافکن صفحات 1051-1059
    مقدمه
    یکی از نشانه های کلیدی کیفیت در خدمات بهداشتی رضایت بیماران است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر در رضایت مندی بیماران از دیدگاه پزشکان شاغل و دانشجویان پزشکی اجرا گردید.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی پرسشنامه خود ایفا توسط صد نفر از دانشجویان پزشکی علوم پایه و کارورز تکمیل شد. نمونه گیری به روش تصادفی ساده از بین دانشجویان پزشکی شاغل به تحصیل دانشگاه شاهد در سال 1390 انجام گرفت. همچنین نگرش70 نفر از پزشکان شاغل مراجعه کننده در یکی از دوره های برنامه مدون مرکز مطالعات و توسعه آموزش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از طریق سرشماری در سال 1390مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه پژوهشگر ساخته بر اساس نظر متخصصین و مرور بر متون شامل 29 سوال عمومی و نگرش سنجی از طریق پرسشگری جمع آوری گردید. بررسی روایی و پایایی پرسشنامه قبل از جمع آوری داده ها بررسی مورد تایید قرار گرفت. از آزمون ANOVA و T-test برای تحلیل اطلاعات استفاده گردید.
    نتایج
    ازبین عوامل موثر دررضایت مندی مطرح شده در این پژوهش مهارت ارتباطی، اخلاق پزشک و گوش دادن فعال به ترتیب با میانگین و انحراف معیار 82/0±40/4، 91/0±38/4 و 88/0±32/4 (از 5 نمره)به عنوان عواملی بودند که بیش از بقیه مورد نظر پزشکان، دانشجویان پزشکی (اینترن و علوم پایه) قرار داشتند. توجه به شرایط بیماران از نظر هرسه گروه اولین اولویت مورد توجه برای مداخله بود.
    نتیجه گیری
    دانشجویان و پزشکان معتقد هستند توجه به مهارت های ارتباطی و شرایط بیمار به عنوان عوامل اساسی و مهم در رضایت بیماران مطرح می باشد. بنابراین برنامه های آموزشی باید شرایط مناسب را جهت آموزش این مهارت ها و ایجاد نگرش مثبت به منظور کاربرد این فنون در بالین فراهم آورد.
    کلیدواژگان: دانشجویان پزشکی، رضایت مندی، بیمار، پزشکان شاغل
  • علیرضا یوسفی، مریم گردان شکن* صفحات 1060-1067
    مقدمه
    نیاز به خود یادگیری و خود انگیزشی دانشجویان پزشکی در دنیای دانش مدار کنونی، امری ضروری می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه یادگیری خودراهبر با انگیزش تحصیلی دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
    روش ها
    در یک مطالعه توصیفی- همبستگی، 300 دانشجوی پزشکی در سال تحصیلی 91-90 به روش نمونه گیری ساده انتخاب شدند و پرسشنامه های استاندارد یادگیری خودراهبر و انگیزش تحصیلی را تکمیل نمودند. پایایی این پرسشنامه ها در پژوهش های قبلی تایید شد. در پژوهش حاضرنیزضریب آلفای کرونباخ 93/0 و92/0 به دست آمد. اطلاعات با استفاده از آزمون های توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و تحلیلی (ضریب همبستگی پیرسون) مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    در نهایت 265 پرسشنامه عودت داده شد و مورد تحلیل قرار گرفت. بین یادگیری خودراهبر و انگیزش تحصیلی همبستگی مثبت ومعناداری وجود داشت (448/0=r و 001/0=p). ضریب همبستگی بین انگیزش تحصیلی و همه مولفه های یادگیری خودراهبر معنادار بود و از بین آنها بیش ترین ضریب همبستگی مربوط به مولفه ارزشیابی بود (429/0=r و 0005/0=p). همچنین ضریب همبستگی بین یادگیری خود راهبر و همه مولفه های انگیزش تحصیلی معنادار بود و از بین آنها بیش ترین ضریب همبستگی مربوط به مولفه کوشش بود (544/0=r و 0005/0=p).
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین انگیزش تحصیلی و یادگیری خودراهبر بود. با استفاده از نتایج این پژوهش، برنامه ریزان آموزش پزشکی و اساتید می توانند موجبات ارتقای کیفی آموزش پزشکی را به عنوان گامی در راستای توسعه آموزش پزشکی فراهم آورند.
    کلیدواژگان: یادگیری خودراهبر، انگیزش تحصیلی، آموزش پزشکی، دانشجوی پزشکی
  • محبوبه عبدالرحیمی، نغمه رزاقی*، شهرزاد غیاثوندیان، شکوه ورعی صفحات 1068-1077
    مقدمه
    آموزش پرستاران باید به شیوه ای باشد که استقلال، تفکر انتقادی، باز بودن ذهن و حساس بودن به دیگران را توسعه دهد. بازاندیشی فرآیند شکل دادن مجدد تجربه به منظور ارتقای یادگیری و عملکرد است. بازاندیشی استراتژی موثری برای توسعه چنین قابلیت هایی در پرستاری است. مطالعه مروری حاضر با هدف بررسی روش بازاندیشی در آموزش پرستاری انجام گردید.
    روش ها
    در این مطالعه مروری Narrative با استفاده از کلمات کلیدی مانند reflecting، reflection و nursingreflection، بازاندیشی و بازاندیشی در پرستاری مقالات منتشرشده در بازه زمانی سال های2000 تا 2014 و مقالات محدود به زبان انگلیسی و فارسی در پایگاه های علمی Elsevier، Wiley Magiran، و PubMed استخراج شد.
    نتایج
    تعداد 193 مطالعه یافت شد. پس از بررسی مرتبط بودن، تعداد 120 مقاله به دلیل عدم ارتباط با موضوع کنار گذاشته شد. از میان مقالات مرتبط با مفهوم یا کاربرد بازاندیشی در آموزش پرستاری، 40 مقاله انتخاب شد. پی آیندهای بازاندیشی ارتقای قدرت تفکر و ارتقای عملکرد حرفه ای است. اصول طراحی بازاندیشی از مراحل تعیین هدف، تبیین ساختار، جو یادگیری، دادن بازخورد و ارزشیابی بازاندیشی تشکیل می شود. مهم ترین شیوه های بازاندیشی شامل روایت های شخصی، نمونه کارها، استفاده از امکانات چندرسانه ای، نقاشی و عکس است. راه کارهای بهبود بازاندیشی در آموزش پرستاری شامل استفاده از مدل های بازاندیشی و توجه به اهمیت نقش و جایگاه مربیان در توسعه و به کارگیری این شیوهآموزشیاست.
    نتیجه گیری
    از مولفه های مهم در تحول نظام آموزشی پرستاری ترغیب فراگیرنده به تفکر از طریق استفاده از راهبردهای عملی است. بازاندیشی یکی از شیوه های فعال بنیادین آموزشی در حیطه پرستاری است. بنابراین، به منظور به کارگیری بازاندیشی، نظام سنتی آموزش پرستاری نیازمند بازنگری در شیوه های آموزشی است.
    کلیدواژگان: بازاندیشی، آموزش پرستاری، یادگیری، تفکر انتقادی
  • لیلی بریم نژاد، محبوبه سجادی هزاوه*، شراره خسروی صفحات 1078-1086
    مقدمه
    در تطبیق با تغییرات و پیشرفت های سریع در ارائه خدمات بهداشتی، پرستاران باید بتوانند تصمیم گیری و حل مشکل را در شرایط مختلف انجام دهند. بدین منظور دانشجویان پرستاری باید برای پذیرش مسوولیت یادگیری خود آموزش ببینند. در دست یابی به این هدف روش های یادگیری خود-هدایتی پیشنهاد می شود. یکی از این روش ها، قرارداد یادگیری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر قرار داد یادگیری بر یادگیری خود هدایتی و رضایت مندی دانشجویان پرستاری طراحی و اجرا گردید.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است که بر روی کلیه دانشجویان پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران که در حال گذراندن واحد کارآموزی عرصه کودکان بودند، صورت گرفت (59 نفر). 27 نفر در نیمه اول ترم به روش معمول و 32 نفر در نیمه دوم ترم به روش قرارداد یادگیری آموزش دیدند. در پایان دوره کارآموزی پرسشنامه های یادگیری خود-هدایتی و رضایت مندی از روش تدریس توسط دانشجویان هر دو گروه تکمیل شد و با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی (آزمونt مستقل) تحلیل گردید.
    نتایج
    بین دو گروه مداخله و کنترل از نظر سن، جنس و معدل تفاوت معنادار آماری وجود نداشت. تحلیل آماری نشان داد که بین میانگین امتیازات یادگیری خود-هدایتی در دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد (019/0p=) اما بین میانگین امتیازات رضایت مندی در دو گروه، تفاوت معناداری دیده نشد.
    نتیجه گیری
    استفاده از قرارداد یادگیری در آموزش بالینی، یادگیری خود هدایتی در دانشجویان پرستاری را افزایش می دهد. اجرای این شیوه به دلیل توجه خاص آن به تفاوت های فردی و مبنای نظری یادگیری بزرگسالان و همچنین تقویت یادگیری خود هدایتی که از اهداف آموزش پرستاری در هزاره سوم است به مربیان توصیه می شود. البته در رضایت مندی دانشجویان از این روش آموزشی تفاوت معناداری دیده نشد که به نظر می رسد دانشجویان در به کارگیری این روش نیاز به آمادگی و حمایت بیش تری دارند.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی، یادگیری خود، هدایتی، قرارداد یادگیری، دانشجویان پرستاری
  • شبنم شاهسوند، مجید غفوری، محبوبه طباطبایی چهر، عبدالرضا شاکری* صفحات 1087-1096
    مقدمه
    داروشناسی، درسی بسیار کاربردی و در عین حال مشکل به لحاظ یادگیری است. استفاده از روش های ابتکاری و مبتنی بر عملکرد، می تواند یادگیری دروس تئوری را تسهیل نماید. لذا این پژوهش با هدف بررسی تاثیر به کارگیری روشی ابداعی (Prescomime)و مبتنی بر ایفای نقش بر یادگیری و رشد مهارت های بالینی دانشجویان پزشکی در درس داروشناسی انجام گردید.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه تک گروهی با آزمون نهایی بود که در دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، در نیمسال اول و دوم سال تحصیلی 92-91 برای دانشجویان پزشکی در درس داروشناسی (تمامی دانشجویان کلاس: 22 نفر در نیمسال اول و 24 نفر در نیمسال دوم) انجام گرفت. عبارت Prescomime از دو کلمه Prescription + Mimic گرفته شده است و به معنای تقلید از نسخه است. در هر وعده برگزاری دانشجویان کلاس به دو گروه تقسیم شدند. گروه جستجوگر فردی از همان گروه را که یک بیمارفرضی از طبقه متوسط اجتماعی (که اطلاعات پزشکی ندارد) بود، مورد سوال قرار می دادند و با گرفتن اطلاعات در مورد یک دارو از بیمار فرضی به یک دارو می رسیدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای محقق ساخته جهت ارزیابی روش بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی(تست آماری Anova و آزمونt-Test) استفاده شد.
    نتایج
    میانگین ارزشیابی ایده برگزاری این روش در ترم اول 05/0±09/4 در مقابل 09/0±09/4 در ترم دوم از مجموع 5 نمره بود، که تفاوت معناداری را نشان نمی دهد (19/0، t=9/0(p= اما میانگین نمره نحوه اجرای روش در ترم اول 87/0±02/3 در مقابل 17/0±05/4 در ترم دوم بود، که تفاوت معناداری را نشان می دهد (48/3، t=0001/0(p<.
    نتیجه گیری
    به کار گیری روش تقلید از نسخه یا Prescomime در قالب روش های ایفای نقش، توانسته باعث افزایش انگیزه و اعتماد به نفس و توجه بیش ترایشان به جنبه های کاربردی این درس گردد. از آنجا که در کلاس های تئوری دسترسی به بیمار وجود ندارد براین اساس شاید تلفیق این روش با کلاس تئوریک بهترین راه کار در افزایش یادگیری در درس داروشناسی باشد.
    کلیدواژگان: تقلیداز نسخه، یادگیری، داروشناسی، دانشجویان پزشکی، ایفای نقش
  • راز خطیبی، محمد جعفر رضایی، یدالله زارع زاده*، شاهرخ ابن رسولی صفحات 1097-1100
    مقدمه
    بررسی موانع پژوهشی در هر رشته ی علمی اهمیت خاصی دارد و می تواند ضعف وکمبودهای آن رشته را نمایان نماید. این مطالعه به منظور بررسی علل استقبال کم اساتید دانشگاه علوم پزشکی کردستان از پژوهش در آموزش از دیدگاه خودشان انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی در سال 1391 در دانشگاه علوم پزشکی کردستان صورت پذیرفت. جامعه مورد مطالعه شامل تمام اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان بود، روش نمونه گیری به صورت سرشماری بود(165 نفر) و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که در آن اساتید نظرات خود را در مورد مشکلات پژوهش در آموزش بر اساس مقیاس چهارگزینه ای از کاملا مخالف تا کاملا موافق(1تا4) اظهار می نمودند. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و مربع کای مورد تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    از مجموعه 165 پرسشنامه توزیع شده، 137 پرسشنامه تکمیل شده و عودت گردید (83% پاسخ دهی). بیش ترین مشکل اظهار شده توسط اساتید تمایل بیش تر اساتید به پژوهش در حیطه کاری خود بود. اساتید با رتبه دانشیاری بیش تر از اساتید با رتبه استادیاری و مربی از پرمشغله بودن و نداشتن وقت کافی برای ارائه طرح های پژوهش در آموزش شکایت داشتند (017/0p=). همچنین اساتید بالینی بیش تر از اساتید غیر بالینی از پر مشغله بودن و نداشتن وقت کافی برای ارائه طرح های پژوهش در آموزش شکایت داشتند (009/0p=).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه بیانگر این مساله بود که لازم است تمهیداتی در مورد برگزاری کارگاه های پژوهش در آموزش و در نظر گرفتن امتیازات خاص جهت اساتید برای انجام طرح های پژوهش در آموزش در دانشگاه علوم پزشکی کردستان فراهم گردد.
    کلیدواژگان: پژوهش در آموزش، اساتید علوم پزشکی، توانمندسازی، موانع پژوهش
  • رقیه گندم کار، محمد جلیلی*، عظیم میرزازاده صفحات 1101-1104
    در سال های اخیر، حرکت به سمت آموزش مبتنی بر توانمندی، نیاز به استفاده از روش های ارزیابی، به صورت هدف مند و معنا دار را به وجود آورده است(1). شواهد نشان می دهد رویکرد ارزیابی برنامه ای (Programmatic assessment) می تواند تصویر منسجم و یکپارچه ای از دستیابی به توانمندی ها فراهم آورد(2). رویکرد اخیر دانشگاه علوم پزشکی تهران به آموزش مبتنی بر توانمندی ایجاب می کند ارزیابی دانشجو به گونه ای طراحی شود که در راستای آموزش ارائه شده باشد(3). هر چند موارد محدودی از اجرای ارزیابی برنامه ای در دانشگاه علوم پزشکی تهران گزارش شده است(4)، ولی نتایج دو مطالعه پیمایشی انجام شده در سطح گروه های آموزشی نشان داد ارزیابی های انجام شده مبتنی بر ابزار بوده، در اکثر موارد صرفا اهداف دانشی برنامه درسی پوشش داده شده و سیستمی برای ارتقای آزمون ها در دانشکده ها وجود نداشته است(5تا6). تاکنون مدل های محدودی در زمینه ارزیابی برنامه ای ارائه شده است، این مدل ها نمی توانند به تنهایی مبنای طراحی ارزیابی برنامه ای در محیط های آموزشی قرار گیرند، زیرا انتزاعی بوده و فاقد راهنماهای عملی برای طراحان ارزیابی هستند. بنابراین نیاز به دستورالعمل های ارزیابی برنامه ای وجود دارد(7تا8). هدف از دست نوشته حاضر معرفی تجربه تدوین آیین نامه نظام جامع ارزیابی دانشجو به منظور فراهم آوردن چارچوبی برای طراحی و استقرار ارزیابی برنامه ای در دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.در این مطالعه که با هدف طراحی یک آیین نامه صورت گرفت اطلاعات مورد نیاز به دو روش کیفی و بررسی متون جمع آوری گردید. مراحل تدوین آیین نامه به شرح زیر انجام شد: • بارش افکار: ابتدا کارگروه ارزیابی دانشجو با حضور شش نفر از متخصصان آموزش پزشکی در مرکز مطالعات و توسعه آموزش تشکیل شد. مشارکت کنندگان به صورت هدف مند از افرادی انتخاب شدند که در حوزه ارزشیابی فعالیت می کردند و از دانش و تجربه لازم در خصوص ارزیابی دانشجو و ارزیابی برنامه ای برخوردار بودند. طی تکنیک بارش افکار پیش نویس اولیه آیین نامه توسط کار گروه تهیه شد. • بررسی متون: در مرحله بعد متون مرتبط شامل استانداردها و دستورالعمل های ارزیابی دانشجو، مدل های ارزیابی برنامه ای، نمونه سیستم های ارزیابی طراحی شده در موسسات آموزشی مرور شد. کلید واژه های P rogrammatic assessment، assessment system وstudent assessment standards و معادل های فارسی آن در پایگاه های اطلاعاتی MEDLINE، EMBASE، SCOPUS، SID و Magiran نیز جستجو شد. پیش نویس اولیه آیین نامه متناسب با نتایج بررسی متون اصلاح گردید. • نظرخواهی از ذی نفعان: نظر خواهی از ذی نفعان در دو مرحله انجام شد. ابتدا به منظور تطابق و تناسب حداکثری آیین نامه با شرایط دانشکده های مختلف دانشگاه علوم پزشکی، پیش نویس تدوین شده به دانشکده ها ارسال شد تا در خصوص هم راستایی با شرایط و نیازهای آن دانشکده و جامع و مانع بودن آیین نامه اظهار نظر نمایند. دانشکده ها نقدهای خود بر هر یک از بندهای آیین نامه را به صورت مشروح (narrative) مکتوب کردند. مجددا پیش نویس آیین نامه بر اساس نظرات دریافت شده از دانشکده ها اصلاح شد. در مرحله دوم به منظور اطمینان از مشارکت دانشکده ها در فرایند تدوین آیین نامه و همچنین ایجاد حس تعهد نسبت به اجرای آن در جلسه بحث گروهی (group discussion) با حضور معاونین آموزشی دانشکده ها (یازده دانشکده، پردیس بین الملل و دوره های شبانه) مورد بحث و بررسی قرار گرفت. اداره کننده جلسه یکی از متخصصان ارزیابی برنامه ای بود. نحوه اداره جلسه به این صورت بود که هر بند آیین نامه مطرح شده و شرکت کنندگان در مورد آن بحث نموده و در نهایت به اجماع می رسیدند. در نهایت سیستم ارزیابی برنامه ای تدوین شده تحت عنوان «آیین نامه نظام جامع ارزیابی دانشجو در دانشگاه علوم پزشکی تهران» تصویب شد. آیین نامه ارزیابی دانشجو در سه بخش «ساختار و تشکیلات ارزیابی دانشجو»، «طراحی و اجرای نظام ارزیابی دانشجو» و «تضمین کیفیت نظام ارزیابی دانشجو» و در 24 بند تدوین شد. دو بند آیین نامه مربوط به ساختار ارزیابی، 13 بند آن مربوط به نحوه طراحی و اجرای ارزیابی برنامه ای، 8 بند مربوط به ارتقای کیفیت آن و یک بند نیز به عنوان دستورالعمل کلی بود. بر اساس آیین نامه مذکور دانشکده ها باید ساختار ارزیابی دانشجو در دانشکده، شامل بخش علمی و اجرایی و وظایف هر یک، نقش و مسوولیت های دفاتر توسعه، گروه های آموزشی و اعضای هیات علمی را در بخش های مختلف فرایند ارزیابی دانشجو (از طراحی یک آزمون واحد گرفته تا برگزاری آزمون های جامع یا آزمون های سنجش عملکرد) و نیز در ارتقای کیفیت ارزیابی دانشجو مشخص کنند. در بخش طراحی و اجرای ارزشیابی دانشکده ها، ملزم شدند سیستمی را به منظور ارزیابی پیامدهای مورد انتظار از فراگیران با پوشش پیامدها یا توانمندی های اصلی (core competencies) برنامه های آموزشی تدوین نمایند. اجرای ارزیابی های تکوینی و به منظور ارائه بازخورد و ارتقای یادگیری، تهیه بلوپرینت (Blueprint) آزمون، مستندسازی و اطلاع رسانی فرایند اجرا و نتایج ارزیابی ها از جمله مهم ترین مواردی بود که دانشکده ها باید در استقرار برنامه ارزیابی خود در نظر داشته باشند. در بخش تضمین کیفیت، الزامات طراحی و اجرای ارزیابی برنامه ای در دانشکده ها در سه بخش قبل از اجرای آزمون، حین اجرای آزمون و پس از اجرای آزمون در نظر گرفته شد. مرور سوالات و آزمون های طراحی شده، در جلسات مرور توسط همکاران حداقل معیارهای کیفیت ارزیابی برنامه ای قبل از اجرای آزمون بود. تدوین و اجرای دستورالعمل هایی برای برگزاری انواع مختلف ارزیابی ها از جمله آزمون های مبتنی بر محل کار یکی از بندهای آیین نامه در بخش تضمین کیفیت اجرای ارزیابی برنامه ای بود. تحلیل انواع مختلف آزمون ها با استفاده از روش های آماری و کیفی مربوط از الزامات ارزیابی برنامه ای پس از اجرای آزمون ها بود. بر توانمندسازی اعضای هیات علمی نیز به عنوان یکی از مهم ترین معیارهای ضروری تضمین کیفیت ارزیابی برنامه ای در همه مراحل تاکید شد. آیین نامه نظام جامع ارزیابی دانشجو به منظور فراهم آوردن چارچوبی برای طراحی و استقرار ارزیابی برنامه ای در دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شد. یکی از ویژگی های مهم آیین نامه تدوین شده این است که با تدوین بندهای مربوط به ساختار و تشکیلات، جنبه های اجرایی ارزیابی دانشجو و تامین منابع آن را پوشش می دهد. در رویکرد ارزیابی برنامه ای، ارزیابی دانشجو از حالت فردی به صورت طراحی سوالات توسط یک مدرس یا اجرای یک روش ارزیابی واحد در پایان یک دوره خارج شده و ابعاد گسترده تری پیدا می کند که نیاز به یک بخش هماهنگ کننده دارد. بنابراین لازم است زیر ساخت ها و منابع مالی و انسانی آن در نظر گرفته شود(9). دایجکسترا (Dijkstra) و همکاران نیز در دستورالعمل هایی که برای ارزیابی برنامه ای ارائه دادند تاکید کردند که زیرساخت ها و ذی نفعان از عناصر مهم ارزیابی برنامه ای هستند و باید از همان ابتدا تعیین شوند(7). از دیگر ویژگی های آیین نامه مذکور این است که با تاکید بر ارزیابی تکوینی به صورت نظام مند، ارائه بازخورد و استفاده از نتایج ارزیابی دانشجو به منظور اصلاح، بر جنبه های یادگیری ارزیابی تاکید می کند. این موضوع در راستای شواهد اخیر در حوزه ارزیابی برنامه ای است، به طوری که فرهنگ ارزیابی از ارزیابی به منظور بررسی میزان یادگیری فراگیران (assessment of learning) به سمت ارزیابی با هدف یادگیری (assessment for learning) تغییر یافته است(10). اهمیت این موضوع به اندازه ای است که اخیرا مدل هایی از ارزیابی برنامه ای ارائه شده است که هدف آن صرفا ارزیابی با هدف یادگیری است(2و11). از نقاط قوت آیین نامه حاضر این است که با اختصاص یک سوم از بندهای آن به تضمین کیفیت ارزیابی برنامه ای تلاش شده است معیارهای ارتقای کیفیت آن را پوشش دهد. شواهد اخیر نیز با تاکید بر اینکه کیفیت ارزیابی برنامه ای فراتر از رویکرد سنتی است، چندین مدل برای آن پیشنهاد داده اند(12). هر چند در مقایسه با مدل های ارائه شده مواردی که در آیین نامه قید شده است مختصرتر است. دلیل این موضوع توجه به شرایط و امکانات دانشکده ها بوده است و انتظار می رود پس از استقرار کامل آن در دانشکده ها آیین نامه مورد بازبینی قرار گرفته و معیارهای کیفیت بیش تری به آن اضافه شود. از جمله محدودیت های این مطالعه این است که تنها به ارائه دستورالعمل هایی برای طراحی و استقرار ارزیابی برنامه ای پرداخته است، در حالی که لازم است قابلیت اجرای آن در عمل و پیامدهای به دست آمده از اجرای آن با مطالعات بیش تر ارائه شود. نویسندگان معتقدند تدوین این آیین نامه اولین گام در راستای نظام مند نمودن ارزیابی دانشجو در دانشگاه است و تلاش های بیش تری به منظور اجرا و بررسی سودمندی آن در عمل لازم است. از دیگر محدودیت های مطالعه این است که آیین نامه مذکور متناسب با شرایط دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شده است، هر چند با توجه به تلاش صورت گرفته برای ایجاد حداکثر تناسب با شرایط متنوع دانشکده های وابسته از سطح مناسبی از انتزاع برخوردار است و لذا می تواند به منظور کاربرد در دیگر دانشگاه های علوم پزشکی کشور نیز مورد استفاده واقع شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی برنامه ای، سیستم ارزیابی، ارزیابی دانشجو
  • حمید صالحی نیا* صفحات 1105-1107
    مقاله ای با عنوان: تاثیر شبیه سازی کامپیوتر و مانکن بر درک دانشجویان پرستاری از خودکارآمدی در احیای قلبی ریوی. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی. 1393; 14 (10): 869-878 به چاپ رسیده است(1). نقد مقاله که توسط مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی فراهم شده است، به منزله زیر سوال رفتن کار پژوهشگران نیست، بلکه فرصتی برای فراگیری بهتر اصول مقاله نویسی و نگارش علمی مقالات است، که این می تواند باعث افزایش دانش محققین در زمینه مقاله نویسی و کارهای پژوهشی گردد و جنبه آموزشی دارد تا انتقادی(2). چنین مقالات بسیار کاربردی است و می تواند در تصمیم گیری های بهداشتی مورد استفاده قرار گیرد، در واقع این مقالات می تواند برای برنامه ریزان درسی و آموزشی در دانشگاه های علوم پزشکی مورد استفاده قرار گیرد. لذا با توجه به اهمیت مقالات کارآزمایی بالینی در تصمیم گیری های بهداشتی و پزشکی(3)، ذکر چند نکته در مورد این مقاله قابل بحث است. در قسمت روش اجرای پژوهش ذکر شده است: در این مطالعه از دانشجویان پرستاری مشغول به تحصیل در ترم های (سوم و پنجم) برای شرکت در مطالعه دعوت و به طور تصادفی با استفاده از قرعه کشی در دو گروه کامپیوتر (ترم پنجم) و مانکن (ترم سوم) قرار گرفتند(1)، در قسمت دیگری از روش اجرا ذکر شده است، افراد به صورت تصادفی با استفاده از سکه انداختن به دو گروه تقسیم شدند. بر اساس آنچه ذکر شد، در روش اجرای مطالعه تقاقض وجود دارد، که آیا چگونه افراد به دو گروه تقسیم شده اند؟ اگر افراد به روش اول تقسیم شده اند که این خود می تواند بر نتایج تاثیرگذار باشد، چرا که خودکارآمدی افراد با ترم تحصیلی در ارتباط بوده و تاثیر آموزش هم ممکن است بر حسب ترم تحصیلی افراد متفاوت باشد، اگر از روش دوم نیز استفاده شده باشد، خالی از اشکال نیست. بهر حال تصادفی سازی به عنوان یکی از مهم ترین معیارها در مطالعات مداخله ای و فاکتور تاثیرگذار بر نتایج(4)، در این مطالعه به صورت متناقض بیان شده است. نکته دیگر این که در مطالعات مداخله ای که گروه عدم مداخله وجود ندارد، به راحتی نمی توان نتایج حاصله را به مداخله منتسب کرد، به طوری که بسیاری از پدیده ها در طی زمان و یا شرایط می تواند بهبود پیدا کند(5)، در این مطالعه دو روش شبیه سازی کامپیوتر و مانکن مورد بررسی قرار گرفته است، این دو روش با هزینه ها و تامین امکانات همراه هستند، لذا برای اجرای چنین برنامه های در مراکز آموزشی نیاز به هزینه است، از این رو مناسب است که بتوان نتایج این مطالعه را به مداخله منتسب کرد(5). چرا که این سوال مطرح می شود، آیا یک آموزش به شیوه معمول (به عنوان مثال: سخنرانی یا بحث گروهی) در ارتباط با احیای قلبی باعث بهبود این مقدار در خودکارآمدی دانشجویان نمی شود؟ و در حقیقت با هزینه کم تر همان مقدار افزایش در خودکارآمدی افراد ایجاد کرد. لذا به نظر می رسد در مطالعات مداخله ای که شواهدی برای تصمیم گیری های بهداشتی و آموزشی فراهم می کند، باید به داشتن یک گروه عدم مداخله نیز توجه داشت. رعایت چنین نکاتی، توسط محققین در پژوهش های آتی می تواند منجر به افزایش اطمینان به نتایج و کاربردی تر شدن آن گردد.
  • حمید صالحی نیا* صفحات 1108-1111
    مقاله ای با عنوان صلاحیت بالینی در دانشجویان کارشناسی ارشد پرستاری مراقبت های ویژه. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی. 1393; 14(12): 1030-1039 به چاپ رسیده است، این مقاله که به صورت مقطعی بوده است و حاوی اطلاعات بسیار مفید و کاربردی برای مسوولین در حیطه های آموزش پزشکی است و می تواند بسیار کاربردی باشد(1). از آن جایی که مقالات منتشر شده در مجله آموزش پزشکی، در برنامه ریزی ها کاربرد داشته و می تواند زمینه ساز تقویت شرایط آموزش در حیطه پزشکی و پرستاری باشد(2) و با توجه به غنای این مقاله از نظر کاربردی، چند نکته در مورد این مقاله قابل بحث است. سنجش روایی و پایایی پرسشنامه، درصد پاسخ گویی بالا و انجام یک مطالعه در سطح کشور همه از نقاط قوت این مطالعه است و قابل تقدیر است که محققین مطالعه ای کاربردی و در سطح کشور انجام داده اند(1). 1) توصیفی یا تحلیلی بودن مطالعه: در مطالعات مشاهده ای و سایر مطالعات یکی از اجزایی که باید در مقاله به آن اشاره شود، استفاده از آزمون های آماری است و تحلیل نتایج، در صورتی که در یک مطالعه از آزمون های تحلیلی و مقایسه ای برای بررسی روابط بین متغیر ها استفاده شود، نوع آن مطالعه تحلیلی است و از حالت توصیفی خارج می شود(3و4)، از آن جایی که ذکر نوع مطالعه و اجزاء روش اجرا به صورت صحیح باعث افزایش اعتماد به مقاله و گزارش دهی صحیح تر آن می شود(4)، در این مطالعه و سایر مطالعات بایستی به این نکته توجه داشت که بین مقالات توصیفی و تحلیلی تفاوت قائل شد و به درستی گزارش کرد. 2) نمونه گیری در مطالعات: در مطالعات مختلف، نمونه گیری صحیح و شرح آن یکی از اجزای مهم و تاثیرگذار در قابلیت تعمیم و اطمینان به نتایج مطالعه است، در مطالعه حاضر ذکر شده است از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده است، جدای از این که نمونه گیری در دسترس با محدودیت هایی همراه است، در این مطالعه به روش نمونه گیری و این که از هر دانشگاه چه تعداد افراد وارد مطالعه شدند، نشده است، این در حالی است که گزارش صحیح روش نمونه گیری در مطالعات مشاهده ای ضروری است(4). 3) مقایسه بر اساس سابقه کار بالینی: برخی از پرستاران دارای سابقه کار بالینی بوده اند و در واقع طیفی از افراد با سابقه کار وارد مطالعه شده اند، از این رو بررسی این که آیا هر یک از متغیرهای مورد مطالعه آیا با سابقه کار رابطه داشته است یا خیر می تواند در برنامه ریزی بهتر موثر باشد. با توجه به این که یکی از اهداف مجله آموزش پزشکی، ارتقای بهبود کیفیت گزارش مقالات منتشر شده در حیطه پزشکی و رشته های مرتبط است و توجه به نقد مقاله در این مجله خود زمینه ساز تبادل بحث و مطرح شدن برخی نکات باعث بهبود سطح دانش خوانندگان است(5)، انتظار می رود این دست نوشته مورد توجه قرار گیرد، تا با رعایت نکات فوق الذکر شاهد ارتقای کیفیت مقالات منتشر شده در داخل کشور باشیم.
|
  • Abbas Heydari, Hamideh Yazdimoghaddam * Pages 1022-1029
    Introduction
    Theses as an important part of postgraduate curriculum have a significant role in preparation and empowerment of graduates to participate in research activities. Therefore, proper directions and appropriate use of this opportunity to develop knowledge and special expertise are of great value. The present study aimed to carry out a thematic analysis of nursing MSc theses.
    Methods
    This descriptive study examined all of the nursing theses written at Mashhad School of Nursing and Midwifery (221 theses) during two ten-year periods. Research tool was a researcher-made checklist which examined the theses in terms of the year, title, methodology, and research orientations. Its validity and reliability were verified by content validity and inter-rater assessment respectively. Data were analyzed using descriptive statistics.
    Results
    Findings indicated that the theses were oriented towards the effects of therapeutic interventions on patients’ problems and their improvements (38.9%); setting of norms, needs, problems of patients and their families (14%); impact of education on knowledge, attitude, and performance of nurses, patients and their families (11.8%); assessment of patients and nurses’ knowledge, attitude, and performance (8.1%); description of the situation and quality of care and nursing services (7.7%), performance, reviews and description of diseases, their complications, prevalence and incidence, and characteristics of patients (7.2%). Finally, there were significant differences in research orientations between the two decades.
    Conclusion
    The results showed that nursing MSc theses lacked a specific orientation and were outside the nursing scope in numerous cases. Therefore, it is necessary that Mashhad School of Nursing and Midwifery, while seriously considering this issue, defines research directions which fit their situation and regional needs.
    Keywords: Thematic analysis, research subject, nursing, thesis, knowledge production
  • Abbas Ebadi, Zeinab Tabanejad *, Marzieh Pazokian, Yaser Saeed Pages 1030-1039
    Introduction
    Assessment of clinical competence is of great importance in nursing which identifies the scientific gap between university education and clinical needs among graduate nurses. Hence, the aim of this study was to evaluate the clinical competence among MSc students of critical care nursing.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, 250 MSc students of critical care nursing were selected by convenience sampling from 17 state nursing schools of Iran in 2013-2014. A researcher-made questionnaire was used to collect data in five areas of care management, technical competence, individual management, patient-oriented care and scholarship. The content and face validity of the questionnaire were assessed and its reliability was calculated by Cronbach’s alpha coefficient for internal consistency (α = 0.86).A five-point Likert scale was used to measure the items. The collected data were analyzed using independent t-tests and one-way ANOVA.
    Results
    Ultimately, 217 questionnaires were analyzed. The total mean score of clinical competence was 4.30±0.41. The mean scores were 4.38±0.43 for care management, 4.40±0.56 for technical competence, 4.36±0.45 for individual management, 4.29±0.60 for patient-oriented care, and 3.66±0.79 for scholarship. Clinical competence was 4.23±0.43 in males and 4.36±0.39 in females (p=0.001, T=-2.15). There was a significant difference between years of education in scholarship area (p =0.01, T=30.15).
    Conclusion
    The results showed that the clinical competence of female students was higher than male students. Also the level of clinical competence was high in most areas; however, it was different in terms of years of education in the scholarship area. Accordingly, a revised curriculum is recommended to enhance the efficiency of this course. It is recommended that more field studies be conducted on this area.
    Keywords: Clinical competence, nursing student, critical care, professional competence.
  • Alireza Irajpour *, Mousa Alavi, Akram Izadikhah Pages 1040-1050
    Introduction
    Comprehensive palliative care of cancer patients could be achieved by developing interprofessional collaboration through which professionals from a variety of professions come together to meet the clients’ complexity of health care needs. Health professionals are supposed to get ready to perform such an important responsibility. Therefore an interprofessional curriculum for palliative care of cancer patients was designed in Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    This study employed a mixed method design based on the curriculum development steps. The study population consisted of health professionals (including professionals from medicine, nursing, psychology, nutritionist, social working and rehabilitation) from health centers affiliated with Isfahan University of Medical Sciences, Islamic studies experts who collaborate with the health system and cancer patients. Data were collected through review of literature (electronic and library resources) and conducting interview with participants, and were analyzed through conventional qualitative content analysis and were revised and completed through expert panels.
    Results
    In the first step, 50 articles and reports and 6 related books were selected and reviewed as preliminary sources of data. Moreover 17 participants were interviewed. In order to revise and complete the qualitative data, in the second step, 8 panels were assembled with participation of 30 specialists. Finally, 10 learning subtopics were identified within two general topics of interprofessional education/collaboration and palliative care; related methods of teaching and evaluation were also delineated.
    Conclusion
    Various aspects of health professionals’ training needs in palliative care for cancer patients are covered in the proposed curriculum. Moreover a specific attention has been paid to interprofessional aspects of the palliative care. Therefore it could be considered as a guide for preparing health professionals in order to offer appropriate palliative care for cancer patients in the form of interprofessional teams.
    Keywords: Palliative care, Cancer patients, Curriculum development, Interprofessional education
  • Zahra Jouhari, Alireza Yousefi *, Mahsa Shakour, Athar Omid, Leila Bazrafkan Pages 1051-1059
    Introduction
    Patient satisfaction is one of the key indicators of health care quality. This study aimed to investigate factors affecting patient satisfaction from the viewpoints of physicians and medical students.
    Methods
    In this cross-sectional study, a self-administrated questionnaire was completed by 100 medical students of basic sciences and interns. Participants were selected randomly from medical students of Shahed University in 2011. Also the views of 70 physicians attending CME courses in Isfahan University of Medical Sciences were reviewed. Data were collected through a researcher-made questionnaire formed on the basis of experts’ opinions and reviewing the literature; it included 29 general questions and attitude measurement items. Validity and reliability of the questionnaire had been verified earlier. Data were analyzed using ANOVA and T- test.
    Results
    Communication skills (4.40±0.82), medical ethics (4.38±0.91), and active listening to patients (4.32±0.88)(out of 5 total scores) were selected by physicians and medical students (interns and basic sciences) as the most influential factors respectively. Focus on patient’s condition was considered as the first priority by the three groups of participants for intervention.
    Conclusion
    Students and physicians believe that patient’s condition and communication skills are the fundamental and important factors affecting patient satisfaction. Therefore, training programs should teach these skills and make positive attitudes in order to implement such techniques in clinical treatments.
    Keywords: Medical students, satisfaction, patient, physicians
  • Alireza Yousefy, Maryam Gordanshekan * Pages 1060-1067
    Introduction
    The need for self-learning and self-motivation in medical students is a necessity in today’s knowledge-based world. This study aimed to investigate the relationship between Self-directed learning and school motivation in medical students of Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive-correlational study 300 Medical students were selected through the simple random sampling method in 2011-2012 academic years, and completed the standard scales of the Self-rating Scale of Self-directed Learning (SRSSDL) and the Inventory of School Motivation(ISM). The reliability of questionnaires had been verified in previous studies respectively. In this study, Cronbach’s alpha was calculated 0.92& 0.93. Data were analyzed using descriptive statistics (mean and standard deviation) and inferential statistics (Pearson correlation coefficient).
    Results
    Findings of the 265 completed questionnaires showed a positive significant relationship between Self-directed Learning and School Motivation(r=0.448, p=0.001).The correlation coefficient between School Motivation and all factors of Self-directed learning was significant and the highest score belonged to the Evaluation factor(r=0.429, p=0.0005). The correlation coefficient between Self-directed learning and all factors of School motivation was significant and the highest score belonged to the Effort factor(r=0.544, p=0.0005).
    Conclusion
    The results showed a positive and significant relation between School Motivation and Self-directed learning. Developers of medical education and faculty members can use the results of this research to promote the quality of medical education as a step toward medical education development.
    Keywords: Self, directed Learning, school motivation, medical education, medical student
  • Mahbobeh Abdolrahimi, Naghme Razaghi *, Shahrzad Ghyasvandyan, Shkoh Varie Pages 1068-1077
    Introduction
    Nursing education should develop autonomy, critical thinking, open-mindedness and sensitivity to others. Reflection seems to be an effective strategy for developing such capabilities in nursing. Therefore, this narrative review study was carried out to explore reflection in nursing education.
    Methods
    Using keywords like reflecting, reflection and nursing reflection, FarsiandEnglish articles published during 2000-2014 in scientific databases including Elsevier, Wiley, PubMedand Magiranwere extracted.
    Results
    193 articles were extracted and their abstracts were assessed. After being checked for relevance, 120 unrelated articles were excluded and 0 articles related to reflection concept or reflection application in nursing education were chosen. Reflection is a process to reshape experience in order to improve learning and performance. Reflection outcomes are enhanced thinking ability and professional performance. Reflection designing principles consisted of objective determination, construct explanation, learning environment, giving feedback, and reflection evaluation. The most important methods of reflection were diaries, portfolios, multimedia devices, paintings and photos. Approaches for improving reflection in nursing education were implementation of reflection models and emphasis on the role of trainers in developing and applying reflection.
    Conclusion
    An important component in the evolution of nursing educational system isthe persuasion of learners to think by applying practical strategies. Reflection is an active and fundamental educational method in the nursing field. Therefore, in order to utilize reflection, educational methods of traditional nursing education system need to be revised.
    Keywords: Reflection, nursing, education
  • Leili Borim Nejad, Mahboobeh Sajadi Hezaveh *, Sharareh Khosravi Pages 1078-1086
    Introduction
    In order to adjust to fast changes and developments in providing health services, nurses must be able to make decisions and solve problems in different situations. Hence, nursing students must learn to be responsible for their own education. To reach this goal, self-directed learning methods are suggested. One of these methods is learning contract. This study aimed to investigate the effects of learning contract on self-directed learning and satisfaction of nursing students.
    Methods
    This quasi-experimental study performed on 59 nursing students of Iran University of Medical Sciences during their internship in pediatric ward. In the first half of semester, 27 students were trained by traditional methods (control group) and in the second half, 32 students were trained through learning contract (intervention group). At the end of the training course, self-directed learning and satisfaction with teaching method questionnaires were completed by both groups. Data were analyzed using descriptive and inferential statistics (independent t-test).
    Results
    There was no significant difference between the two groups in terms of age, sex and grades. Statistical analysis showed a significant difference between self-directed learning scores of the two groups (p=0.019). However, no significant difference was found between the two groups regarding their satisfaction with teaching methods.
    Conclusion
    The use of contract learning in clinical education increases self-directed learning in nursing students. Using this method is recommended to nursing educators due to its special focus on individual differences and theoretical basis of adult learning and improving self-directed learning which is one of the goals of nursing education in the third millennium. However, no significant difference was found in terms of students’ satisfaction with this method suggesting that they need more support and preparation.
    Keywords: Clinical education, Self, directed learning, learning contract, nursing student
  • Shabnam Shahsavand, Majid Ghafouri, Mahbubeh Tabatabaeichehr, Abdoreza Shakeri * Pages 1087-1096
    Introduction
    Pharmacology is an extremely practical course and at the same time hard to learn. Utilizing practical and innovative methods facilitates learning of theoretical courses. Therefore, this research aimed to investigate the effects of an innovative role-based method named “Prescomime” on medical students’ learning and clinical skills development in pharmacology course.
    Methods
    This single-group post-test study was performed in the first and second semesters of 2012-2013 academic years among medical students in pharmacology course (all students: 22 in the first and 24 in the second semester) in North Khorasan University of Medical Sciences. The term Prescomime is derived from the words prescription and mimic and means mimic of a prescription. Participants were divided into two groups. The explorer group asked one of the participants in the same group, as a hypothetical middle class patient (without medical information), about her or his disease to get information about the medication that she or he had consumed in order to find that medication. Data collection tool was a researcher-made questionnaire in order to evaluate the method. Data were analyzed using descriptive and inferential statistics (ANOVA and T-test).
    Results
    The mean scores for the idea of implementation of this method were 4.09±0.05 in the first semester and 4.09±0.09 (out of 5) in the second semester which did not show a significant difference (p=0.9, t=0.19); however, a significant difference (p<0.0001, t=3.48) was found between the mean scores for the method of implementation in the first semester (3.02±0.87) and the second semester (4.05±0.17).
    Conclusion
    Findings showed that utilizing Prescomime in the form of role playing enhanced students’ motivation, self-confidence, and concentration on practical aspects of the course. Since there is no access to patients in theoretical courses, a combination of this method with theoretical courses might be the best solution to improve learning of pharmacology.
    Keywords: Mimic, prescription, learning, pharmacology, medical students, role playing
  • Raz Khatibi, Mohammad Jafar Rezaie, Yadolah Zarezadeh *, Shahrokh Ebnerasooli Pages 1097-1100
    Introduction
    Evaluation of research barriers in any scientific field is of great significance and can reveal the field’s deficiencies and weaknesses. The aim of this study was to assess the reasons for faculty members’ lack of interest in doing research in the field of education from their own perspective in Kurdistan University of Medical Sciences.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on all faculty members of Kurdistan University of Medical Sciences in 2012. The participants were selected through the census method(165). Data collection tool was a researcher-made questionnaire through which faculty members declared their opinions about educational research problems based on a four-point Likert scale from completely disagree to completely agree (1 to 4). The collected data were analyzed using descriptive statistical tests, and Chi-square test.
    Results
    Out of 165 distributed questionnaires, 137 were completed (83% response rate). The most frequent problem declared by faculty members was the tendency to do research in their own fields. Associate professors complained more than assistant professors and instructors about being busy and having no time for educational research (p=0.017). Also Clinical faculty members complained more than non-clinical faculty members about being busy and having no time for educational research (p=0.009).
    Conclusion
    Results showed a necessity in Kurdistan University of Medical Sciences to make arrangements for planning and running workshops of research in education, and to consider special benefits for faculty members in order to carry out research in the field of education.
    Keywords: Research in education, faculty members of medical sciences, empowerment, research barriers
  • Hamid Salehiniya Pages 1105-1107
  • Hamid Salehiniya Pages 1108-1111