فهرست مطالب

پژوهش در پزشکی - سال سی و هشتم شماره 4 (پیاپی 152، زمستان 1393)
  • سال سی و هشتم شماره 4 (پیاپی 152، زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علی باقریان *، حسین عباسپور، سکینه سعیدی سار، مطهره میرزایی، حمیدرضا میرزایی، حامد میرزایی صفحات 181-186
    سابقه و هدف
    با توجه به شیوع لیشمانیوز در مناطق مختلف جهان و ایران و نظر به اینکه ترکیبات پنج ظرفیتی آنتی موان برای درمان بیماری دارای عوارض جانبی متعددی می باشد، استفاده از گیاهان دارویی مورد تاکید قرار گرفته است. این تحقیق به منظور تعیین تاثیر عصاره گیاه دارویی سیر بر روی آماستیگوت های لیشمانیا ماژور در شرایط برون تنی (In vitro) ودرون تنی In vivo) (به روش رنگ سنجی انجام گرفت.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، لیشمانیا ماژور((Leishmania major سویه استاندارد به محیط کشتRPMI- 1640 حاوی 10% سرم جنین گاوی(FCS) و آنتی بیوتیک منتقل و در دمای 2±25 درجه سانتی گراد کشت داده شد. سپس در مرحله ثابت رشد تاثیر غلظت های مختلف عصاره گیاهی سیر در مقایسه با داروی کنترل تارتارامتیک بر روی آماستیگوت های لیشمانیا ماژور در دو شرایط درون تنی و برون تنی با استفاده از روش رنگ سنجی MTT، مورد بررسی قرار گرفت که شرایط درون تنی با استفاده از کشت ماکروفاژی ایجاد شد. سپس میزان جذب نوری (Optical Density) رنگ حاصله از احیا نمک تترازولیوم (MTT) به محصول رنگی فورمازان توسط انگل، بوسیله دستگاه الیزا ریدر (ELISA reader) سنجیده شد و مقدار IC 50 محاسبه گردید.
    یافته ها
    نتایج حاصل از جذب نوری و IC50 نشان داد که غلظت μg/ml 6/4 عصاره سیر در مقایسه با داروی کنترل در شرایط درون تنی نسبت به غلظت μg/ml 4/11در زمان 48 ساعت در شرایط برون تنی باعث مهار رشد آماستیگوت های لیشمانیا ماژور گردید.
    نتیجه گیری
    عصاره سیر بر روی آماستیگوت های لیشمانیا ماژور اثرات ضد لیشمانیایی مطلوبی دارد، آزمایشات بیشتری جهت ارزیابی این عصاره بر روی انگل لیشمانیا در مدل حیوانی و انسان های داوطلب را توصیه می نماید.
    کلیدواژگان: آماستیگوت، لیشمانیا ماژور، ماکروفاژ، روش MTT
  • سعید نوری، محمدرضا شریف *، یونس پناهی، مصطفی قانعی، بردیا جمالی صفحات 187-192
    سابقه و هدف
    کنترل خونریزی پارانشیمی خصوصا بافت کبد علی رغم پیشرفت علم جراحی، کماکان یکی از چالش های روبروی جراحان برای حفظ جان بیماران می باشد. یک رقابت پژوهشی بر سر معرفی روش موثر تر بین پژوهشگران این زمینه وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین اثر هموستاتیک کلسیم سولفات در کنترل خونریزی بافت پارانشیمی کبدی انجام گردید.
    روش بررسی
    در این مطالعه مدل حیوانی 60 رت نر نژاد ویستار مورد استفاده قرار گرفت. بر روی کبد هر رت برشی به طول 2سانتی متر و عمق 5/0 سانتی متر داده شد و زمان برقراری هموستاز با استفاده از غلظت های مختلف کلسیم سولفات (5%، 10%، 15%، 25%، 50%) و روش کنترل(کنترل خونریزی بوسیله بخیه زدن) اندازه گیری شد. داده های به دست آمده وارد نرم افزار SPSS شده و با Kruskal- wallis test و Mann - Whitney مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    زمان برقراری هموستاز ناشی از گروه های غلظتی کلسیم سولفات از گروه بخیه به صورت معنی دار کمتر بود (01/0>P).
    نتیجه گیری
    کلسیم سولفات یک ماده هموستاتیک موثر در کنترل خونریزی بافت پارانشیمی کبد در مدل حیوانی می باشد.
    کلیدواژگان: هموستاز، کلسیم سولفات، کبد
  • طاهره حسنلو *، میترا صالحی، مهندس روشنک سپهری فر، مهندس سمیه فرهمند صفحات 193-199
    سابقه و هدف
    با توجه به مصرف بی رویه داروهای شیمیایی و به دنبال آن افزایش سویه های میکروبی مقاوم به آنتی بیوتیک، شناسایی و معرفی منابع آنتی بیوتیکی جدید حائز اهمیت فراوانی است. در این پژوهش خصوصیات ضد میکروبی عصاره متانولی دانه های گیاه خار مریم (Silybum marianum) بصورت in vitro در قالب یک تحقیق تجربی مورد مطالعه قرار گرفت.
    روش بررسی
    تحقیق به روش تجربی انجام گرفت. دانه های گیاه خار مریم با منشاء مجارستانی تهیه شد. پس از روغن گیری دانه های پودر شده با پترلئوم اتر، عصاره متانولی حاوی سیلی مارین به روش سوکسله استخراج شد. فعالیت ضد میکروبی عصاره این گیاه در رقت های متوالی 2000، 1000، 500، 250، 125، 5/62 و صفر (شاهد) میلی گرم در میلی لیتر علیه 6 گونه باکتریایی استرپتوکوکوس پایوژنز، استافیلوکوکوس اورئوس، سودوموناس آئروژینوزا، اشریشیاکلی، باسیلوس سرئوس و باسیلوس آنتراسیس به روش های سنجش انتشار دیسک، انتشار چاهک، پورپلیت و کشت گسترده مورد ارزیابی قرار گرفت. این آزمایش 3 بار با سه تکرار انجام شد.
    یافته ها
    در روش دیسک گذاری هیچ یک از کشت های باکتری ها در رقت های mg/ml 2000، 1000، 500 و 250، اطراف دیسک-ها هاله عدم رشد قابل توجهی مشاهده نشد. در روش چاهک گذاری بالاترین میانگین هاله عدم رشد در باکتری استرپتوکوکوس پایوژنز در حضور عصاره خاص برابر با 19 میلی متر مشاهده شد. در روش پورپلیت باکتری باسیلوس سرئوس در تمام رقت ها، باسیلوس آنتراسیس در رقت های 2000، 1000 و استرپتو کوک پایوژنز در رقت mg/ml 2000 عدم رشد باکتری مشاهده شد. با روش کشت گسترده عصاره متانولی گیاه خار مریم دارای اثر ضد باکتریایی بر باسیلوس سرئوس، باسیلوس آنتراسیس و استرپتوکوکوس پایوژنز بود، ولی بر استافیلوکوکوس اورئوس، سودوموناس آئروژینوزا و اشریشیاکلی اثری نداشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد عصاره متانولی خار مریم حاوی مواد آنتی سپتیک با اثرات ضد باکتریایی می باشد.
    کلیدواژگان: خار مریم، Silybum marianum، باکتری های گرم مثبت و گرم
  • ناصر میرازی *، عفت توانایی منش، عبدالکریم حسینی صفحات 200-206
    سابقه و هدف
    هیپرلیپدمی از عوامل خطر اصلی در پیشرفت بیماری های قلبی-عروقی می باشد. نظر به تاثیر احتمالی گیاه سنجد، هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر برگ گیاه سنجد در رت های سالم و تغذیه شده با جیره غذایی پرچرب بر پروفایل لیپیدی که در سال 1393 و در آزمایشگاه دانشکده علوم دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان انجام شد بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، تعداد 30 سر موش صحرایی نر بالغ (150 گرم) به طور تصادفی در پنج گروه کنترل، درمان شده با لواستاتین (10 میلی گرم/کیلوگرم، خوراکی، به مدت یک هفته) و درمان شده با عصاره سنجد (300 میلی گرم/کیلوگرم، خوراکی، به مدت یک هفته) تقسیم شدند. تمامی حیوانات (به جز گروه کنترل) با جیره پر چرب (20 درصد روغن حیوانی) به مدت 5 هفته تغذیه شدند. پس از پایان آزمایشات و بعد از 12 ساعت ممانعت از تغذیه، از موش های ناشتا خونگیری مستقیم از قلب انجام شد و مارکرهای لیپیدی پلاسما به وسیله روش الایزا تعیین شد. فاکتورهای مورد نظر بررسی و با نرم افزار SPSS و آزمون های آماری آنالیز واریانس مقایسه شدند و اختلاف بین داده ها با 05/0p< معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    جیره پر چرب به مدت 5 هفته موجب بالا رفتن معنی دار وزن و چربی های خون در موش شد (01/0p<). عصاره برگ سنجد به طور معنی داری سطح تری گلیسیرید (7/4±5/57) و LDL (9/2±5/37) پلاسما را کاهش داده و موجب افزایش HDL (2/1±8/18) سرم موش های چاق گردید (01/0p<)، اما تغییر محسوسی در کاهش کلسترول پلاسما از خود نشان نداد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که مصرف برگ گیاه سنجد موجب بهبود پروفایل لیپیدی و وزنی در حیوانات چاق می شود.
    کلیدواژگان: عصاره سنجد، هیپولیپیدمی، کلسترول، موش صحرایی
  • رزیتا فتحی *، خانم زهرا مسیبی، پروانه نظرعلی، آقای سجاد اصلانی صفحات 207-213
    سابقه و هدف
    کمرین آدیپوکاینی جدیدی است که در التهاب و توسعه مقاومت به انسولین شرکت دارد. تحقیق حاضر، اثر یک دوره تمرین مقاومتی را بر سطوح پلاسمایی کمرین و شاخص های گلیسمی در دوگروه موش های نر سالم و موش های نرمقاوم به انسولین بررسی نمود.
    روش بررسی
    تحقیق به روش تجربی روی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 23±161 گرم و سن 4- 5 هفته انجام گرفت. نمونه ها به طور تصادفی به 4گروه 8 تایی شامل کنترل سالم، تمرین کرده سالم،کنترل مقاوم به انسولین و تمرین کرده مقاوم به انسولین تقسیم شدند. یک برنامه تمرین مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان با وزنه های متصل به دم را به مدت 3 روز در هفته، برای 8 هفته انجام دادند. بعد از 8 هفته تمرین مقاومتی غلظت پلاسمایی سطوح کمرین،گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین آزمودنی ها، اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 19 انجام شد و سطح معنی داری آزمون ها کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد 8 تمرین مقاومتی منجر به کاهش معنی داری در سطوح کمرین (02/0=p)، گلوکز (0001/0=p)، انسولین (0001/0=p) و مقاومت به انسولین (0001/0=p) در موش های نر مقاوم به انسولین شد، در حالی که کاهش معنی داری درسطوح پلاسمایی کمرین (9/0=p)، گلوکز (31/0=p)، انسولین (07/0=p) و مقاومت به انسولین (24/0= p)در موش های نر سالم مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد تمرین مقاومتی می تواند به عنوان رویکردی پیشگیرانه در بهبود مقاومت به انسولین و کاهش تولید کمرین مورد توجه قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: کمرین، مقاومت انسولینی، تمرین مقاومتی، موش صحرایی
  • علیرضا لطیفی، مریم نیتی *، ناصر ولایی، زهره لاسجردی صفحات 214-220
    سابقه و هدف
    آمیب های آزادزی که به نام آمیب های آمفی زوئیک یا دوگانه زی معروف هستند، توانایی زیست در منابع محیطی مختلف از جمله آب، خاک، گرد و غبار و همچنین بافت های بدن انسان و حیوان را دارند. با توجه به نگرانی آلودگی چشمه های آب گرم از نظر وجود آمیب های آزادزی و بیماری های متعاقب این آمیب ها از جمله کراتیت و انسفالیت آمیبی در افراد مستعد آلودگی و عدم وجود اطلاعات دقیقی در مورد وضعیت آن ها در چشمه های آب گرم استان های ایران از جمله استان مازندران این تحقیق در پاییز سال 1393 انجام گرفت.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی، از تمام چشمه های آب گرم بهسازی شده استان مازندران که تعداد آنها 22 عدد برآورد گردید، سه نمونه به حجم 500 میلی لیتر در ظروف استریل تهیه و به آزمایشگاه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی منتقل گردید. سپس بر اساس روش های کشت و مورفولوژی آمیب ها، آلودگی چشمه ها از نظر وجود آمیب های آزادزی و انواع آنها مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    از 22 چشمه آب گرم بهسازی شده استان مازندران، 17 (27/77%) چشمه به آمیب های آزادزی آلوده بودند. شایع ترین آمیب، ورمی آمبا (50%) و پس از آن به ترتیب والکامفیده (45/45%)، آکانتامبا (9/40%)، ونلا (09/9%) و پلتی آمبا (54/4%) بودند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد تعداد چشمه های آلوده به آمیب های آزادزی قابل توجه بوده و نگرانی را برای افراد محلی، توریست ها، گردشگران و مسافران که از این چشمه ها استفاده می نمایند به وجود می آورد. به همین منظور انجام تحقیقات مداخله ای برای کاهش آلودگی بیماری های مرتبط با آمیب های آزادزی در چشمه های آب گرم استان مازندران و سایر چشمه های آب گرم کشورمان را امری ضروری دانسته و نصب علائم هشدار دهنده در کنار چشمه های آب گرم جهت توجه افراد در معرض خطر و همچنین سایر افراد، توصیه می نماییم.
    کلیدواژگان: آمیب های آزادزی، چشمه های آب گرم، آکانتاموبا، ورمی آموبا، والکامفیده، استان مازندران
  • ملیحه خیراندیش، ماندانا بهبهانی صفحات 221-225
    سابقه و هدف
    کرفس کوهی با نام علمی Kelussia odoratissima Mozaff گیاهی علفی از خانواده چتریان می باشد. این گیاه دارای خواص دارویی مثل خصوصیات آنتی اکسیدانی و ضد سرطانی است. به منظور تعیین تاثیر محل رویش گیاه بر سمیت اندام های مختلف، این پژوهش اتجام شد. در این تحقیق، اثر سمیت عصاره متانولی برگ، ساقه، بذر، گل، ریشه کرفس کوهی جمع آوری شده از دو منطقه مختلف، بر رده سلول سرطان سینه انسانی MCF7 و سلول نرمال لنفوسیت انسانی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    روش بررسی
    سلول های مورد استفاده در این پژوهش، رده سلول سرطان سینه MCF7 و سلول نرمال لنفوسیت در محیط کشت PRMI-1640 حاوی 10% سرم جنین گاوی کشت داده شدند. نمونه های گیاهی خشک شده توسط حلال متانولی عصاره گیری شدند و اثر سمیت سلولی بر سلول های سرطانی و نرمال در غلظت های 10، 100، 500 و 1000 میکروگرم بر میلی لیتر به روش MTT مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    هیچ کدام از عصاره های این گیاه جمع آوری شده از کوهرنگ هیچ گونه اثر سایتوتوکسیتی نداشتند و عصاره های گل، بذر و برگ جمع آوری شده از منطقه فریدونشهر دارای اثر کشندگی بر روی سلول های MCF-7 بودند. این عصاره ها در غلظت های مختلف دارای اثر کشندگی بر روی سلول های نرمال نبودند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد گیاه کرفس کوهی رویش یافته در منطقه فریدونشهر، می تواند به عنوان عامل ضد سرطان بر روی سلول های سرطان سینه MCF7 مورد ارزیابی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کرفس کوهی، تست MTT، MCF7، PBMC
  • مجید متولی باشی *، دانشجوی کارشناسی ارشد زهرا سجادپور، دانشجوی دکتری سمانه حاجی حسینی صفحات 226-232
    سابقه و هدف
    بتاتالاسمی یکی از بیماری های اتوزومی مغلوب با اختلال در سنتز زنجیره های بتا هموگلوبین است و به علت بیش از 200 جهش مختلف در ژن بتا گلوبین ایجاد می گردد. هدف این مطالعه تعیین فراوانی مارکرهای AvaII در اینترون دوم ژن بتا گلوبین و BamHI در ''3 ژن بتا گلوبین و ارتباط آن با بیماری تالاسمی بتا در جمعیت استان اصفهان بود.
    روش بررسی
    در این پژوهش، نمونه خون 150 فرد مبتلا به تالاسمی بتا و 50 فرد سالم جمع آوری و بررسی شد. پس از استخراج DNA ژنومی از خون محیطی، ژنوتیپ های حاصل از پلی مورفیسم های AvaII و BamHI با روش RFLP-PCR مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصله با نرم افزار Power Marker و سرور اینترنتی SISA از نظر آماری بررسی شدند.
    یافته ها
    فراوانی آلل G پلی مورفیسم AvaII در افراد بیمار 32/65% و در افراد سالم 59/70% مشاهده شد این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (29/0=P). بررسی چگونگی توزیع ژنوتیپ های حاصل از این پلی مورفیسم از نظر آماری معنی دار نبود (1/0=P). فراوانی آلل موتانت T پلی مورفیسم BamHI در افراد بیمار 57/40% و در افراد سالم 63/35% مشاهده شد ولی این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (4/0=P). فراوانی ژنوتیپ های این پلی مورفیسم از نظر آماری قابل توجه نبود (6/0=P). نتایج پیوستگی نامتعادل بین دو مارکر نشان داد که''D بین مارکرهای BamHI و AvaII است)64/0=P). رایج ترین حالت برای دو مارکر++ با فراوانی 33/54% در افراد سالم و 33/42% درافراد بیمار مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    عدم وجود ارتباط معنیدار بین پلی مورفیسم های AvaII و BamHI و بیماری تالاسمی بتا بیان می کند که آلل های موتانت در دو پلی مورفیسم هر کدام به تنهایی نمی توانند به عنوان فاکتورهای خطر ژنتیکی در ابتلاء به این بیماری نقش داشته باشند. بررسی این دو مارکر به صورت همزمان می تواند اطلاعات مفیدی نسبت به بررسی تک تک مارکرها در اختیار قرار دهد.
    کلیدواژگان: تالاسمی بتا، پلی مورفیسم AvaII، پلی مورفیسم BamHI، RFLP، PCR
  • حسین گودرزی *، مریم زرین قلم مقدم، محمدرضا نهایی، گلی انگوتی، فیروزه صفاییان صفحات 233-238
    سابقه و هدف
    با توجه به اهمیت پاتوتایپ های اشرشیا کلی در ایجاد اسهال و عدم بررسی این سویه ها در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران٬ شناسایی و تعیین مقاومت آنتی بیوتیکی این سویه ها ضروری به نظر می رسد. هدف از این مطالعه تعیین پاتوتایپ های اشرشیا کلی و مقاومت آنتی بیوتیکی نمونه های اسهالی بیمارستانی تبریز در سال1392 بود.
    روش بررسی
    دراین مطالعه توصیفی، 150 نمونه اشرشیا کلی به طور مستمر از نمونه های مدفوعی اسهالی بیمارستانهای شهر تبریز جمع آوری شدند. بعد از انجام تست های تاییدی بیوشیمیایی٬ پاتوتایپ های اشرشیا کلی با استفاده از آنتی سرم های پلی والان شناسایی شدند. مقاومت آنتی بیوتیکی سویه های جدا شده با روش استاندارد دیسک دیفیوژن (Kirby-Bauer Method) بر روی محیط کشت مولر هینتون آگار (Merk) با استفاده از دیسک های آنتی بیوتیکی آمپی سیلین٬ تری متوپریم سولفومتوکسازول٬ کانامایسین٬ جنتامایسین٬ کلرامفنیکل٬ سیپروفلوکساسین٬ سفتازیدیم٬نیتروفورانتوئین٬ نالیدیکسیک اسید و ایمی پنم انجام گرفت. مقاومت آنتی بیوتیکی سویه ها با آزمون کای دو بررسی شد.
    یافته ها
    از 150 نمونه اشرشیا کلی، 7/26% به آنتی سرم پلی والان پاسخ مثبت دادند که در سه سروگروپ قرار گرفتند. 26% اشرشیا کلی های جدا شده پاتوژن بودند که 3/7% این سویه ها مربوط به واکنش با آنتی سرم 1، 1/6 درصد مربوط به واکنش با آنتی سرم 2 و 3/13 درصد مربوط به ایجاد آگلوتیناسیون با آنتی سرم 3 بودند. 95% سویه ها نسبت به آمپی سیلین و 7/57% نسبت به کوتریموکسازول مقاومت نشان دادند. بیشترین حساسیت به آنتی بیوتیک های ایمی پنم و نیتروفورانتوئین (5/97%) گزارش شد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که پاتوتایپ اشرشیاکلی از علل اصلی اسهال است و توصیه می گردد که با توجه به مقاومت آنتی بیوتیکی بالا، آنتی بیوگرام بر اساس سروتایپ های اشرشیاکلی انجام گیرد.
    کلیدواژگان: اشرشیاکلی، مقاومت آنتی بیوتیکی، پاتوتایپ، مقاومت آنتی بیوتیکی
  • سید منصور رایگانی، محمدحسن بهرامی، سید احمد رئیس سادات، داریوش الیاسپور، شهرام صادقی یامچی *، صالح عرفانی فام صفحات 239-245
    سابقه و هدف
    طب الکترودیاگنوز به عنوان یک مشاوره پزشکی مهم در تشخیص و پیگیری طیف وسیعی از اختلالات عضلانی- عصبی-اسکلتی مورد استفاده گروه های مختلف پزشکی است. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی تنوع بیماری ها، گروه بندی سنی و جنسی بیماران ارجاع شده و تخصص پزشکان ارجاع دهنده جهت انجام الکترودیاگنوز بر حسب مراکز انجام دهنده این مطالعات در شهر تهران بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی، اطلاعات ثبت شده الکترودیاگنوز سه مرکز تشخیصی شهر تهران شامل مرکز دولتی دانشگاهی (بیمارستان شهدای تجریش)، مرکز دولتی درمانی غیردانشگاهی (بیمارستان میلاد) و یک کلینیک خصوصی طی سال 1391 بررسی شد. داده ها بر اساس متغیرهای دموگرافیک، تخصص پزشک ارجاع دهنده، تشخیص نهایی و نوع پرداخت هزینه بررسی شد.
    یافته ها
    از میان 9567 مراجعه کننده، 3773 (39%) مرد و 5794 (61%) زن بودند. سن مراجعه کنندگان 2/15±17/47 بود. شایع ترین بیماری های یافت شده در بررسی الکترودیاگنوزیس به ترتیب سندرم تونل کارپال (28 درصد)، رادیکولوپاتی کمری (24 درصد) و رادیکولوپاتی گردنی (12 درصد) بودند و نتیجه بررسی 31% بیماران نیز طبیعی بود. شایع ترین ریشه کمری و گردنی درگیر به ترتیب L5 (5/49%) و C6 (42%) بود. میزان موارد نرمال در بیماران بیمه ای به طور معنی داری بیشتر از بیماران غیر بیمه-ای بود.
    نتیجه گیری
    علی رغم وجود و گسترش کمی و کیفی مراکز تصویربرداری، میزان ارجاعات به سرویس های الکترودیاگنوزیس از سوی پزشکان درمانگر مرتبط با بیماران نوروموسکلواسکلتال زیاد است که می تواند نشانگر خصوصیت کیفی این روش نسبت به روش های تصویربرداری مرسوم باشد که احتمالا قادر به ارزیابی فیزیولوژیک و عملکردی ساختارهای مورد بررسی است. بیشترین تشخیص های یافت شده در این مطالعه شامل درگیری ریشه های نخاعی گردنی و لومبوساکرال و سندرم های گیرافتادگی اعصاب محیطی بودند.
    کلیدواژگان: الگترودیاگنوزیس، EMG، NCV
|
  • Mr Ali Bagherian *, Hossein Abbaspour, Sakineh Saeidisar, Motahareh Mirzaei, Hamid Reza Mirzaei, Hamed Mirzaei Pages 181-186
    Background
    In respect to leishmaniasis prevalence in different regions of Iran and world and also several side effects of pentavalent antimony for treatment of the disease, using of medicinal plants have been recently taken into attention. The aim of this study was to evaluate the effect of garlic plant extract on L. major amastigotes in vivo and in vitro by means of colorimetric assay.
    Materials And Methods
    L.major (MRHO/IR/75/ER) were transferred to RPMI-1640 medium, supplemented with 10% fetal calf serum (FCS) and antibiotics then grown at 25±2°C. In plateau phase of parasite growth, effect of different concentrations of garlic plant extract in comparison to control drug, tartar emetic, on L.major amastigotes were assessed by means of MTT assay in vivo and in vitro. The optical density (OD) due to reduction of the tetrazolium salt MTT (3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyl tetrazolium bromide) to a colored product formazan by the parasite was measured by ELISA reader and the IC50 values (50% inhibitory concentrations) were further measured. All experiments were repeated in triplicate.
    Results
    Gained data from OD and IC50 showed that concentrations of 4.6 µg/ml and 11.4 µg/ml of garlic extract in comparison to control drug after incubation of 48 hours in vivo and in vitro respectively have inhibitory effect on amastigotes of L.major.
    Conclusion
    In respect to profound anti-leishmania effect of garlic medicinal plant on L.major, further experiments are required to evaluate the effect of this extract on Leishmania parasite in animal models and voluntary individuals.
    Keywords: Amastigote, L.Major, Garlic, MTT assay
  • Dr Saeed Nouri, Dr Mohammad Reza Sharif *, Dr Yunes Panahi, Dr Mostafa Ghanei, Dr Bardia Jamali Pages 187-192
    Background
    The control of parenchymal hemorrhage especially in liver parenchyma, despite surgical science progresses is still one of the challenges surgeons face saving the patients’ lives and there is a research challenge between the researchers in this field to introduce a more effective method. This study aimed to determine the hemostatic effect of calcium sulfate on controlling the bleeding from liver parenchymal tissue.
    Materials And Methods
    In this animal model study 60 male Wistar rats were used. A length of two cm and a depth of half a cm incision were made on each mouse’s liver and the hemostasis time was measured using calcium sulfate different concentrations (5%, 10%, 15%, 25%, and 50%) and the control method (i.e. control of bleeding by suturing). Finally, the obtained data were entered into SPSS software and analyzed using Kruskal-Wallis test and Mann-Whitney, Kolmogorov-Smirnov.
    Results
    The hemostasis time of calcium sulfate concentration groups was significantly less than that of the control group (p<0.01).
    Conclusion
    Calcium sulfate is an effective hemostatic agent in controlling liver parenchymal tissue hemorrhage in an animal model.
    Keywords: Hemostasis, Calcium Sulfate, Liver
  • Dr. Tahereh Hasanloo *, Dr. Mitra Salehi, Roshanak Sepehrifar, Somayeh Farahmand Pages 193-199
    Background
    Uncontrolled use of chemical drugs increases microbial strains resistant to antibiotics. There is an urgent need for discovery of new anti microbial compounds. Nowadays, many researchers have been done to introduce antibacterial compounds with natural origin. Aim of this study was in vitro assessment of antimicrobial effects of methanolic extract from dried fruits of Silybum marianum.
    Materials And Methods
    Hungarian seeds of Silybum marianum were defatted by ethyl acetate. The flavonolignans were extracted with methanol. Antimicrobial effects of methanolic extract (pure extract, 2000, 1000, 500, 250 125, 62.5 and 0 mg/ml) were examined on six species of microorganisms (Staphylococcus aureus, Streptococcus pyogenes, Pseudomonas aeruginosa, Escherichia coli, Bacillus cereus, Bacillus antheracis) with three methods such as disk diffusion, well diffusion, porpelite and spread-plate methods. The experiment was performed three times with three replicates.
    Results
    According to results of this investigation, there was no growth inhibition zone in disk diffusion method for all dilutions of plant extract. The highest growth inhibition zone (19 mm) was observed in Strep. pyogenes in well diffusion method. In porpelite method, the growth inhibition zone was indicated in all of dilutions plant extract for B. cereus culture, in 2000 and 1000 mg/ml for B. antheracis and in 2000 mg/ml for Strep. pyogenes. Our results showed that, the extract had antibacterial effect on B. Cereus, B. anthracis and Strep. pyogenes in spread-plate method but had less effect on S. aureus, P. aeruginosa and E. coli.
    Conclusion
    With attention to our finding, it could be concluded that methanolic extract of Silybum marianum has antibacterial effects on current clinical pathogen microorganisms. Therefore, it must be evaluated in vivo and clinically.
    Keywords: Silybum marianum, Methalonic extract, Positive, Negative Germ bacteria
  • Naser Mirazi *, Effat Tavanaeemanesh, Abdolkarim Hosseini Pages 200-206
    Background
    Hyperlipidemia is one of risk factor in cardiovascular diseases, with regard to possible effect of Elaegnus angustifolia this study aimed at evaluating the effect of E. angustifolia leaf extract on lipid profiles in normal and fed with hyperlipidemic diet rats which was conducted in 2014 in the laboratory of the Faculty of Science, Islamic Azad University of Hamedan.
    Materials And Methods
    30 male rats (150 g) were divided in five groups control, treated with lovastatin (10 mg/kg, p.o, for one week) and treated with E. angustifolia extract (300 mg/kg, p.o, for one week) randomly. All groups (except control group) fed with hyperlipidemic diet (20% sheep oil) for 5 weeks. At the end of experiment and after 12 h fasting, the blood samples were collected from heart directly and plasma lipid concentrations were measured using the ELISA method. Data were analyzed by analysis of variance test using SPSS software and difference between data with p<0.05 considered significant.
    Results
    The data showed that the feeding animals with hypelipidemic diet was increased weight animals and was caused hyperlipidemia in serum (p<0.01). E. angustifolia leaf extract significantly decrease plasma triglyceride (57.5±4.7) and LDL (37.5±2.9) and increase HDL (18.8±1.2) in obese rat (p<0.01), but it did not show significant effect on decreasing serum cholesterol level.
    Conclusion
    It seems that consumption of E. angustifolia leaf extract could have significant favorable effects on the lipid and weight profiles of obese rats.
    Keywords: Elaegnus angustifolia extract, Hypolipidemia, Cholesterol, Rat
  • Dr Rozita Fathi *, Mrs Zahra Mosayebi, Dr Parvaneh Nazarali, Mr Sajad Aslani Pages 207-213
    Background
    Chemerin is a new adipokine, which is involved in inflammation and resistance insulin development. Thus, recent study examined changes of chemerin plasma levels and insulin resistance in two groups of healthy and insulin resistance male rats after 8 weeks resistance training.
    Materials And Methods
    32 male Wister rats with a weight, 161 ± 23 g were randomly divided into four groups included healthy control, healthy training, insulin resistance control and insulin resistance training. The rats in insulin resistance training group were subjected to a resistance-training program for 3 days/week, for 8 weeks that consisted of climbing a ladder carrying a load suspended from the tail. Following eight week resistance training plasma chemerin, insulin, glucose concentrations and insulin resistance were measured. Calculation and analysis of the data was performed using SPSS 19 software and testing the significance level P>0/05 was considered.
    Results
    The findings showed that resistance training was lead to a significant reduction in plasma chemerin (p= 0.02), glucose (p= 0. 0001), insulin (p= 0.0001) and insulin resistance (0.0001) in insulin resistance male rats whereas, significant reduction was not observed. In plasma chemerin (p=1), glucose (p= 0. 31), insulin (p= 0.07) and insulin resistance (0.24) in healthy male rats.
    Conclusion
    It seems that resistance training can be focused as a prevention approach in insulin resistance and reduction of plasma chemerin.
    Keywords: Chemerin, insulin resistance, resistance training, Rat
  • Dr Alireza Latifi, Maryam Niyyati *, Naser Valayi, Zohreh Lasjerdi Pages 214-220
    Background
    Free-living amoebae, which are called as amphizoic amoebae, could live in various environmental sources such as water, soil, dust and also human and animal tissues. According to possible contamination of hot springs to free living amoebae and developing related disease such as keratitis and encephalitis in people at risk and the lack of knowledge regarding their distribution in hot springs of Mazandaran province, the preset study was conducted in 2014.
    Methods
    In this discretional study, samples were taken from 22 hot springs in Mazandaran province. Three samples with 500 ml volume were taken in sterile bottles and transferred to laboratory of Shahid Beheshti University of Medical Sciences. Based on culture and morphological criteria, hot springs contamination to free living amoebae was surveyed.
    Results
    Out of 22 hot springs in Mazandaran province, 17 (77.27%) springs were contaminated to free living amoebae. The most prevalent amoebae were Vermamoebae (50%) following with Vahlkampfiids (45.45%), Acanthamoeba (40.9%), Vannella (9.09%) and platyamoebae (4.54%).
    Conclusion
    It seems hot springs contamination to free living amoebae is relevant and this could be a health hazard for endemic people, tourists and travelers who use these hot springs. To this end, researches with purpose of decreasing the diseases due to free living amoebae in hot springs of Mazandaran province and other hot springs in the region are important priorities and also posting of alarming signs along the hot spring are recommended for awareness of people at risk.
    Keywords: Free living, Hot springs, Acanthamoeba, Vermamoebae, Vahlkampfiids, Mazandaran province
  • Maliheh Kheirandish, Mandana Behbahani Pages 221-225
    Background
    Kelussia Odoratissima (Apiaceae family) is an herbaceous plant which traditionally used in Iran as antiache, anti inflammation and anticoughagents. This plant has potent antioxidant and anticancer effects. The present investigation was carried out to study cytotoxic activity of leaves, shoots, seeds, flowers and roots extracts of K.odoratissima collected from two different regions against MCF7 cell line and peripheral blood monolayer cell (PBMC).
    Materials And Methods
    The cells used in this research, MCF7 a breast cancer cell lines and normal lymphocytes were cultured in PRMI-1640 supplemented with 10% Fetal Bovine Serum (FBS), 100 U/ml penicillin and 100 μg/ml streptomycin and 5mM/L glutamine. The cytotoxic effect of the crude methanol extract of this plant at different concentrations (10, 100, 500 and 1000 μg/ml) were performed by using MTT assay.
    Results
    The crude methanol extracts of different organs of K. odoratissima grown in korhang didn’t have any cytotoxic effect, but the flower, leave and seed extracts of K. odoratissima grown in fereydonshahr showed potent cytotoxic effect on the MCF7 cells. However these extracts at different concentrations were not cytotoxic on normal cells.
    Conclusion
    In conclusion, the results demonstrated that different extracts K. odoratissima grown in fereydonshahr could be evaluated as an anticancer agent.
    Keywords: Kelussia Odoratissima, MTT Assay, MCF7, PBMC
  • Dr Majid Motovali_Bashi * Student Zahra Sajadpoor Student Samaneh Hajihoseini Pages 226-232
    Background
    Beta thalassemia is one of the autosomal recessive diseases that related to synthesis disorder of beta globin chain. It is caused by any of the more than 200 mutations in the β-globin gene. DNA sequencing and genotyping of numerous mutations at beta globin gene is timely and expensive. Therefore, the best method for screening is linkage using polymorph markers at beta globin region and it is usually applied at carrier screening and pre-diagnosis. Aim of the present study is frequency determination of AvaII marker at second Intron and BamHI marker at 3´ region of beta globin gene and its association with beta thalassemia disease in Esfahan population.
    Materials And Methods
    In the present study, 150 beta-thalassemia patients including 50 individuals without disease as a control group were investigated. After genomic DNA extraction from blood cells, polymorphism genotype of AvaII and BamHI were determined using RFLP-PCR technique. Obtained results were statistically analyzed using Power Marker software package and SISA.
    Results
    G allele frequency of AvaII polymorphism was observed 65.32% at patient groups and 70.59% at control groups; this difference was not statistically significant (p=0.29). Genotype distribution of this polymorphism was not statistically significant (p=0.1). T allele frequency of BamHI polymorphism was observed 40.57% at patient groups and 35.63% at control groups, but this difference was not statistically significant (p=0.40). Genotype frequency of this polymorphism was not statistically significant (p=0.6). Linkage disequilibrium results between two markers showed D´ (p=0.064). The best state for two markers ++ and its frequency is 54.33% at control groups and 42.33% at patient groups.
    Conclusion
    No statistically association between AvaII in second Intron and BamHI at 3´ region of beta globin with beta thalassemia disease is expressed that mutant alleles could not to be a risk factor for the disease. However, simultaneous investigation of two markers could be useful.
  • Hossein Goudarzi *, Maryam Zarringhalam, Mohammad Reza Nahaei, Goli Angouti, Firozeh Safaeyan Pages 233-238
    Background
    Escherichia coli, the most frequent cause of bacterial infectious diarrhea, is responsible for an enormous burden of morbidity, mortality, and health care costs. Paradoxically, as the predominant facultative member of the normal human colonic flora, E.coli is present in most individuals as a harmless commensal. Cloning techniques are very laborious and expensive. Therefore, today in developing countries, including Iran, old and simple stereotyping by latex agglutination kit and various PCR methods are preferred. According to the results of previous studies and the importance of proper knowledge about the epidemiology of diarrheal pathogens, especially E. coli in most developing countries, the aim of this study was to identify Escherishia coli pathotypes using polyclonal antisera and evaluation of their antibiotic resistance in cases of diarrhea in selected hospitals of Tabriz city.
    Materials And Methods
    A total of 150 E.coli strains were collected from cases of diarrhea in selected hospitals of Tabriz city. After confirmatory tests, E.coli pathotypes were identified using polyvalent antisera. The antibiogram profiles were performed by Kirby-Bauer method according to CLSI standards.
    Results
    With the latex agglutination kit three serogroups were identified among E.coli isolates from cases of diarrhea. The most antibiotic sensitivity rates of E.coli serotypes were to Nitrofurantoin and Imipenem. A high frequency of E.coli resistance to Ampicillin and Co-trimoxazol was observed.
    Conclusion
    Reports on prevalence of diarrheagenic E.coli in Iran are rare and little is known about the epidemiology of E.coli pathotypes. Studies in Iran showed that diarreagenic E.coli are among the most prevalent causative agents in acute diarrhea. Therefore, knowledge of the status of the E.coli pathotypes in Iran is important for planning of appropriate public health programs for control of the disease. Also in much of developing world without access to good quality medicines, infections continue to be the major killers, and in all countries, infections with resistant microorganisms are major cause of death.
    Keywords: Escherichia coli, Pathotypes, Antibiotic resistance
  • Dr S.Mansour Rayegani, Dr M.Hasan Bahrami, Dr S.Ahmad Raeissadat, Dr Dariush Elias Pour, Dr Shahram Sadeqi *, Dr Saleh Erfani Fam Pages 239-245
    Background
    Electrodiagnostic studies give valuable diagnostic and follow up information about neuromuscular diseases to physician with various fields. The goals of this study were to evaluate demographic description of patients referred to EDX services and referring patients to determinate the tendency between the patient’s types of payment and referring necessity.
    Materials And Methods
    All EDX data were done in 3 separate centers in Tehran, which consist of a private center, a non-academic governmental clinic (Milad hospital) and an academic governmental clinic (Shohadaye Tajrish hospital) in 2012. Data of demographic characteristics, etiology and origin of referral, and final diagnose and payment methods were gathered.
    Results
    During 1 year period, 9567 patients were evaluated by EDX tests. The most common diagnosis was CTS, lumbosacral radiculopathy and cervical radiculopathy, respectively 28%, 24% and 12%. The EDX result, in about one third (31%) of cases was normal. The most common roots involved in lumbosacral and cervical radiculopathies were L5 (49.5%) and C6 (42%), respectively. Interestingly, the percent of normal reports among group of patients paid fewer or no charge (third party payment) were less than groups of patients paid more charge.
    Conclusion
    Despite the extensive application of imaging studies, such as MRI, there is increasing tendency to electrodiagnostic studies referrals from neuromuskuloskeletal physicians. This could be attributed to complementary role of electrodiagnostic studies to imaging studies, where electrodiagnosis as a physiologic evaluation completed imaging studies as structural evaluation. Also, this study shows the most prevalent diagnoses were spinal roots lesion and peripheral nerves entrapment syndromes.
    Keywords: Electrodiagnostic study, EMG, NCV