فهرست مطالب

تحقیقات دامپزشکی - سال هفتادم شماره 2 (پیاپی 282، بهار 1394)
  • سال هفتادم شماره 2 (پیاپی 282، بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/25
  • تعداد عناوین: 15
|
  • احمد عرفان منش، حجت الله شکری، جلال حسن، دنیا نیک آیین، ثریا غریبی، علیرضا باهنر، علیرضا خسروی صفحات 119-124
    زمینه مطالعه
    پپتیدهای ضد میکروبی به طور معمول نسبتا کوتاه (12 تا 100 آمینو اسید) با بار مثبت (بار خالص (9+)-(2+)) و آمفی فیلیک هستند که از بسیاری از موجودات زنده جدا شده اند. چنین پپتیدهایی اخیرا به عنوان یک جزئی از پاسخ ایمنی ذاتی با خاصیت ضد میکروبی وسیع شناسایی شده اند. امروزه بیش از500 نوع پپتید ضد میکروبی با منشا غدد پوست دوزیستان گزارش شده است.
    هدف
    مطالعه حاضر به بررسی اثر ضد قارچی پپتیدهای جداشده از پوست قورباغه بر روی مخمرهای تحت مطالعه پرداخته است.
    روش کار
    در این مطالعه پپتیدهای پوست قورباغه با روش الکل اسید استخراج شده و پس از خالص سازی با ستون Sep-Pack و سفادکس، اثر ممانعت از رشد تنها فراکشن بدست آمده از آن در غلظت های مختلف (μg/mL 100-2/0) با روش میکرودایلوشن بر روی 9 سوش مخمری از گونه های کاندیدا آلبیکنس حساس به فلوکونازول، کاندیدا آلبیکنس مقاوم به فلوکونازول و کاندیدا گلابراتا مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    مقایسه آماری نشان داد که بیشترین تاثیر ممانعت از رشد پپتید در غلظت های μg/mL 25، 50 و 100 بوده است و پپتیدها کمترین تاثیر ممانعت از رشد را روی کاندیدا آلبیکنس مقاوم به فلوکونازول داشته اند (05/0نتیجه گیری نهایی: مطالعه حاضر اثر ضد کاندیدایی پپتیدهای کاتیونیک پوست قورباغه را تایید می نماید.
    کلیدواژگان: پپتید کاتیونیک، قورباغه مردابی ایران، کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا گلابراتا، فلوکونازول
  • مرضیه حیدریه، مهدی سلطانی، فرحناز معتمدی سده، سعید رجبی فر، محمدرضا احمدی، غلامرضا شاه حسینی صفحات 125-130
    زمینه مطالعه
    ویبریو پاراهمولیتیکوس یکی از عوامل مولد بروز بیماری ویبریوزیس در مزارع تکثیر و پرورش ماهیان و میگو ها می باشدکه در صورت بروز شرایط مساعد موجب تلفات قابل توجه می نماید.
    هدف
    هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر پرتو گاما بر غیرفعال سازی ویبریو پاراهمولیتیکوس در شرایط کشت تازه و لیوفیلیزه می باشد.
    روش کار
    ویال های حاوی mL 5/0 سوسپانسیون باکتری با رقت 1010*5/1 عدد سلول باکتری در میلی لیتر در حالت کشت تازه با دزهای KGY 1، 5/1، 2، 5/2، 3 و 4 و ویال های باکتری لیوفیلیزه با دزهای KGY 2، 4، 7 و 8 پرتودهی گردیدند. سپس رفتار رشد باکتری های پرتودیده مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    نتایج
    نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که حداقل دز مطلوب برای غیرفعال سازی این باکتری به صورت کشت تازه و در حالت لیوفیلیزه با پرتو گاما به ترتیب KGY 4 و 10 برآورد شد.
    نتیجه گیری نهایی: نتیجه این مطالعه نشان می دهد که غیر فعال سازی ویبریو پاراهمولیتیکوس در شرایط کشت تازه با میزان کمتر از نصف دز مورد نیاز برای غیر فعال سازی یا ن با پرتوگاما مورد نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: پرتو گاما، میگو، ویبریو پاراهمولیتیکوس، ویبریوزیس
  • سعید کیخا، احمد قرایی، جواد میردارهریجانی، مصطفی غفاری، عبدالعلی راهداری صفحات 131-137
    زمینه مطالعه
    امروزه استفاده از مواد شیمیایی نظیر مالاشیت گرین جهت ضد عفونی تخم ماهیان به دلیل مشکلات زیست محیطی آنها در بسیاری از کشورهای جهان ممنوع شده است.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی عصاره میوه گیاه سماق به عنوان ماده ضدقارچ در طی دوره انکوباسیون تخم های ماهی سفیدک سیستان Schizothorax zarudnyi و مقایسه اثرات آن با مالاشیت گرین است.
    روش کار
    بدین منظور 24 ساعت پس از لقاح، جهت ضد عفونی تخم های ماهی سفیدک، عصاره متانولی میوه سماق در چهار گروه با غلظت mg/L 500،750،1000 و 1250 و سه تکرار به ازای هر غلظت به صورت حمام 20 دقیقه ای به فاصله هر 12 ساعت و گروه مالاشیت گرین با غلظت mg/L 1/0 به صورت حمام 6 دقیقه ای ودو بار در روز استفاده شد. گروه شاهد نیز بدون استفاده از مواد ضدقارچی و با شرایط یکسان با سایر تیمارها مورد آزمایش قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیشترین میزان درصد قارچ زدگی برای گروه شاهد به میزان 75/5±23/20٪ و کمترین آن برای تیمار mg/L 1250 عصاره سماق به میزان 51/0±91/0٪ بدست آمد. همچنین بررسی نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین تیمارهای غلظت های مختلف سماق با هم و همچنین با گروه مالاشیت گرین از نظر قارچ زدگی، درصد لقاح و بازماندگی وجود ندارد (05/0>p).
    نتیجه گیری نهایی: از آنجا که هیچگونه بدشکلی و ناهنجاری ظاهری در لاروهای تفریخ شده مشاهده نشد لذا عصاره میوه گیاه سماق با غلظت mg/L 500 می تواند بعنوان ماده ای ضد قارچ و بی خطر برای انسان و محیط زیست جهت ضدعفونی تخم های ماهی سفیدک سیستان طی دوره انکوباسیون بکار رود.
    کلیدواژگان: ضد قارچ، تخم ماهی، عصاره متانولی سماق، سفیدک سیستان
  • اکبر گران، بنت الهدی صالح نیا، حمیدرضا علیزاده، محسن فرزانه، محمود شیوازاد صفحات 139-145
    زمینه مطالعه
    سمی بودن آفلاتوکسین ها برای انسان و حیوان، دستیابی به روش های مناسب برای کنترل آنها را ضروری ساخته است.
    هدف
    اثر اسانس و عصاره های مختلف مرزه خوزستانی و مرزه ماکروسیفون در جلوگیری از رشد میسلیومی، تولید آفلاتوکسین توسط قارچ آسپرژیلوس فلاووس و تجزیه آفلاتوکسین B1 در محیط کشت مایع بررسی شد.
    روش کار
    اسانس به روش تقطیر با آب و به کمک دستگاه کلونجر تهیه شد و عصاره ها با حلال های آب، اتانول و اتانول70% استخراج شدند. تاثیر اسانس (mg/L 0، 5/62، 125، 250، 375 و 500) و عصاره ها (mg/L 0، 500، 1000، 2000، 4000 و 6000) بر کاهش رشد قارچ آسپرژیلوس فلاووس و آفلاتوکسین به روش اختلاط با محیط کشت مایع، مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان آفلاتوکسین با استفاده از کروماتوگرافی نازک با کارایی بالا سنجش شد.
    نتایج
    اسانس و عصاره های اتانولی و اتانولی70% مرزه خوزستانی بیشترین تاثیر در جلوگیری از رشد قارچ داشتند و بترتیب در غلظت های mg/L 375، 4000 و6000 علیه قارچ آسپرژیلوس فلاووس مهارکنندگی کامل نشان دادند. اسانس و عصاره های مرزه ماکروسیفون حتی در بیشینه غلظت مورد استفاده قادر به مهار کامل رشد قارچ نبودند. اسانس های مرزه خوزستانی و مرزه ماکروسیفون در غلظت mg/L 250 به ترتیب باعث 98 و 52/33 % بازدارندگی از تولید آفلاتوکسین B1 شدند. عصاره های مختلف گیاه مرزه خوزستانی در مقایسه با مرزه ماکروسیفون در کاهش آفلاتوکسین قارچ از فعالیت بالاتری برخوردار بودند بطوری که در غلظت mg/L 4000 از عصاره های اتانولی، اتانولی70% و آبی بترتیب 100، 96 و 37/32 % کاهش در میزان آفلاتوکسین تولیدی مشاهده شد. از سوی دیگر، اسانس و عصاره های اتانولی و اتانولی70% هر دو گیاه، قادر به تجزیه قابل توجه آفلاتوکسین B1 محیط نبوده در حالی که عصاره های آبی مرزه ماکروسیفون و مرزه خوزستانی در غلظت mg/L 4000 بترتیب باعث تجزیه 16/32 و 25 % آفلاتوکسین B1 شدند.
    نتیجه گیری نهایی: اسانس و عصاره اتانولی مرزه خوزستانی بطور قابل توجهی از رشد قارچ و تولید آفلاتوکسین جلوگیری کردند در حالیکه عصاره آبی مرزه ماکروسیفون فعالیت تجزیه کنندگی بالاتر آفلاتوکسین B1 را نشان داد و بعنوان کاندیدای امیدبخش جهت تجزیه و کاهش آفلاتوکسین معرفی شد.
    کلیدواژگان: آفلاتوکسین، قارچ آسپرژیلوس فلاووس، مرزه خوزستانی، مرزه ماکروسیفون
  • شهرام کریمی، وحید کریمی، آرش قلیان چی لنگرودی، امید مددگار، حمیده نجفی، حسین مقصودلو صفحات 147-153
    زمینه مطالعه
    در دهه گذشته موارد متعددی از بیماری آنفلوانزای پرندگان تحت تیپ H9N2 بصورت پانزئوتیک رخ داده و از سال 1377 موارد متعددی از بیماری آنفلوانزای پرندگان (تحت تیپ H9N2) در صنعت طیور ایران گزارش شده است و از آن زمان واکسن کشته H9N2 برای کنترل بیماری در ایران استفاده شد.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی تعیین هویت مولکولی و شجره شناسی بر اساس ژن ماتریکس آنفلوانزای پرندگان تحت تیپ H9N2 جدا شده از گله های گوشتی استان تهران از سال1377- 1387 می باشد.
    روش کار
    در این مطالعه منطقه کد کننده ژن ماتریکس هشت ویروس آنفلوانزای پرندگان H9N2 جداسازی شده از گله های گوشتی استان تهران ازسال 1998 تا2007 به طور کامل تعیین توالی گردید.
    نتایج
    تجزیه و تحلیل حاصل از بررسی توالی مناطق ژن ماتریکس ومطالعه شجره شناسی ویروس های مورد مطالعه بیانگر این است که توالی ژنی این منطقه از ویروس های جداسازی شده در مقایسه با توالی سویه استاندارد که در بانک ژن وجود دارد، تفاوتی هایی را در سطوح مختلف نشان می دهد. تجزیه و تحلیل سکانس ژن ماتریکس نشان از جهش هایی در این ژن می باشد. مطالعه شجره شناسی نشان می دهد که این ویروس های جداسازی شده مربوط به تحت دودمان G1 می باشند. دراین مطالعه نشان داده شده است که سویه های ایران بر اساس این ژن به دو گروه تقسیم گردیده اند. همچنین در این مطالعه نشان داده شده است ژن ماتریکس ویروس های H9N2 سویه های ایران در بین سال های مورد مطالعه بیشترین شباهت را به سویه های پاکستان، فلسطین اشغالی و امارت متحده عربی دارد.
    نتیجه گیری نهایی: این مطالعه نشان می دهد که ژن ماتریکس سویه های در حال گردش در ایران دچار تغییر شده وحفاظت در مورد این ژن رخ نداده است. نتایج این مطالعه بر پایش دقیق و ادامه دار در زمینه بیماری آنفلوانزای پرندگان در کشور را تاکید می کند.
    کلیدواژگان: مطالعه شجره شناسی، ژن ماتریکس، H9N2
  • عیسی دیرنده صفحات 155-161
    زمینه مطالعه
    سلول های گرانولوزا دارای نقشی کلیدی در مسیر استروئیدوژنسیز هستند.
    هدف
    از مطالعه حاضر بررسی تراکم سلول های گرانولوزا کشت داده شده حاصل از فولیکول های mm 5-2بر تراوش استرادیول و بیان ژن های مرتبط با ساخت استرادیول و پروژسترون بود.
    روش کار
    به طور خلاصه، فولیکول های mm 5-2 از تخمدان گاوهای بالغ از کشتارگاه جمع آوری شدند، پس از جدا سازی و شمارش سلول ها با استفاده از رنگ تریپان بلو 4/0 %، سلول های گرانولوزا در محیط DMEM/F12 به مدت شش روز کشت داده شدند. تیمارها شامل 1) 500 هزار سلول در mL 500 محیط کشت، 2) 500 هزار سلول در mL 200 محیط کشت، 3) 250 هزار سلول در mL 500 محیط کشت و 4) 250 هزار سلول در mL 200 محیط کشت بود. داده های مربوط به بیان ژن ها با استفاده از نرم افزار JMP مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    در شرایطی که مقدار محیط کشت ثابت بود کاهش تعداد سلول ها (کاهش تراکم) منجر به افزایش غلظت استرادیول گردید و در شرایطی که تعداد سلول ها ثابت بود کاهش محیط کشت (افزایش تراکم) سبب کاهش غلظت استرادیول گردید. میزان پروتئین و RNA استخراجی تفاوتی بین تیمارها نداشت. با کاهش تراکم بیان ژن های FSHR، CYP19، 17βHSD افزایش و بیان ژن های GADD45β و StAR کاهش یافت. نتایج مطالعه حاضر نشان داد کاهش تراکم سلول سبب افزایش تولید استرادیول و همچنین افزایش mRNA کد کننده آنزیم های استروژنیک گردید ولی بالعکس سبب کاهش بیان mRNA کد کننده آنزیم های پروژستژنیک (Progestagenic) گردید.
    نتیجه گیری نهایی: غلظت پروتئین با کاهش تراکم سلول تغییر نکرد در نتیجه می توان سلول را از اثرات مضر افزایش تراکم محافظت کرد.
    کلیدواژگان: کشت سلول، سلول گرانولوزا، گاو هلشتاین، RIA، PCR
  • غلامرضا نیکبخت بروجنی، عاطفه اسماعیل نژاد، ندا خازنی اسکویی صفحات 163-170
    زمینه مطالعه
    مجتمع عمده پذیرش بافتی (MHC) نقشی مرکزی در چگونگی پاسخ به بیماری های عفونی دارد و پاسخ های ایمنی تحت کنترل ژن های این مجتمع هستند. بدلیل تنوع MHC تفاوت های فردی در پاسخ به واکسن های مختلف طیور مشاهده می شود. بررسی ارتباط آلل های MHC طیور با توان پاسخ به واکسن های معمول، به توفیق واکسیناسیون و کنترل بیماری ها کمک خواهد نمود.
    هدف
    هدف از مطالعه حاضر بررسی تنوع MHC در جمعیت طیور بومی خراسان و ارتباط آن با پاسخ پادتن به واکسن های گامبورو، نیوکاسل و آنفلوانزا است.
    روش کار
    به منظور تعیین ژنوتیپ های MHC از نشانگر ریزماهواره LEI0258 و روش تحلیل قطعه ای استفاده شد. عیار پادتن تولید شده بر ضد واکسن های نیوکاسل و آنفلوانزا با آزمون ممانعت هماگلوتیناسیون و واکسن گامبورو با آزمون الایزا اندازه گیری شدند. تحلیل آماری با کمک نرم افزار SPSS نسخه 21 صورت پذیرفت. جهت تعیین ضرایب تاثیر آلل ها از تحلیل رگرسیون تک متغیره با روش حداقل مربعات استفاده شد.
    نتایج
    در جمعیت طیور بومی خراسان 13 آلل ریزماهواره LEI0258 شناسایی شد که نشان دهنده تنوع بالای MHC در این جمعیت است. آلل 361 بیشترین (48/28%) و آلل 350 کمترین (69/0%) فراوانی را در جمعیت داشتند. در بررسی ارتباط MHC با پاسخ ایمنی، آلل 266 ریزماهواره LEI0258 با کاهش عیار پادتن ضد واکسن گامبورو و آلل های 311 و 313 با افزایش پاسخ پادتن به واکسن نیوکاسل همراه بودند (05/0نتیجه گیری نهایی: با توجه به نقش قابل ملاحظه MHC در مقاومت یا حساسیت در برابر بیماری های عفونی ویروسی و کیفیت پاسخ های ایمنی، از روش ها و نتایج بدست آمده می توان برای انتخاب و بهبود جمعیت های در حال اصلاح نژاد بهره برد.
    کلیدواژگان: گامبورو، آنفلوانزا، مجتمع عمده پذیرش بافتی، ریزماهواره، نیوکاسل
  • صادق هاشمی، مهدی گنج خانلو، مهدی دهقان بنادکی، ابوالفضل زالی، امیر اکبری، منوچهر امینی، احمد پور اکبری صفحات 171-179
    زمینه مطالعه
    استفاده از منابع مختلف چربی و اثر اسیدهای چرب بر روی عملکرد تخمدان از موضوعاتی روز مراکز علمی و تحقیقاتی می باشد.
    هدف
    هدف از انجام این آزمایش بررسی تاثیر تغذیه منابع مختلف چربی (از لحاظ پروفایل اسید چرب) در دوره آماده به زایش بر سنجش جمعیت و اندازه فولیکول های تخمدان و فراسنجه های خونی مرتبط با وضعیت انرژی بدن در پس از زایش در گاوهای هلشتاین بود.
    روش کار
    بدین منظور 15 راس گاو شیری هلشتاین انتطار به زایش (حدود 30 روز به زایش) انتخاب و به صورت تصادفی در هریک از 3 تیمارآزمایشی توزیع گشتند که شامل 1) کنترل (منبع کربو هیدراتی)، 2) مکمل پودر چربی (محتوی اسیدهای چرب اشباع) و 3) سویای حرارت داده شده (محتوی اسیدهای چرب غیر اشباع) بودند. برای بررسی وضعیت متابولیکی گاوها در دوره گذار، نمونه خون از همه گاو ها در روزهای 21-، 14-، 7-، 1، 7، 14، 21 مربوط به زایش گرفته شد همچنین ماده خشک مصرفی و نمره بدنی دام ها نیز اندازه گیری گردید و برای بررسی عمل کرد تخمدانی، گاوها در 2 دوره 10 روزه بعد از زایش مورد اولتراسونوگرافی تخمدان قرار گرفتند.
    نتایج
    تفاوت معنی داری در غلظت گلوکز و کلسترول در بین تیمارها مشاهده گردید. همچنین در دوره اول اولتراسونوگرافی تعداد کلاس های فولیکولی بزرگ از لحاظ عددی در گاوهای تغذیه شده با مکمل های چربی نسبت به گروه کنترل بیشتر بود. در دوره دوم نیز تفاوت معنی داری بین 3 گروه تیماری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری نهایی: با توجه به نتایج این آزمایش به نظر می رسد اسیدهای چرب غیر اشباع برای بهبود دادن وضعیت انرژی و نهایتا عملکرد تخمدان مزیت بیشتری نسبت به اسید های چرب اشباع دارند.
    کلیدواژگان: دوره آماده به زایش، اسیدهای چرب، عملکرد تخمدانی، دانه سویای حرارت داده شده
  • محمد راضی جلالی، سعد گورانی نژاد، سید رضافاطمی طباطبایی، مژده مخدوم صفحات 181-187
    زمینه مطالعه
    تعیین مقادیر مینرال ها در شرایط متفاوت خصوصا در دام هایی همچون اسب اصیل عرب که درمنطقه وجهان جایگاه ویژه ای دارد، می تواند اطلاعات ارزشمندی را ارائه نماید.
    هدف
    به منظور مطالعه تغییرات احتمالی این مینرال ها در شرایط آبستنی تحقیق حاضر بر اسب اصیل عرب صورت پذیرفت.
    روش کار
    از تعداد 100 راس مادیان اصیل عرب به ظاهرسالم ازمناطق مختلف اهواز شامل 50 راس آبستن (سبک، متوسط و سنگین) و 50 راس غیرآبستن خون گیری بعمل آمد. درمطالعه حاضر ماکرومینرال ها (کلسیم، فسفر، منیزیم، سدیم وپتاسیم) ومیکرومینرال ها (مس،روی وآهن) با استفاده از روش های استاندارد، اندازه گیری شدند. برای اندازه گیری کلسیم از روش ارتوکرزول فتالئین، فسفر روش احیای مولیبدات، منیزیم روش زایلیدیل بلو، سدیم و پتاسیم روش فلیم فتومتری، مس، روی و آهن، جذب اتمی استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده از نرم افزار 17 - SPSS استفاده شد.
    نتایج
    در بررسی میزان کلسیم، منیزیم و سدیم سرم، بین مادیان های آبستن و غیرآبستن اختلاف معنی داری مشاهده نشد. دراین مطالعه میزان فسفرسرم درمادیان های آبستن وغیرآبستن اختلاف معنی داری را نشان داد (05/0>p). همچنین سطح فسفرسرم طی مراحل مختلف آبستنی دارای اختلاف معنی داری بوده (05/0>p) و میزان فسفر سرم در طول آبستنی نسبت به مادیان های غیر آبستن در مجموع کاهش می یافت. تغییرات میزان پتاسیم سرم درمطالعه حاضراختلاف معنی داری بین دوگروه آبستن وغیرآبستن رانشان داد (05/0>p). مقدار پتاسیم سرم در مادیان های آبستن نسبت به غیرآبستن کاهش یافته و کمترین غلظت پتاسیم، در آبستنی متوسط مشاهده گردید. درمطالعه انجام شده، در مادیان های غیرآبستن ودردوره های مختلف آبستنی، میزان مس و آهن سرم تغییرات معنی داری نداشت، اما میزان روی سرم، در گروه های مورد مقایسه اختلاف معنی داری را نشان داد، این در حالی بود که بالاترین میزان روی، در طی آبستنی سبک مشاهده شد.
    نتیجه گیری نهایی: به غیر از فسفر، پتاسیم و روی سایر شاخص های معدنی سرم به دنبال آبستنی تغییرات چندانی را از خود نشان نمی دهند. اگرچه ارتباط میان این تغییرات و آبستنی می تواند نتیجه روندهای فیزیولوزیک آبستنی باشد، ولی در این میان نمی توان سایر عوامل موثر همچون تعداد زایمان های انجام شده، سن، تغذیه، فصل، شرایط اقلیمی و سایر عوامل را از نظر دور داشت. لذا بررسی دوره ای این پارامترها در مراحل مختلف آبستنی می تواند در کنترل رخدادهای آبستنی در اسب مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: اسب، ماکرومینرال، میکرومینرال، آبستنی، سرم
  • رحمان علیمی، احمد سواری، عبدالعلی موحدی نیا، محمد ذاکری، نگین سلامات صفحات 189-191
    زمینه مطالعه
    گربه کوسه لکه دار (Chiloscyllium punctatum) یکی از ماهیان غضروفی آب های خلیج فارس می باشد.
    هدف
    با وجود مطالعات درباره تاثیر هورمون های تیروئیدی بر روی تولید مثل ماهیان استخوانی، هدف از این مطالعه بررسی نقش این هورمون ها در تولیدمثل کوسه ماهیان می باشد.
    روش کار
    در این تحقیق تعداد 36 قطعه گربه کوسه لکه دار شامل 17 قطعه در فصل پاییز (زمان قبل از تولید مثل) و 19 قطعه در فصل بهار (زمان تولید مثل) از خور درویش در شمال خلیج فارس با استفاده از تور گوشگیر صید شدند. پس از صید کوسه ها ابتدا از ماهیان خون گیری به عمل آمده و سپس مورد توزین، بیومتری و شماره گذاری قرار گرفتند. جهت اندازه گیری غلظت هورمون های تیروئیدی سرم از روش الایزا استفاده گردید.
    نتایج
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که غلظت هورمون های تیروئیدی در فصل پاییز در بین دو جنس نر و ماده اختلاف معنی داری وجود ندارد (05/0p). از طرف دیگر، با دسته بندی کوسه ها به گروه های مختلف طولی مشخص شد که غلظت این هورمون ها در بین کوسه های بزرگتر نسبت به کوسه کوچکتر افزایش معنی داری وجود داشت (05/0>p).
    نتیجه گیری نهایی: نتیجه قابل توجه این پژوهش، افزایش غلظت هورمون های تیروئیدی در فصل تولیدمثل نسبت به فصل غیر تولیدمثل می باشد، به طوری که احتمالا برای تکوین تخم در کوسه های ماده غلظت هورمون T4 خون افزایش چشم گیری می یابد.
    کلیدواژگان: گربه کوسه لکهدار (Chiloscyllium punctatum)، خلیج فارس، فصل تولیدمثل، هورمونهای تیروئیدی
  • شکوفه غضنفری، مسعود ادیب مرادی، فرزانه رحیمی نیت صفحات 195-202
    زمینه مطالعه
    اسانس ها به عنوان محرک های رشد نقش مهمی در بهبود فلور میکروبی و خصوصیات مورفولوژیکی روده و سیستم ایمنی در جوجه های گوشتی دارند.
    هدف
    هدف از تحقیق حاضر، بررسی سطوح مختلف اسانس درمنه دشتی بر مورفولوژی روده، جمعیت میکروبی سکوم و سیستم ایمنی در جوجه های گوشتی بود.
    روش کار
    از 200 قطعه جوجه یک روزه سویه راس (308) در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار به مدت 42 روز استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد (جیره پایه)، سطوح مختلف اسانس درمنه دشتی (mg/kg 100، 200 و 300 + جیره پایه) و mg/kg 600 آنتی بیوتیک فلاووفسفولیپول + جیره پایه بودند. در 42 روزگی، خصوصیات مورفولوژی و جمعیت میکروبی روده و سیستم ایمنی از طریق اندازه گیری وزن بورس و طحال و اندازه گیری پادتن تولیدی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    نتایج
    تیمار اسانس درمنه دشتی در سطح mg/kg 300 و تیمار آنتی بیوتیک بیشترین جمعیت لاکتوباسیل و کمترین جمعیت اشرشیاکلی را در بین تیمارهای آزمایشی داشتند (0001/0>p). تیمارهای اسانس درمنه دشتی و آنتی بیوتیک بیشترین ارتفاع پرز را در بخش دئودنوم نسبت به تیمار شاهد داشتند (01/0>p). ضخامت لایه اپیتلیوم و تعداد سلول های گابلت در تیمارهای اسانس درمنه دشتی و آنتی بیوتیک در تمامی بخش های روده کوچک کمتر از تیمار شاهد بود (05/0>p). از نظر عمق کریپت و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده نشد. تیمار اسانس درمنه دشتی در سطح mg/kg 300 دارای بیشترین مقدار تیتر نیوکاسل بود (01/0< p).
    نتیجه گیری نهایی: افزودن اسانس درمنه دشتی در سطح mg/kg 300 به جیره غذایی جوجه های گوشتی می تواند در تثبیت میکروفلورای مفید (لاکتوباسیل) و کاهش باکتری های مضر (اشرشیاکلی) سکوم موثر باشد.
    کلیدواژگان: تیتر آنتی بادی، درمنه دشتی، جوجه گوشتی، لاکتوباسیل، ارتفاع پرز
  • نعیم عرفانی مجد، مهرزاد مصباح، سارا رحیمی زرنه صفحات 203-211
    زمینه مطالعه
    بلوغ جنسی ماهی کپور نقره ای در یک میانگین سنی وسیعی بین 8-2 سالگی قرار دارد که این دامنه وسیع بلوغ جنسی به شرایط محیطی به خصوص فوتوپریود و درجه حرارت محیط وآب بستگی دارد.
    هدف
    تعیین وضعیت بلوغ و شناسایی ساختار بافتی تخمدان ماهی کپور نقره ای در دو گروه سنی 2 و 4 سال در شرایط آب و هوایی استان خوزستان می باشد.
    روش کار
    تخمدان 20 ماهی کپور نقره ای ماده در دو گروه سنی شامل گروه سنی 2 ساله با تعداد 10 عدد ماهی میانگین طولی Cm 33/1± 46 و میانگین وزنی g 09/0±1050، و گروه سنی 4 ساله با تعداد 10 عدد ماهی میانگین طولیCm 64/3± 86 و میانگین وزنی g 800±5460 مورد مطالعه قرار گرفت. جهت مطالعه هیستومورفومتریک، پس از ثبوت به روش معمول تهیه مقاطع بافتی، برش هایی به ضخامت μ 5 تا 6 تهیه و مورد رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و PAS قرار گرفتند.
    نتایج
    تخمدان ماهیان گروه سنی 2 ساله،، تیغه هایی از کپسول به نام تیغه های تخمک زا به داخل تخمدان کشیده شده و حاوی سلول های جنسی اولیه، اووگونی و فولیکول های کروماتین نوکلئولوس، پری نوکلئولوس و کورتیکال آلوئولوس می باشند که سلول های اووگونی بیشترین درصد سلولی موجود در این تیغه ها را تشکیل می دهند. تخمدان گروه سنی 2 ساله، فاقد فولیکول در مراحل زرده ای و بالغ بود. در تخمدان ماهیان گروه سنی 4 ساله، رشد و تکامل فولیکولی تا تشکیل فولیکول های زرده ای و بالغ ادامه یافته و بیشترین نوع فولیکول های تخمدانی را تشکیل می دهند. در قطر فولیکول، اووسیت، هسته اووسیت و تعداد هستک ها در بین گروه های سنی 2 و 4 ساله، اختلاف معنی داری وجود دارد. ضخامت زونا پلوسیدا در انتهای مرحله کورتیکال آلوئوس (μ 11/1±53/1) و در فولیکول بالغ به بیشترین ضخامت خود (μ 21/0 ±88/6) رسید.
    نتیجه گیری نهایی: در شرایط آب و هوایی استان خوزستان تخمدان ماهیان گروه سنی 2 ساله، نابالغ ولی تخمدان ماهیان گروه سنی 4 ساله، بالغ می باشند.
    کلیدواژگان: کپور نقره ای (Hypophthalmichthys molitrix)، هیستومورفومتری، تخمدان
  • زینب نیک زاد، مرتضی چاجی، خلیل میرزاده، طاهره محمدآبادی، محسن ساری صفحات 213-225
    زمینه مطالعه
    شناخت پتانسیل های دامی و گیاهی هر منطقه راهی برای جبران کمبود منابع علوفه ای و استفاده بهینه از منابع خوراکی آن کشور می باشد، خارمریم از جمله گیاهان دارویی است که برای دام های بومی خوزستان مصرف علوفه ای نیز دارد.
    هدف
    تحقیق حاضر با هدف مطالعه تاثیر جیره های حاوی مقادیر مختلف خارمریم بر فعالیت قارچ ها و کل میکروارگانیسم های شکمبه گاومیش خوزستان در جیره های حاوی دانه با سرعت تجزیه شکمبه ای متفاوت انجام شد.
    روش کار
    اثر جیره های حاوی سطوح مختلف خارمریم (DMرg/kg 0، 100 و 200) بر کل میکروارگانیسم ها و قارچ های شکمبه ی گاومیش با استفاده از روش های مختلف مورد مطالعه قرار گرفت.
    نتایج
    پتانسیل و نرخ تولید گاز جیره های آزمایشی توسط کل میکروارگانیسم ها تفاوت معنی داری نداشت. پتانسیل و نرخ تولید گاز جیره های آزمایشی توسط قارچ های شکمبه گاومیش تفاوت معنی دار داشت و در جیره های حاوی خارمریم افزایش یافتند (05/0>p). در جیره بر پایه جو افزودن خارمریم باعث افزایش عددی قابلیت هضم ماده خشک و NDF گردید در حالی که در جیره بر پایه ذرت، باعث کاهش ناچیز هضم ماده خشک و NDF شد. در محیط کشت اختصاصی قارچ ها، قابلیت هضم NDF، در هر دو جیره پایه در زمان 9 روز و کل دوره تحت تاثیر جیره های حاوی خارمریم قرار گرفت و با افزایش سطح خارمریم، هضم NDF کاهش یافت (05/0>p). صرف نظر از نوع جیره پایه، قابلیت هضم NDF (05/0p) در هر دو جیره پایه در زمان 6 روز، با ازدیاد مقدار خارمریم افزایش داشت.
    نتیجه گیری نهایی: در کل استفاده از خارمریم اثر منفی بر میکروارگانیسم ها و هضم مواد مغذی توسط آنها نداشت، بنابراین نتایج نشان می دهد که می توان از خارمریم تا 20% جیره گاومیش بدون اثرات منفی بر هضم و تخمیر توسط کل میکروارگانیسم ها و قارچ ها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: جو، ذرت، تولید گاز، کشت اختصاصی قارچ های شکمبه، هضم دو مرحله ای
  • حشمت الله خسروی نیا، مسعود علیرضایی، صدیقه قاسمی، شیما نعمتی صفحات 227-234
    زمینه مطالعه
    تامین منابع آنتی اکسیدانی از طریق خوراک یا آب برای مرغ گوشتی ضمن کاهش اثرات زیانبار رادیکال های آزاد در بدن پرنده متاثر از تنش گرمایی، به افزایش پتانسیل آنتی اکسیداتیو و پایداری لیپیدها در بافت های مختلف کمک می کند.
    هدف
    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر اسانس مرزه خوزستانی (Satureja khuzistanica) بر تغییرات پس از کشتار pH و پتانسیل آنتی اکسیداتیو عضله سینه در مرغ گوشتی اجرا شد.
    روش کار
    تعداد 720 قطعه جوجه یکروزه سویه آرین تهیه و اثر شش تیمار آزمایش شامل سطوح mg/L 0، 200، 300، 400 و 500 اسانس مرزه خوزستانی و mg/L 500 پلی سوربات-80 در آب آشامیدنی، در 6 تکرار (شامل 20 پرنده)، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی، طی 42 روز بررسی شد. فعالیت آنزیم کاتالاز (با استفاده از روش کینتیکی)، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز (با استفاده از کیت های راندوکس) بوسیله اسپکتروفتومتر اندازه گیری شد. میزان پراکسیداسیون لیپید با سنجش میزان مواد واکنش دهنده با تیوباربیتوریک اسید (TBARS) به روش شیمیایی در عضله سینه انجام گرفت.
    نتایج
    وزن سینه، pH اولیه و نهایی عضله سینه مرغ در سن 42 روزگی، تحت تاثیر افزودن اسانس مرزه به آب آشامیدنی قرار نگرفت (05/0>p). سطوح بالاتر از mg/L 200 اسانس مرزه، میزان TBARS موجود در عضله سینه را به طور معنی داری کاهش داد (05/0نتیجه گیری نهایی: افزودن اسانس مرزه خوزستانی به آب آشامیدنی مرغ گوشتی تحت تنش گرمایی، با افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان و کاهش پراکسیداسیون لیپید، موجب افزایش پتانسیل آنتی اکسیداتیو عضله سینه مرغ می شود.
    کلیدواژگان: عضله سینه، تنش گرمایی، آنتی اکسیدان فیتوژنیک، مرزه خوزستانی
  • سعید حصارکی، بهروز یحیایی، کتایون مومنی ازندریانی صفحات 235-240
    سلول های نورواندوکرین از سلول های ترشح کننده پپتید ها و آمین ها می باشند که با منشا اندودرمال در بسیاری از ارگان ها و بافت ها بخصوص دستگاه تنفسی ودستگاه گوارشی حضور دارند. کارسینوئید، توموری برخاسته از سیستم نورواندوکرینی منتشر است که در انسان وحیوانات بسیار نادر می باشد. در این گزارش وجود تومور با استفاده از روش ایمنوهیستوشیمی تایید می گردد. مورد گزارش یک قلاده سگ نر 10 ساله نژاد مخلوط است که بدلیل کاهش وزن شدید، بی اشتهایی، استفراغ مکرر، بیحالی و غش ارجاع گردید. سطح سرمی آنزیم های ALT و AST بسیار بالاتر از حد طبیعی بود و در عین حال علائمی نظیر کم خونی و لوکوسیتوز نیز مشاهده گردید. در رادیولوژی توده های کوچک و بزرگ با دانسیته بالا در کبد، نواحی اطراف کبد و نیز محوطه شکمی و سینه ای تشخیص داده شد. در کالبد گشایی توده های ندولی یا بزرگ چند لوبی متعدد با قوام سخت مشاهده گردید که البته مجاری صفراوی خارج کبدی و کیسه صفرا را تحت تاثیر قرار نداده بود. متاستاز در ریه ها، کلیه ها، گره های لنفاوی مزانتریک و بیضه ها نیز مشاهده گردید. در زیر میکروسکوپ نوری توده مورد نظر حاوی تجمعاتی از سلول هایی یکدست با هسته هایی گرد تا بیضی، هیپرکروماتیک و سیتوپلاسمی دانه دار و ائوزینوفیلیک بود که آرایش گل رزی (rosette formation) و ترابکولار داشت. همچنین استرومای فیبرووسکولار فراوانی این ترابکول ها را از یکدیگر جدا نموده بود. در بررسی ایمونوهیستوشیمی سلول های نئوپلاستیک با مارکرهای NSE و پروتئین S100، مثبت و توسط سیناپتوفیزین، کروموگرانین A، CEA،CD34، CK20،AE1/AE3 وآنتی ژن هپاتوسیتی (HA) منفی گردیدند. منفی بودن HA،CEA و CD34 به ترتیب، احتمال هپاتوسلولار کارسینوما، کولانژیو کارسینوما و ریشه عروقی یا اجداد خونساز بودن تومور مورد مطالعه را به حداقل می رساند. منفی بودن CK20، آدنوکارسینومای متاستاتیک را بطور کامل رد می کند، درحالیکه مثبت شدن پروتئین S100 و NSE دال بر شبه کارسینوئید بودن تومور مذکور است. منفی بودن کروموگرانین A نیز نمی تواند به تنهایی دلیلی بر رد کارسینوئید باشد. به طور کل بهره گیری از روش ایمونوهیستوشیمی در تشخیص تفریقی این تومور مفید می باشد.
    کلیدواژگان: شبه کارسینوئید، سگ، ایمونوهیستوشیمی، کبد
|
  • Ahmad Erfanmanesh, Hojatollah Shokri, Jalal Hassan, Donya Nikaein, Soraya Gharibi, Alireza Bahonar, Alireza Khosravi Pages 119-124
    Background
    Antimicrobial peptides with relative length (2-100 amino acids) and positive charge (pure charge (+9)-(+2)) are amphiphilic that isolated from a wide range of animals. Recently, these peptides have been known as a part of innate immune response. Nowadays, more than 500 antimicrobial peptides from animals have been reported.
    Objectives
    The aim of this study was to evaluate the anti-Candida effects of cationic peptides derived from Rana ridibunda skin.
    Methods
    In this study, using alcohol-acid technique, peptides of frog’s skin were isolated and purified by Sep-Pack and Sephadex column. Then the anti-Candida activity (Fluconazole Resistance C. albicans, Fluconazole Sensitive C. albicans, and C. glabrata) of the peptides in different concentrations were evaluated.
    Results
    Regarding to statistical analysis, peptides in concentration ranging from 25 to 100 µg/ml had the most anti-Candida activities. In respect to different understudy Candida species, these agents had the less effect on the Fluconazole Resistance C. albicans (p<0.05).
    Conclusions
    The anti-Candida effects of cationic peptide obtained from frog skin are approved in this study.
    Keywords: cationic peptides, Rana ridibunda, Candida albicans, Candida glabrata, fluconazole
  • Marziye Heidarieh, Mahdi Soltani, Farahnaz Motamedi Sedeh, Saeed Rajabifar, Mohammad Reza Ahmadi, Gholamreza Shahhoseini Pages 125-130
    Background
    Vibrio paraheamoloyticus is one the causative agents of vibriosis with high mortality in farmed fish and shrimp and under predisposing conditions.
    Objectives
    This study was aimed to assess the effect of gamma irradiation on the inactivation of V. paraheamoloyticus under fresh and freeze-dried conditions.
    Methods
    Vials of 0.5 ml fresh culture of the bacterial suspensions at 1.5*1010 cfu/ml were subjected to 1, 1.5,2, 2.5, 3 and 4 KGy. Also, vials of 0.5 ml freeze-dried culture of the bacterial suspensions at 1.5 x 1010 cfu/ml were subjected to 2, 4, 7 and 8 KGy. The bacterial growth behavior was then evaluated on fresh medium.
    Results
    The obtained results showed that the minimum doses of 4 and 10 KGy were sufficient for the inactivation of fresh and freeze-dried bacteria, respectively.
    Conclusions
    The result of this study shows that inactivation of V. paraheamolyicus in fresh culture condition requires below half- dosage of gamma ray required for the inactivation of the freeze- dried of bacterial cells.
    Keywords: gamma ray, shrimp, Vibrio paraheamolyticus, vibriosis
  • Saeed Keykha, Ahmad Gharaei, Javad Mirdar Harijani, Mostafa Ghaffari, Abdolali Rahdari Pages 131-137
    Background
    The use of chemical materials such as malachite green to disinfect fish eggs is banned in many countries due to its reversed environmental effects.
    Objectives
    The purpose of this study was to investigate the effect of metalonic sumac extract as antifungal agent on eggs of Schizothorax zarudnyi during the incubation period and to compare its effects with malachite green.
    Methods
    24 hours after fertilization, eggs were treated with four concentration of Methanolic sumac extrat (500, 750, 1000, 1250 mg/L) using static bath method every 12 h for 20 min and 0.1 mg/L malachite green using the same method every 12 h for 6 min. There was also a control group with no treatment to better analysis.
    Results
    The results showed that the maximum and minimum fungal infection was observed respectively in control group with %20.23±0.51 and the samples treated with 1250 mg/L sumac extraction with %0.91±0.51. Furthermore, no significant differences in fungal infection, fertilization and survival rate were found among treated and untreated eggs (p>0.05).
    Conclusions
    Since no apparent deformities and abnormalities were observed in hatched larvae, suggested sumac extract with 500 mg/L concentration, as an environmental friendly matter, can be used for disinfection of S. zarudnyi eggs during incubation period.
    Keywords: anti, fungal, fish egg, metalonic sumac extract, snow trout
  • Akbar Gorran, Bentolhoda Salehnia, Hamid Reza Farzaneh, Mohsen Farzaneh, Mahmoud Shivazad Pages 139-145
    Background
    The hazardous nature of aflatoxins to human and animals necessitate the establishment of control measures.
    Objectives
    The effect of two medicinal plants, Satureja khozistanica and Satureja macrosiphon, was studied on inhibiting Aspergillus flavus growth and reducing aflatoxin B1-content in the liquid medium.
    Methods
    Essential oils were isolated by hydrodistillation method, using a Clevenger-type apparatus. Various extracts of plant materials were macerated with various extraction solvents (ethanol, ethanol70% and water extracts). Essential oils (0, 62/5, 125, 250, 375 and 500 mg/l) and various extracts (0, 500, 1000, 2000, 4000 and 6000 mg/l) of S. khozistanica and S. macrosiphon were examined for reducing A. flavus growth and it’s AFB1-content in the liquid medium. Amount of aflatoxinB1 was evaluated by high performance thin layer chromatographymethod.
    Results
    Essential oil of S. khozistanica at the concentration of 375 mg/l as well as its ethanol and ethanol 70% extracts at 4000 and 6000 mg/l respectively caused complete inhibition of fungus mycelial growth, whereas essential oil and extracts of S. macrosiphon couldn’t inhibit Aspergillus growth completely even at the maximum concentration. Essential oils of S. khozistanica and S. macrosiphonia at the concentration of 250 mg/l reduced AFB1-production 98 and 33.52% respectively. Various Extracts of S. khozistanica exhibited stronger anti-AFB1-biosyntesis activity than those of S. macrosiphon, so that, ethanol, ehanol70% and aqueous extracts of S. khozistanica at 4000 mg/l reduced 100, 96 and 32.37% of AFB1-production, respectively. On the contrary, essential oils, ethanol and ehanol70% extracts of both plants couldn’t significantly degrade AFB1-contamination, whereas aqueous extractsof S. khozistanica and S. macrosiphonia at the concentration of 4000 mg/l resulted in degradation of 25 and 32.16% AFB1-content, respectively.
    Conclusions
    In general, Essential oil and ethanol extract of S. khozistanica considerably inhibited A. flavus growth as well as AFB1-biosynthesis while aqueous extract of S. macrosiphon showed strong AFB1-degradation activity.
    Keywords: aflatoxin, Aspergillus flavus, Satureja khozistanica, Satureja macrosiphon
  • Shahram Karimi, Vahid Karimi, Arash Ghalyanchi Langeroudi, Omid Madadgar, Hamideh Najafi, Hosein Maghsoudlo Pages 147-153
    Background
    H9N2 avian influenza viruses (AIV) A have become panzootic in Eurasia over the last decade and have caused several human infections in Iran since 1998 and inactivated vaccine has been used in chickens to control the disease.
    Objectives
    The purpose of this study was to analyze H9N2 viruses that have infected broiler in Tehran Province, Iran between 1998 and 2008 based on Matrix gene.
    Methods
    The complete coding region of Matrix (M) gene from 8 of H9N2 subtype isolated from chicken flocks in Tehran Province during 1998-2007 was amplified and sequenced.
    Results
    Sequence analysis and phylogenetic studies of H9N2 viruses on the basis of data of viruses in this study and other selected strains available in the GenBank were conducted and determined variations among these sequences at different levels. Sequence analysis revealed a large number of similar substitution mutations and close evolutionary relation among sequences of M gene. Phylogenetic analysis showed that all our isolates belonged to the G1-like sublineage. In this study, it was determined that Iran’s isolates have been in two separate branches and have the most similarity with Pakistan, United Arab Emirate and occupied Palestine’s isolates.
    Conclusions
    The available evidence indicates that M genes of H9N2 circulating in Iran during the past years were not well conserved. Our finding emphasizes the importance of reinforcing AIV surveillance.
    Keywords: H9N2, matrix gene, phylogenetic study
  • Essa Dirandeh Pages 155-161
    Background
    Granuloca cells have a key role during estroeidogenesis.
    Objectives
    The purpose of this study was to determine the effect of number of culture medium granulosa cells on estradiol concentrations and mRNA codding estrogenic and progestagenic enzyme.
    Methods
    Briefly, follicles between 2 and 5 mm diameter were dissected from the ovaries of adult cows and were collected by rinsing the follicle walls with Dulbecco Modified Eagle medium/F12 (DMEM/F12). The number of cells was counted with a haemocytometer and the viable cells were assessed by the dye exclusion method using 0.4% Trypan Blue. Treatments were 1) 500,000 cell/500 ml, 2) 250,000 cell/500 ml, 3) 500,000 cell/200 ml 4) 250,000 cell/ 200 ml. All data were analyzed by JMP (SAS).
    Results
    Low plating density increased E2 secretion and mRNA encoding LHR, FSHR and estrogenic enzymes (17βHSD, CYP19), whereas decreased mRNA encoding GADD45β. There were no differences among treatments for RNA and protein concentration. Low plating density also decreased protein amount but there was no difference among treatments for RNA amount. In conclusion, decreased cell density cause increase in mRNA encoding codding estrogenic enzyme gene expression and decrease in mRNA encoding progestagenic enzyme gene expression.
    Conclusions
    Protein concentrations did not changed with decreased cell density therefore we can save cells against harmful effect of increasing cell density.
    Keywords: cell culture, granulosa cell, Holstein cow, PCR, RIA
  • Gholamraza Nikbakhat Brujeni, Atefeh Esmailnejad, Neda Khazeni Oskoui Pages 163-170
    Background
    Major histocompatibility complex (MHC) plays a central role in regulation and control of the immune responses to infectious diseases. Due to its polymorphism, individual differences in response to vaccines have been observed in different chicken populations. Studying the association of chicken MHC with immune response to vaccines will help the control of infectious disease and vaccination success.
    Objectives
    The present study aimed to evaluate the MHC polymorphism and its association with antibody response against infectious bursal disease (Gumboro), Newcastle (ND) and Influenza (AI) vaccines in Khorasan native chickens.
    Methods
    Diversity of LEI0258 microsatellite marker (MHC genotyping) was investigated by fragment analysis method. Antibody titer against IBD was measured by ELISA and antibody titers against ND and AI vaccines were measured by Haemaglutination Inhibition (HI) assay. Statistical analysis was performed using SPSS software (version 21). Univariate regression analysis was performed using weighted least squares with weight number of progeny mean data.
    Results
    Total of 13 LEI0258 microsatellite alleles were identified in Khorasan native chickens which indicated a high genetic diversity in the population. The allele 361 bp had the highest (28.48%) and the allele 350 bp had the lowest (0.69%) frequency, respectively. In evaluating the association of MHC with immune responses, 311 and 313 bp alleles were significantly associated with elevated immune responses to Newcastle vaccine, while allele 266 bp was associated with lower IBDV antibody titers (p<0.05).
    Conclusions
    According to the important role of MHC in controlling infectious disease resistance or susceptibility and quality of immune responses, these results could be used for selection and improving the populations under selective breeding.
    Keywords: Gumboro, influenza, major histocompatibility complex, microsatellite, Newcastle
  • Sadegh Hashemi, Mahdi Ganjkhanlou, Mehdi Dehghan, Banadaky, Abolfazl Zali, Amir Akbari Afjani, Manochehr Amini, Ahmad Pourakbari Pages 171-179
    Background
    Application of different sources of fatty acids and their effect on ovarian performance is a current issue in animal science and research centers.
    Objectives
    The purpose of this study was to determine the effect of different fatty acids in close-up period on population and size of follicles and measuring blood parameters related to the energy state of the body after calving of lactating dairy cows.
    Methods
    In this study 15 Holstein cows were selected by expected date of parturition (around 30 days before calving) and assigned them randomly within treatments diets. The diets were formulated to be isonitrogenous. Cows were fed 1) control (carbohydrate source), 2) Rumen-protected fat (RF) (saturated fatty acids) and 3) Roasted Soybean (RS) (unsaturated fatty acids). Blood sample was collected at 7 day intervals in -21, -14, -7, 1, 7, 14, 21 periods of calving. Also dry matter intake and body condition score cows were recorded. Ovarian activity was monitored by daily transrectal ultrasound scanning from 30 to 40 and 61 to 70 DIM.
    Results
    Average plasma glucose and cholesterol concentration were significantly different among treatment groups. Numerically, follicular classes were higher in cows, fed with fat diet compared with control group.
    Conclusions
    According to the results of this experiment, it seems that application of polyunsaturated fatty acids, to improve the energy and ultimately the function of the ovaries, has more advantage than saturated fatty acids.
    Keywords: close, up period, fatty acids, ovarian activity, roasted soybean
  • Mohammad Razi Jalali, Saad Gooraninejad, Seid Reza Fatemi Tabatabaei, Mojdeh Makhdoum Pages 181-187
    Background
    Minerals are essential materials in animal reproduction. The determination of these elements is valuable in relation to different conditions in Arabian horses.
    Objectives
    The purpose of this study was to evaluate the effects of pregnancy on certain macro and micro minerals in Arabian horses.
    Methods
    Blood samples were collected from one hundred apparently healthy mares from different regions of Ahvaz including 50 pregnant mares (light, medium, heavy) and 50 non-pregnant mares. Macro-minerals (calcium, phosphorus, magnesium, sodium and potassium) and micro-minerals (copper, zinc and iron) were measured, using standard common laboratory methods. Methods of O-cresol phetalein, Molybdate reduction, Xylidil blue were used for measurement of calcium, phosphorus and magnesium respectively. Flame photometry was used for measurement of sodium and potassium. Amounts of copper, zinc and iron were measured by atomic absorption spectroscopy.
    Results
    In order to analyze the results, all the data was statistically compared by SPSS-17.0 software. The study of serum calcium levels between the pregnant and non-pregnant mares showed that the differences were not significant. In this study there was significant differences between serum phosphorus levels between pregnant and non-pregnant mares (p<0.05). The serum phosphorus levels during different stages of pregnancy was significantly different (p<0.05), and the level of serum phosphorus during pregnancy declined in total compared to non-pregnant mares. Serum magnesium did not show significant differences between two groups. Serum sodium levels, compared to the other two groups, did not show significant changes. Changes in serum potassium levels showed significant difference between two groups of pregnant and non-pregnant mares (p<0.05). The level of potassium in pregnant mare’s serum was less than non-pregnant, and the least level of this element was seen in medium pregnancy.
    Conclusions
    Except phosphorus, potassium and zinc, other minerals did not affected different stages of pregnancy. Although the relationship between these changes and pregnancy can be the result of physiological processes, the other factors such as parity, age, nutrition, season, weather conditions and other factors should not be ignored in the evaluation.
    Keywords: horse, macro, mineral, micro, mineral, pregnancy, serum
  • Rahman Alimi, Ahmad Savari, Abdolali Movahedinia, Mohammad Zakeri, Negin Salamat Pages 189-191
    Background
    Brownbanded Bamboo sharks (Chiloscyllium punctatum) is one of the cartilaginous fish that lives in the Persian Gulf. OBJECTVES: The purpose of the present study is to study the effects of thyroid hormone on reproductive system of this specious.
    Methods
    In this investigation, 36 individual of Brownbanded Bamboo sharks (Chiloscyllium punctatum) in both autumn (before reproduction) and spring (period of reproduction) seasons were caught from Dervish’s Creek located at the northern of Persian Gulf. After weighing, biometry, sex determination and the numbering of sharks, (the sex is determined through clasper which is observed in male and not in female), ELISA was used to measure serum thyroid hormone concentrations.
    Results
    The results showed that T3 and T4 hormones were increased dramatically in the reproductive season compared with the non-breeding season (p<0.05). On the other hand, by classifying the sharks into different groups, we found that the levels of thyroid hormone were higher in the blood of larger sharks compared with the smaller ones (p<0.05).
    Conclusions
    It is probable that T4 hormone levels will increase dramatically for the development of eggs in the female shark.
    Keywords: Chiloscyllium punctatum, Persian Gulf, reproduction season, thyroid hormone
  • Shokoufeh Ghazanfari, Masoud Adib Moradi, Farzaneh Rahimi Niat Pages 195-202
    Background
    Essential oils as growth stimulant play an important role in improving intestinal microflora and morphological properties and immune system in broiler chickens.
    Objectives
    The aim of this study was to investigate the effects of Artemisia sieberi oil on intestinal morphology, secum microflora and immune system in broiler chickens.
    Methods
    Two hundred day-old broiler chickens (Ross 308) were allocated to 5 treatments, 4 replications with a completely randomized design during 42 days of age. Experimental treatments consisted of control (basal diet) or basal diets containing different levels of Artemisia sieberi oil (100, 200 and 300 mg/kg) and 600 mg/kg flavophospholipol antibiotic. On day 42 days of age, intestinal morphology and microflora population and immune system were evaluated by measuring the weight of bursa of fabricious and spleen and antibody production.
    Results
    The results indicated that the highest lactobacillus count and the lowest Escherichia coli count of the caecum was found by inclusion of 300 mg/kg Artemisia sieberi oil in the diet (p<0.0001). The antibiotic and Artemisia sieberi oil treatments showed higher villus height in the duodenum compared with control group (p<0.01). Artemisia sieberi oil and antibiotic supplementations significantly decreased epithelial thickness and goblet cell number of the small intestinal compared with control group (p<0.05). The dietary supplementation did not significantly affect the crypt depth and villus height to crypt depth ratio in small intestine. The level of 300 mg/kg Artemisia sieberi oil significantly increased antibody titration against Newcastle disease virus (p<0.01).
    Conclusions
    Adding Artemisia sieberi oil at levels of 300 mg/kg to broiler chicken diets can improve gut microflora (as measured by changes in populations of Escherichia coli and lactobacillus).
    Keywords: antibody titer, Artemisia sieberi, broiler chicken, lactobacillus, villus height
  • Naeem Erfani Majd, Mehrzad Mesbah, Sara Rahimi Zarneh Pages 203-211
    Background
    Maturity of silver carp (Hypophthalmichthys molitrix) ovary takes place at 2-8 years old and it is depends on photoperiod and environmental water temperature.
    Objectives
    The aim of this study was to identify macroscopical and microscopical structure of silver carp ovary in two categories of body weight, total body length and at 2 and 4 years old in Khuzestan province climatic conditions.
    Methods
    20 silver carp ovaries were studied in two groups: Group 1(G1): 10 fish with total body length 46 ±1.33 Cm and weight 1050±0.09 grand approximately 2 years old. Group 2(G1): 10 fish with total body length 86±3.64 Cm and weight 5460±800 gr and approximately 4 years old. For the histometrical studies, 5-6 µ sections were made by routine paraffin embedding method and stained by H&E and PAS.
    Results
    Microscopic results showed that ovaries of G1 covered by a thin loose connective capsule which numerous of egg-bearingtrabecula extended from capsule into ovaries. These trabecula contained primary germ cells, oogonium, chromatin nocleolus, perinocleolus and cortical alveolus follicles. Ovaries of G1 do not have yolk and mature follicles. But in ovaries of G2, growth and mature follicles were observed and mature follicles were most follicles. Histometrical results showed that there are not a significant differences in diameter of follicles, oocytes and oocytes nucleolus in G1 and 2. The maximum and minimum diameter of follicles were seen in mature and chromatin nucleolus follicles respectively. The Zona plucida thickness was increased from corticalalveolus (1.53±1.11 mm) to mature follicles (6.88±0.21 mm) significantly (p<0.05).
    Conclusions
    The most interesting finding of this study is that in Khuzestan Province climate, the ovary of silver carp fish in G1, with average weight 1050 ±0.09 gr and total length 46±1.33 Cm and approximately of 2 years old is immature but ovary of G2 with average weight of 5460± 800 gr and total length 86±3.64 Cm and approximately 4 years old is mature.
    Keywords: Hypophthalmichthys molitrix, Histomorphology, ovary
  • Zeynab Nikzad, Morteza Chaji, Khalil Morzadeh, Tahereh Mohammadabadi, Mohsen Sari Pages 213-225
    Background
    Identifying the potential of livestock and forage plants of each region is a way to compensate the lack of forage, and efficient use of edible resources of the country. Milk Thistle is a medicinal plant which may be used as fodder for native livestock of Khuzestan Province.
    Objectives
    The purpose of this research was to study the effects of different levels of Milk Thistle on rumen fungi and whole rumen microorganisms (WRM) of Khuzestan buffalo, with diets containing grains with different degradation rate (barley and maize).
    Methods
    The impact of diets containing different levels of Milk Thistle (0, 100 and 200 g per kg DM) on rumen fungi and WRM of buffalo was measured by different techniques.
    Results
    Potential and rate of gas production from experimental diets by WRM were not significantly different. This parameters by buffalo rumen fungi were significantly differed and increased in diets containing Milk Thistle (p<0.05). Adding Milk Thistle in the barley-based diet increased dry matter and NDF digestibility numerically while in the corn-based diet dry matter and NDF digestibility was slightly reduced. In the SRFCM, NDF digestibility, in both basal diets in 9 days and during total period was affected by diets containing Milk Thistle and decreased NDF digestibility with increasing levels of Milk Thistle (p<0.05). Regardless of the type of basal diet, digestibility of NDF (p<0.05) and dry matter (p>0.05) for day 6, were increased with increasing the amount of Milk Thistle.
    Conclusions
    In general, the use of Milk Thistle did not have negative effect on microorganisms and digestion of nutrients by them. Therefore, results suggest that Milk Thistle could be used up to 20 percentage in buffalo diet without any negative effect on digestion and fermentation characteristics by total microorganisms and fungi.
    Keywords: barley, corn, gas production, specific rumen fungi culture medium, two steps digestion
  • Heshmatollah Khosravinia, Masoud Alirezaei, Sedigheh Ghasemi, Shima Neamati Pages 227-234
    Background
    Inclusion of antioxidant sources in feed or water reduces the detrimental effects of free radicals and increases the antioxidative potential and stability of lipids in heat stressed broiler chicken.
    Objectives
    This study was conducted to examine the effect of Satureja khuzistanica essential oils (SkEO) on early postmortem and ultimate pH as well as antioxidative potential of breast muscle in broiler chicken.
    Methods
    A total number of 720,1-d-old Arian broiler chicks were used in a 42-d trial to examine the effects of six experimental treatments consisting inclusion of 0 (control-), 200, 300, 400, 500 mg/L SkEO and 500 mg/L Polysorbate-80 (control+) in drinking water in six replicates of 20 birds each in a completely randomized blocks design. Catalase enzyme activity (by kinetic method) and glutathione peroxidase as well as superoxide dismutase activities (via Randox® kits) were measured spectrophotometerically. Lipid peroxidation also was measured in breast muscle by a chemical method with thiobarbituric acid.
    Results
    The breast percentage and early as well as ultimate pH of breast muscle was not differ for the birds received SkEO-treated water compared to the control birds (p>0.05). Addition of SkEO in drinking water at doses greater than 200 mg/L significantly decreased the thiobarbituric acid reactive substances values in breast muscle of the birds in comparison with the control birds (p<0.05). Catalase activity was significantly higher in breast muscle of the SkEO-treated groups than the control groups (p<0.05). Activity of glutathione peroxidase was significantly greater in the birds given 400 and 500 mg/L SkEO. Addition of SkEO into water up to 400 mg/L increased superoxide dismutase activity in breast muscle of the treated birds compared to the control birds.
    Conclusions
    It was concluded that supplementation of drinking water with SkEO elevates the antioxidative potential and increases the lipid stability of breast muscle in heat stressed male broiler chicken.
    Keywords: breast muscle, heat stress, phytogenic antioxidants, Satureja khuzistanica
  • Saeed Hesaraki, Behrooz Yahyaei, Katayoun Momeni Azandaryani Pages 235-240
    Neuroendocrine cells are of the peptide and amine secreting cells and because of endodermal origin, exist in respiratory and gastrointestinal system. The report confirms the presence of a tumor using immunohistochemical methods. A hepatic mass was detected in a 10-year-old male mixed–breed dog which was referred with clinical history of frequent vomiting, anorexia, lethargy and syncope. Biochemical and hematological abnormalities included elevation of ALT and AST levels, leukocytosis and anemia. Radiographically the large hepatic mass and multifocal metastatic nodular areas in the other organs were observed. At necropsy the liver had a multilobulated firm mass involving whole caudate lobe of the liver. On the cut section, the tumor was grey sanguineous with hemorrhagic surface and numerous necrotic foci. Microscopically, there were unencapsulated, highly cellular neoplastic proliferations with few hemorrhagic foci in the liver that had a trabecular pattern to Rosette formation which were separated by a fibrovascularstroma. The neoplastic cells were round to oval, with granular eosinophilic cytoplasm and hyperchromatic nuclei. Metastases were observed in lungs, kidneys, mesenteric lymph nodes and even in the arteries of the tunica albuginae of the testes. Immunohistochemically, neoplastic cells were immunoreactive for NSE and S100 protein. They were negative for CEA, Chromogranine A, CD34, AE1/AE3, CK20 and Hepatic Antigen (HA). Negative CEA, CK20, CD34 and HA disproved the probability for collangiocarcinoma, metastatic carcinoma, hematopoietic and vascular origin and hepatocellular carcinoma of this tumor respectively. Immunohistochemical demonstration of NSE and S100 protein supported the diagnosis of the Carcinoid like. However, negative reaction for Chromogranine A does not disprove neuroendocrine carcinoma diagnosis.
    Keywords: carcinoid like, dog, immunohistochemistry, liver