فهرست مطالب

تولیدات گیاهی - سال سی و هفتم شماره 4 (زمستان 1393)
  • سال سی و هفتم شماره 4 (زمستان 1393)
  • 154 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1394/03/25
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ابوالقاسم عباسی کجانی، خلیل عالمی سعید، محمدحسین دانشور، محمدرضا مفید صفحه 1
    سرخدار منبع اصلی تاکسول، داروی بسیار موثر ضدسرطان، است وکشت سلولی یکی از راه های افزایش تولید آن می باشد. به منظور تعیین ترکیب هورمونی بهینه و ماده آنتی اکسیدان مناسب در محیط کشت کالوس زایی سرخدار اروپایی موجود در ایران آزمایشی به صورت فاکتوریل شامل چهار ترکیب هورمونی 1) حاوی 5/4 میلی گرم در لیتر 2،4-D، 1 میلی گرم در لیتر کینتین و 33/0 میلی گرم در لیتر جیبرلیک اسید، 2) حاوی 2 میلی گرم در لیتر NAA، 2/0 میلی گرم در لیتر 2،4-D و 2/0 میلی گرم در لیتر کینتین، 3) حاوی 2 میلی گرم در لیتر 2،4-D، 5/0 میلی گرم در لیتر NAA و 5/0 میلی گرم در لیتر جیبرلیک اسید و 4) حاوی 2 میلی گرم در لیتر 2،4-D، 5/0 میلی گرم در لیتر NAA و 5/0 میلی گرم در لیتر کینتین در ترکیب با دو نوع آنتی اکسیدان مختلف پلی وینیل پیرولیدین و آسکوربیک اسید و در طول دو دوره یک ماهه از نظر درصد القاء کالوس، وزن کل کالوس تولیدی و نسبت افزایش وزن کالوس، در قالب طرح کاملا تصادفی با 8 تکرار بر پایه محیط B5 اجرا شد. اثر ترکیب های هورمونی مختلف و اثر متقابل بر درصد کالوس زایی در ماه اول معنی داری بود اما بین انواع آنتی اکسیدان تفاوت معنی داری وجود نداشت. بین هیچ یک از تیمارها از نظر وزن کل کالوس تولیدی، در ماه اول تفاوت معنی داری دیده نشد اما در ماه دوم اثر ترکیب های هورمونی، آنتی اکسیدان ها و اثر متقابل آنها معنی دار بود. بین ترکیب های هورمونی و آنتی اکسیدان های مختلف از نظر نسبت افزایش وزن کالوس نیز تفاوت معنی داری مشاهده شد. بر اساس نتایج، برای دستیابی به حداکثر عملکرد و کیفیت کالوس بالا، فرآیند کشت باید در دو مرحله بر روی دو محیط انجام شود؛ برای دستیابی به حداکثر القاء در شروع دوره کشت از 2،4-D بعنوان منبع اکسینی استفاده گردد ولی در ماه های بعد، به نمونه های القاء شده اجازه داده شود در محیط کشت دارای NAA به جای 2،4-D رشد کنند تا کالوس بهتری بدست آید. استفاده از آسکوربیک اسید به عنوان آنتی اکسیدان در هرمحیط کشتی نیز ضروری است.
    کلیدواژگان: سرخدار اروپایی (Taxus baccata L)، هورمون، آنتی اکسیدان، کالوس، تاکسول
  • نگار قادری، محسن علمایی، محمدحسین ارزانش، یونس محمدنژاد، علیرضا ربیع زاده صفحه 9
    باکتری جنس Azospirillum از باکتری های محرک رشد گیاه می باشد که در ریزوسفر و فضای بین سلولی ریشه غلات و سایر گیاهان وجود دارند. یکی از ویژگی های این باکتری که در تحقیق حاضر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است تاثیر این باکتری روی توان جوانه زنی بذرهای تلقیح شده است. در این تحقیق از 38 نمونه خاک و ریزوسفر ریشه گیاه کلزا از مناطق مختلف استان گلستان، 58 جدایه Azospirillum جداسازی و ضمن مقایسه ویژگی های محرک رشد، جدایه های برتر انتخاب شدند. سپس تاثیر تلقیح 4 جدایه برتر به همراه شاهد (تلقیح نشده) روی برخی از شاخص های جوانه زنی بذور کلزا (رقم هایولا 401) در قالب طرح بلوک کامل تصادفی و در 8 تکرار بررسی گردید. نتایج حاصله نشان داد که بین جدایه های مختلف از نظر درصد جوانه زنی، میانگین مدت و سرعت جوانه زنی در سطح 1 درصد اختلاف معنی داری وجود دارد. در اثر تلقیح بذرهای کلزا درصد جوانه زنی و سرعت جوانه زنی کاهش و مدت زمان جوانه زنی نسبت به تیمار تلقیح نشده افزایش یافته است. جدایه AC34-III در مقایسه با سایر جدایه ها دارای حداقل میزان تولید اکسین بود که در نتیجه کمترین درصد جوانه زنی و سرعت جوانه زنی را به خود اختصاص داد. همچنین جدایه مولد هورمون اکسین بالاتر (AC43-III)، بیشترین درصد جوانه زنی را نشان دادکه به عنوان بهترین تیمار معرفی شد.
    کلیدواژگان: باکتری Azospirillum، کلزا، جوانه زنی
  • پروین یادگار خسرویه، سیدوحید اسلامی، مجید جامی الاحمدی، اسکندر زند صفحه 23
    به منظور ارزیابی اثرات کیفیت آب و ماده افزودنی (سولفات آمونیوم) بر کارایی علف کش گلیفوسیت، آزمایشی در باغ تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال 1390-1389 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل: شامل3 نوع آب با کیفیت های متفاوت آب متوسط با ppm 2950، آب سخت با ppm 4774 غلظت کل مواد محلول و آب نرم (آب مقطر)و علف کش عمومی گلیفوسیت(رانداپ) با 4 دز مختلف (2، 4، 6 و 8 لیتر در هکتار) و استفاده و عدم استفاده از ماده افزودنی سولفات آمونیوم (به میزان 6 کیلو گرم در هکتار) بود. نتایج نشان داد که با افزایش دز علف کش، درصد کاهش تراکم علف های هرز باریک برگ و پهن برگ افزایش یافت. همچنین کاربرد علف کش با آب نرم دارای بیشترین درصد کاهش تراکم بود و تفاوت معنی داری با سایر انواع آب از نظر درصد کاهش تراکم داشت، ببیشترین و کمترین درصد کاهش تراکم با میانگین 93 و 88/10 درصد به ترتیب مربوط به آب نرم با دز 8 لیتر در هکتار علف کش گلیفوسیت و آب سخت با دز 2 لیتر در هکتار بود. اما بین دز 6 و 8 لیتر در هکتار علف کش با آب نرم اختلاف معنی داری وجود نداشت. همچنین نتایج نشان داد که کاربرد سولفات آمونیوم همراه با آب سخت تاثیر معنی داری بر درصد کاهش تراکم علف های هرز نداشت. در مجموع با گذشت زمان تاثیر فاکتورهای مختلف بر درصد کاهش تراکم افزایش یافت. به طور کلی با در نظر گرفتن عوامل اقتصادی و مسایل زیست محیطی می توان استفاده از آب با کیفیت بالا و دز 6 لیتر در هکتار گلیفوسیت را برای کنترل مناسب علف های هرز باغ زرشک توصیه کرد.
    کلیدواژگان: سختی آب، حامل علف کش، باریک برگ، پهن برگ
  • حجت دیالمی صفحه 35
    به منظور تعیین حد بحرانی پتاسیم در برگ نخل خرما و بهره گیری از آن در ارزیابی وضعیت تغذیه نخلستان،آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی شامل 4 سطح کود پتاسیمی(0، 250، 500 و 750 گرم پتاسیم از منبع سولفات پتاسیم) و 3 تکرار (هر تکرار شامل دو درخت) بر روی 24 اصله نخل خرمای بارور 15 ساله، طی سال های 1386 تا 1389 در منطقه شادگان (استان خوزستان) اجرا گردید. بر اساس نتایج واسنجی مقادیر پتاسیم برگ نخل خرما با پاسخ گیاهی (عملکرد نسبی) با استفاده از روش نمودار کیت نلسون، حد بحرانی پتاسیم در برگ نخل خرمای رقم سایر(استعمران) عدد 95/0 درصد تعیین گردید. نتایج تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که کاربرد تیمار کود پتاسیمی تاثیر معنی داری بر میزان عملکرد و خصوصیات کمی میوه داشته، اما فاقد تاثیر معنی دار بر خصوصیات کیفی میوه خرما بوده است. بنابراین تامین پتاسیم به عنوان یک عنصر غذایی پرمصرف مورد نیاز نخل خرما در حد بهینه، می تواند باعث افزایش عملکرد و بهبود خصوصیات کمی در نخل خرمای رقم سایر (استعمران) گردد.
    کلیدواژگان: نخل خرما، برگ، حد بحرانی پتاسیم، عملکرد
  • مریم ذوالفقاری، وحیده ناظری، فاطمه سفید کن، فرهاد رجالی صفحه 47
    به منظور بررسی تاثیر قارچ های آربسکولار مایکوریزا به عنوان کود بیولوژیک بر ویژگی های رشدی و میزان اسانس تولیدی گیاه دارویی ریحان، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تیمار و چهار تکرار انجام شد. رن از ن ه ئیان ا ان ه دارو، ادوای رد اده ار د. قارچ های مایکوریزا از انواع کودهای زیستی بوده که از طریق همزیستی با گیاه میزبان و با افزایش جذب عناصر غذایی، تحریک و افزایش تولید هورمون های گیاهی، کاهش تاثیر منفی تنش های محیطی و افزایش مقاومت در برابر عوامل بیماریزا، سبب بهبود در رشد و عملکرد گیاهان میزبان می شوند. در این آزمایش سه گونه قارچ مایکوریزا با تیمار شاهد(بدون مایکوریزا) مقایسه شدند. گیاهان ریحان در گلخانه و گلدان کشت و پس از مرحله ی گلدهی کامل برداشت شدند و شاخص های رشدی و میزان اسانس آن ها اندازه گیری و در تیمارهای مختلف مقایسه شدند. نتایج آزمایش ها نشان داد که شاخص های رویشی مثل وزن و ارتفاع گیاه، تعداد برگ و انشعابات گیاه، وزن ریشه و میزان اسانس در تمام تیمارهای مایکوریزایی به طور معنی داری بیشتر از تیمار شاهد بود. در بین گونه های مختلف مایکوریزا، گونه Glomus mosseae و گونه G. intraradices به ترتیب بیشترین و کمترین تاثیر را بر روی افزایش شاخص های رویشی و میزان اسانس داشته است. قارچ های آربسکولار مایکوریزا با ایجاد همزیستی بر روی ریشه گیاهان میزبان، سطح تماس ریشه با خاک را افزایش داده و با افزایش امکان جذب عناصر خصوصا عناصر غیر قابل دسترس برای ریشه، رشد رویشی گیاه افزایش می یابد. از طرفی قارچ های مایکوریزا متابولیسم ثانویه گیاه را نیز تحت تاثیر قرار می دهند و باعث تغییر در میزان اسانس و عملکرد آن در گیاه میزبان می شوند.
    کلیدواژگان: قارچ های آربسکولار مایکوریزا، ریحان، شاخص های رویشی، اسانس
  • زهره فتحعلی پور، داریوش نباتی احمدی*، حمید رجبی معماری، امیر سیاهپوش، فریده صدیقی دهکردی صفحه 57

    از مهمترین خصوصیات ویژه یک برنامه اصلاح نبات در دورن جامعه گیاهی، فراهم بودن نوع و میزان تنوع ژنتیکی است. علاه بر دید عینی و ابزار ژنتیکی که جهت شناخت تنوع گیاهی استفاده میشوند، از روش های آماری میتوان جهت غربال گری و دسته بندی تنوع ژنتیکی بهره گرفت. جهت ارزیابی تنوع ژنتیکی گیاه شوید (Anethum graveolens)، ده ژرم پلاسم در طی آزمایشی بصورت طرح بلوک های کامل تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه واریانس تفاوت معنی داری (01/0≥α) را برای کلیه صفات مورفولوژی بجز وزن هزار دانه نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که بین ژرم پلاسم های شوید از نظر صفات مورفولوژیکی تنوع بالایی وجود دارد، به طوری که تجزیه خوشه ایژرم پلاسم های مذکور را بر اساس نحوه ی رشد صفات در چهار گروه متفاوت قرار داد. و نشان داد اگر چه ژرم پلاسم ها از نظر جغرافیایی، مناطق رشد متفاوتی دارند ولی از نظر رفتار رشد، بعضی از آنها در یک گروه مشترک قرار میگیرند. و با توجه به این شیوه تجزیه وتحلیل مشخص شد که ژرم پلاسم هایی نظیر ورامین، همدان و دزفول با بیشترین توزیع میزان کاروون در بافت های خود، بویژه بذوردر یک گروه مجزا قرار می گیرند.

    کلیدواژگان: شوید، تنوع ژنتیکی، صفات مورفولوژیکی، کاروون، تجزیه خوشه ای
  • آرزو علیزاده، قاسمعلی دیانتی تیلکی، بهنام ناصیان خیابانی صفحه 69
    در این تحقیقبذور دو گونه مهم مرتعی با دزهای 3، 6، 15، 20، 30، 50، 100 و 150 گری پرتو گاما تیمار شده و تاثیر آن بر برخی صفات جوانه زنی در آزمایشگاه مرتعداری، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تربیت مدرسبررسی گردید. این تحقیق در بهمن ماه سال 1390 انجام و بذور پرتودهی شده در یک طرح آزمایشی برای هر گونه به صورت کاملا تصادفی در 3 تکرار 50 تایی در داخل پتری دیش کشت شدند و صفات جوانه زنی آنها ارزیابی شد. نتایج بدست آمده نشان دهنده عدم تاثیر معنی دار پرتو گاما بر کلیه صفات مورد بررسی گونه B.tomentellus است. در رابطه با گونه A. elongatumدز 6 گری بیشترین تاثیر مثبت را بر پارامتر سرعت جوانه زنیایجاد کرد که با تیمار شاهد (05/ 0> p) اختلاف معنی دار نشان داد و از 77/5 به 89/7 بذر در روزافزایش یافت. همچنین شاخص بنیه نیز برای این گونه در دز 30 گری بالاترین عدد را داشت به طوری که از 83/89 در تیمار شاهد به 11/118 افزایش یافت. بعلاوه وزن ترریشه چه و ساقه چه نیز در این تیمار بالاترین عدد را داشت در حالی که بالاترین مقدار وزن خشک ریشه چه مربوط به تیمار 20 گری بود و در وزن خشک ساقه چه تفاوتی بین تیمارها مشاهده نشد. در ارزیابی کلی، دزهای 100 و 150 گری سبب بروز تاثیر منفی در صفات مورد بررسی شدند. در مجموع نتایج بدست آمده نشان دهنده تفاوت تاثیر گذاری شدت های مختلف پرتو گاما در بذور دوگونه ی مورد بررسی است.
    کلیدواژگان: پرتودهی، سرعت جوانه زنی، میانگین زمان جوانه زنی، شاخص بنیه
  • زهرا خزایی، محمد سیاری، مهدی صیدی صفحه 79
    به منظور مطالعه اثر اسید 5- آمینولوولونیک بر برخی پاسخ های فیزیولوژیکی فلفل شیرین تحت تنش خشکی آزمایشی به صورت فاکتوریل درقالب طرح بلوک های کامل تصادفی با تیمارهای تنش خشکی و اسید 5-آمینولوولونیک در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام اجرا گردید. سطوح تنش کمبود آب شامل شرایط بدون تنش (آبیاری به مقدارظرفیت زراعی)، تنش ملایم (آبیاری30 درصد ظرفیت زراعی) و تنش شدید (آبیاری60 درصد ظرفیت زراعی) بودند و چهار غلظت اسید 5-آمینولوولونیک شامل 0 (به عنوان کنترل)، 25/0، 5/0 و 1 میلی مولار در مرحله سه الی چهاربرگی، روی گیاه محلول پاشی شدند. نتایج آزمایش نشان داد که با افزایش غلظت اسید 5- آمینولولوونیک فعالیت آنزیم کاتالاز، محتوای پرولین، محتوای آب نسبی، وزن تر و خشک، تعداد گل، تعداد میوه افزایش و نشت یونی کاهش یافت. کمترین میزان نشت یونی و بیشترین میزان پرولین، محتوای آب نسبی، تعداد میوه و وزن تر شاخساره در غلظت یک میلی مولار و بیشترین فعالیت آنزیم کاتالاز، وزن خشک و تعداد گل در غلظت 5/0 میلی مولار اسید 5- آمینولوولونیک مشاهده شد. تنش کمبود آب موجب کاهش محتوای آب نسبی، وزن تر و خشک، تعداد گل و تعداد میوه شد اما باعث افزایش میزان نشت یونی، میزان پرولین و میزان فعالیت آنزیم کاتالاز گردید. اسید 5- آمینولوولونیک با افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز و کاهش نشت یونی سبب کاهش آثار تنش بر رشد و عملکرد گیاه گردید. از نتایج این آزمایش چنین استنباط می شود که اسید 5- آمینولوولونیک از طریق تاثیر بر خصوصیات رویشی، بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی زمینه را برای تحمل بهتر تنش کمبود آب درگیاه فلفل فراهم می کند.
    کلیدواژگان: تنش کمبود آب، فلفل شیرین، تنظیم کننده رشد، خصوصیات بیوشیمیایی
  • حسینعلی اسدی قارنه، کاظم ارزانی*، عبدالعلی شجاعیان، احمدرضا گل پرور، ناصر صباغ نیا صفحه 93

    توت فرنگی یکی از مهم ترین میوه های ریز جهان و ایران به شمار می آید. برای انجام برنامه های به نژادی این گیاه در ایران، شناسایی ارقام برتر با توجه به ویژگی های آن ها مورد نیاز است. به منظور ارزیابی صفات مورفولوژیک ارقام توت فرنگی موجود در کشور، گیاه چه های دختری 15 رقم توت فرنگی تجاری در گلخانه با شرایط کنترل شده و سیستم هیدروپونیک کشت شدند. تغذیه گیاهان با استفاده از فرمول اختصاصی مورگان برای توت فرنگی انجام شد. پس از رشد رویشی و زایشی گیاهان مورد آزمایش، صفات کمی و کیفی آن ها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس بیانگر اختلاف معنی دار بین ارقام از نظر تمامی صفات مورد مطالعه بود. میانگین بعضی صفات مورد ارزیابی از جمله تعداد برگ، تعداد طوقه جانبی، تعداد روندک و تعداد خوشه گل در هر بوته به ترتیب 18/11، 81/4، 9 و 89/2 عدد بودند. دامنه عملکرد ارقام در دوره شش ماهه آزمایش بین 83/45 تا 9/322 گرم میوه در هر بوته متفاوت بود. عملکرد 4 رقم آلیسو، سلوا، پاروس و گاویوتا بیش از 250 گرم در هر بوته بود، در حالی که ارقام بلاک مور، فرزنو و کردستان کمتر از 100 گرم میوه در هر بوته تولید کردند. مقدار سفتی بافت میوه نیز نشان داد که میوه های کاماروزا با سفتی معادل 7 نیوتن، نسبت به سایر ارقام از سفتی بافت بیشتری برخوردار بودند. در تجزیه به عامل ها، صفات در 7 عامل اصلی و مستقل قرار گرفتند که در مجموع 24/90 درصد واریانس کل را توجیه کردند و 14 صفت را شامل شدند. همچنین ارقام مورد بررسی بر اساس تجزیه خوشه ایدر 7 گروه مجزا قرار گرفتند. گروه چهارم از لحاظ میانگین برخی صفات اندازه گیری شده بالاتر از میانگین کل قرار گرفت. رقم های کردستان و سکویا نیز هر کدام در یک گروه مجزا قرار گرفتند. بر اساس نتایج به دست آمده، ارقام توت فرنگی مورد مطالعه از نظر صفات مورد بررسی دارای تنوع بالایی بوده و بنابراین برای استفاده در برنامه های به نژادی توت فرنگی در ایران دارای اهمیت می باشند.

    کلیدواژگان: توت فرنگی، تنوع ژنتیکی، ارقام تجاری، تجزیه خوشه ای، تجزیه عامل ها
  • مریم سادات عمادی، پیمان حسیبی، عبدالرضا عظیمی صفحه 107
    به منظور مطالعه اثر کاربرد برگی پوترسین و برخی عناصر غذایی بر ویژگی های فیزیولوژیک و عملکرد گندم، آزمایشی در سال زراعی 1390-1389 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت طرح کرت های خرد شده بر پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که کاربرد برگی پوترسین، بر و مولیبدن در مراحل پنجه زنی + غلاف رفتن باعث افزایش معنی دار عملکرد دانه شد. کاربرد پوترسین به طور معنی دار دوام سطح برگ و شاخص سطح برگ را افزایش داد. با کاربرد برگی عناصر غذایی جذب و تحلیل دی اکسید کربن و هدایت روزنه ای در هر دو رقم نسبت به شاهد (بدون کاربرد عناصر) افزایش یافت. بنابراین دمای برگ کاهش معنی داری نشان داد. بیشترین میزان تنفس در تیمار شاهد و کمترین آن مربوط به تیمار پوترسین (پنجه زنی+ غلاف رفتن) بود. کاربرد برگی عناصر، سرعت پر شدن دانه و دوره پر شدن موثر دانه را نسبت به شاهد افزایش داد. سرعت پر شدن دانه در رقم چمران 27/91 میلی گرم در روز بود که کاربرد برگی پوترسین در طی پنجه زنی و غلاف رفتن آن را به 09/145 میلی گرم در روز افزایش داد. با توجه به اینکه گرمای زود رس بهاره در اهواز یکی از عوامل محدود کننده عملکرد گندم می باشد لذا به نظر می رسد کاربرد برگی عناصر از طریق کاهش تنفس و دمای برگ، افزایش هدایت روزنه ای، فتوسنتز، شاخص سطح برگ و طول عمر برگ می تواند طول دوره پر شدن موثر دانه را افزایش داده و در نهایت سبب بهبود عملکرد دانه گردد.
    کلیدواژگان: گندم، عملکرد، فتوسنتز، کاربرد برگی
  • مهرو مجتبایی زمانی، مجید نبی پور، موسی مسکرباشی صفحه 119
    به منظور بررسی تاثیر تنش گرما طی دوره پر شدن دانه بر صفات عملکرد، اجزای عملکرد، سرعت و دوره پر شدن دانه گندم، آزمایشی مزرعه ای در سال زراعی 90-1389 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط محیطی شهر اهواز اجرا گردید. فاکتورهای آزمایشی شامل ده ژنوتیپ گندم نان میان رس (چمران، اترک، افلاک، دز، فلات، داراب 2، کویر، پیشتاز، S-78-11 و S-83-3) و دو تاریخ کاشت مناسب (22 آبان ماه) و تاخیری (اول دی ماه) بودند. نتایج نشان داد که تاخیر در کاشت منجر به کاهش معنی دار عملکرد و اجزای عملکرد دانه همه ژنوتیپ ها شد. رقم اترک (2/8 درصد) کمترین و رقم پیشتاز (3/26 درصد) بیشترین کاهش عملکرد در واحد سطح را به خود اختصاص دادند. در تاریخ کاشت تاخیری ارقام کویر و چمران بیشترین (به ترتیب 3/584 و 8/579 گرم در مترمربع) و رقم پیشتاز کمترین (3/446 گرم در مترمربع) عملکرد دانه را تولید کردند. بر اساس شاخص حساسیت به تنش، رقم اترک متحمل، ارقام چمران، کویر، دز، فلات و افلاک از ارقام نیمه متحمل و لاین های S-78-11 و S-83-3 و ارقام داراب 2 و پیشتاز حساس شناخته شدند. نتایج نشان داد که کاهش وزن هزار دانه در تاریخ کاشت تاخیری ناشی از کاهش دوره موثر پر شدن دانه بود و افزایش سرعت پر شدن دانه نتوانست کاهش طول دوره پر شدن دانه را جبران کند. به طورکلی به نظر می رسد که سرعت زیادتر رشد دانه در شرایط تنش گرما طی دوره پر شدن دانه به تنهایی نمی تواند منجر به عملکرد زیادتر در یک ژنوتیپ شود و عوامل دیگری نظیر دوره پر شدن دانه و تعداد دانه در سنبله از اهمیت زیادتری برخوردارند.
    کلیدواژگان: تنش انتهای فصل، رشد دانه، شاخص حساسیت به تنش، گندم
  • سیما قلمباز، امیر آینه بند، عبدالامیر معزی صفحه 131
    به منظور بررسی اثر مدیریت تلفیقی کودهای شیمیایی و بیولوژیک در شرایط رقابت با علف های هرز بر توان تجمع و کارایی انتقال مجدد مواد فتوسنتزی در ساقه ی گندم آزمایش مزرعه ای در سال زراعی 91-1390 در دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. طرح آزمایشی به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب بلوک کامل تصادفی و با 3 تکرار بود. تیمار اصلی شامل، 5 روش مدیریت تلفیقی (شامل روش های شیمیایی، بیولوژیکی و تلفیق شیمیایی با بیولوژیکی) و تیمار فرعی شامل 3 شدت رقابت با علف هرز خردل وحشی (تراکم 7، 14، 21 بوته در مترمربع) بود. طول و وزن خشک میانگره های مختلف آن (پدانکل، پنالتیمیت: میانگره ما قبل آخر، میانگره های پایینی) و هم چنین کارایی انتقال مجدد مواد فتوسنتزی اندازه گیری شد. نتایج این آزمایش نشان داد که با تغییر درصد کودهای شیمیایی نسبت به کودهای بیولوژیک، کارایی ذخیره سازی و انتقال مواد فتوسنتزی میانگره های ساقه تغییر یافت. تیمار 50 درصد کودشیمیایی و مجموع کودهای بیولوژیک بیش ترین درصد کارایی انتقال مجدد (30/43)، درصد انتقال مجدد (10/51) و مقدار ماده خشک انتقال یافته (09/2 گرم) را دارا بودند. اثر روش های مدیریت تلفیقی کود بر کارایی انتقال مجدد ماده خشک بیش تر از تیمار رقابت با علف های هرز بود. بعلاوه، در هر سه گروه از میانگره های ساقه، صفت وزن بیش تر از صفت طول تغییر داشت. نتایج این آزمایش نشان داد که اجرای روش های تلفیقی کود در مقایسه با روش کاملا بیولوژیکی شرایط متعادل تری برای خصوصیات میانگره های گندم فراهم می کند.
    کلیدواژگان: پدانکل، پنالتیمیت، وزن مخصوص، کارایی، کودهای بیولوژیک
|
  • A. Abbasi Kajani, K. Alami Saeid, M.H. Daneshvar, M.R. Mofid Page 1
    Yew plant is major source of Taxol, highly effective anti cancer medicine, and cell culture is one way to increase its production. A factorial experiment using B5 as base medium was designed to obtain a proper hormonal and antioxidant composition in callus induction media for European yew existing in Iran. Four different hormonal mixes including 1) 4.5 mg/l 2,4-D, 1mg/l kinetin and 0.33 mg/l GA3; 2) 2 mg/l NAA, 0.2 mg/l 2,4-D and 0.2 mg/l kin; 3) 2 mg/l 2,4-D, 0.5 mg/l NAA and 0.5 mg/l GA3; and 4) 2 mg/l 2,4-D, 0.5 mg/l NAA and 0.5 mg/l kin as the first factor, and two different antioxidants PVP and ascorbic acid as the second factor were conducted on complete random design with 8 replications during 2 months periods. The percentage of callus induction and total callus weight were measured and the ratio of callus weight increment was calculated. Hormonal compositions and the interaction between 2 factors significantly affected percentage of callus induction during the first period, but no significant effect was observed for antioxidants alone. No significant difference observed between total callus weights during the first period, but significant effects were shown for hormonal mixtures, antioxidants, and their interaction observed during the second period. The ratios of callus weight increment also was significantly different between hormonal mixtures and antioxidants. Therefore, tissue culture process should follow out by two steps with two media; in first 2,4-D have to use to maximize callus induction, but need to permit induced calli to grow sufficiently during thereafter months on medium with NAA instead 2,4-D, to obtain high quality calli. Ascorbic acid has to use in any media as antioxidant.
    Keywords: European yew (Taxus baccata L.), hormon, antioxidant, callus, taxol
  • N. Ghaderi, M. Olamaee, M.H. Arzanesh, Y. Mohammadnezhad, A.R. Rabiezadeh Page 9
    Azospirillum is one of the plant growth-promoting bacteria which is in the rhizosphere and the intercellular of the cereals and other plant roots. One of the characteristics of this bacterium, considered in this study, was its effect on the germination ability of inoculated seeds. In this research, 58 Azospirillum isolates were isolated from 38 samples of soils and canola roots from the different regions of Golestan province, Iran and then they were compared to select superior growth promoting isolates. The effect of inoculation with 4 superior isolates along with control (noninoculated) was evaluated on some germination parameters of canola seeds (Hayola 401) in randomized complete block design (RCBD) with 8 replications. Results showed that germination percentage, average of germination time andgermination rate were significantly different (p<0.01) among various isolates. The inoculationof canola seeds germination percentage and germination rate decreased and germination time increased as compared to the control. AC34-III isolate produced the minimum amount of auxin, so the lowest germination percentage and germination rate were attributed to it compared with other isolates. Moreover the higher auxin-producing isolate)Ac43-III(showed the maximum germination percentage that was introduced as the best bacterial treatment.
    Keywords: Azospirillum spp, Canola (Brassica napus L.), Germination
  • P. Yadegar Khosravieh, S.V. Eslami, M. Jami Alahmadi, E. Zand Page 23
    To evaluate the effects of water quality and adjuvant (ammonium sulfate) in glyphosate herbicide efficiency, a factorial experiment based on RCBD with three replications was conducted at Research Garden of Faculty of Agriculture, University of Birjand in 2010-2011. Experimental factors were different water quality in three levels of medium hard water with 2950 ppm, hard water with 4774 ppm total soluble concentration, and listilled water (soft water) glyphosate (roundup) dose in four levels including 2, 4, 6 and 8 lit.ha-1 and using and not using the adjuvant (ammonium sulfate at 6 kg.ha-1). The results showed that raising herbicide dose increased the reduction density percentage of broad and narrow leafweeds. Application of soft water with herbicide had the most reduction density percent and showed significant differences with other waters, so that the most and the lowest reduction density percentages with average 93 and 10.88 percent belonged to soft water with glyphosate dose of 8 lit. ha-1 and hard water with glyphosate dose of 2 lit.ha-1,respectively. But this application between doses of 6 and 8 lit. ha-1 with soft water was nonsignificant. Also, results showed that application of ammonium sulfate with hard water on reduction density percentage was nonsignificant, but had more effect on broad leaves species compar with narrow leaves. Totally, the effect of different factors on reduction density percentage increased over time. Generally with regard to economic and environmental factors, spraying 6 lit.ha-1of glyphosate with high quality water can be recommended for adequate control of barberry garden weeds.
    Keywords: Water hardness, Herbicide carrier, Broad, narrow leaf weeds
  • H. Dialami Page 35
    In order to determine the potassium critical level in date palm leaf, fertilizer experiments with four treatments from 4 levels of potassium, including: 0, 250, 500 and 750g K from potassium sulfate source were carried out in randomized complete block design with three replications on 24 date palm (c.v Sayer) in Khuzestan Province. Potassium critical level in date palm leaf was determined by Cate- Nelson graphical method and quantitative data and qualitative characteristics were analyzed using SPSS statistical program and the means of data were compared using Duncan’s Multiple rang test. Potassium critical level in date palm leaf, 0.95 percent, was determined by Cate- Nelson graphical method. Also, the results showed that potassium treatments had a significant effect on yield and some quantitative characteristics such as weight, diameter and volume of fresh fruit, weight of pulp and pulp to seed ratio of fresh fruit.
    Keywords: Date palm, leaf, potassium critical level, Yield
  • M. Zolfaghari, V. Nazeri, F. Sefidkon, F. Rejali Page 47
    The potential of three arbuscular mycorrhizal fungi to enhance the production of essential oil and plant growth parameter was investigated in sweet basil (Ocimum basilicum). The experiment was done in randomized complete block design with four treatments and four replications. Sweet basil is one of the most important plants in lamiaceae that is used as a spice and a culinary and medicinal herb. Arbuscular mycorrhizal fungi can enhance the plant growth and development through the increase in nutrient uptake, plant hormones, reduce environment stress and increase resistant to pathogens. In this experiment, three arbuscular mycorrhizal fungi and the control (no mycorrhiza) were tested on sweet basil plant. The plant was planted in pots and grew in greenhouse, and after 90 days that plant go to the flowering stage that is the peak of essential oil content, the plants were harvested and the growth parameter and essential oil content were measured. Results showed that the growth parameter like fresh and dry weight of plant, plant height, number of leaves and branches, root fresh and dry weight and essential oil content were higher than control in all mycorrhizal treatment, and among them the Glomus intraradices was the most effective treatment to increase the growth parameter, and oil content of Ocimum basilicum plant and the G.mosseae had the least effect. These results demonstrate that arbuscular mycorrhizal fungi concomitantly increase essential oil production and biomass in an herbaceous species rich in commercially valued essential oils. Therefore, arbuscular mycorrhizal fungi potentially represent an alternative way of promoting growth of this important medicinal herb, as natural ways of growing such crops are currently highly sought after in the herbal industry.
    Keywords: Arbuscular mycorrhizal fungi, Ocimum basilicum, Growth parameters, essential oil
  • Z. Fathalipoor, D. Nabati Ahmadi, H. Rajabi Memari, A. Siahpoosh, F. Sedighi Dehkordi Page 57

    The most important composition character within a plant breeding program is to have type and amount of genetic diversity. In addition to using a visual approach and genetic tools to discern plant variation, application of statistical methods can be utilized to screen and classify genetic differences among plants within a plant population. A was study set up asarandomized complete block design with three replications to evaluate the geneticdiversity of ten different dill (Anethuprogrammm graveolens) germplasms. Analysis of variance showed significant differences (α = 0.01) among germplasms regarding the plant characters. Results elucidated the existence of great morphological/phytochemical variation among these germplasms. Application of principle components analysis has led the germplasms into four main classes based on the characters growth performance. Although, germplasms have geographically different growing conditions, some of those classified in a similar group according to their growing and plant diversity. Further analysis could categorize some of germplasms such as Varamin, Hamadan and Dezful into a distinct group having the highest rate of Carvon concentration in theirtissues, especially in the seeds.

    Keywords: Cluster analysis, Dill, Genetic diversity, Morphological traits
  • A. Alizadeh, G.A. Dianati Tilaki, B. Naserian Khiabani Page 69
    In this study seeds of two important rangeland species were treated with 3, 6, 15, 20, 30, 50, 100 and 150 Gy of gamma ray and its effect on germination traits was investigatedin range management laboratory of Natural Resources Faculty of Tarbiat Modares University. This investigation was performed in Bahman (January, 2011), and irradiated seeds were sown in Petri in a completely randomized experimental design for each species with 3 replications of 50seeds dishes, and then germination traits were evaluated. The results showed that gamma ray had no significant effect on germination traits of B.tomentellus. About the seeds of A.elongatum, the dose of 6 Gy had the most positive effect on the parameter of germination speed that had significant difference with non-irradiated seeds (p<0.05), and this parameter increased from 5.77 to 7.89 (seeds/day). Also, the vigority index of this grass was higher in 30Gy treatment and increased from 89.83 in non-irradiated seeds to 118.11 in treated seeds. Likewise, the wet weight of seedling’s root and shoot was higher in these treat too; however, the highest number of seedling’s root dry weight was related to 20 gray treat, and there was no significant difference in seedling’s shoot wet weight. In general, 100 and 150 Gy of gamma ray had negative effect on germination traits.This results show that the effect of gamma ray varies on seeds of the two investigated species
  • Z. Khazaei, M. Sayyari, M. Seydi Page 79
    To study the effect of 5- aminolevulinic acid (ALA) on some physiological responses of sweet pepper under drought stress, a factorial experiment in a randomized complete block design with 5- aminolevulinic acid and water deficit stress treatments was carried out in the greenhouse of the agricultural faculty of Ilam University. Levels of water deficit stresswere stress free conditions (irrigation within the field capacity), moderate stress (irrigation within the 60% field capacity) and severe water deficit stress(irrigation within the 30% field capacity). Four concentrations of AL Aincluding 0 (control), 0.25, 0.5, and 1 mM were applied as foliar application at three to four-leaf stage. The results showed that with increasing ALA concentrations, catalase activity, proline content, relative water content, dry weight, flower and fruit number increased but electrolyte leakage (EL) decreased. The lowest EL and the highest proline content, relative water content, fruit number and shoots fresh weight were observed at 1 mM of ALA while the highest catalase activity, dry weight and flower number were obtained with application of 0.5 mM ALA. Water deficit stressdecreased relative water content, fresh and dry weight, flower and fruits numbers, but increased EL, proline content and catalase activity. ALA with increasing of catalase activity and reducing of EL reduced the stress effects on plant growth and yield. According the results of this experiment, through the impact on growth characteristics and biochemical and physiological parameters, ALA provides better water deficit stresstolerance in pepper plants.
    Keywords: Water deficit stress Sweet pepper, Growth regulator, Biochemical parameters
  • H.A. Asadi Gharneh, K. Arzani, A. Shojaeiyan, A.R. Golparvar, N. Sabaghnia Page 93

    Strawberry is one of the most important small fruits in Iran and the world. Identification of elite cultivars according to morphological characteristics is an important task in any breeding programs of strawberry in Iran. For evaluation of morphological characteristics, the available strawberry cultivars in Iran, 15 daughter’s plants of commercial strawberries, were cultivated in the greenhouse using hydroponic system. Analysis of variance revealed significant differences among cultivars for all the traits. Results showed that the means obtained from some evaluated traits such as leaf number, branch crown number, stolon number and truss number per plant were 11.18, 4.81, 9.00 and 2.89, respectively. Total yield of cultivars varied from 45.83 to 322.9 g/plant and 4 cultivars (Aliso, Selva, Paros and Gaviota) yielded more than 250 g/plant, while cultivar Blackmore, Fresno and Kordestan produced less than 100g/plant. The amounts of fruit firmness indicated that 'Camarosa' fruits were firmer than others cultivars. By factor analysis, the characteristics were divided in to seven factors and included 14 characteristics that accounted for 90.24% of total variations. Also, cluster analysis classified the cultivars in to seven distinct groups. The means of all evaluated characteristics of the fourth group were higher than those of the total means. The cultivars of “Kordestan” and “Sequia” were placed in a distinct group. According to our results, strawberry cultivars had high variations in quantitative and qualitative traits and were suitable for breeding program of strawberry in Iran.

    Keywords: Strawberry, Commercial cultivars, Genetic diversity, Cluster analysis, Factor analysis
  • M.S. Emadi, P. Hassibi, A.R. Azimi Page 107
    To study the effect of putresine and some essential nutrients foliar application on yield and physiological characters of wheat, an experiment was conducted during 2010-2011 growing season at research field of Shahid Chamran University as split plots based on randomized compelet block design. Results showed that putresine, Boron and Molybdenum foliar application during tillering+booting growth stages significantly increased grain yield in Chamran and Star. Using putresine significantly increased Leaf Area Duration (LAD) and Leaf Area Index (LAI). Foliar application of nutrients resulted in more CO2 assimilation and stomatal conductance as against control condition (without foliar application of nutrients), so leaf temperature significantly decreased. The highest respiration rate was observed in control and the lowest was measured in putresine treatment during tillering+booting. Foliar application increased both effective grain filling period and speed of grain filling. The speed of grain filling in control condition of Chamran cultivar was 91.27 mg.d-1 while application of putresine during tillering and booting stages increased that to 145.09 mg.d-1.Because of early spring hight temperatures in Ahvaz as one of the limiting factors in yield of wheat crop, it seems that foliar application of nutrients could be effective in increasing of net assimilation, LAD, LAI, stomatal conductance, grain filling period and grain yield.
    Keywords: Wheat, Yield, Photosynthesis, Foliar application
  • M. Mojtabaie Zamani, M. Nabipour, M. Meskarbashee Page 119
    In order to study the effect of heat stress during grain filling period on yield, yield components, grain filling rate and duration, a field experiment was carried out during 2010-2011 growing season in Ahvaz conditions, as factorial based on randomized block with three replicates. The experimental factors consisted of 10 mid maturity bread wheat genotypes (Chamran, Atrak, Aflak, Dez, Falat, Darab2, Kavir, Pishtaz, S-78-11, S-83-3) and two sowing dates, including the optimum (12 Nov.) and late sowing date (21 Dec.). The results showed that in late sowing date, yield and yield components were reduced significantly in all genotypes. Atrak and Pishtaz had the minimum (8.2 %) and maximum (26.3%) reduction of grain yield, respectively. In late sowing date, Kavir and Chamran had the highest (584.3 and 579.8 g.m-2, respectively) and Pishtaz had the lowest (446.3 g.m-2) grain yield. Based on the heat susceptibility index among all genotypes, Atrak was heat- tolerant, Chamran, Kavir, Dez, Falat and Aflak were moderately tolerant and S-78-11, S-83-3, Darab2 and Pishtaz were heat- susceptible. The shortening of effective grain filling period in late sowing date resulted in reduction of thousand-grain weight and increase in grain filling rate could not compensate for grain filling period reduction. Overall, it seems that only the higher grain growth rate under heat stress during grain filling period cannot contribute to the higher grain yield and other factors such as grain filling period and number of grains per spike seem to be more important.
    Keywords: Terminal stress, Grain growth, Stress Susceptibility Index, Wheat
  • S. Ghalambaz, A. Aynehband, A. Moezzi Page 131
    In order to study the effect of integrated chemical and biological fertilizer in competition with weeds on accumulation and remobilization of dry matter, a field study was conducted at 2010-2011 in Agricultural Faculty of Shahid Chamran University of Ahwaz. The experimental design was split-plot based on randomized complete block with 3 replications. The main plot included 5 integrated nutrient managements and the sub-plot also included 3 competitions intensity. Lengths and dry weight of main stem internodes and dry matter remobilization efficiency were calculated. Our results showed dry matter accumulation and translocation efficiency was changed by changing the chemical fertilizer ratio in integrated treatments. The treatment of 50% chemical fertilizer with biological fertilizer had the highest translocation efficiency (43/30), percent of dry matter translocation (51/10), and also, dry matter translocation (2/09). Different integrated nutrient management treatments had higher effect on dry matters translocation efficiency than weed competition treatments. In addition, weight changed more than length in all 3 types of stem internodes. Finally, our results showed that integrated VS. biological methods had more consisted sitvation for wheat in ternods characters.
    Keywords: Peduncle, Penultimate, Specific weight, Efficiency, Biological fertilizers