فهرست مطالب

  • Volume:9 Issue: 1, 2015
  • تاریخ انتشار: 1394/03/25
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فروزان ایران دوست، سهیلا صفری، حمید طاهر نشاط دوست، محمد علی نادی صفحه 1
    مقدمه
    درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، یکی از درمان های شناختی رفتاری موج سوم است که اخیرا در درمان برخی شرایط و اختلالات روانی بکار برده شده و باعث افزایش انعطاف پذیری روانشناختی و ارتقاء سلامت روانی در بیماران می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین تاثیر این شیوه درمانی بر اضطراب مرتبط با درد و افسردگی زنان مبتلا به کمردرد مزمن در شهر اصفهان بود.
    روش
    این پژوهش از نوع نیمه تجربی بوده و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. شرکت کنندگان، شامل 40 نفر از زنان مبتلا به کمردرد مزمن بودند که به روش نمونه گیری در دسترس از سه کلینیک و مطب خصوصی ارتوپدی و ستون فقرات، انتخاب شده و به تصادف در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری، مقیاس اضطراب بیمارستانی و فرم کوتاه مقیاس افسردگی بود که توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8 جلسه یکساعته درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اضطراب مرتبط با درد و افسردگی را در شرکت کنندگان گروه آزمایش به طور معناداری کاهش داده است.
    نتیجه گیری
    به طور کلی، یافته های این مطالعه، بیانگر اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد، در کاهش پریشانی های روانشناختی افراد مبتلا به کمردرد مزمن و نمایانگر افق های تازه ای در مداخلات بالینی است و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای موثر سود جست.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اضطراب مرتبط با درد، افسردگی، کمردرد مزمن
  • مریم قربانی، پرویز آزادفلاح، سیدکاظم رسول زاده طباطبایی، حسن عشایری صفحات 9-18
    مقدمه
    هدف از تحقیق حاضر تعیین نقش القای هیجان مثبت و منفی در حل مساله خلاق با توجه به ابعاد برونگردی و روان گسسته است.
    روش
    پژوهش حاضر در مقوله طرح های تجربی قرار دارد؛ که ظرفیت حل مساله خلاق بر اساس مقایسه های بین گروهی مورد بررسی قرار گرفت و از سوی دیگر آثار القای هیجان مثبت و منفی در چهارچوب مقایسه های درون گروهی وارسی شد. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه های اصفهان بود. آزمودنی های داوطلبی که در کلاس های عمومی این دانشگاه شرکت داشتند، ابتدا نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک را تکمیل و سپس تعداد 40 نفراز آن ها بر اساس نمره های انتهایی توزیع در دو بعد E وP برای دو گروه برونگرد و روان گسسته گرای بالا (هر گروه 20 نفر) انتخاب شدند. هر یک از آزمودنی ها دو بار در معرض کاربندی آزمایشی (یک بار هیجان مثبت و یک بار هیجان منفی) قرار گرفت و پس از آن تکالیف حل مساله خلاق را تکمیل نمودند.
    یافته ها
    مقایسه گروه ها در متغیر ظرفیت حل مساله خلاق حاکی از عملکرد بهتر گروه برونگرد نسبت به گروه روان گسسته گرای بالا بود. تحلیل یافته های مرتبط با القای هیجان نشان داد که در گروه برونگرد حل مساله خلاق در حالت هیجان مثبت بیشتر بود اما گروه روان-گسسته گرای بالا در حالت هیجان منفی، ظرفیت حل مساله خلاق بیشتری را نشان بود.
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش حاضر تایید کننده نظریه انگیختگی پایین و خلاقیت مارتیندال است. همچنین نتایج حاکی از تاثیر متفاوت متغیر هیجان با توجه به اثر شخصیت می باشد. به عبارت دیگر، آثار متفاوت هیجان مثبت و منفی با توجه به ابعاد شخصیت مورد توجه می باشد.
    کلیدواژگان: برونگردی، روان گسسته گرایی، حل مساله خلاق، هیجان
  • شقایق نصری، مهناز خسروجاوید، ایرج صالحی، عباسعلی حسین خانزاده صفحات 19-26
    مقدمه
    پرخاشگری در سنین کودکی ممکن است منجر به رفتارهای بزهکارانه در نوجوانی و رفتارهای ضداجتماعی دربزرگسالی شود. به همین دلیل پژوهش حاضر به بررسی تاثیر آموزش مهارت های شناختی-اجتماعی بر پرخاشگری و مقبولیت اجتماعی کودکان پیش دبستانی پرداخت.
    روش
    این پژوهش از نوع آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی کودکان پسر مقطع پیش دبستانی بندر انزلی در سال تحصیلی 93-1392 تشکیل دادند. نمونه این پژوهش 24 نفر از کودکان پیش دبستانی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری پیش دبستانی و پرسشنامه مقبولیت اجتماعی استفاده شد و 12 جلسه آموزش مهارت های شناختی- اجتماعی الگوی لاد و میز (1983) در کودکان گروه آزمایش اجرا شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های شناختی- اجتماعی منجر به کاهش معنادار نمره پرخاشگری کل و خرده مقیاس های آن شد و همچنین نتایج حاصل از تحلیل کو واریانس افزایش معنادار مقبولیت اجتماعی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل را نشان داد.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که کودکان پرخاشگر مقبولیت اجتماعی پایینی دارند، به نظر می رسد که اجرای برنامه مهارت های شناختی-اجتماعی با یادگیری مهارت هایی مانند همکاری و مشارکت، کمک به دیگران و رعایت نوبت در کودکان منجر به پذیرش اجتماعی و کاهش پرخاشگری در آنان می شود.
    کلیدواژگان: مهارت های شناختی، اجتماعی، پرخاشگری، مقبولیت اجتماعی، کودکان پیش دبستانی
  • ریحانه ستاری نجف آبادی، حسن حیدری * صفحات 27-32
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مشاوره با رویکرد فراشناختی بر کاهش اضطراب امتحان در دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان انجام گرفت.

    روش

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی و کاربردی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل می باشد. از بین دانش آموزان دختر پایه چهارم دبیرستان شهر اصفهان، 40 نفر از دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (20 نفر) و درمان فراشناختی (20 نفر) جایگزین شدند. هردو گروه توسط سیاهه ی اضطراب امتحان ابوالقاسمی و همکاران نسبت به اضطراب امتحان، پیش آزمون شده و سپس گروه آزمایش تحت تاثیر 9 جلسه درمان فراشناختی، قرار گرفت ولی گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. در پایان، پس آزمون با همان ابزار انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش گروهی مداخله فراشناختی به طور معناداری نشانه های اضطراب امتحان را در گروه آزمایش کاهش داد.

    نتیجه گیری

    مداخله فراشناختی، با آگاه کردن افراد از سیستم پردازش فراشناختی و چالش با باورهای فراشناختی مثبت و منفی مربوط به نگرانی در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان موثر می باشد.

    کلیدواژگان: مداخله فراشناختی، اضطراب امتحان، دانش آموزان دختر
  • مهناز شاهقلیان، کبری میرزایی، محمد شاکرمی صفحات 33-40
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر مقایسه سیستم های مغزی رفتاری در افراد با اختلال اضطراب اجتماعی، کمرویی با نشانه های اضطراب اجتماعی، و کمرویی بدون نشانه های اضطراب اجتماعی است.
    روش
    1800 دانش آموز مقطع متوسطه شهر کرمانشاه پرسشنامه های کمرویی استنفورد و اضطراب اجتماعی را تکمیل کردند. در مرحله اول 215 نفر به عنوان کمرو و 105 نفر به عنوان مضطراب اجتماعی بر اساس نمرات پرسشنامه ها مشخص شدند. سپس از میان 105 نفر مضطرب طی مصاحبه بر اساس ملاک های DSM-IV-TR، 60 نفر انتخاب شدند. با اجرای مجدد پرسشنامه اضطراب اجتماعی در گروه 215 نفری افراد کمرو و سپس مصاحبه، گروه کمرو با نشانه های اضطراب اجتماعی و گروه کمرو بدون نشانه های اضطراب اجتماعی غربال شدند. در نهایت تمامی آزمودنی های سه گروه (هر گروه 60 نفر)، پرسشنامه پنج عاملی جکسون را تکمیل کردند.
    یافته ها
    جنگ، گریز و انجماد در گروه کمرو با نشانه های اضطراب اجتماعی بیشتر از گروه اضطراب اجتماعی است. فعالیت BIS در گروه اضطراب اجتماعی بالاتر از گروه کمروی بدون نشانه های اضطراب اجتماعی است، در مقابل رفتار جنگ در گروه کمرویی بدون نشانه های اضطراب اجتماعی به گونه معناداری بیشتر از گروه اضطراب اجتماعی است. مقایسه دو گروه کمرو نشان داد گروه کمرویی با نشانه های اضطراب اجتماعی، فعالیت BIS و رفتار گریز و انجماد بیشتری دارند. گروه کمرویی بدون نشانه های اضطراب اجتماعی فعالیت بیشتری را در BAS و جنگ نشان دادند.
    نتیجه گیری
    این یافته ها تا حدود زیادی می تواند اهمیت و نقش کمرویی را که هنوز به عنوان اختلال مجزایی در نظر گرفته نشده است در بروز اختلال اضطراب اجتماعی برجسته سازد.
    کلیدواژگان: سیستم مغزی رفتاری، اضطراب اجتماعی، کمرویی
  • رحیم یوسفی، غلامرضا چلبیانلو، رقیه باغبان نوین * صفحات 41-50
    مقدمه

    هدف از پژوهش حاضر، تعیین نقش طرحواره های ناسازگار اولیه و صفات شخصیت در پیش بینی علائم اختلال های شخصیت خوشه ب می باشد.

    روش

    روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی می باشد. نمونه آماری این پژوهش را 430 نفر از دانشجویان دانشکده های دانشگاه شهید مدنی آذربایجان تشکیل دادند که به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه چند محوری بالینی میلون (MCMI-III)، طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ- فرم کوتاه (YSQ-SF) و پرسشنامه شخصیتی نئو- فرم کوتاه (NEO-FFI) بود. داده ها از طریق رگرسیون چندگانه به روش همزمان و همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج بیانگر همبستگی معنادار طرحواره های ناسازگار اولیه و صفات شخصیتی با اختلال های شخصیت خوشه ب بود. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که، طرحواره گرفتار/ خودتحول نیافته مهم ترین پیش بینی کننده اختلال شخصیت نمایشی می باشد. طرحواره معیارهای سرسختانه بیشترین نقش را در پیش بینی شخصیت خودشیفته ایفا می کند. همچنین طرحواره بی اعتمادی مهم ترین پیش بینی کننده اختلال های شخصیت ضد اجتماعی و مرزی بود. در نهایت صفت روان آزردگی، بیش از سایر صفات شخصیت، قدرت پیش بینی اختلال های شخصیت خوشه ب را داشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته ها می توان بیان کرد که طرحواره های ناسازگار اولیه و صفات شخصیت نقش مهمی در پیش بینی علائم اختلال های شخصیت دانشجویان دارند.

    کلیدواژگان: اختلال های شخصیت، طرحواره های ناسازگار اولیه، شخصیت
  • زهره کشاورزصفیئی، ربابه نوری، جعفر حسنی صفحات 51-59
    مقدمه
    اختلال کم کاری میل جنسی از اختلالات شایع جنسی در زنان است. به منظور تعیین اثر آموزش مهارت های زوجی و جنسی بر زنان مبتلا به این اختلال، بسته آموزشی تدوین شد و پژوهش حاضر، به منظور تعیین اثربخشی بسته آموزشی در بهبود کم کاری میل جنسی و رضایت زناشویی زنان انجام شد.
    روش
    طرح پژوهش تک موردی با خطوط پایه چندگانه بود. ابتدا، با مرور پیشینه پژوهشی، بسته آموزشی تدوین شد. سپس، 4 خانم مبتلا به کم کاری میل جنسی در یک مداخله 13 جلسه ای شرکت کردند. ابزار مورد استفاده عبارت بود از: پرسشنامه های رضایت زناشویی (ENRICH)، و شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI). بیماران یک ماه نیز پیگیری شدند.
    یافته ها
    ارزیابی های پس از آموزش و پیگیری یک ماه پس از اتمام مداخله نشان داد میل جنسی و رضایت زناشویی شرکت کنندگان افزایش یافت. شیب بهبودی هم در مورد میل جنسی و هم در مورد رضایت جنسی از جلسه نهم بود که همسران شرکت کنندگان در جلسه شرکت کردند و علاوه بر آموزش مهارت های ارتباطی و زوجی از تکنیک تمرکز حسی نیز استفاده شد.
    نتیجه گیری
    پژوهش حاضر نشان داد بسته آموزشی مهارت های زوجی و جنسی موجب افزایش میزان رضایت زناشویی شرکت کنندگان و همچنین بهبود میل جنسی زنان می شود.
    کلیدواژگان: کاهش میل جنسی، آموزش مهارت های زوجی و جنسی، میل جنسی، رضایت زناشویی
  • عاطفه عبدالمنافی، الهام نظامی پور، محمدعلی بشارت، مهین اعتمادی صفحات 61-69
    مقدمه
    پژوهش حاضر، با هدف تعیین نقش واسطه ای سبک های مقابله ای و شیوه های حل مسئله در رابطه بین نشخوار فکری و افسردگی در دانشجویان انجام گرفت.
    روش ها
    در یک بررسی از نوع توصیفی، 200 دانشجوی دختر از مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد قم به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس پاسخ های نشخواری (RRS)، افسردگی بک (BDI-II)، سبک های حل مسئله و راهبردهای مقابله ای (CRI) را تکمیل کنند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که بین ابعاد نشخوار، ابعاد حل مسئله، به جز بعد اجتنابی، و ابعاد سبک مقابله ای، به جز بعد حمایتی و حل مسئله با افسردگی رابطه مثبت معنادار و بعد شناختی سبک مقابله ای با افسردگی رابطه منفی معنادار دارد و نتایج معادلات ساختاری نیز نشان داد که دو بعد مهارگری و درماندگی شیوه های حل مسئله و ابعاد شناختی، جسمانی و هیجانی سبک های مقابله ای، در رابطه بین نشخوار فکری و افسردگی نقش واسطه ای دارند.
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش حاکی از آن است که رابطه بین نشخوار و افسردگی با توجه به نقش واسطه ای سبک های مقابله ای و شیوه های حل مسئله غیر سازنده دقیق تر و جامع تر تبیین خواهد شد. بعلاوه این یافته ها ضمن اشاره به پیچیدگی طبیعت افسردگی، به شناخت و مفهوم پردازی متغیرهای مختلف موثر بر افسردگی تاکید می کند.
    کلیدواژگان: افسردگی، نشخوار فکری، سبک های مقابله ای، حل مسئله
  • سمیه ساداتی فیروزآبادی صفحات 71-75
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر، تبیین شاخص های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی دانش آموزان بوده است.
    روش
    روش تحقیق از نوع همبستگی بود. 677 دانش آموز به شیوه نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای از دبیرستان های شهر شیراز انتخاب شدند و به تکمیل مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی پرداختند. داده های بدست آمده به شیوه تحلیل عاملی و همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    به منظور تعیین اعتبار آزمون از دو روش باز آزمایی و همسانی درونی استفاده شد. نتایج تحلیل عامل نشان داد که این مقیاس دارای پنج مولفه رضایت از خود، دوستان، مدرسه، خانواده و رضایت از محیط می باشد. بعلاوه، شاخص های برازش تحلیل عامل تاییدی وجود عوامل پنجگانه را تایئد کرد. نتایج همسانی درونی برای پنج مولفه ذکر شده با استفاده از آلفای کرونباخ برابر ضرایب 86/0، 81/0، 83/0،79/0 و76/0 بود که حاکی ازاعتبار مناسب آزمون است. بعلاوه نتایج نشان داد بین دو بار اجرا مقیاس بعد از سه هفته میانگین ضریب همبستگی 82/0 بدست آمد.
    نتیجه گیری
    مقیاس چند بعدی رضایتمندی از زندگی دارای اعتبار و روایی مناسبی است و از این مقیاس می توان در موقعیت بالینی و پژوهشی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: رضایتمندی از زندگی، اعتبار، روایی، تحلیل عاملی
  • امید سلیمانی فر، فرزانه شعبانی، زهرا رضایی، مهدی رسولی، علی اصغر رسولی صفحات 85-94
    مقدمه
    باورهای خودکارآمدی و شناخت های خود مرجع منفی می توانند نقش قابل توجهی در عملکرد افراد در موقعیت های کلی و بخصوص اجتماعی داشته باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای باورهای خودکارآمدی عمومی و اجتماعی در رابطه بین خود ابرازگری های منفی و اضطراب اجتماعی بررسی شد.
    روش
    پژوهش حاضر، طرحی توصیفی همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دبیرستانی شهرستان بود. برای این منظور 318 دانش آموزان دبیرستانی با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب و نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تفسیر شد. در این پژوهش از پرسشنامه خودکارآمدی برای کودکان و نوجوانان (SEQ-C)، مقیاس خودکارآمدی برای موقعیت های اجتماعی (SESS)، خود ابرازگری عاطفی منفی (NASSQ) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA) استفاده شد.
    یافته ها
    بین باورهای خودکارآمدی عمومی و اجتماعی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. اما بین خودابرازگری های منفی با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود داشت؛ همچنین بین خود ابرازگری های منفی و باورهای خودکارآمدی عمومی و اجتماعی رابطه منفی و معنادار مشاهده شد. روش تحلیل مسیر حاکی از برازش خوب مدل بود و نتایج نشان داد که خودابرازگری های منفی به واسطه ی باورهای خودکارآمدی (عمومی و اجتماعی) بر اضطراب اجتماعی دانش آموزان دارای اثر غیرمستقیم و معنادار است.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش می توان گفت که شناخت های خود مرجع بر باورهای مربوط به توانایی های کلی و توانایی های خاص تاثیر می گذارند و همچنین می تواند میزان کلی اضطراب اجتماعی را کاهش یا افزایش دهند.
    کلیدواژگان: باورهای خودکارآمدی، خودابرازگری منفی، اضطراب اجتماعی
  • فاطمه اکبری، مریم طالبی، علی فتحی آشتیان ی صفحه 95
    مقدمه
    افسردگی یکی ازبیماری های شایع روانی است که با دوره های طولانی مدت، تنوع علایم، بالابودن میزان عود واختلالات فیزیکی وروانی زیادی همراه است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم مغز بر کاهش نشانه های افسردگی دانش آموزان دختر مبتلا به اختلال افسردگی بود.
    روش
    این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی همراه با گمارش تصادفی آزمودنی ها، در گروه های آزمایش و کنترل، به همراه پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه بود. از میان افراد مراجعه کننده به کلینیک توانبخشی پارند، به روش نمونه گیری در دسترس، 30 دانش آموز با تشخیص افسردگی انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای گرفتند. ابزار به کار رفته در این پژوهش، مقیاس افسردگی بک بود. جلسات درمانی تحریک الکتریکی مستقیم مغز (tDCS) شامل 20 دقیقه تحریک آنودال ناحیه F3، و تحریک کاتودال ناحیه حدقه ای راست با شدت جریان 2 میلی آمپر بود. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون تی وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین میانگین گروه های آزمایش و کنترل در میزان افسردگی در مرحله ی پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تی وابسته نشان داد که بین نشانه های افسردگی دانش آموزان دختر در مرحله ی پس آزمون و مرحله پیگیری، تفاوت معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر، اثربخشی روش درمان تحریک الکتریکی مستقیم مغز (tDCS) بر نشانه های افسردگی در طول زمان از پایداری مناسبی برخوردار می-باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، به نظر می رسد که تحریک الکتریکی مستقیم مغز (tDCS) می تواند موجب کاهش نشانه های افسردگی افراد مبتلا به افسردگی اساسی گردد. لذا، به روانشناسان و روان درمانگران پیشنهاد می گردد که از تحریک الکتریکی مستقیم مغز (tDCS) به عنوان یک روش مداخله ای در جهت پیشگیری مشکلات افراد مبتلا به افسردگی اساسی استفاده شود.
    کلیدواژگان: تحریک الکتریکی مستقیم مغز (tDCS)، افسردگی، دانش آموز، دختر
  • فرهاد خرمایی، اعظم فرمانی، شکیبا کلانتری صفحه 100
    مقدمه
    صبر از مهم ترین فضیلت های اخلاقی است که در قرآن کریم بر آن تاکید فراوان شده است و نقش مهمی در سلامت روانی و جسمی انسان ایفا می کند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی مولفه های صبر (متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ) در سه گروه بیماران مبتلا به افسردگی اساسی، اضطراب تعمیم یافته و افراد بهنجار بود.
    روش
    مشارکت کنندگان در پژوهش بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب تعمیم یافته بودند که در این میان 30 نفر با تشخیص اختلال افسردگی اساسی، 30 نفر با تشخیص اختلال اضطراب تعمیم یافته و یک گروه 30 نفری از افراد بهنجار نیز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. هر سه گروه (افسرده، مضطرب و بهنجار) بر حسب متغیرهای سن، جنس، فقدان بیماری های جسمی و عدم ابتلا به سایر بیماری های روانی همتاسازی شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر و مقیاس صبر بود.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از آن است که در تمام مولفه های صبر میان سه گروه، تفاوت های معناداری وجود دارد. بدین صورت که افراد مضطرب در مولفه ی متعالی شدن صبر نمرات بالاتری نسبت به بیماران افسرده و افراد بهنجار کسب کردند. علاوه بر این، افراد بهنجار در مولفه ی شکیبایی نمرات بالاتری نسبت به بیماران افسرده و مضطرب بدست آوردند. نتایچ مطالعه نشان داد گروه بهنجار در مولفه ی رضایت نیز نمرات بالاتری نسبت به دو گروه دیگر نشان دادند و افراد افسرده و مضطرب نسبت به گروه بهنجار نمرات بالاتری در مولفه ی استقامت بدست آوردند. همچنین گروه افسرده نمرات بالاتری نسبت به افراد بهنجار در مولفه ی درنگ کسب کردند.
    نتیجه گیری
    معنای ضمنی نتایج پژوهش این است که ضرورت دارد مولفه های صبر به عنوان عاملی موثر در درمان و مشاوره با بیماران افسرده و مضطرب مورد توجه و بررسی علمی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت، درنگ
|
  • Foroozan Irandoost, Soheila Safary, Hamid Taher Neshatdoost, Mohammad Ali Nadi Page 1
    Introduction
    Acceptance and commitment therapy (ACT) is one of the third wave's cognitive behavioral therapies and is currently being used in the treatment of a number of psychological conditions and disorders. It also enhances psychological flexibility and subsequently improves patient's mental health. The present research was conducted in order to study the effect of ACT on pain related anxiety and depression in chronic low back pain females in Isfahan.
    Method
    This was a semi-experimental research, and a pre-test, post-test design with a control group was applied. Participants included 40 women with chronic low back pain that were selected with a convenience sampling method from three clinical centers and were randomly assigned into control and experimental groups. All the participants completed both the Hospital Anxiety Scale (HAS) and the short Depression Scale as the pre-test and post-test. Afterwards the experimental group participated in 8 sessions of Acceptance and commitment therapy each of which lasted for one hour.
    Results
    Results indicated that there is a meaningful decrease in pain related anxiety and depression, in the experimental group.
    Conclusion
    Generally, the findings of this study show the efficacy of ACT in decreasing the psychological distress in patients with chronic low back pain and also represents new horizons in clinical interventions which can be used as an appropriate intervention.
    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy (ACT), Pain Related Anxiety, Depression Chronic low Back Pain
  • Maryam Ghorbani, Parviz Azad Fallah, Seyyed Kazem Rasoolzadeh Tabatabaee, Hasan Ashayeri Pages 9-18
    Introduction
    The aim of the current study was to assess the induction role of positive & negative emotions on creativity tasks & it's relation with extraversion & psychoticism.
    Method
    To do so، according to the extreme score in the extroversion and psychoticism dimensions of the Persian version of the Eysenck Personality Questionnaire- Revised (EPQ-R) and inclusion criteria two groups including extraverted and high psychoticism (each with 20 participants) were selected from the female student's population. During performing creativity tasks، participants watched positive and negative mood- eliciting film clips.
    Results
    Results show high scores in creativity tasks in comparison to psychoticism. The assessment of the effect of mood on creative performance show that، extraverts were more likely to produce more creativity responses in positive moods, whereas in negative moods the high psychoticism group displayed this relation.
    Conclusion
    Findings indicated that personality dimensions have a moderating role in creativity and effect of mood on creativity. Our findings have been supported from Martindal's theory of creativity.
    Keywords: Extraversion, Psychoticism, Creative Problem solving, Emotion
  • Shaghayegh Nasri, Mahnaz Khosrojavid, Iraj Salehi, Abasali Hossein Khanzadeh Pages 19-26
    Introduction
    Aggression in childhood may lead to delinquent behavior's in adolescence and antisocial behavior's in adulthood. The present study was designed to investigate the effectiveness of social –cognitive skills training on aggression and social desirability of preschool children.
    Method
    This research was an experimental research and conducted with pre-posttest design with control group. The statistical population of this study consisted of all preschool boys children's in Bandar Anzali city in 2013-2014 academic years. The sample of this research were 24 preschool children who were selected by random cluster sampling and were randomly divided into control and experimental group. The data collected with the Preschool Aggression Questionnaire and Social Desirability Questionnaire. Social-Cognitive Skills (Ladd & Mize Model 1983) were training on children experimental group in 12 sessions.
    Results
    The results of analysis of covariance showed that the social-cognitive skills training resulted in a significant decrease in total score and subscales of aggression. Morever the results show a significant increase in social desirability in the experimental group compared with the control group.
    Conclusion
    Given that aggressive children have low social desirability, it seems that the training of social –cognitive skills by increase skills such as cooperation, participation, helping others and taking-turns, will lead to social desirability and decrease aggression.
    Keywords: Social, Cognitive Skills Training, Aggression, Social Desirability, Preschool Children
  • Reihaneh Sattary Najaf Abady, Hasan Heidary Pages 27-32
    Introduction

    The present study has aimed to examine the effectiveness of counseling and the meta- cognitive approach on reducing test anxiety in students.

    Method

    The present study was a quasi-experimental practical research, along with a pre-tests and post-tests design and control groups. Forty students were selected by using a randomly cluster sampling method among the fourth grade high school female students in Isfahan. These students were randomly replaced into two groups: the control (n=20) and meta-cognitive therapy groups (n=20). Both groups were pre-tested for test anxiety inventory by Abolghasemi and coworkers. Afterwards the test group was affected by meta-cognitive therapy in 9 sessions while the control group did not receive any training. Finally, tests were performed with the same tools.

    Results

    The covariance analysis showed that the meta-cognitive training group significantly reduced the symptoms of test anxiety in the experimental group.

    Conclusion

    By informing people of the meta-cognitive processing system and the challenge of positive and negative meta-cognitive beliefs, meta-cognitive interventions are effective in reducing test anxiety in female students.

    Keywords: Meta, Cognitive Intervention, Test Anxiety, Female Students
  • Mahnaz Shahgholian, Kobra Mirzaei, Mohammad Shakarami Pages 33-40
    Introduction
    The purpose of the present study is to compare Brain/Behavioral systems in social anxiety, shyness with social anxiety symptoms, and shyness without social anxiety symptoms.
    Method
    1800 high school students in Kermanshah completed the Stanford Shyness and Social Anxiety questionnaires. Firstly, according to the gained scores, 215 subjects were selected as shy and 105 subjects were selected as social anxiety disorders. Afterwards, among the 105 nervous people 60 were selected based on the DSM-IV-TR interview. By performing the SPIN questionnaire again on the 215 shy sample and also interviewing them once more, two shy groups with/without anxious symptoms were selected. In the end, all the subjects of each group (each group 60 people) completed the Jackson-5 questionnaire.
    Results
    Fight, flight, and freeze with social anxiety symptoms was much higher in the shy group compared to the social anxiety group. Although BIS in the social anxiety group was higher compared to the shy group without social anxiety symptoms, fights were meaningfully higher in the shy group without social anxiety symptoms compared to social anxiety group. The comparison between the two shy groups showed that the shy group with social anxiety symptoms had more BIS, flight and freeze behaviours compared to the shy group without social anxiety symptoms.
    Conclusion
    Also, the shy group without social anxiety symptoms showed higher BIS and fighty activities.
    Keywords: Brain, Behavioral System, Social Anxiety, Shyness
  • Rahim Yousefi, Gholamreza Chalabianloo, Roghaiyeh Baghban Novin Pages 41-50

    Abstract

    Introduction

    The aim of the present study was to examine the role of early maladaptive schemas and personality traits in predicting the symptoms of cluster B personality disorders.

    Method

    This research is a correlational study. The population included 430 students of the Azerbaijan University of Shahid Madani who were randomly selected. The Millon Clinical Multiaxial Inventory-III (MCMI-III), Young early maladaptive Schemas - Short Form (YSQ-SF) and NEO Personality - Short Form (NEO-FFI), were used as data collection tools.The Data Analysis of this study was performed by multiple regression and Pearson correlation.

    Results

    Multiple regression analysis showed that enmeshment/undeveloped self-Schema was the best predictor of Histornic personality disorder. Unrelenting standards play the most important role in Narcissistic personality disorder. Also, mistrust Schema was the best predictor of antisocial and borderline personality disorders. Neuroticism traits had the most power in predicting Cluster B personality disorders, compared to other personality traits.

    Conclusion

    Early maladaptive schemas and personality traits play an important role in predicting the symptoms of personality disorders in students.

    Keywords: Personality Disorders, Early Maladaptive Schemas, Personality
  • Pages 51-59
    Introduction
    Hypoactive Sexual Desire Disorder (HSDD) is a prevalent sexual dysfunction in women. For determining the effects of marital and sexual skill training in HSDD patients, an educational package was developed. The efficiency of the package was assessed for improving sexual disorders and marital satisfaction in HSDD women.
    Method
    The design of this study was a single case with multiple base lines. At first, the package was developed by reviewing the literature. The clinical psychologists assessed the package and later on were revised by their recommendations. Afterwards, 4 women with HSDD participated in 13 intervention sessions. The instruments were: marital satisfaction questionnaire (Enrich) and female sexual function index (FSFI). These patients had a 1 month follow-up period.
    Results
    The assessments after interventions and a 1 month follow-up showed that sexual desire and marital satisfaction had increased in the patients. From the ninth sessions the curve of both sexual desire and marital satisfaction increased.
    Conclusion
    The results of the research showed the educational packages in regards to marital and sexual skills increased the marital satisfaction o fHSDD patients and their sexual desires.
    Keywords: Hypoactive Sexual Desire, Marital, Sexual Skills Education, Sexual Desire, Marital Satisfaction
  • Atefe Abdolmanafi, Elham Nezamipour, Mohammad Ali Besharat, Mahin Etemadi Nia Pages 61-69
    Introduction
    The aim of the current study was to explore the mediating role of the coping and problem solving styles on the relationship between rumination and depression in Qom's students.
    Method
    In a descriptive study, participants were selected from the undergraduate students of the Qom Azad University (N=200 females) through a random sampling. Participants completed the Ruminative Response Scale (RRS), Beck Depression Inventory (BDI), and the Problem Solving Styles and Coping Responses Inventory (CRI). Data were analyzed by using a Structural Equation Modeling.
    Results
    The results of the present study illustrated that coping styles, non-constructive problem solving styles, rumination and depression have a significant relationship with each other. The structural equation model revealed that the two dimensions of problem solving styles, helplessness and control, and cognitive, physical and emotional dimensions of coping styles have mediating roles in the relation between rumination and depression.
    Conclusion
    Findings of the present study suggests that the relationship between rumination and depression will be explained more accurately and more comprehensively by a mediating role of coping styles and non-constructive problem solving styles. The results implicated the complicated nature of depression, and emphasized the understanding and conceptualization of influenced diverse variables on depression.
    Keywords: Depression, Rumination, Coping Styles, Problem Solving
  • Ghavam Moltafet Pages 71-75
    Introduction
    The purpose of this study was to investigate the factor structure, validity and reliability of the multidimensional student’s life satisfaction.
    Method
    This study had a correlation design. The sample consisted of 677 high school students which were selected by a multi stage cluster sampling in Shiraz city. The participants completed the multidimensional student’s life satisfaction scale. Data were analyzed by using factor analyses and correlation.
    Results
    By using the alpha Cranach's the internal consistency of this scale were, 0/86, 0/81. 0/83,0/79 and 0/76 for self, family, school, friend and environment living life satisfaction and the mean of three week test- retest coefficient was 0.82. The results of the factor analysis revealed that MSLS is a multidimensional instrument with five distinct and related factors including self, family, school, friends and environment living satisfaction. In addition, goodness of fit indices of confirmatory factor analysis confirmed the 5 extracted factors.
    Conclusion
    The multidimensional student’s life satisfaction scale (MSLS) has an appropriate reliability and validity and is a suitable scale for research and clinical.
    Keywords: Life Satisfaction, Reliability, Validity, Factor Analysis
  • Omid Soliemanifar, Farzaneh Shaabani, Zahra Rezaei, Mahdi Rasuli, Ali Asghar Rasouli Pages 85-94
    Introduction
    Self-efficacy beliefs and negative self-referent cognitions can have a significant role in the general performance of individuals and in particular their social position. The aim of this study was to investigate the mediation role of Self-efficacy beliefs on the relationship between negative self-statements and social anxiety.
    Method
    The Present study was a descriptive correlational design of a type path analysis. The society of this study consisted of all high school students of Gotvand Township in the academic year 2011-2012. In this study, 318 high schools students (196 girl and 122 boy; mean 16/26) were selected randomly by a multi-stage random cluster sampling. The results were interpreted using Pearson correlation and path analysis. The data were collected by using the Self-Efficacy Questionnaire for Children (SEQ-C), Self-Efficacy for Social Situations Scale (SESS), Negative Affectivity Self-Statement (NASSQ) and Social Anxiety Scale for Adolescents (SASA).
    Results
    Results show that there is significant negative correlation between self-efficacy beliefs (general and social) and social anxiety. Negative self-statements had a significant positive correlation with social anxiety. It has been seen that there was a significant negative correlation between negative self-statements and self-efficacy beliefs (general and social). Path analysis indicated a good fitness for the model and results revealed that negative self-statements have a significant indirect effect on social anxiety by the mediation of self-efficacy beliefs (general and social).
    Conclusion
    According to the findings, it can be said that self-referent cognitions influencbeleifs about general and special abilities and can also increase or decrease overall rates of social anxiety.
    Keywords: Self, Efficacy Beliefs, Negative Self, Statements, Social Anxiety
  • Fatemeh Akbari, Maryam Talebi, Ali Fathi, AshtianiÝ Page 95
    Introduction
    Depression is a common disorder characterized by prolonged periods of time, variety of symptoms, a high rate of recurrence, and lots of physical and mental disorders. The aim of this study is to investigate the effectiveness of direct electrical stimulations of the brain on reducing the symptoms of depression among female students.
    Method
    This research is a semi-experimental study, in which the subjects were randomly assigned to control and experimental groups. These groups were accompanied by pretest, posttest and follow-ups. Thirty students were selected among patients referring to the clinic using a random assignment. They were then randomly assigned into two experimental (n=15) and control (n=15) groups. The Beck Depression Scale was used in the current study. The treatment sessions with a direct electrical stimulation of the brain (tDCS) included 20-min anodal stimulation of F3 region, and Kathodal stimulation of the right orbit with a current of 2 mA. Data were analyzed using analysis of covariance and a dependent t-test.
    Results
    Analysis of the data using analysis of covariance showed that there is a significant difference between experimental and control groups in the rates of depression in the post-test phase. Also, the analysis of data using dependent t-test showed that there were no significant differences among female students at the post-test and follow-up phase. In other words, the effectiveness of direct electrical stimulation of the brain (tDCS) on depressive symptoms has a good stability over time.
    Conclusion
    The results showed that electrical stimulation of the brain (tDCS) can reduce the symptoms of depression in patient with major depression. Hence, the recommend psychologists and psychotherapists to use direct electrical stimulation of the brain (tDCS) as an intervention method to prevent problems in patient with major depression.
    Keywords: Transcranial Direct Current Stimulation of the Brain (tDCS), Depression
  • Farhad Khormaei, Azam Farmani, Shakiba Kalantari Page 100
    Introduction
    Patience is the most moral construct that is emphasized in the holy Quran and has a significant role in promoting mental and physical health. The aim of the present study was to compare patience components (Transcendence, Tolerance, Consent, Persistence, Delay) among patients with major depression, generalized anxiety disorder and normal individuals.
    Method
    depression disorder and generalized anxiety disorder. Thirty patients with MDD, 30 patients with GAD and 30 normal individuals were recruited among them via an available sampling method. Moreover, the three groups were matched on the basis of age, gender and lack of medical and other mental diseases. Participants completed Beck Depression Inventory (BDI- II), Speilberger State – Trait Anxiety Inventory (STAI) and the Patience Scale.
    Results
    The results indicated that there were significant differences between the three groups with regards to the components of patience. In other words, anxious individuals in comparison with depressed and normal individuals got higher scores in the component of Transcendence. Moreover, normal individuals compared to anxious and depressed individuals got higher scores in the component of Tolerance. Normal individuals also got higher scores in the component of Consent compared to the two groups. Depressed and anxious individuals in comparison with normal individuals got higher scores in the component of Persistence. Finally, the depressed group compared to the normal group showed higher scores in the component of Delay.
    Conclusion
    It can be concluded that applying patience components in the treatment of depressed and anxious patients is necessary.
    Keywords: Transcendence, Tolerance, Consent, Persistence, Delay