فهرست مطالب

ادب فارسی - سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/27
  • تعداد عناوین: 9
|
  • تیمور مالمیر، هادی دهقانی یزدلی صفحات 1-20
    نظر به اهمیت رمزپردازی روایت های عرفانی و لزوم تفسیر آنها برای درک متن و حصول کارکردهای روایی آن، در مقاله حاضر، روایت های سه اثر اصیل و تاثیرگذار کشف المحجوب و ترجمه رساله قشیریه و تذکرهالاولیا نشانه شناسی شده است. یکی از شیوه های کارآمد نشانه شناسی متناسب با روایت های عرفانی، روش چارلز پیرس است. با توجه به اهمیتی که پیرس برای تعبیر و تفسیر قائل است و بر کارکرد ارجاعی نشانه ها تاکید می کند، نشانه های تجربه دینی روایت ها در سه اثر مذکور به روش پیرس بررسی شده است. نشانه های تجربه دینی روایت ها در دو دسته طربناکی و هیبتناکی جای می گیرند. تجربه طربناکی، حاصل مواجهه «من و تویی» با امر قدسی است و سرشار از شور و شادی. تجربه هیبتناکی در مواجهه «ما و تویی» با امر قدسی روی می دهد و لبریز از هراس و حیرانی است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد بسیاری از نشانه ها چندلایه است و کارکرد ارجاعی دارد؛ روساخت های متعدد نیز در افق های فرهنگی مختلف، ابزاری برای انتقال و انعکاس احساس و تجربه امر قدسی و تجربه دینی است.
    کلیدواژگان: امر قدسی، تجربه دینی، روایت عرفانی، هیبتناکی، طربناکی، نشانه شناسی
  • مهدی شریفیان، میثم احمدی صفحات 21-40
    مفهوم ولایت در نظام و ساختار اندیشه صوفیانه، همواره یکی از اصلی ترین بن مایه های فکری این بنای برین بوده است. با اندکی تامل در تاریخ تصوف درمی یابیم که هر چه از سال های نخستین تولد تصوف به عنوان یک نظام عقیدتی و فکری بیشتر گذشته، بر فربهی و فزونی این معنا افزوده شده است. این گستردگی پس از ابن عربی به جایی رسید که عرصه را بر دیگر مفاهیم محوری در این نظام معنوی تنگ کرد. اندک اندک فزون طلبی نظریه ولایت کار را به جایی کشاند که آن را بر نبوت ترجیح دادند و بر صدر معارف نهانگرایان نشاندند تا اینکه در قرن دهم، شیخ احمد سرهندی با پشتوانه دانش عقلی و نقلی و بینش کشفی و شهودی خویش، ضمن نقد نظریات گذشته، تعاریف تازه ای از ولایت و نبوت عرضه کرد که در تاریخ طایفه متصوفه بی سابقه بود. او در عین حال که معنای نبوت را از ولایت برتر می دانست، از پرورش نظریه ولایت غافل نماند و مراتب تازه ای در ولایت، تعریف و تبیین کرد. این مقاله می کوشد تا به شیوه تحلیلی توصیفی و به اختصار، مبانی نظری عقاید وی را در باب منازل سلوک، ولایت و نبوت، و حقیقت شریعت بررسی کند.
    کلیدواژگان: ولایت، نبوت، شریعت، امام ربانی، ابن عربی
  • محمدرضا ترکی صفحات 41-40
    درباره جزئیات سوانح عمر خاقانی و روابط او با دربارها و حاکمان روزگارش، تحقیقات کاملی صورت نگرفته و سیمای برخی از ممدوحان او در هاله ای از ابهام قرار دارد. بی شک بدون شناخت بایسته موقعیت زمانی و اشارات تاریخی سروده های این شاعر بزرگ قرن ششم و شناخت هویت ممدوحان وی، نمی توان درک دقیقی از بسیاری از ابیات و سروده های او داشت و حتی به تصحیح علمی و دقیق سروده هایش نائل آمد. یکی از قصاید مشهور خاقانی، سروده ای است با ردیف «نماید» که آن را می توان اختصارا «قصیده نماید» یا «شاهد جان» نامید. درمورد اینکه ممدوح این قصیده کیست و نیز تعداد ممدوحان آن، اختلاف نظر جدی در میان دست نوشته های دیوان و صاحب نظران وجود دارد. نویسنده در مقاله خود کوشیده است از رهگذر اسناد تاریخی موجود و با توجه به نقد و تحلیل دیدگاه های خاقانی شناسان روزگار، این ابهام تاریخی را برطرف سازد. ضمنا با بررسی نسخه های مختلف دیوان خاقانی که مورد نظر مرحوم سجادی در تصحیح این دیوان بوده و چند نسخه دیگر، ثابت کرده که این ابهام و اختلاف نظرهای پدیدآمده پیرامون ممدوح این قصیده، ناشی از اشکالی اساسی در نسخه بریتیش میوزیوم نسخه اساس چاپ سجادی از دیوان خاقانی است.
    کلیدواژگان: خاقانی شروانی، قصیده شاهد جان، ممدوحان خاقانی، سیف الدین صاحب موصل، نسخه لندن
  • علیرضا حاجیان نژاد، سرور رباط جزی، طاهره خیری صفحات 61-80
    قرن شش و هفت هجری، از دوره های بسیار درخشان زبان و ادبیات فارسی، به ویژه در حوزه شعر عرفانی است که ظهور و تکامل و اوج آن به دست سه تن از شاعران بزرگ عارف ایرانی اسلامی (سنایی، عطار، مولوی) رقم می خورد. درک و احساس نزدیک به هم در این سه تن درباره خدا و جهان و... منظومه فکری واحدی را تشکیل می دهد تا جایی که درک و فهم آثار هر یک از این سه فرد، منوط به فهم آثار دیگری است با رنگ و تشخص ویژه هر یک از این سه تن. در مقاله حاضر، با تکیه بر مثنوی مولانا و حدیقه ی سنایی، در حد گنجایش مقاله، به نمونه هایی از پیوستگی ها و اقتباس های مولانا از اندیشه و آثار و تمثیل های سنایی در حدیقه اشاره شده است. مولوی نه تنها در اندیشه، بلکه در شیوه بیان مطلب نیز در بسیاری موارد از سنایی الهام گرفته است. در این باره هم تقدم فضل از سنایی و تعالی از مولوی است. مولوی، دقایق و غوامض و رموز سلوک عرفانی را با زبان مردم پسند و بسیار اقناعی بیان می کند و زبان سنایی در حدیقه فارغ از فخامت ادبی، ویژگی های خاص خود را دارد.
    کلیدواژگان: مولوی، سنایی، مثنوی، حدیقه، تمثیل های حدیقه در مثنوی
  • سید مرتضی میرهاشمی صفحات 81-99
    یکی از موضوعات شعری در ادب فارسی، ساقی نامه سرایی است. این موضوع ادبی که با نظامی گنجوی و چه بسا با الهام گرفتن وی از اشعار موسوم به خمریات که البته پیش تر سابقه ای هم داشته است پدید آمد، پس از نظامی مورد توجه گویندگان مختلف در اعصار گوناگون قرار گرفت و در عین حال دچار تغییرات و تحولاتی شد. بررسی و مطالعه درباره این تحولات که آن را می توان به سه بخش تحول در قالب (استفاده از بعضی قالب های دیگر چون ترجیع بند و ترکیب بند)، تحول در معنا (گنجاندن موضوعات دیگر در ساقی نامه ها که پیش تر سابقه ای نداشت)، تحول در تصاویر و تعابیر شاعرانه (ساختن تعابیر و تصاویر تازه به خصوص برای می معهود در ساقی نامه ها) تقسیم کرد؛ موضوعی که در این مقاله بدان پرداخته شده است. تلاش ذهنی گویندگان ادوار مختلف در ایجاد این تحولات کمابیش مشهود است، اما در این میان، تنوع جویی برخی از شاعران عصر صفوی، آب ورنگ دیگری دارد که بی تردید حاصل تاثیرپذیری از سبک شعری تازه (سبک اصفهانی یا هندی) آن عصر است.
    کلیدواژگان: ساقی نامه، نظامی، ملا عبدالنبی فخرالزمانی، تذکره میخانه، تعابیر شاعرانه
  • ابراهیم سلیمی کوچی، نیکو قاسمی اصفهانی صفحات 101-113
    اوضاع اجتماعی و نیاز های فرهنگی موجود در اوایل دهه هفتاد میلادی، زمینه ساز شکل گیری جنبشی به نام «کمینه گرایی» شد که اندک اندک در حوزه های گوناگون هنر و ادبیات تجلی یافت. «داستانک» یا «داستان کوتاه کوتاه» از نمونه های برجسته این رویکرد در ادبیات داستانی است. هر چند پیشینه شکل گیری این نوع ادبی را عموما به غرب نسبت داده اند، بسیاری از نویسندگان آثار ادبی مشرق زمین و به ویژه ادبیات فارسی، از روزگاران پیشین از این نگرش در آثار خویش بهره برده اند. از این رو نمونه های فراوانی از آثار کمینه گرا در متون کهن ادبیات فارسی وجود دارد. برای نمونه، تذکرهالاولیا حاوی حکایات و خرده حکایات متعددی است که برای بیان مفاهیم مورد نظر نویسنده به عامه مردم، با زبانی موجز و ساده و گویا، به رشته تحریر در آمده است، به گونه ای که می توان حضور مولفه های کمینه گرایانه در متن را از ویژگی های برجسته این کتاب تعلیمی دانست. نویسندگان مقاله، از یک سو درصدد کاربست شاخصه های متون کمینه گرا به پاره ای از حکایات کتاب تذکرهالاولیا و سنجش آنها از منظر ویژگی های ساختمند نوع ادبی داستانک هستند، و از سوی دیگر، به چرایی بهره مندی عطار از این رویکرد مدرن ادبی پاسخ گفته اند.
    کلیدواژگان: ادبیات تعلیمی، تذکرهالاولیا، خرده حکایت، کمینه گرایی، داستانک
  • امید سروری صفحات 115-124
    از زندگی ابوالمعالی نصراالله منشی و آثارش اطلاع زیادی به دست ما نرسیده و یگانه اثر شناخته شده اش ترجمه کلیله و دمنه است. اما وی علاوه بر این کتاب، شعر نیز می سروده و در لباب الالباب سه رباعی از او آمده است. همچنین در ترجمه کلیله و دمنه، دو بیت از قصیده عربی وی که در مدح بهرامشاه بوده، دیده می شود که مدرک دیگری بر سعی او در شاعری است؛ ولی در منابع دیگر، تا کنون شعری از نصراالله منشی گزارش نشده است. در مقاله حاضر، بر اساس مدرکی تازه، قصیده ای از وی معرفی می شود که پیش از این به غلط به چهار نفر دیگر نسبت داده شده است.
    کلیدواژگان: نصراالله منشی، منوچهری دامغانی، برهانی سمرقندی، امیر معزی، حسن متکلم، سفینه ترمذ
  • فاضل عباس زاده صفحات 125-142
    ای هام یکی از ترفندهای زیبایی شناسی است که موجب گیرایی کلام و غافلگیری و اعجاب خواننده، و نیز لذت در کشف پس از درنگ آفرینی در پذیرش معنا و تکثر لایه های معانی کلام می شود. در پژوهش حاضر، شانزده مورد از گونه های ای هامی که به نوعی به توسع دایره معانی واژگان (دیوان همام) در محور همنشینی کلام می انجامد طی 36 بیت بررسی شده و تکثر معانی و مفاهیم اتساعی واژگان شرح شده است. نویسنده در مقاله خویش به این نتیجه رسیده که دیوان همام تبریزی، مملو از انواع ای هام های شاعرانه و بلاغی است که شاعر با استفاده بهینه از انواع متنوع این شگرد هنری، افق های زیبایی شناسانه بدیعی را در کلامش نقش بسته و در تکثر و توسعه معنای سخن، دروازه تفسیر و تاویل را به روی خواننده گشوده است، به نحوی که گاهی کلامش، از دیدگاه معنی شناسی، ذوالوجوه و حجمی است.
    کلیدواژگان: ایهام، واژه، تکثر معنا، چندمعنایی، همام تبریزی
  • جواد صمدی پور صفحات 145-161
    در این پژوهش، به شیوه توصیفی تحلیلی، جنبه های خاص واژگان و توسعا زبان سهراب سپهری کاویده شده است؛ از جمله بررسی واژگان از دیدگاه نوع و ساختمان با تاکید بر نوآوری و ابداع، انحراف صفت مانند سکوت سبز چمنزار، بررسی واژگان آرکائیک، واژه گردانی یا تغییر طبقه دستوری واژه شامل صفت گردانی مانند سیاه پرده توری و اسم گردانی مانند سرپنجه های سیم و قیدگردانی مانند با بدنی از همیشه های جراحت، بررسی ترکیب های ابداعی وصفی و اضافی. در این پژوهش نشان داده می شود که سپهری در زمینه واژه سازی و در نهایت غنی سازی زبان، سهم درخور توجهی دارد.
    کلیدواژگان: انحراف صفت، صفت گردانی، اسم گردانی، ترکیب های ابداعی وصفی و اضافی، ساختمان واژه، نوآوری
|
  • Timmor Malmir, Hadi Degani Pages 1-20
    According to the importance of symbolism in mystical narratives, and of course to the existence of a need for them to be interpreted in order to understand the text and its narrative details, we have analyzed three authentic and effective works: initially Tazkirat al-Awliyā by Attar, secondly Kashf-ol-Mahjoob by Hojviri and at the end Resaleh of Ghoshairieh by Ghoshairi through a semiotic approach. The method of Charles Pierce is one of the most effective methods suitable for the narratives of mystical semiotics. He pays more attention to the importance of interpretation and explanation and emphasizes on referential function. So, using his method, we have studied the symbols of the religious experiences in three above-mentioned works. The symbols of religious experience narratives appear in two categories of Delight and Fear. The root of the delight experience, which is full of joy and happiness, is in the encounter of “You and I” to a sacred existence. The root of the fear experience, which is full of bewilderment and horror, is in the encounter of “You and We” to a sacred existence. The results of this research show that many of these multi- layer symbols have referential functions. There are several means of transmission and reflection for the feeling sacred existence and religious experience in different cultural horizons.
    Keywords: sacred existence, religious experience, mystical narrative, Fear, Delight, semiotics
  • Mahdi Sarifiyan, Maisam Amadi Pages 21-40
    The concept of supremacy (velāyat) is highly considered and discussed as one of the most fundamental concepts of Sufism points of view and its thought structure. Little reflection on the history of Sufism depicts that Sufism, as an intellectual and ideological thought system, has improved and developed by passing the years of its birth. After Ibn Arabi, this expansion got to a point that made it difficult for other existed key concepts of this spiritual system to develop. The avarice of supremacy theory gradually created a situation that some preferred it to prophecy and placed it on the top of introverts’ education list, until the 10th Hijri century when Sheikh Ahmad Sarhendi criticized the previous theories by his rational and traditional knowledge and his intuitive insight and introduced a new definitions of Supremacy and Prophecy which were unprecedented in the history of Sufism. He believed, however, that Prophecy is more important than Supremacy but had a great struggle to propagate the theory of Supremacy and explained new order for it. In this analytic-descriptive study, it has been tried to make the fundamental ideas of Sheikh Ahmed Sarhendi about the steps of conduct, Supremacy and Prophecy and the realities of Sharia clear.
    Keywords: Supremacy (velāyat), Prophecy, Sharia, Imam, e, Rabbani, Ibn Arabi
  • Mohammad Reza Torki Pages 41-40
    There has not yet accomplished a comprehensive research on the details of Khāqānī's life incidents and his relationship with the courts of the kings and the lords ruled during his period, so a very vague image has remained of the faces of his praised ones. It would be undoubtedly impossible to get a minute understanding of the poems of this great poet of 12th century or even to try to correct them carefully and academically without suitable information on his time situation, historical points on his works and realizing the identity of his praised characters. One of Khāqānī's celebrated poems is a ballad with the word “namāyad” as its rhyme which can be briefly called “namāyad ballad” or Shāhed-e-jān (the soul-mate). Who is the one has been admired in this ballad? There is a fierce controversy between the experts and of course the manuscript versions of Khāqānī's Divān about the quantity and the identity of the admirer(s). We are going, in present paper, to make this historical ambiguity clear via existing historical documents and taking the analysis of contemporary Khāqānī experts in to consideration. Additionally, it would be proved that the above mentioned ambiguity and the controversies surrounded the praised character in this ballad are all the result of a fundamental problem in the version of Khāqānī's Divān available in British Museum (on which Sadjadi had edited).
    Keywords: Khaqani Sharvani, Shahed, e, jan ballad, Khaqanis praised characters, Seif, al, Din Sahib of Mosul
  • Alireza Hajianjad, Sorore Rebat, Tahere Khiri Pages 61-80
    The 6th and 7th Hijri centuries were two of the very brilliant periods of Persian language and literature, especially in the field of mystical poetry which emerged and developed by three of Iranian-Islamic great mystics: Sanāie, Attar and Mowlavi. Their same and close understanding and feeling toward God, universe and … resulted in an intellectual system on which realizing the effect of each depends on the understanding of the work, the individuation and the special identity of two others. We would point, in present essay, to some of Mowlavie’s derivations and connexions with the thoughts, works and allegories Sanāie used in his Hadiqa depending on both works of Mathnavi and Hadiqat al Haqiqa. Not only in thought but in the manner of his presentation,Mowlavi was inspired by Sanāie in many cases. The primacy of mercy belongs to Sanāie over here and the development to Mowlavi. Mowlavi expressed the difficulties and the delicacies of mysticism in a popular and very persuasive language, but Sanāie’s language in Hadiqa, regardless to its literary complexity had its own special features.
    Keywords: Mowlavi, Sanaie, Mathnavi, Hadiqat al Haqiqa, allegory
  • Sayyed Morteza Mirhashemi Pages 81-99
    The Sāghināmeh composing is one of the poetic subjects in Persian literature. Likely inspired by the poems called Khamriyyas, a style which had already had some records, Nizāmi Ganjavi introduced this literary subject. Many Iranian literary figures have paid attention to the subject and had made some changes to transform it in Form and Meaning. This paper debates on these changes which can be divided into three kinds: 1. the evolution in form (such as the use of some other forms like Tarjie-band and Tarkib-band), 2. evolution in meaning (fitting some unprecedented subjects with no records in other Sāghināmehs) and 3. transition in poetic images and interpretations (creating new interpretations and images, especially for the promised wine in the Saghinamehs). Although, the intellectual efforts of composers during different periods are more or less obvious, but the nature of the poets who lived through the Saffavids’ era is absolutely different and undoubtedly was under the influence of a new poetic style (Isfahani or Indian style) of the period.
    Keywords: Saghinameh, Nizami Ganjavi, Mullah Abd al Nabi Fakhr al Zamāni, Tazkere, ye Meikhaneh, Poetic Interpretations
  • Ebrahim Salimi Koochi, Nikoo Qasemi Esfahani Pages 101-113
    The social situation and the cultural requirements of the early 1970s became the groundwork of minimalism which gradually appeared in different fields of art and literature. The short story is one of the most prominent instances of such approach in narrative literature. Although, many believe that the root of this gender is in Western literature, but many of the authors in East, especially the Persian ones, have benefited it in their own works. There are lots of minimalistic examples in Persian classical literature such as Attar’s Tadhkirat-ul-Awliyā (Memoirs of Saints and Mystics). Tadhkirat-ul-Awliyā contains many anecdotes and short stories which had been written by the author to transfer his rational concepts to the ordinary people through a very simple and concise language, in a way that the presence of minimalistic elements can be considered as the most prominent feature of this didactic literal work. We want, in present paper, from one side, to make the features of minimalistic texts clear using some stories of Tadhkirat-ul-Awliyā through the structural features of Short Story, and on the other side, to know why Attar used such modern approach in his work.
    Keywords: anecdote, didactic literature, Tadhkirat, ul, Awliya, minimalism
  • Omid Sorory Pages 115-124
    There is not much information about the life and the works of Abū al-Ma‘ālī Nasrollāh Munshī, and his only known work is a translation of Kalila and Dimna. But he had composed poems too. There are three of his quatrains in Lobab al-Albab. There are also two lines of his Arabic verses in his translation of Kalila and Dimna which had composed in praise of King Bahram. It can be taken as another proof in account that shows his interest in poetry; however any other similar example has yet reported in other sources. Based on a new evidence, a ballad will be introduced in present study which wrongly attributed to four other persons.
    Keywords: Nasrollāh Munshī¸ Manouchehri Damghani¸ Borhani Samarghandi¸ Amir Moezi¸ Hasan Motekallem¸ Safineh, ye, Tarmaz
  • Fazel Abbaszadeh Pages 125-142
    Ambiguity, as one of the aesthetic tricks or techniques, makes the speech seem attractive, and the reader surprised. It looks pleasurable when its delay for accepting the meaning and its role in creating different meaning layers of speech is discovered. Fifteen cases of ambiguity which results in development of the words’ meaning circle on the axis of companion, have been explained in present study examined through 30 verses of Homam’s Divān to explain the plurality of meanings and dilative concepts. The author concludes his essay that Homam's Divān is full of poetic and rhetorical ambiguities that the poet has created aesthetic horizons in his poetry using several types of these artistic techniques and has opened the path of interpretation and commentary to the reader through reproduction and expansion of speech meaning in a way that it looks multi-dimensional and volumetric from the point of semantics.
    Keywords: ambiguity, word, meaning reproduction, multi, meaning, Homamm Tabrizi
  • Jvad Semadi Pages 145-161
    The specific aspects of words and, by extension, the language of Sohrab Sepehri have been explored through this descriptive – analytic study.It includes the study of words from the perspective of their types and structures with an emphasis on innovation, the study of adjective deviations such as: "the green silence of the grass", the study of the archaic words, grammatical changes of the words such as the changes occur in the adjectives: " the net-curtain black", or the changes occur in the nouns: " the claws of silver" and the changes occur in the adverbs: "With a body of forevers of injury", and the study of innovative descriptive - possessive Compounds. We are going to show, through this study, that Sepehri has had a considerable share in coining new words (neologism), and ultimately in Persian language enrichment.
    Keywords: adjective deviation, neologism, word structure, innovation