فهرست مطالب

جامعه شناسی تاریخی - سال هفتم شماره 1 (بهار و تابستان 1394)
  • سال هفتم شماره 1 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/04/03
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمد رضایی، هادی آقاجانزاده صفحات 1-36
    با مروری بر مباحث روش شناختی موجود در مطالعات فرهنگی مشخص می شود که نوعی دوآلیسم نظریه/ روش همچنان در این مباحث جاری است. تاکید ویژه بر کیفی بودن پژوهش های مطالعات فرهنگی نمی تواند راه کاری بایسته جهت فراروی از این دوآلیسم باشد؛ بنابراین دامن زدن به جدال کمی/ کیفی که در مباحث روش شناختی مطالعات فرهنگی به ویژه در ایران بسیار دیده شده است، نمی تواند چندان راه گشا باشد. نگارندگان این مقاله با طرح مجادلات دوآلیستی در روش شناسی جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی می کوشند با توجه به سیاست نظریه و روش در مطالعات فرهنگی، روی کردی تحلیلی معرفی کنند که به جای باقی ماندن در سطح مجادلات دوآلیستی، راهی به فراسوی آن بگشایند. این روی کرد که به تحلیل هم آیندی شهره است، در مقاله حاضر به تفصیل معرفی شده، تبارهای مفهومی آن نزد ماکیاولی، مارکس، لنین، گرامشی و آلتوسر مرور، و سپس ملاحظاتی درباره کاربست های آن در مطالعات فرهنگی مطرح شده است. این ملاحظات بیشتر ناظر بر رابطه این فراروی از دوآلیسم نظریه/ روش با امکان تحقق مطالعات فرهنگی به مثابه دانشی مداخله گر، زمینه مند و دارای حساسیت های تاریخی است.
    کلیدواژگان: تحلیل هم آیندی، مطالعات فرهنگی، زمینه مندی، مداخله گری سیاسی، دوآلیسم نظریه، روش، مفصل بندی، فروبستگی خودسرانه، انحراف نظریه ای
  • سیدهاشم آقاجری، حسن الهیاری صفحات 37-57
    دوره صفویه به دلیل اتخاذ روی کردهای مشخص در حوزه سیاست و مذهب، دوران حضور پررنگ سادات است. این حضور سادات را می توان در قالب مناصب اختصاصی و غیراختصاصی پی گیری کرد. در پژوهش های صفویه شناسی، کلانتری از مناصب غیراختصاصی است. بررسی ها نشان می دهند حضور سادات در این منصب فراگیرتر از دیگر شغل های غیراختصاصی آن هاست. حتی گاهی وراثت نیز در این پدیده دیده شده است. در این پژوهش با تحلیل های آماری و تبیین های علی، حضور چشم گیر سادات در منصب کلانتری بررسی شده است؛ بنابراین اسم و رسم تمام سادات صاحب منصب کلانتری استخراج شده است.
    برپایه نتایج این پژوهش، شغل کلانتری با صبغه بینابینی (حکومت- رعایا) با سیادت که- در جامعه منزلت داشت و دارای کارکرد برای حکومت بود- نسبت مستقیم دارد؛ ازهمین رو، هم حکومت صفوی و هم جامعه در موقعیت های برابر، سادات را برای تصدی این شغل ترجیح می دادند. همچنین، وراثت نیز در این تصدی گری لحاظ می شده است.
    کلیدواژگان: سادات، منزلت اجتماعی، صفویان، کلانتر
  • محمدعلی اکبری صفحات 59-86
    ایده سرمایه اجتماعی در تداوم تاریخی ایده پردازی کارل مارکس درباره مفهوم سرمایه اقتصادی شکل گرفت. دایره مفهومی سرمایه، با پیدایی نظری های سرمایه انسانی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی ابعاد جدیدی یافت. مسئله اصلی مقاله این است که سرمایه اجتماعی به مثابه یک نظریه، چگونه تعین معنایی پیدا کرد و روند تطور معنایی این مفهوم به چه ترتیب رقم خورد. این پژوهش بر پایه روش تاریخی با تاکید بر تاریخ اندیشه انجام شده است. یافته های تحقیق آشکار کرد که نظریه سرمایه اجتماعی در ابتدا با عطف توجه به ارزش پیوندهای اجتماعی برای اعضای گروه اجتماعی پدیدار شد و سپس به کشف نوعی دارایی جمعی و جایگاه آن در ایجاد شکل های معینی از هم بستگی اجتماعی انجامید. سرانجام، با درهم آمیخته شدن نظریه روابط اجتماعی با هنجار های اجتماعی موثر و اعتماد اجتماعی، شکل جدید سرمایه اجتماعی به وجود آمد. به علاوه، ظهور نظریه های شناختی نیز موج ظهور روایت های شناختی از نظریه سرمایه اجتماعی را در پی داشت و نگرش تازه ای را در این نظریه پدید آورد.
    کلیدواژگان: سرمایه، سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، هنجار های اجتماعی، اعتماد اجتماعی، انواع نظریه های سرمایه اجتماعی، نظریه شناختی سرمایه اجتماعی
  • محمد عابدی اردکانی، فرزاد آذرکمند صفحات 87-119
    از زمان پیدایش دولت مدرن در ایران توسط رضاشاه تاکنون، روی کردهای مختلفی درباره چگونگی شکل گیری یا ماهیت آن مطرح شده است. اما از میان آن ها، دو روی کرد برجسته تر و مهم تر است که به نوعی در مقابل هم قرار می گیرند: یکی روی کرد «سلطانیسم» است که مدافعان آن به پیروی از ماکس وبر، دولت رضاشاه را حالت خاص و افراطی از پاتریمونیالیسم (پدرسالاری) می دانند و نگاهی نخبه گرایانه (کارگزارمحور) دارند؛ دیگری روی کرد «دولت مطلقه» است که اغلب بر عوامل ساختاری تاکید و نقش ساختارها را در شکل گیری دولت رضاشاه برجسته می کند و نقش چندانی برای کارگزار (رضاشاه) قائل نمی شود. در این مقاله سعی شده است با استفاده از نظریه «ساختاریابی» گیدنز، به نقش متقابل ساختار و کارگزار در شکل گیری دولت استبدادی رضاشاه پرداخته شود. در واقع، ساختاریایی روشی است که به نقش کارگزار در بستر (ساختار) و ارتباط متعامل و متقابل ساختار و کارگزار توجه می کند. از این رو، با کاربرد این نظریه در چگونگی پیدایش دولت رضاشاه، این نتیجه به دست می آید که هیچ یک از این دو دیدگاه نمی توانند بیانگر تمام واقعیت باشند؛ بلکه تلفیقی از آن دو بهتر می تواند شکل گیری دولت رضاشاه را تحلیل کند.
    کلیدواژگان: دولت استبدادی، رضاشاه، کارگزار، ساختاریابی، ایران
  • علی محمد زاده صفحات 121-157
    این مقاله در چارچوب ره یافت جامعه شناسی تاریخی و به کمک مبانی نظری جامعه شناسی شناخت مانهایم درصدد شناسایی مبانی اجتماعی و فکری و نیز تحلیل کنش سیاسی شخصیت سید حسن تقی زاده در قامت یک روشن فکر و کنشگر سیاسی دوران مشروطیت است. ویژگی هایی مانند موقعیتمندی و عدم استقلال اندیشه از بستر اجتماعی (مولفه های این بستر نزد مانهایم گوناگون و گسترده است)، تاریخمندی اندیشه و تا حدی توجه به ذهنیت فرد نزد جامعه شناسی مانهایم عناصر نظری مناسبی بود که در بازشناسی اندیشه سیاسی تقی زاده و شناسایی فرایند تبدیل وی به یک کنشگر فعال سیاسی به کار گرفته شد. به علاوه، در این مقاله برای شناسایی ارتباط و نوع کنش با بنیان های اجتماعی و فکری تقی زاده، از مفهوم کنش و اجزای آن استفاده شده است. براساس این به چگونگی و تا حدی به چرایی رابطه بین بنیان های اندیشه و کنش سیاسی تقی زاده پاسخ می دهد و نتیجه می گیرد که جایگاه خانوادگی، رتبه اجتماعی و محیط زندگی تقی زاده از یک سو و علوم تجربی و انسانی غربی به ویژه تکامل گرایی و نیز معرفت پیشین (آموزه های اسلامی) وی، مبانی بنیادی تجددخواهی تقی زاده را تشکیل می دهند. با این مبانی جای شگفتی نیست که تقی زاده در اندیشه و کنش سیاسی آمیخته ای از اسلام، لیبرالیسم و سوسیالیسم را به نمایش می گذارد. این تحقیق با شیوه تحلیل کیفی به روش تاریخی و به کار گیری داده های متون تاریخی با تکیه به روش اسناد و انتساب مانهایم انجام شده است.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی شناخت، اندیشه سیاسی، تجددخواهی، کنش، تقی زاده
  • ناصر صدقی صفحات 159-177
    در آثار و منابع نظری موجود، نظام سیاسی حاکم بر تاریخ ایران در شکل های مختلفی مانند پادشاهی «عادل و دیندار، دولت خودکامه و استبدادی» از نوع استبداد شرقی و «فئودال» بیان شده است. دیدگاه نخست را دبیران ایرانی در مقام کارگزاران و حاملان اصلی سنت پادشاهی ایرانی و نخبگان فکری و سیاسی متعلق به اندیشه سیاسی ایران شهری مطرح کرده اند و دو دیدگاه دیگر به جریان های فکری مغرب زمین و گفتمان های شرق شناسی تعلق دارد. در گفتمان شرق شناسی اروپایی، عموما از دولت در تاریخ ایران به مصداقی از «استبداد شرقی» و «پاتریمونیال» متکی بر دیوان سالاری سلطه گر یاد شده است؛ در حالی که اندیشمندان مارکسیست- لنینیست متعلق به شرق شناسی روسی، دولت در تاریخ ایران را ساختار فئودالی و حافظ منافع طبقات فئودال معرفی کرده اند. با توجه به ایدئولوژیک و ارزشی بودن دیدگاه های یادشده درباره کارکرد دولت در تاریخ ایران، هدف این پژوهش ترسیم اصول و فضای گفتمانی و تحلیل انتقادی مبانی معرفتی جریان های فکری مذکور درباره شناخت پدیده دولت در تاریخ ایران است.
    کلیدواژگان: دولت، جامعه شناسی سیاسی، استبداد شرقی، نظام فئودالی، پادشاهی عادل، تاریخ ایران
  • سید حسین اطهری، سمیه زمانی صفحات 179-204
    حوزه عمومی مکانی برای گفت وگو و نقد قدرت است که اولین بار آن را هابرماس به صورت نظری مطرح کرد و پیشینه اش را به سالن ها، قهوه خانه ها و دربار اروپایی رساند. این تصور که شکل گیر ی حوزه عمومی مختص غرب است، درست به نظر نمی رسد؛ زیرا در دورانی از تاریخ ایران نیز هم زمان با غرب، وجوهی از شکل های حوزه عمومی دیده می شود که در دوره صفویه به وجود آمده بود؛ اما مسیر تداوم و سیر آن در ایران و غرب به دلیل اوضاع تاریخی، سیاسی و اجتماعی متفاوت بوده است. این مقاله با روی کرد جامعه شناسی تاریخی و روش توصیفی- تحلیلی، در صدد اثبات این است که در غرب حوزه عمومی، یعنی نقد قدرت، از دربار آغاز شد و سپس به جامعه راه یافت؛ ولی در ایران بر عکس، نقد قدرت و گفت وگو درباره مسائل عمومی در جامعه و به ویژه قهوه خانه ها شکل گرفت و بعد به حوزه دربار انتقال پیدا کرد. هم زمان با تسلط قدرت حاکمه، نهاد مذهب (مذهب تشیع) توانست از راه های مختلف مانند یافتن عنوان مذهب رسمی کشور و گسترش مناسک شیعی، به قالب حوزه عمومی، یعنی جایی که در آن گفت وگو و نقد صورت می پذیرد، درآید. به این ترتیب، حوزه عمومی در ایران عصر صفوی تا پهلوی، در قالب حوزه عمومی مذهبی جلوه کرد و از دهه 1340 آمیختگی میان حوزه عمومی سیاسی و مذهبی رخنمون می شود.
    کلیدواژگان: حوزه عمومی، ایران، قهوه خانه، صفویه، هابرماس، استبداد، محفل، دربار
  • کاظم ملازاده صفحات 205-225
    فن تولید آهن در اواسط هزاره دوم ق.م و توسط اقوام هیتیت که در این تاریخ در مناطق مرکزی ترکیه امروزی دولت مقتدری تاسیس کرده بودند، شکل گرفت. با فروپاشی این دولت، در حدود سال 1200ق.م فن تولید آهن به مناطق مجاور و از جمله ایران گسترش یافت و چندی نگذشت که در این مناطق از آهن برای ساخت ابزار مختلف، جنگ افزار، تزیینات شخصی و موارد دیگر استفاده شد. در ایران، اولین ساخته های آهنی به تعداد محدود، در میان بقایای عصر آهن I (1200- 1450ق.م) ظاهر شدند؛ اما این ساخته ها در عصر آهن II گسترش بسیاری پیدا کردند. در نیمه اول هزاره اول ق.م استفاده گسترده از آهن برای ساخت ابزارهای مختلف به پیش رفت سریع و گسترده تکنولوژیکی منجر شد و آن هم به تحولات گسترده در ساختارهای مختلف اقتصادی (رشد تولید و افزایش ثروت، پیش رفت فنون و حرفه ها و...)، فرهنگی (تغییرات گسترده در نظام های فرهنگی و...) و سیاسی (تشکیل امپراتوری ها و ارتش های قدرتمند و گسترش نظام های حاکمیتی) انجامید. تاثیر کاربرد ابزارهای آهنی در پیش رفت تکنولوژیکی جوامع عصر آهن پایانی و تحولات گسترده ناشی از آن که در قالب نظریه مطرح شده، هدف اصلی این مقاله است.
    کلیدواژگان: عصر آهن، پیدایش تولید آهن، پیش رفت تکنولوژیکی، دوره محوری
  • اکبر پور فرج صفحات 227-261
    مبادله و تجارت در پیش رفت جوامع بشری نقشی بسیار مهم داشته است. مبادله محصول تولید است و تولید برای اولین بار در دوره نوسنگی خاور نزدیک، به مرکزیت ایران، مفهوم واقعی یافته؛ بنابراین مبادله و تجارت از این دوره آغاز شده است. گوردون چایلد در بیان مراحل توسعه اجتماعی و اقتصادی تمام جوامع انسانی، سه انقلاب را شناسایی کرده است: 1. انقلاب تولید غذا که همان دوره نوسنگی خاور نزدیک و ایران است؛ 2. انقلاب شهرنشینی که همان عصر مفرغ خاور نزدیک و ایران است؛ 3. انقلاب صنعتی که در اروپا رخ داده است. در این مقاله، بر انقلاب تولید غذا متمرکز خواهیم شد که آغاز کشاورزی و دام داری است و به تبیین این موضوعات می پردازیم: 1. معرفی دوره نوسنگی ایران با روی کرد اقتصادی؛ 2. تبیین نظریه های معروف مبادله و تجارت در پیش از تاریخ؛ 3. استخراج شیوه های رایج مبادله و تجارت و تطبیق یافته های دوره نوسنگی و مس سنگی ایران با شیوه های یادشده؛ 4. تحلیل و تبیین قدیمی ترین ماده تجاری جهان یعنی ابسیدین براساس یافته های باستان شناسی ایران؛5. بررسی اولین اشیای شمارشی و مهرهای تجاری در محوطه ها یی مانند سیلک کاشان و گوی تپه آذربایجان غربی.
    کلیدواژگان: مبادله و تجارت، نوسنگی و مس سنگی، باستان شناسی، ایران
  • حسن باصفا، مهدیه رحمتی صفحات 263-276
    پهنه فرهنگی محدوده ای جغرافیایی است که در آن گروهی تقریبا گسترده با مشخصات فرهنگی مشترک وجود داشته باشند. شهر نیشابور در دوران اسلامی- که بقایای آن امروزه در جنوب شرق شهر کنونی نیشابور قرار دارد- در سده های نخست تا هجوم مغولان همراه بلخ، مرو و هرات جزء چهار ربع خراسان بزرگ بوده که فقط نیشابور در ایران امروزی باقی مانده است. بر اساس منابع تاریخی و جغرافیایی سده های نخست و میانی اسلامی، نیشابور به لحاظ پهنه فرهنگی وسعت بسیاری داشته و در تقسیمات اداری، دارای دوازده ولایت، ارباع (ربع نام واحدی جغرافیایی است) متعدد، مدینه ها و روستاهای بسیاری بوده است. بوژگان که یکی از شرقی ترین ولایات دوازده گانه نیشابور است، در میان دشت نیل آباد به فاصله 17 کیلومتری جنوب شرق تربت جام قرار گرفته و نتیجه برهم کنش شرایط اقلیمی با مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بستر زمانی قرن اول تا هفتم هجری قمری و ارتباط نزدیکش با مرکز یعنی نیشابور بوده است. در این مقاله، با روی کرد تحلیل تاریخی به شناسایی متن شناختی بوژگان پرداخته شده است. ارزیابی منابع مکتوب نشان می دهد نیشابور همواره یکی از مهم ترین ولایت های شرقی شناخته شده و در مسیر جاده ربع نیشابور به هرات اهمیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ویژه ای داشته است.
    کلیدواژگان: شهر کهن نیشابور، بوژگان، باستان شناسی اسلامی
  • علیرضا هژبری نوبری، سمیه مهاجروطن، رضا افهمی صفحات 277-303
    پلان رایج در معماری دوره های قبل از هخامنشی و مرحله اول معماری هخامنشی، مستطیل شکل است. تغییر این پلان به پلان مربع در دوره داریوش بزرگ، پیرو تفکرات جهان بینانه وی در وام گیری از اندیشه های ملل تابعه، به عنوان حرکتی نو در مرحله دوم معماری هخامنشی، مقدمه ای برای استفاده از این نوع پلان به شکلی کامل تر و ایجاد گنبد در معماری پارتی شد. این حرکت نتیجه بازخورد فرهنگی اندیشه یونانیان در زمینه استفاده از اعداد و اشکال بوده است؛ زیرا مربع به عنوان کامل ترین شکل، در فلسفه فیثاغورثیان و اندیشمندانی همچون افلاطون در معماری ایرانی وارد شد و از آن برای ایجاد نوعی جدید از معماری مدد گرفته شد. این تغییر در دوره بعد معماری ایران با ابداع گوشه سازی در زیر سقف، موجب ایجاد گنبد روی پلان های مربع شد. در این مقاله، روند تغییر پلان معماری از مستطیل به مربع و دلایل آن در دوره هخامنشی و همچنین تاثیر این نوع پلان در معماری دوره های اشکانی و ساسانی بررسی شده است.
    کلیدواژگان: معماری، هخامنشی، پلان، مربع، گنبد
  • جواد نیستانی، علی اصغر محمودی نسب، سیدمهدی موسوی کوهپر صفحات 305-327
    بخش عمده ای از مساحت کشور ایران، نواحی گرم وخشک است. بافت شهری در این مناطق متناسب با اقلیم گرم وخشک به وجود آمده و به گونه ای طراحی شده است که پاسخ گوی نیازهای ساکنان آن باشد. از این دیدگاه، تمام بافت های نواحی گرم وخشک ایران شرایط به نسبت یکسانی دارد. سرایان نیز از شهرهایی است که در حاشیه کویر مرکزی ایران واقع شده و بافت تاریخی ارزشمند و متناسب با شرایط کویری دارد. این شهرستان در شمال غربی استان خراسان جنوبی قرار گرفته و به دلیل دارا بودن ویژگی های اقلیمی، جغرافیای زیستی و هم جواری با کوه و دشت، و قرار گرفتن در مسیر جاده ارتباطی خراسان بزرگ، برای سکونت مکانی مناسب بوده و این امر موجب رشد و توسعه آن در دوره های مختلف تاریخی شده است. در بافت قدیم شهر سرایان، آثار معماری از دوران تیموری تا پهلوی وجود دارد. آثار معماری برجای مانده از بازار، مسجدجامع، کاروان سرا، شش محله مختلف با آب انبارها و مساجد کوچک خود، دلیلی بر پویایی این بافت در گذشته نه چندان دور است. هدف از بررسی و شناسایی همه جانبه این نوع بافت، مطالعه معماری گذشته این منطقه و تبیین هویت ساخت وساز ساختمان های نواحی حاشیه کویری ایران است؛ ازهمین رو نگارش مقاله حاضر براساس گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات میدانی و به روش پیمایشی در محل با روی کرد تاریخ فرهنگی انجام گرفته و هدف از آن، دریافت منطق چیدمان ساختمان ها و بازسازی بخش ازبین رفته بافت قدیم شهری و محله ای سرایان از عهد صفوی تا دوره پهلوی اول است.
    کلیدواژگان: خراسان جنوبی، سرایان، بافت تاریخی، محله، بازار
|
  • M. Rezaei, H. Aghajanzadeh Pages 1-36
    By reviewing the current methodological topics in cultural studies، yet some kinds of theory/method dualisms are distinguishable. Going beyond these dualisms، requires emphasizing the importance of qualitative researches in cultural studies. In this article، we try to discuss the problem، which is focused on the dualistic contentions in the methodology of sociology and cultural studies. Next، with respect to the politics of theory and politics of method in cultural studies، we try to introduce an analytical approach، which helps us out to move beyond these dualistic quarrels. This analytical approach is well-known as “conjunctural analysis”. In this article، after detailed presenting this approach، and its conceptual origins that developed by Machiavelli، Marx، Lenin، Gramsci and Althusser، we argue how this approach can be applied in cultural studies. This argument reminds us that there is an intensive relationship between decentering method/theory dualism and possibilities of a cultural study as interventionist and contextual knowledge that is sensitive to history.
    Keywords: Conjunctural analysis, Cultural studies, Contextualism, Political intervention, Theory, method dualism, Articulation
  • S. H. Aghajari, H. Allahyari Pages 37-57
    Set in the realm of politics and religion in the Safavid period’s approaches، The Sadat have a significant presence in this era. This presence can be followed in specific and non-specific postions. in this context، Kalantar in the Safavid research was included as non-specific postions. Studies show that the presence of Sadat in this post ion is more comprehensive than in other non-specific jobs. This phenomenon has been observed even when inheritance was considered. This study is an attempt to provide statistical analysis and causal explanations to check the significant presence of Sadat in Kalantar position، so، extraction of the names of all Kalantar Sadat has been taken into account. The results show that Kalantar position with intermediate overlay (government-people) had a direct relationship with Siadat that contained social status and state function. So both Safavids and the then society in the equal opportunity used to choose Sadat for this job. This study further reveals in this phenomenon، inheritance is considerd.
    Keywords: Sadat, Social status, Safavids, Kalantar
  • M. A. Akbari Pages 59-86
    The idea of social capital is a continuation of Karl Marx theory on the concept of economic capital. Development of theories about human capital، cultural capital and social capital has brought new aspects to the concept of capital. This paper is looking at the historical context in which social capital as a theory was found and its framework was shaped and also how it has been developed theoretically throughout the course of history. This research is mainly based on historical method، and is specifically looking at the history of ideas. The outcome of research showed that the theory of social capital was found as a result of concentration on the value of relationships and connections in a social group. Afterwards، it led to the discovery of some kind of collective capital and its position in certain social relationships. Finally، the new concept of social capital was developed as a combination of Social Relations Theory، effective social norms and social trust. Moreover، the emergence of cognitive theories and different cognitive narrations of social capital developed a new point of view in the Theory of Social Capital.
    Keywords: Capital, Social capital, Social relations, Social norms, Social trust, Different theories of social capital, Cognitive Theory of Social Capital
  • M. Abedi Ardekani, F. Azrkamand Pages 87-119
    Since the formation of absolutist state by King Reza in Iran، there are so many approaches about how it has formed. There are، generally، two main approaches that stand against each other. One approach is monarchism، and its advocates، by following Marcs Weber، believe that King Reza’s absolutism state can be considered as monarchism، and choose an elitism approach. In contrast، some people insist on structural factors. In their opinion، structures play an important role in absolutism state formation and the agent (King Reza) cannot be so important. In this study، Gidenz structuration approach has been adopted that might be a medium approach; we tried to investigate the reciprocal role of structure and agent. Structuration is a method that concentrates on both the agent’s role in context، and cooperative and reciprocal transaction between structure and agent. With these considerations، the present article has been organized around two central questions: How to make and adopt an intermediate approach: and How the absolutist state was formed?
    Keywords: Absolutist state, Agent, Iran, King Reza, Constructivism
  • A. Mohammadzadeh Pages 121-157
    This paper intends to identify Seyyed Hassan Taqizadeh''s thought and its social and mental bases، and analyze his political action as an Intellectual and political actor in the era of constitutionalism according to the historical sociology approach with regard to the sociology of knowledge. Mannheim''s sociology of knowledge focuses on some traits such as social position، dependence of thought to social background، and historicality of thought، and to some extend pays attention to person subjective. These are competent elements، which were used for recognizing Taqizadeh''s thought and the process of becoming an active political actor. Besides، this paper uses the concept of action in its details to understand the type of Taqizadeh''s action and its relation to his social and intellectual bases. According to these facts، the paper tries to answer how and to some extend why such relation exists between Taqizadeh''s thought and his political action. It concludes that Taqizadeh''s family position، social rank، social environment، and experiential and humanity sciences، especially evolutionism، as well as his former knowledge of Islam are the main bases of his modernity. With regard to these foundations، it should not be wondered that Taqizadeh''s thought and political action are mixture of Islam، liberalism and socialism.
    Keywords: Sociology of knowledge, Political thought, Political action, Modernity, Taqizadeh
  • Naser Sedghi Pages 159-177
    In the theoretical studies about the government in the history of Iran، the three types of political systems، «righteous» and «devout» Kingdom، the «totalitarian» of «Oriental despotism» and «feudal» state have been studied. The first view was raised by the secretaries such as the agents of Iranian monarchy and the intellectual elite of political thought of Iranshahri. Two other views belong to the orientalism intellectual discourse. Generally، in the studies that belong to the western scholars، the government in the history of Iran has been described as an example of «oriental despotism» and «patrimonialism» on the dominant bureaucracy. While the Marxist-Leninist Scholars have defined the government in history Iran as a feudal structure and representative of feudal classes. All of the discussed views about the construction and function of government in the history of Iran are ideological and one-sided، Because all of these analytical approaches are discourses of the power. For this reason، a critical study of the intellectual field of these theoretical approaches about the understanding of the government in the history of Iran is the basic purpose of the present study.
  • Seyyed Hossein Athari, S. Zamani Pages 179-204
    The public sphere is place for discussion and criticism of powers that Habermas، for first times has introduced theoretically and connected its history the to European saloons and coffee houses. This notion that the formation of the public sphere is special to the West does not look quite right because there was the same experience in the Safavid period. However the main point is that the continuation of the trend in the West and Iran is varied historically، politically and socially. This historical and descriptive-analytical study would attempt to prove that the West''s public sphere or criticism of power started in the royal court and then spread to the community، but in contrast to the West، criticism of power and dialogue on general issues in Iran Were especially formed in coffee houses and later transferred to the royal court. Coinciding with the Safavid rule power، the religion (Shiism) could be the official state religion and spread in different ways، such as by Shi''ite ceremonies and rituals as a form of public discussion and criticism. Thus the public sphere from Safavid Iran to the Pahlavi had religious and public from which found a political and religious public from since 1960s.
    Keywords: Public sphere, Habermas, West, Iran, Safavid period
  • K. Mollazadeh Pages 205-225
    For the first time، invention of iron production technique emerged by the Hittite in Anatolia، in the mid-second millennium BC. (about 1200 BC). Hittite government collapsed and iron production technology expanded to the adjacent areas، including Iran. Soon iron was used for production of various tools، equipments، weapons، ornaments and other items. In Iran، the first iron objected، in a limited number، appeared among the remains of Iron Age I (1200-1450 BC). Iron objects are much more in the Iron Age II (1200-800BC). In the first half of the first millennium BC the widespread use of iron for making tools led to rapid technological advances and extensive changes in the social and economic structures. In this paper، the role of iron production technology in these extensive changes will be studied.
    Keywords: Iron age, Iron production technology, Technological progress, Cultural development, Axial period
  • A. Pourfaraj Pages 227-261
    Exchange and trade have had an important role in the progress of human society. Since exchange is the result of production، and production began for the first time in Iranian Neolithic، thus Iran is the center of the first exchanges in the world. Near Easern Neolithic is known as the era of food-production revolution. Gordon Child has identified three revolutions during the human history. The first one is called “food production revolution”، which has happened in Iranian Neolithic. The secand revolution is “urnaban revolution” belenging to the Bronze Age of Near East and Iran. The third is “industrial revolution”، which was occurred in Europe. In this article، we will consider exchange and trade during the first revolution period. This paper has tried to explain the following: Introducing the Neolithic age with economic approach; Explain scientific theories about trade in the prehistoric era; Identify common models about trade and adapted models of the Iranian Neolithic and Chalcolithic eras; Analyze and explain the oldest commercial material of the world، (Obsidian) based on the archaeological findings of Iran; Study، the first counting objects and commercial seals at the Sites like sialk Kashan and Goytappe in Western Azarbaijan.
    Keywords: Neolithic, Trade, Iran, Societies
  • H. Basafa, Mahdiye Rahmati Pages 263-276
    Cultural area is a geographical area in which an approximately large of group with shared cultural characteristics are present. In the Islamic period، Nishabur city (the remains of which are located in the South East of the modern city of Nishabur)، Balkh، Merv and Heart were the four quarters of Great Khorasan in the early centuries until the Mongol invasion، from which only Nishabur in Iran has remained. Based on the historical and geographical sources of the early and middle centuries of the Islamic period، Nishabur has had a broad cultural context، including twelve provinces، a dozen quarters، as well as several towns and villages. Buzhgan، as one of the easternmost twelve provinces of Nishabur، is located within Nilabad Plain، 17 km southeast of Torbatejam، and has been the result of interaction between climatic conditions and political، economic and social relations as in close association with the capital city of Nishabur in the first to seventh centuryies (AH). In this paper، the literature on Buzhgan has been dealt with using a historical analysis approach. The evaluation of written sources indicates the distinct political، economic and cultural role of Nishabur as the most important eastern province in the road from Nishabur to Heart.
    Keywords: Ancient city of Nishabur, Buzhgan, Islamic archeology
  • Ali Reza Hejebri Nobari, S. Mohajer Vatan, Reza Afhami Pages 277-303
    The aim of this article is to review the process of plan changes from rectangular shapes to square، and the reasons for these changes through the Achaemenid dynasty. The innovation of using square plans in the second stage of Achaemenid architecture progressed with its developed style that fatherly left influence on domes construction in Parthian architecture. The ideology of “Darius The Great” and the impact of affiliated nations on his intellect were the reasons، for which the transformation of pre - Achaemenid rectangular to square plans was occurred. The cited phenomenon was studied to be the result of Greek’s cultural impression، regarding the use of numbers and figures in plans. Square plans stepped into Persian architecture as the perfect shapes with respect to Pythagorean philosophy and beliefs of some intellectuals، such as Plato. Square plans were، moreover، adapted to create a new style of architecture; since، they were the bases on which domes were constructed.
    Keywords: Architecture, Achaemenian, Plans, Square, Dome
  • J. Neyestani, A. A. Mahmoudi Nasab, M. Mousavi Kouhpar Pages 305-327
    A vital consideration must be implied on recognizing and investigating the Ural plannings of old and ancient cities. Old architectural Ural plannings as Iranian civil and culture symbol، are historical documents، which exhibit experiences from old Iranians. Warm regions form a major part of our country. City Ural plannings are totally based on the special warm and dry weather، which provides the responses to the people of the region. Accordingly، a similar condition is considered for all warm and dry regions in Iran. Sarayan is one of the cities located around the central desert of Iran، which contains the ancient and valuable Ural planning proportional to the condition of the region. This city is located in southern Khorasan province and the north western part of this province. Special regional properties، mountains and deserts neighborhood and being along a connective road have made Sarayan a place for residence، which caused its extension and growth. An alive spirit is exposing from past up to now according to different architectures from the Timurid to Pahlavid and six different areas inside the city، as well as distinctive architectures inside each area. This field and library research has been done in order to rebuild the urban Ural planning of Sarayan from Safavid to the first Pahlavid.
    Keywords: Southern Khorasan, Historical Ural planning, Sarayan, District, Market