فهرست مطالب

مطالعات حفاظت گیاهان - سال بیست و هشتم شماره 4 (زمستان 1393)
  • سال بیست و هشتم شماره 4 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/14
  • تعداد عناوین: 20
|
  • شیوا قربانی، مینا راستگو، محمد عبداللهی صفحات 437-444
    ویروس موزاییک هندوانه یکی از شایع ترین ویروس ها روی کدوییان می باشد. به منظور ردیابی و تعیین پراکنش این ویروس در مزارع منطقه ارومیه، 326 نمونه از گیاهان کدو، هندوانه، خربزه و خیار دارای علایم موزاییک و رگبرگ نواری و غیره از 22 روستای منطقه ارومیه جمع آوری و با آنتی بادی اختصاصی WMV در آزمون DAS-ELISA مورد بررسی قرارگرفتند. از این تعداد، 94 نمونه آلوده تشخیص داده شدند. جهت بررسی دامنه میزبانی از گیاهان متنوعی متعلق به چهار خانواده استفاده گردید که گیاهان Cucurbita pepo، Cucumis melo L.cv.Felexusus و Chenopodium amaranticolor Coste et Reyn، Cucumis sativus L.cv. Peto Seed و Nicotiana tobacum cv. Burly به عنوان میزبان های ویروس تشخیص داده شدند. یک قطعه 966 نوکلئوتیدی با آزمون IC-RT-PCR تکثیر و مستقیما برای تعیین ترادف فرستاده شد. در درخت های فیلوژنتیکی ترسیم شده جدایه ارومیه داخل هیچ کدام از 6 گروهی که قبلا توسط محققین دیگر تعیین شده بود قرار نگرفت.
    کلیدواژگان: ویروس موزاییک هندوانه، آنالیز فیلوژنتیک، DAS، ELISA، ارومیه
  • سیده عاطفه حسینی، بهروز جعفرپور، عصمت مهدیخانی مقدم، محسن مهرور، محمد زکی عقل صفحات 445-450
    ویروس موزاییک خفیف جو متعلق به جنس Bymovirus و خانواده Potyviridae می باشد. این ویروس توسط قارچ منتقل شده و ژنوم ssRNA دارد و یکی از ویروس های خسارت زای غلات می باشد. به منظور شناسایی ویروس موزاییک خفیف جو(BaMMV6)، در ماه های اسفند و فروردین 1390-1389 از مزارع گندم و جو استان های خراسان رضوی، خراسان شمالی، گلستان، یزد و آذربایجان غربی بازدید و تعداد425 نمونه دارای علائم جمع آوری گردید. آلودگی نمونه ها با آزمون سرولوژیکی7 DAS-ELISA با استفاده از آنتی بادی پلی کلونال تعیین شد. در نمونه های جمع آوری شده، استان آذربایجان غربی بیشترین درصد آلودگی را نشان داد. آلودگی در سایر استان ها به جز یزد نیز ردیابی شد. پس از بکار بردن جفت آغازگرهای اختصاصی برای نواحی حفاظت شده از ژن پروتئین پوششی این ویروس، قطعه ای به طول 392 جفت باز تکثیر شد. سپس محصول PCR یک جدایه از آذربایجان غربی به منظور بررسی های تکمیلی تعیین توالی گردید. این اولین گزارش از وجود این ویروس در استان های مذکور است.
    کلیدواژگان: PCR، Barley mild mosaic virus، ایران، پوشش پروتئینی
  • مهناز آشنایی، بهروز جعفرپور، سعید ملک زاده شفارودی، زینب حیدری نیا صفحات 451-458
    ویروس خراشک حلقوی میخک (Carnation etched ring virus، CERV)، عضو جنس Caulimovirus و خانواده Caulimoviridae است. این ویروس به عنوان دومین ویروس میخک از نظر پراکنش در دنیا و تنها ویروس DNA دار گزارش شده از آن می باشد. بوته های آلوده به این ویروس از گلخانه چناران جمع آوری و با استفاده از جفت آغازگرهای اختصاصی طراحی شده برای نواحی حفاظت شده از ژن پروتئین پوششی و ژن پروتئین حرکتی ویروس، به ترتیب قطعاتی در اندازه تقریبی1500 و 1000جفت باز تکثیر گردید. این جدایه به همراه دو جدایه موجود از این ویروس (هند و هلند) و نیز تعدادی از دیگر ترادف های کائولیموویروس ها در بانک ژن مقایسه و پس از همردیف سازی چندگانه درخت فیلوژنتیکی آن ها برای ژن پروتئین پوششی و ژن پروتئین حرکتی CERV با روش Neighbor joining و با استفاده از نرم افزار DNAMAN و MEGA5 ترسیم گردید. این آنالیز فیلوژنتیکی نشان داد که در مورد ژن پروتئین پوششی شباهت جدایه ایرانی در سطح نوکلئوتیدی و آمینواسیدی به ترتیب با جدایه هلند 98/9 و 99/3 درصد و با جدایه هند به ترتیب 98/3 و 98/6 درصد می باشد. هم چنین در مورد ژن پروتئین حرکتی شباهت جدایه ایرانی در سطح نوکلئوتیدی و آمینواسیدی با جدایه هلند به ترتیب 97/7 و 99/6 درصد و با جدایه هند به ترتیب 96/1 و 98/9 درصد نشان داده شد. این اولین گزارش از مطالعات مولکولی درباره ویروس خراشک حلقوی میخک در ایران است.
    کلیدواژگان: ویروس خراشک حلقوی میخک، آنالیز فیلوژنتیکی، Dianthus caryophyllus
  • اسمعیل مددخواه، مصطفی ناصرترابی ماریه شوروئی، اسحاق مقبلی، محمود لطفی، ضیاءالدین بنی هاشمی صفحات 459-466
    تولیدات اقتصادی خربزه و طالبی در جهان به مقدار زیادی تحت تاثیر پژمردگی فوزاریومی است. پاتوژن(Fusarium oxysporum f. sp. melonis race 1(Fom1 یکی از مهم ترین عوامل بیماری زای این محصول است که در ایران خسارت اقتصادی زیادی به تولید وارد می کند. برای یافتن منابع مقاومت در خربزه و طالبی نسبت به نژاد یک این قارچ تعداد 45 توده و لاین اصلاح شده از مناطق مختلف ایران جمع آوری گردیده و در برابر نژاد یک این قارچ غربال شدند. در مرحله یک برگ حقیقی دانهال ها با سوسپانسیون 106 اسپور در هر میلی لیتر آب مقطر استریل تلقیح شدند. ارزیابی مقاومت این گیاهان تا 25 روز پس از تلقیح با سیستم نمره دهی 4-0 انجام گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها اختلاف معنی داری را در بین توده ها نشان داد. 5 نمونه از مقاوم ترین و 5 نمونه از حساس ترین توده ها با عامل بیماری تلقیح شدند و نمونه ریشه آن ها به مدت 8 روز جمع آوری گردیدند. فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز، مقدار ترکیبات فنلی و کوکوربیتاسین نمونه ها اندازه گیری و امکان ارتباط بین مقاومت به بیماری و این ترکیبات مورد بررسی قرار گرفتند. در گروه مقاوم فعالیت پلی فنل اکسیداز و مقدار ترکیبات فنلی در پاسخ به تلقیح پاتوژن به طور معنی داری افزایش یافت اما در گروه حساس تغییرات معنی داری وجود نداشت. نتایج تجزیه آماری داده ها نشان داد که ارتباط مستقیمی بین کوکوربیتاسین D با مقاومت به این بیماری وجود دارد، در حالی که ارتباطی بین کوکوربیتاسین E و مقاومت به این بیماری دیده نشد.
    کلیدواژگان: پژمردگی فوزاریومی، مکانیزم های مقاومت، کوکوربیتاسین، پلی فنل اکسیداز، ترکیبات فنلی
  • سید احمد حسینی، محمدحسن راشد محصل، ابراهیم کازرونی، کمال حاج محمدنیا قالی باف صفحات 467-473
    به منظور بررسی حد تحمل توده های مختلف جودره به علف کش کلودینافوپ پروپارژیل (تاپیک)، آزمایش دز- پاسخ گلخانه ای در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1388 انجام شد. گیاهان مورد مطالعه شامل جو زراعی (Hordeum vulgare)، یولاف وحشی (Avena ludoviciana) به عنوان گونه حساس به علف کش، و چهار توده جودره (Hordeum spontaneum) شامل توده های شیراز، بشرویه و طرق بودند. در مرحله دو تا سه برگی علف کش تاپیک در مقادیر مختلف بر روی گیاهان سمپاشی شد. سپس سه هفته بعد از سمپاشی وزن خشک زیست توده هوایی گیاهان اندازه گیری شد و دز موثر برای کاهش 25 و 50 درصدی زیست توده در مقایسه با شاهد برای هر گیاه محاسبه شد. نتایج نشان داد که جو زراعی و تمام توده های جودره تحمل بالایی در مقابل علف کش تاپیک داشتند، به طوری که امکان محاسبه ED50 برای هیچ یک از آن ها وجود نداشت. در مقابل یولاف وحشی حساسیت بالایی به علف کش نشان داد و دزهای ED25 و ED50 برای یولاف وحشی به ترتیب 5/6 و 16/3 گرم ماده موثره در هکتار بود. بر اساس دز ED25، حد تحمل توده های جودره شیراز، بشرویه و طرق به ترتیب 29/2، 29/3 و 43/7 برابر یولاف وحشی بود. نتایج نشان داد که علی رغم کنترل کامل یولاف وحشی با علف کش تاپیک، جودره تحمل بالایی به این علف کش دارد و بایستی از مصرف آن در مزارع گندم آلوده به جودره جلوگیری شود.
    کلیدواژگان: تاپیک، جودره، گندم، یولاف وحشی
  • کمال حاج محمدنیا قالی باف، محمدحسن راشد محصل، مهدی نصیری محلاتی، اسکندر زند صفحات 474-481
    تاثیر کدورت آب مخزن سمپاش در کارآیی علف کش های گلیفوسیت (Roundup®، 41% SL) و نیکوسولفورون (Cruse®، 4% SC) روی علف های هرز سوروف و گاوپنبه به صورت آزمایش فاکتوریل 6×2 و در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 تکرار (به انضمام 6 گلدان شاهد) برای هر علف هرز طی سال های 89-1388 در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل کدورت آب در شش سطح (صفر، 100، 200، 300، 400 و 500 قسمت در میلیون ذرات خاک غربال شده شامل 7/31 درصد رس در آب دیونیزه (w/v)) و دو علف کش گلیفوسیت و نیکوسولفورون بودند. یک آزمایش مقدماتی د̕ز- پاسخ برای تخمین د̕زهای ED50 علف کش ها در گلخانه انجام شد. محلول علف کش های گلیفوسیت و نیکوسولفورون به صورت پس رویشی در مرحله 3 تا 4 برگی علف های هرز با توجه به شاخص ED50 به دست آمده از آزمایش اولیه (به ترتیب 158 و 22 گرم ماده موثره در هکتار) در حجم سمپاشی 250 لیتر در هکتار اعمال شدند. اضافه شدن ذرات خاک (کدورت) به داخل مخزن سمپاش به شکل معنی داری (0/01≥P) کارآیی علف کش ها را کاهش داد. بدین صورت که بقاء، ارتفاع بوته، سطح برگ و زیست توده علف های هرز (درصد شاهد) افزایش یافتند. کدورت آب در مخزن علف کش گلیفوسیت بیش از علف کش نیکوسولفورون روی سوروف تاثیر بازدارندگی داشت، اما برای گاوپنبه نتیجه معکوس بود. به طورکلی، نتایج این آزمایش اهمیت کدورت آب مخزن سمپاش بر کارآیی علف کش ها را مورد تاکید قرار داد.
    کلیدواژگان: ذرات خاک، شاخص ED50، کارآیی علف کش، کدورت آب
  • عادل رفعت جو، عادل مدحج صفحات 482-489
    به منظور بررسی اثر دگرآسیبی گندم، جو و علف هرز خردل وحشی بر جوانه زنی بذر و ویژگی های گیاهچه، این تحقیق در سال 1388 به صورت دو آزمایش جداگانه اجرا شد. آزمایش اول در راستای بررسی اثر دگرآسیبی علف هرز خردل وحشی بر جوانه زنی بذر و رشد گیاهچه گندم و جو در قالب دو آزمایش جداگانه هر یک به صورت طرح کاملا تصادفی با سه تکرار بود. در آزمایش دوم، اثر چهار غلظت (صفر، 2/5، 5 و 10 درصد) عصاره آبی اندام های هوایی دو گیاه زراعی گندم و جو در قالب دو آزمایش مجزا هر یک به صورت طرح کاملا تصادفی بر جوانه زنی و رشد گیاهچه خردل وحشی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که غلظت های مختلف عصاره خردل وحشی باعث کاهش معنی دار جوانه زنی بذر و رشد گیاهچه گندم و جو شدند. با افزایش غلظت عصاره، درصد و سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه و طول ساقه چه گندم و جو به طور معنی دار کاهش یافت. در آزمایش دوم، اثر غلظت عصاره دگرآسیب گندم و جو بر تمام صفات مورد بررسی خردل وحشی در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. جوانه زنی بذر خردل وحشی در غلظت های 2/5 و 5 درصد عصاره آبی گندم، به ترتیب 64 و 91 درصد و در جو به ترتیب 80 و 96/6 درصد کاهش یافت و در غلظت 10 درصد به طور کامل متوقف شد. به طور کلی، نتایج نشان داد که اثر دگرآسیب خردل وحشی بر گندم نسبت به جو و اثر عصاره آبی جو بر خردل وحشی نسبت به گندم بیشتر بود.
    کلیدواژگان: درصد جوانه زنی، طول ریشه چه، غلظت عصاره
  • ریحانه عسگرپور، رضا قربانی، محمد خواجه حسینی صفحات 490-499
    در بررسی احتمال گسترش علف هرز تازه وارد فرفیون خوابیده (Euphorbia maculata) و مشکل ساز مزارع سویای استان گلستان، زنده مانی بذور این علف هرز در خاک، آب و تحت شرایط دمای بالا تحت آزمایش هایی در قالب طرح کاملا تصادفی با هشت تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. سطوح تیمارهای ارزیابی پایداری بذور در خاک و آب به ترتیب شامل 1 تا 11 ماه دفن بذور در عمق 15-10 سانتی متری خاک و 1 تا 9 هفته غوطه ور سازی بذور در آب بود. آزمایش برای ارزیابی تاثیر دمای بالا به صورت فاکتوریل سه عاملی اجرا شد که عوامل آن دما در پنج سطح (دمای محیط (25 درجه سانتی گراد به عنوان شاهد)، 80، 100، 120 و 140 درجه سانتی گراد)، مدت اعمال دما (1 و 5 دقیقه) و وضعیت رطوبتی بذر در دو سطح (خشک و مرطوب) بود. نتایج نشان داد که جوانه زنی بذور فرفیون خوابیده طی 11 ماه در خاک، بالای 95 درصد بود. بذور در شرایط غوطه-وری در آب قادر به جوانه زنی نبودند. بذور خارج شده از آب پس از 2 هفته، بالای 90 درصد جوانه زدند، اما با افزایش زمان غوطه وری درصد جوانه زنی آن ها کاهش یافت، به طوری که پس از 9 هفته، بذور زنده مانی خود را از دست دادند. درجه حرارت بالا تاثیر معنی داری بر درصد و سرعت جوانه-زنی داشت. جوانه زنی با افزایش دما کاهش یافت، به طوری که بالاترین و پایین ترین جوانه زنی به ترتیب در شاهد و دمای 140 سانتی گراد مشاهده شد. دمای بالا، مدت زمان و میزان رطوبت بذر، اثر متقابل داشتند. دمای 140 درجه سانتی گراد به مدت 5 دقیقه مانع جوانه زنی بذور مرطوب شد. براساس این نتایج، بذور فرفیون خوابیده از پایداری بالایی در خاک برخوردار هستند. حفظ زنده مانی بذور در آب به مدت چند هفته، امکان پراکنش آن توسط آب آبیاری را فراهم می کند.
    کلیدواژگان: بانک بذر، بقای بذر، جوانه زنی، دمای بالا، غرقاب
  • ابراهیم سالاری، حمید روحانی، عصمت مهدیخانی مقدم، روح الله صابری ریسه، مهدی مهرابی کوشکی صفحات 500-507
    گونه های Trichoderma قارچ های آزادزی هستند که غالبا به عنوان عوامل بیوکنترل قارچ های بیماری زای گیاهی مد نظر می باشند. هم چنین جدایه هایی از این قارچ دارای اثر تحریک کننده و تنظیم کننده رشد گیاهان می باشند. در این تحقیق، تاثیر ده جدایه تریکودرما شامل Trichoderma harzianum (T.BI، T.7، T.16، T.16A، T.20)، T.virens (T.6، T.21، T.65)، T.koningi T.77 و Trichoderma sp. T.14N در تحریک رشد گیاه گوجه فرنگی با دو روش بذرمال و خاک-مصرف بررسی شد. آزمایش ها به روش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در پنج تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو فاکتور «نوع جدایه» در یازده سطح و «روش تلقیح» در دو سطح بود. مایه تلقیح جدایه های تریکودرما به طور میانگین با نسبت 107 زادمایه در هر گرم خاک و 106×5 اسپور در سطح هر بذر به ترتیب برای روش های خاک – مصرف و بذرمال استفاده شد. دو ماه بعد از کشت بذور، شاخص های وزن خشک اندام هوائی و ریشه اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که جدایه های مورد استفاده تریکودرما، روش تلقیح آن ها، و هم چنین اثرات متقابل آن ها دارای تفاوت معنی داری می باشند (P≤0.05). بر اساس یافته های مطالعه حاضر، جدایه T20 در روش خاک- مصرف، بهترین عملکرد را در افزایش وزن خشک ریشه و اندام هوایی به ترتیب به میزان 58/68 و 61/93 درصد نسبت به تیمار شاهد نشان داد. روش خاک- مصرف در مقایسه با روش بذرمال کارائی بهتری از جدایه های تریکودرما را در افزایش رشد گیاهی، نشان داد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که نوع جدایه و روش مایه زنی تاثیر قابل توجهی بر روی شاخص های رشدی گوجه فرنگی دارند.
    کلیدواژگان: تریکودرما، گوجه فرنگی، بذرمال، خاک، مصرف، شاخص های رشدی
  • ابراهیم ممنوعی، محمد علی باغستانی صفحات 508-516
    به منظور ارزیابی کارآیی برخی علف کش های جدید در ذرت دانه ای، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 11 تیمار و 4 تکرار در جیرفت اجرا گردید. تیمار ها شامل علف کش نیکوسولفورون به مقدار 2 لیتر در هکتار، علف کش فورام سولفورون به مقدار 2/5 لیتر در هکتار، علف کش ریم سولفورون به مقدار 50 گرم در هکتار، علف کش نیکوسولفورون+ ریم سولفورون به مقدار 175 گرم در هکتار، علف کش بروموکسینیل+ ام سی پی آبه مقدار 1/5 لیتر در هکتار به همراه وجین دستی علف های هرز باریک برگ، علف کش توفوردی+ ام سی پی آبه مقدار 1/5 لیتر در هکتار به همراه وجین دستی علف های هرز باریک برگ، علف کش فورام سولفورون+ یدوسولفورون (ماستر) به مقدار 1/25، 1/5 و 1/75 لیتر در هکتار، مخلوط علف کش بروموکسینیل+ ام سی پی آ1/5 لیتر در هکتار + نیکوسولفورون 1 لیتر در هکتار، شاهد با وجین دستی بود. نتایج نشان داد که علفکش ها اثر معنی داری بر تراکم و وزن خشک علف های هرز سوروف، تاج خروس بدل، خرفه و تاج خروس وحشی دارد. این علف های هرز با کاربرد علف کش فورام سولفورون+ یدوسولفورون به مقدار 1/75 و 1/5 لیتر در هکتار به خوبی کنترل شدند. علف کش بروموکسینیل+ ام سی پی آ+ نیکوسولفورون و نیکوسولفورون+ ریم سولفورون نیز کارآیی مطلوبی در کنترل این علف های هرز داشت. اما ریم سولفورون کارآیی ضعیف در کنترل آن ها داشت. در پی کاربرد علفکش های فورام سولفورون+ یدوسولفورون (مایستر) 1/75 لیتر در هکتار و ریم سولفورون به ترتیب بیش ترین و کم ترین افزایش وزن دانه ذرت به دست آمد.
    کلیدواژگان: فورام سولفورون، نیکوسولفورون، ریم سولفورون، علفکش
  • سیدعلی اصغر فتحی، علی اکبر عابدی صفحات 517-524
    خرطوم بلند دمبرگ چغندرقند، Lixus incanescens Boh.، یکی از آفات مهم چغندرقند، Beta vulgaris L.، در استان خراسان رضوی است. در این تحقیق، تراکم جمعیت تخم و لارو خرطوم بلند دمبرگ چغندرقند روی شش رقم چغندرقند به نام های اردبیلی، ارس، پرشیا، فلورس، لاتیتیا و روزیر در یک مزرعه آزمایشی در دو سال 1390 و 1391 ارزیابی شد. هم چنین، درصد خسارت لاروی روی دمبرگ ها، درصد کاهش وزن غده و درصد کاهش عیار قند در گیاهان آلوده به پنج لارو در هر یک از شش رقم مورد مطالعه تحت شرایط مزرعه ای مطالعه شد. در هر دو سال، کم ترین و بیش ترین تراکم تخم و لارو به ترتیب روی رقم پرشیا و اردبیلی مشاهده گردید. هم چنین، درصد خسارت لاروی روی دمبرگ ها در رقم های پرشیا و لاتیتیا به طور معنی داری کم تر از سایر رقم های مورد مطالعه بود. علاوه بر آن، درصد کاهش وزن غده و درصد کاهش عیار قند غده در گیاهان آلوده رقم پرشیا کم ترین بود. بنابراین، بر اساس این نتایج می توان نتیجه گیری کرد که خسارت کمی و کیفی خرطوم بلند چغندرقند در بین رقم های مورد مطالعه در رقم پرشیا کم تر بود و این رقم می تواند در برنامه های مدیریت تلفیقی L. incanescens در مزارع چغندرقند به کار رود.
    کلیدواژگان: سرخرطومی، رقم های چغندرقند، تراکم جمعیت، خسارت کمی و کیفی
  • نعمت الله صداقت، همت الله پیردشتی، سیده ارحامه فلاح شمسی، عبدالرضا رنجبر، سحر لیلایی صفحات 525-531
    به منظور بررسی اثر تیمار محلول پاشی عناصر سیلیس (5 در هزار)، پتاسیم (2 در هزار) و روی (2 در هزار) بر عملکرد دانه، اجزای عملکرد، درصد خسارت بیماری بلاست گردن خوشه و درصد آلودگی کرم ساقه خوار نواری در رقم طارم هاشمی، آزمایشی به صورت پژوهش در مزرعه در سال 1391 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر تیمار محلول پاشی بر تمامی صفات به جز طول خوشه، وزن هزار دانه و تعداد پنجه معنی دار بود. بر اساس نتایج مقایسه میانگین، بیش ترین میزان عملکرد دانه (4518 کیلوگرم در هکتار)، تعداد دانه در خوشه (185/2)، تعداد دانه پر (174/6)، درصد باروری خوشه (94/3 درصد) و کم ترین تعداد دانه پوک در خوشه (10/6) و کم ترین درصد خسارت بلاست (3 درصد) و کرم ساقه خوار برنج (0/3 و 1/2 درصد به ترتیب درصد آلودگی و سفید شدن خوشه) در تیمار محلول پاشی سیلیس به-دست آمد. هم چنین، همبستگی منفی و معنی داری بین تعداد دانه پر و درصد آلودگی بلاست (**r=-0.71)، درصد آلودگی کرم ساقه خوار (**r=-0.72) و سفید شدن خوشه (r=-0.89) در سطح احتمال یک درصد مشاهده شد. با توجه به نتایج به دست آمده محلول پاشی عناصر روی، سیلیس و پتاسیم توانست عملکرد دانه (افزایش حدود 2 تا 14 درصدی) را همراه با کاهش خسارت کرم ساقه خوار (حدود 9 تا 87 درصد) و بلاست گردن خوشه (حدود 27 تا 87 درصد) بهبود بخشد. از بین عناصر محلول پاشی شده نیز سیلیس بیش ترین اثر مثبت را بر صفات مورد مطالعه داشت.
    کلیدواژگان: برنج، بلاست، سیلیس، کرم ساقه خوار، محلول پاشی
  • محمد صدقی، سحر قلی طلوعی، محمد رضایی صفحات 532-538
    به منظور شناسایی ترکیبات آللوپاتیک و بررسی تاثیر عصاره علف باغ بر روی جوانه زنی و رشد گیاه زراعی یونجه، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار 100 بذری در آزمایشگاه بذر دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی اجرا شد. برای این منظور ابتدا عصاره اندام های هوایی علف باغ در غلظت های صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد تهیه گردید. در این آزمایش صفات طول ریشه چه، طول ساقه چه، وزن تر گیاهچه، سرعت جوانه زنی و تعداد بذور جوانه زده اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که با افزایش مقدار غلظت عصاره، تمام صفات مورد مطالعه (به جز وزن تر گیاهچه و طول ساقه چه که در غلظت های پایین تا حدودی افزایش داشتند) کاهش یافتند. مواد فنلی در عصاره ریشه و اندام هوایی علف باغ (به ترتیب 7/98 و 13/91 میلی گرم) بیش ترین فراوانی را داشتند. طول ساقه چه و وزن تر گیاهچه در غلظت های اندک عصاره (بین 23 تا 26 درصد) تا حدودی روند افزایشی داشتند و با افزایش بیش تر غلظت عصاره، کاهش در این صفات نیز مشاهده شد. در غلظت 100 درصد عصاره تمام صفات به صفر رسیدند. مواد آللوپاتیک علف باغ در غلظت های بالا به طور کامل از جوانه زنی و رشد گیاهچه یونجه جلوگیری کرد.
    کلیدواژگان: آللوپاتی، جوانه زنی، عصاره، علف هرز
  • منصوره کرمانی، حسن مرعشی، حسین عسکری، امین میرشمسی صفحات 539-546
    گل جالیز مصری (Orobanche aegyptiaca) یک انگل کامل فاقد کلروفیل است که خسارات زیادی به تولید گوجه فرنگی در ایران وارد می کند. اصلاح ژنتیکی برای مقاومت، اقتصادی ترین و عملی ترین روش برای کاهش خسارت ناشی از آلودگی با این انگل می باشد. در این مطالعه 20 واریته گوجه فرنگی زراعی و چهار گونه گوجه فرنگی وحشی برای بررسی میزان مقاومت به گل جالیز مصری غربالگری شدند. میزان کاهش محصول و وزن خشک شاخساره و ریشه گوجه فرنگی، تعداد گل جالیزهای متصل شده، وزن خشک گل جالیز و شاخص تحمل، همگی در بین ژنوتیپ های گوجه فرنگی دارای تنوع بودند. نتایج نشان داد که واریته LA2530 (جهش یافته Ora) که قبلا به عنوان واریته مقاوم به گل جالیز مصری معرفی شده بود، نسبت به این انگل بسیار حساس است. بنا بر گزارش، صفت مقاومت در این ژنوتیپ توسط یک ژن غالب (Ora) کنترل می شود، و از آن جایی که شکسته شدن مقاومت های تک ژنی محتمل تر از مقاومت های چند ژنی است، احتمال دارد که انگل بر مقاومت این ژنوتیپ فائق آمده باشد. هم چنین دو گونه وحشی Solanum chilense TL00798 وS. pimpinellifolium L00134 برای تمام پارامترهای اندازه گیری شده، به ترتیب دارای بیش ترین مقاومت به گل جالیز مصری بودند. این مشاهدات نشان داد که گونه های وحشی خویشاوند گوجه فرنگی می توانند منابع ژنتیکی متنوع و امیدبخشی برای تولید گیاهان مقاوم به گل جالیز باشند.
    کلیدواژگان: گل جالیز مصری، ژنوتیپ های گوجه فرنگی، غربالگری، مقاومت
  • فریدون پاداشت دهکایی، ابراهیم دودابی نژاد، حسن پورفرهنگ، سمیه داریوش صفحات 547-554
    بیماری بلاست برنج با عامل Pyricularia oryzae یک بیماری بالقوه خسارت زا در نواحی شمالی ایران به علت کشت ارقام محلی حساس و شرایط مناسب محسوب می شود. به منظور برآورد اثر بیماری بلاست بر کاهش محصول و اجزا عملکرد، آزمایشی در شرایط مزرعه و به صورت کشت آبی انجام شد. آنالیز اثرات بلاست روی برنج نشان داد که حداکثر خسارت محصول در تیمارهای محافظت نشده در مرحله رویشی، زایشی و هر دو مرحله رویشی و زایشی به ترتیب 4/72، 6/39 و 14/41 درصد بوده است. بلاست بند تاثیر بیش تری درکاهش وزن هزار دانه و تعداد دانه پر در هر خوشه و افزایش پوکی نسبت به بلاست گردن داشت. در تیمار محافظت نشده در مرحله رویشی همبستگی معنی داری بین خسارت محصول با درصد بلاست برگ LB)5) و درصد بلاست گردن، گره و خوشه NNPB)6)در هر دو سال های 1388 (for LB، R= 0.868، P. value= 0.00517; for NNPB، R= 0.848، P. value= 0.00775) و 1390 (for LB، R= 0.785، P. value= 0.0211; for NNPB، R= 0.801، P. value= 0.0169) وجود داشت. در این تیمار هم چنین همبستگی مثبت و معنی داری بین % LB و NNPB در سال های 1388 (R= 0.882، P. value= 0.00376) و 1390 (R= 0.812، P. value= 0.0143) مشاهده شد. در حالی که، در تیمار محافظت نشده در مرحله زایشی کاهش محصول فقط با % NNPB همبستگی مثبت و معنی داری داشت (R= 0.918، P. value= 0.0013).
    کلیدواژگان: برنج، Pyricularia oryzae، خسارت محصول، تری سیکلازول
  • زهره خالق آبادیان، حسین صادقی نامقی، فریبا اردشیر، علیرضا نعمتی، سعید هاتفی صفحات 555-564
    به منظور شناسایی کنه های مواد غذایی انباری در شهرستان مشهد، در فصول مختلف سال های 1390و 1391، ضمن بازدید از انبارهای مختلف موادغذایی در نقاط مختلف شهر مشهداقدام به جمع آوری نمونه های کنه ها گردید. نمونه ها پس از حمل به آزمایشگاه با استفاده از قیف برلیز- تولگرین استخراج و بدن آن ها با استفاده از اسید لاکتیک و یا محلول نسبیت شفاف و طبق روش های معمول روی لام های میکروسکپی داخل محلول هویر نصب و با استفاده از منابع موجود شناسایی شدند. در نتیجه، تعداد 15 گونه از 11 جنس و 6 خانواده متعلق به راسته Trombidiformes و 9 گونه از 5 جنس و 5 خانواده از راسته میان استیگمایان شناسایی شدند. جنس و گونه هایی که با یک و دو ستاره مشخص شده اند به ترتیب برای فون استان خراسان رضوی و ایران جدید هستند. تمام نمونه های مستند در کلکسیون آزمایشگاه کنه شناسی گروه گیاهپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد نگهداری می شوند. فهرست گونه های شناسایی شده بر حسب خانواده به شرح زیر می باشد:I- Order Trombidiformes- Bdellidae: Spinibdella cronini Baker & Balock، Spinibdella? sp.**، Caligonellidae: Molothrognathus mehrnejadi Liang & Zhang*، Paraneognathus oblongus (Soliman)*. Cheyletidae: Acaropsellina sollers (Kuzin)، Cheyletus eruditus (Schrank)*، Cheyletus malaccensis Oudemans، Cheyletus trouessarti Oudemans*، Lepidocheyla gracilis Volgin*، Neoucheyla iranica Fain & Ardeshir*. Cunaxidae: Cunaxa capreolus Berlese*، Cunaxa setirostris Hermann. Raphignathidae: Raphignathus hecmatanaensis Khanjani & Ueckermann*، Raphignathus gracilis Rack*، Stigmaeidae: Stigmaeus elongatus Berlese، Storchia robustus Oudemans*. II- O. Mesostigmata- Ameroseiidae: Ameroseius pavidus Koch*، Ameroseius delicatus Berlese**. Ascidae: Arctoseius cetratus Sellnick*، Laelapidae: Haemolaelaps fenilis Megnin*، H. casalis Berlese*. Macrochelidae: Macrocheles muscaedomesticae (Scopoli)*، Macrocheles merdarius (Berlese). Mellicaridae: Proctolaelaps ventrianalis Karg*، P. pygmaeus (Müller)*.
    کلیدواژگان: ایران، پیش استیگمایان، کنه های انباری، میان استیگمایان، غلات انباری
  • پویان مصلحی، علی علیزاده، محمد قدمیاری صفحات 565-572
    یکی از آفت کش هایی که در سطح وسیع برای کنترل پسیل معمولی پسته،Agonoscena pistaciae (Hem.: Aphalaridae)، استفاده شده است، آمیتراز می باشد. در این پژوهش اثر تشدیدکنندگی پی پرونیل بوتوکساید (PBO) بر سمیت آفت کش آمیتراز روی حشرات کامل پسیل معمولی پسته جمعیت رفسنجان در شرایط آزمایشگاه بررسی شد، بدین منظور روش زیست سنجی باقیمانده در لوله شیشه ای (RCV) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که LC50 آفت کش آمیتراز به تنهایی و به همراه PBO در فرم تابستانه پسیل معمولی پسته به ترتیب 213/7 و 151/8 میلی گرم بر لیتر بود. بر اساس این نتایج نسبت سینرژیستی (SR) برابر 1/3 به دست آمد. هم چنین LC50 آفت کش آمیتراز به تنهایی و در زمان استفاده همراه با PBO در فرم زمستانه 6 /351، 3/ 95 میلی گرم بر لیتر بود که از نظر آماری دز کشنده 50 درصد فرم زمستانه اختلاف معنی داری در سطح 95 درصد در زمان استفاده از آفت کش به تنهایی و به همراه PBO نشان داد و نسبت سینرژیستی در این فرم برابر با 6/3 به دست آمد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که حساسیت فرم زمستانه پسیل به آفت کش آمیتراز کم تر بوده و ترکیب PBO نقش سینرژیستی در افزایش سمیت این آفت کش دارد. هم چنین اندازه گیری فعالیت آنزیم استراز نشان داد که بین فرم تابستانه و زمستانه پسیل اختلاف معنی داری در سطح 95 درصد وجود دارد. چنین به نظر می رسد که یکی از دلایل حساسیت کم تر فرم زمستانه به آفت کش آمیتراز مربوط به افزایش فعالیت آنزیم استراز می باشد.
    کلیدواژگان: پی پرونیل بوتوکساید، پسیل پسته، آمیتراز، فعالیت استراز
  • محدثه گرامی، محسن مهرور، سیده عاطفه حسینی صفحات 573-578
    ویروس زردی چغندرقند (Beet yellows virus، BYV) متعلق به جنس Closterovirus و خانواده Closteroviridae از مهم ترین ویروس های چغندرقند به شمار می آید که در سراسر دنیا گسترده است. به منظور تعیین برخی از خصوصیات مولکولی این ویروس، در سال 1391 تعداد 75 نمونه برگی دارای علائم از مزراع عمده این محصول در استان های آذربایجان غربی، کرمانشاه و همدان جمع آوری شد. نمونه ها دارای علائمی نظیر زردی، رگبرگ روشنی و ضخیم و شکننده شدن برگ، بودند. نمونه های جمع آوری شده توسط آزمون سرولوژیکی الایزا و آزمون مولکولی RT-PCR مورد بررسی قرار گرفتند. در آزمون الایزا با استفاده از آنتی بادی اختصاصی آلودگی در 6 نمونه تایید شد. قطعه ای مربوط به پوشش پروتینی به طول bp615 در آزمون مولکولی با استفاده از آغازگرهای اختصاصی طراحی شده BYV-F/R، تکثیر و در ژل آگارز 1 درصد الکتروفورز گردید. نتایج تعیین توالی و مقایسه توالی های بدست آمده با جدایه های موجود در NCBI به وسیله نرم افزار DNAMAN7 نشان داد که جدایه های تعیین توالی شده دارای 99-89 درصد شباهت با جدایه های موجود در بانک ژن هستند. بیش ترین درصد شباهت جدایه های ایرانی در سطح نوکلئوتیدی (99/19 درصد) و آمینو اسیدی (97/55 درصد)، با جدایه ای از اوکراین (X73476) می باشد. آنالیز فیلوژنتیکی جدایه ها به وسیله نرم افزار MEGA5 انجام شد که طی آن جدایه های ایرانی در کنار جدایه اوکراین در یک گروه قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: ویروس زردی چغندرقند، آذربایجان غربی، کرمانشاه و همدان، پروتئین پوششی
  • محمد روزخش، سید وحید اسلامی، مجید جامی الاحمدی صفحات 579-588
    آفتاب دهی با استفاده از مالچ های پلی اتیلن به عنوان راهکاری غیرشیمیایی برای مدیریت بسیاری از علف های هرز سمج از جمله اویارسلام ارغوانی می تواند موثر باشد. جهت بررسی کارآیی این روش، آزمایشی فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار با هدف تعیین اثر سطوح مختلف مالچ پلی اتیلن شامل مالچ پلی اتیلن یک لایه شفاف، دو لایه شفاف، یک لایه مشکی، دو لایه مشکی و بدون مالچ (شاهد) بر سه اکوتیپ اویارسلام ارغوانی جمع آوری شده از منطقه جیرفت، کهنوج و بیرجند در تابستان سال 1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند به مدت 60 روز انجام شد. نتایج نشان داد که استفاده از مالچ ها توانست به طور قابل ملاحظه ای تعداد و وزن غده ها و پیش غده ها، تعداد و وزن ساقه های بالای مالچ و هم چنین تعداد و وزن ساقه های زیر مالچ را در هر سه اکوتیپ مورد بررسی کاهش دهد. البته مالچ پلی اتیلن یک لایه شفاف و مالچ پلی اتیلن یک لایه مشکی تاثیر بازدارندگی قابل توجهی بر رشد ساقه اکوتیپ های اویارسلام نداشت و ساقه های اویارسلام توانستند با پاره کردن لایه پلاستیک، از این مالچ ها به راحتی عبور کنند. هم چنین نتایج این تحقیق نشان داد مالچ پلی اتیلن دولایه مشکی موثرترین سطح کنترل را برای هر سه اکوتیپ اویارسلام ایجاد کرد.
    کلیدواژگان: مدیریت غیرشیمیایی، آفتابدهی، غده، پیش غده
  • فاطمه طالع پور، مریم راشکی، اصغر شیروانی صفحات 589-595
    اثر قارچ Metarhizium anisopliae، دز زیر کشنده سم ایمیداکلوپرید، شته Myzus persicae و ارقام مختلف کلزا در شرایط نیمه طبیعی درون قفس هایی از جنس طلق پلاستیکی در گلخانه (دمای 3 ± 27 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 5±90 درصد) نشان داد که غلظت مزرعه ای و نیمه مزرعه ای قارچ و هم چنین ترکیب هر کدام با دز معادل LC10 ایمیداکلوپرید به طور قابل توجهی جمعیت شته سبز هلو را کاهش داد. مقایسه میانگین درصد مرگ و میر شته ها، 7 و 23 روز پس از تیمار بیانگر گسترش بیمارگر در جمعیت شته بود. مقایسه تیمارهای مختلف مشخص نمود، ایمیداکلوپرید تاثیر منفی روی بیمارگری قارچ نداشته بلکه باعث افزایش کارآیی قارچ شد. بیش ترین و کم ترین میانگین وزن خشک گیاه به ترتیب مربوط به رقم لیکورد در تیمار حاوی غلظت مزرعه ای قارچ به علاوه ایمیداکلوپرید (4.57 ± 0.48 گرم) و RGS003 در تیمار حاوی دز زیرکشندگی ایمیداکلوپرید (1.29±0.27 گرم) بود و بین آن ها اختلاف معنی دار وجود داشت. مقایسه ارقام مختلف نشان داد بیش ترین میزان استقرار شته در رقم زرفام (2040.50±126.92 شته) و کم ترین آن در رقم (1583.17±213.17 شته) RGS003 اتفاق افتاد، اما بین ارقام لیکورد و زرفام اختلاف معنی دار مشاهده نشد. نتایج نشان داد برای کنترل شته سبز هلو، استفاده از غلظت نیمه مزرعه ای قارچ به همراه LC10 ایمیداکلوپرید در مقایسه با بقیه ی تیمارها می تواند بهترین گزینه باشد. چرا که علاوه بر ایجاد میانگین درصد مرگ و میر قابل ملاحظه پس از یک هفته، غلظت کم تری از قارچ نیز مورد استفاده قرار گرفت.
    کلیدواژگان: رقم کلزا، حشره کش نئونیکوتینویید، شرایط نیمه طبیعی، قارچ بیمارگر حشرات
|
  • Sh. Gorbani, M. Rastgou, M. Abdollahi Pages 437-444
    Watermelon mosaic virus is the most prevalent potyvirus infecting cucurbits in Iran. In order to determine the distribution and frequency of the virus, 326 watermelon, melon, cucumber, winter and summer squash samples were collected from 22 villages around Urmia during summer 2010 and tested by DAS-ELISA with a polyclonal antibody. Ninety four samples were detected as infected by ELISA. To determine host range of the virus, different plants from 4 familieas were tested. Cucurbita pepo, Cucumis melo L. Cv. Flexus, C.sativus L.cv. Peto Seed and Nicotiana tobaccum cv. Burley were detected as the virus hosts. One strain of squash that was positive in ELISA was used for IC-RT-PCR. A 958 bp product was amplified by IC-RT-PCR using specific primers and was sent for sequencing directly. Phylogenetic trees were constructed by Maximum likelihood, Maximum parsimony and Neighbour joining. Urmian isolate of WMV was not classified in any of the 6 groups which were shown by previous researches.
    Keywords: Watermelon mosaic virus, Phylogenetic analysis, DAS, ELISA, Urmia
  • S.A. Hosseini, B. Jafarpour, Esmat Mahdikhani Moghadam, Mohsen Mehrvar, Mohammad Zaki Aghl Pages 445-450
    In order to investigate the presence of Barley mild mosaic virus, 425 samples of barley and wheat from Razavi Khorasan, Northern Khorasan, Golestan, Yazd and Western Azarbayjan were collected in spring 2011. Plolyclonal antiserum was used in order to detect BaYMV by DAS-ELISA. The highest level of BaYMV infection was found in Azarbayjan gharbi and detect inRazavi Khorasan, Northern Khorasan and Golestan. Polymerase Chain Reaction (PCR) was carried out using specific primers for coat protein. A fragment of ~392 bp corresponding to BaMMV coat protein gene were amplified by PCR. Then one PCR product of Western Azarbayjan samples was sequenced and analyzed for additional confirmation. This is the first report of occurrence of BaMMV in aforementioned provinces of Iran.
    Keywords: PCR, Barley mild mosaic virus, Iran, Coat protein
  • M. Ashnayi, B. Jafarpour, Saeed Malekzadeh Shafaroudi, Z. Heydarinia Pages 451-458
    In order to investigate the presence of Barley mild mosaic virus, 425 samples of barley and wheat from Razavi Khorasan, Northern Khorasan, Golestan, Yazd and Western Azarbayjan were collected in spring 2011. Plolyclonal antiserum was used in order to detect BaYMV by DAS-ELISA. The highest level of BaYMV infection was found in Azarbayjan gharbi and detect inRazavi Khorasan, Northern Khorasan and Golestan. Polymerase Chain Reaction (PCR) was carried out using specific primers for coat protein. A fragment of ~392 bp corresponding to BaMMV coat protein gene were amplified by PCR. Then one PCR product of Western Azarbayjan samples was sequenced and analyzed for additional confirmation. This is the first report of occurrence of BaMMV in aforementioned provinces of Iran.
    Keywords: PCR, Barley mild mosaic virus, Iran, Coat protein
  • E. Madadkhah, M. Nasertorabi, M. Shoorooei, E. Moghbeli, M. Lotfi, Z. Banihashemi Pages 459-466
    Melon (Cucumismelo) production is significantly affected by Fusarium wilt worldwide. The pathogen, Fusariumoxysporum f. sp. melonis race 1 (Fom1) causes serious economic losses in Iran. To find resistance sources of melon, 45 local genotypes and breeding lines, collected from different parts of Iran, were screened against race 1 of Fom. Seedlings were inoculated with a suspension of 1×106 conidia/ml at first true leaf stage. The severity of the disease was assessed on leaves using a rating scale from 0 to 4. Analysis of variance demonstrated highly significant differences between the genotypes. Five susceptible and five resistant genotypes were inoculated with the causal agent and root samples were taken for 8 days. The activity of polyphenoloxidase (PPO)enzyme, phenolic compounds (PCs) and cucurbitacins content of the samples were analyzed to identifypossible relations between resistance and enzymatic activities. PPO activity and PCs content inresistantgenotypes significantincreased in response to infection by the pathogen, but there were not significant differences in susceptible genotypes. Analysis of variance showed that there was a direct relation between cucurbitacins D with resistance to the disease, while there was no clear relation between the content of cucurbitacins E with disease resistance.
    Keywords: Fusarium wilt, Resistance mechanism, Cucurbitacin, Polyphenoloxidase, Phenolic compounds
  • S.A. Hosseini, M. H. Rashed Mohassel, E. Kazeroni, Kamal Hajmohamadnia Pages 467-473
    In order to study the tolerance level of different wild barley (Hordeum spontaneum) populations to Clodinafop propargyl (Topic®), a pot dose response experiment was conducted in a completely randomized design with three replications at Ferdowsi University of Mashhad Greenhouse in 2009. Cultivared barley (Hordeum vulgare) and three wild barley populations (Shiraz, Boshroyeh, and Torogh) were studied in this experiment. Also, wild oat (Avena ludoviciana) was included as a susceptible species. Clodinafop propargyl was applied postemergence at 2-3 leaf stage of plant species at different rates. Dry weight of each plant was determined three weeks after herbicide application, and then ED50, ED25, and level of tolerance index were determined for each wild barley population. Results showed that all wild barley populations were highly tolerant to herbicide even at higher doses, while wild oat was completely controlled at lower than recommended dose. ED50, and ED25 doses for wild oat was 16.3 and 5.6 g a.i ha-1, respectively, while no ED50 doses could be estimated for barley species. Based on ED25 doses, common barley showed highest tolerance to the herbicide. Tolerance level of wild barley population calculated based on ED25 of each wild barley relative to wild oat, was 29.2, 29.3, and 43.7 for Shiraz, Boshroyeh, and Torogh, respectively. It seems that all wild barley populations are highly tolerant to this herbicide, and Clodinafop propargyl can not be a solution for wild barley in wheat, while it has high efficacy on wild oat.
    Keywords: Cultivated barley, Dose response, Herbicide tolerance, Wild barley
  • K. Hajmohammadnia Ghalibaf, M. H. Rashed Mohassel, Mehdi Nassirimahllati, E. Zand Pages 474-481
    The influence of spray tank turbidity on glyphosate (Roundup®, 41% SL) and nicosulfuron (Cruse®, 4% SC) performance on barnyard-grass and velvetleaf was examined in a greenhouse study as a factorial arrangement of treatments 2×6 based on a completely randomized design with six replications (+six control pots) for each weed species at Ferdowsi University of Mashhad, Iran during 2008-9. Factors were included turbidity at six levels (0, 100, 200, 300, 400, 500, and 600 ppm sieved soil particles containing 31.7% clay into deionized water (w/v)), and two herbicides (glyphosate and nicosulfuron). In a preliminary test, a dose-response experiment was carried out to estimate the ED50 doses of the herbicides at greenhouse. The glyphosate and nicosulfuron solutions were applied as post emergence at 3 to 4 leaf stage of the weeds at the estimated ED50 doses in the preliminary experiment (158 and 22 g ai ha-1, respectively) based on spray volume of 250 L ha-1. The results showed that adding soil particles (turbidity) into spray tank was reduced herbicides performance significantly (P≤0.01), whereas, survival, plant height, leaf area, and shoot dry weight of weeds (% control) were increased. The antagonistic effect of turbidity was higher with glyphosate than with nicosulfuron for barnyard-grass, but for velvetleaf the results was reversed. In conclusion, the results have highlighted the importance of spray tank turbidity on herbicide performance.
    Keywords: ED50 index, Herbicide efficacy, Soil particles, Water turbidity
  • A. Rafatjoo, A. Modhej Pages 482-489
    In order to study the interaction allelopathic effects of wheat, barley and wild mustard on seed germination and seedling growth, this investigation was conducted in 2009 in two separate experiments. Allelopathic effect of four aqueous extracts (0, 2.5, 5 and 10%) of wild mustard on wheat and barley germination was evaluated in the first experiment, based on two randomized completely designs (RCD) with three replications. In the second experiment, the effects of barley and wheat aqueous extracts (0, 2.5, 5 and 10%) on germination and seedling growth of wild mustard were investigated in two separate experiments. Results indicated that the extract concentrations of wild mustard reduced germination rate and seedling growth of wheat and barley, significantly. In the second experiment, effects of extract concentrations on seed germination and seedling growth of wild mustard was significant in 1% probability level. Seed germination reduction of wild mustard under 2.5 and 5% extract concentrations compared to control, was 64 and 91% in wheat and 80 and 96.6% in barley, respectively. The germinations of wild mustard were terminated by 10w/v of all crop extracts. Generally, results showed that the allelopathic effects of wild mustard on wheat were higher than barley. Also, barley had higher allelopathic impact on wild mustard compared with wheat.
    Keywords: Germination rate, Radicle length, Aqueous extract concentrations
  • Rayhaneh Asgarpour, Reza Ghorbani, Mohammad Khajeh Hosseini Pages 490-499
    To investigate the spreading possibility of spotted spurge (Euphorbia maculata) as a new-introduced and troublesome weed species of soybean field in Golestan province, viability of this weed seed in soil, water and elevated temperature conditions were examined. Experiments were conducted as completely randomized design with eight replications. Treatment levels of seed viability in soil and water included 1-11 months of seed burial at 10-15 cm depth, and 1-9 weeks of seed soaked in water, respectively. Evaluation of high temperature effect were carried out as three-factor factorial experiment that consisted of 5 temperature levels (ambient temperature (25 ˚C as control), 80, 100, 120 and 140 ˚C), two exposure times (1 and 5 min), and seed moisture status in two levels (dry and wet). The results indicated that buried seed in soil after 11 months showed germination above 95%. Seeds were not able to germinate under submergence. Removed seed of water after 2 weeks germinated above 90%, but it reduced with increasing immersion time, as after 9 weeks lost their viability. Elevated temperature had significant effect on germination. Germination was significantly reduced by increasing temperature, as the maximum and minimum of germination was observed at control and 140 ˚C, respectively. Elevated temperature, exposure times and seed moisture content had interaction effect. Germination of wet seeds completely inhibited at 140 ˚C for 5 min. Based on these results, spotted spurge seeds had high persistence in the soil. Seed viability in water for a few weeks will provide the chance of dispersal by water irrigation.
    Keywords: Flooding, Germination, High temperature, Seed bank, Seed viability
  • Ebrahim Salari, Hamid Rouhani, Esmat Mahdikhani, Moghaddam, Roohallah Saberi Reseh, Mehdi Mehrabi, Koushki Pages 500-507
    Trichoderma spp. are free living fungi which mostly are considered as biocontrol agents of plant pathogenic fungi. Some isolates of this fungus also have an effect on plants growth promotion and regulation. The this research, evaluated the effect of ten Trichoderma isolates including Trichoderma harzianum (T.BI, T.7, T.16, T.16A, T.20), T.virens (T.6, T.21, T.65), T.koningi T.77 and Trichoderma sp. T.14N were tested on tomato growth parameters by two methods of seed coating and soil application. These experiments carried out in a factorial arrangement based on completely randomized design with five replications. The treatments were included two factors: ''isolates'' in 11 levels and ''inoculation method'' in 2 levels. Inoculants of Trichoderma isolates were averagely applied at a ratio of 107 propagle per gram of soil and 5×106 spore on seed surface for soil application and seed coating methods, respectively. Two months after the sowing the seeds, the dry weight of shoots and roots were measured. The results showed the significant difference between the effect of Trichoderma isolates and inoculation method as well as their interactions (P≤0.05). Based on the results of this study, The T20 isolate increased 58.68% and 61.93% in roots and shoots dry weight compared to control in soil application method, respectively. Soil application method has showed better performance of Trichoderma isolates on plant growth compared to seed coating method. Results of this study implied that Trichoderma isolate type and inoculation method have significant effect on tomato growth parameters.
    Keywords: Trichoderma, Tomato, Seed coating, Soil application, Growth parameters
  • Ebrahim Mamnoie, Mohamad Ali Baghestsni Pages 508-516
    In order to evaluate the efficacy of some new herbicides in corn farms, a field study was conducted during the 2010 growing season in Jiroft. The experimental design was completely randomized blocks, with 11 treatments and 4 replications. Treatments were nicosulfuron at 2lit/ha, foramsulfuron at 2.5 lit/ha, rimsulfuron at 50 g/ha, nicosulfuron+ rimsulfuron at 175 g/ha, bromoxynil+mcpa at 1.5 lit/ha + hand weeding of grasses, 2, 4-D+ MCPA + hand weeding of grasses, foramsulfuron + iodosulfuron at 1.25, 1.5, 1.75 l/ha, bromoxynil+mcpa at 1.5 lit/ha + nicosulfuron at 1 lit/ha, and Weed free. Results indicated that all herbicides showed a significant impact on weed density and dry weight of Echinochola colonum, Digera muricata, Portulaca oleracea, Amatanthus viridis, and A. blitoides. These weeds were successfully controlled by foramsulfuron + iodosulfuron at 1.5 and 1.75 l/ha. Satisfactory control of these weeds obtained by bromoxynil+mcpa + nicosulfuron and nicosulfuron+ rimsulfuron. But they are poorly controlled by herbicide rimsulfuron. The highest and lowest grain yields belonged to foramsulfuron + iodosulfuron at 1.75 l/ha and rimsulfuron, respectively.
    Keywords: Nicosulfuron, Foramsulfuron, Rimsulfuron, Herbicide
  • Seyed Ali Asghar Fathi, Ali Akbar Abedi Pages 517-524
    The sugar beet weevil, Lixus incanescens Boh., is an important insect pest of sugar beet, Beta vulgaris L., in Razavi Khorasan Province. In this research, population densities of the sugar beet weevil eggs and larvae were evaluated on plants of six sugar beet cultivars including Ardabili, Aras, Persia, Flores, Laetitia and Rosire in an experimental field in 2011 and 2012. Also, the percentage of larval damage on petioles, the percentage of weight loss of tuber and the percentage of reduction in sugar content of the tuber were studied in these cultivars infected by five larvae under field condition. The lowest and the highest densities of eggs and larvae were observed on Persia and Ardabili cultivars, respectively in both years. Also, the percentage of larval damage on petioles was significantly lower in Persia and Laetitia than the other cultivars. In addition, the percentage of weight loss of tuber and the percentage of reduction in sugar content of tuber were lowest in infected plants of Persia. Therefore, it can be concluded that the sugar beet weevil damage was both quantitatively and qualitatively least in Persia among the examined cultivars and so this cultivar has the potential for being used in an integrated pest management program of L. incanescens in sugar beet fields.
    Keywords: Weevil, Sugar beet cultivars, Population density, Quantitative, qualitative damage
  • Nematollah Sedaghat, Hemmatollah Pirdashti, Seyedeh Arhameh Fallah, Shamsi, Abdollah Ranjbar, Sahar Leilayi Pages 525-531
    In order to study the effects of foliar application of Si (5/1000 ratio), K (2/1000 ratio) and Zn (2/1000 ratio) on rice (cv. Tarom Hashem), an on-farm experiment carried out based on randomized complete block design with three replications in 2012. Some traits such as paddy yield and yield components, neck blast disease and stem borer damage were evaluated. Results showed that the effect of foliar application in terms of all traits except panicle length, 1000 grain weight and tiller number were significantly different than control. Mean comparison showed that the highest paddy yield (4518 kg ha-1), grain number per panicle (185.2), filled grains (174.6), panicle fertility percentage (94.3%) and the lowest sterile grain number per panicle (10.6), blast disease (3%) and stem borer (0.3% death heart and 1.2 % white head) were obtained in Si application. A negative and significant correlation was observed between filled grain number and blast damage percentage (r=-0.71**), percentage of stem borer infection (r=-0.72**) and percentage of white head (r=-0.89). According to results it seems that foliar spraying of Zn, Si and K had a positive effect on grain yield (closely increase 2-14%) and also suppress stem borer (closely 9-87%) and neck panicle blast (closely 27-87%) as compared to control. In conclusion, Si foliar application had the most positive effect rather than Zn and K.
    Keywords: Blast, Foliar application, Rice, Silicon, Stem borer
  • Mohammad Sedghi, S. Gholi Toluie, Mohammad Rezaei Pages 532-538
    In order to identification of allelopathic compounds and investigation of the effect of aerial part extract of orchard grass on germination and seedling growth of alfalfa an experiment conducted as completely randomized design with four replications at University of Mohaghegh Ardabili, Iran. Treatments were concentrations of orchard grass extracts including 0, 25, 50, 75, and 100%. Radicle and plumule length, fresh weight of seedling, percentage and rate of germination were measured. Results showed that with increasing extract concentration there was a reduction trend in all studied traits (except of seedling fresh weight and plumule length which increased at lower concentrations and then declined). The highest content of allelopathic substances related to phenolic compounds (7.98 and 13.91 mg in root and shoot, respectively). Plumule length and seedling fresh weight increased at the concentrations between 23 to 26% and after then reduced sharply and prevented completely at 100% concentration. All the traits reached to zero at 100% concentration. Orchard grass allelopathic substances inhibited the germination and growth of alfalfa seeds at higher concentrations.
    Keywords: Allelopathy, Extract, Germination, Weed
  • Mansoore Kermani, Hasan Marashi, Hossein Askari, Amin Mirshamsi Pages 539-546
    Orobanche aegyptiaca, commonly known as Egyptian broomrape, is a holo-parasite that causes high economic damages on tomato production in Iran. Breeding for resistance is the most economic and feasible method to reduce broomrape infestation. 20 tomato cultivars and four wild tomato species were screened for O. aegyptiaca resistance. Tomato yield reduction, dry weight reduction of shoot and root, total number of attached broomrapes, dry weight of broomrapes and tolerance index were widely varied among tomato genotypes. The results showed that LA2530 (Ora mutant) was a very susceptible genotype while it was previously introduced as O. aegyptiaca resistant. According to the reports, the resistance phenotype is controlled by a dominant gene (Ora) and it seems that it is broken by the parasite because the overcoming of monogenic resistances by parasites is more likely than polygenic resistances. High levels of resistance were found in two wild species Solanum chilense TL00798 and S. pimpinellifolium L00134 respectively. The results suggested that wild relative species of tomato are promising diverse genetic resources for developing resistant crops to broomrape.
    Keywords: Orobanche aegyptiaca, Tomato genotypes, Screening, Resistance
  • Fereidoun Padasht Dehkaei, Ebrahim Dodabeinajad, Hassan Pourfarhang, Somayeh Dariush Pages 547-554
    Blast disease of rice caused by Pyricularia oryzae is a potentially damaging disease in northern due to planting of susceptible local cultivars and favorable conditions. To assess the effects of blast on rice yield components and yield loss, one field experiment was conducted at the lowland culture conditions. Analysis of blast effects on rice indicated that the maximum yield losses due to unprotected treatments at vegetative, reproductive and both stages were 4.72, 6.39 and 14.41% respectively. Node blast had more influence than neck blast in decreasing the 1000-grain weight and number of filed grains and in increasing the number of unfiled grains per panicle. Yield losses due to blast were correlated either to percentage of leaf blast (LB) or percentage of neck, node and panicle blast (NNPB) in unprotected treatments at vegetative stage in each two years of 2009 (for LB, R= 0.868, P. value= 0.00517; for NNPB, R= 0.848, P. value= 0.00775) and 2011(for LB, R= 0.785, P. value= 0.0211; for NNPB, R= 0.801, P. value= 0.0169). Also two positive significant correlations were observed between LB % and NNPB% in 2009 (R= 0.882, P. value= 0.00376) and 2011 (R= 0.812, P. value= 0.0143) in this treatment. Whereas, in unprotected treatment at reproductive stage yield loss was correlated only to percentage of NNPB (R= 0.918, P. value= 0.0013).
    Keywords: Rice, Pyricularia oryzae, Yield loss, Tricyclazole
  • Zohre Khaleghabadian, Hossein Sadeghi, Fariba Ardeshir, Alireza Nemati, S. Hatefi Pages 555-564
    To identify the mite species associated with food products in Mashhad, a variety of stored food products were visited and sampled during years 2011 and 2012. Storage mites were extracted by means of Berlese-Tullgreen funnel. Mite specimens were cleared using Lactic acid or Nesbit’s fluid. Using Hoyer’s medium, cleared specimens were mounted as permanent microscopic slides. Specimens were identified or confirmed by the relevant specialist. As a result, a total of 21 species, belonging to 15 genera of 11 families from 2 orders including Mesostigmata and Trombidiformes were identified. Among the identified species, those flagged with one and two asterisks are new records for the study area and Iran, respectively. Voucher specimens are deposited in the Acarology collection of Ferdowsi University of Mashhad, Iran. The list of identified species is as follows: I- Order Trombidiformes- Bdellidae: Spinibdella cronini Baker & Balock, Spinibdella? sp. **, Caligonellidae: Molothrognathus mehrnejadi Liang & Zhang*, Paraneognathus oblongus (Soliman)*. Cheyletidae: Acaropsellina sollers)Kuzin), Cheyletus eruditus (Schrank)*, Cheyletus malaccensis Oudemans, Cheyletus trouessarti Oudemans*, Lepidocheyla gracilis Volgin*, Neoucheyla iranica Fain & Ardeshir*. Cunaxidae: Cunaxa capreolus Berlese*, Cunaxa setirostris Hermann. Raphignathidae: Raphignathus hecmatanaensis Khanjani & Ueckermann*, Raphignathus gracilis Rack*, Stigmaeidae: Stigmaeus elongates Berlese, Storchia robustus Oudemans*. II- O. Mesostigmata- Ameroseiidae: Ameroseius pavidus Koch*, Ameroseius delicatus Berlese**. Ascidae: Arctoseius cetratus Sellnick*, Arctoseius sp., Laelapidae: Haemolaelaps fenilis Megnin*, H. casalis Berlese*. Macrochelidae: Macrocheles muscaedomesticae (Scopoli)*, Macrocheles merdarius (Berlese). Mellicaridae: Proctolaelapsventrianalis Karg*, P. pygmaeus (Müller)*.
    Keywords: Iran, Storage mites, Mesostigmata, Prostigmata, Stored cereals
  • Pooyan Moslehi, Ali Alizadeh, Mohammad Ghadamyari Pages 565-572
    Amitraz is one of the pesticides which is used in a vast area for controlling of the common pistachio psyllid, Agonoscena pistaciae (Hem.: Aphalaridae). In this study the synergistic effect of piperonyl butoxide (PBO) on the toxicity of amitraz on adults of Rafsanjan population of common pistachio psyllid was evaluated by residual contact vial (RCV) in laboratory conditions. The results showed that LC50 values of amitraz when use alone and with PBO together in the summer form of common pistachio psyllid were 213.7 and 151.8 mg L-1, respectively. Synergistic ratio of these results obtained 1.3 fold. LC50 values for amitraz alone and with PBO together in the winter form of A. pistaciae were 351.6 and 95.3 mg L-1 that according to the statistic measurements, there is a significant difference in the winter form when used amitraz alone and with PBO together and the synergism ratio obtained 3.6 for this form. Results of this study showed that susceptibility of the winter form of pistachio psyllid to amitraz was less than summer form and PBO has a synergistic effect on amitraz toxicity. Indeed determination of esterase activity showed that there is significant difference between summer and winter forms. It seems that one of the reasons of less susceptibility of the winter form to amitraz pesticide is related to the increase esterase activity.
    Keywords: Piperonyl butoxide, Agonoscena pistaciae, Amitraz, Esterase activity
  • Mohadese Gerami, Mohsen Mehrvar, Atefe Hosseini Pages 573-578
    Beet yellows virus (BYV) belongs to the genus Closterovirus, Closteroviridae family, is one the most important viruses of sugar beet worldwide. In order to identify and characterize some molecular aspects of the BYV, a total of 75 symptomatic leaf samples of sugar beet were collected from sugar beet field of West Azarbayjan, Hamedan and Kermanshah provinces, Iran. Leaves showing general yellowing, vein clearing and thickness were collected. The primary detection of BYV performed by DAS-ELISA, using specific antibodies raised against coat protein of the virus, resulted in positive reaction of six out of 75 samples. The coat protein ORF of BYV isolates was amplified by RT-PCR, using BYV-F/BYV-R primer pair. Amplified fragments in expected size of 615 bp were directly sequenced. All sequence data were multiple aligned with other BYV isolates (from NCBI) using DNAMAN 7 software. An Ukrainian isolate (X73476) showed the highest nucleotide (99.19%) and amino acid (97.55%) identity with our isolates in this study. Phylogenetic analyses were conducted by MEGA 5.2. The results of phylogenetic analysis showed that BYV Iranian isolates and BYV Ukrainian isolate are clustered together.
    Keywords: Beet yellows virus, sugar beet, western Azarbayejan, Kermanshah, Hamadan, cp
  • Mohammad Roozkhosh, Sayed Vahid Eslami, Majid Jami Al Ahmadi Pages 579-588
    Employment of solarization using the polyethylene mulch can be effective as a non-chemical approach for some control noxious weed management such as purple nutsedge (Cyperus rotundus). In order to determine the effect of different levels of polyethylene mulches including one- layer clear polyethylene film, two- layer clear polyethylene film, one- layer black polyethylene film and two- layer black polyethylene film as well as a non-mulched control on three different populations of purple nutsedge from Birjand, Kahnooj and Jiroft, a factorial experiment based on a randomized complete block design with three replications was conducted at research field of Birjand university, during a 60-day period in summer 2012. Results indicated that polyethylene mulches significantly reduced tubers number and weight, pre-tuber (tubers with a diameter less than 2 mm) number and weight, number and weight of above mulch shoots as well as number and weight of below mulch shoots in all three purple nutsedge populations. One-layer mulches (either clear or black sheets), however, did not show a remarkable preventive effect on purple nutsedge shoots growth, so that plant shoots can easily pass over the plastic sheets. Moreover, results showed that the two-layer black polyethylene mulch provided the most effective control among all three purple nutsedge populations.
    Keywords: Non chemical management, Solarization, Tuber, Pre, tuber
  • Fatemeh Talepour, Maryam Rashki, Asghar Shirvani Pages 589-595
    The effect of the fungus, Metarhizium anisopliae, sub-lethal dose of imidacloprid, the aphid, Myzus persicae and the three canola cultivars under microcosm conditions inside plastic cages in greenhouse (27 ± 3°C, RH 90 ± 5 %) indicated that field and semi-field concentrations of the fungus significantly reduced the population of Green Peach Aphid (GPA) as well as in combination with LC10 of imidacloprid. Comparison of mean percent of the GPA mortality, 7 and 23 days after treatment, indicated the distribution of pathogen inside the aphid population. Comparing different treatments determined that not only imidacloprid had no negative impact on pathogenicity of fungal pathogens but also increased the efficiency of the fungus.The highest and lowest mean value of plant dry weight was concerned to the Licord in treatment containing field concentration of the fungus plus imidacloprid (4.57 ± 0.48 gr) and the RGS003 cultivar in treatment including sublethal dose of imidacloprid (1.29±0.27 gr), respectively and there was significant difference between them. Comparison of different cultivars showed the highest mean number of the GPA colonisation on the Zarfam (2040.50±126.92 aphids) and the lowest one (1583.17±213.17 aphids) on the RGS003 cultivar, respectively but no significant difference was observed between Zarfam and Licord cultivars. The results indicated that using semi-field concentration of M. anisopliae added with LC10 of imidacloprid in compared with the other treatments to control the GPA could be the best alternative. In addition to cause remarkable mean mortality percent after a week, the less fungal concentration was applied.
    Keywords: Canola cultivar, Neonicotinoid insecticides, Microcosm conditions, Entomopathogenic fungus