فهرست مطالب

جستارهایی در فلسفه و کلام - پیاپی 94 (بهار و تابستان 1394)
  • پیاپی 94 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/24
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سیدرضا (زهیر) حسینی لواسانی صفحات 9-28
    شیخ اشراق با ناقص دانستن روش مشائین در دستیابی به حقیقت، روش کشف و شهود را برمی گزیند؛ اما فکر و برهان چه جایگاهی در روش وی دارد؟ از برخی عبارات او برداشت می شود که فکر و برهان جایی در روش او ندارند و از برخی عبارات دیگر وی نتیجه عکس گرفته می شود. یکی از راه حل های این ناسازگاری ظاهری، تفکیک قائل شدن بین روش شخصی رسیدن به حقیقت و روش انتقال مفاهیم به غیر است. طبق این دیدگاه، روش رسیدن خود حکیم به حقیقت، کشف و شهود است و استفاده از فکر و برهان، تنها برای تعلیم دیگران است، نه برای اطمینان شخصی؛ اما با ذکر سه دلیل محدود کردن جایگاه فکر به جایگاه انتقال مفاهیم به غیر رد می شود. در نتیجه حکیم اشراقی در جایگاه رسیدن شخصی به حقیقت هم می تواند از روش شهودی استفاده نماید و هم از روش استدلالی و در جایگاه انتقال حقایق به غیر از روش استدلالی باید استفاده نماید.
    کلیدواژگان: سهروردی، کشف و شهود، فکر، روش، حکمت اشراق، حکیم اشراقی
  • نفیسه ساطع اعظم السادات حسینی حسین آباد صفحات 29-48
    فلسفه معاصر آکنده از نظریات گوناگون درباره عقلانیت است، اما مفهوم کلی عقلانیت مبهم است. ریچارد فولی با واکاوی مکاتب مطرح معرفت شناسی و فلسفه علم، هدف و منظر را عناصر ثابت در همه نظریات عقلانیت می یابد. هدف، امر مورد نیاز یا مطلوب فرد است و می تواند عملی یا نظری باشد. منظر مجموعه ای از عقاید است و انواع آن در ارتباط با شخص یا اشخاص دارای این عقاید، تعیین می شود. فولی با فرض هدف محوری مفهوم عقلانیت و نفی منظر ممتاز، به طراحی نظریه ی عقلانیت می پردازد و نتیجه می گیرد که بسته به اهداف و علایق، ارزیابی عقلانی از منظرهای متنوعی ممکن است. بنابراین، دعاوی عقلانیت در واقع دارای موضوعاتی متفاوت بوده، رقیب به حساب نمی آیند. او تدارک طرح جامع عقلانیت را با رعایت دو شرط مناسب می داند؛ لحاظ همه اهداف و ممتاز ندانستن منظر اتخاذی. نقدهای اساسی وارد به فولی عبارتند از: نسبی گرایی، غیرتدافعی بودن، نگاه ابزاری به عقلانیت و آسان گیری.
    کلیدواژگان: عقلانیت، منظر، هدف، فولی، نسبی گرایی
  • سید حسین سید موسوی صفحات 49-64
    در این مقاله ضمن طرح عبارت «اقرب الناس الیه علی بی ابی طالب...» اختلاف مهم در ادامه عبارت را مطرح می کنیم و دیدگاه هر یک از موافقان و مخالفان را مورد بررسی قرار می دهیم، سپس به نتیجه گیری از این نزاع پرداخته و این طرح را توضیح می دهیم که: عبارت های مختلف از سوی ابن عربی نقل شده است، چه بسا این اختلاف به خاطر به سرقت رفتن اولین نسخه فتوحات توسط راهزنان و یا استنساخ ناسخان و نوشته شدن دوباره آن توسط ابن عربی در آسیای صغیر باشد. نیز نتیجه عبارت ها یکی است چرا که در تمامی نقل ها بخش اول آنکه «اقرب الناس الیه علی بی ابی طالب» است، مورد اتفاق می باشد.
    چه عبارت به صورت امام العالم و سر الانبیاء باشد و چه عبارت به صورت اسرار الانبیاء اجمعین و یا امام العالم و سر الانبیاء اجمعین در اصل استفاده و دلالت عبارت ابن عربی خللی وارد نمی کند، حداکثر ویژگی که لفظ امام العالم دارد، تاکید بر قرابت و شایستگی های ذاتی علی (ع) دارد که نه ابن عربی و نه هیچ یک از اندیشمندان منصف اهل سنت آن را انکار نمی کنند
    کلیدواژگان: ابن عربی، پیامبر اسلام (ص)، مخلوق اول، علی (ع)، امام العالم، اسرار الانبیاء
  • محمدحسین فاریاب صفحات 65-89
    در مکتب تشیع، امامان علیهم السلام ادامه دهنده رسالت پیامبر اکرم (ص) به شمار می آیند. تعیین نقش ایشان در ادامه دادن رسالت یادشده از مسائلی است که همواره مورد پرسش اندیشوران بوده است. با توجه به آموزه انکارناپذیر خاتمیت، این مساله باید به گونه ای پاسخ داده شود که از امامان، پیامبرانی دیگر نسازد. این نوشتار تاملی در این مساله است. نگارنده با جستجو در آیات و روایات معتبر، بدین نتیجه دست یافته که امامان علیهم السلام نه شان تشریع دین دارند و نه شان دریافت دین، بلکه ایشان تمام دین را از شخص پیامبر یا امام پیشین دریافت داشته، برای مردم بیان کرده و به تفسیر و تاویل می پردازند.
    کلیدواژگان: امام، تشریع، دریافت دین، تبلیغ، تاویل
  • جلیل قاسمی عزیزالله فیاض صابری حسن نقی زاده صفحات 91-111
    صدرالمتالهین شیرازی، موسس مکتبی است که به عنوان حکمت متعالیه شناخته می شود. وی با بهره بردن از میراث سلف خود راه جدیدی را فراروی جویندگان حقیقت گشوده است. یکی از ویژگی های مکتب فلسفی او استفاده فراوان از آیات و روایات معصومان (ع) در آثار فلسفی خود می باشد. وی براساس مبانی فلسفی که خود موفق به تاسیس آن ها شده است، تبیین خاصی از منابع نقلی از جمله روایات ارائه داده است. در این مقاله نخست علت رویکرد ملاصدرا به روایات بررسی شده و سپس با ذکر نمونه هایی به تاثیر مبانی فلسفی ملاصدرا در برداشت های او از احادیث با محوریت مباحث نفس و معاد پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: فلسفه و حدیث، ملاصدرا و حدیث، حکمت متعالیه، نفس، معاد
  • جهانگیر مسعودی اعظم سادات پیش بین صفحات 113-130
    ملاصدرا در مباحث خود درباره درک کلیات مطالب گوناگون و متفاوتی را مطرح کرده است؛ وی از یک سو چنین می گوید که در ادراکات حسی و خیالی، نفس مبدع و آفریننده این صور است و سپس با حرکت جوهری و استکمالی خویش به مراتب بالای ادراک یعنی ادراک عقلی دست یافته و متحد با جوهر مفارق عقلی به نام عقل فعال می شود و صور کلی را در عقل فعال مشاهده کرده و یا اینکه عقل فعال صور کلیات را به او افاضه می کند. (دیدگاه مشایی) از سوی دیگر گاهی از اتحاد نفس با مثل (ارباب انواع) و عقول عرضیه سخن می گوید. (دیدگاه اشراقی). در برخی موارد هم با نگاه خاص و ویژه خود به این نکته اشاره می کند که نفس در مراتب عالی سیر استکمالی خویش فانی در ذات حق تعالی می شود و حقایق اشیاء را آنچنان که هستند، در ذات حق می بیند. در این نوشتار ضمن بیان دیدگاه نهایی ایشان بر اساس مبانی حکمت متعالیه به این نکته اشاره شده است که برای جمع میان این دیدگاه ها می توان از دو رویکرد و تفسیر فلسفی و عرفانی در قضیه بهره برد. درک کلیات با فناء در ذات حق بیشتر با تفسیر عرفانی سازگار است و جمع میان دو دیدگاه مشایی و اشراقی عمدتا با تکیه بر دیدگاه خاص فلسفی ملاصدرا امکان پذیر است.
    کلیدواژگان: عقل فعال، مثل، اتحاد، ادراک عقلی، نفس، فنا
|
  • Sayyid Reza Husayni Lavasani Pages 9-28
    By considering as incomplete the peripatetics’ method in achieving reality، Shaykh Ishrāq (Suhrawardī) has chosen the method of insight and intuition. But what position do thought and proof have in his method? It is implied from some of his statements that thinking and proof have no place in his method and some of his other statements imply the opposite. One of the solutions of this apparent incompatibility is to distinguish between the personal method of achieving reality and the method of transferring concepts to others. According to this viewpoint، the method Suhrawardī himself uses to achieve reality is through insight and intuition; whereas using thinking and proof is only for instructing others and not for personal reassurance. However، by mentioning three reasons، limitation of the status of thinking to the status of transferring concepts to others is repudiated. Consequently، in order to personally achieve the truth، the philosopher of illumination can use both the intuitive method and the argumentative method and when transferring truths to others، he is to use the argumentative method.
    Keywords: Suhrawardī insight, intuition, thought, method, philosophy of illumination, philosopher of illumination
  • Nafiseh Sate, Azam Sadat Hoseini Hosein Abad Pages 29-48
    Contemporary philosophy is replete with various theories about rationality; however، the general concept of rationality is ambiguous. Through exploring into the renowned schools of epistemology and philosophy of science، Richard Foley finds out the purpose and perspective to be constant elements in all theories of rationality. The purpose is the entity needed or desired by the individual and can be either practical or theoretical. The perspective is a collection of ideas and its various types are determined in relation to the person or persons holding these ideas. Presuming the purpose-centeredness of the concept of rationality and negating the premium perspective، Foley undertakes to plan the theory of rationality and draws the conclusion that، depending upon the purposes and interests، rational evaluation is possible from various perspectives. Therefore، the rationality assumptions in reality have different topics and are not regarded as competitive. He deems as appropriate the provision of the comprehensive planning of rationality with the fulfilment of two requirements: inclusion of all the purposes and not presuming as premium the adopted perspective. The basic criticisms raised against Foley are: relativism، non-defensiveness، instrumental look at rationality، and leniency.
    Keywords: rationality, perspective, purpose, Foley, relativism
  • Sayyid Husayn Sayyid Musavi Pages 49-64
    In this article، while bringing up the phrase ‘aqrab al-nās ilayha ‘Alī b. Abī Ṭālib، we would touch upon the important controversy concerning the rest of the phrase and would examine the viewpoints of both the proponents and opponents; then، we would draw a conclusion of this debate and explain that various phrases have been quoted from Ibn ‘Arabī and it is most likely that this difference is due to the fact that the first copy of Futūḥāt had been robbed by the highway-robbers or transcribed by the copiers and its being rewritten by Ibn ‘Arabī in Minor Asia. Furthermore، the predicates of the phrases are the same، because in all the quotations the first part of that which is ‘aqrab al-nās ilayha ‘Alī b. Abī Ṭālib، is unanimous. Either the phrase is in the form of imām al-‘ālam and sir al-anbiyā or in the form of asrār al-anbiyā ajma‘īn or imām al-‘ālam and sir al-anbiyā ajma‘īn، does not impair the original use and denotation of Ibn ‘Arabī’s phrase; the utmost feature of the term imām al-‘ālam is its emphasis on the essential proximity and competences of ‘Alī (A. S.) that neither Ibn ‘Arabī nor any of the impartial Sunnī scholars would deny.
    Keywords: Ibn Arabī The Prophet of Islam (S.A.W.), first creature, Alī (A.S.), imām al ālam, asrār al anbiyā
  • Muhammad Husayn Faryab Pages 65-89
    In Shī‘ism، the Imams (A. S.) have been the perpetuators of the Holy Prophet’s (A. S.) Prophetic Mission. Clarifying their role in perpetuation of the above-mentioned mission is among the questions that the thinkers have always inquired about. Given the undeniable doctrines of the finality of the Prophethood، this question has to be answered in a way that no other prophets are made out of the Imams. This writing is a deliberation on this topic. Searching into the verses of the Qur’ān and the traditions، the writer has made the conclusion that the Imams (A. S.) are neither in a position to legislate religion nor receiving religion; rather، they have received the whole religion from the Prophet himself or the Imams before them، have expressed it to people، and undertaken to interpret (tafsīr) it and present esoteric commentary (ta’wīl) on it.
    Keywords: Imam, legislation, receiving religion, propagation, esoteric commentary
  • Jalil Qasemi, Azizullah Fayyaz Saberi, Hasan Naqizadeh Pages 91-111
    Ṣadr al-Muti’allihīn Shīrāzī is the founder of a school known as Transcendental Philosophy. Employing the heritage of his predecessors، he has opened a new way before seekers of the Truth. One of the features of his philosophical school is the frequent use of the verses of the Qur’ān and traditions of the Infallibles (A. S.) in his philosophical works. On the basis of the philosophical principles that he himself has managed to establish، he has presented a specific explanation of narrative sources، including traditions. In this article، first the reason for Mullā Ṣadrā’s turning to the traditions is examined and then by making some examples the impact of Mullā Ṣadrā’s philosophical principles in his impressions of the traditions are dealt with through focusing on the discourses of nafs (soul) and ma‘ād (return).
    Keywords: philosophy, ḥadīth, Mullā Ṣadrā, ḥadīth, transcendental meditation, nafs, maād
  • Jahangir Masoodi, Azam Sadad Pishbin Pages 113-130
    In his discourses concerning perception of universals، Mullā Ṣadrā has brought up various issues. On one hand، he says that in sensory and imaginative perceptions، the soul (nafs) is the originator and creator of images and then with its substantial and ontogenetic motion it achieves its higher level of perception، i. e. rational perception، unites with the rational non-material substance named active intellect، observes the universal images in active intellect، or the active intellect imparts the universals’ images to it. (Peripatetic viewpoint). On the other hand، sometimes he talks of the unification of the soul with ideas (masters of species) and the vertical intellects. (illuminationist viewpoint). In some instances، with his specific outlook، he points out that the soul in its higher levels of ontogenesis becomes annihilated in the very Essence of the Exalted God and sees the truth of object as they are in the Essence of God. While stating Mullā Ṣadrā’s final viewpoint based on the principles of transcendental philosophy، this article points out that in order to reconcile between these two viewpoints the two approaches of philosophical and mystical interpretations can be used in proposition. Perception of the universals with the annihilation in the Essence of God is compatible with the mystical interpretation; and the reconciliation of the two peripatetic and illuminationist viewpoints is possible mainly by relying on Mullā Ṣadrā’s specific philosophical viewpoint.
    Keywords: active intellect, ideas (muthul), union, rational perception, soul, annihilation