فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد - سال پنجاه و هشتم شماره 1 (پیاپی 134، فروردی ن 1394)
  • سال پنجاه و هشتم شماره 1 (پیاپی 134، فروردی ن 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/02/20
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مقاله پژوشی
  • زهرا مظلوم خراسانی، شکوفه بنکداران * صفحات 1-6

    مقدمه طبق آمار جهانی بیماری تخمدان پلی کیستیک (PCOS) حدود 10% زنان سنین باروری را تحت تاثیر قرار می دهد و بیماری زائی فراوانی دارد. کمبود ویتامینD از مشکلات شایع کل جوامع است.PCOS و کمبود ویتامین D هر دو همراهی با سندرم متابولیک ومقاومت به انسولین دارند. هدف از این مطالعه بررسی نقش کمبود ویتامین D در بیمارانPCOS در تشدید اختلالات متابولیک این بیماران است.
    کار در این مطالعه مقطعی 50 بیمار مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک در فواصل سالهای 1390- 1389 در بیمارستان قائم مشهد مورد بررسی قرار گرفتند. در تمام بیماران آزمایشات ناشتا شامل سطح قند خون ناشتا، سطح انسولین، پروفایل لیپیدی وسطح 25 هیدروکسی ویتامین D انجام شد. سپس بیماران 75 گرم گلوکز خوراکی جهت انجام تست تحمل گلوکز خوراکی دریافت کردند و قند دو ساعت بعد از دریافت گلوکز در آنها اندازه گیری شد. میزان مقاومت به انسولین با استفاده از فرمول HOMA-IR برای بیماران محاسبه شد. سطوح ویتامین D در بیماران با هم مقایسه گردید و رابطه کمبود سطح ویتامین D با شاخص های متابولیک در بیماران سنجیده شد. اطلاعات با آزمون های آنوا، کای اسکوئر، پیرسون، اسپیرمن بررسی شد.
    نتایج در این بررسی 7/62% از بیماران با معیار سطح 25 هیدروکسی ویتامین D کمتر از 20 نانوگرم در میلی لیتر کمبود ویتامین D داشتند.تفاوت معنی داری در میزان میانگین قند ناشتا، قند دو ساعت بعد از دریافت گلوکز، سطح کلسترول تام، لیپوپروتین با دانسیته پایین، لیپوپروتیین با دانسیته بالا و فشار خون در بین بیمارانی با و بدون کمبود ویتامین Dوجود نداشت. بر خلاف انتظار سطح سرمی انسولین و مقاومت به انسولین و همچنین تری گلیسیرید در گروه ویتامین D کافی بیشتر از گروه دچار کمبود ویتامین D بود که بعد از حذف اثرات مداخله ای وزن این تفاوت دیگر معنی دار نبود.
    نتیجه گیری به نظر می رسد سطح ویتامین D اثرات مستقلی در اختلالات متابولیک بیماران PCOS ندارد و بیشترین فاکتور موثر در ایجاد اختلالات متابولیک افزایش وزن در این بیماران است.

    کلیدواژگان: سندروم تخمدان پلی کیستیک، کمبود ویتامین D، مقاومت به انسولین
  • مقاله مروری
  • حسن بسکابادی، سهیلا محمدی ریزی صفحات 7-12
    مقدمه
    نارسایی حاد کلیه در دوره نوزادی یکی از مشکلات بالینی شایع در بخش مراقبت های ویژه نوزادی است که در اثر عوامل مختلف تشدید می شود. هدف از این مطالعه بررسی مقایسه ای عوامل خطر و شرایط تغذیه در نوزادان مبتلا به نارسایی حاد کلیه و نوزادان سالم دچار زردی می باشد.
    روش کار
    این مطالعه به صورت توصیفی مقطعی روی 330 نفر از نوزادان در دو گروه (با و بدون تشخیص نارسایی حاد کلیه) درکلینیک نوزادان و بخش مراقبت های ویژه نوزدان بیمارستان قائم(عج)شهر مشهد در فاصله زمانی1383-1391 انجام گرفته است. دو گروه از نظر عوامل خطر نوزادی، مادری و شرایط تغذیه ای با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل و مقایسه شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد میانگین(±انحراف معیار) وزن موقع تولد در گروه با و بدون نارسایی حاد کلیه2/555± 4/3191 و 6 /479± 5/3162، آپگار دقیقه پنج 04/0± 8/8 و 05/0±4/9، سن مراجعه 8/4± 5/7، 7/4± 3/ 9 روز بود. بزرگ شده گی پستان در روزهای بعد از زایمان (011/0=p)، پرشدگی پستان قبل از شیردهی (006/0=p)، تخلیه پستان بعد از شیردهی (031/0=p)، تعدادفعات شیر خوردن در روز (025/0=p)، طول مدت شیرخوردن (042/0=p)، شدت کاهش وزن (000/0=p)، دفعات ادرار (037/0=p) و مدفوع (004/0=p) در دو گروه تفاوت معنی داری داشته است.
    نتیجه گیری
    کاهش بزرگ شده گی پستان در روزهای اول تولد،عدم پرشدگی پستان قبل از شیردهی، عدم تخلیه کافی پستان بعد از شیردهی،کاهش تعدادفعات شیر خوردن در روز، طول مدت شیرخوردن کوتاهتر،شدت کاهش وزن بیشتر، دفعات ادرار ومدفوع کمتر از فاکتورهای خطر مادری ونوزادی، نارسایی کلیه در نوزادان می باشند.
    کلیدواژگان: شرایط تغذیه، عوامل خطر نوزادان، نارسایی حاد کلیه
  • مهدی مولوی، حافظ فاخری، علی بهاری، حسن وثوقی نیا، زهره باری، عباس اسماعیل زاده، آزیتا گنجی، محمد هاشمی، محمد خواجه دلویی، غلامرضا بهاری، بهاره امین، کامران غفارزادگان صفحات 13-20
    مقدمه
    کالپروتکتین یک مدیاتور التهابی مهم در بیماری های التهابی روده می باشد و از دو ساب یونیت S100A9 و 8S100A تشکیل شده است. هدف این مطالعه بررسی پلی مورفیسم ژنتیکی تک نوکلئوتیدی (Single Nucleotide Polymorphism)کالپروتکتین در سرم بیماران کولیت اولسراتیو و کرون و ارتباط آن با رفتار بیماری است.
    روش کار
    مطالعه، بر روی 166 بیماردچار کولیت اولسراتیویا کرون (84 مرد و 82 زن) انجام شد. بعد از گرفتن نمونه خون وریدی از بیماران،DNA نمونه ها تخلیص و ژنوتیپ کالپروتکتین برای دو فرم تک نوکلئوتیدی C/T 3806232rs از ژن 8S100Aو rs3014866C/T از ژن S100A9، به روش واکنش زنجیره ای پلی مراز (Polymerase Chain Reaction)PCR مشخص شد. ارتباط پلی مورفیسم با شرایط مختلف از جمله سن، جنس، وسعت درگیری، تعداد عود، شدت بیماری (بر اساس نیاز به داروهای خط دوم و سوم) و تظاهرات خارج روده ای (آرتریت، کلانژیت اسکلروزان، عوارض پوستی و چشمی)، دیس پلازی و سرطان کولون مقایسه گردید.
    نتایج
    شایعترین ژنوتیپ S100A9 در بیماران، CT و شایعترین ژنوتیپ 8S100A، TTبود (05/0>P). اکثر بیماران مبتلا به آرتریت دارای ژنوتیپ CC از S100A9 بودند و ارتباط بین این ژنوتیپ و آرتریت معنی دار بود (05/0>P). اختلاف معنی داری بین سن، جنس، مدت زمان، وسعت درگیری وابتلا به سایرتظاهرات خارج روده ای و ژنوتیپ کالپروتکتین مشاهده نشد. ژنوتیپ TT ژن 8S100A ارتباط معنی داری در بیمارانی داشت که برای کنترل بیماری، درمانهای خط دوم شامل کورتیکوستروئیدها و آزاتیوپرین را دریافت کرده بودند (05/0>P). در بررسی ها گرچه ارتباط معنی داری بین بیماران با 1 تا 2 بارحملات بیماری در سال و ژنوتیپ کالپروتکتین دیده نشد، در 10 بیمارکه در سال گذشته حداقل 3 بار دچار عود بیماری شده بودند، ژنوتیپ CC ژن S100A9 شایعتر از سایر ژنوتیپها بود (05/0>P).
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان می دهد که پلی مورفیسم ژنتیکی کالپروتکتین می تواند در برخی رفتار های بیماری های التهابی روده از جمله شدت بیماری (براساس داروهای مورد نیاز برای کنترل بیماری)، عوارض خارج روده ای (آرتریت) و حملات بیماری تاثیر گذار باشد. مطالعات بیشتری لازم است که به بررسی دقیقتر اهمیت این پلی مورفیسم در ایجاد بیماری و ارتباط آن با شدت فعالیت بیماری و سایرویژگی های بیماری بپردازد.
    کلیدواژگان: بیماریهای التهابی روده، پلی مورفیسم ژنتیکی، تظاهرات خارج روده ای، کالپروتکتین
  • مائده نخعی، مستوره مومن هروی، کیارش قزوینی صفحات 21-25
    مقدمه
    دستها نقش مهمی در انتقال عفونتها در جامعه ایفا می کنند. باتوجه به اهمیت بهداشت دستها در کنترل عفونتها امروزه استفاده از محلول های بهداشت دست بر پایه الکل به دلیل عدم نیاز به آب و سرعت استفاده بالا و عدم صدمه به پوست به همراه خاصیت ضد عفونی کنندگی بالا، بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. هدف این آزمون تعیین میزان کارایی محلول بهداشت دست درموسپت در مقایسه با ضدعفونی کننده مرجع می باشد.
    روش کار
    براساس استاندارد ملی ایران بشماره 8512، آزمون بر 12 نفر داوطلب سالم انجام شد. به طوری که دستهای آنها در سوسپانسیون باکتری اشرشیاکلی غیربیماریزا آلوده شد، و نوک انگشتانشان قبل و بعد از استفاده از ضدعفونی کننده مرجع (پروپانل60%) و نیز محلول درموسپت در محیط TSB قرار داده شد و پس از کشت از رقتهای مختلف برروی محیطTSA، تعداد میکروارگانیسمها به صورت لگاریتم دهدهی تخمین زده شد، سپس با مقایسه ضریب کاهش درموسپت با مرجع با کمک آزمون آماری ویلکاکسون، میزان کارایی محلول درموسپت تعین گردید.
    نتایج
    میانگین لگاریتم ضرایب کاهش مرجع 5111/3 و درموسپت 7903/3 به دست آمد و بر اساس آزمون ویلکاکسون، در اختلاف لگاریتم ضریب کاهش درموسپت از پروپانل، مجموع رتبه های منفی برابر با 55 و مثبت برابر با 23 وp value = 1167/0 محاسبه شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه مجموع رتبه های منفی به دست آمده از مجموع رتبه های مثبت بیشتر است، کارایی درموسپت بیشتر از مرجع به نظر می رسد ولی بر اساس p value به دست آمده(1167/0) در سطح معنی دار 05/0، اختلاف معنی داری بین ضریب کاهش درموسپت و مرجع وجود ندارد و در نتیجه کارایی آن مشابه پروپانل می باشد. درنهایت با توجه به کاربرد ساده و سریع، عدم نیاز به آب و اثرضدعفونی کنندگی قابل قبول، استفاده از محلول درموسپت جهت بهداشت دست توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: محلول درموسپت، بهداشت دست، ماده ضدعفونی کننده دست، ماده ضدباکتری
  • فریبا برنجی، محمد حقانی، عبدالمجید فتی، محمود محمودی، مریم صالحی صفحات 26-31
    مقدمه
    توکسوکاریازیس یک عفونت انگلی است که از عوامل ایجاد کننده ائوزینوفیلی در انسان می باشد. عفونت در انسان با بلع تخم های انگل از طریق خاک یا دست آلوده ایجاد میشود.سپس لاروها در روده باریک از تخم خارج وبا سوراخ کردن روده وارد گردش خون شده واز انجا به تمام ارگانهای مختلف مهاجرت میکنند و منجر به ایجادلارو مها جر احشایی ولارو مهاجر چشمی میشوند.
    روش کار
    در این مطالعه موردشاهدی که از بهمن ماه 1391 تا دی ماه 1392 به صورت آینده نگر دربیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بر 80 بیمارازبین بیماران مراجعه کننده به این مراکز انجام شد، پس از تشخیص 40بیمارهایپر ائوزینوفیل(ائوزینوفیلی بیش از 10%) بدون سابقه بیماری حساسیتی به عنوان گروه مورد و40بیمارفاقد ائزینوفیلی به عنوان گروه شاهداقدام به نمونه گیری و جداسازی سرم یا پلاسمای افراد مذکور نموده سپس به روش الایزا به اندازه گیری انتی بادی ضد توکسوکارا در این افراد پرداخته شد. اطلاعات با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    شیوع آنتی بادی ضد توکسوکارا در افرادهایپرائوزینوفیل و گروه شاهد به تر تیب 5/22%(9نفر) و 5/2%(ا نفر) مشاهده شد. میانگین سنی گروه مورد 7/12±8/41 و گروه شاهد 9/13±3/47و جنسیت در افراد مورد مطالعه 5/52% مذکر و 5/47%مونث میباشد.
    نتیجه گیری
    مطالعات سرواپیدمیولوژیک درایران سروپروالانس بیماری را بین 2% تا 6/25%را نشان داده است. با توجه به اینکه توکسوکاریازیس توسط لارو کرم ایجاد می شود این بیماری را فقط با روش های سرولوزیک می توان تشخیص داد. لذا لازم است در افراد با هایپر ائوزینوفیلی نامشخص به توکسو کاریازیس مشکوک شده وآزمون ایمونوسرولوژی به روش الایزا انجام گردد.این مطالعه نشان می دهد که این عفونت در مشهد وجود دارد.
    پی نوشت: این مقاله با تضاد نویسندگان منافاتی ندارد.
    کلیدواژگان: تخم توکسوکارا، روش الایزا، لارو مهاجراحشایی، هایپرائوزینوفیلی
  • شهربانو عالی، سید امیر امین یزدی، محمد سعید عبدخدایی، علی غنایی، فاطمه محرری صفحات 32-41
    مقدمه
    داشتن فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، آشکارا تجربه ای دشوار برای والدین و خانواده است. اغلب، ناتوانی های فراگیر و شدید کودکان مبتلا به ASD با مجموعه ای از مشکلات برای مراقبان همراه است. هدف از اجرای این تحقیق، تعیین توانمندی های تحولی خانواده ی کودکان مبتلا به اوتیسم و مقایسه ی قوت ها و ضعف های آن ها با توانمندی های تحولی خانواده ی کودکان سالم است.
    روش کار
    این مطالعه از نوع توصیفی پیمایشی است و در شهر مشهد در سال 1392-1393 انجام شده است. تعداد 67 نفر از مادران ارزیابی شده اند؛ 32 مادر کودکان مبتلا به اوتیسم از بین مراکزآموزش کودکان اوتیستیک شهر مشهد و 35 مادر کودکان سالم از بین مهدکودک های این شهر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه ی محقق ساخته ی سنجش کارکرد تحولی خانواده (DFFAQ) برای ارزیابی آن ها به کار رفته و داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل واریانس چندراهه تحلیل شدند.
    نتایج
    در تمام ابعاد تحولی، میانگین نمرات کارکرد تحولی خانواده ی کودکان مبتلا به اوتیسم، پایین تر از میانگین نمرات خانواده ی کودکان عادی بود. همچنین، در ابعاد علاقه مندی و جذب شدن به روابط انسانی، حل مساله ی اجتماعی مشترک، تفکر منطقی و انضباط، یافته ها تفاوتی معنادار را بین کارکرد تحولی خانواده ی کودکان مبتلا به اوتیسم و کارکرد تحولی خانواده ی کودکان سالم نشان دادند.
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت که کارکرد خانواده های گروه اوتیستیک نسبت به گروه کنترل دارای ضعف است.
    کلیدواژگان: اختلال طیف اوتیسم، توانمندیهای تحولی، کارکرد تحولی خانواده
  • شکوفه بنکداران، علی اوسط لطفی صفحات 42-48
    مقدمه
    رتینوپاتی از علل شایع ایجاد ناتوانی در بیماران دیابتی است. در ایجاد رتینوپاتی عوامل متعددی دخالت دارد. به نظر می رسد منیزیوم نقشی در افزایش ترشح انسولین و حساسیت به انسولین ایفا کند. بیماران دیابتی به علت هیپرمنیزیوری در خطر کمبود منیزیوم و در پی آن افزایش مقاومت به انسولین هستند. مطالعات متعددی در رابطه با هیپومنیزیمی با ایجاد عوارض دیابت وجود دارد. هدف این مطالعه، ارزیابی ارتباط بین سطح منیزیم و وجود و شدت رتینوپاتی در بیماران دیابتی نوع دو بود.
    روش کار
    178 بیمار دیابتی انتخاب شدند. سطح قند ناشتا- هموگلوبین گلیکوزیله، لیپید ها، کراتی نین، انسولین و منیزیوم در بیماران بررسی شد. نمونه ادراری جهت بررسی نسبت میکروآلبومین به کراتینین گرفته شد. ریسک بیماری قلبی عروقی در بیماران محاسبه شد. وجود رتینوپاتی توسط افتالمولوژیست بررسی شد. ارتباط بین تمام اندکس های سرمی به ویژه منیزیوم و رتینوپاتی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    9/71% بیماران زن و 1/28% آنها مرد بودند. 59 بیمار (1/33%) رتینوپاتی داشتند. ارتباط معنی دار آماری بین رتینوپاتی با طول مدت دیابت (0.001>0= p)، وجود شرح حال قبلی پای دیابتی (006/0= p)، وجود نفروپاتی دیابتی (014/0= p)، فشار خون بالا (019/0= p)، افزایش سن بیماران (049/0= p)، افزایش سطح هموگلوبین گلیکوزیله (001/0>(pو نیز ریسک قلبی عروقی (004/0= p) در این مطالعه به دست آمد. ارتباط معنی داری بین وجود و شدت رتینوپاتی و سطح سرمی منیزیم به دست نیامد.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه ارتباط معنی داری بین سطح سرمی منیزیم و وقوع رتینوپاتی دیابتی وجود نداشت.
    کلیدواژگان: دیابت، رتینوپاتی، منیزیوم
  • سارا موحد، سیده ندا موسوی، وحید مظفری، یاشا مخدومی، عباسعلی زراعتی، سیدجواد پورافضلی فیروزآبادی، عبدالرضا نوروزی صفحات 49-55
    مقدمه
    سوءتغذیه ناشی از سرطان و درمانهای آن میزان مرگ و میر بیماران را افزایش و کیفیت زندگی را کاهش می دهد و پیش آگهی بیماران را بدتر میکند. با این حال، مراقبت های تغذیه ای می توانند عوارض را بهبود بخشند. در حال حاضر در ایران مطالعات محدودی درباره وضعیت تغذیه ای بیماران سرطانی در دسترس می باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی خطر ابتلا به سوءتغذیه در بیماران مبتلا به سرطان در مرکز سرپایی سرطان شناسی در شرق کشور میباشد.
    روش کار
    مطالعه به صورت مقطعی از نوع طرح ممیزی بالینی (Audit) می باشد که با مشارکت همه افراد بالاتر از 18 ساله که برای اولین بار به مرکز پرتودرمانی سرطان شناسی رضا (ع) (RROC) در اردیبهشت و خردادماه 1391 مراجعه کرده اند انجام شد. 166 نفر در مطالعه شرکت کردند. وضعیت تغذیه بر اساس ابزار غربالگری سوءتغذیه جهانی (MUST) مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات با نرم افزار SPSS و آزمون های کلموگراف اسمیرنوف، کای دو، فیشر، آنوا تجزیه و تحلیل و بررسی شد.
    نتایج
    از مجموع 166 نفر، 81 نفر مرد (8/48٪) و85 زن (2/51٪) با دامنه سنی 18 تا 90 سال با متوسط ​​سن 16 ± 7/53. سال در این مطالعه شرکت کردند. بر اساس روش ارزیابی MUST، 8/48٪ از بیماران در معرض خطر سوءتغذیه کم و65/12% در معرض خطر متوسط ​​سوءتغذیه و5/38٪ از آنها در معرض خطر سوءتغذیه زیاد بودند. این مطالعه نشان داد که ارتباط معنی داری بین سوءتغذیه و نوع سرطان وجود دارد. اکثریت بیماران در معرض خطر سوءتغذیه زیاد به ترتیب در مبتلایان به سرطان دستگاه گوارش تحتانی، مغز و دستگاه گوارش فوقانی بودند. بیشترین نوع سرطان، سرطان پستان بود که کمترین خطر ابتلا به سوءتغذیه را دارا بود. در نهایت ارتباط معنی داری بین شدت سوءتغذیه با ساکن شهر یا روستا بودن و روش زندگی به صورت زندگی با خانواده یا تنها زندگی کردن وجود داشت.
    نتیجه گیری
    این مطالعه خطر سوءتغذیه قابل توجهی را در بیماران مبتلا به سرطان نشان داد. با توجه به ارتباط معنی دار میان نوع سرطان و شدت سوءتغذیه، مداخله تغذیه ای بر اساس نوع بدخیمی از اهمیت اساسی برخوردار است.
    کلیدواژگان: ابزار غربالگری سوءتغذیه جهانی (MUST)، سرطان، نوع سرطان
  • سیدسعید خیاطزاده، آوات فیضی، احمد اسماعیل زاده * صفحات 56-64

    سرطان معده یک بیماری مزمن با نسبت بالای شیوع و مرگ و میر در سراسر دنیا شناخته می شود. این مطالعه برای مرور سیستماتیک و همچنین متاآنالیز شواهد موجود در مورد ارتباط بین دریافت ویتامین D و سطح سرمی 25- هیدروکسی ویتامین D با خطر ابتلا به سرطان معده انجام شد.
    یک جستجوی کامل از مقالات موجود با موضوع ارتباط وضعیت ویتامین D و خطر سرطان معده در پایگاه های الکترونیکی ISI، Scopus، PubMed/Medline،Ovid، EMBASE و Google scholar تا ماه دسامبر 2012 انجام شد. از 132 مقاله یافت شده در جستجوی اولیه، فقط 7 مقاله ارتباط وضعیت ویتامین D و خطر ابتلا به سرطان معده را گزارش دادند.. آنالیز های آماری با استفاده از نرم افزار Stata 11.2 انجام گردید. وجود ناهمگونی بین مطالعات و سوگرایی انتشار نیز مورد تست قرار گرفت.
    بر پایه ی اندازه اثر تجمیعی، نسبت شانس ابتلا به سرطان معده در قیاس بالاترین و پائین ترین سطح دریافت ویتامین D (26/0p:؛25/1، 94/0) 09/1بود؛ همچنین، میزان خطر نسبی ابتلا به سرطان معده در قیاس بالاترین و پائین ترین سطح سرمی ویتامین D (429/0 p:؛ 14/1، 74/0) 92/0 بود که هیچ ارتباط معناداری بین سطح سرمی ویتامین D و خطر ابتلا به سرطان معده یافت نشد. هیچ شاهدی برای ناهمگونی بین مطالعات وجود نداشت.
    هیچ شاهدی مبنی بر ارتباط معنادار بین وضعیت ویتامین D و خطر ابتلا به سرطان معده یافت نشد.

    کلیدواژگان: دریافت ویتامین D، 25، هیدروکسی ویتامین D، معده، سرطان
|
  • Zahra Mazloum Khorasani, Shokoufeh Bonakdaran Pages 1-6
    Introduction

    It is estimated that poly cystic ovarian syndrome (PCOS) affects about 10% of women in reproductive ages and has many morbidities. While vitamin D deficiency is a common problem in all countries, PCOS and vitamin D deficiency both have association with metabolic syndrome and insulin resistances. The aim of this study was to evaluate the role of vitamin D deficiency in the exacerbation of metabolic disturbances in PCOS.

    Materials And Methods

    In this study 50 patients with PCOS were evaluated. In total patients laboratory tests for FBS, Insulin, lipid profile, glucose tolerance test,25 (OH) D were carried out. The insulin resistance was calculated with HOMA-IR formula. Vitamin D levels compared in patients and the relation between vitamin D deficiency and metabolic parameters were evaluated.

    Results

    With cut off point of vitamin D deficiency

    Conclusion

    It seemed that vitamin D level did not have independent effect on metabolic disturbances in PCOS patients and the most effective factor in induction of the metabolic diseases was the effect of weight in these patients.

    Keywords: insulin resistance, polycystic ovarian syndrome, vitamin D
  • Hasan Boskabadi, Soheila Mohamadi Rizi Pages 7-12
    Introduction
    Acute renal failure in the neonatal period is a common clinical problem in the neonatal intensive care unit, which is exacerbated by several factors.The aim of this study, was to compare risk factors and nutritional status of infants with acute renal failure and jaundice healthy infants.
    Materials And Methods
    This cross-sectional study was conducted during the period 2004-2012 on 330 hospitalized infant patients, in two groups (with and without a diagnosis of acute renal failure) in the newborns intensive care unit of Ghaem Hospital in Mashhad. The risk factors for neonatal, maternal and nutritional conditions were compared in both groups and analyzed. Using the software SPSS and statistical, analytical tests.
    Results
    The resultsshowed that mean (± SD) birth weights with (case group) and without (control group) acute renal failure were 3191.4±555.2 and 3162.4±479.6 gr, Apgar scores 8.8±0.04 and 9±0.05, referring age 9.3±4.8 and 7.5±4.8 days. Breast growth during postpartum (p = 0.011), Filling of the breast before breastfeeding (p=0.006), soften of the breast after breast-feeding (p=0.031), number of feeding per day (p = 0.025), Feeding duration (p = 0.042), severity of weight loss (p = 0.000), Urinary frequency (p = 0.037), number of defecation (p = 0.004) were significantly different between the two groups.
    Conclusion
    Decrease in breast growth during the first few days of birth, lack of fullness of breast before feeding, lack of adequate softness of the breast after breast-feeding, reduced number of feeding/ day, shorter feeding duration, greater weight loss, lower number of defecation and urination were risk factors of mother and baby in acute renal failure.
    Keywords: Risk Factor, Feeding, Acute Renal Failure, Neonatal
  • Mehdi Molavi, Hafez Fakheri, Ali Bahari, Hasan Vossoughinia, Zohreh Bari, Abbas Esmaeelzadeh, Azita Ganji, Mohammad Hashemi, Mohammad Khajedaluee, Gholamreza Bahari, Bahareh Amin, Kamran Ghaffarzadegan Pages 13-20
    Introduction
    According to the epidemiological studies, manifestations of chronic inflammatory bowel diseases (IBD) are different in various parts of the world. Calprotectin, a complex of two S100A8 and S100A9 proteins, is one of the major mediators of inflammation in patients with inflammatory bowel disease. This study was aimed to investigate the genetic single nucleotide polymorphism (SNP) of calprotectin in ulcerative colitis and crohn’s disease patients and its association with the disease behaviors.
    Method
    One hundred and sixty six patients with inflammatory bowel disease (ulcerative colitis or crohn’s disease) were included in the study. A volume of 2 mL venous blood samples were collected and DNA samples purified. The target regions of calprotectin genes, including S100A8 (rs3806232) and S100A9 (rs3014866) were amplified by polymerase chain reaction (PCR) method. The relationship between polymorphism of calprotectin and age, sex, extension, flare, disease severity (according to the administered drugs), extra intestinal manifestations (arthritis, primary sclerosing cholangitis, eye and skin involvement), dysplasia, colon cancer and were evaluated.
    Results
    Analysis of data showed that CT genotype of S100A9 and TT genotype of S100A8 were the most common genotypes (P < 0.05). Majority of patients with arthritis showed CC genotype of S100A9 (P < 0.05). No significant differences were observed between the age, sex, incidence of extra intestinal manifestations and calprotectin genotype. TT genotype of S100A8 gene had a significant relationship with patients received the second-line drugs including corticosteroids and azathioprine (P < 0.05). Although, a significant association was not observed between patients with 1 to 2 flare in a year and calprotectin genotypes in our study, but 3 times annual flares were significantly more common in CC genotype of S100A9 gene than the other genotypes (P < 0.05).
    Conclusion
    Our study results suggest genetic polymorphisms of calprotectin could affect IBD features including disease severity (based on the drugs needed to control the disease), extra intestinal manifestations (arthritis) and disease flare. This is, to our knowledge, the first investigation on the genetic polymorphisms of calprotectin in the inflammatory bowel diseases. Further investigation is really needed to confirm the role of calprotectin genotypes in the development of inflammatory bowel disease and their relationships with disease activity and features.
    Keywords: Calprotectin, Extra intestinal manifestations, Gene polymorphism, Inflammatory bowel disease
  • Maede Nakhaee, Mastureh Momen Heravi, Kiarash Ghazvini Pages 21-25
    Introduction
    Considering the importance of hand hygiene in controlling of infections, use of alcohol based hand rubs is strongly recommended because of being fast and not harmful for the skin despite high levels of disinfection's activity. The purpose of this study was the evaluation of a hygienic hand rub Dermosept in compareing with the reference hand rub.
    Materials And Methods
    According to the national standard of Iran (8512), 12 volunteers were chosen. Their hands were contaminated with the nonpathogen bacteria E. coli and their fingertips were placed in TSB medium before and after use Dermosept and reference hands rub. Then the number of remaining microorganisms on their hands was measured. Based on Wilcoxon test, Dermosept’s performance was determined via comparison of decrease coefficient of Dermosept with the reference hand rub.
    Results
    Based on Wilcoxon test, the ensembles of the decrease coefficient logarithm of the reference and Dermosept were 3.5111 and 3.7903, respectively, and at the difference between the decrease coefficient logarithm of Dermosept and reference hand rub, total rating of negative equaled 55 and positive was 23, also p-value = 0.1167 was calculated.
    Conclusion
    With regard to the total sum of negative ratings which was higher than positive ratings, it seemed that efficiency of Dermosept was better, but according to the p-value (0.1167) at a meaningful level of 0.05, there weren’t significant differences between the coefficient reduction of Dermosept and reference, thus its performance was similar to propanol. Finally, use of Dermosept solution was recommended for hand hygiene due to simple and fast application, no need for water and acceptable antibacterial activity.
    Keywords: Dermosept, Hand Hygiene, Hand Rub, Antibacterial Effect
  • Fariba Berenji, Mohammad Haghani, Abdolmajid Fata, Mahmoud Mahmoudi, Maryam Salehi Pages 26-31
    Background
    Toxocariasis is an infection of human due to larvae of Toxocara canis, or Toxocara cati.
    Materials And Methods
    This is a prospective study which undertaken between February 2013 to January 2014 at parasitology and immunology laboratories of Imam reza hospital of Mashhad. A total of 40 patients with hypereosinophilia without allergic symptoms selected as case group and 40 patients without hypereosinophilia as control group. Blood sera samples of both groups were examined for IgG antibodies against toxocara by ELISA method.
    Results
    The seroprevalences of Toxocara antibodies in the case group and control group were 9 (22.5%) and 1 (2.5%) respectively. Mean age of case group was 41.8±12.7 and control group 47.3 ±13.9, 47.5% of case group were females and 52.5% were males.
    Conclusion
    Seroepidemiological studies of toxocariasis carried out in Iran revealed seroprevalence rates of 2% to 25.6% among the normal human population. Since human toxocariasis is the infection by larval stage of the worms and only diagnosed by serological methods, therefore the individuals with unknown hyper eosinophilia have indication for detection of Anti toxocara in their serum samples. This study revealed that the infection could be found in Mashhad.
    Keywords: ELISA, hypereosinophilia, Toxocara egg, Visceral larva migrans
  • Shahrbanoo Aali, Seyed Amir Aim Yazdi, Mohamadsaeed Abdkhodae, Ali Ghanaee, Fatemeh Moharari Pages 32-41
    Introduction
    Having a child with ASD evidently is overwhelming experience for parents and families. Often, pervasive and severe disabilities of children with ASD are associated with a plethora of difficulties in caregivers. Determination of developmental abilities of autistic children’s families, and comparison of their strengths and weaknesses with developmental abilities of normal children's families, was the purpose of this study.
    Materials And Methods
    The method of this study was survey and studied 67 of mothers. By available sampling method, 32 mothers of ASD children from teaching centers for autistic children in Mashhad, and 35 mothers of normal children from the city's kindergartens were selected. They were evaluated by Developmental Functioning Family Assessment Questionnaire (DFFAQ), which was made by researcher, and the obtained data were analyzed by using multi-way analysis of variance.
    Results
    In all dimensions, the mean of scores for developmental functioning families with autistic children as lower than the mean of scores for families with normal children. Also in dimensions of interest and engaging in human relationships, shared social problem solving, logical thinking and discipline, findings showed significant difference between developmental functioning of ASD children’s families and developmental functioning of normal children’s families.
    Conclusion
    It was concluded that the function of families of ASD children group was weak compared to the control group.
    Keywords: Autism Spectrum Disorder, Developmental Capacities, Developmental Functioning Family
  • Shokoufeh Bonakdaran, Ali Osat Lotfi Pages 42-48
    Background
    Type 2 diabetes mellitus is a major global public health. Retinopathy is one of its serious complication and important cause of morbidity in diabetic patients. Serum magnesium is one of the essential micronutrients that have been linked both to insulin secretion and insulin sensitivity. Diabetic patients are prone to hypomagnesemia due to the hypermagnesiuria. The aim of this study was to evaluate relationship between serum magnesium level and presence and severity of Retinopathy in type 2 diabetic patients.
    Materials And Methods
    A total of 178 diabetic patients were enrolled in this study. Fasting vein samples were taken from all patients for assessment of fasting blood sugar- HbA1C- lipid profiles- creatinin and magnesium. Urine was taken for assessment of microalbumin to creatinine ratio. Risk of cardiovascular disease was calculated by Framingham database. All these patients then referred to the ophthalmologist for the evaluation of probable Retinopathy. The correlation between serum indices like magnesium and Retinopathy was assessed.
    Results
    Overall 71.9% of the patients were females and 28.1% were males, 59 patients (33.1%) had Retinopathy. There was significant relation between retinopathy and duration of diabetes (P=<0.001), history of diabetic foot (p=0.006), presence of nephropathy (p=0.014), hypertension (P=0.0.19), increased patients age (P=0.049), HbA1c (P=0.001) and also cardiovascular risk score (P=0.004). There was not significant relationship between retinopathy and serum Magnesium level.
    Conclusion
    No significant statistical relationship was found between serum magnesium level and occurrence of retinopathy in diabetic patients.
    Keywords: Diabetes, Magnesium, Retinopathy
  • Sara Movahed, Seyedeh Neda Mousavi, Vahid Mozaffari, Yasha Makhdoumi, Abbasali Zeraati, Seyed Javad Purafzali Firuzabadi, Abdolreza Norouzy Pages 49-55
    Introduction
    Malnutrition caused by cancer and its treatments reduces quality of life in patients and worsens disease prognosis. However, nutritional care can improve complications. There are few studies about cancer malnutrition prevalence in Iran. The aim of this study was to assess the risk of malnutrition in patients with cancer in a referring oncology center.
    Materials And Methods
    A cross-sectional Audit study was conducted with the participation of all patients aged above 18 years old who referred for the first time to Reza Radiation Oncology Center (RROC) on May 2012. Overall166 patients completed the study. Nutritional status was evaluated based on MUST (Malnutrition Universal Screening Tool).
    Results
    According to MUST evaluation, 48.8% of patients were at low risk and 38.5% of them were at high risk of malnutrition. This study showed the significant correlation between malnutrition and cancer type. The majority of high risk malnourished patients were in lower GI, brain and upper GI cancer patients respectively. The most common type of cancer was breast cancer, which had the lowest risk of malnutrition.
    Conclusion
    This study showed a considerable risk of malnutrition in cancer patients in Mashhad, Iran. Thus, medical nutritional intervention based on malignancy type is of essential importance.
    Keywords: Malignancy, Malnutrition, Malnutrition Universal Screening Tool (MUST), Cancer Type
  • Saeid Khayyatzadeh, Awat Feizi, Ahmad Esmaillzadeh Pages 56-64
    Introduction

    Gastric cancer remains as a chronic disease with a high rate of morbidity and mortality around the world. This study was done to systematically review and meta-analysis the current evidence on the association between vitamin D intake as well as serum 25-hydroxy vitamin D levels and risk of gastric cancer.

    Materials and Methods

    Published evidence in this area was searched to December 2012 through the use of ISI Web of Science, Scopus, PubMed/Medline, Ovid database, EMBASE and Google scholar for relevant articles by cross-referencing. Out of 132 retrieved papers in our search, 7 articles had reported odds ratios or relative risks as their effect size. Statistical analyses were conducted by using Stata version 11.2 the existence of between-study heterogeneity and publication bias was examined.

    Results

    Based on the pooled effect size, the odds ratio (95% confidence interval) for comparison of highest versus lowest intakes of vitamin D was 1.09 (0.94, 1.25; P=0.26) also for highest versus lowest serum vitamin D levels was 0.92 (0.74, 1.14; P=0.429) indicating no significant association between vitamin D intake or serum 25-hydroxy vitamin D levels and risk of gastric cancer; There was no evidence for between study heterogeneity.

    Conclusion

    we found no evidence for thesignificant association between vitamin D status and risk of gastric cancer.

    Keywords: Vitamin D Intake, Serum 25(OH) D, Stomach, Cancer