فهرست مطالب

گیاهان دارویی - پیاپی 54 (بهار 1394)
  • پیاپی 54 (بهار 1394)
  • 206 صفحه، بهای روی جلد: 30,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1394/04/25
  • تعداد عناوین: 15
|
  • سیروان آتشک صفحه 1
    علیرغم اینکه اغلب مطالعات نشان داده اند که انجام فعالیت های ورزشی منظم مزیت های فراوانی را برای سلامتی افراد جامعه به همراه دارد، اما مشخص شده است که ورزش ها و فعالیت های شدید بدنی با تولید رادیکال های آزاد و گونه های فعال اکسیژن، موجب بروز آسیب های ناشی از استرس اکسایشی و همچنین کاهش عملکرد در ورزشکارن می شوند. از طرفی گزارش داده شده است که مداخلات تغذیه ای و استفاده از مکمل های آنتی اکسیدانی می تواند راه کاری مناسب برای محافظت در برابر استرس اکسایشی ناشی از فعالیت های ورزشی باشد. اما با توجه به روشن شدن عوارض جانبی و آثار زیانبخش داروهای سینتیک، استفاده از داروهای گیاهی و طبیعی دارای خواص آنتی اکسیدانی ممکن است بسیار موثر واقع شود و مصرف این دسته از مکمل های گیاهی را می توان به مربیان و ورزشکاران توصیه کرد. لذا در مطالعه ی مروری حاضر ضمن بررسی مکانیزم های تولید استرس اکسایشی در طی فعالیت های ورزشی مختلف، اثرات مصرف برخی از مکمل های گیاهی آنتی اکسیدانی در ورزش ارائه شده است.
    کلیدواژگان: استرس اکسایشی، فعالیت های ورزشی، گیاهان دارویی
  • هما میرانصاری، علی مهرآفرین، حسنعلی نقدی بادی صفحه 15
    مقدمه
    محلول پاشی یا تغذیه برگی عناصر ضروری یکی از راه های موثر در تامین نیازهای غذایی گیاهان و افزایش عملکرد کمی و کیفی محصولات به ویژه در خاک های آهکی می باشد.
    هدف
    ارزیابی تغییرات مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه دارویی شوید تحت تاثیر محلول پاشی سطوح متفاوت سولفات آهن و روی در شرایط مزرعه ای بود.
    روش بررسی
    این تحقیق در مزرعه تحقیقاتی پژوهشکده گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی به صورت آزمایشی فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار طی سال 1392 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل 4 سطح سولفات آهن (0، 1، 5/1 و 2 گرم بر لیتر) و 3 سطح سولفات روی (0، 1 و 2 گرم بر لیتر) بودند.
    نتایج
    کاربرد سطوح مختلف سولفات آهن و روی تاثیر معنی داری (01/0≥p) بر تعداد برگ، تعداد ساقه فرعی، تعداد گل آذین، تعداد چترک در چتر، تعداد دانه بوته، وزن خشک اندام هوایی، درصد و عملکرد اسانس و میزان آلفافلاندرن داشت. همچنین، سولفات آهن تاثیر معنی داری بر تمامی صفات مورد بررسی داشت در حالی که محلول پاشی سولفات روی فقط بر تعداد ساقه فرعی، وزن خشک اندام هوایی و میزان آلفا- فلاندرن در سطح آماری 1 درصد و تعداد گل آذین، درصد و عملکرد اسانس در سطح آماری 5 درصد تاثیر معنی داری داشت. بیشترین درصد اسانس در تیمار اثر متقابل سولفات آهن و سولفات روی 2 گرم بر لیتر و بیشترین عملکرد اسانس در تیمار اثر متقابل سولفات آهن 5/1 گرم بر لیتر با سولفات روی 1 گرم بر لیتر حاصل شد.
    نتیجه گیری
    مصرف آهن و روی در کنار یکدیگر قادر به ایجاد شرایط مطلوب جهت افزایش عملکرد کمی و کیفی در گیاه شوید می شود.
    کلیدواژگان: Anethum graveolens L.، اسانس، سولفات آهن، سولفات روی
  • علی زارعی محمودآبادی، حمیدرضا جوادی، مریم عادلی پور، زهرا حجتی، مهدی کمالی، حسین بهادران صفحه 30
    مقدمه
    کادمیوم و ترکیبات آن از آلاینده های محیطی و شغلی هستند که در کلیه و کبد انسان ذخیره شده و به عنوان عوامل ژنوتوکسیک، کارسینوژنیک، توموروژنیک و مخرب DNA شناخته می شوند. مطالعات گذشته اثرات ضد التهابی، ضد سرطانی و آنتی اکسیدانتی زعفران را نشان داده اند.
    هدف
    هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثرات آنتی ژنوتوکسیستی و ضد سمیت عصاره آبی کلاله زعفران روی کلیه موش آزمایشگاهی بود.
    روش بررسی
    برای بررسی اثرات حفاظتی زعفران در برابر تخریب کروموزومی ناشی از کادمیوم کلراید در کلیه موش، حیوانات را به طور تصادفی به 6 گروه نرمال، سالین، زعفران، کادمیوم، زعفران + کادمیوم، کادمیوم + زعفران تقسیم نموده و به روش داخل صفاقی با دوز 30 میکرومول بر کیلوگرم کادمیوم و 100 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره آبی زعفران به مدت 3 روز تیمار شدند. برای تایید ایجاد توکسیسیتی توسط کادمیوم، غلظت مالون دی آلدهاید (MDA) و گلوتاتیون (GSH) در هموژن کبد سنجیده شد. نتایج، افزایش معنی دار در میزان MDAو کاهش در میزان GSHدر گروه تیمار شده با کادمیم را نشان داد. میزان تخریب DNA در کلیه با روش الکتروفورز تک سلول در سلول های کلیه در گروه های مختلف بررسی شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که کادمیوم به طور معنی داری موجب شکست DNA در کلیه می شود. در حالی که تیمار حیوانات با عصاره زعفران به صورت پیشگیری و درمان موجب کاهش معنی دار در تخریب DNA شد. زعفران اثر محافظتی قابل قبولی در برابر استرس اکسیداتیو و تخریب ژنوتوکسیسیتی ناشی از کادمیوم دارد.
    نتیجه گیری
    بنابراین استفاده از زعفران به عنوان یک مکمل غذایی مناسب برای محافظت کارگران صنعتی در معرض کادمیوم، پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: الکتروفورز تک سلولی، ژنوتوکسیسیتی، سیتوتوکسیسیتی، عصاره ی آبی زعفران، کادمیوم
  • مهدیه خدایاری، منصور امیدی، علی اکبر شاه نجات بوشهری، داراب یزدانی، محمدرضا نقوی صفحه 41
    مقدمه
    گیاه پاپاور یکی از منابع مهم تولید متابولیت ضدمیکروبی و ضدسرطانی سنگوئینارین، در صنعت داروسازی می باشد.
    هدف
    این پژوهش، با هدف افزایش بیان ژن های دخیل در مسیر سنتز این متابولیت ارزشمند توسط نانوالیسیتورها در سوسپانسیون سلولی گیاه پاپاور انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه اثر دو نانوالیسیتور (نانونقره و نانودی اکسیدتیتانیوم)، بر تغییر بیان ژن های دخیل در مسیر بیوسنتزی متابولیت سنگوئینارین (tydc7، bbe1، DIOX2 و DBOX) در محیط کشت سوسپانسیون سلولی دو ریزنمونه حاصل از مریستم ساقه و ریشه، در پنج بازه زمانی (6، 24، 48، 72 و 168 ساعت) مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    تمام ژن های مورد مطالعه بیشترین تغییرات بیانی را در ساعت های اولیه پس از تیمار با نانوالیسیتورها در هر دو ریزنمونه نشان دادند که پس از گذشت زمان، بیان آنها به طور معنی داری کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد کوچک بودن این ذرات، نفوذ آنها را به درون سلول تسریع کرده تا در کوتاه ترین زمان (6 تا 24 ساعت) بیشترین تاثیر را بر بیان ژن های بیوسنتزی سنگوئینارین داشته باشند؛ در سایر پژوهش ها این افزایش پس از گذشت 48 ساعت از زمان تیمار قابل مشاهده بود. این بررسی در دو بافت نامتمایز کالوس حاصل از مریستم و ریشه انجام شد اما نکته قابل توجه تفاوت بیان ژن ها در هر دو ریزنمونه با یکدیگر بود؛ به عبارتی تفاوت بیان در کالوس های حاصل از ریشه و مریستم، اثری از حافظه سلولی را، با توجه به پروفایل بیان ژن در گیاه (خواستگاه ریزنمونه) به همراه داشت.
    کلیدواژگان: Papaver somniferum L.، بیان ژن، ریزنمونه، نانوالیسیتور
  • محمد عارف تبد، نسترن جلیلیان صفحه 55
    مقدمه
    منطقه زریوار با مساحت 5000 کیلومترمربع در 3 کیلومتری شمال غربی شهرستان مریوان در غرب ایران، واقع شده است. این منطقه با دارا بودن متوسط بارش سالانه 997 میلی متر، بهره مندی از جریان های مرطوب مدیترانه ای و استقرار در دامنه رشته کوه های زاگرس، از پوشش گیاهی و جنگلی غنی و متنوعی برخوردار است
    هدف
    هدف از این مطالعه، شناسایی گیاهان دارویی منطقه زریوار و معرفی خواص و کاربرد محلی این گیاهان بود.
    روش بررسی
    در این پژوهش، با استفاده از نقشه های توپوگرافی 1:65000 محدوده اراضی منطقه مورد مطالعه مشخص شد. سپس طی سال های 92 – 91، گیاهان دارویی منطقه جمع آوری شد. با استفاده از پرسشنامه های تهیه شده، اطلاعات افراد بومی منطقه در زمینه استفاده از این گیاهان جمع آوری شد و درنهایت نمونه های گیاهی جهت شناسایی به هرباریوم مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمانشاه منتقل شدند.
    نتایج
    در مجموع تعداد 56 گونه گیاه دارویی متعلق به 24 خانواده و 48 جنس در منطقه شناسایی شد. خانواده نعنائیان Lamiaceae)) با 12 گونه و خانواده کاسنی (Asteraceae) با 11 گونه دارای بیشترین غنای گونه ای بوده و بیشترین کاربرد محلی نیز برای درمان بیماری های گوارشی گزارش شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به غنی بودن این منطقه از گونه های دارویی و اهمیت فراوان این گیاهان در درمان بیماری های مختلف، بررسی های بیشتر می تواند سبب شناسایی اثرات درمانی جدید شده و کمک شایانی به پیش برد صنعت داروسازی کشور نماید.
    کلیدواژگان: استان کردستان، تنوع زیستی، کاربرد سنتی، گیاه شناسی، گیاهان دارویی
  • پگاه طاهر خانی، نگین نوری، افشین آخوندزاده بستی، حسن گندمی نصر آبادی، محمود علی محمدی صفحه 76
    مقدمه
    در سال های اخیر، تحقیقات بر روی ترکیبات ضد میکروبی طبیعی بخصوص با منشاء گیاهی بسیار مورد توجه قرار گرفته است و ارزیابی اثرات ضد میکروبی گیاهان بومی ایران از جمله زیره سیاه کرمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زیره سیاه کرمانی یکی از گیاهان دارویی در ایران است که از نظر اقتصادی حائز اهمیت می باشد و به صورت وحشی در مناطق دارای آب و هوای خشک رشد می کند.
    هدف
    در این مطالعه، اثر ضد میکروبی و ویژگی های حسی پنیر گودای تهیه شده با غلظت های مختلف اسانس زیره سیاه کرمانی مورد بررسی قرار گرفته است.
    روش بررسی
    اسانس گیری با روش تقطیر با آب انجام شد. اجزای اسانس با استفاده از گاز کروموتوگرافی (GC) و گاز کروموتوگرافی متصل به طیف سنج جرمی (GC-MS) مورد شناسایی قرار گرفت. گروه های میکروبی مختلف (باکتری های مزوفیل هوازی، آنتروکوک ها، لاکتوباسیل های مزوفیل، آنتروباکتریاسه، لاکتوکوکوس و مخمرها) با استفاده از محیط های کشت اختصاصی شمارش شدند. تست ارگانولپتیک شامل: بافت، طعم، بو، رنگ و پذیرش کلی نیز در پایان دوران رسیدن بررسی شد.
    نتایج
    بر طبق نتایج به دست آمده، بازده اسانس بذر زیره سیاه 1/4 درصد (وزنی/ وزنی) بود. 21 ترکیب در اسانس زیره سیاه کرمانی مورد شناسایی قرار گرفت که 97/98 درصد اسانس را به خود اختصاص دادند. در بین اجزای شناسایی شده به ترتیب پروپانال 2- متیل 3- فنیل (05/26 درصد) و گاما تر پینن (86/21 درصد) بالاترین مقدار را داشتند. به طور کلی، افزایش غلظت اسانس زیره سیاه کرمانی سبب کاهش در تعداد گروه های میکروبی مختلف شد. همچنین بیشترین و کمترین کاهش در تعداد به ترتیب در مخمرها (کاهش 2 لوگی نسبت به گروه کنترل در غلظت 4/0 درصد در روز 90) و آنتروباکتریاسه ها (کاهش 75/0 لوگی نسبت به گروه کنترل در غلظت 4/0 درصد در روز 90) مشاهده شد. به طور کلی افزودن اسانس زیره سیاه کرمانی باعث بهبود خواص حسی در پنیر گودا شد که بویژه در عطر و طعم محصول این اثر نمایان تر می باشد. در حالی که در هیچ یک از گروه های تیمار از نظر بافت و رنگ تفاوت معنی داری با گروه کنترل مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    اسانس زیره سیاه کرمانی می تواند نه تنها به عنوان یک طعم دهنده طبیعی بلکه به منظور یک ماده نگهدارنده در بعضی مواد غذایی مانند پنیر گودا استفاده شود و همچنین نقش مهمی در سلامت مصرف کننده داشته باشد.
    کلیدواژگان: اسانس زیره سیاه کرمانی، اثر ضد میکروبی، ارزیابی حسی، پنیر گودا
  • علی مهرآفرین، حسنعلی نقدی بادی، اردشیر قادری، محمدرضا لبافی، اسکندر زند، قربان نورمحمدی، نسرین قوامی، مهدی سیف سهندی صفحه 86
    مقدمه
    شنبلیله گیاه دارویی ارزشمندی است که مصرف دانه های آن در صنایع داروسازی برای تولید موسیلاژ (گالاکتومانان) و تریگونلین به لحاظ اقتصادی اهمیت زیادی دارد. محلول پاشی متانول به عنوان یک محرک زیستی بر روی گیاهان سه کربنه (C3) مانند شنبلیله می تواند باعث افزایش تثبیت CO2 و کاهش تنفس نوری شود که در نتیجه ماده خشک بیشتری در این گیاهان تولید خواهد شد.
    هدف
    ارزیابی تغییرات عملکرد دانه و موسیلاژ شنبلیله در پاسخ به محلول پاشی غلظت های مختلف متانول بود.
    روش بررسی
    این آزمایش در مزرعه تحقیقاتی پژوهشکده گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی واقع در کرج در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 5 تیمار محلول پاشی و 3 تکرار طی دو سال زراعی اجرا شد. محلول پاشی در طول فصل رشد طی سه نوبت با فواصل زمانی 12 روز یک بار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل تیمار شاهد (محلول پاشی با آب مقطر بدون کاربرد متانول) و محلول پاشی آبی 4 غلظت مختلف متانول (شامل 10، 20، 30 و 40 درصد حجمی) بود.
    نتایج
    محلول پاشی غلظت های مختلف متانول تاثیر معنی داری بر تعداد ساقه فرعی بوته، تعداد برگ بوته، وزن خشک بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، عملکرد دانه، عملکرد موسیلاژ دانه، خاکستر دانه، شاخص تورم دانه (01/0p ≤)، ارتفاع بوته و وزن هزار دانه (05/0p ≤) گیاه داشت.
    نتیجه گیری
    محلول پاشی متانول به عنوان یک محرک زیستی فعال و روشی نوین در تولید گیاهان دارویی موجب بهبود عملکرد دانه و موسیلاژ دانه شنبلیله شد. به طور کلی بیشترین مقادیر برای خصوصیات مورد ارزیابی در القای تیمار محلول پاشی با غلظت 40 درصد حجمی متانول حاصل شد.
    کلیدواژگان: Trigonella foenum، graecum L.، عملکرد دانه، موسیلاژ دانه، متانول، محرک زیستی
  • پروانه رحیمی مقدم، هاجر هاشمی ستوبادی، فاطمه قاضی نژادیان شوشتری صفحه 101
    مقدمه
    یک هشتم زنان در طول عمر خود مبتلا به سرطان سینه می شوند و در نتیجه سالیانه درحدود یک میلیون زن در دنیا سرطان سینه تشخیص داده خواهد شد. حدود 70 درصد سرطان های سینه گیرنده استروژن آلفا (ER-α) مثبت می باشند. حضور گیرنده ER-α با پیش آگهی بهتر همراه است و معمولا مشخص می کند که آیا سرطان به داروهای ضد استروژن از جمله تاموکسیفن پاسخ می دهد یا نه. با این وجود، تعداد قابل ملاحظه ای از سرطان های سینه ER-α مثبت به تاموکسیفن پاسخ کافی نمی دهند. علت مقاومت به تاموکسیفن در این گونه موارد و نحوه ی حساس کردن مجدد به تاموکسیفن هنوز معلوم نمی باشد. مطالعات اولیه نشان می دهد که سیر و مشتقات آن از جمله آلیسین در مواردی از بدخیمی ها اثر ضد سرطان دارد.
    هدف
    هدف این مطالعه این است که آیا آلیسین می تواند روی تکثیر سلول های MCF-7 حساس به تاموکسیفن اثری داشته باشد یا نه.
    روش بررسی
    برای بررسی این تئوری، اثر آلیسین بر سلول های حساس به تاموکسیفن (MCF-7) و مقاوم به تاموکسیفن (Sk-Br-3) در حضور و عدم حضور تاموکسیفن و 17- بتا استرادیول مورد بررسی قرار گرفت. اثر تاموکسیفن، 17- بتا استرادیول و آلیسین بر روی میزان زنده بودن سلول ها با استفاده از تست MTT در زمان های 24، 48 و 72 ساعت بررسی شد.
    نتایج
    مطالعه حاضر نشان داد که در سلول های MCF - 7 آلیسین باعث تشدید اثر تاموکسیفن در حضور و عدم حضور 17 بتا استرادیول شد.
    نتیجه گیری
    ممکن است آلیسین بتواند به عنوان مکمل تاموکسیفن در حساس کردن سلول های سرطان سینه به تاموکسیفن موثر باشد.
    کلیدواژگان: آلیسین، تاموکسیفن، رده سلولی MCF، 7، سرطان سینه، گیاه سیر
  • چیمن ابراهیمی، محمود سلوکی، منصور امیدی، مسیح فروتن، امیررضا زارع کاریزی، علی مهرآفرین، اردشیر قادری صفحه 111
    مقدمه
    فندق Corylus avellana یکی از گونه های متعلق به جنس Corylus است. قسمت های مختلف این گیاه حاوی انواع مهمی از متابولیت های دارویی با اثرات ضد سرطانی و ضد میکروبی بسیار ارزشمند می باشد.
    هدف
    تحقیق حاضر با هدف ارزیابی توانایی تولید تاکسول و همچنین بهینه سازی کالزایی و باززایی فندق از ریزنمونه های کوتیلدونی بذر انجام شد.
    روش بررسی
    قطعات کوتیلدون برای القای کالوس در محیط کشت موراشیگ و اسکوک (MS)حاوی هورمون های 2 و 4- دی کلرو فنوکسی استیک اسید (2، 4 – D) در غلظت های 0، 5/0 و 1 میلی گرم در لیتر. به تنهایی و یا در ترکیب با غلظت های 0، 5/0 و 1 میلی گرم در لیترهورمون بنزیل آدنین (BA) کشت شدند. به منظور باززایی کالوس های به دست آمده در همان محیط کالزایی واکشت و یا به محیط MS حاوی هورمون BAدر غلظت های 0، 25/0، 5/0، 1، 2 و 3 میلی گرم در لیتر منتقل شدند. همچنین به منظور ارزیابی توان تولید متابولیت تاکسول در محیط های کشت کالوس از الیسیتور متیل جاسمونات در غلظت های 0، 10، 40، 70، 100، 130 و 160 میکرو مولار استفاده شد.
    نتایج
    در همه تیمارهای هورمونی کالوس تشکیل شد. در تیمار هورمونی حاوی 5/0 میلی گرم در لیتر 2. 4 - D باززایی مشاهده شد. در تیمارهای باززایی بیشترین تعداد ساقه چه در غلظت 1 BAمیلی گرم در لیتر باززا شد. بیشترین و کمترین میزان تولید تاکسول به ترتیب در تیمار حاوی 130 میکرو مولار متیل جاسمونات (mg/KgDW7/16) و تیمار شاهد (mg/KgDW 3/4) مشاهده شد. ساقه های باززا شده در محیط کشت MSحاوی 2 میلی گرم در لیتر نفتالین استیک اسید (NAA) هورمون در ترکیب با 5/0 میلی گرم در لیتر BA ریشه دار شدند. پس از ریشه زایی گیاهچه هایی که به خوبی رشد کرده بودند به منظور سازگاری در مخلوط پرلیت، پیت موس و کوکوپیت به نسبت 1:2:1 کشت، در محفظه ای درپوش دار که دارای رطوبت 90 درصد بود، قرار داده شد. پس از 4 هفته گیاهان سازگار شده از محفظه خارج شده و به گلخانه انتقال یافتند.
    نتیجه گیری
    از نتایج این تحقیق می توان در بهینه سازی تولید متابولیت تاکسول در شرایط کشت درون شیشه ای بویژه کشت سوسپانسیون سلولی و همچنین باززایی کالوس های تراریخت فندق استفاده نمود.
    کلیدواژگان: Corylus avellana، باززایی، تولید تاکسول، کالزایی
  • سیاوش پرورده، مهسا مقیمی صفحه 122
    مقدمه
    مطالعات انجام شده روی سیاه دانه (Nigella sativa) نشان می دهد که این گیاه دارای اثرات فارماکولوژیک متعددی است که از آن جمله می توان به اثرات آرامبخشی، کاهش فعالیت حرکتی و شلی عضلانی اشاره کرد. از آنجا که تیموکینون، مهم ترین ماده ی موثره ی موجود در سیاه دانه می باشد، این فرضیه مطرح می شود که اثرات مهاری سیاهدانه بر سیستم حرکتی - عضلانی، ناشی از تیموکینون باشد.
    هدف
    در این تحقیق، اثر تیموکینون بر انقباضات عضله ی اسکلتی در مدل های آزمایشگاهی، بررسی شده است.
    روش بررسی
    ابتدا بافت عصب - عضله ی اسکلتی، از گردن جوجه جدا و در حمام بافتی قرار گرفت. سپس، با انجام آزمایش های ثبت کششی، تاثیر تیموکینون بر انقباضات عضله ی اسکلتی ناشی از به کارگیری استیل کولین، پتاسیم کلراید و تحریک الکتریکی، ارزیابی شد. همچنین، در مطالعات رفتاری شامل traction test و rotarod، ابتدا دوزهای مختلف تیموکینون به صورت داخل صفاقی به موش ها تزریق و سپس توانایی حیوانات در بالا رفتن از میله ی بارفیکس و همچنین حفظ تعادل حرکتی بر روی میله ی گردان، بررسی شد.
    نتایج
    تیموکینون (40، 80 و100 میکرومولار) توانست پاسخ های انقباضی ایجاد شده توسط استیل کولین (100 میکرومولار) و تحریک الکتریکی را مهار کند. این در حالی است که تیموکینون نتوانست تغییری در انقباضات برانگیخته در عضله ی اسکلتی توسط پتاسیم کلراید (80 میلی مولار) ایجاد کند. در آزمون traction test در موش، تیموکینون با دوز 80 میلی گرم بر کیلوگرم و در آزمون rotarod با دوزهای 80 و 40 میلی گرم بر کیلوگرم توانست مدت زمان ماندگاری حیوانات بر روی میله ی بارفیکس و میله ی گردان را به طور معنی داری کاهش دهد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که تیموکینون قادر است به عنوان یک شل کننده ی عضلانی عمل کرده و اسپاسم های ایجاد شده در عضلات اسکلتی را مهار کند.
    کلیدواژگان: استیل کولین، تیموکینون، ثبت کششی، سیاه دانه، شلی عضلانی
  • مریم مهاجرانی، منصوره دامنجانی صفحه 134
    مقدمه
    برخی مواد شیمیایی در گیاهان با نقش آنتی اکسیدان شناخته شده اند که دارای اثر مهار همولیز گلبول های قرمز نیز هستند. امروزه مصرف آنتی اکسیدان های سنتتیک به دلیل سمیت آنها محدود و توجه جوامع پزشکی به استفاده و یافتن آنتی اکسیدان های طبیعی معطوف گشته است. گیاهان دارویی که بتوانند از همولیز سلول های خونی نظیر آنچه که در برخی بیماری ها وجود دارد، جلوگیری کنند از اهمیت زیادی برخوردارند.
    هدف
    در این مطالعه اثر عصاره متانولی برگ و گوشته گیاه هندوانه ابوجهل، برگ گیاه خاس و برگ و میوه گیاه کرات بر میزان مهار همولیز گلبول های قرمز خون مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    ابتدا عصاره متانولی از هر گیاه به روش سوکسله تهیه شد. نمونه های خون از افراد سالم تهیه و به دو گروه کنترل و تست تقسیم شد. جهت القای پراکسیداسیون گلبول های قرمز از 2 و 2 آزوبیس (2 آمیدینو پروپان) دی هیدرو کلرید (35 میلی مولار) استفاده شد. اثر هر عصاره بر همولیز القایی گلبول های قرمز خون در ده غلظت (از 5 تا 150 میکروگرم بر میلی لیتر) مورد بررسی قرار گرفت. میزان همولیز با اندازه گیری مقدار هموگلوبین آزاد شده از سلول ها در حضور و عدم حضور هر عصاره با استفاده از روش رنگ سنجی در طول موج 540 نانومتر تعیین شد.
    نتایج
    در بین عصاره های مطالعه شده برای عصاره متانولی برگ گیاه کرات IC50، 58/5 میکروگرم بر میلی لیتر و برای عصاره متانولی برگ گیاه خاس IC50، 85/13 میکروگرم بر میلی لیتر یعنی بیشترین میزان مهار همولیز در برابر AAPH اندازه گیری شد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل نشان می دهد که استفاده از گیاه های کرات و خاس به عنوان آنتی اکسیدان طبیعی علاوه بر پیشگیری و یا درمان بسیاری از بیماری ها از جمله همولیز گلبول های قرمز خون بر اثر عوامل اکسید کننده می تواند قابل مطالعه باشد.
    کلیدواژگان: آنتی همولیز، خاس، کرات، هندوانه ابوجهل، AAPH
  • حسنعلی نقدی بادی، محمدرضا لبافی، نسرین قوامی، اردشیر قادری، وحید عبدوسی، محمودرضا اقارب پرست، علی مهرآفرین صفحه 146
    مقدمه
    امروزه استفاده از اسیدهای آمینه و متانول به عنوان محرک های زیستی و گیاهی جهت افزایش تولید متابولیت های ثانویه در گیاهان دارویی بسیار مورد توجه می باشد.
    هدف
    بررسی اثر محرک های زیستی و متانول بر میزان و اجزای اسانس و صفات مرفولوژیک گیاه دارویی آویشن باغی (Thymus vulgaris L.).
    روش بررسی
    این تحقیق بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با 9 تیمار و سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل محلول پاشی محرک های زیستی کادوستیم، فسنوترن، هیومی فورته و آمینول فورته هریک با دو سطح 10 و 20 درصد حجمی متانول و همچنین یک تیمار شاهد (بدون کاربرد محرک های زیستی و متانول) بود.
    نتایج
    نتایج نشان داد که اثر تیمارها بر تعداد ساقه های فرعی، قطر ساقه در محل طوقه، وزن خشک اندام هوایی بوته، میزان تیمول و کارواکرول اسانس در سطح آماری 1 درصد و بر تعداد برگ ساقه، ارتفاع بوته، میزان اسانس و وزن خشک برگ بوته در سطح آماری 5 درصد معنی دار بوده است. بیشترین ارتفاع بوته، تعداد ساقه های فرعی، تعداد برگ ساقه، وزن خشک ساقه بوته، وزن خشک برگ بوته، وزن خشک اندام هوایی بوته در تیمار کادوستیم و 20 درصد حجمی متانول و بیشترین قطر ساقه در محل طوقه، میزان اسانس، میزان تیمول و کارواکرول در تیمار هیومی فورته و 20 درصد حجمی متانول حاصل شد.
    نتیجه گیری
    نتایج بیانگر افزایش عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی آویشن باغی تحت تاثیر کاربرد محرک های زیستی کادوستیم و هیومی فورته به همراه 20 درصد حجمی متانول بود. بنابراین با کاربرد توام محرک های زیستی و متانول می توان همگام با کاهش مصرف کودهای شیمیایی در راستای کشاورزی پایدار و کاهش آلودگی های زیستی گام برداشت.
    کلیدواژگان: Thymus vulgaris L.، اسانس، اسیدهای آمینه، تیمول، کارواکرول
  • معصومه رجبی نایینی، مریم مدرس، غلامرضا امین، ناصر بحرانی صفحه 159
    مقدمه
    افزایش خونریزی قاعدگی یکی از شایع ترین عوارض جانبی IUD می باشد.
    هدف
    با توجه به گرایش عمومی به استفاده از داروهای گیاهی این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر زیره سبز و مفنامیک اسید بر خونریزی قاعدگی مصرف کنندگان IUD انجام گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی، سه سوکور و متقاطع می باشد که بر روی 100 نفر از زنان دارای IUD، مراجعه کننده به 6 مرکز بهداشتی درمانی منتخب شهرستان کرج که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند، انجام شد. این پژوهش در سه مرحله اجرا شد: در مرحله اول در طول یک سیکل میزان خونریزی قاعدگی تمامی شرکت کنندگان با استفاده از جدول هیگام اندازه گیری شد، در مرحله دوم افراد به صورت تصادفی به دو گروه مفنامیک اسید و زیره سبز تقسیم شدند و طی 2 سیکل متوالی کپسول ها را دریافت کردند. در مرحله سوم برای هریک از افراد، روش درمانی گروه مقابل با جابجا شدن داروها برای دو سیکل متوالی دیگر تکرار شد. میزان خونریزی و طول مدت قاعدگی در طول این 5 سیکل با استفاده از جدول هیگام اندازه گیری شد. با توجه به اینکه حداکثر زمان تاثیر زیره سبز 24 ساعت و در کپسول مفنامیک اسید 6 تا 8 ساعت می باشد مصرف آن در 7 روز خونریزی قاعدگی اثری بر دوره های بعدی نخواهد گذاشت. در پایان نتایج با آزمون های کای اسکوئر و فیشر، تی زوج، ویلکاکسون تجزیه و تحلیل شد.
    نتایج
    میانگین امتیاز خونریزی قاعدگی قبل از درمان 08/60 ± 26/154 بود که این میزان پس از مداخله در گروه دریافت کننده مفنامیک اسید به 38/45 ± 68/106 و در گروه مصرف کننده ی زیره ی سبز به 56/40 ± 8/105 رسید که کاهش معنی داری را بعد از مداخله در هر دو گروه نشان داد (001/0 p<). این کاهش در مقایسه ی دو گروه اختلاف معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که کپسول زیره ی سبز می تواند مقدار خونریزی قاعدگی را مشابه مفنامیک اسید و به طور موثری کاهش دهد، لذا به نظر می رسد بتوان آن را در تخفیف خونریزی قاعدگی در مصرف کنندگان IUD توصیه نمود.
    کلیدواژگان: آی.یو.دی، زیره ی سبز، خونریزی قاعدگی، مفنامیک اسید
  • فرهاد فتحی، شهربانو عریان، محمود رفیعیان، اکرم عیدی صفحه 169
    مقدمه
    مطالعات اخیر پیشنهاد می کنند که عصاره پونه (ME: Extract Mentha longifolia L.) اثرات آنتی اکسیدانی دارد.
    هدف
    در این مطالعه سعی شده تا اثر عصاره پونه بر روی ایسکمی کانونی مغز در رت مشخص شود.
    روش بررسی
    پنج گروه (14n=) مطالعه شدند: گروه کنترل و شم آب مقطر را به صورت تزریق درون صفاقی دریافت کردند. سه گروه دیگر، ME را در دوزهای 50، 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم برای مدت 21 روز دریافت کردند. هر گروه اصلی به دو زیر گروه، یکی برای عمل جراحی جهت ارزیابی حجم آسیب بافتی و دیگری به صورت سالم جهت ارزیابی قدرت آنتی اکسیدانی و پراکسیداسیون لیپید در مغز و سرم تقسیم شد.
    نتایج
    پیش تیمار با ME منجر به کاهش معنی داری در حجم کلی آسیب مغزی شد. ME ظرفیت آنتی اکسیدانی را در ناحیه پنومبرا و کانون مغز نسبت به کنترل به طور معنی داری افزایش داد. قدرت آنتی اکسیدانی سرم در گروه 100 میلی گرم بر کیلوگرم به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود. سطح مالون دی آلدئید در ناحیه پنومبرا به طور معنی داری در گروه کنترل نسبت به دیگر گروه های تیمار شده افزایش یافته بود. ME در گروه 100 میلی گرم بر کیلوگرم به طور معنی داری سطح مالون دی آلدئید در ناحیه کانون را نسبت به گروه کنترل کاهش داد. به علاوه ME با دوزهای 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم سطح مالون دی آلدئید سرم را کاهش داد.
    نتیجه گیری
    ME منجر به حفاظت در برابر سکته مغزی بوسیله افزایش در فعالیت آنتی اکسیدانی، کاهش پراکسیداسیون لیپید و کاهش در حجم آسیب مغزی می شود.
    کلیدواژگان: ایسکمی مغزی، پراکسیداسیون لیپید، خونرسانی مجدد، ظرفیت آنتی اکسیدانی، عصاره Mentha longifolia L
  • بهناز حاجی رضایی، علیرضا براری، آسیه عباسی دلویی صفحه 183
    مقدمه
    جینکوبیلوبا باعث تحریک گردش خون مغزی می شود. در نتیجه نارسایی گردش خون در مغز را بهبود می بخشد.
    هدف
    هدف این مطالعه بررسی اثر هشت هفته تمرین استقامتی شنا و مصرف عصاره جینکوبیلوبا بر مقادیر NMDA و BDNF پلاسما در دختران جوان تمرین نکرده بود.
    روش بررسی
    40 دختر جوان غیرفعال با میانگین سنی 27 - 22 به عنوان آزمودنی های این تحقیق انتخاب شدند و به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفره (1- تمرینات شنا و مصرف عصاره جینکوبیلوبا 2- تمرینات شنا 3- عصاره جینکوبیلوبا و 4- گروه کنترل) تقسیم شدند. عصاره آبی جینکو به مقدار 80 میلی گرم در روز و به مدت هشت هفته تجویز شد. برنامه تمرینی گروه های تجربی شامل هشت هفته، سه جلسه در هفته و با شدت 60- 75 درصد ضربان قلب بیشینه اجرا شد. نمونه خونی از آزمودنی ها 24 ساعت قبل و بعد از انجام آزمون، برای اندازه گیری سطوح NMDA و BDNF گرفته شد. نتایج با استفاده از آزمون t همبسته و تحلیل واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل شد و سطح معنی داری در این تحقیق تحقیق 05/0 p≤ تعیین شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که مقادیر NMDAدر گروه شنا و مکمل و گروه مکمل افزایش معنی داری داشت. البته افزایش معنی داری نیز در مقادیر BDNF، در گروه شنا و مکمل،گروه مکمل و گروه شنا مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    در مطالعه اخیر تمرین استقامتی و مصرف جینکوبیلوبا باعث کاهش اضطراب و پیشرفت حافظه می شود که با فلاونوئیدها و فعالیت آنتی اکسیدان این گیاه در ارتباط است.
    کلیدواژگان: جینکوبیلوبا، تمرین شنا، BDNF، NMDA
|
  • S. Atashak Page 1
    Despite of many studies indicated that regular exercise training is associated with numerous health benefits for population, but determined that strenuous exercise and physical activities, through increased production of free radicals and reactive oxygen species caused oxidative stress damage and therefore decreased exercise performance in athletes. Nevertheless it has been reported that the nutritional intervention and antioxidant supplements may protect against exercise- induced oxidative stress. However because of side effects of synthetic drugs, the use of herbal medicines and natural antioxidant maybe very effective and therefore it can be recommended the supplementation of herbals to coaches and athletes. Hence in the present review, in addition to study of mechanisms of the exercise-induced oxidative stress, it has provided the effects of some antioxidant herbal supplements in sports.
    Keywords: Exercises, Medicinal plants, Oxidative stress
  • H. Miransari, A. Mehrafarin, H. Naghdi Badi Page 15
    Background
    Foliar application of essential elements is one of the most effective methods for the supply nutritional requirements of plants and increase the quantity and quality of plants yield, especially in calcareous soils.
    Objective
    This study was aimed to evaluate the changes in morphophysiological and pharmacological of characterestics of dill under foliar application of iron and zinc at the field conditions.
    Methods
    This study has been conducted in the research farm of ACECR, Institute of Medicinal Plants during 2013 on the basis of factorial experiment in randomized complete block design (RCBD) with three replications. The treatments were included of iron sulfate at 4 concentrations (0, 1, 1.5 and 2 g L-1), and 3 levels of Zinc sulfate (0, 1 or 2 g L-1).
    Results
    Application of iron and zinc sulfate had significant effect (p<0.01) on the leaf number per plant, number of lateral branches, number of inflorescences, number of umbelets per main umbel, the number of seeds per plant, shoot dry weight, essential oil content, yield of essential oil and alpha phellandrene content. In addition, all traits were significantly influenced by the iron sulphate concentrations. While, the main effect of zinc sulfate was significant only on the number of branches, shoot dry weight, alpha phellandrene content (p<0.01), and also, essential oil content, essential oil yield, and number of inflorescences (p<0.05). The highest essential oil content in the treatment of foliar application of iron and zinc sulfate at 2 g.L-1 and the maximum essential oil yield in the treatment of iron sulfate at 1.5 g.L-1 with zinc sulfate at 1 g.L-1 were obtained.
    Conclusion
    Foliar application of integrated Iron and Zinc able to create favorable conditions for increase the quantity and quality yield of dill.
    Keywords: Anethum graveolens L., Essential oil, Iron sulfate, Zinc sulfat
  • A. Zaree, Hr Javadi, M. Adelipor, Z. Hojati, M. Kamali, H. Bahadoran Page 30
    Background
    Cadmium and its derivatives are important environmental and occupational pollutant which stored in human kidney and liver. Cadmium is known as genotoxic, carcinogenic, mutagenic and DNA damaging agents. Crocus sativus L (Saffron) is used in Traditional medicine as anti tumorogenic and anti cancer agent.
    Objective
    The aim of this study was to evaluate the anti toxicity and anti genotoxicity effects of aqueous extracts of Crocus sativus stigmas in Swiss-Webster mice kidney.
    Methods
    To investigate possible protective effects of saffron against chromosomal damage induced by cadmium chloride in kidney of mice, the animals randomly divided in six groups: normal, saline, saffron, saf+cad, cad+saf. Cadmium (30 µmol/kg) and aqueous extract of saffron (100mg/kg) was administered peritoneally for 3days. Cadmium toxicity was investigated by malondialdehyd (MDA) and glutathione (GSH) concentration in liver homogenate as an indicator of lipid per oxidation and oxidative stress. DNA damage in kidney was studied using alkaline single cell electrophoresis (comet assay).
    Results
    The results show that cadmium can induce significant cytotoxicity and genotoxicity in kidney. The DNA damage and cytotoxicity were significantly decreased in both pre and post treatment animals with aqueous extract of saffron. Moreover the results show that saffron has protective effects against oxidative stress and genotooxicity damage of cadmium.
    Conclusion
    Therefore, use of saffron as a diet complement may be suitable for protection in industrial workers which have exposed to cadmium.
    Keywords: Cadmium, Comet assay, Cytotoxicity, Genotoxicity, Saffron
  • Khodayari M. (Phd), M. Omidi, Aa Shahnejat Booshehri, D. Yazdani, Mr Naghavi Page 41
    Background
    Elicitors are biotic or abiotic molecules that have effectively stimulated the production of plant secondary metabolites in plant, cell and organ cultures.
    Objective
    Opium poppy serves as one of the particular commercial source of sanguinarine, as an anticancer and antimicrobial metabolite in the pharmaceutical industry;This study was done by the aim of increasing in expression of genes involve in the synthesis ofthisvaluablemetaboliteinplantcell suspension culture.
    Methods
    In this study, the effects of two abiotic nano elicitors (nano TiO2 and nano-Silver), were studied on the expression of genes involve in sanguinarine biosynthesis pathway (tydc7, bbe1, DIOX2 and DBOX) at different time points (6, 24, 48, 72 and 168 hours) following treatments on shoot meristem and root suspension cell cultures using Real-time PCR.
    Results
    All of these genes were expressedmost abundantly6 and 24 hours after treatment with nano elicitors in both root and meristem suspension cell cultures. After time all the genes expression were significantly decreased.
    Conclusion
    Comparing the results of this study with the findings of other major studies on the effect of elicitors on papaver gene expression, indicated that because of the small sizes of nano particles, they may cause the rapid induction of sanguinarine biosynthesis genes expression in the shortest possible time. Nevertheless other investigations showed the highest increasing in gene expression, 48hours after elicitation. Given that, this study was conducted on callus with dedifferentiated cells from two different organs, but remarkable distinction were observed in gene expression profile in both explant tissues. In the other words the trace of cellular memory, was seen in dedifferentiated cells regards to the origin of explants.
    Keywords: Papaver somniferum L., Explant, Gene expression, Nano elicitor
  • Ma Tabad, N. Jalilian Page 55
    Background
    Zarivar region, with about 5,000 km2 area, is located in the west of Iran, neighboaring the Marivan city. This region has a rich floral diversity due to some ecological factors such as: the average annual precipitation (about 997 mm/year), influence of the mediteranean water masses and situation within zagros mountain.
    Objective
    The aim of this study was to identify medicinal plants flora of the Zarivar region and introducing some information of local herbal plants.
    Methods
    Definition of the area was done based on 1:65000 topographic maps, then medicinal plant specimens were collected during years 2012-2013. Local knowledgeable people were questioned about usages of medicinal plants and data were recorded. Collected plants were deposited and identified in Herbarium of Agriculture and Natural resources research center of Kermanshah.
    Results
    Overally 56 medicinal plant species belonging to 48 genera and 24 families were determined. Lamiaceae with 12 species and Asteraceae with 11 species had the highest species richness respectively. The most folk medicine were used for the treatment of gastrointestinal disorders.
    Conclusion
    Results showed that numerous and valuable medicinal plants were found in Zarivar region. Traditional usage of medicinal plants is more accepted among people of the area. So, further studies may be more effective from pharmacological view of point.
    Keywords: Botany, Biodiversity, Kurdistan province, Medicinal plants, Traditional usage
  • P. Taherkhani, N. Noori, A. Akhondzadeh Basti, H. Gandomi, M. Alimohammadi Page 76
    Background
    Research on natural antimicrobial agents, especially of plant origin, highly noticed in recent years and evaluation of antimicrobial effects of native plants such as Iranian black cumin (zireh- siah) is especially important.
    Objective
    In the present study, sensory characteristics and antimicrobial effects of Kermanian black cumin essential oil were investigated in Gouda cheese during ripening period.
    Methods
    Extraction of the essential oil was performed by hidrodistillation.The oil was analyzed by GC using flame ionization (FID) and GC/ MS for detection.The antimicrobial effects were determined against various microbial groups (aerobic mesophilic bacteria, enterococci, mesophilic lactobacilli, enterobacteriaceae, lactococcus and yeasts). Microbial groupswere counted during ripening period using plate count on specific culture media. Organoleptic evaluation including teture, flavour, odor, colour and total acceptability were determined at the end of aging.
    Results
    Accordig to results, the essential oil yield was 4/1 %(W/ W). Twenty- one compounds were identified in the oil that concluded 98.97% of the total oil.The major components of Kermanian black cumin essential oil were propanal, 2- methyl- 3- phenyl (26.05 %) and gamma- terpinene (21.86 %). Generally, the increase of Kermanian black Cumin essential oil concentration led to reduction in microbial counts in different groups.The maximum antimicrobial effect was seen in yeast that reduced by 2 log compared to the control group at EO concentration of 0.4%at day 90.The minimum reduction was observed in enterobacteriaceae that showed only 0.75 log decreese compared to the control at the same concentration of EO. Addition of EO improved organoleptic properties of Gouda cheese especially in the case of flavour and odour charactristic. However, no significant differences were observed in texture and colour between treatment and control groups.
    Conclusion
    Kermanian black cumin essential oil could be used as preservative material and flavouring agent in some kinds of food such as cheese and also could be provided consumers health.
    Keywords: Antimicrobial effects, Gouda cheese, Kermanian black cumin essential oil, Sensory evaluation
  • A. Mehrafarin, H. Naghdi Badi *, A. Qaderi, Mr Labbafi, E. Zand, Gh Noormohammadi, N. Qavami, M. Seif Sahandi Page 86
    Background
    Fenugreek is a multipurpose and valuable medicinal plant that its consumption of seeds in the pharmaceutical industry for the economically production of mucilage (galactomannan) and trigonelline is very important. Foliar application of methanol as a biostimulant on C3 plants such as the fenugreek can increase the CO2 fixation in photosynthesis and decrease photo-respiration and the result will produce more dry matter in these plants.
    Objective
    The aim was to determine changes in seed and mucilage yield of fenugreek in response to foliar application of different concentrations of methanol.
    Methods
    This research was carried out at the experimental farm of Medicinal Plants Institute (MPI) of Academic Center for Education, Culture & Research (ACECR) located in Karaj during two cropping seasons based on a randomized complete block design with 5 treatments and 3 replications. Foliar application during the growing season was run 3 times with 12 days interval. The treatments were control (sprayed with distilled water without methanol) and foliar application of four different concentrations of methanol (10, 20, 30 and 40 volumetric percent).
    Results
    Foliar application of different concentrations of methanol had a significant effect on number of branches per plant, number of leaves per plant, shoot dry weight, number of pods per plant, number of seeds per pod, seed yield, yield of seed mucilage, seed ash content, seed swelling index (p≤0.01), plant height, and 1000 seeds weight (p≤0.05).
    Conclusion
    Foliar application of methanol as a bio-stimulant and the new method in production of medicinal plants improved seed yield and yield of seed mucilage in fenugreek. In general, the maximum amounts of the studied traits were achieved in the foliar application of 40% v/v methanol concentration.
    Keywords: Trigonella foenum, graecum L., Biostimulant, Methanol, Seed yield, Seed mucilag
  • P. Rahimi, Moghaddam *, H. Hashemi, Setobadi, F. Ghazinejhadian, Shooshtari Page 101
    Background
    One-eighth of women will develop breast cancer in their lifetime, resulting in approximately annual one million women worldwide with breast cancer. Approximately 70% of breast cancers are positive for estrogen receptor alpha (ER-). The presence of ER- receptor is associated with better prognosis and usually indicates that the anti-estrogen drugs such as tamoxifen can be useful in the treatment. Nevertheless, a significant number of ER--positive breast cancers does not respond to tamoxifen. Causes of resistance to tamoxifen and how to sensitize to tamoxifenis not yet known. Preliminary studies indicate that garlic and its derivatives such as allicin, have anti-cancer effects.
    Objective
    This study aims to investigate the inhibitory effect of allicin on tamoxifen-sensitive MCF-7 cells.
    Methods
    To investigate this theory, the effect of allicin on tamoxifen-sensitive cells (MCF-7), and -resistant cells (Sk-Br-3) in the presence and absence of tamoxifen and 17- estradiol were studied. The cell viability was assessed using MTT assay at 24, 48 and 72 hours.
    Results
    The study revealed that allicin in MCF-7 cells enhances the effectiveness of tamoxifen in the presence and absence of 17-b estradiol.
    Conclusions
    Allicin as an adjunct to tamoxifen can sensitize breast cancer cells to tamoxifen.
    Keywords: Allicin, Breast cancer cell line MCF, 7, Garlic, Tamoxifen
  • Ch Ebrahimi, M. Solouki, M. Omidi, M. Forootan, Ar Zare, A. Mehrafarin, A. Qaderi Page 111
    Background
    Hazelnut (Corylus avellana) is a species belonging to the genus Corylus. Its various segments contain different metabolites with very valuable medicinal, anti-microbial and anti-cancer properties.
    Objective
    The present study was done to investigation the optimal conditions for hazelnut plants regenerated from cotyledon as explants and invitrotaxol production.
    Methods
    Cotyledon segments were cultured on MS medium containing 2,4-D concentrations of 0, 0.5 and 1 mgl-1 alone or in combination with concentrations of 0, 0.5 and mgl-1 BA for callus induction. For regeneration, Calli were sub-cultured to the same medium and or transferred to the MS medium containing BA at concentrations of 0, 0.25, 0.5, 1, 2 and 3 mgl-1 Callus was formed in all hormonal treatments. The ability of taxol production in calli was evaluated by adding methyl jasmonat in 0, 10, 40, 70, 100, 130 and 160 µM concentrations.
    Results
    In hormonal treatment including 0.5 mgl-1 2.4-D regeneration was observed. The highest Taxol content (16.7 mg/KgDW) was obtained by adding 130 µM methyl jasmoante against of 4.3 mg/KgDW in control condition. In regenerative treatments maximum number of regenerated shoot (2.5) was in 1 mgl-1 BA. The regenerated shoots were rooted in MS medium containing 2 mg NAA in combination with 0.5 mgl-1 BA. After rooting process, the plantlets with suitable growth (10 cm length) were planted in the mixture of perlite: peat: cocopit in a 1:2:1 ratio and than were placed in a box with a humidity of 90%. The adapted plants were transferred to greenhouse after 4 weeks.
    Conclusion
    This study can be applied as an effective method for callus induction in order to establishment of suspension culture to taxol production and also results can be useful for regeneration of transgenic calli.
    Keywords: Corylus avellana L., Callus induction, Regeneration, Taxol production
  • S. Parvardeh, M. Moghimi Page 122
    Background
    It has been shown that Nigella sativa seeds has several pharmacological activities such as sedative effects, decrease in locomotor activity and muscle relaxation. As, many therapeutic properties of Nigella sativa is attributed to its major constituent, “thymoquinone”, it might be proposed that Nigella sativa effects on locomotor activity and muscle relaxation is attributed to thymoquinone.
    Objective
    In this study, the effect of thymoquinone on the contractile responses of skeletal muscle has been investigated, using experimental methods.
    Methods
    The chick biventercervicis nerve-muscle preparation was isolated and placed in organ bath. Then, the effects of thymoquinone on contractile responses of skeletal muscle evoked by acetylcholine, KCl, and electrical field stimulation were evaluated through tension recording protocols. Also, muscular strength and motor coordination of mice were evaluated in vivo using traction test and rotarod apparatus following intraperitoneal injection of various doses of thymoquinone.
    Results
    Thymoquinone (40, 80, 100 M) significantly inhibited contractile responses of skeletal muscle to acetylcholine (100 M) and electrical field stimulation, but could not affect contractions induced by KCl (80 mM). Also, thymoquinone (40, 80 mg/kg) significantly decreased the maintenance time of animals in the traction test and rotarod apparatus.
    Conclusion
    The results indicate that thymoquinone may act as a muscle relaxant agent and inhibits the skeletal muscle spasms.
    Keywords: Nigella sativa, Acetylcholine, Muscle relaxation, Tension recording, Thymoquinone
  • H. Naghdi Badi, Mr Labbafi, N. Qavami, A. Qaderi, V. Abdossi, Mr Agharebparast, A. Mehrafarin Page 146
    Background
    Now, the use of amino acids and methanol as a plant biostimulant is very interested for the increased secondary metabolites in medicinal plants.
    Objective
    The aim was to evaluate the effect of biostimulants and methanol on the content and components of essential oil and morphological traits of thyme (Thymus vulgaris L.).
    Methods
    This experiment was conducted on the basis of randomized complete block design with nine treatments and three replications. The treatments of this study included foliar application of kadostim, fosnutren, humiforte, and aminolforte, each of them with two levels of methanol aqueous solution at 10 and 20 %v/v, and control treatment (without application of plant biostimulants and methanol).
    Results
    The results showed that were statistically significant the number of branches, stem diameter, shoot dry weight, thymol and carvacrol content at the 1% level, and the number of leaves per stem, plant height, essential oil content, and leaf dry weight at the 5% level. The maximum plant height, number of branches, number of leaves per stem, stem dry weight, leaf dry weight, and shoot dry weight in treatment of kadostim with 20% methanol, and the highest stem diameter, essential oil content, thymol, and carvacrol content in treatment of humiforte with 20% methanol were obtained.
    Conclusion
    Application of kadostim and humiforte with 20% methanol enhanced the quantitative and qualitative yield of thyme. Therefore, the integrated application of biostimulants and methanol can be synchronized with reduce the use of some chemical fertilizers to the extent that it was leading to sustainable agriculture and reduction of environmental pollution.
    Keywords: Thymus vulgaris L., Essential oil, Amino acids, Thymol, Carvacrol
  • Nm Rajabi, M. Modarres *, Gh Amin, N. Bahrani Page 159
    Background
    Unusual menstrual bleeding is one of the most common side effects of IUD.
    Objective
    Considering public enthusiasm to the use of herbal medicine, this study conducted to compare the effects of cumin and mefenamic acid capsules on menstrual bleeding in IUD users.
    Methods
    This crossover triple-blind randomized clnical trial study was performed on 100 IUD users who came to 6 health centers in Karaj. Research took place in three stages. In the first stage menstrual bleeding was measured by using Hygam table. In the second stage all participants were randomly allocated to mefenamic acid and cumin groups. They took capsules for two consecutive cycle. In the third stage each research unit received the same treatment of the opposite group with replacing the medicine for two more consecutive cycle. Menstrual bleeding was assessed by using Hygam table for 5 cycle. Considering that the maximum efficacy time for cumin was 24 hours and for Mefenamic acid was6 to 8 hours, the use of drugs in 7 days during menstruation, had no effect on subsequent cycles. Data, was analyse by Chi-square and Fisher's exact test, paired t-test, Wilcoxon.
    Results
    The mean of menstrual bleeding was 154.26±60.08 and after treatment was 106.68±45.38 and 105.8±40.56 in the mefenamic acid and cumin groups. There was a significant difference in decrease of pain intensity in both groups (p<0.001). There wasn’t a significant difference in decrease of pain intensity between two groups.
    Conclusion
    This study showed that cumin same as mefenamic acid capsules can decrease menstrual bleeding effectively. Therefore it is recommended to use it in the treatment of menstrual bleeding in IUD users.
    Keywords: Cumminum cyminum, IUD, Mefenamic acid, Menstrual bleeding
  • F. Fathi, Sh Oryan, M. Rafieian, A. Eidi Page 169
    Background
    Recent studies have suggested that Mentha longifolia L. extracts (ME) have antioxidant activities.
    Objective
    In this paper, attempts were made to determine the effect of MEin rat stroke model.
    Methods
    Five groups (n=14) were studied; the first and second groups (control and sham) received intraperitoneal injection with daily distilled water. The other three groups received 50, 100 and 200 mg/kg/day of the ME for 21 days. Two hours after the last dose, each main group was subdivided into middle cerebral artery occlusion (MCAO) operated for infarct volume assessment and intact subgroup for the assessment of brain and serum antioxidant activity and lipid proxidation of brain and serum, respectively.
    Results
    Pretreatment with ME resulted in a significant reduction in total infarct volume. ME significantly increased antioxidant activity in penumbra and core in comparation with the control. The antioxidant activity of serum in the 100 mg/kg/day group was significantly higher than that of the control group. Malondialdeyde (MDA) level in the penumbra area was significantly elevated in the control group in comparison with other pretreated groups. ME at dose of 100 mg/kg significantly decreased MDA level in core area scale to the control. Moreover, ME with the doses of 100 and 200 mg/kg/day reduced MDA level of serum.
    Conclusion
    ME may protect ischemia/reperfusion induced brain injury by increase in antioxidant activity, decrease in lipid proxidation and reduction in infarction volume.
    Keywords: Antioxidant activity, Cerebral ischemia, Lipid peroxidation, Mentha longifolia L. extract, Reper
  • B. Hajirezaii, A. Barari *, A. Abbassi Daloii Page 183
    Background
    Ginko biloba stimulate blood circulation to the brain. As a result of insufficiency to improve blood flow to the brain.
    Objective
    The aim of this study was to investigate the effect of eight weeks endurance training swimming on BDNF and NMDA levels with Ginkgo biloba extract young girls untrained.
    Methods
    40 healthy females aged 27-22 girls as subjects of this study were selected and randomly divided into four groups of 10 people (1-swim training with Ginkgo biloba extract (SG), 2- swimming training(S), 3- Ginkgo biloba extract (G) and 4- control group (C)). The aqueous extract of Ginkgo biloba with amount of 80mg/day and were prescribe for eight weeks. The experimental group consisted of eight-week training program three times a week, with an intensity of 60-75% of maximum heart rate were performed. Blood samples from subjects 24 hours before and after the test, was used for measure the levels of NMDA and BDNF. Results with the t-test and one-way analysis of variance were analyzed and significant levels of p ≤0.05 determined.
    Results
    The results showed that levels of NMDA in SG and G group had significant increase. However, The significant increase in the levels of BDNF in SG, G and S were observed.
    Conclusion
    The present study endurance training and Ginkgo biloba consumption was effective in decrease anxiety and improve memory that related to flavonoid and antioxidant activity of this plant.
    Keywords: Ginkgo biloba, BDNF, NMDA, Swiming training