فهرست مطالب

جامعه، فرهنگ، رسانه - پیاپی 11 (تابستان 1393)
  • پیاپی 11 (تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/26
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سعید رضا عاملی*، یوسف احمدی صفحه 11
    شعر تنها چینش واژگان، هماهنگی و تجانس کلمات نیست؛ شعر نهفته ها و نادیده هایی را بیان می کند که از لابه لای حروف ظهوریافته یا کلمات بیان نشده ایست که منعکس کننده ی ارزش های بزرگ انسانی است. شعر، اظهاری است بزرگ، درونی و عمیق که با زمانه سخن می گوید و نوای دل انگیزی از بودن ها و نبودن ها، با هم بودن ها و فاصله هاست. شعر افغانستانی، در ذات خود از یک پیوند درونی سخن می گوید که گاه با «آه» است و گاه با «نگفتن» و گاه از آرزوهای نوستالژیک شده، داد سخن دارد. اما شعر مهاجران افغانستانی از ظرفیت فاخر با هم بودن و همدلی با جامعه ی میزبان ایرانی حکایت دارد که با واژگانی بلند، همراه با ادب و دوستی، روابط بین فرهنگی و تمدنی خود را تعمیق می بخشد.
    این مطالعه بر اساس این باور که شعر یک بیان فرهنگی است و در آن ارزش ها، احساسات و اندیشه ی یک گروه اجتماعی، یک ملت و حتی صدای یک تمدن متبلور می گردد، اشعار مهاجران افغانستانی در ایران را که بر حسب حال سرایی از نوع غنایی آن سروده شده اند، مورد ارزیابی قرار داده است. بنا بر هدف اصلی مطالعه، سعی شده است که چگونگی بازنمایی معرفت ها و احساسات مهاجران در شعر را نشان دهد و همین طور شیوه ی تعاملات فردی و اجتماعی آنان را که موجب گفتمان جدیدی شده است، مورد تحلیل قرار دهد. این مطالعه براساس روش کیفی و با رویکرد روان شناسی گفتمانی «یورگنسن» و «فیلیپس» انجام شده است و از این طریق به «تحلیل گفتمان شعر» مهاجران افغانستانی در ایران پرداخته ایم. بدین سان، اشعار مهاجران افغانستانی به ترتیب سه دهه حضور آنان در ایران، مورد تحلیل قرار گرفته است تا آشکار شود که شاعران چگونه از طریق این گفتمان برساخته هایی از روابط فردی و اجتماعی شان با مردم ایران خلق نموده اند.
    کلیدواژگان: شعر غنایی، مهاجران افغانستانی، گفتمان مهاجرت و ارتباطات بین فرهنگی
  • عکس، گفتمان، مدرنیته / بررسی جایگاه و کارکردهای اجتماعی عکاسی در گفتمان مدرنیته
    حسن زین الصالحین*، نعمت الله فاضلی صفحه 33
    در مقاله ی حاضر سعی بر آن است که «عکس»، عکاسی و هر آنچه را که به هر نحوی با عکس در ارتباط است -عکس گرفتن، عکس شدن و عکس دیدن- در ارتباط با قواعد صورت بندی کلان گفتمان مدرنیته و در مسیر متحول شدن یک جامعه (مدرن شدن جامعه)، بر پایه ی گفته ها و یافته های «میشل فوکو» در تحلیل گفتمان و ساختارهای گفتمانی (در بررسی دانش و علوم انسانی) که روش شناسی این مقاله را بنا می کنند، معنا کنیم. همچنین در این میان کوشیده می شود به شکلی منسجم رابطه ی بنیادین و معرفت شناختی عکاسی را با انگاره ی حاکم در عصر مدرن، با سیری که از دوران پیشامدرن آغاز می شود و به مدرنیته می انجامد و نیز جایگاه اجتماعی آن را در یک جامعه ی مدرن، مشخص کنیم. نتیجه های به دست آمده در این نوشته گویای آن است که «عکاسی» را می توان بنا بر واقع گرایی افراطی اش، پاسخی مثبت به ارادت و شیفتگی به امر واقع، آنچه که در اوایل دوران مدرن در حوزه ی عمومی شاهدش بودیم، دانست و همچنین آن را ابزار مناسبی برای برساختن واقعیت، حقیقت، امور، پدیده ها و مناسبات این جهان به شمار آورد. در ادامه ی بررسی های انجام شده به این مهم دست می یابیم که عکس و عکاسی نقش موثری در پیش برد و بازتولید مفاهیمی که مدرنیته به بار آورده بود، مفاهیمی چون: انسان (من)، زمان، تاریخ، زبان، زندگی، مرگ و...، در حوزه ی عمومی و اجتماعی و در ساختارهای یک جامعه، ایفا کرده است.
    کلیدواژگان: عکس، گفتمان، مدرنیته، فوکو، دیرینه شناسی، ساختارهای گفتمانی، بایگانی، اپیستمه (سامان معرفت)
  • ابراهیم حاجیانی* صفحه 47
    تعدد وتکثر نهادهای فرهنگی فعال در کشور از یک سو و حساسیت ها و دغدغه های فرهنگی موجود در نظام تصمیم گیری و منابعی که برای اداره ی امور فرهنگی تخصیص داده می شود از سوی دیگر، موجب توسعه ی ادبیات مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی در یک دهه ی اخیر شده است. در این میان، یکی از مهمترین مشکلات موجود، نحوه ی هماهنگی و هم افزایی دستگاه های گوناگون فرهنگی- هنری و توزیع مسئولیت ها و اختیارات درباره ی شیوه ی تمشیت مسایل فرهنگی است. بر این اساس در نوشتار حاضر به طرح ایده ی رویکرد ماتریسی در برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی پرداخته شده است. در این مقاله ضرورت ها و روش های پیاده سازی ماتریس فرهنگی در مدیریت امور فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است. ادعای اصلی آن است که ماتریس فرهنگی روشی برای مشارکت دادن همه ی نهادهای فرهنگی و توزیع، تجزیه و تقسیم یک موضوع یا پدیده ی فرهنگی در بین همه ی نهادهای درگیر اعم از دولت ونهادهای عمومی مرتبط است.هم چنین در ادامه مبانی نظری این رویکرد معرفی شده و با ذکر مثالی، نحوه ی اجرایی کردن آن به بحث گذاشته شده است.
    کلیدواژگان: مدیریت فرهنگی، برنامه ریزی فرهنگی، رویکرد ماتریس، ماتریس فرهنگی
  • حسام سلامت* صفحه 69
    در جستار حاضر، آنچه در محافل آکادمیک اغلب از آن به «مباحثه ی فوکو/هابرماس» تعبیر می شود، از منظر مواضع انتقادی فوکو در برابر هابرماس بازسازی شده است. بحث را بیش از هر چیز حول مناقشه ی این دو بر سر معنای عقل، عقلانی شدن و نقادی عقل، پیش برده ایم. نخست نشان داده ایم که فوکو، برخلاف هابرماس، به کثرت تاریخی اشکال قیاس ناپذیر عقلانیت باور دارد. و دوم اینکه نقادی ریشه ای فرم های تاریخی عقل نزد فوکو، برخلاف دعوی هابرماس، مترادف درافتادن به دام عقلانیت ستیزی نیست. جستار حاضر می کوشد با پیشبرد این دو بحث، مرزبندی انتقادی پروژه های فوکو و هابرماس در برابر یکدیگر بر سر پروژه ی عقلانیت را ترسیم کند و نقاط رودررویی این دو برنامه ی پژوهشی را مشخص سازد.
    کلیدواژگان: اشکال تاریخی عقل، عقلانی شدن، عقلانیت ستیزی، نقادی، فوکو، هابرماس
  • بخش ویژه: هانری لوفور
  • ایمان واقفی صفحه 85
    حدود دو دهه است که اندیشه های هانری لوفور دانش علوم جغرافیایی و اجتماعی، به ویژه مطالعات شهری، معماری و شهرسازی را دست خوش تغییر کرده است. در این میان اما سهم او در آکادمی های ایران، اگر نگوییم هیچ، دست کم بسیار ناچیز بوده است. مقاله ی حاضر می کوشد قدمی هرچند کوچک در پر کردن این خلاء بردارد. در این میان به باور راقم، بدون فهم بنیان های فلسفی اندیشه ی لوفور، درک تئوری های شهری او با مشکل مواجه خواهد شد. لذا این مقاله می کوشد تا با تشریح و بسط پایه های فلسفی لوفور، بنیانی برای درک آرای بعدی او خاصه در انقلاب شهری، تولید فضا و نوشته هایی در باب شهرها مهیا کند. نوشته ی حاضر کار خود را با طرحی پیرامون منطق دیالکتیک در اندیشه ی لوفور آغاز می کند. به دنبال این هدف نسبت لوفور با دیالکتیک «هگل» و «مارکس» روشن می شود. همچنین چگونگی ادغام آرای ضد دیالکتیکی «نیچه» در دیدگاه لوفور مورد توجه قرار می گیرد. سپس به تاثیر رویکرد دیالکتیکی در فهم شهر و مطالعات شهری می پردازیم. این نوشته بحث خود را با چگونگی استفاده ی لوفور از منطق دیالکتیک بسان ابزاری روش شناختی در پژوهش در باب جامعه شناسی روستایی به اتمام می رساند.
    کلیدواژگان: هانری لوفور، منطق دیالکتیک، هگل، مارکس، نیچه، شهر، هم زمانی، در زمانی، سطوح واقعیت
  • کمال اطهاری صفحه 101
    هانری لوفور را به راستی باید فیلسوف شهر نامید؛ زیرا هرچند کمابیش هم زمان با وی نظریه پردازان دیگری نیز به جایگاه غفلت شده ی فضا در روابط اجتماعی پرداختند، اما در میان آن ها لوفور بود که به طور مقدم با رویکردی فلسفی به این مقوله پرداخت و آن را به عمل اجتماعی مرتبط ساخت. وی معتقد بود که فضا، تولیدی اجتماعی یا برساخته ی پیچیده ی اجتماعی است. لوفور برای اثبات این مهم، از روش های جدید و خلاقانه ای بهره گرفت که از آن زمره، بسط منطق دوگانه ی جدلی به سه گانه ی جدلی و به کارگیری آن برای توضیح رابطه ی متقابل فردی و اجتماعی انسان با فضاست. این روش مندی خلاقانه باعث شده است که وی در حوزه های فلسفی، اقتصاد و علوم سیاسی، جغرافیا، جامعه شناسی و نقد ادبی، تاثیرگذاری دارای اهمیتی بر نظریه های مطرح امروز داشته باشد. حوزه ی گزیده ی من از منظومه ی نظری لوفور، «حق به شهر» است و می کوشم به ریشه های ابداع و هدف از عنوان این «حق» توسط وی بپردازم. وی این مفهوم ابداعی خود را با معنایی هم چون دیگر حقوق بشر (حق آزادی، کار، مسکن، تحصیل و...)، اما به عنوان حقی در برگیرنده و تحقق بخشنده به حقوق دیگر، مطرح می نماید. حق به شهر را به دو دلیل به عنوان موضوع این جستار برگزیده ام: نخست این که انتشار کتاب کوچک وی به همین نام در سال 1968 سرآغاز و هسته ی نظریه پردازی نوآورانه ی او درباره ی رابطه ی انسان و فضا (شهر)، برای هدایت جنبش دانشجویی غرب به سوی فعالیت فراگیر و پیوسته ی اجتماعی بود. دوم این که نظریه ای که وی با این کتاب مطرح نمود، تخته بند یک دستگاه نظام مند عقلانی یا فلسفی نگشت، بلکه همان طور که پیش بینی و پیشنهاد می نمود، «حق به شهر هم چون خواسته و شعار»، به عمل اجتماعی در بسیاری از کشورهای جهان و در نهایت به یک حرکت جهانی تبدیل شد و در قوانین آن ها رسمیت یافت.
    کلیدواژگان: هانری لوفور، فضا و زمان، شهر و شهرک، زندگی روزمره، حق به شهر
  • آیدین ترکمه* صفحه 111
    نوشته های هانری لوفور که پدر دیالکتیک فرانسه و آخرین فیلسوف کلاسیک نامیده شده بسیار گسترده و چشمگیر است: دیالکتیک، مارکسیسم، بیگانگی، تولید فضا، نقد زندگی روزمره، انقلاب شهری، ضرباهنگ کاوی، بدن، فضا- زمان، سرمایه داری، سیتی و اوربان، حق شهر، نظریه ی زبان، «هگل»، «مارکس»، «نیچه»، «هایدگر»، و.... اما آنچه پیونددهنده ی همه ی کارهای اوست، روشی است که به کار می برد؛ یعنی دیالکتیک. او در «ماتریالیسم دیالکتیکی»، از نقد دیالکتیک هگل آغاز می کند و با تبیین نقد مارکس بر هگل، دیالکتیک خود را ارائه می کند. در این نوشتار، به منظور روشن کردن ابعاد روش دیالکتیکی لوفور، ابتدا طرح کلی ماتریالیسم دیالکتیکی ارائه می شود و سپس به تفاوت میان منطق صوری و منطق دیالکتیکی پرداخته می شود. در گام بعدی، نقد لوفور بر دیالکتیک هگل ارائه می شود. در ادامه با اشاره به نقد لوفور بر مارکس، ویرایش خاص لوفور از دیالکتیک عرضه می شود. لوفور با استفاده از مفهوم انسان کامل مارکس و با تکیه بر پراکسیس که فعالیت کامل نوع انسان یعنی کنش و اندیشه، کار فیزیکی و دانش به شمار می رود و نیز مفاهیم مارکسی ارزش مصرف و ارزش مبادله، شیوه ی کاربست روش دیالکتیکی خود را روشن تر می کند.
    کلیدواژگان: ماتریالیسم دیالکتیکی، پراکسیس، منطق دیالکتیکی، منطق صوری، هگل، مارکس
|
  • S. R. Ameli*, Yousof Ahmadi Page 11
    This article، studies the poems of Afghan migrants poets in that are attending in the Islamic republic of Iran over 3 decades، based on this interpretation، that the poem is a cultural expression which repeats cultural and social interactions of a culture. by studying autobiography، we mean study of those poems which refer to poet''s emotions، memories، and individuality، not all kinds of poems which are divided into four main types: heroic، romantic، dramatic and deductive. With respect to Afghan activities in Iran in cultural arena، the poem is considered as a media; in fact، this is a bridge to create interactions and intercultural discourse with Iranian people by the commons between two nations. So، this study is seeking to show their structure and needs and cultural and artistic activities that have been formed over 3 decades in Iran. In the other words، this study is an answer to this question that by what approach and representation has been formed the cultural expressions of Afghan migrant''s society. The study of migration poem that is considered a cultural expression، using of qualitative method is necessary that here، and by this method، has been tried to show through the psychological analysis of discourse that how poets apply the available discourse with flexible so that، by intercultural discourse while interaction، has created the representation of Afghan special identity and have agreed about them. Indeed، we have reached from the psychological analysis of discourse to social psychology of Afghan migrant’s society that، has been estimated self-formation and their emotions during their social interactions in Iran and then، the role of this process has been shown in social- cultural regeneration of this social group in Iran.
    Keywords: Lyric Poetry, afghan migrants, discourse, intercultural communications, representation
  • Hassan Zeinossalehin*, Nematallah Fazeli Page 33
    In this essay we try to mean photograph, photography and everything relating to photograph such as taking photograph, being photograph and seeing photograph, in relation with shaping formulations of modernity and in the path of revolution of society based on Michel Foucault`s ideas in discourse analyses and discoursive structures. while this procedure, we also try to specify fundamental and epistemic relation between photography and episteme in the modern period from premodern to modern age; besides denoting of social position of photography in the modern society. Achieved results show that we can reckon photography as a positive response to fascination with reality which was seen at the beginning of modern age, because of hyperrealism of photography and we can also reckon it as an appropriate tool to reproduce reality, truth, phenomenon, and mundane relations. according to enjambments in this essay, we aim that photograph and photography have effective role on reproduction of some concepts which modernity made such as man, time, history, language, life and death in the public and social scope and in the structures of a modern society.
    Keywords: Photograph, Photography, Discourse, Foucault, Archeology, Discoursive structures, Archive, Episteme
  • Ebrahim Hajiani* Page 47
    Multiplicity and plurality of cultural institutions in the country in one hand and current cultural concerns in planning system and allocated resources for managing cultural affairs on the other hand have lead to development of cultural management and planning literature in last decade. One of the most important problems is of harmonizing method of cultural-artistic organizations and responsibilities distribution about administering the cultural issues. In this article the idea of matrix approach in cultural management and planning is discussed. The necessities and administering methods of cultural matrix in cultural management is discussed in this article. The main claim is that cultural matrix is a method for participation of all cultural institutions and distribution of a cultural subject or phenomenon in all institutions such as state and public institutions. Theoretical principles of this approach are discussed in this article.
    Keywords: Cultural Management –cultural Planning, Matrix Approach
  • Hesam Salamat* Page 69
    In this essay the so called Foucault/Habermas debate is recasted from the perspective of critical positions of Foucault to works of Habermas. Our discussion will proceed with question of meaning of reason, rationalization and criticism of reason in both Foucault and Habermas oeuvre. We have demonstrated that 1. Foucault, Contra Habermas, believes in historical multiplicity of incommensurable forms of rationality. And 2. According to Foucault, again in contrast to Habermas, radical critique of historical forms of reason do not necessarily leads to irrationalism. The essay tries to draw the critical distance-making of these two theoretical projects from each other through these two topics and determine the points of confrontations of Foucault and Habermas’ research program.
    Keywords: historical forms of reason, rationalization, irrationalism, criticism, Foucault, Habermas
  • Iman Vaghefi Page 85
    It has been almost two decades since Lefebvre’s thoughts penetrated the Western rationality in the field of geography, urban studies, planning, and architecture. Today, Lefebvre’s book “The Production of Space” is routinely quoted. It seems, however, that Iranian Academia has been remained untouched in terms of Lefebvre’s ideas. This Article then wishes to fill the gab in question. In so doing, I shall begin with philosophical foundations of Lefebvre’s approach since it is believed that these foundations enable us to better understand his urban theories in general and his spatial concepts developed in Urban Revolution, The Production of Space, and Writings on Cities in particular. Drawing on Lefebvre’s philosophical bases, this article begins with explaining logic of dialectic in Lefebvre’s thought. It aims at clarifying the relation between Lefebvrian dialectic and Hegelian and Marxian ones. Then I will turn to the influence of Nietzsche on Lefebvre’s dialectical point of view. This furnishes a basis for developing his dialectical view in urban conceptualising the urban. Finally, the way Lefebvre uses dialectic as a methodological tool in rural sociology is briefly touched upon.
    Keywords: Henri Lefebvre, Logic of dialectic, Hegel, Marx, Nietzsche, Diachronic, The urban, Synchronic, Levels of reality
  • Kamal Athari Page 101
    Henry Lefebvre is named “Philosopher of city”, because also more or less the same time as he, the other theorists concentrated on the neglected space location too, but among them just Lefebvre was the man who first of all, concentrated on this issue with a philosophical approach and related it to the social action. He believed that space is a social production or a social complex construct. Lefebvre use new and creative methods in order to prove this which among them is the expandation of “Dialectic” to “Trialectics” and using it to explain individual and human social interaction with space. This innovative favorites caused that he has important influence on today dominant theories, including philosophical, economy and political sciences, geography, sociology and literacy critics. My chosen field of theoretical system of Lefebvre, is “right to the city” and I try to focus on the roots of innovation and aim of saying this “Right” by him and I try to focus on the roots of invention by saying this “right” by him. He brings up this his innovative concept with other meaning like human rights (freedom, work, house, education right), but as a right which contains the other rights and realizes them. I have chosen “right to the city” as the subject of this article because of two reasons. First that the publication of his small book to this name in 1986 was the prelude and his the core of innovative theory about the relationship of human and space (city), in order to guide west student movement towards the overall and consistent social activity. The second that the theory that he brought up by this book, did not have a systematic intellectual or philosophic nature. Instead, as he predicted and suggested, (demand and cry) became a social action (praxis) and finally became a global movement in many countries of world and was formalized in their legislation.
    Keywords: Henry Lefebvre, Space, time, City, town, Everyday life, Right to the city
  • Aidin Torkameh* Page 111
    Works of Henri Lefebvre who has been entitled father of France dialectic and the last classic philosopher, includes a wide and exceptional range of themes: dialectic, Marxism, alienation, the production of space, critique of everyday life, urban revolution, rhythmanalysis, space-time, capitalism, city, the urban, the right to the city, theory of language, Hegel, Marx, Nietzsche, Heidegger, and so on. What, however, links all of his works is his own method that he uses: dialectics. Lefebvre in dialectical materialism begins with a critique of Hegel’s dialectic, and by explaining Marx’s critique on Hegel, introduces his own version of dialectic. Here, in order to illuminate aspects of Lefebvre’s dialectical method, first of all, dialectical materialism’s schema and its relation with Lefebvre’s real life condition and his others works is provided. The difference between formal logic and dialectical logic, then is addressed. In the next step, Lefebvre’s critique on Hegel is presented. By explaining Lefebvre’s critique on Marx, therefore, his own dialectic is put forward. Through employing Marx’s concept of total man, and based upon praxis that is the total activity of mankind, action and thought, physical labour and knowledge, and Marx’s concepts of use value and exchange value, Lefebvre elucidates an application of his dialectical method.
    Keywords: dialectical materialism, praxis, dialectical logic, formal logic, Hegel, Marx