فهرست مطالب

تاریخ نامه ایران بعد از اسلام - پیاپی 8 (بهار و تابستان 1393)
  • پیاپی 8 (بهار و تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/05/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه اروجی صفحات 1-28
    اسکندر مقدونی به عنوان برجسته ترین دشمن ایران زمین سهم مهمی در ادبیات حماسی فارسی دارد. پرداخت جامع و مفصل فردوسی، داراب نامه ی طرسوسی، داراب نامه ی بیغمی و ده ها متن دیگر به زندگی و کارهای او، بخشی از این سهم را شامل می شود. اما این شخصیت تاریخی که درکشورگشایی و نظامی گری به اسطوره ای درادبیات ملل بدل شده، در ادبیات فارسی جایگاهی دوگانه دارد؛ رویه ی نخست آن مربوط به متونی است که عمدتا پیش از قرن ششم تالیف شده اند و سرآغاز آنها هم به دوران پیش از اسلام باز می گردند. در این متون اسکندر گجسته یا ملعون در مقام دشمن قرار دارد، از سوی دیگر، برای توجیه بخشی از اندیشه ی سیاسی ایرانیان باستان، وی به نوعی به نسل دارا (آخرین پادشاه کیانی) متصل می شود. در رویه ی دوم که شاخص ترین تجلی آن در آثار نظامی گنجوی است، شخصیت اسکندر تحولی عظیم پیدا می کند. حکیم گنجه در دو اثر عرفانی خود: شرفنامه و اقبالنامه از اسکندر غاصب، عارفی پیامبر گونه می سازد که البته در جهان گشایی هم ید طولایی داشته است. در این مقاله، تحول شخصیت اسکندر با توجه به نقش آن در حیات سیاسی ایران، ازمنظر هویتی بررسی شده و نقش دوگانه آن در ادب فارسی، در نسبت با خرد سیاسی ایرانیان سنجیده می شود.
    کلیدواژگان: اسکندر مقدونی، فردوسی، نظامی، اندیشه ی سیاسی، هویت ملی
  • محسن بهشتی سرشت، محمد بختیاری، سمیه انصاری صفحات 29-55
    در مورد اینکه «تاتارها آمدند و کشتند و سوختند و بردند و رفتند» هیچ شکی نیست. اما قبول میزان قتل و غارتی هم که از سوی برخی از مورخان و محققان بیان شده است، کار آسانی نیست. در برخی از این روایت ها از کشتار چند میلیونی مردم ایران به دست مغولان و نابودی کامل شهرهای خراسان و ماوراء النهر خبر داده اند و چنین نتیجه گرفته اند که این شهرها تا هزار سال دیگر، آن جمعیت و رونق سابق خود را به دست نمی آورند. پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از منابع تاریخی قبل و بعد از حمله مغول و قانون مطابقت ابن خلدون، درستی روایات مطرح شده درباره آثار و پیامدهای حمله مغول به ایران را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. در این چهارچوب، میزان درستی روایات با واقعیت های طبیعی، اجتماعی و منابع دیگر سنجیده می شود و آنچه با امور واقعی و عقل بشری مطابقت نداشته باشد، اخباری غیرواقعی، اغراق آمیز و غیر قابل قبول معرفی می شود.
    نتیجه این تحقیق نشان می دهد مغولان تنها در برخی از شهرهای خراسان و ماوراء النهر که مقاومت کرده و قبول ایلی ننمودند، یا عضوی از خاندان چنگیز را به قتل رساندند، قتل و غارت شدیدتری انجام دادند، البته نه در حدی که برخی از مورخان ادعا کرده اند، اما در اغلب شهرها که مردم تسلیم شدند، قتل و غارت گسترده ای صورت نگرفت و شهرها همان وضعیت و سیستم قبلی خود را حفظ کردند. بنابراین، خراسان، ماوراء النهر و دیگر مناطق ایران به کلی ویران نشد و میزان قتل و غارت خیلی کمتر از آن بود که برخی از مورخان و محققان از آن سخن گفته اند.
    کلیدواژگان: مغولان، خوارزمشاهیان، چنگیزخان، ابن خلدون، قانون المطابقه
  • لیدا بلیلان اصل صفحات 57-89
    شهر تبریز که از پیشینه تاریخی غنی برخوردار بوده و در طول تاریخ خود همواره به عنوان شهر اول یا دوم سلسله های حکومتی کشور ایران مطرح بوده است، در دوره قاجار با عنوان دارالسلطنه تبریز، ولیعهد نشین و دومین شهر مهم ایران پس از دارالخلافه ناصری محسوب می شده است. اهمیت سیاسی تبریز از یکسو و قرار گیری آن در مرز شمال غربی ایران، این شهر را تبدیل به دروازه ای جهت ورود مدرنیته و پیشرفت های جهان خارج به کشور کرده بود. از جمله مظاهر این پیشرفت ها، نقشه هایی است که برای اولین بار در دوره قاجار از شهرهای مختلف ایران تهیه شده اند. هفت عدد نقشه در طول حکومت قاجار از شهر تبریز تهیه شده که بیشترین تعداد را در میان شهرهای ایران داشته و به عنوان یکی از اسناد معتبر جهت شناخت ساختار فضائی این شهر مهم قلمداد می شوند. از این رو هدف از ارائه این مقاله بررسی سیر تحول نقشه های تاریخی شهر تبریز در دوره قاجار می باشد تا از این طریق مهم ترین تغییرات در ساختار فضائی این شهر در دوره قاجار مشخص گردد.
    در این مقاله با توجه به تاریخی بودن موضوع، جمع آوری داده ها به روش توصیفی با رویکرد تاریخی- اسنادی با بهره گیری از متون و منابع انجام خواهد پذیرفت. همچنین تحلیل داده ها و یافته های ناشی از مطالعات به روش تحلیلی- تطبیقی می باشد. در نهایت می توان تغییرات ساختار فضائی شهر تبریز در دوره قاجار را به سه دوره 1. سرداری نجف قلی خانی و ولیعهدی عباس میرزا، 2. ولیعهدی ناصرالدین شاه و ولیعهدی مظفرالدین، 3. ولیعهدی محمدشاه و مشروطیت تقسیم بندی نمود و ترسیمات نیز به گونه ای انجام یافته اند که ویژگیهای شاخص در هر دوره را به نمایش گذارده اند.
    کلیدواژگان: ساختار فضائی، دوره قاجار، نقشه های تاریخی، دارالسلطنه تبریز
  • مجمد جعفر چمنکار* صفحات 91-116
    توسعه قدرت گروه های اباضی مذهب در جنوب خلیج فارس و دریای عمان و چالش و تجاوزات انان به جزایر و بنادر ایران، یکی از رخدادهای مشخص و تاثیر گذار عصر صفوی به ویژه در اواخر این دوران می باشد. در زمان حکومت شاه عباس دوم جنبش ضد استعماری مردم عمان به استیلای یکصدوپنجاه استعمار پرتغال پایان داد و سلسله نو بنیاد آل یعاربه در سایه قدرت دریایی و ضعف مفرط دولت های مرکزی، حملات و تجاوزات خود را به سواحل و جزایر و بنادر ایران تشدید نمودند. بدین ترتیب تقابلات دو کشور بر تعاملات و پیوند های پیشین سایه انداخت. بررسی چگونگی فرایند قدرت گیری امامان خارجی در عمانات و ضعف و ناکارامدی اقدامات دستگاه حاکمه ایران در برخورد با انان در منطقه خلیج فارس و دریای عمان، هدف اصلی این پژوهش می باشد.
    کلیدواژگان: ایران، اباضیه، خلیج فارس، چالش، ناکارامدی، قرن 12هجری
  • مقصودعلی صادقی صفحات 117-142
    همچون امروز، در جهان گذشته نیز توسعه طلبی دولت ها معمولا نیازمند توجیهات مشروعیت بخش بود. این توجیهات بیش از آنکه بازتاب همه واقعیت باشد بهانه و دستاویز بود. در آن روزگاران یکی از مهم ترین بهانه های توسعه طلبی حکومت ها دستاویزهای دینی بود. ازجمله در میان حکومت های مسلمان نیز معمولا برای افزایش قدرت و قلمرو، گسترش دین و برپائی احکام آن یکی از مهم ترین بهانه ها به شمار می آمد. انجام فریضه جهاد برای گسترش دین اسلام اصلی ترین مستمسک مسلمانان برای کشورگشائی در سرزمین های غیر اسلامی بود. اما آنگاه که برخی از این گونه حکومت ها می خواستند در درون سرزمین های اسلامی و علیه دیگر رقیبان مسلمان خود دست به توسعه طلبی بزنند، از آنجا که حکم جهاد کاربرد چندانی برای لشکر کشی در درون دارالاسلام نمی توانست داشته باشد، تلاش برای برپاداشتن برخی دیگر از احکام دین را دستاویز خود می کردند. یکی از این دست بهانه ها، تلاش برای کمک به انجام فریضه حج اتباع خود بود. از آنجا که پیش نیاز انجام چنین فریضه ای امنیت راه های گذر حاجیان از سرزمین خود تا مکه و مدینه بود، دولت های مسلمان همواره یکی از وظایف خود را برقراری چنین امنیتی می دانستند و به همین بهانه و در واقع برای توجیه توسعه طلبی خود، در قلمرو همسایگان دست به دخالت و کشورگشائی می زدند. در ایران به نظر می رسد دولت های مسلمان شرق ایران بیشتر به این بهانه دست یازیده باشند. چه حاجیان سرزمین آنان بودند که برای انجام حج باید از مرکز و غرب ایران گذر می کردند. طرح چنین ادعاهائی در تاریخ ایران بعد از اسلام، گویا از روزگار غزنویان آغاز و تا میانه های روزگار صفویه ادامه یافته است. در این نوشته تلاش شده است روند طرح این ادعاها از سوی دولت های مستقر در شرق ایران در مناسباتشان با دولت های مرکز و غرب ایران در دوره یادشده بررسی شود. از این روی این یک مطالعه طولی و تا اندازه ای مقایسه ایست و سعی می کند چگونگی زنده بودن یک ادعا را در طول چند دوره از تاریخ ایران نشان دهد.
    کلیدواژگان: راه حج، دولت های شرق ایران، توسعه طلبی، جهاد
  • سیداحمد عقیلی صفحات 143-169
    محور پژوهشی این مقاله تبیین نقش و کارکرد اصناف درعصرصفویه است. وقوف بر این موضوع به جهت تبیین ساختار و تشکیلات ناظر بر اصناف عصر صفوی به عنوان یکی ازمهم ترین نهادهای جامعه دارای اهمیت است. تا پیش از این، توصیفی که از اصناف عصر صفوی و بررسی آن صورت گرفته تنها نام و کاربرد هر یک ازآنها بوده است.
    دراین پژوهش ابتدا به بررسی جایگاه اصناف درعصر صفوی وسپس نهادهای موجود در زیرمجموعه این قشر به صورت طبقه بندی شده اشاره گردیده وسپس به دو گروه عمده اصناف و شیوه زندگی و امرار معاش آنها پرداخته شده و در بخش مهم مقاله، اصناف به لحاظ سازمان داخلی و خارجی تقسیم بندی وسپس به ارزیابی وتحلیل سلسله مراتب موجود درآن پرداخته شده است.اصناف در این دوره از ساختار و تشکیلات درونی (سلسله مراتب) چون: کدخدا، رئیس بازار، استاد، کارگر یا صنعتگر، و شاگرد تشکیل شده بود. همچنین ساختار و تشکیلات بیرونی اصناف نظیر: کلانتر، نقیب، محتسب، و داروغه، موردبحث واقع شده است.
    جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به روش کتابخانه ای انجام گرفته وبرمبنای رویکردی توصیفی- تحلیلی می باشد. داده ها و اطلاعات بر پایه یافته های حاصل از منابع گوناگون و استنتاج و تحلیل آنهامی باشد.
    کلیدواژگان: اصناف، ساختاردرونی وبیرونی، حرف صنعتی، حرف تجاری، حرف خدماتی
  • یزدان فرخی، آرش امین پور صفحات 171-196
    با سقوط ایلخانان مغول، ایران عرصه درگیری های سیاسی میان قدرت های مختلفی شد. قراقویونلوها یکی از قبایل مهمی بودند که توانستند در این آشفتگی خود را برکشیده و با کنار زدن آل جلایر یک حکومت با ویژگی اتحادیه قبایلی پی ریزی کنند. با دقت در نحوه شکل گیری و جغرافیای توسعه یابی و یا گسترش قراقویونلوها مشاهده می شود که شروع این حکومت از مناطق کردنشین بوده است و از این رو برخورد آنها با کردها ناگزیر بود. در این میان هر امیر کرد تحت تاثیر جغرافیای قلمرو و نزدیکی یا دوری به مرکز دولت ها به صورت مستقل با دول یاد شده ارتباط برقرار می کرد ولی در مجموع تلاش آنها حفظ استقلال در قلمرو موروثی خویش با اظهار اطاعت ظاهری از قدرت های بود.
    هدف اصلی این مقاله روشن ساختن نحوه تعاملات قبایل کرد با حکومت قراقویونلوها است. اینکه قبایل کرد و قراقویونلوها چگونه به این تعاملات می نگریستند؟ با توجه به حضور همزمان این حکومت با آق قویونلو، کردها کدامیک را ترجیح دادند؟در این تعاملات مذهب چه جایگاهی در سیاست های قراقویونلوها و نحوه برخورد با امرای کرد داشت؟ بررسی دلایل و منطق تاریخی زمینه پژوهشی مهمی در تاریخ مناسبات سیاسی میان قبیله ای روزگار محسوب می شود و این مقاله در صدد روشن ساختن آن خواهد بود. به نظر می رسد که قبایل کرد توانستند ارتباط حسنه ای را با قراقویونلوها برقرار کرده و مذهب و اعتقادات دینی آنها در این روابط تاثیری قابل ملاحظه ای نداشته است.
    کلیدواژگان: قبایل کرد، امارت های کرد نشین، قراقویونلو، مناسبات سیاسی، اتحادیه های نظامی
  • عباس قدیمی قیداری صفحات 197-217
    با مرگ کریم خان زند و منازعات خونین بین بازماندگان زندی بر سر میراث او و به دنبال آن کاهش و زوال قدرت دولت مرکزی، به رسم تاریخ سیاسی ایران، بار دیگر فرصتی ایجاد شد تا قدرت های منطقه ای و ایلی در ایلات و ولایات مختلف براساس میزان توان و قدرت سیاسی و نظامی خود، درصدد بسط قدرت خویش، خودمختاری، دستیابی به سلطنت و یا نقش آفرینی در معادلات قدرت برآیند. آذربایجان با موقعیت ویژه و مهم خود، با توجه به تنوع قدرت های ایلی و منطقه ای و پراکندگی آنها در جغرافیای این ایالت، بخش مهمی از این قدرت نمایی های سیاسی و نظامی را تجربه نمود. قدرت های ایلی آذربایجان ودر راس آنها دنبلی ها و افشارها که به صورت سنتی از گذشته هرکدام بر بخش هایی از این ایالت وسیع و ثروتمند حکومت داشتند، با مرگ کریم خان زند به نقش آفرینی سیاسی دست زدند و از طرفی این ایالت مورد توجه دیگر مدعیان قدرت از جمله علی مرادخان زند و آقامحمد خان قاجار نیز قرار گرفت و هرکدام سعی کردند از این پراکندگی و تنوع قدرت بهره ببرند.در نهایت آقامحمد خان قاجار توانست با بهره گیری از اختلافات و ستیزه های ایلی مدعیان قدرت در آذربایجان، گام مهمی برای رسیدن به سلطنت را بردارد.
    کلیدواژگان: آذربایجان، ایلات، پراکندگی قدرت، ستیزه های ایلی، دنبلی، افشار، دولت قاجار
|
  • Mohsen Beheshtiseresht, Mohammad Bakhtiyari, Somayeh Ansari Pages 29-55
    There is no doubt that Mongols came، killed، burned، and destroyed; but believe of murder and looting expressed by some historians and researchers is not easy. In some traditions، killing several million people by Mongols and the complete destruction of the cities of Khorasan and Transoxiana was reported and concluded that these cities will have not their population boom for thousands of years. This article examined and evaluated Traditions properly raised about the figures relating to the murder and plunder the Mongol invasion by using historical sources before and after the Mongol invasion and Ibn Khaldun’s consistent Method. In this framework، the accuracy of the facts narrated by the natural، social and other sources was measured and what the real issues and the human intellect does not match، false reports، exaggerated and unacceptable introduced. The results show Mongols killed and looted carried severe، only in some cities of Khorasan and Transoxiana that resist and did not desobey or killed a member of a family of Genghis، But not to the extent that some historians have argued. In most cities that people surrender، murder and pillage were not widespread and cities maintain their previous system and state. Therefore، Khorasan، Transoxiana and other areas of Iran were not completely destroyed and the rate of murder and pillage mentioned by some historians and scholars was much lower.
    Keywords: Mongols, Kharazmshahian, Genghis khan, Ibn Khaldun, Consistent method
  • Lida Balilan Asl Pages 57-89
    The city of Tabriz which prosperous rich historical background and during its history has always been as the first or second city of Iran government lineages; In the Qajar era known as “daralsaltaneh Tabriz” was considered as prince consort and the second most important city after Daralkhlafeh Naseri. Political importance of Tabriz in one hand and based in northwestern of Iran border made the city has become a gateway for entry of abroad (west) modernity and progress into the country. Among the manifestations of these developments، was the first maps of different cities of Iran during the Qajar era. Seven of the maps was prepared for the city of Tabriz، which has produced the largest number among the cities of Iran and as one of the authentic documents considered for understanding the spatial structure of this important city. So the purpose of this paper is to present the evolution of historical maps of the city of Tabriz in the Qajar period. To force to specified the most important changes in the spatial structure of this city in the Qajar period. In this paper، according to the historical issue، the method of data collection is descriptive with historical documentary approach that will be taking advantage of the literature (and references). As well as data analysis and findings of studies is in the comparative - analytical method. Finally، the changes of the spatial structure of the city of Tabriz in the Qajar era can be divided into three periods: 1. Gholikhani headed and Abbas Mirza’s Crown Prince، 2. The Crown Princes of nasir aldin shah and mozaffar aldin shah، 3. Mohammad Shah’s Crown Prince and the constitutional period and drawings are done in such a way that represents the characteristics of each period.
  • Mohammad Chamancar* Pages 91-116
    Abazy Imams of Oman with religious conflicts، the formation of a government of national oriented symmetrically to begin their assault on the northern half of the Persian Gulf under Iranian sovereignty and Jane particular its subsidiaries were rulers of Hormuz and political ties. Abazy power of religious groups in the southern Persian Gulf and Sea of ​​Oman and challenge their violations of the islands and ports of Iran، one of the most distinctive and influential events، especially in the late Safavid period. In the reign of Shah Abbas II anti-colonial movement، the Omani domination yearebh Portuguese rule ended and a new series Al Yarbh Foundation in shades of sea power and the weakness of the central government، assaults and aggravated assaults reported to the beaches and islands and ports of Iran. Thus، interactions between the two countries and link to the previous interactions overshadowed. Examine how the power of foreign imams in Oman and weak and inefficient administration in dealing with their main goal of this research.
    Keywords: IRAN, Abazyh, Persian Gulf, challenge, inefficient
  • Magsodali Sadeghi Pages 117-142
    Like today، in the last world، expansion of governments usually was part of the require justification for legitimacy. This justification is a pretext and excuse rather than a reflection of all the facts. In those days one of the most important governments pretext for expansion was the religious justification. To spread the Muslim religion and its precepts by holding was usually one of the most important excuses of Muslim governments to increase the power and territory. The duty of Jihad، was the main pretext for the conquest of Muslims in non-Islamic lands. But when some of these governments wanted expansion within the territory of Muslim and against other competitors، Because of the limited use of jihad for campaign in the Dar-al-Islam، attempt to other precepts By holding was their excuse. One of these excuses was trying to help perform the Hajj duty to its own nationals. Since the introduction of the duty was security of way of the pilgrims from Mecca and Medina within their territories، Muslim governments always knew one of his duties with such security. By this excuse، and in fact to justify its expansion in the scope of their neighbors، they would intervene and conquest. Such a thing seems to be pretext of The East Iranian Muslim governments. Because their pilgrims to perform Hajj، must pass through the center and the West of Iran. Raising such claims in the history of Iran in the Islamic period، has started probably from Ghaznavid dynasty and has continued until the middle of the Safavid era. In this article، the process of this claim of the East Iranian Muslim governments، in their relations with the governments of the West and Center of Iran، is being studied.
    Keywords: The Hajj, the governments of East Iranian, expansionism, Jihad
  • Seyed Ahmad Aghili Pages 143-169
    The focus of this paper is to explain the role and function of guilds in the Safavi era. Therefore، awareness of this issue is important from several perspectives: First، explaining the structure and formations governing guilds in the Safavid era as one of the most essential institutions in the community. Second، absence of guild-oriented economic idea in researches done about Safavi era and adopting the approach of determining the status and role of guilds in the Safavi era. Since no comprehensive research has been done on the conditions of guilds in the Safavi era، conducting research on this topic is a novel work. Prior to this، some scattered descriptions of the name and application of Safavi guilds have been presented. In this study، we examined the role and status of guilds in the Safavi era. Then، their subordinate institutions were classified and introduced thereafter. After that، two main guilds، their lifestyles and livelihoods were mentioned. Furthermore and in an important part of this paper، both internal and external structures of guilds were classified. Finally، the assessment and analysis of the hierarchy of these guilds were discussed. Internal structures and formations (hierarchy) of the guilds in this era included: ealdorman، head of market، master، worker or artisan، and apprentice. Also، the external structures and formations (hierarchy) of the guilds in this era such as sheriff، superintendent، Muhtasib (adviser)، and security officer، who was the Chief of Security and had some judicial powers of judges، were discussed. The data was collected via library method. Furthermore، descriptive – analytical approach was adopted for this study. The data and information were collected from various sources and conclusions and analyses were done based on these findings.
    Keywords: Guilds, internal, external structures, industrial professions, commercial professions, service professions
  • Yazdan Farrokhi, Arash Aminipor Pages 171-196
    With the fall of the Ilkhanid dynasty، Iranian became the political arena of conflict between the various powers. Qara Qounlu alliance was one of them. The formation and geographic expansion of Qara Qounlu occur in Kurdish territory so conflict between them was inevitably. Generally Kurd tribes try to connection with dominant power، together with preservation of their independence in own ancestral territories. How Kurd tribes encountered with Qara Qounlu and on the other side how Qara Qounlu confederation considered to power of Kurd tribes? In conflict between Qara Qounlu and Qara qounlu confederation، Kurd tribes have tendency to which one? It’s seems that Kurd tribes have role such as a balance lever between them and religion was unimportant element in there. Therefore Kurd tribes acquire senior officials in Qara Qounlu government.
    Keywords: Kurd tribes, Kurdish emirates, Qara Qounlu, Political relations, military confederation
  • Abbas Ghadimi Gheidari Pages 197-217
    With the death of Karim Khan Zand and bloody disputes between Zand heirsregarding his legacy and the subsequent decline and fall of the power of the central government، as is typical in Iranian political history، once again an opportunity was created for regional and tribal powers in various states and provinces to expand their power and autonomy، seize the throne، or play a role in the power equations، based on their political and military power. Due to its unique and important position anddiversity of tribal and regional powers and their geographical distribution throughout this state، Azerbaijan experienced an important part of thesedisplays ofpolitical and military power. With the death of Karim Khan Zand، Azerbaijan tribal powers and mainly Donbalis and Afshars who since long ago traditionally ruled over parts of this vast and rich state، began to play a political role. On the other hand، this state attracted the attention of other claimants to power includingAli Mardan Khan Zand and Agha Mohammad Khan Qajar and each tried to take advantage ofthis dispersion and diversity of power. Eventually، by taking advantage of tribal disputes and conflicts of power contenders in Azerbaijan، Agha Mohammad Khan Qajar managed to take an important step towardsseizing the throne.
    Keywords: Azerbaijan, states, dispersion of power, tribal conflicts, Donbalis, Afshar, Qajar government