فهرست مطالب

  • Volume:16 Issue:1, 2015
  • تاریخ انتشار: 1394/02/06
  • تعداد عناوین: 21
|
  • احمد عریان صفحات 1-19
    لیشمانیازیس یک معضل بهداشت عمومی نادیده گرفته شده ناشی از گونه های تک یاخته ای متعلق به جنس لیشمانیا است که عمدتا جمعیت های فقیر کشورهای در حال توسعه را تحت تاثیر قرار می دهد. ارگانیسم مسبب توسط پشه های خاکی ماده منتقل می شوند. تظاهرات جلدی، مخاطی-جلدی و بالینی احشایی شایع ترین اشکال بیماری لیشمانیازیس می باشند. شیمی درمانی همچنان بر استفاده از ترکیبات آنتیموان پنج ظرفیتی، آمفوتریسین بی، پارومومایسین، میلتفوزین و آمفوتریسین بی لیپوزومی وابسته است. هر چند، کاربرد این داروها به دلیل اثربخشی اندک، عوارض جانبی تهدید کننده زندگی، سمیت بالا، القای مقاومت انگلی، دوره درمان و هزینه بالا محدود می شوند. با توجه به این حقیقت که واکسن های آنتی-لیشمانیا ممکن است در آینده نزدیک در دسترس نباشند، جستجو برای داروهای بهتر باید ادامه یابد. محصولات طبیعی منبع نامحدودی از تنوع شیمیایی برای شناسایی نمونه های جدید دارویی را ارائه می دهند. داروهای جدید بایستی سمیت کمتر داشته یا غیر سمی، ایمن، کارآمدتر، ارزان تر و به ویژه برای جمعیت های کم درآمد به راحتی در دسترس باشند. در مطالعه تحلیلی حاضر، توجه ویژه ای بر گیاهان دارویی مورد استفاده در برابر بیماری لیشمانیازیس قرار دارد. ترکیبات گیاهی زیست فعال موجود در مشتقات گیاهی از قبیل عصاره های خام، روغن های ضروری یا اسانس و سایر ترکیبات مفید می توانند منبع خوبی برای کشف و تولید داروهای آنتی-لیشمانیا جدید باشند.
    کلیدواژگان: لیشمانیازیس، درمان، آنتیمونیال های پنج ظرفیتی، عصاره های گیاهی
  • جاستین کوامو، سورش دینکار خارچه صفحات 20-24
    هدف این مطالعه مقایسه فعال سازی پارتنوژنتیک و بارورسازی آزمایشگاهی اووسیت های بزی بلوغ یافته در محیط زنده بود. تعداد 881 کمپلکس اوسیت کومولوس (COC’s) از 243 تخمدان جمع آوری شد. اووسیت ها در محیط کشت TCM-199 حاوی eCG (IU/ml 20)، hCG (IUμg/ml 20)، استرادیول-17بتا (μg/ml 1)، جنین های BSA تست شده (mg/ml 3) مکمل سازی شده با سرم گاوی جنینی 10% در 5/38 درجه سانتیگراد و CO2 5% در یک انکوباتور تحت هوای مرطوب به مدت 27 ساعت بالغ شدند. بر اساس وسعت کومولوس، میزان بلوغ 86/86% بود. اووسیت های بلوغ یافته به صورت ظاهری (تعداد = 749) انتخاب شده، برهنه شده و به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه 1 (تعداد = 223) اووسیت های بلوغ یافته آزمایشگاهی با μm 5 یونوفور کلسیم به مدت 5 دقیقه فعال شده و در محیط کشت mCR2aa حاوی mM DMAP 5 به مدت 4 ساعت کشت داده شد. بعد از 4 ساعت درمان DMAP، زیگوت های احتمالی شستشو داده شده و در محیط کشت جنینی کشت داده شدند. گروه 2 (تعداد = 526) اووسیت های بلوغ یافته آزمایشگاهی برای بارورسازی آزمایشگاهی در mTALP با استفاده از مایع منی تازه یک آهوی آبستن یمانی بالغ نژاد خالص انجام شد و در محیط mCR2aa آزمایشگاهی کشت داده شد. تکامل زیگوت های مفروض در هر 24 ساعت تا 9 روز پس از فعال سازی یا بارورسازی زیر میکروسکوپ فاز معکوس مشاهده شد. میزان شکافت، درصد مورولا و بلاستوسیست در گروه های 1 و 2 به ترتیب 36/67%، 07/23% و 23/9%، و 99/30%، 63/19% و 28/9% بودند. نتایج نشان داد میزان شکافت متعاقب فعال سازی پارتنوژنتیک با یونومایسین/6-DMAP نسبت به IVF به طور قابل مقایسه ای بیشتر بود.
    کلیدواژگان: بز، بلوغ، اووسیت ها، IVF، پارتنوت ها
  • فرهاد احمدی، محمدجواد ضمیری، محمد خوروش، ضیاءالدین بنی هاشمی، علیرضا بیات صفحات 25-30
    این آزمایش با هدف افزایش درصد پروتئین پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند از طریق تخمیر حالت جامد با استفاده از تریکودرما ویریدی و تریکودرما ریسه ایی انجام شد. گوارش پذیری برون تنی، بر اساس تکنیک تولید گاز، و تغییرات در ترکیب شیمیایی محصولات تخمیر شده بعد از هفت روز کشت قارچی تعیین شدند. کشت تریکودرما ریسه ایی و تریکودرما ویریدی بر روی پوسته پرتقال باعث کاهش درصد ماده محلول در شوینده خنثی (P<0.01) و افزایش درصد سلولز، همی سلولز و لیگنین شد، و تغییرات در بخش های فیبری با تریکودرما ویریدی چشمگیرتر بود. کشت تریکودرما ریسه ایی و تریکودرما ویریدی بر روی تفاله چغندر قند باعث افزایش درصد ماده محلول در شوینده خنثی (P<0.01) و کاهش درصد سلولز، همی سلولز و لیگنین شد (P<0.01) و این تغییرات با تریکودرما ریسه ایی چشمگیرتر بود. کشت تریکودرما ریسه ایی و تریکودرما ویریدی بر روی پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند باعث افزایش (P<0.01) درصد پروتئین در مقایسه با ماده های تخمیر نشده شد ولی، این افزایش برای پوسته پرتقال فرآوری شده با تریکودرما ویریدی با در نظر گرفتن درصد کاهش وزن چشمگیرتر بود. (P<0.05) کاهش معنی داری (P<0.01) در میزان تولید گاز تجمعی پس از 24 و 48 ساعت انکوباسیون در نمونه های تخمیر شده در مقایسه با نمونه های تخمیر نشده مشاهد شد. فرآوری با قارچ باعث کاهش (P<0.01) گوارش پذیری برون تنی ماده آلی، انرژی قابل متابولیسمی، متوسط نرخ تخمیر و نرخ تولید گاز شد. داده های این آزمایش نشان دادند که تخمیر حالت جامد پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند با تریکودرما ریسه ایی یا تریکودرما ویریدی برای مدت هفت روز می تواند درصد پروتئین خام آن ها را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: تخمیر، تریکودرما ویریدی، تریکودرما ریسه ایی، پوسته پرتقال، تفاله چقندر قند
  • آچینتیا ماهانتی، ایندرانیل سامانتا، سمیران باندی اوپدهیای، سیدهارتا نارایان جوآردار صفحات 31-35
    مطالعه حاضر به منظور شناسایی رخداد، سروتیپ، ژنوتیپ، رابطه فیلوژنیک و الگوی مقاومت ضد میکروبی STEC از بزهای سالم بنگال غربی، هند انجام گرفت. از 125 نمونه مدفوع جمع آوری شده از بزهای سالم، 245 جدایه به عنوان اشریشیا کولای شناسایی شدند. اشریشیا کولای های دارنده هر ژن توکسین های شیگا (stx1/stx2) در 36 مورد از 245 جدایه اشریشیا کولای شناسایی شدند. این سویه های STEC متعلق به 22 گروه سرمی مختلف O2)، O5، O20، O21، O22، O25، O41، O44، O45، O60، O71، O76، O84، O85، O87، O91، O103، O112، O113، O120، O156 و (O158 بودند و سه مورد غیر قابل گروه بندی بودند. stx1 و stx2 به ترتیب در 26 (2/72%) و 21 (3/58%) جدایه اشریشیا کولای تولید کننده شیگا توکسین شناسایی شدند. سپس، اشریشیا کولای دارای eaeA تنها (اشریشیا کولای انتروپاتوژنیک) و ehxA به ترتیب در 22 (1/61%) و 28 (7/77%) جدایه تشخیص داده شدند. در حالی که، saa در 8 (2/22%) جدایه اشریشیا کولای حضور داشت. تحت واحد 26 سویه اشریشیا کولای دارای stx1 نشان دادند که 73% (19 جدایه از 26) از این جدایه ها برای تحت واحد stx1C مثبت بودند. از میان 21 جدایه داری ژن stx2، 8/42% (9 از 21 جدایه) از لحاظ stx2C و 1/38% (8 جدایه از 21) برای ژن stx2d مثبت بودند. آنالیز فیلوژنیک سویه های STEC بعد از RAPD هشت خوشه اصلی را تایید می کند. هر چند هیچ خوشه اختصاصی گروه سرمی مشاهده نشد. مقاومت عمدتا نسبت به اریترومایسین (5/80%)، آمیکاسین (7/52%)، سفالوتین (50%)، کانامایسین (6/41%)، نئومایسین (1/32%) و جنتامایسین (1/36%) و کمتر به نورفلوکساسین (7/2%)، انروفلوکساسین (7/2%) و سیپروفلوکساسین (7/2%) بود. مقاومت به چند دارو در 11 جدایه STEC دیده شد.
    کلیدواژگان: بز، EPEC، STEC، بنگال غربی
  • محمدعلی ضیاء، سید حسین میر هندی، مجید طغیانی صفحات 36-41
    هدف مطالعه حاضر شناسایی مخمرهای مالاسزیا در سطح گونه در حیوانات اهلی و پرندگان آبزی به وسیله روش PCR-RFLP بود. نمونه ها با استفاده از چسب اسکاچ و سواب از 471 حیوان شامل 97 اسب، 102 گاو، 105 گوسفند، 20 شتر، 60 سگ، 30 گربه، 1 هامستر، 1 سنجاب، 50 پرنده آبزی و 5 بوقلمون جمع آوری و تمامی نمونه ها در محیط کشت لیمینگ-نوتمن آگار اصلاح شده تلقیح شدند. DNA استخراج شده از کلنی های مخمری، با استفاده از پرایمرهای اختصاصی از ناحیه 26S rDNA و به وسیله واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) تکثیر شد.RFLP از محصولات واکنش زنجیره ای پلیمراز با استفاده از آنزیم Hin6I انجام شد. محصولات واکنش زنجیره ای پلیمراز و RFLP به وسیله الکتروفورز در ژل آگارز مشاهده شدند. فراوانی مخمرهای مالاسزیا در حیوانات مختلف به صورت زیر بود: 64/15% در اسب، 74/12% در گاو، 38/12% در گوسفند، 33/28% در سگ، 66/62% در گربه و 26% در حیوانات آبزی. 80 کلنی متعلق به 6 گونه، جداسازی و خالص سازی شد. م. گلوبوزا 25/41%، م. فورفور 5/22%، م. رستریکتا 15%، م. سیمپودیالیس 15%، م. پکی درماتیس 5% و م. اسلوفیه 25/1%. بنابراین، نتیجه گیری می شود که گونه های مختلف چربی دوست مالاسزیا در انواع وسیعی از حیوانات و پرندگان یافت می شوند و PCR-RFLP یک روش مناسب برای شناسایی گونه های مختلف مالاسزیا می باشد.
    کلیدواژگان: مخمرهای مالاسزیا، PCR، RFLP، حیوانات اهلی، پرندگان آبزی
  • جوهی ریتش شارما، سوربهی آگاروال، سورش دینکار خارچه، آنیل کومار گوئل، ساتیش کومار جیندال، سودهیر کومار آگاروا صفحات 42-46
    این مطالعه جهت مقایسه اثر بخشی درمان های فعال سازی مختلف برای فعال سازی تخمک های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاهی و احتمال تکامل آن ها در محیط کشت mCR2aa برای گرفتن تعداد حداکثری جنین ها طراحی گردید. تعداد 1090 کمپلکس توده اووسیت (COC’s) از 480 تخمدان جمع آوری شدند. تخم های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. گروه 1 تخم های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 226) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند که با درمان با mM DMAP 2 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR2aa همراه شد. گروه 2 تخم های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 294) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند و سپس به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR2aa با μg/ml CHX 10 درمان شدند. گروه 3 تخم های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 325) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند که با درمان با mM DMAP 2 و μg/ml CHX 10 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR2aa همراه شد. گروه 4 تخم های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 108) به مدت 4 ساعت بدون هیچ درمان شیمیایی در محیط کشت mCR2aa با μg/ml CHX 10 کشت داده شدند (کنترل). میزان شکافتگی در گروه 1، 2، 3 و 4 به ترتیب 54/24%، 44/55%، 51/96% و0/00% بود. درصد تشکیل بلاستوسیت و مورولا در گروه 1، گروه 2 و گروه 3 به ترتیب 01/26%، 77/29% و 29/76% و 2/43%، 1/52% و 1/78% بود. این نتایج پیشنهاد دادند که فعال سازی تخم های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه با اتانول 7% به مدت 5 دقیقه همراه با درمان با mM DMAP 2 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR2aa برای تولید جنین های بزی پارتنوژنتیک مطلوب ترین است.
    کلیدواژگان: پارتنوژنزیس، فعال سازی با اتانول، مورولا، بلاستوسیت، بزسانان
  • جواد فلاحتی زو، محسن دانش مسگران، علیرضا وکیلی، عبدالمنصور طهماسبی، محمدرضا نظری صفحات 47-52
    هدف از انجام این مطالعه تعیین تجزیه پذیری شکمبه ای پروتئین (IVDP) و تجزیه پذیری موثر پروتئین در شکمبه (EPD) با استفاده از روش تولید گاز برون تنی اصلاح شده بود. نمونه های مواد خوراکی مورد استفاده عبارت بودند از علف خشک یونجه، کنجاله سویا، دانه کامل سویای خام، کنجاله کلزا، کنجاله آفتابگردان و پودر ماهی. مایع شکمبه مورد استفاده به صورت دستی و قبل از غذادهی صبح، از چهار راس گوسفند نر بلوچی (میانگین وزن 5/3 ± 4/49 کیلوگرم) جمع آوری شد. به شیشه های کشت حدود 90 میلی لیتر از مایع شکمبه بافری شده (BRF)، 400 میلی گرم نمونه خوراک و کربوهیدرات (مالتوز، زایلوز و نشاسته) در چهار سطح (100، 200، 300 و 400 میلی گرم) افزوده شد. تولید گاز (میلی لیتر) و نیتروژن آمونیاکی (میلی گرم) در هر شیشه کشت در زمان های 4، 8، 12، 16، 24 و 30 ساعت پس از شروع کشت اندازه گیری شد و میزان تجزیه پذیری شکمبه ای پروتئین در هر نقطه زمانی از طریق برون یابی رگرسیون خطی میان تولید گاز (به عنوان متغیر اصلی) و نیتروژن آمونیاکی (به عنوان متغیر وابسته) اندازه گیری شد. نتایج نشان دادند که خوراک، زمان و اثر متقابل خوراک × زمان بر تخمین های تجزیه پذیری پروتئین اثر معنی داری دارند (P<0.001). تخمین های تجزیه پذیری موثر پروتئین در نرخ خروج 06/0 در ساعت برای علف خشک یونجه، کنجاله سویا، دانه کامل سویای خام، کنجاله کلزا، کنجاله آفتابگردان و پودر ماهی به ترتیب 56/0، 77/0، 59/0، 45/0، 50/0 و 38/0 بودند.
    کلیدواژگان: نیتروژن آمونیاکی، تجزیه پذیری، تولید گاز، پروتئین
  • جی. رسول بهات، گوروچاران سینگ دالیوال، ساروپریت سینگ قومن، مریگانک هونپارخ صفحات 53-58
    مطالعه برای مقایسه اثربخشی پروتکل مبتنی بر استرادیول-17 بتا + CIDR با پروتکل متداول مبتنی بر ovsynch + CIDR برای همزمان سازی ظهور موج و تخمک گذاری در بوفالو مورا انجام گرفت. در گروه I (تعداد=25)، در روز 0 (شروع آزمایش)، به بوفالوها دستگاه CIDR (38/1 گرم P4) تجویز شده و به طور همزمان 5/1 میلی گرم استرادیول-17 بتا دریافت نمودند. در روز 9، CIDR خارج شد و یک آنالوگ پروستاگلاندین (PG) F2α (500 میکرو گرم) تجویز شد. در روز 11، بوفالوها آنالوگ هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRH) (20 میکرو گرم) دریافت نموده و دو بار در 12 و 24 ساعت بعد از تزریق GnRH تلقیح شدند. پروتکل گروه II (تعداد=25) بر اساس برنامه ovsynch همراه با الحاق CIDR به مدت 7 روز و سپس دو تلقیح در فحلی القا شده بود. گروه III (تعداد=10) به عنوان گروه کنترل به کار رفته و هیچ هورمونی در روز 0 پروتکل به آن ها داده نشد. در گروه I، II و III، مدت زمان ظهور موج فولیکولر جدید به ترتیب در روز 12/0 ± 22/4، 33/0 ± 12/3 و 42/0 ± 14/5 مشاهده گردید. در گروه I، در مقایسه با گروه های II و III همزمان سازی ظهور موج بیشتر و قطر فولیکول قبل از تخمک گذاری بزرگتر بود (P<0.05). نرخ آبستنی جفتگیری اول (FSCR) در گروه I بیشتر بود (P<0.05) در حالی که نرخ تخمک گذاری بین گروه های I و II متفاوت نبود. در نتیجه، همزمان سازی ظهور موج بیشتر، قطر بزرگتر فولیکول غالب، و نرخ آبستنی جفت گیری اول بیشتر متعاقب پروتکل مبتنی بر استرادیول-17 بتا + CIDR مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: بوفالو، نرخ آبستنی، استرادیول، تخمک گذاری، ظهور موج
  • فروغ محمدی، سید محمد موسوی، ابتسام احمد مرادی، محمد ذاکری، آرش جاهدی صفحات 59-62
    استفاده از پروبیوتیک ها به عنوان کنترل کننده پاتوژن ها به روش های مختلف و افزایش دهنده رشد در صنعت آبزی پروری در حال افزایش است. ماهی سیچلید زبرا متعلق به خانواده سیچلیده بوده و دارای رشد سریع در شرایط آزمایشگاه بوده و گونه مناسب جهت آزمایش های رفتاری می باشد. هدف از مطالعه، بررسی اثرات مخمر ساکارومایسس سرویسیه بر عملکرد رشد، میزان زنده مانی و ترکیب بیوشیمیایی بدن ماهی سیچلید زبرا (Amatitlania nigrofasciata) می باشد. 168 بچه ماهی سیچلید زبرا (میانگین وزنی: 12/0 ± 1/2 گرم و میانگین طول: 05/0 ± 2/2 سانتیمتر) با جیره تجاری غنی شده با سطوح مختلف مخمر ساکارومایسس سرویسیه (0، 5/0%، 1% و 2%) تغذیه شدند. در پایان آزمایش، میزان زنده مانی و شاخص های رشد اندازه گیری شدند. بر اساس نتایج، عملکرد رشد در تیمارهای تغذیه شده با مخمر ساکارومایسس سرویسیه خصوصا در سطح 2% به طور معنی داری افزایش یافت. همچنین بهترین مقادیر FCR، SGR، CF، BWG در غلظت 2% مخمر در جیره مشاهده گردید. بر اساس نتایج حاصل، این مخمر کارایی غذا را در این گونه ماهی افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، ساکارومایسس سرویسیه، عملکرد رشد، سیچلید زبرا (Amatitlania nigrofasciata)
  • اسلام عبدالهی، حمید کهرام، محمدحسین شهیر، محمدحسین نعمتی صفحات 63-68
    تاکنون مطالعه ای یافت نشده تا اثرات بلوس شکمبه ای مواد معدنی را روی تعداد فولیکول های تخمدان نشان دهد از این رو هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر بلوس شکمبه ای مواد معدنی روی سطوح پلاسمایی میکرومینرال، تعداد فولیکول های تخمدان و عملکرد آبستنی میش ها بود. 80 راس میش افشاری در طی فصل تولید مثل انتخاب شده و به چهار گروه تقسیم شدند. گروه 1، یک عدد قرص فروبلوک و گروه 2، دو عدد قرص فروبلوک توسط بلوس خوران دریافت نموده، همچنین به هر دو گروه (گروه 1 و گروه 2) در روز سیدربرداری 400 واحد eCG به صورت داخل ماهیچه ای تزریق شد. گروه 3، فقط 400 واحد eCG، در روز سیدربرداری به صورت داخل ماهیچه ای دریافت کردند. گروه 4 گوسفندان به عنوان شاهد انتخاب شدند که eCG به آن ها تزریق نشده و هیچگونه مواد معدنی هم دریافت نکردند. یک ماه قبل از شروع آزمایش قرص ها به دام ها خورانده شد. همه میش ها تحت یک برنامه همزمانی فحلی قرار گرفته در واژن تمام میش ها برای مدت 14 روز سیدر گذاشته شد. برای بررسی وضعیت فولیکول های تخمدان در روز سیدرگذاری و روز بعد از آن، از دستگاه التراسونوگرافی استفاده شد. نتایج نشان داد که غلظت پلاسمایی مس، سلنیوم و ید هم در زمان جفت گیری و هم در روز 90 آبستنی افزایش داشته است (P<0.05). بلوس شکمبه ای تاثیر معنی داری روی تعداد فولیکول های تخمدان در کلاس های مختلف نداشت (P>0.05). خوراندن یک یا دو بلوس شکمبه ای در 4 هفته قبل از برنامه همزمان سازی فحلی باعث آبستنی تمام میش ها می شود. نرخ چند قلوزایی (80%) در گروه دو بلوس در مقایسه با سایر گروه ها افزایش معنی داری داشته است (P<0.05).
    کلیدواژگان: عملکرد تولید مثلی، بلوس شکمبه ای، فولیکول، مواد معدنی، میش افشاری
  • علی رضا، غلام محمد، سجاد الرحمن، عماد رشید، کاشف حنیف، آسیا آتا، سومایرا شریف صفحات 69-74
    ورم پستان یکی از بیماری های اصلی حیوانات شیری است. استافیلوکوکوس اورئوس متداول ترین میکروارگانیسم مرتبط با این منبع شیر است. میزان درمان و بهبودی ورم پستان مرتبط با این پاتوژن بسیار کم است. بیوفیلم یک فاکتور حدت مهم و ساختار ایمونوژنیک استافیلوکوکوس اورئوس است که آن را به فاگوسیتوز و آنتی بیوتیک ها مقاوم می سازد. گزارش های مبنی بر تاثیر واکسن تهیه شده از یک بیوفیلم تولید کننده استافیلوکوکوس اورئوس اندک می باشند. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی نقش باکترین-توکسوئید تهیه شده از یک بیوفیلم قوی تولید کننده استافیلوکوکوس اورئوس در ایمنی زایی موثر خرگوش ها طراحی شد. بیوفیلم قوی تولید کننده استافیلوکوکوس اورئوس انتخاب شده از 64 جدایه استافیلوکوکوس جهت تهیه باکترین-توکسوئید استفاده و ژل آلومینیوم هیدروکسید به عنوان ادجوانت افزوده شد. واکسن با استفاده از روش سنجش حفاظت در برابر چالش و پاسخ ایمنی هومورال در خرگوش ها ارزیابی شد. میزان مرگ و میر در گروه های کنترل و واکسینه شده در روز 7 بعد از چالش به ترتیب 80% و 10% و در روز 15 پس از چالش به ترتیب 100% و 20% بودند. تیتر آنتی بادی سرم (GMT) به طور معنی داری در گروه واکسینه (0/294) در مقایسه با خرگوش های گروه کنترل (2/63) در روز 45 بیشتر بود. نتایج نشان داد که واکسن به طور قابل ملاحظه ای پاسخ ایمنی هومورال را در خرگوش تحریک نموده و اثر حفاظتی در مقابل عفونت های جدید را توسعه بخشیده است.
    کلیدواژگان: ورم پستان، استافیلوکوکوس اورئوس، تولید بیوفیلم، پاسخ ایمنی، خرگوش
  • بابک خرمیان، علیرضا وجهی، حمید قاسم زاده نوا، محمد سعید احراری خوافی، علیرضا باهنر صفحات 75-77
    کشت شیر استاندارد طلایی برای تشخیص ورم پستان در گاوهای شیرده است، بنابراین در بعضی گروه های گاوی مانند تلیسه ها و گاوهای خشک این روش غیر ممکن است. ورم پستان باعث تکثیر لنفوسیت ها در عقده های لنفاوی فوق پستانی شده و متعاقبا باعث بزرگ شدن عقده لنفاوی همان نیمه پستان می شود. اولتراسونوگرافی برای بررسی این تغییرات می تواند مورد استفاده قرار گیرد. دستگاه اولتراسونوگرافی قابل حمل با پروب محدب 5-2 مگاهرتز برای بررسی اندازه عقده لنفاوی در 35 گاو در گله مبتلا به ورم پستان مزمن ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس استفاده شد. پس از آماده سازی پیش از دوشش پستان، تست ورم پستان کالیفرنیایی (CMT) انجام شد و همچنین نمونه شیر هر یک از کارتیه ها به منظور کشت باکتریایی و شمارش سلول های سوماتیک (SCC) با توجه به توصیه های NMC اخذ شد. متوسط طول عقده ها 2/9 سانتیمتر (90/12-77/5) و متوسط عمق 03/4 سانتیمتر (41/7-07/2) بود. ارتباط معنی داری بین اندازه عقده لنفاوی (طول و عمق) و کشت نمونه های شیر کارتیه های همان طرف مشاهده شد. همچنین ارتباط معنی داری بین CMT و میانگین سلول های سوماتیک هر طرف با اندازه عقده لنفاوی فوق پستانی همان طرف دیده شد. به طور کلی طول و عمق عقده لنفاوی توسط پروب محدب قابل اندازه گیری بود. تغییرات معنی داری در ابعاد عقده لنفاوی فوق پستانی در موارد ورم پستان ایجاد می شود و بنابراین اولتراسونوگرافی این عقده می تواند روش مناسبی برای تشخیص ورم پستان باشد، به ویژه در مواردی که تست روی شیر امکان پذیر نباشد.
    کلیدواژگان: عقده لنفاوی فوق پستانی، اولتراسونوگرافی، ورم پستان، استافیلوکوکوس اورئوس، گاو شیری
  • ام. کی. سینگ، اس. کی. سینگ، آر. کی. شارما، بریجش سینگ، شیوه کومار، اس. کی. جوشی، ساندیپ کومار، اس. ساتاپاتی صفحات 78-82
    کار حاضر جهت مطالعه الگوی رشد و صفات لاشه در مرغ شاخدار خاکستری مایل به مرواریدی تغذیه شده با پودر غذایی برگ نیم (Azadirachta indica) (NLP) در یک دوره 12 هفته انجام گرفت. جوجه مرغ های شاخدار یک روزه (تعداد=120) به صورت تصادفی به چهار گروه درمان، هر کدام با 3 تکرار تقسیم شدند. درمان اول به عنوان کنترل (T0) انتخاب شد که در آن هیچ مکملی به خوراک اضافه نشد، در حالی که در درمان های T1، T2 و T3 NLP در تمام خوراک ها به ترتیب به مقدار 1، 2 و 3 گرم به ازای هر کیلوگرم خوراک فراهم شد. نتایج تایید نمودند که افزایش معنی داری (P<0.05) در وزن بدن در هفته 12 وجود داشت که به صورت 7/1229، 8/1249 و 2/1266 به ترتیب در T1، T2 و T3 در مقایسه با گروه کنترل T0 (0/1220) مشخص شدند. مطالعه حاضر همچنین نشان داد که مکمل سازی NLP به طور معنی داری (P≤0.05) مصرف خوراک را افزایش داد که ممکن است ناشی از فعالیت هیپوگلیسمیک نیم باشد. نتایج دیگر افزایش معنی دار در ضریب تبدیل خوراک (FCR) گروه های درمان شده بیش از کنترل را مشخص نمودند که نشان می دهند تغذیه NLP به پرنده های گروه درمان شده بازدهی خوراک پس مانده را پایین آورده است. نتایج مطالعه تاثیر مفید مکمل سازی NLP بر روی افزایش وزن بدن و تولید در گروه های درمان در مرغ شاخدار را اثبات نمودند و از اینرو ممکن است پیشنهاد شود که NLP می تواند به عنوان یک مکمل خوراک در مرغ شاخدار برای سوددهی بیشتر استفاده شود.
    کلیدواژگان: مرغ شاخدار، صفات رشد، نیم
  • تهمینه پیروی، فرشید یکانی، مهناز آذرنیا، محمد معصومی صفحات 83-89
    سلول های بنیادی/اجدادی عصبی هیپوکامپ مغز پستانداران بالغ منبع مهمی برای تولید سلول های نورونی و گلیالی در آن ناحیه است. هدف اصلی در این مطالعه، بررسی انعطاف پذیری این سلول ها در تمایز نورونی/آستروگلیالی می باشد. بدین منظور، تمایز سلول های بنیادی/اجدادی عصبی هیپوکامپ جدا شده از موش صحرایی 3 ماهه نژاد ویستار در پاسخ به تاثیر مایع مغزی-نخاعی (CSF) جنینی شامل جنین های روزهای 5/13 و 17و نمونه CSF بالغ که همگی از موش صحرایی استخراج شدند مورد بررسی قرار گرفت. انتخاب نمونه های CSF نیز بر اساس تاثیر آن ها بر پارامترهای رفتار سلولی انجام گردید. کشت اولیه سلولی با میزان نرمال یا بالای کلرید پتاسیم (KCL) در محیط کشت صورت گرفت. میزان KCL بالا می تواند موجب دپلاریزه شدن سلول ها و بنابراین فعال شدن سلول های بنیادی عصبی خاموش گردد. نتایج حاصل از تکنیک های ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR، افزایش تمایز نورونی در گروه های تیمار شده با CSF جنینی را نشان داد (E17>E13.5) اما در مقابل، CSF بالغ باعث کاهش تمایز نورونی و افزایش تمایز آستروگلیالی گردید. میزان بقا و یا تکثیر سلولی که به وسیله تکنیک MTT ارزیابی گردید توسط CSF روز 5/13 افزایش یافته اما توسط CSF روز 17 و CSF بالغ کاهش یافت. در این مطالعه چنین نتیجه گیری شد که سلول های تکثیر شونده هیپوکامپ موش صحرایی بالغ نه تنها سلول های اجدادی محدود به دودمان نمی باشند. بلکه بر اساس نتایج ما، مطابق با اثرات هر کدام از نمونه های CSF، انعطاف پذیری بالایی را در تمایز به نورون و آستروسیت نشان می دهند. به علاوه استفاده از غلظت بالای KCL در کشت اولیه باعث افزایش تعداد سلول های بنیادی عصبی گردیده که در نتیجه پس از تیمار با CSF افزایش در میزان تمایز نورونی و آستروگلیالی مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: سلول های بنیادی، اجدادی عصبی هیپوکامپ، CSF جنینی، CSF بالغ، تمایز نورونی، آستروگلیالی
  • ایندرانیل سامانتا، سیدهارتا نارایان جوآردار، پرادیپ کومار داس، تاپاس کومار سار صفحات 90-93
    مطالعه حاضر برای مقایسه وقوع اشریشیا کولای دارای ژن های حدت و ESBL در طیور خانگی و صنعتی انجام گرفت. 360 نمونه از طیور نگهداری شده با سیستم خانگی و 120 نمونه از طیور صنعتی از بنگال غربی و هند جمع آوری شدند. از میان جدایه های اشریشیا کولای طیور خانگی O2)، O10، O25، O55، O60 و UT، هیچ یک از آن ها ژن شیگا توکسین را نداشتند و هشت جدایه اشریشیا کولای (8/272؛ 2/9%) تنها ژن eaeA را داشتند. در حالی که از میان اشریشیا کولای جدا شده از طیور صنعتی O17، O20، O22، O102، O114، O119، rough و UT، 4 جدایه (4/48؛ 5/1%) ژن stx1/stx2 و 11 جدایه (11/48؛ 14/1%) ژن eaeA را داشتند. هیچ یک از جدایه های اشریشیا کولای در طیور خانگی ژن ESBL مورد مطالعه را نداشتند. در حالی که، 29/4% از جدایه های اشریشیا کولای در طیور صنعتی ژن ESBL را داشتند.
    کلیدواژگان: حیاط، ESBL، طیور، STEC، بنگال غربی
  • اعظم علی نصیر، محمد یونس، آصف رشد، سید عبدالخلیق، احتشام خان، سجاد حسین شاه، آسیم اسلام، منظور احمد قومن، مصرت حسین جویا صفحات 94-99
    بررسی حاضر برای مطالعه اثرات انتروتوکسمی تجربی با کلستریدیوم پرفرینجنز نوع D در بزهای تدی انجام گرفت. علایم بالینی مانند بی اشتهایی، اسهال، دهیدراسیون، کف کردن دهان و تنگی نفس 30 دقیقه پس از عفونت تجربی شروع به تظاهر کردند. ضایعات ظاهری شامل پر خونی غیر فعال شدید در بافت های با شدت متغیر همراه با عقده های لنفاوی مزانتریک بزرگ بود، در حالی که بررسی هیستولوژیک ادم ریه ها، کلیه و عقده های لنفاوی و تا حدی در مغز همراه با خونریزی در ریه ها و روده را مشخص نمود. کلستریدیوم پرفرینجنز نوع D دارای ژن های آلفا و اپسیلون به ترتیب با آمپلیکون به اندازه حدود bp 247 و bp 665 تکثیر یافت. اریتروسیت های انسانی بیشترین هولیز 68% و به دنبال آن موش 57% را در برابر سوپرناتانت های کشت نشان دادند. درصد همولیز به استثنای خرگوش و سگ به طور معنی داری در °C37 در مقایسه با °C25 بالاتر بود.
    کلیدواژگان: کلستریدیوم پرفرینجنز نوع D، انتروتوکسمی ELISA، ژن های آلفا و اپسیلون، همولیز
  • سیاوش جهانی، حمیدرضا مسلمی، محمد مهدی دهقان، رضا صداقت، رامین مظاهری نژاد فرد، دانیال رضایی مقدم صفحات 100-104
    هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی تزریق موضعی بوتریک اسید همراه با پیوند امنتوم خودی در التیام نقیصه ایجاد شده در تاندون آشیل خرگوش می باشد. برای انجام این تحقیق 9 قطعه خرگوش سفید نیوزیلندی تهیه و با استفاده از ترکیب کتامین و زایلازین، بیهوش شدند. در ادامه و پس از آماده سازی آسپتیک و شان گذاری در پای راست و چپ، در بالای استخوان کالکانئوس شکافی در پوست داده شد. پس از رویت تاندون آشیل، برداشت ناقص تاندون در ناحیه میانی آن انجام گرفت. سپس این فضا با استفاده از بافت امنتوم خودی پر شده و در گروه آزمایش، ابتدا و انتهای آن با استفاده از نخ پلی گالاکتین 910 آغشته به اسید بوتیریک، به دو سر قطع شده تاندون بخیه گردید.همچنین در گروه های مورد مطالعه و کنترل به ترتیب تزریق اسید بوتیریک و نرمال سالین، به صورت روزانه و تا روز سوم ادامه یافت. به منظور مشاهده روند ترمیم ضایعات و پاسخ های بافتی و مطالعه هیستوپاتولوژی در روزهای 15، 28 و 45، سه قطعه خرگوش به روش انسانی معدوم شده و پس از جداسازی، تاندون مورد ارزیابی هیستوپاتولوژی قرار گرفت. نتایج فاکتورهای مورد مطالعه میانگین التیام بالاتری را در گروه درمان شده با بوتریک اسید در مقایسه با گروه کنترل نشان داد، اگر چه این اختلاف معنی دار نبود. بنابراین بر اساس نتایج حاصله می توان بیان داشت تزریق بوتریک اسید همراه با پیوند امنتوم خودی می تواند روند التیام را در جراحت تاندون آشیل در خرگوش بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: اسید بوتیریک، پیوند امنتوم خودی، تاندون آشیل
  • محمد محمود اسام مصباح، خالد صلاح احمد ابوالنصر صفحات 105-109
    هدف از این کار مطالعه امکان استفاده از یک پارچه پلی استر/کتان تجارتی برای ترمیم فتق های بزرگ نافی و شکمی در گوساله ها و نشخوارکنندگان کوچک بود. 24 حیوان (16 گوساله، 3 بوفالو، 4 گوسفند و 1 بز) با فتق های نافی یا شکمی وارد این مطالعه شدند. قطر حلقه فتق از 12 تا 25 سانتیمتر متغیر بود. از تکنیک زیر لایه ای برای ثابت نمودن ماده مصنوعی استفاده شد که زیر پریتونئوم احشایی بعد از امنتوپکسی قرار داده و به بافت گیرنده با الگوی غیر ممتد روی هم افتاده با استفاده از نخ بخیه تک رشته ای پلی پروپیلن محکم گردید. بعد از یک سال پیگیری، ترمیم نرمال بدون عارضه در 19 حیوان (79/82%) تایید شد. عفونت زخم و تاخیر در ترمیم در 3 حیوان (12/5%) گزارش شد و باز شدن زخم و فتق مجدد در 2 مورد (8/3%) مشاهده گردید. در نتیجه، نتایج ما پیشنهاد نمودند که پارچه پلی استر/کتان تجارتی (دامور) یک جایگزین مقرون به صرفه جدید برای مش های متداول مورد استفاده را جهت هرنیوپلاستی فتق های بزرگ همراه با عوارض و عود نسبتا کم در گوساله ها و نشخوارکنندگان کوچک ارائه می دهد.
    کلیدواژگان: هرنیوپلاستی، پلی استر، کتان، گوساله، نشخوارکنندگان کوچک
  • مجید بوذری، شراره سلمانی زاده صفحات 110-113
    گرچه عفونت حیوانات و پریمات های غیر انسان با اعضای دیگر خانواده آنلوویریده قبلا گزارش گردیده است، ولی گزارشی در مورد عفونت با Torque teno midi virus/Small anellovirus (TTMDV/SAV) در حیوانات وجود ندارد. هدف از این تحقیق جستجوی این ویروس در مرغان اهلی روستایی بود. نمونه های خونی از 79 مرغ اهلی روستاهای اطراف شهر اصفهان جمع آوری گردیدند. نمونه های خون از پنج مرغ تخمگذار و یک خروس در سه هفته متوالی (روزهای 1، 8 و 14) تهیه گردیدند. ده تخم از بین تخم های گذاشته شده بین روزهای 12 تا 17 به صورت تصادفی جمع آوری شدند و نمونه های زرده و سفیده رقیق و غلیظ به صورت سترون برداشت شدند. با روش فنل/کلروفرم DNA از نمونه های سرمی و قسمت های مختلف تخم مرغ جداسازی گردید. واکنش زنجیره ای پلیمراز آشیانه ای با استفاده از پرایمرهای SMAs/SMAr صورت پذیرفت و محصولاتی به اندازه bp 431 و bp 441 مشاهده گردید. باندهای به دست آمده از ژل استخراج و توالی آن ها تعیین گردید. به طور کلی 26 نمونه از 79 (32/9%) نمونه های خونی از نظر وجود ویروس مثبت بودند. فراوانی ویروس در قسمت های مختلف تخم مرغ های آزمایش شده 76% بود. برای اولین بار ویروس TTMDV/SAV در مرغان اهلی روستایی که به صورت عمودی هم به تخم منتقل می شوند شناسایی گردید.
    کلیدواژگان: Torque teno midi virus، Small anellovirus (TTMDV، SAV)، مرغان اهلی روستایی، انتقال عمودی
  • تقی تقی پور بازرگانی، عزیزاله خداکرم تفتی، ایرج اشرفی، امیرمحمد عباسی صفحات 114-116
    هیدرونفروز متعاقب انسداد مجاری ادراری به صورت مادرزادی یا اکتسابی اتفاق می افتد. در این مطالعه یک راس گوساله نر چهار ماهه نژاد هلشتاین به علت اتساع قابل توجه سمت راست شکم و با سابقه لاغری شدید، عقب افتادگی رشد و پوشش خارجی ضعیف و ژولیده خشک مورد آزمایش قرار گرفت. در کالبدگشایی، کلیه راست دچار هیدرونفروز پیشرفته شدید بوده و به صورت یک توده مدور بسیار بزرگ حاوی مایع که از سطح قشری آن کیست های متعدد کوچکی بیرون زده بودند مشاهده شد. با برش کیست، بیش از ده لیتر مایع خون آلود از آن خارج شد. آزمایش میکروسکوپی کلیه مزبور، آتروفی شدید قسمت قشری و فیبروز کامل قسمت مرکزی تشخیص داده شد. همچنین نکروز بافت پوششی لگنچه همراه با اکسودای فیبرینی و تجمع های چند کانونی نوتروفیل ها و میکروکلنی های باکتریایی مشاهده شد. در کشت از مایع و سروتایپینگ باکتری سالمونلا دابلین جدا و شناسایی گردید. در نتیجه پیلونفریت ایجاد شده به وسیله سالمونلا دابلین ثانویه به هیدرونفروز بسیار بزرگ مادرزادی به عنوان اولین گزارش در گاو محسوب می شود.
    کلیدواژگان: سالمونلا دابلین، هیدرونفروز، پیلونفریت، گوساله هلشتاین
  • آجانتا راویندران نینو، آبهیشک چاندرا ساکسنا، تانگالازهی بالاکریشنان سیوانارایانان، ولاچی رمیا، بی. کریشنان بینسیلا، سواپان کومار ماایتی، مالک محمد شمسوز زاما صفحات 117-119
    یک مادیان توصیف نشده با سخت زایی ارجاع شد. مادیان زمین گیر بوده و معاینات فیزیکی تایید نمود که حیوان در شوک می باشد. تقلایی وجود نداشته و اندام های قدامی جنین خارج از ولوا قابل مشاهده بودند. جین مرده بود و رفلکس پدال وجود نداشت. بررسی ولوا ظهور قدامی با وضعیت پشتی-عجزی و انحراف جانبی سفت سر (کجی سر) را تایید نمود. قبل از عمل، 5 میلی لیتر توکسوئید کزاز به صورت تزریق داخل عضلانی عمیق و 5 میلی لیتر دگزامتازون در 15 لیتر نرمال سالین دکستروز 5% (DNS) به صورت انفوزیون داخل وریدی (i/v) به مادیان داده شد. از آنجایی که فضای لگنی کافی نبوده و حالت نادرست قابل تصحیح نبود، تصحیح دستی یا فتوتومی نمی توانست انجام شود و از این رو جراحی سزارین در دستور کار قرار گرفت. شرایط حیوان بیانگر لزوم استفاده از انفیلتراسیون بیهوشی موضعی به جای بیهوشی عمومی بود. مراقبت بعد از عمل شامل مایعات داخل وریدی، آنتی بیوتیک ها، ضد التهاب/ضد درد و زخم بندی ضد عفونی روزانه بودند. صاحب حیوان بهبودی بی دردسری را گزارش نمود. نویسندگان این مورد را به عنوان یک سزارین اورژانسی نادر در اسب سانان نتیجه گیری کردند که جراحی حیوان در حالت خوابیده به پهلو با به کارگیری یک برش مارسناک تحت بیهوشی موضعی انجام گرفت.
    کلیدواژگان: سزارین، برش مارسناک، بیهوشی موضعی، مادیان
|
  • A. Oryan Pages 1-19
    Leishmaniasis is a neglected public health problem caused by the protozoan species belonging to the genus Leishmania affecting mostly the poor populations of developing countries. The causative organism is transmitted by female sandflies. Cutaneous، mucocutaneous، and visceral clinical manifestations are the most frequent forms of leishmaniasis. Chemotherapy still relies on the use of pentavalent antimonials، amphotericin B، paromomycin، miltefosin and liposomal amphotericin B. However، the application of these drugs is limited due to low efficacy، life-threatening side effects، high toxicity، induction of parasite resistance، length of treatment and high cost. Given the fact that antileishmanial vaccines may not become available in the near future، the search for better drugs should be continued. Natural products may offer an unlimited source of chemical diversity to identify new drug modules. New medicines should be less toxic or non-toxic، safe، more efficient، less expensive and readily available antileishmanial agents، especially for low-income populations. In the present review، special focus is on medicinal plants used against leishmanaiasis. The bioactive phytocompounds present in the plant derivatives including the crude extracts، essential oils، and other useful compounds can be a good source for discovering and producing new antileishmanial medicines.
    Keywords: Leishmaniasis, Treatment, Pentavalent antimonials, Plant extracts
  • J. Kouamo, S. D. Kharche Pages 20-24
    The aim of the study was to compare the parthenogenetic activation and in vitro fertilization (IVF) of in vitro matured caprine oocytes. A total of 881 cumulus-oocyte complexes (COC’s) were collected from 243 ovaries. Oocytes were matured in TCM-199 medium containing eCG (20 IU/ml), hCG (20 IUμg/ml), oestradiol-17β (1 μg/ml), BSA embryo tested (3 mg/ml) supplemented with 10% fetal bovine serum at 38.5°C and 5% CO2 in an incubator under humidified air for 27 h. Based on cumulus expansion, the maturation rate was 86.86%. Morphological matured oocytes (n=749) were selected, denuded and randomly divided into two groups.Group 1 (n=223) in vitro matured oocytes activated with 5 μm calcium ionophore for 5 min and cultured in mCR2aa medium containing 5 mM DMAP for 4 h. After 4 h of DMAP treatment, the presumptive zygotes were washed and cultured in the embryo culture medium. Group 2 (n=526) in vitro matured oocytes processed for IVF in mTALP using fresh semen of a fertile pure bred adult Sirohi buck and in vitro culture in mCR2aa medium. Development of putative zygotes was observed every 24 h till day 9 post activation or fertilization under inverted phase contrast microscope. The cleavage rate, morula and blastocyst percentage in groups 1and 2 were 67.36%, 23.07% and 9.23%, and 30.99%, 19.63% and 9.82%, respectively. The results indicated that the cleavage rate was comparatively higher following parthenogenetic activation with ionomycin/6-DMAP than IVF.
    Keywords: Goat, Maturation, Oocytes, IVF, Parthenotes
  • F. Ahmadi, M. J. Zamiri, M. Khorvash, Z. Banihashemi, A. R. Bayat Pages 25-30
    The present experiment aimed at increasing orange peel and sugar beet pulp protein content through solid-state fermentation by Trichoderma reesei and Trichoderma viride. In vitro digestibility and changes in the chemical composition of the fermented products were determined after seven days of fungal cultivation using gas production tests. The cultivation of T. reesei and T. viride on orange peels decreased neutral detergent soluble content (P<0. 01) and increased cellulose، hemicellulose and lignin contents (P<0. 01). Changes in fiber fractions were found to be more pronounced with T. viride. The cultivation of T. reesei and T. viride on sugar beet pulp increased neutral detergent soluble content (P<0. 01) and decreased cellulose and hemicellulose contents (P<0. 01). These changes were more pronounced with T. reesei. The cultivation of T. reesei or T. viride on orange peels or sugar beet pulp increased crude protein content (P<0. 01) compared with the unfermented materials; however، the increase was more pronounced for orange peels fermented with T. viride when corrected for weight loss (P<0. 05). After 24 and 48 h of incubation، significant decreases in cumulative gas production (P<0. 01) were observed in fermented sugar beet pulp and orange peels compared with the unfermented materials. Fungal treatment of orange peels and sugar beet pulp reduced the digestibility of in vitro organic matter، metabolizable energy and average fermentation and gas production rates (P<0. 01). The data showed that seven days of solid-state fermentation of orange peels and sugar beet pulp by T. reesei or T. viride can increase their crude protein content.
    Keywords: Fermentation, Trichoderma viride, Trichoderma reesei, Orange peel, Sugar beet pulp
  • A. Mahanti, I. Samanta, S. Bandyopadhyay, S. N. Joardar Pages 31-35
    The present study was conducted to detect the occurrence, serotype, genotype, phylogenetic relationship and antimicrobial resistance pattern of STEC from healthy goats of West Bengal, India. From the 125 faecal samples collected from healthy goats, 245 isolates were identified as Escherichia coli. The E. coli harbouring any gene for Shiga toxins (stx1/stx2) was detected in 36 (14.7%) of the 245 E. coli isolates. These STEC strains belonged to 22 different serogroups (O2, O5, O20, O21, O22, O25, O41, O44, O45, O60, O71, O76, O84, O85, O87, O91, O103, O112, O113, O120, O156, and O158) and three were untypeable. The stx1 and stx2 was detected in 26 (72.2%) and 21 (58.3%) of Shiga toxin producing-E. coli (STEC) isolates, respectively. Further, E. coli harbouring eaeA only (Enteropathogenic E. coli) and ehxA was detected in 22 (61.1%) and 28 (77.7%) isolates, respectively. Whereas the saa was present in 8 (22.2%) E. coli isolates. The subtyping of the 26 E. coli strains possessing stx1 showed that 73.% (19/26) of these isolates were positive for stx1C subtype. Of the 21 isolates with the stx2 gene, 42.8% (9/21) were positive for stx2C, and 38.1% (8/21) were positive for stx2d gene. The phylogenetic analysis of STEC strains after RAPD reveals eight major clusters. However, no serogroup specific cluster was observed. Resistance was observed most frequently to erythromycin (80.5%), amikacin (52.7%), cephalothin (50%), kanamycin (41.6%), neomycin (36.1%) and gentamycin (36.1%) and less frequently to norfloxacin (2.7%), enrofloxacin (2.7%), and ciprofloxacin (2.7%). Multidrug resistance was observed in eleven STEC isolates.
    Keywords: Goat, EPEC, STEC, West Bengal
  • M. Zia, H. Mirhendi, M. Toghyani Pages 36-41
    The present study aimed at detection and species-level identification of the Malassezia yeasts in domestic animals and aquatic birds by polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP). Samples were collected using tape strips and swabs from 471 animals including 97 horses, 102 cattle, 105 sheep, 20 camels, 60 dogs, 30 cats, 1 hamster, 1 squirrel, 50 aquatic birds and 5 turkeys. Tape-strip samples were examined by direct microscopy. All samples were inoculated on modified Leeming and Notman agar medium. DNA extracted from the yeast colonies was amplified by PCR using primers specific for 26S rDNA. RFLP of the PCR products was performed using Hin6I enzyme, and PCR and RFLP products were visualized by agarose gel electrophoresis. Malassezia yeasts were detected at the following frequencies: 15.46% in horses, 12.74% in cattle, 12.38% in sheep, 28.33% in dogs, 26.66% in cats and 26% in aquatic birds. Eighty colonies of 6 species were isolated: Malassezia globosa 41.25%, Malassezia furfur 22.5%, Malassezia restricta 15%, Malassezia sympodialis 15%, Malassezia pachydermatis 5% and Malassezia slooffiae 1.25%. Therefore different lipophilic Malassezia species are found in a wide diversity of animals and aquatic birds. PCR-RFLP is a suitable technique for identification of different Malassezia species.
    Keywords: Malassezia yeasts, PCR, RFLP, Domestic animals, Aquatic birds
  • J. R. Sharma, S. Agarwal, S. D. Kharche, A. K. Goel, S. K. Jindal, S. K. Agarwal Pages 42-46
    This study was designed to compare the effectiveness of different activation treatments for activation of in vitro matured oocytes and their developmental potency in mCR2aa medium so as to obtain maximum number of embryos. A total of 1090 cumulus oocyte complexes (COC’s) were collected from 480 ovaries. In vitro matured oocytes were randomly divided into four groups. Group 1 in vitro matured oocytes (n=226) were exposed to 7% ethanol for 5 min followed by treatment with 2.0 mM DMAP for 4 h in mCR2aa medium. Group 2 in vitro matured oocytes (n=294) were exposed to 7% ethanol for 5 min followed by treatment with 10 μg/ml CHX for 4 h in mCR2aa medium. Group 3 in vitro matured oocytes (n=325) were exposed to 7% ethanol for 5 min followed by treatment with 2.0 mM DMAP and 10 μg/ml CHX for 4 h in mCR2aa medium. Group 4 in vitro matured oocytes (n=108) were cultured for 4 h without any chemical treatment in mCR2aa medium (control). The cleavage rate in groups 1, 2, 3 and 4 was 54.42%, 44.55%,51.69% and 0.00%, respectively. The percentage of morula and blastocyst production in group 1, group 2 and group 3 was 26.01%, 29.77% and 29.76% and 2.43%, 1.52% and 1.78%, respectively. These results suggest that the activation of in vitro matured oocytes by 7% ethanol for 5 min followed by treatment with 2.0 mM DMAP for 4 h in mCR2aa is most favorable for parthenogenetic caprine embryos production.
    Keywords: Parthenogenesis, Ethanol activation, Morula, Blastocyst, Caprine
  • J. Falahatizow, M. Danesh Mesgaran, A. R. Vakili, A. M. Tahmasbi, M. R. Nazari Pages 47-52
    This study was conducted to determine in vitro crude protein degradation (IVDP) parameters and effective crude protein degradability (EPD) of various feeds using the modified in vitro gas production (GP) technique. Feed samples were alfalfa hay, soybean meal, soybean, rapeseed meal, sunflower meal and fish meal. Rumen fluid was collected before the morning feeding from four rumen fistulated lambs (49.4 ± 3.5 kg, body weight). Approximately 90 ml of buffered rumen fluid (BRF), 400 mg of feed samples and carbohydrates (maltose, xylose and starch) at four concentrations (100, 200, 300, and 400 mg) were added to screw-cap bottles. Gas production (ml) and ammonia nitrogen concentration (mg) in each bottle were measured at 4, 8, 12, 16, 24, and 30 h post incubation and IVDP was calculated via estimated intercept of linear regression between GP (as main variable, X) and ammonia nitrogen (as dependent variable, Y) using the linear regression procedure. Feed, time and feed × time interaction had significant effect on IVDP (P<0.001). Estimated EPD values at the outflow rate of 0.06/h for alfalfa hay, soybean meal, soybean, rapeseed meal, sunflower meal and fish meal were 0.56, 0.77, 0.59, 0.45, 0.50 and 0.38, respectively.
    Keywords: Ammonia nitrogen, Degradability, Gas production, Protein
  • G. R. Bhat, G. S. Dhaliwal, S. Ghuman, M. Honparkhe Pages 53-58
    The study was undertaken to compare the efficacy of an estradiol-17β + CIDR based protocol with the conventional ovsynch + CIDR based protocol for synchrony of wave emergence and ovulation in Murrah buffalos. In group I (n=25), on day 0 (beginning of experiment), buffaloes were administered a CIDR device (1.38 g P4) and concurrently received 1.5 mg E-17β. On day 9, the CIDR was removed and a prostaglandin (PG) F2α analogue (500 μg) was administered. On day 11, buffaloes were administered agonadotropin releasing hormone (GnRH) analogue (20 μg) and inseminated twice at 12 h and 24 h following GnRH injections. Group II (n=25) protocol was based on an ovsynch regimen plus CIDR for 7 days followed by double insemination at induced estrus. Group III (n=10) served as control and was not given any hormone on day 0 of the protocol. In groups I, II and III, the duration of new follicular wave emergences were observed on days 4.22 ± 0.12, 3.12 ± 0.33 and 5.14 ± 0.42, respectively. In group I, synchronyof wave emergence was more and the diameter of pre-ovulatory follicles was larger (P<0.05) compared to groups II and III. The first service conception rate (FSCR) was higher (P<0.05) in group I while ovulation rates were not different between groups I and II. In conclusion, more synchrony of wave emergence, larger diameter of dominant follicles and higher first service conception rate was observed following the E-17β + CIDR based protocol in buffalos.
    Keywords: Buffalo, Conception rate, Estradiol, Ovulation, Wave emergence
  • F. Mohammadi, S. M. Mousavi, E. Ahmadmoradi, M. Zakeri, A. Jahedi Pages 59-62
    Using probiotics can control pathogens by a variety of mechanisms. Probiotics can promote growth performance and have, therefore, become increasingly important in the aquaculture industry. Convict Cichlid belongs to the family of Cichlidae and is known for its rapid development in laboratory conditions and is suitable for behavioral examinations. The aim of this study was to evaluate the effects of Saccharomyces cerevisiae on growth performance, survival rate and body composition of Convict Cichlids (Amatitlania nigrofasciata). One hundred sixty eight Convict Cichlids (mean weight: 2.1 ± 0.12 g and mean length: 2.2 ± 0.05 cm) were fed by commercial diets with different concentrations of S. cerevisiae (0, 0.5%, 1%, 2%). At the end of the experiment, survival rate and growth indices were measured. Based on the results, growth performance significantly increased with probiotic, S. cerevisiae, specially, at the 2% probiotic level of concentration. In the present study, the best FCR (feed conversion rate), SGR (specific growth rate), CF (condition factor) and BWG (body weight gain) values were observed in a 2% concentration of S. cerevisiae. The results suggest that this yeast could improve feed utilization in this fish species.
    Keywords: Probiotic, Saccharomyces cerevisiae, Growth performance, Convict Cichlid, Amatitlania nigrofasciata
  • E. Abdollahi, H. Kohram, M. H. Shahir, M. H. Nemati Pages 63-68
    Published data on the effects of ruminal bolus on the number of ovulatory follicles in ewes does not exist. The present study determined the effects of a ruminal bolus on trace element status, follicular dynamics and reproductive performance in ewes. Eighty Afshari cycling ewes were synchronized during breeding season using CIDR for 14 days and assigned to 4 groups (n=20); group 1 received a single Ferrobloc bolus four weeks prior to CIDR insertion following 400 IU eCG on CIDR removal, group 2 received two boluses four weeks prior to CIDR insertion following 400 IU eCG on CIDR removal, group 3 received only 400 IU eCG on CIDR removal and group 4 (control) received no bolus and no eCG. Transrectal ultrasonography was done to monitor the ovarian follicles on the day of CIDR removal and a day later. Results showed that boluses increased the status of copper, selenium and iodine on mating day and days 90 to 100 of gestation. Ruminal bolus did not significantly increase the number of different classes of ovarian follicles in ewes fed a diet meeting all trace mineral requirements. All ewes eventually became pregnant with 1 or 2 boluses but the multiple births rate (80%) was higher (P<0.05) after 2 boluses compared to the other groups.
    Keywords: Reproductive performance, Ruminal bolus, Follicle, Trace elements, Afshari ewe
  • A. Raza, G. Muhammad, S. U. Rahman, I. Rashid, K. Hanif, A. Atta, S. Sharif Pages 69-74
    Mastitis is a one of the major diseases of dairy animals. Staphylococcus aureus is the most common microorganism associated with this dairy scourge. Cure rates of mastitis associated with this pathogen are appallingly low. Biofilm is an important virulence factor and immunogenic structure of S. aureus that makes it resistant to phagocytosis and antibiotics. Reports on the efficacy of vaccine prepared from a biofilm producing S. aureus are infrequent. The present study was designed to evaluate the role of a bacterin-toxoid prepared from a strong biofilm producing S. aureus in effective immunization of rabbits. The strong biofilm producing S. aureus selected from 64 isolates of staphylococci was used to prepare bacterin-toxoid and aluminum hydroxide gel was added as an adjuvant. The vaccine was evaluated in rabbits by challenge protection assay and humoral immune response. The mortality rates in control and vaccinated groups were 80% and 10% at day 7 post challenge and 100% and 20% at day 15 post challenge, respectively. Serum antibody titer (GMT) was significantly higher (294.0) in vaccinated group as compared to control group of rabbits (2.63) at day 45. The results showed that the vaccine has significantly elicited humoral immune response in rabbit and developed protective efficacy against new infections.
    Keywords: Mastitis, Staphylococcus aureus, Biofilm production, Immune response, Rabbit
  • B. Khoramian, A. Vajhi, H. Ghasemzadeh-Nava (Ms) Ahrari-Khafi, A. Bahonar Pages 75-77
    Currently, somatic cell count (SCC) and bacterial culture are considered as the gold standard of detecting subclinical Mastitis. Mastitis leads to proliferation of lymphocytes in the supramammary lymph nodes and subsequent enlargement of ipsilateral lymph node. Ultrasonography can be used to survey these changes. A portable ultrasound machine with a 2-5 MHz convex transducer was used to identify the supramammary lymph node size in 35 cows in a herd with chronic Staphylococcus aureus mastitis. After premilking udder preparation, a California mastitis test (CMT) was performed and individual milk samples were taken from each quarter for bacterial culture and somatic cell count (SCC) in accordance with NMC recommendations. The mean length (range 5.77-12.90 cm) and width (range 2.07-7.41 cm) of the lymph node were 9.2 and 4.03 cm, respectively. There was a positive correlation between lymph node size (length and depth) and culture of milk samples on ipsilateral quarters. Also, there was a significant difference correlation between CMT or mean log SCC of each side and size of supramammary lymph node in the same side. This study showed significant changes in supramammary lymph node dimensions in mastitis cases, so ultrasonography of this lymph node is probably a useful method for mastitis detection, especially in situations that test on milk is impossible.
    Keywords: Supramammary lymph node, Ultrasonography, Mastitis, Staphylococcus aureus, Dairy cow
  • M. K. Singh, S. K. Singh, R. K. Sharma, B. Singh, Sh. Kumar, S. K. Joshi, S. Kumar, S. Sathapathy Pages 78-82
    The present work aimed at studying growth pattern and carcass traits in pearl grey guinea fowl fed on dietary Neem (Azadirachta indica) leaf powder (NLP) over a period of 12 weeks. Day old guinea fowl keets (n=120) were randomly assigned to four treatment groups, each with 3 replicates. The first treatment was designated as control (T0) in which no supplement was added to the feed, while in treatments T1, T2 and T3, NLP was provided as 1, 2 and 3 g per kg of feed, respectively. The results revealed a significant increase in body weight at 12 weeks; 1229.7 for T1, 1249.8 for T2, and 1266.2 g T3 compared to 1220.0 g for the control group (P<0.05). The results also showed that the supplementation of NLP significantly increased feed intake (P≤0.05) which might be due to the hypoglycaemic activity of Neem. A significant increase was also found in the feed conversion ratio (FCR) of the treated groups over the control, showing that feeding NLP to the treated groups has lowered their residual feed efficiency. The results of the study demonstrate the beneficial effects of supplementing NLP on body weight gain and dressed yield in the treated groups in guinea fowl.NLP is, therefore, suggested to be used as a feed supplement in guinea fowl for higher profitability.
    Keywords: Guinea fowl, Growth traits, Neem
  • T. Peirouvi, F. Yekani, M. Azarnia, M. Massumi Pages 83-89
    Hippocampal neural stem/progenitor cells (hipp-NS/PCs) of the adult mammalian brain are important sources of neuronal and gial cell production. In this study, the main goal is to investigate the plasticity of these cells in neuronal/astroglial differentiations. To this end, the differentiation of the hipp-NS/PCs isolated from 3-month-old Wistar rats was investigated in response to the embryonic cerebrospinal fluid (E-CSF) including E13.5, E17-CSF and the adult cerebrospinal fluid (A-CSF), all extracted from rats. CSF samples were selected based on their effects on cell behavioral parameters. Primary cell culture was performed in the presence of either normal or high levels of KCL in a culture medium. High levels of KCL cause cell depolarization, and thus the activation of quiescent NSCs. Results from immunocytochemistry (ICC) and semi-quantitative RT-PCR (sRT-PCR) techniques showed that in ECSF- treated groups, neuronal differentiation increased (E17>E13.5). In contrast, A-CSF decreased and increased neuronal and astroglial differentiations, respectively. Cell survivability and/or proliferation (S/P), evaluated by an MTT assay, increased by E13.5 CSF, but decreased by both E17 CSF and A-CSF. Based on the results, it is finally concluded that adult rat hippocampal proliferative cells are not restricted progenitors but rather show high plasticity in neuronal/astroglial differentiation according to the effects of CSF samples. In addition, using high concentrations of KCL in the primary cell culture led to an increase in the number of NSCs, which inturn resulted in the increase in neuronal or astroglial differentiations after CSF treatment.
    Keywords: Hippocampal neural stem, progenitor cells, Embryonic CSF, Adult CSF, Neuronal, astroglial differentiation
  • I. Samanta, S. N. Joardar, P. K. Das, T. K. Sar Pages 90-93
    The present work was conducted to compare the occurrence of Escherichia coli possessing virulence and ESBL genes in backyard and farmed poultry. Three hundred and sixty samples from the poultry kept in backyard system and 120 samples from the farmed birds were collected from West Bengal, India. Among the E. coli isolates of backyard poultry (O2, O10, O25, O55, O60, O106, UT), none of them possessed any of the Shiga toxin genes and eight E. coli isolates (8/272; 2.9%) harboured eaeA gene alone. Whereas among the E. coli isolated from the farmed poultry (O17, O20, O22, O102, O114, O119, rough, UT), four isolates (4/78,5.1%) harboured stx1/stx2 gene and 11 isolates (11/78, 14.1%) possessed eaeA gene. None of the E. coli isolates from the backyard poultry harboured any studied ESBL gene. Whereas 29.4% of E. coli isolates from the farmed poultry were found to possess the SBL genes.
    Keywords: Backyard, ESBL, Poultry, STEC, West Bengal
  • A. Ali Nasir, Younus, M. Younus, A. Rashid, S. Abdul Khaliq, E. Khan, S. H. Shah, A. Aslam, M. A. Ghumman, M. H. Joiya Pages 94-99
    The present investigation was conducted to study the effects of experimental Clostridium perfringens type D enterotoxaemia in teddy goats. Clinical signs started to appear after 30 min of experimental infection like anorexia, diarrhea, dehydration, frothing and dyspnea. Gross lesions consisted of severe congestion in tissues of varying intensity with enlarged mesenteric lymph nodes while histological examination revealed edema of lungs, kidney, and lymph nodes and to some extent in brain along with hemorrhages in lungs and intestines. Clostridium perfringens type D carrying alpha and epsilon toxin genes were amplified with amplicon size about 247 bp and 665 bp, respectively. Human erythrocytes showed the highest hemolysis, 68%, followed by mice, 57%, against culture supernatants. The percentage of hemolysis was significantly higher at 37°C as compared to 25°C except for rabbit and dog.
    Keywords: Clostridium perfringens type D, Enterotoxaemia ELISA, Alpha, Epsilon genes, Hemolysis
  • S. Jahani, H. R. Moslemi, M. M. Dehghan, R. Sedaghat, R. Mazaheri Nezhad, D. Rezaee Moghaddam Pages 100-104
    In this study، the role of local injection of butyric acid (BA) with autogenous omental graft was evaluated in healing of experimental Achilles tendon injury in rabbits. Nine adult male New Zealand rabbits were anesthetized and a partial thickness tenotomy was created on both hindlimbs. In treated group، omental graft was secured in place using BA soaked polygalactin 910 suture. In control group، the graft was sutured without BA. Butyric acid and normal saline were injected daily to treatment and control groups for three days، respectively. Based on the findings، on day 15 after injury، the tendon sections showed that healing rate in BA treated group was higher than that in control group. Furthermore، at days 28 and 45، comparison between BA treated and control groups demonstrated that BA increased the healing rate but with no significance. In summary، results of this study show that application of BA with autogenous omental graft can improve healing process of damaged Achilles tendon.
    Keywords: Butyric acid, Omental graft, Achilles tendon
  • E. Mosbah, K. S. Abouelnasr Pages 105-109
    The aim of this work was to study the possibility of using a new commercial polyester/cotton fabric to repair large sized umbilical and abdominal hernias in calves and small ruminants. Twenty-four animals (16 calves، 3 buffalo calves، 4 sheep، 1 goat) with umbilical or abdominal hernia were included in this study. The diameter of hernial ring ranged from (12-25) cm. An underlay technique was used for fixation of the prosthetic material that was placed under the visceral peritoneum after omentopexy and was secured to the recipient tissue with interrupted overlapped pattern using polypropylene monofilament suture material. After one year follow up، normal healing without complications in 19 animals was revealed (79. 82%). Wound infection and delayed healing were recorded in 3 animals (12. 5%) and wound dehiscence and re-herniation were observed in 2 cases (8. 3%). In conclusion، our results suggested that commercial polyester/cotton fabric (Damour) represents a new cost effective alternative to commonly used meshes for hernioplasty of large sized hernias with relatively low rate of complications and recurrence in calves and small ruminants.
    Keywords: Hernioplasty, Polyester, Cotton, Calve, Small ruminants
  • M. Bouzari, Sh. Salmanizadeh Pages 110-113
    Although the infection of different animals and non-human primates with other members of Anelloviridae have already been reported there is no report about infection of animals with Torque teno midi virus/Small anellovirs (TTMDV/SAV). The aim of this study was to detect the virus in domestic village chickens. Blood samples were collected from 79 domestic village chickens in Isfahan. Blood samples of five adult laying hens and one cockerel were collected in three consecutive weeks (days 1، 8 and 14) as experimental chickens. Ten eggs were randomly collected from the eggs laid during days 12 to 17 and thin and thick egg whites and yolk samples were collected aseptically. After DNA extraction Nested-PCR was performed using SMAs/SMAr primers. In PCR، 431 bp and 441 bp products were detected. The detected bands were extracted and sequenced. Totally 26 out of 79 (32. 9%) of the blood samples were positive for the virus. The frequency of the infection of the different parts of the eggs tested was 76%. For the first time TTMDV/SAV was detected in domestic village chickens which also vertically transmitted to eggs.
    Keywords: Torque teno midi virus, Small anellovirus (TTMDV, SAV), Domestic village chickens, Vertical transmission
  • T. Taghipur Bazargani, A. Khodakaram, Tafti, I. Ashrafi, A. M. Abbassi Pages 114-116
    Hydronephrosis occurs as a congenital or an acquired condition following obstruction of the urinary tract. In this study، a four month old male Holstein calf with emaciation، growth retardation and a poor dry scruffy hair coat was examined because of remarkable distention of right abdomen. At necropsy، right kidney was hydronephrotic as a very big fluid-filled round pelvis with the presence of multilocular cysts bulged from the cortical surface. With sectioning، more than 10 L of bloody fluid poured out from this sac. Microscopic examination showed severe atrophy of cortical tissue and fibrosis of the medulla. Also، the dilated pelvis was composed of fibrinous exudate and necrosis of epithelium associated with multifocal aggregations of neutrophils and bacterial microcolonies. In a culture and serotyping of isolated bacteria، Salmonella dublin was determined. In conclusion، S. dublin induced pyelonephritis secondary to congenital giant hydronephrosis is the first report in cattle in the world.
    Keywords: Salmonella dublin, Hydronephrosis, Pyelonephritis, Holstein calf
  • A. R. Ninu, A. C. Saxena, T. B. Sivanarayanan, V. Remya, B. K. Binsila, S. K. Maiti, M. (Ms) Zama Pages 117-119
    A nulliparous non-descript mare was presented with a complaint of dystocia. The mare was recumbent and physical examination revealed that the animal was in shock. There was no straining and foetal forelimbs were visible outside the vulva. The foetus was dead as there was no pedal reflex. Vaginal examination revealed anterior presentation with dorso-sacral position and rigid lateral head deviation. Pre-operatively، the mare was given 5 ml Tetanus toxoid and 3 g Ceftriaxone as intramuscular injection، and 5 ml Dexamethasone in 15 L of 5% Dextrose Normal Saline (DNS) as intravenous (i/v) infusion. As pelvic space was inadequate and the mal posture was not correctable، manual correction or foetotomy could not be attempted and therefore caesarean section was planned. Condition of the animal warranted the use of local anaesthetic infiltration instead of general anesthesia. Post-operative care included intravenous fluids، anti-inflammatory/analgesics and daily antiseptic dressing. The owner reported uneventful recovery. The authors would like to conclude the case as a rare emergency caesarean in equine where the surgery was done with animal in lateral recumbency employing a Marcenac incision under local anaesthesia.
    Keywords: Caesarean, Marcenac incision, Local anaesthesia, Mare