فهرست مطالب

مرمت و معماری ایران - پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1393)
  • پیاپی 8 (پاییز و زمستان 1393)
  • 136 صفحه، بهای روی جلد: 100,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1394/01/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • علی شهابی نژاد*، رضا ابویی، محمود قلعه نویی، فرهنگ مظفر صفحه 1
    مقیاس انسانی یکی از مهم ترین ویژگی های فضاهای شهری است که نقش مهمی در ایجاد ارتباطی مطلوب بین انسان و فضا دارد. وجود این ویژگی در فضاهای شهری، فضا را انسانی تر کرده و ادراک آن را آسان تر می نماید. در بسیاری از منابع، شهرهای تاریخی و بافت های تاریخی برجای مانده از گذشته، بهترین نمونه برای فهم کیفیت مقیاس انسانی دانسته شده است. از همین رو در مقاله حاضر تلاش شده تا نمونه ویژه ای از فضاهای شهری تاریخی، میدان نقش جهان اصفهان، از این منظر تحلیل گردد. هرچند در بسیاری از منابع طراحی شهری بر وجود ارتباط مناسب بین ابعاد انسان و فضا در ایجاد مقیاس انسانی تاکید شده اما در میدان نقش جهان که به دلیل ماهیت عملکردی و وسعت بسیارش این ویژگی دیده نمی​شود، مقیاس انسانی همچنان مشهود است. بر این اساس، مقاله پیش رو این موضوع را بررسی می کند که چه عواملی باعث شده میدان نقش جهان باوجود وسعت بسیار، به فضایی غیرانسانی تبدیل نشود و جذابیت و زیبایی اش حفظ گردد. بدین منظور، روش توصیفی- تحلیلی برای پیش برد موضوع به کار گرفته شده است. بررسی های پژوهش نشان می دهد در این میدان، بیشتر با تاکید بر جنبه های ادراکی فضا و نحوه ادراک آن توسط بیننده، به جای ابعاد و وسعت واقعی فضا و اجزای آن، کیفیت مقیاس انسانی در میدان تقویت گردیده است.
    کلیدواژگان: اصفهان، میدان نقش جهان، مقیاس انسانی، وسعت فضایی، ادراک انسانی، زاویه دید
  • امیرحسین کریمی*، پرویز هلاکویی صفحه 19
    طیف بینی میکرورامان، یکی از انواع روش های شناسایی مواد است که تاکنون بیشتر درباره رنگدانه های نقاشی به کار گرفته شده است. نظر به امکان استفاده غیرتخریبی از این روش برای شناسایی بست نقاشی های تاریخی و یافتن میزان کارآیی آن در زمینه نقاشی ایرانی، چنین روشی روی نمونه های بست نقاشی ایرانی به کار رفت. نمونه سازی برمبنای بررسی های انجام شده و فهرست موجود از مواد بست نقاشی ایرانی در مقاله پیشین نگارندگان انجام شد. در مرحله نخست، روی نمونه های خالص سه گروه مواد بست؛ 5 بست کربوهیدراتی، 5 بست پروتئینی و 4 بست از روغن های خشک شونده و در مرحله دوم، روی نمونه های ساخته شده از تمامی این بست ها همراه رنگدانه سرنج بررسی طیف بینی رامان انجام شد. برای نمونه های بست خالص، ناحیه 200 تا 1800cm-1 و برای نمونه های همراه با رنگدانه، ناحیه 2500 تا cm-1 3300 انتخاب شد. براساس تجربیات به دست آمده در این مقاله، ناحیه 2500 تا cm-1 3300 که رنگدانه ها در آن طیفی ندارند، بهترین ناحیه برای بررسی طیف رنگدانه همراه با بست است. افزون بر این، طیف رامان مربوط به انزروت نیز، در پژوهش حاضر برای بار نخست ارائه شده است.
    کلیدواژگان: نقاشی ایرانی، بست، میکرورامان، طیف بینی
  • احمد صالحی کاخکی، شادابه عزیزپور*، افروز رحیمی، فاطمه بانک صفحه 33
    یکی از دوره های درخشان هنر معماری ایران، دوره سلجوقیان است که مصادیق بسیاری از آن را می توان در پایتخت سیاسی- فرهنگی آنان، اصفهان، یافت. اردستان پیرو تحولات سیاسی و مذهبی پایتخت، از کانون های مهم و فعال اصفهان در این دوره به شمار می رفته و همین امر سبب شد که تغییرات اساسی در سامانه فضایی و کالبدی مسجد جامع این شهر ایجاد گردد. این بنا، یکی از شاهکارهای معماری اسلامی ایران بوده که در طول حیات خود، تغییرات گسترده ای را تجربه کرده است. باوجود اهمیت این مسجد و تعدد پژوهش های صورت گرفته، همچنان تحولات فضایی- کالبدی آن به وضوح مشخص نیست. بنابراین، سیر تحول مسجد جامع اردستان و تفکیک لایه های تاریخی آن، هدف پژوهش حاضر است. روش تحقیق به کار گرفته شده، تفسیری- تاریخی است. ضمن اینکه، مستندنگاری و مطالعات تطبیقی نیز مبنای اصلی کار قرار گرفته است. شایان یادآوری است تامل در آرای پژوهشگران و تعمیم نظریات آنان، برای مرتفع ساختن کاستی های موجود بوده که نتایج ارزنده ای در خصوص تفکیک لایه های تاریخی داشته است. بررسی های انجام شده بیانگر آن است که کهن ترین عنصر معماری در بقایای مسجد، قسمت هایی از دیوار خشتی بوده که متعلق به بنایی پیش از مسجد اولیه است. با تکیه بر مطالعات تطبیقی، مسجد از دوره آل بویه وجود داشته و عمده تحولات آن در دوران سلجوقیه و صفویه صورت گرفته و پس از آن، تغییرات در پوسته ظاهری بنا انجام شده است. دستاوردهای پژوهش تا حد بسیاری ابهامات موجود در زمینه لایه های تاریخی این بنا را، بخش هایی که تاکنون نادیده انگاشته شده اند، کاسته است.
    کلیدواژگان: مسجد جامع اردستان، لایه های تاریخی، فضا و کالبد، آرایه ها
  • علیرضا کوچکزایی*، محسن محمدی آچاچلویی، حمید فرهمند بروجنی صفحه 47
    آثار چرمی، دارای ساختار آسیب پذیر آلی هستند و در ادوار مختلف تاریخی، نمونه های معدودی از آن ها برجای مانده است. به همین دلیل، مطالعه و حفاظت این آثار از اهمیتی خاص برخوردار است. طی آواربرداری سال 1385 در محوطه قلعه کوه قاین مربوط به عصر سلجوقی، تعدادی اثر چرمی نادر کشف شد. آثار چرمی با این قدمت و مکشوفه از محیط های مدفون، نیازمند بررسی دقیق ساختاری است. میزان و نوع چربی آزاد موجود در چرم نیز، در شناخت بهتر شیوه چرم سازی گذشته و آشنایی با منابع تهیه مواد اولیه این فرایند، حائز اهمیت است چراکه درکی صحیح از فرایندهای فرآوری چرم در این دوره تاریخی به دست می دهد. بنابر آنچه بیان شد، شناسایی منبع روغن استفاده شده در چرم سازی، مساله ای است که نگارندگان پژوهش حاضر درصدد پاسخ گویی به آن هستند. در این راستا، یک مشک چرمی یافت شده از قلعه کوه قاین با هدف شناسایی نوع چربی استفاده شده در روغن دهی آن، مطالعه گردیده است. بدین منظور نخست، چربی موجود در چرم با استفاده از حلال دی کلرومتان در سوکسله استخراج و با بهره گیری از طیف سنجی مادون قرمز و به روش طیف بینی انعکاس کل تضعیف شده (ATR-FTIR)، ارزیابی شد. این بررسی ها براساس نوارهای جذبی موجود در طیف به دست آمده از نمونه و مقایسه آن ها با نوارهای جذبی طیف های حاصل از روغن ها و چربی های طبیعی استفاده شده در چرم سازی، صورت پذیرفت. نتایج این بررسی، نشان دهنده وجود 582/4 درصد چربی آزاد در نمونه آزمایشی بود که با توجه به مدفون بودن اثر درطول زمان در محیط خشک، میزان بالایی تلقی می شود و بیانگر استفاده از روغن و چربی برای تولید چرم است. درواقع، این امر نشانگر استفاده از روغن برای آب​گریز کردن مشک بنابر کاربرد آن است. همچنین، براساس طیف های مادون قرمز حاصل از چربی استخراج شده و مقایسه آن با طیف های دیگر روغن ها و چربی ها، نوع چربی استفاده شده به احتمال بسیار، چربی حیوانی؛ حاصل از پیه گوسفند یا گاو بوده است.
    کلیدواژگان: قلعه کوه قاین، مشک چرمی، چربی آزاد، اسیدهای چرب، ATR، FTIR
  • عباسعلی ایزدی، علیرضا فاضل*، رامتین خلعتبری، سارا آکوچکیان صفحه 61
    با گسترش روزافزون فن آوری های نوین و تکنیک های ساخت و ساز دیجیتال، گرایش معماران به استفاده از مصالح و ابزارهای نوین برای حل مشکلات طراحی و ساخت، بیشتر شده است. ربات ها ساخت طرح های پیچیده ای را برای معماران فراهم آورده اند که در گذشته به علت پیچیدگی بسیار، اجرای آنان امکان پذیر نبوده است؛ اما همچنان مشکلات زیادی در استفاده از آن ها و سایر شیوه های مشابه در فرایند ساخت و ساز وجود دارد که بهره گیری از آنان را در پروژه ها با مشکل مواجه می کند. مسائلی ازقبیل گرانی تولید، نیاز به تجهیزات پیشرفته و نیروی متخصص، باعث شده است که استفاده از این گونه ابزارها در برخی پروژه ها توجیه پذیر نباشد. این امر، شاهد مناسبی بر ضرورت انجام پژوهش در شیوه های ساده تر و ارزان تر ساخت و ساز دیجیتال است. در مقاله پیش رو، روش نوینی پیشنهاد می گردد که با به کارگیری فن آوری واقعیت افزوده، می تواند به سادگی و بدون نیاز به نیروی متخصص، امکان ساخت فرم های آزاد را با هندسه پیچیده فراهم آورد. ارائه روش پیشنهادی در قالب مدل سازی ریاضی و شبیه سازی عددی است. در پایان، دو نمونه موردی ساخته شده با استفاده از این روش به منظور تایید درستی شیوه پیشنهادی، مطالعه شده است.
    کلیدواژگان: ساخت و ساز دیجیتال، واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، ساخت و ساز به وسیله ربات، فرم های آزاد
  • محمود محمدی، زهرا مهابادی* صفحه 75
    شهر اصفهان، در زمره مهم ترین شهرهایی قرار دارد که از مشخصات و ویژگی های شکلی منحصر به فردی در ساختار فضایی و بافت کالبدی خود برخوردار است. باوجود اینکه در چند دهه اخیر، طرح های جامع و تفصیلی متعددی برای آن تهیه شده، با این حال به ابعاد شکل بافت شهر در جهت دهی، هدایت و کنترل توسعه کالبدی آن توجهی نشده است. ازجمله مهم ترین دلایلی که موجب این غفلت شده، می توان به روش های تهیه این گونه طرح ها اشاره نمود. درواقع، نوع پهنه بندی های پیشنهادی این طرح ها با محوریت کاربری زمین، نتوانسته ابعاد فرم کالبدی بافت این شهر را به عنوان یکی از منحصر به فردترین ویژگی ها در کیفیت بخشی به محیط ها و فضاهای شهری به کارگیرد. بنابراین، بهره گیری از پهنه بندی هایی که از تمام ابعاد و ارزش های فضایی– کالبدی و فرهنگی– تاریخی بافت شهر در فرایند هدایت و کنترل توسعه کالبدی استفاده نماید، ضرورت اساسی دارد. پهنه بندی برش عرضی رهیافت نوینی در پهنه بندی بافت شهری است که با لحاظ کردن بیشتر عناصر و مولفه های فرم کالبدی شهر و تمرکززدایی از کاربری زمین، بر تمام جوانب شکل دهنده به فرم کالبدی بافت شهر در تهیه طرح های تفصیلی، تاکید دارد. با اصلاح و بهبود مجموعه داده ها و اطلاعاتی که در قالب طرح های تفصیلی شهری تهیه می شود، می توان شهر اصفهان را با رهیافت برش عرضی، پهنه بندی کرد. بنابر نگرشی که بیان شد، اهداف مقاله پیش رو: نخست، معرفی پهنه بندی برش عرضی به عنوان روشی برای پهنه بندی اراضی و بافت های شهری و دیگر، مناسب سازی پهنه بندی برش عرضی برای بخشی از بافت کالبدی شهر اصفهان با توجه به شرایط محلی و استفاده عملی از آن است. پرسش های پژوهش برای دستیابی به این اهداف نیز بدین قرار است: پهنه بندی برش عرضی چیست و روش های تهیه آن کدام است. چگونه و با تاکید بر چه مشخصات فضایی- کالبدی می توان برای بافت شهر اصفهان پهنه بندی برش عرضی تهیه کرد. روش تحقیق به کار گرفته شده، توصیفی- تحلیلی است. از نتایج به دست آمده، می توان به این نکته اشاره نمود که رهیافت برش عرضی چارچوبی منظم و روشمند برای سازماندهی مجدد داده هاست. همچنین، اطلاعات طرح تفصیلی برای برقراری ارتباط عینی و مستدل بین وضع موجود و مطلوب است که بدون این رهیافت، بسیاری از آن ها باوجود هزینه های زمانی و مالی بسیاری که صرف می شود، بی استفاده می مانند. ضمن اینکه با بهره گیری از رهیافت برش عرضی، پهنه های بخش مرکزی منطقه 1 شهر اصفهان در پهنه های T5،T4 و T3 جای گرفته که هریک، سه زیرپهنه دیگر را دربرمی گیرد.
    کلیدواژگان: برش عرضی، پهنه بندی، ریخت شناسی بافت شهر، اصفهان.
  • مهندس راضیه لبیب زاده*، مهندس عبدالحمید نقره کار صفحه 95
    فرهنگ مادی گرای معاصر غرب به دلیل محرومیت از کلام الهی و سنت معصومین سلام الله علیهم، در تبیین عالم و آدم دچار انحراف و گمراهی عظیمی گشته است. پیرو آن در تبیین مفاهیم، ساختار، مراحل، منابع و مبانی فرایندهای انسانی نیز تناقض ها و تعارض هایی در آن پدید آمده که سبب شده در حوزه های علوم انسانی، فلسفه هنر، معماری و شهرسازی هرگاه از انسان و نظام ارزش های او سخن می رود، مغالطه های متعددی صورت گیرد. در بیشتر مواقع، چنین مغالطه هایی در استدلال های شبه روشنفکران غرب​زده و حتی استادان دانشگاه هم دیده می شود. این مغالطه ها باعث مقاومت تعدادی از دانشگاهیان با رویکرد تحول و ارتقای علوم انسانی، قدرت نیافتن اجتهاد در نظریه پردازی های اصیل و اسلامی و نبود همکاری لازم در تهیه نقشه راه تمدن نوین اسلامی شده است. در مقاله پیش رو، مهم ترین این مغالطه ها که به خصوص در زمینه های هنر، معماری و شهرسازی مطرح هستند، در 8 طرح تعارض بررسی شده​اند: 1. تضاد بین علم و دین 2. تضاد بین سنت​گرائی (ترادیسیونالیزم) و تجددگرائی (مدرنیسم) 3. نفی رابطه اسلام و آثار مسلمانان همچون معماری و شهرسازی 4. تضاد بین رویکردهای نخبه گرایی و مشارکت گرایی 5. تضاد بین تقلید و خلاقیت 6. تضاد بین آرمان گرائی (ایده آلیسم) و واقع گرائی (رئالیسم) 7. تضاد بین انسان​محوری (امانیسم) و خدا محوری (تئیسم) 8. تضاد بین جهانی یا بومی بودن. ازآنجا که مبنای اعتبار در این پژوهش عقل و نقل است، روش تحلیلی برای فهم مدعیات و روش تفسیری و استدلالی برای تبیین و نقد دیدگاه ها به کار گرفته شده است. این تحقیق با استناد به متون دینی و تحلیل عقلی نشان می دهد که تعارضات بیان شده از نگاه اسلامی، اعتباری ندارند. تعارض به خاطر تفسیر غلطی است که از یک یا دو بعد متعارض بیان شده است. همچنین، در پژوهش حاضر با ارائه 8 جدول پیشنهادی، مدل هایی راهگشا برای این شبه تعارض ها پیشنهاد شده و احتمال می رود بی توجهی به این مغالطات، مشکلات بسیاری را در پژوهش های تخصصی به همراه داشته است.
    کلیدواژگان: اسلام، علم، دین، سنت گرایی، تجددگرایی
  • سمیه بصیری*، رسول وطندوست، سید محمد امین امامی، حسین احمدی صفحه 111
    تمامیت، یکی از بنیادی ترین وجوه اخلاقی و فلسفی در حفاظت و مرمت میراث فرهنگی است و باوجود آنکه، در طول تاریخ بسیار درباره آن بحث شده، هم چنان به درستی و کمال تعریفی از آن ارائه نشده است. در ضرورت و اهمیت این مفهوم، همان بس که تمامیت را یکی از وجوه و ارکان پایه ای حفاظت میراث فرهنگی دانسته و آن را در حوزه های متعدد میراث فرهنگی درراستای درک هرچه بهتر و اجرایی کردنش، جداگانه تبیین و ارزیابی کرده اند. این در حالی است که تمامیت در حوزه آثار و مجموعه های موزه ای، هیچ گاه تعریف نگردیده و برای تعریف آن تنها از تعابیر موجود در دیگر حوزه های میراث فرهنگی، از چشم اندازهای طبیعی گرفته تا فضاهای روستایی و شهرهای تاریخی، بهره جسته اند. این مبحث، به درستی آشکار می سازد که نمی توان انتظار داشت آنچه تحت عنوان تمامیت براساس مولفه های موجود در دیگر حوزه ها تاکنون تبیین شده است، بتواند در حوزه موزه های ملی و منطقه ای سبب ارتقای کیفیت راهبردهای حفاظتی و درک مخاطبین این آثار گردد. از این منظر، در این پژوهش که به شیوه تحلیلی- توصیفی و با هدف تبیین مفهوم تمامیت در حوزه آثار موزه ای و شناخت مولفه ها و زیربخش های معنایی این مفهوم صورت پذیرفته است، با مطالعه و تحلیل اسناد، متون و اطلاعات در سه حوزه متفاوت: اهداف و رسالت موزه ها و آثار موزه ای، مفاهیم مندرج در حفاظت مبتنی بر تمامیت و درنهایت، تعریف تمامیت در دیگر حوزه های میراث فرهنگی، استخراج مولفه های موثر بر مفهوم تمامیت انجام شده است. درپایان، با ارزیابی داده های به دست آمده در هریک از این حوزه ها و توجه به فصل مشترک آن ها، 7 مولفه موثر: نظم فضایی، تداوم معانی، دست نخورده بودن، سرزندگی، اصالت مواد، منزلت و حریم، پویایی محیطی و اجتماعی، به عنوان زیربخش های معنایی تمامیت آثار موزه ای معرفی شدند تا بر این اساس بتوان به درک و شناختی صحیح از تمامیت، دست یافت. همچنین، این مفهوم را در حوزه آثار موزه ای تبیین نمود.
    کلیدواژگان: تمامیت، آثار موزه ای، مولفه، مبانی نظری
|
  • Ali Shahabi Nejad * (Phd) Reza Aboie (Phd) Mahmoud Ghalenoei (Phd) Farhang Mozafar Page 1
    Human scale is one of the most important features of urban space which has an important role in creating a favorable relationship between human and space. This feature makes space more human friendly and easier to perceive. In many resources, historic towns and urban fabrics remaining from the past are perfect examples of representing and understanding the quality of human scale. Therefore this paper has analyzed Naqhshe Jahan Square in Isfahan as a specific example of historic urban spaces, from this point of view. Many resources of architecture and urban design emphasize on the good proportion between human and space in the creation of human scale. But human scale as an urban quality is obvious in Naghshe Jahan square in spite of its functional nature and its vast surface initially seems not supporting this feature. Accordingly, this article has examined what factors make this square user friendly despite its huge dimensions. In this study the analytical-descriptive approach to this issue has been handled. The results has shown that in this square, with emphasis on the perceptual aspects of space, rather than its real size and components, the quality of human scale has been strengthened.
    Keywords: Isfahan, Naghshe Jahan Square, Human Scale, Large Scale, Human Perception, Field of view
  • Phd Amir, Hossein Karimy * (Phd) Parviz Holakooei Page 19
    Micro-Raman spectroscopy is recently advocated to be used for the identification of organic mediums of paintings although it is mainly used for identifying artists’ pigments. The current paper presents an effort for estimating the feasibility of micro-Raman spectroscopy for identifying Persian binding mediums used in historical paintings. To do so, samples were prepared in two main groups based on previous studies and the most popular Persian binding mediums; i.e., pure binding mediums and binding mediums mixed with red lead. Pure samples were themselves divided in three groups of carbohydrates, proteins and drying oils and were studied in 800-1800 cm-1 and 2500-3300 cm-1 regions. Results showed that micro-Raman spectroscopy can be more efficient in 2500-3500 cm-1 zone as most of pigments exhibit no Raman signal in this region. Moreover, the Raman spectrum of sarcocolla gum is provided in this article for the first time. This paper strongly suggests micro-Raman spectroscopy for identifying binding mediums used in Persian paintings.
    Keywords: Persian painting, Binding medium, micro, Raman spectroscopy, pigments
  • Phd Ahmad Salehi Kakhaki, Shadabeh Azizpour *, Afrooz Rahimi, Fatemeh Bank Page 33
    The Seljuk period is one of the most brilliant periods in the history of Iran architectural art. Many instances of such architectural works can be found in Isfahan, the political and cultural capital of Iran. Following the political and religious developments in capital, Ardestan considered as one major active center. This led to some changes in Jame Mosque of Ardestan over the time. Jame Mosque of Ardestan is one of the architectural masterpieces of Iran that has been experienced extensive changes during its life. The main objective of this study is to review Jame Mosque of Ardestan. This study analyzes and reviews the formation process of this mosque from the initial state to the present day. Interpretive-Historical research method was used to conduct this study using historical texts as well as contrastive and comparative analysis of related historical buildings. Therefore, this study is mainly based on providing documentaries of a journalistic nature and field studies. Reflection on opinions of researchers and extension of their view to existing building and eventually completion of prior information provided valuable conclusions regarding clearer building developments in different periods. Therefore, the ambiguity of historical layers is largely reduced in this study (parts of which have been ignored so far). Moreover, this study considers the space factor (this factor has not been considered in most resources) to help understanding of the building formation process.
    Keywords: Jame Mosque of Ardestan, mosque historical era, inscriptions, paintings, space, body
  • Alireza Koochakzaei *, Mohsen Mohamadi, Hamid Farahmand Page 47
    Leather artifacts having degradable organic structures can rarely survive through the passage of time. Study and conservation of these artifacts has a great importance to better understanding of leather making process during the time. Some leather relics have been discovered in the excavation (2006) of Ghalee Kooh-i Ghaen related to Seljuk period. The relics were discovered from buried environment and were required to appropriate structural assessment. Type and content of free fats in leather have great information about leather making procedure and fats source. Also, the information helps to technologic study of Seljuk period. Characterization of fat source of fat source is one of the main problems in leather making process. In this approach, one of discovered leather bottles has been investigated to characterization of applied fats. Firstly, free fats of leather samples were extracted by dichloromethane (DCM) or methylene chloride solvent in Soxhlet extractor apparatus. Extracted fats were analyzed by a Fourier transform infrared spectrometer (FTIR) equipped with attenuated total reflectance (ATR) accessory with ZnSe crystal plate. The spectra were evaluated with explanation of main absorbance regions and comparison with documented spectra of fats and oils. Results indicated to 4.285% fat in the leather sample. It is a high content regarding to dry environment during the time. The high content of fatty acids in the leather sample shows the application of fats for waterproofing of leather bottle. ATR-FTIR results and comparison of spectra showed that animal fat (sheep or cow tallow) has been used for lubrication of leather.
    Keywords: Ghalee, Kooh, i Ghaen, leather bottle, free fat, fatty acids, ATR, FTIR
  • Abbasali Izadi, Alireza Fazel, Ramtin Khalatbari, Sara Akoochekian Page 61
    By introducing new digital fabrication techniques and robotic fabrication in the 20th century, architects were encouraged to use innovative materials and novel tools to solve problems not only in design, but also in construction. Robots allow architects to design a more complex machining process for on-site fabricating work, but they were very costly and complicated as well. Because of rapid development and adoption of Augmented Reality (AR) applications, there are numerous opportunities for integrating AR and improving conventional methods used in various fields such as architecture, engineering, construction, and facility management. This paper demonstrates a new method of digital fabrication based on “Augmented Reality” which can reduce construction cost using simple utilities, (digital camera, monitor and processor), as well as providing the ability of constructing free-form surfaces. All codes are developed in “Processing” scripting language and the form is developed in “Grasshopper”, a graphical algorithm editor integrated with “Rhino’s” 3-D modeling tools. Finally, the efficiency of this method is studied in two examples.
    Keywords: Digital Fabrication, Augmented Reality, Virtual Reality, Robotic Construction, Free Form Design
  • Dr Mahmoud Mohammadi, Miss Zahra Mahabadi * Page 75
    During the last decade, upon formation of the design-led planning approach, the necessity of simultaneous and interactive consideration of urban planning and design was proposed. Since organizing the physical form of the city is one of the main elements of urban design, the recognition of city's physical features and the design of the built form became a focus towards the elevation of the urban environment's quality. The implication of this paradigm shift in zoning, as the strongest planning executive tool, was the introduction of the transect approach in which, other physical elements of the built environment -as well as the land use- are taken into account. In Iran, all the efforts towards preparation of design-oriented urban development plans and realization of this quality-oriented approach are neutralized by the dominance of the conventional land use-led and quantity-oriented zoning approach. The present paper, aiming at explaining the concept of transect zoning and introducing it as an approach for Implementation of the design-led planning, applies the urban morphology analyses as an analytical method to determine transect zones and describes the defining elements of the zones according to local circumstances. Such defining elements of the zones can be prescribed for more appropriate and aware allocations on the basis of the objectives of the urban development plans. Finally, the transect zones of the study areas, in District 1 of Isfahan city, are determined on the basis of the above mentioned elements.
    Keywords: Design, led Planning Approach, Transect Approach, Zoning, Urban Morphology
  • Mrs Razieh Labibzadeh *, Abdolhamid Noghrekar Page 95
    The contemporary materialist culture of the West has gone astray in explicating the world and human being due to deprivation of God’s words and the tradition of the Immaculate. Consequently, a number of paradoxes in explaining the concepts, structure, stages, resources and foundations of human processes have been created which, in turn, caused numerous fallacies in various fields of humanities, philosophy of art, architecture and urban planning whenever man and his values are considered. Most of the time, such fallacies are also seen in the arguments of westoxicated intellectuals and even university scholars. These fallacies have caused the resistance of some academicians against the approach of humanities promotion and development and weak role of Ijtehad in original and Islamic theorization. In this article, the most important fallacies which are proposed especially in the fields of art, architecture and urban planning are studied in eight categories as following: 1) opposition between science and religion, 2) opposition between traditionalism and modernism, 3) negating the relationship between Islam and the works of Muslim architects, 4) opposition between eliticist and participatory approaches, 5) opposition between imitation and creativity, 6) opposition between idealism and realism, 7) opposition between humanism and theism, 8) opposition between globalism and localism. Since the validity of this research is based on reason and quotation, the analytic as well as argumentative and interpretive methods have been used for understanding the claims and explaining the views respectively. Citing religious texts and drawing on logical analysis, this research shows that such fallacies are not valid from the Islamic perspective. Such fallacies are due to wrong interpretations of one or both sides of the opposition. Moreover, this study proposes eight diagrams which work as models for resolving suchoppositions.
    Keywords: Islam, science, religion, traditionalism, modernism
  • Ms Somayeh Basiri *, Dr Rasool Vatandoost, Dr Seyed Mohammad Amin Emami, Dr Hosein Ahmadi Page 111
    Integrity is one of the fundamental moral and philosophic aspects of conservation and restoration of cultural heritage. Despite this concept has been discussed too much during the time, in different zone of cultural heritage, it still does not interpreted toward museums and museums works. However vagueness of this notion and diverse applications exacerbate more problems. So, it is important to recognize the hidden meanings of this concept and the position of “Integrity” in Historical process of conservation and then define this concept toward museum art works. This issue itself manifests that cannot be expected that what is known and explained as components of Integrity in the other parts of cultural heritages, could improve the quality of conservation of museum objects and enhance audience's understanding of the works. Accordingly, in this article that has been done in descriptive-analytical manner and with the purpose of explanation the Integrity in the field of museum works and recognition the Subdivision semantic of this concept. This issue based on review and analysis of documents, texts and data in three different zone such as “goals and mission of museums”, “Integrated Conservation Framework” and at the end “defining Integrity in other part of cultural heritage" and leads to extraction the affecting factors of integrity. Thus at the end with analysis the data that has been obtained from this three field and attention to the their common denominator, seven affecting factors of Integrity such as: “Spatial regularity”, “continuity of meanings”, “intactness”, “vitality”, “authenticity of materials”,” significance and buffer zone”, “environmental and social dynamics” presented. In order to achieve the correct understanding of integrity and as a result can explain this notion in museum.
    Keywords: Explanation, concept of Integrity, museum works, affecting factors