فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 3 (پیاپی 6، پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/09/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سید علیرضا صدر، علی اصغر انواری رستمی، محمدحسین ودیعی صفحات 1-25
    هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه چرخه عمر شرکت ها و نقدشوندگی سهام شرکت هاست. در این پژوهش تفکیک شرکت ها به مراحل رشد، بلوغ و افول با استفاده از چهار عنصر رشد فروش، مخارج سرمایه ای، نسبت سود تقسیمی و سن شرکت و با استفاده از روش آنتونی و رامش و بر طبق روش شناسی پارک و چن صورت گرفته و از معیار نرخ گردش به منزله معیار نقدشوندگی استفاده شده است. تحلیل داده های گردآوری شده در این پژوهش در سه مرحله انجام شده است. نخست، شرکت های عضو نمونه آماری به مراحل رشد، بلوغ و افول طبق هبندی شده، سپس میزان نقدشوندگی شرکت های هر دسته بررسی شد و درنهایت، برای بررسی فرضی ه های این پژوهش باید از آزمون مقایسه شاخص مرکزی بیش از دو جامعه مستقل استفاده کرد. نتایج حاصل از 459 سال شرکت طی دوره زمانی 1388 تا 1390 نشان می دهد که نقدشوندگی سهام شرک تها در دوره بلوغ بیشتر از دوره افول است و در دوره های رشد و بلوغ برابر هستند.
    کلیدواژگان: چرخه عمر شرکت، رشد فروش، مخارج سرمایه ای، نسبت سود تقسیمی، سن و نقدشوندگی سهام شرکت
  • احمد احمدپور، مهراب نصیری صفحات 27-48
    این مقاله به بررسی رابطه بین مدیریت سود با اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام و حجم معاملات در شرکت های با مالکیت غیرنهادی بالا طی سال های 1387 تا 1391 می پردازد. نمونه تحقیق شامل 48 شرکت است که مالکیت غیرنهادی در نمونه های انتخابی در سطح بالا قرار دارد. در این تحقیق برخلاف تحقیقات انجام شده از شاخص جدیدی برای اندازه گیری مدیریت سود استفاده شده است. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بوده و فرضیه ها از طریق رگرسیون چندگانه به روش داده های تابلویی آزمون شده اند. نتایج نشان می دهد، بین مدیریت سود و اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. ازآنجاکه اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام معیار نقدشوندگی سهام در نظر گرفته شده است و این معیار رابطه معکوس با نقدشوندگی سهام دارد، لذا بین مدیریت سود و نقدشوندگی سهام رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد. علاوه براین، نتایج نشان می دهد، بین مدیریت سود و حجم معاملات رابطه منفی و معناداری وجود دارد. به طورکلی، شرکت هایی که مالکیت غیرنهادی بالایی دارند، مدیریت سود در آنها رابطه معکوسی با نقدشوندگی بازار سهام دارد.
    کلیدواژگان: مدیریت سود، اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام، حجم معاملات، نقدشوندگی سهام، مالکیت غیرنهادی
  • محمدرضا رستمی، فرناز برخورداری صفحات 49-68
    تقسیم سود یکی از موضوعات مهم در امر تصمیم گیری در بازار بورس اوراق بهادار تلقی می شود. از سوی دیگر، تصمیمات مرتبط با سود تقسیمی توسط مدیران مالی و سهامداران مستقل از فضای کلان اقتصادی و ریسک های مالی (سیستماتیک و غیرسیستماتیک) اتخاذ نمی شود. ازاین رو، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر ریسک های مالی و بی ثباتی متغیرهای کلان اقتصادی بر سیاست تقسیم سود در 54 شرکت منتخب پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی1380-1391 پرداخته است.
    نتایج این مطالعه نشان داد که تاثیر ریسک سیستماتیک بر سود تقسیمی مثبت و تاثیر ریسک غیرسیستماتیک منفی است. همچنین، از بین متغیرهای کلان اقتصادی نیز صرفا نااطمینانی از درآمد سرانه تاثیر منفی و معنی داری بر سیاست تقسیم سود دارد. بر اساس اندازه ضرایب تاثیر بی ثباتی درآمد سرانه بر سود تقسیمی بیشتر از ریسک غیرسیستماتیک و آن نیز بیشتر از ریسک سیستماتیک است.
    کلیدواژگان: بی ثباتی، متغیرهای کلان اقتصادی، ریسک سیستماتیک، ریسک غیرسیستماتیک، تقسیم سود
  • علی رحمانی، زهره عارف منش، زهرا فرشی صفحات 69-94
  • زهره حاجیها، الهام سعید صفحات 95-114
    متنوع سازی شکلی از استراتژی شرکتی است که بسیاری از مدیران برای بهبود عملکرد شرکت خود از آن استفاده می کنند. شرکت ها از نظر تنوع فعالیت و تنوع جغرافیایی با هم متفاوت هستند. هدف این پژوهش این است که آیا متنوع سازی شرکتی، رابطه مثبتی با عدم تقارن اطلاعاتی دارد؟
    در این پژوهش، طبق استاندارد شماره 25 حسابداری ایران، برای اندازه گیری متنوع سازی شرکتی از متنوع سازی تجاری و جغرافیایی استفاده شد. متنوع سازی شرکتی متغیر مستقل و عدم تقارن اطلاعاتی متغیر وابسته در نظر گرفته شد.
    به منظور آزمون فرضیه ها تعداد 86 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1386 تا 1391 برای نمونه انتخاب شد. برای تحلیل مدل با استفاده از روش پانل، بهترین مدل از بین مدل با آثار ثابت و تصادفی تخمین زده شد.
    نتایج نشان داد، بین متنوع سازی شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و از بین متنوع سازی تجاری و جغرافیایی، متنوع سازی تجاری رابطه بیشتری با عدم تقارن اطلاعاتی دارد.
    کلیدواژگان: متنوع سازی شرکتی، متنوع سازی تجاری، متنوع سازی جغرافیایی، عدم تقارن اطلاعات
  • فاطمه مرادی، سعید شیرکوند، رضا تهرانی صفحات 115-139
    پژوهش حاضر به بررسی تاثیر نوع ساختار مالکیت شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران بر عملکرد سرمایه فکری آنها می پردازد. عملکرد سرمایه فکری شرکت ها به کارایی سرمایه گذاری انجام شده در منابع مشهود و نامشهود بستگی دارد و مزیت رقابتی شرکت را در بلندمدت تحت تاثیر قرار می دهد. این پژوهش آزمون می کند که آیا نوع ساختار مالکیت (دولتی و غیردولتی شامل شرکتی و انفرادی) می تواند تغییرات عملکرد سرمایه فکری را توضیح دهد. این پژوهش با بهره گیری از یک مدل تجربی به نام پولیک به اندازه گیری عملکرد سرمایه فکری 141 شرکت حاضر در نمونه می پردازد که براساس قواعد غربالگری انتخاب شده بودند. داده ها شامل تمامی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1381 تا 1391 است. نتایج حاصل از آزمون تاثیر نوع ساختار مالکیت بر عملکرد سرمایه فکری شرکت ها با استفاده از نرم افزار ایی ویوز نسخه 7 و مدل های پنل دیتا نشان دهنده وجود رابطه معنی دار بین آنهاست که این رابطه معنی دار بین مالکیت دولتی و عملکرد سرمایه فکری یک رابطه معکوس (منفی) است.
    کلیدواژگان: عملکرد سرمایه فکری، نوع ساختار مالکیت، مالکیت دولتی، مالکیت غیردولتی، مدلهای پنل دیتا
  • رویا آل عمران، سیدعلی آل عمران صفحات 141-165
    هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر مدیریت بی ثباتی سیاست پولی توسط بانک مرکزی بر بازدهی کل بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی فصل اول سال 1377 تا فصل چهارم سال 1390 است. برای این منظور ابتدا شاخص بی ثباتی سیاست پولی با استفاده از مدل EGARCH برآورد شده و سپس با استفاده از روش جوهانسن- جوسیلیوس تاثیر بی ثباتی سیاست پولی بانک مرکزی بر بازدهی کل بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل حاکی از آن است که بی ثباتی سیاست پولی بانک مرکزی، قیمت سکه، شاخص قیمت زمین و نرخ سود بانکی تاثیر منفی و معنی داری بر بازدهی کل بورس اوراق بهادار تهران داشته و سیاست پولی انبساطی بانک مرکزی و تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبت و معنی داری بر بازدهی کل بورس اوراق بهادار تهران دارند. همچنین، نتایج براساس ضریب جمله تصحیح خطا حاکی از آن است که در هر دوره (هر فصل) حدود 01/ 0 از عدم تعادل کوتاه مدت، برای رسیدن به تعادل بلندمدت تعدیل می شود.
    کلیدواژگان: بی ثباتی، سیاست پولی، شاخص قیمت و بازده نقدی، هم انباشتگی، مدل EGARCH، روش جوهانسن، جوسیلیوس
|
  • Seyed Alireza Sadr, Dr. Ali Asghar Anvari Rostami, Dr. Mohammad Hossein Vadiee Noghabi Pages 1-25
    A major source of financing in the capital markets by companies and governments all over the world is to recognize a suitable place to invest. One thing that is attractive for investors in the stock exchange is awareness of the factors which affects the liquidity of the shares، and the main objective of this study is to investigate the relationship between the corporate life cycle and the liquidity of the company''s shares. In this research، firms were assigned into growth، maturity and decline stages using four factors of sales growth، capital expenditures، dividends profit ratio and the age of company based on Anthony and Ramesh approach and in accordance with the methodology of Park and Chen (2006). In various researches such as Marshall (2006)، Chan and Faff (2003)، Baker and Stein (2003) and Datar et al. (1998) the circulation rate criterion is used as a measure of liquidity. In this study، collected data was analyzed in three stages. First، a sample of companies has been classified by growth، maturity and decline stages. Then the level of liquidity of the company for each group was examined. At the end، for testing the hypotheses، the central index comparison testing of more than two independent group was used. The results of 459 years-company during the period of 2009 to 2011 show that corporate stock liquidity during the periods of growth and maturity is alike، while the former is higher during maturity.
    Keywords: Corporate life cycle, Sales growth, Capital expenditures, Dividend ratio, Age, Stock liquidity
  • Ahmad Ahmadpour, Mehrab Nasiri Pages 27-48
    The relationship between earning management and bid-ask spread of stock, and also the relationship of trading volume in corporations with noninstitutional ownership during the years 2008 to 2012 were studied in this paper. The research samples include 48 corporations, in which the noninstitutional ownership stand at a high level. Unlike the recent researches, the new indicator for measuring the earning management has been used in this study. This study was descriptive and correlation and assumptions of multiple regression panel data were analyzed. The results show that there is a positive and significant relationship between earning management and bid-ask spread of stock. The bid-ask spread of stock is considered as liquidity criterion of stock and there is an inverse relationship between this criterion and the liquidity of stock. Thus, there is a negative and significant relationship between earning management and stock liquidity. Besides, the results indicate that there is also a negative and significant relationship between earning management and trading volume. Generally, there is an inverse relationship between stock market liquidity and the earning management of the corporations with high non-institutional ownership.
    Keywords: Earning management, Bid, ask spread, Trading volume, Stock liquidity, Non, institutional ownership
  • Mohammad Reza Rostami, Farnaz Barkhordari Pages 49-68
    Dividend policy is one of the most controversial financial issues. Moreover, decisions about dividend policy are taken by corporate executives and shareholders with comprehensive consideration of macroeconomic factors and financial risks. Thus this study uses panel data econometric model to examine the impact of financial risk and volatility of macroeconomic variables on dividend policy in selected companies listed on Tehran Stock Exchange during the period 2001-2012.The results of this study indicate that systematic risk has positive impact on dividend, while non-systematic risk has negative impact. Other obtained results indicate that economic growth and inflation volatility have insignificant impact, while the impact of volatility on dividend in negative.
    Keywords: Instability, Macroeconomic variables, Systemic risk, Nonsystematic risk, Dividend
  • Ali Rahmani, Zohreh Arefmanesh, Zahra Farshi Pages 69-94
    In a knowledge-intensive economy, a company’s intellectual capital contributes to its success and its ultimate value. Most of these intangible assets cannot be included into the company’s balance sheet and intellectual capital disclosures in the annual report and financial statements have been largely voluntary. one reason for disclosing such information is to reduce the information gap between companies and investors and thus to reduce the cost of capital. This paper investigates the relationship between intellectual capital disclosure and voluntary financial disclosure and the cost of equity capital in the firms listed on Tehran Stock Exchange. Intellectual capital disclosure and its components and also voluntary financial disclosure is measured using a checklist developed by Li et al (2008) and Gray et al (1995) and using content analysis of annual report of 85 companies in 2010. Cost of equity capital is measured using PEG model of Easton (2004) and hypothesis are analyzed by T test, Pearson correlation and regression analysis. The results of this study indicate that larger firms disclose more information about their intellectual capital and its components. Also results show that there is a negative and insignificant relationship between intellectual capital disclosure and its components, which are human capital disclosure, structural capital disclosure and relational disclosure and voluntary financial disclosure and the cost of equity. Also there is no significantly different cost of equity capital between firms which make greater levels of intellectual capital disclosure and firms making lower intellectual capital disclosures. Interaction between intellectual capital disclosure and voluntary financial disclosure has no significant effect on cost of equity capital.
    Keywords: Capital Structure, Firm performance, Asymmetric information
  • Zohreh Hajiha, Elham Saeed Pages 95-114
    Diversification is a form of corporate strategy that many managers use it to improve performance of their companies. Companies are different from each other in terms of their activities and geographic diversity. The aim of this study was to determine whether the corporate diversification has a positive relationship with information asymmetry or not. In this study, commercial and geographical diversifications were used for measuring corporate diversification (according to Iranian Accounting Standard, No. 25). Corporate diversification was considered as an independent variable and information asymmetry was chosen as a dependent variable. In order to test the hypotheses, 86 companies listed on Tehran Stock Exchange during 2007 to 2012 were selected. Panel data regression was used to analyze models and the best model was estimated between models with fixed or random effects. The results of this study suggest that there is a significant positive relationship between corporate diversification and asymmetric information, whereas commercial diversification has more intense relationship with information asymmetry (between commercial and geographical diversifications).
    Keywords: Corporate diversification, Commercial diversification, Geographical diversification, Information asymmetry
  • Fateme Moradi, Saeed Shirkavand, Reza Tehrani Pages 115-139
    This study has examined the impact of capital structure on intellectual capital (IC) performance in case of companies listed on Tehran stock exchange (TSE). IC performance is related to the efficiency of invested capital on tangible and intangible assets and resources and affect competitive advantage in long term period. This study tests whether the type of ownership (public and private, including corporate and individual) can explain the changes in intellectual capital performance. This study uses an experimental model called Pulic to measure intellectual capital of 141 companies among the samples, which were selected based on screening rules. The data includes all companies listed on Tehran Stock Exchange during 2002- 2013. The results of performed test on the impact of capital structure on corporate intellectual capital performance using EViews software version 7 and panel data models, indicate that there is a significant relationship between them where the relationship between state ownership and intellectual capital performance is an inverse (negative) one.
    Keywords: Capital structure, companies, Private companies, Intellectual capital performance, Panel data
  • Roya Aleemran, Seyed Ali Aleemran Pages 141-165
    The Objective of this research is studying the impact of management of central bank’s monetary policy instability on total return of Tehran stock exchange from the first quarter of 1998 to the fourth quarter of 2011. For this purpose, first, the instability index of monetary policy is estimated using EGARCH model and then the impact of central bank’s monetary policy instability on total return of Tehran’s stock exchange has been examined using Johansen-Juselius method. The results of the model indicate that the impact of central bank’s monetary policy instability, coin price, land price index and interest rate on total return of Tehran’s stock exchange have been significantly negative, while central bank’s expansionary monetary policy and gross domestic production have significant positive impact on economic growth. Also, the results based on vector error correction model indicate that each period (a quarter), about 0.01 of short term imbalances is adjusted to achieve long term balance.
    Keywords: Instability, Monetary policy, TEDPIX, Co, integration, EGARCH Model, Johansen, Juselius Method