فهرست مطالب

  • سال هجدهم شماره 1 (فروردین 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/01/26
  • تعداد عناوین: 10
|
  • احمدرضا باغستانی، محمودرضا گوهری، آرزو اروجی*، محمد امین پورحسینقلی صفحات 1-6
    زمینه و هدف
    سرطان کولورکتال شایع ترین سرطان دستگاه گوارش می باشد. بررسی عوامل موثر بر زمان بقای این بیماران حائز اهمیت است. هدف از این پژوهش مقایسه مدل های پارامتری با برآورد خطای پیش بینی و شناسایی عوامل موثر بر زمان بقای بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ است.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مطالعات هم گروهی بود. در این مطالعه 600 بیمار مبتلا به سرطان روده بزرگ طی سال های 1380 تا 1385 به بیمارستان طالقانی شهر تهران مراجعه نمودند و حداقل 5 سال پی گیری شدند. برای تعیین عوامل موثر بر زمان بقای بیماران مدل های پارامتری وایبل، نمایی و لگ-لجستیک به داده ها برازش داده شد و این مدل ها با برآورد خطای پیش بینی به روش زیان آشکار با یکدیگر مقایسه شدند.
    یافته ها
    از 600 بیمار، 344(57/3 درصد) نفر مرد و 256(42/7 درصد) نفر زن بودند. از کل بیماران 151(25/2 درصد) نفر فوت کردند که 62/3 درصد آنها مرد بودند. در حالت تک متغیره زمان بقای بیماران با عوامل مرحله بیماری، شاخص توده بدنی، محل سرطان و جنسیت بیمار ارتباط معنی دار داشت اما در حالت چند متغیره تنها مرحله بیماری و شاخص توده بدنی عوامل موثر بر بقای این بیماران بودند. با استفاده از برآورد خطای پیش بینی به روش زیان آشکار، مدل لگ لجستیک بهترین مدل بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که پیش بینی زمان بقای بیماران از اهمیت بالایی برخوردار است لذا می توان نتیجه گرفت برای مقایسه مدل ها از برآورد خطای پیش بینی استفاده شود. علاوه بر آن از آنجایی که مرحله بیماری و شاخص توده بدنی از عوامل موثر در زمان بقای بیماران شناخته شد می توان با تشخیص به موقع و رعایت رژیم غذایی مناسب زمان بقای بیماران را افزایش داد.
    کلیدواژگان: سرطان روده بزرگ، پیش بینی، مدل پارامتری
  • علی یار پیروزی، میرزا خلیل بهمنی، محمد آزادی، محمد مهدی فیض آبادی، روحی افکاری* صفحات 7-15
    زمینه وهدف
    کمبود آنزیم گلوکز6 -فسفات دهیدروژناز یک نقص آنزیمی است که به صورت ارثی منتقل می شود. کمبود این آنزیم باعث کاهش احیاء انرژی گلبول های قرمز و همولیز می گرددکه عامل بروز زردی شدید نوزادان است. هدف از این مطالعه بررسی کمبود آنزیم گلوکز 6 فسفات دهیدروژناز، هیپربیلی روبینمی و ناسازگاری خونی در نوزادن تازه متولد شده در شهر لارستان واقع درجنوب استان فارس بود که به دنبال برنامه ملی غربال گری نوزادن انجام شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت توصیفی-مقطعی بر روی 12079 نوزاد متولد شده در شهرستان لارستان که از ابتدای سال 1389تا انتهای سال 1391 به مرکز غربال گری این شهرستان مراجعه کرده بودند، انجام شد. از پاشنه پای این نوزادان خون گیری به عمل آمد و با استفاده از روش فلوئورسنت لکه ای آنزیم گلوکز 6 فسفات دهیدوژناز مورد ارزیابی قرار گرفت. هم چنین از نظر گروه خونی، هماتوکریت، هموگلوبین، آزمایش کومبس، شمارش رتیکولوسیت و میزان بیلی روبین و اطلاعات دموگرافی بررسی شدند.
    یافته ها
    در این مطالعه از بین 12079 نوزاد غربال شده تعداد 2345 نوزاد دارای نقص آنزیمی گلوکز 6 فسفات دهیدوژناز بودند که درصد شیوع آن در بین نوزادان این شهرستان 41/19 درصد به دست آمد که نسبت به شهرهای دیگر کشور درصد بالایی است. شیوع گروه خونی O+ در بین فرزندان بیمار و در بین مادران آنها به طور چشم گیری بالاتر از گروه های خونی دیگر بود(60 درصد و 56 درصد به ترتیب). در 52 درصد از فرزندان بیمارهیپربیلی روبینمی و 12 درصد آنها از نظر تست کومبس غیرمستقیم مثبت بودند.
    نتیجه گیری
    درصد شیوع کمبود این آنزیم در دختران شهرستان لارستان کمی بیشتر از پسران این شهرستان است در حالی که با توجه به وابسته به X بودن، شیوع این بیماری باید در بین پسران بیشتر باشد.
    کلیدواژگان: آنزیم گلوکز6، فسفاتاز دهیدروژناز، بیلی روبینمی، ناسازگاریRH خونی
  • مهری جمیلیان، حمیدرضا جمیلیان* صفحات 16-23
    زمینه و هدف
    اختلال خواب حدود 40% زنان یائسه را درگیر نموده و برکیفیت زندگی ایشان موثر است. انواع داروها جهت درمان اختلال خواب مورد استفاده قرار گرفته است. مطالعاتی از اثربخشی گاباپنتین در کنترل علائم وازوموتور و اختلال خواب زنان یائسه وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر گاباپنتین در بهبود کیفیت زندگی و خواب زنان یائسه می باشد.
    مواد و روش ها
    در این کارآزمایی بالینی دوسوکور، 90 زن یائسه مبتلا به اختلال خواب بصورت تصادفی به مدت 12 هفته در دوگروه مورد (گاباپنتین 300 میلیگرم دوبار در روز) و شاهد قرار گرفتند. پرسشنامه کیفیت زندگی SF36 و کیفیت خواب پیتزبرگ قبل و بعد از مداخله در بیماران بررسی و با استفاده ازنرم افزار SPSS21 مقایسه شد.
    یافته ها
    میانگین سنی افراد مورد مطالعه در گروه مورد 52.7 ± 3.14 و در گروه شاهد 53.4±3.68 سال بود. نمره کیفیت خواب و کیفیت زندگی بیماران و متغیرهای دموگرافیک ایشان قبل از مداخله بین دو گروه تفاوت آماری معنی داری نداشت (p>0.05) ولی بعد از مداخله در گروه گاباپنتین به صورت معنی داری بهتر از گروه شاهد بود (p=0.0001).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد تجویز 300 میلی گرم گاباپنتین دوبار در روز برای 12 هفته سبب بهبود کیفیت زندگی وخواب زنان یائسه می شود.
    کلیدواژگان: گاباپنتین، کیفیت زندگی، اختلال خواب
  • فرزاد زمانی، حبیب سهیلی، حمیدرضا جمیلیان، ندا صالح جعفری، * محمد رفیعی، امین تمیزی صفحات 24-31
    زمینه و هدف
    رینیت آلرژیک از جمله شایع ترین بیماری ها است که تقریبا در 20 درصد مردم بروز می کند. علائم اصلی بیماری شامل عطسه، آبریزش بینی، انسداد بینی و خارش بینی یا حلق می باشند. به نظر می رسد ضد افسردگی های سه حلقه ای که دارای خاصیت بلوک گیرنده های هیستامینی می باشند، می توانند به عنوان درمانی موثر در درمان این بیماری مطرح شوند.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی 84 بیمار مبتلا به رینیت آلرژیک فصلی وراد مطالعه شده و به طور تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. در گروه اول بیماران 2 هفته سیترزین و در گروه دوم 2 هفته دوکسپین دریافت کردند. بعد از اتمام درمان بیماران از نظر میزان آبریزش بینی، خارش بینی، عطسه واحتقان بینی مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    در این مطالعه مشخص شد که امتیاز بالینی بیماران دو گروه بعد از دریافت 2 هفته درمان تفاوت معنی داری با یکدیگر ندارد(p=0.261). تنها علامتی متاثر از نوع درمان در بین دو گروه اختلاف معنی داری داشت میزان عطسه بعد از دو هفته بود(p=0.005).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد تفاوت زیادی بین استفاده از سیتیریزین و دوکسپین در درمان علائم ناشی از رینیت آلرژیک فصلی وجود ندارد. توصیه می شود در مطالعات آینده از داروهای ضد افسردگی با خاصیت قوی تر بلوک کنندگی گیرنده های هیستامینی و بر روی جمعیت با حجم نمونه بیشتر انجام شوند.
    کلیدواژگان: درمان، رینیت آلرژیک، دوکسپین، سیتیریزین
  • نرگس زمانی، مجتبی حبیبی، محمد درویشی* صفحات 32-42
    زمینه و هدف
    افسردگی در راس فهرست بیماری های روانی قرار دارد که حدود 25 درصد مراجعین به مراکز بهداشتی در جهان را به خود اختصاص می دهند و تاکنون شیوه های مختلفی برای درمان آن ارایه شده است. لذا، هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی در مقایسه با گروه درمانی شناختی رفتاری در کاهش افسردگی مادران کودکان معلول بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر، پژوهشی نیمه تجربی با گروه آزمایش و کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر مادران بیماران مراجعه کننده به مراکز جسمی حرکتی، کار درمانی، فیزیوتراپی بود که علائم افسردگی را داشتند. با روش نمونه گیری در دسترس در هر گروه تعداد 8 بیمار انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل مصاحبه بالینی ساخت دار برای اختلال های محور یک بر اساس DSM-IV و فرم بازبینی شده پرسش نامه افسردگی بک بود. گروه آزمایش رفتار درمانی دیالکتیک و رفتاردرمانی-شناختی طی 2ماه (8 جلسه 2 تا 2/5 ساعته) تحت آموزش قرار گرفتند، در حالی که در این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین میانگین های نمرات افسردگی گروه آزمایشی رفتاردرمانی دیالکتیکی و گروه درمانی شناختی با گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد(0/001>p). هم چنین بین میانگین های نمرات افسردگی گروه آزمایشی رفتاردرمانی دیالکتیکی و گروه درمانی شناختی تفاوت معنی داری وجود دارد(0/001>p).
    نتیجه گیری
    در حوزه درمان و زمینه کار با افراد افسرده و افرادی که در حالت بحران به سر می برند، رفتاردرمانی دیالکتیکی و رفتاردرمانی شناختی با توجه به ماهیت آن، بسیار کارا و نوید بخش به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: رفتاردرمانی شناختی، افسردگی، رفتاردرمانی دیالکتیک، معلول
  • ندا سلیمانی*، اشرف محبتی مبارز صفحات 43-50
    زمینه و هدف
    پروتئین فعال کننده نوتروفیلی (HP-NAP) یک آنتی ژن حفاظتی و یک فاکتور بیماری زایی اصلی هلیکوباکتر پیلوری است. تحریک سیستم ایمنی جهت درمان این باکتری نقش کارآمد دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر پروتئین نوترکیب فعال کننده نوتروفیلی از هلیکوباکتر پیلوری بر میزان تکثیر و بقای ماکروفاژهای صفاقی موشی مدل بالب سی می باشد.
    مواد و روش ها
    طی یک مطالعه تجربی – آزمایشگاهی، پروتئین نوترکیب Hp-NapA از هلیکوباکتر پیلوری در محیط آزمایشگاه تولید شد. ماکروفاژهای صفاقی موش خارج و کشت داده شد. از غلظت های مختلف پروتئین نوترکیب Hp-NapA برای تحریک ماکروفاژها استفاده شد. از روش MTT به منظور ارزیابی بقاء و میزان تکثیر ماکروفاژها استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج روشن است که تاثیر افزایش دهنده تحریک از طریق پروتئین نوترکیبHp-NapA در دوز 30 میکروگرم/ میلی لیتر (0/01=p)، معنی دار بود. میزان بقاء در دوزهای 30 و 60 میکروگرم در میلی لیتر به طور معنی داری از گروه کنترل بیشتر شده بود و در سری همزمانی پروتئین نوترکیب به همراه لیپوپلی ساکارید میزان تکثیر نیز در دوزهای مشابه افزایش معنی داری از نظر آماری نشان می دهد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های ما، پروتئین نوترکیب Hp-NapA دارای اثر مثبت بر میزان تکثیر، بقا و عملکرد ماکروفاژهای صفاقی دارد. بنابراین، مفروض است که پروتئین نوترکیب Hp-NapA می تواند به عنوان ایمنومدولاتور جهت ایمنی درمانی مطرح شود.
    کلیدواژگان: تکثیر سلولی، ماکروفاژها، هلیکوباکتر پیلوری
  • منیر شایسته فر، رضا ماستری فراهانی*، فاطمه فدایی فتح آبادی، محسن نوروزیان، امیرحسین معماری صفحات 51-60
    زمینه و هدف
    یکی از ویژگی های مورفولوژیک که در افراد دارای اتیسم الگوی متفاوتی با هم سن و سالانشان دارد، اندازه دور سر و فاکتورهای مرتبط با آن (طول و عرض سر) است. هدف ما ارزیابی شاخص دور سر و تعیین ارتباط آن با فاکتورهای شناختی در جمعیت کودکان و نوجوانان دارای اختلالات طیف اتیسم بوده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی، نمونه پژوهش شامل 129 دانش آموز 7 تا 18 سال مبتلا به اتیسم و 103 دانش آموز کم توان ذهنی در گروه کنترل بود. اندازه دور سر توسط متر نواری، طول و عرض سر توسط کولیس اندازه گیری شد. هم چنین والدین به پرسش نامه ارزیابی فاکتورهای شناختی- اجتماعی پاسخ دادند.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد که دور سر، طول و هم چنین عرض سر افراد مبتلا به اتیسم از افراد مبتلا به کم توانی ذهنی بزرگ تر است(0/001=p). افراد مبتلا به اتیسم در نمره کل و خرده مقیاس های پرسش نامه فاکتورهای شناختی-اجتماعی، نمره کمتری نسبت به گروه کم توان ذهنی به دست آوردند(0/001>p). هم چنین یافته ها نشان دادند که با افزایش اندازه دور سر در افراد دارای اتیسم، توانایی آنان در مهارت های شناختی-اجتماعی کاهش می یابد(0/05>p).
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که الگوی رشدی و ارتباط شاخص های آنتروپومتریک مربوط به اندازه دور سر با فاکتورهای شناختی در کودکان و نوجوانان مبتلا به اتیسم با کودکان کم توان ذهنی تفاوت معنی داری دارد.
    کلیدواژگان: آنتروپومتری، اختلال اتیستیک، شناخت، سر، کم توانی ذهنی
  • منیره اسدی قلعه نی، اتنا شمس*، حمیدرضا طاهری صفحات 61-68
    زمینه و هدف
    مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری مزمن پیشرونده سیستم اعصاب مرکزی است و از علائم و نشانه های آن خستگی و عدم تعادل می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر یک دوره برنامه تمرینی بر روی سطح طرح دار بر تعادل بیماران مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس بود.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون بود. آزمودنی ها با دامنه سنی 27 تا 42 و مقیاس ناتوانی جسمانی 1-4 و هدفمندانه و داوطبانه انتخاب و به صورت تصادفی به گروه های تجربی و کنترل تقسیم شدند. تمرینات به مدت 3 هفته و 5 جلسه در هفته انجام گرفت و مدت هر جلسه حداقل یک ساعت بود. برای اندازه گیری تعادل از مقیاس تعادل برگ استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و وابسته در سطح p<0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بهبود قابل توجهی در تعادل مشاهده شده است(p<0/05). هم چنین نتایج حاکی از تفاوت معنی داری بین داده های پس آزمون آزمودنی ها در هر دو گروه تجربی و گروه کنترل بود(p<0/05).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این مطالعه، به کارگیری برنامه تمرینی راه رفتن بر روی سطح طرح دار می تواند عاملی تاثیرگذار در بهبود تعادل بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس باشد. با توجه به این نتایج، متخصصان مربوطه می توانند از این تمرینات به عنوان یک مکمل در کنار درمان های دارویی برای بیماران ام. اس استفاده کنند.
    کلیدواژگان: سطح طرح دار، تعادل، مولتیپل اسکلروزیس
  • مریم فتحی شیخی، محسن شمسی*، محبوبه خورسندی، مهدی رنجبران صفحات 69-77
    زمینه و هدف
    سوانح و حوادث یکی از عوامل اصلی مرگ و ناتوانی در دنیا و از مهم ترین علل مراجعه کودکان به بیمارستان می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف سنجش سازه های مدل اعتقاد بهداشتی و عملکرد، در مادران مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر خرم آباد در خصوص رفتارهای پیش گیری کننده از سوانح و حوادث در کودکان صورت پذیرفته است.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر مطالعه مقطعی- تحلیلی بر روی 261 نفر از مادران دارای کودک کمتر از 5 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر خرم آباد در سال 1393 می باشد. روش گردآوری اطلاعات پرسش نامه تنظیم شده بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی بوده است. اطلاعات جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در این مطالعه میانگین و انحراف معیار سن مادران 28.98±5.37 سال، میانگین نمره عملکرد و خودکارآمدی مادران به ترتیب برابر 59.1±14.74 و 69.1±11.07 مشاهده شد. هم چنین میانگین نمرات سایر سازه های مدل اعتقاد بهداشتی شامل حساسیت، شدت، منافع و موانع درک شده نیز بیش از حد متوسط مشاهده شد. بین خودکارآمدی و موانع درک شده همبستگی منفی و معنی دار (r=-0.256، p<001) و بین موانع درک شده و عملکرد نیز همبستگی منفی و معنی داری (r=-0.391، p<001) وجود داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به میزان میزان عملکرد مادران و سایر سازه های نگرشی مدل اعتقاد بهداشتی، پیشنهاد می شود تا برنامه های آموزشی بر مبنای این مدل به صورت مستقیم و غیر مستقیم در قالب بسته های آموزشی چند رسانه ای به منظور ارتقاء رفتارهای پیش گیری کننده از سوانح و حوادث در کودکان صورت گیرد.
    کلیدواژگان: الگوی اعتقاد بهداشتی، مادران، سوانح، حوادث، پیش گیری، کودکان
  • مریم نظری*، محمدرضا کردی، سیروس چوبینه صفحات 78-86
    زمینه و هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر فعالیت تناوبی شدید بر سطوح سرمی کراتین کینار و لاکتات دهیدروژناز به عنوان شاخص های آسیب عضلانی و ژلاتیناز نوع یک به عنوان شاخص التهاب بافتی، در دختران جوان غیرفعال بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی 14 دانشجوی دختر غیرفعال انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه اجرای فعالیت تناوبی شدید (با میانگین و انحراف استاندارد 21/28 ± 2/56 سال، قد 163/1±3/7 سانتی متر و وزن 4/95±52/86 کیلوگرم) و گروه کنترل (با میانگین و انحراف استاندارد 7/50±20/25 سال، قد 4/5±162/4 سانتی متر و وزن 3/67± 52/64 کیلوگرم) تقسیم شدند.آزمودنی های گروه تجربی در شش تکرار یک دقیقه ای با شدت 90 الی 95 درصد HR max دویدند. نمونه های خونی قبل و به فاصله 30 دقیقه پس از اجرای پروتکل تمرینی گرفته شد. اندازه گیری مقادیر مربوط به فاکتورهای ذکر شده با استفاده از کیت های مربوطه انجام گرفت. داده ها با آزمون تی مستقل در سطح معنی داری 0/05 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    پس از جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج نشان دادند افزایش معنی داری در مقادیر کراتین کیناز و لاکتات دهیدروژناز در اثر اجرای فعالیت تناوبی شدید وجود دارد ولی هیچ اختلاف قابل ملاحظه ای در سطوح ژلاتیناز نوع یک در اثر اجرای این فعالیت مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    بنابراین می توان گفت یک جلسه اجرای فعالیت تناوبی شدید می تواند باعث افزایش برخی از شاخص های آسیب عضلانی هم چون کراتین کیناز و لاکتات دهیدروژناز شود و در رابطه با پاسخ التهابی بدن، تغییر قابل ملاحظه ای در ژلاتیناز نوع یک موجب نمی شود.
    کلیدواژگان: کراتین کیناز، فعالیت بدنی، لاکتات دهیدروژناز، ماتریکس متالوپروتئیناز نوع دوم
|
  • Ahmadreza Baghestani, Mahmood Reza Gohari, Arezoo Orooji *, Mohammad Amin Purhosseigholi Pages 1-6
    Background
    Colorectal cancer is the most common gastrointestinal cancer. Investigating the factors that predict survival time for these patients is important. The purpose of this study was comparison of parametric models by estimating the prediction error and also identifying the effective factors on predicted survival time of patients with colorectal cancer.
    Materials And Methods
    This cohort study was conducted with 600 patients who were suffered from colorectal cancer in Taleghani Hospital of Tehran between 2001 to 2005 and they were followed up for at least 5 years. For identifying the effective factors on survival time، of the patients we analyzed the data by some parametric models such as Weibull، Exponential and Log logistic and compared these models with the estimation of prediction error by apparent loss method.
    Results
    Among 600 patients there was 344 men (57. 3%) and 256 wemon (47. 7%). Of total، 151 patients were died that 62. 3% of them were men. Univariate analysis showed that the effect of BMI، sex، staging of tumor، tumor site were significant but in multivariate model staging of tumor and BMI were significant. By the estimation of prediction error، the best model was Log logistic.
    Conclusion
    With respect to the importance of survival time prediction، we found that we can use the prediction error to compare the parametric models. In addition، because of effectiveness of tumor stages and BMI in the patients’ survival time، survival time could be increased by an on-time diagnosis and an appropriate controled diet.
    Keywords: Colorectal Cancer, Prediction, Parametric Model
  • Aliyar Piruzi, Mirzakhalil Bahmani, Mohammad Azadi, Mohamohammad Mehdi Feizabadi, Rouhi Afkari* Pages 7-15
    Background
    Glucose-6- phosphate Dehydrogenase enzyme (G6PD) id an enzyme deficiency that id transported inheritably. The lack of this enzyme decreases the energy revival of red blood cells and leads to Hemolysis which is the cause of severe neonatal jaundice. This study aims at investigating glucose-6-phosphate dehydrogenase deficiency, hyperbilirubinemia, and blood incompatibility in newborn babies in larestan city, located in south of Fars province, following the newborn screening national plan.
    Materials And Methods
    this study id a cross-sectional and descriptive study on 12079 newborns in larestan city that referred to the screeing center from the start of 2010 to the end of 2012. The blood samples were taken from the newborn's heels and were evaluated through G6PD tluorescent spot test. They were examined regarding their blood group, hematocrit, hemoglobin, Coombs test, reticulocyte count and bilirubin levels as well as demographic information.
    Results
    In this research, among the 12079 screened newborns, 2345 ones showed G6PD deficiency with a prevalence of 19.41 which is a high percentage in comparison to those of other cities in Iran. The prevalence of O+ blood group among sick babies and their mothers was significantly higher than of other blood groups. (60% and 56%, respectively). The Hyperbilirubinemia and the indirect coombs tests were positive in 52% and 12% of the sick babies, respectively.
    Conclusion
    The prevalence percentage of lack of this enzyme in girls of Larestan city is a little higher than in boys, even though since this disease depends on X, it should be more prevalent in boys.
    Keywords: Glucose, 6, phosphate Dehydrogenase enzyme, bilirubinemia, RH incompatibility
  • Mehri Jamilian, Hamidreza Jamilian* Pages 16-23
    Background
    About 40% of postmenopausal women experience sleep disruption which can affect their quality of life. Various medications were used for managing the sleep disruption. There are some studies on the effectiveness of gabapentin in the management of post menopausal vasomotor symptoms and sleep disruption. The aim of present study was to assess the effect of gabapentin on improving quality of life and sleep of post menopausal women.
    Materials And Methods
    In this double blind clinical trial, 90 post menopausal women with sleep disruption were selected and randomly divided into two groups for 12 weeks; intervention (300 mg gabapentin, twice daily) and control groups. SF36 questionnaire of quality of life and PSQI questionnaire of sleep quality were surveyed and compared before and after the intervention in patients.
    Results
    The mean age of participants were 52.7 ± 3.14 and 53.4±3.68 years in intervention and placebo groups respectively. There was no significant difference in demographic information and the mean score of SF36 and PSQI questionnaires between groups before the intervention (p>0.05). Significant improvement was seen in score of SF36 and PSQI in gabapentin group after the intervention and in comparison with placebo group (p=0.0001).
    Conclusion
    According to the results of present study, it seems that gabapentin 300mg/twice daily for 12 weeks can improve quality of life and sleep of post menopausal women.
    Keywords: Gabapentin, Quality Of Life, Sleep Disruption
  • Fazad Zamani, Habib Soheily, Hamidreza Jamilian, Neda Salehjafari*, Mohammad Rafeei, Amin Tamizi Pages 24-31
    Background
    Allergic rhinitis is a common disease which is present in 20% of general population. Major symptoms include sneezing, rhinorrhea, nasal congestion, and nasal pruritus. It seems that tricyclic antidepressants blocking histamine receptors may be used as an effective treatment in allergic rhinitis.
    Materials And Methods
    In this clinical trial study, 84 patients with allergic rhinitis entered the study and randomly divided into two groups. Patients of 1st group received cetirizine and 2nd group received doxepin for 2 weeks. After 2 weeks patients were evaluated about sneezing, rhinorrhea, nasal congestion, and nasal pruritus.
    Results
    The results of our study showed that clinical score of patients after 2 weeks was not different in both groups (p=0.261). The only symptom that was affected by the kind of treatment and was significantly different between groups was sneezing (p=0.005).
    Conclusion
    It seems that there is not much difference in using cetirizine and doxepin in treatment of seasonal allergic rhinitis sympotoms. It is recommended that future studies use TCAs with more potent blocking anti-histamine receptors feature and on more samples.
    Keywords: Allergic rhinitis, doxepin, cetirizine, treatment
  • Zamani, Habibi, Darvishi * Pages 32-42
    Background
    Depression is on the top list of mental disorders which account for about 25 percent of patients referred to health centers in your world. So, is presented in different ways to treat it. Therefore, the aim of this study is to compare the effectiveness of Dialectical Behavior Therapy and Cognitive Behavioral Group Therapy in reducing depression in mothers of children with disabilities.
    Materials And Methods
    This study is quasi-experimental and consists of experimental and control groups. This study population was mothers referred to mobility, occupational therapy and physiotherapy centers who had depressive symptoms. 8 patients in each group were selected by convenience sampling. The research instrument were the Structured Clinical Interview for DSM-IV Axis I disorders and the revised Beck Depression Inventory form (1996). Dialectical behavior therapy and cognitive behavior therapy groups were instructured for 2 months (8 sessions of 2 to 2.5 hours). But the control group did not receive intervention.
    Results
    The results showed that there were significant differences between the mean depression scores of dialectical behavior therapy and cognitive therapy group with control group (p<0.001). Also, there is a significant difference between the mean depression scores of dialectical behavior therapy with cognitive therapy (p<0.001).
    Conclusion
    In the area of treatment and working with depressed people and those who are in crisis mode, it seems that dialectical behavior therapy and cognitive therapy group in view of its nature is very efficient and promising.
    Keywords: Cognitive Behavioral therapy(CBT), Depression, Dialectical behavioral therapy(DBT), Disability
  • Neda Soleimani *, Ashraf Mohabati Mobares Pages 43-50
    Background
    The neutrophil-activating protein (HP-NAP) of Helicobacter pylori is a protective antigen and a major virulence factor of this bacteria. Stimulating the immune system for helicobacter infection treatment could have an important role. The aim of study is to assess the effect of recombinant Neutrophil activating protein (Hp-NapA) of helicobacter pylori on proliferation and viability of peritoneal macrophages from BALB/c mice.
    Materials And Methods
    In this experimental study, recombinant Hp-NapA of helicobacter pylori was produced in vitro. Mice peritoneal macrophages were purified and cultured. Different concentrations of recombinant Hp-NapA was used for macrophages stimulation. MTT assay was performed to assess the viability and proliferation of macrophages.
    Results
    The results elucidated that the increasing effect of stimulation with recombinant Hp-NapA was significant at the dose of 30 µg/ml(p=0.01). The rate of viabitity was significantly higher than control group at the doses of 30 and 60 µg/ml and in the concurrency series of recombinant protein with lipopolysaccharid, there was a statistically significarit increase in proliferation at just these doses.
    Conclusion
    According to our findings, recombinant Hp-NapA has a positive effect on proliferation, viability and function of peritoneal macrophages. Therefore, it is proposed that recombinant Hp-NapA can be studied as an immunomodulator for immunotherapy.
    Keywords: Cell proliferation, Macrophages, helicobacter pylori
  • Monir Shayesteh Far, Reza Mastery Farahani *, Fateme Fadayi Fath Abadi, Mohsen Norouziyan, Amirhossein Memari Pages 51-60
    Background
    Head circumference (and its related morphologic factors such as head length and width) is one of the morphologic indices that people with autism spectrum disorders (ASD) have different developmental patterns in comparison to their peers. So the aim of this study is to assess head circumference indices in relation to cognitive factors in ASD children and adolescents.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional study, the case group was consisted of 129 students with ASD aged 7-18 years old. The control group was consisted of 103 students with intellectual disability (ID) aged 7-18 years old. Head circumference, head length and width was measured by meter and caliper respectively. In addition, socio- cognitive factors questionnaire was responded by parents.
    Results
    Results showed that the head circumference, length and width of ASD group was significantly greater than ID group (p<0.001). Moreover, ASD group achieved lower score on SSIS questionnaire than ID group (p<0001). Furthermore, results showed that in ASD group with increasing the size of head circumference the score on socio-cognitive abilites and skills decreased (p<0.05).
    Conclusion
    Generally, this study indicated that the developmental trajectory as well as the relation of anthropmetric indices of head circumference and socio-cognitive factors in children and adolescents with ASDs is different from ID population.
    Keywords: Anthropometry, Autistic Disorder, Cognition, Head, Intellectual Disability
  • Monireh Asadi Ghaleni, Atena Shams*, Hamidreza Taheri Pages 61-68
    Background
    Multiple sclerosis (MS) is a chronic progressive disease of the central nervous system with signs and symptoms such as fatigue and balance that are disable. The purpose of this study was to assess the effect of training which instructions focus of attention on postural sway of multiple sclerosis patients.
    Materials And Methods
    The present quasi-experimental study used a pretest-posttest design. The subjects with the age of 27-42, expanded disability status scale 1-4 and were purposefully and voluntarily selected and randomly allocated to the experimental and control groups. Training program for groups was carried out in 3 weeks, five sessions per week, and each session lasted about one hour. Berg Balance Scale was used to measure balance. The data was analyzed by using analysis of independent and dependent sample t-test at a significance level of p≤0.05.
    Results
    The results showed that significant improvements observed in balance (p≤0/05). Also significant differences observed between post hoc scores in the experimental and control groups (p≥0/05).
    Conclusion
    According to research findings, the exercise walking program on textured surface resulted in considerable improvements in balance in multiple sclerosis. Also, the respective specialists can use these exercies as a complementary treatment along with the drug therapy for patiens with multiple sclerosis.
    Keywords: Textured Surface, Balance, Multiple Sclerosis
  • Maryam Fathi Shykhi, Mohsen Shamsi *, Mahboobeh Khorsandi, Mehdi Ranjbaran Pages 69-77
    Background
    Accidents and injuries one of the main causes of death and disability in the world and the most significant causes in children referred to hospital. So, this study aimed to assess the health belief model constructs and function of the mothers referred to health centers in the city of Khorramabad in the preventive behaviors of accidents and injuries in children.
    Materials And Methods
    This cross sectional and analytical study was done on 261 mothers with children aged less than 5 years are referred to health centers in the city of Khorramabad in 2014. Data was collected with a questionnaire based on the Health Belief Model. The data collected were analyzed by software SPSS-20.
    Results
    In this study the mean and standard deviation of age of mothers was 28.98±5.37 years and the mean score of function and self-efficacy were 59.1±14.74 and 69.1±11.07 respectively. Moreover, the mean scores of the other health belief model constructs such as perceived sensitivity, severity, benefits and barriers was higher than average. There was significant negative correlation between self-efficacy and perceived barriers(r=-0.256, p<001), and also between the perceived barriers and function(r=-0.391, p<001).
    Conclusion
    According to the score of the function of mothers and the other constructs of health belief model, training programs based on the model directly and indirectly in the form of multimedia training package recommended to promote preventive behaviors of accidents occur in children.
    Keywords: Health Belief Model, Mothers, Accidents, Injuries, Prevention, Children
  • Maryam Nazari *, Mohammad Reza Kordi, Siroos Choobineh Pages 78-86
    Background
    The current study aims to investigate the impact of high intensity interval training (HIIT) on serum levels of CK and LDH as the muscle damage indicators and on Gelatinase-A (MMP-2) serum levels as the tissae inflammatory marker among young sedentary girls.
    Materials And Methods
    For this quasi-experimental study, 14 sedentary female college students were selected and randomly divided into two groups; including the exercise HIIT group (means and standard deviations of age: 21/28 ± 2/56 (years); weight:52/86 ±4/95 (kg); and height: 163/1±3/7 (cm)) and the control group (means and standard deviations of age: 20/25 ±7/50 (years); weight:52/64 ±3/67 (kg); and height: 162/4±4/5 (cm)). The experimental group performed six repetitions of one-minute runs at 90%- 95% of HRmax. The blood samples were collected before and 30 minutes after the exercise protocol. The serum CK, LDH and MMP-2 levels were measured using corresponding kits. The data were analyzed through the independent t-test at the significance level of 0.05 (p<0/05).
    Results
    After collecting and analyzing Data, the results showed that CK and LDH levels increased significantly after performing HIIT, while there was no significant change in MMP-2 due to the HIIT.
    Conclusion
    It can be concluded that the HIIT protocol will lead to an increase in some indicators of muscle damage such as CK, LDH, and that no significant changes could be observed for MMP-2 as the body's inflammation response.
    Keywords: Creatine Kinase, Exercise, Lactate Dehydrogenase, Matrix Metalloproteinase 2