فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 9 (پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/08/10
  • تعداد عناوین: 9
|
  • نیما ارباب شیرانی، بیژن شفیعی *، محمد رضا مراثی صفحات 1-9
    هدف
    پژوهش حاضر به بررسی و مقایسهٔ شرایط مختلف پسنورد شنیداری تغییر یافته شامل پسنورد شنیداری تاخیر یافته و پسنورد تغییر یافتهٔ فرکانسی بر بسامد لکنت به صورت درصد هجای لکنت شده (SS%) در گفتار تک نفرهٔ افراد دارای لکنت می پردازد.
    روش بررسی
    در پژوهش حاضر 22 فرد دارای لکنت در محدودهٔ سنی 44-17 سال شرکت کردند. هر کدام 14 نمونهٔ گفتار تک نفره و در مجموع 308 نمونهٔ گفتاری تحت شرایط شش گانهٔ پسنورد شنیداری تغییر یافته و یک حالت کنترل تولید نمودند. پژوهش در طی دو جلسه و با استفاده از نرم افزار Fluency Coach انجام گرفت.
    یافته ها
    پسنورد شنیداری تغییر یافته به طور متوسط لکنت را به میزان 54 درصد و 52 درصد در جلسهٔ اول و دوم کاهش داد. تمامی 6 شرط پسنورد شنیداری تغییر یافته به طور متوسط بسامد لکنت را در مقایسه با حالت کنترل کاهش دادند؛ ولی این کاهش فقط در شرایط تاخیر 65 میلی ثانیه (0٫001=P)، تاخیر 75 میلی ثانیه (0٫001>P)، تاخیر 65 میلی ثانیه با کاهش فرکانسی نیم اکتاو (0٫012=P) و تاخیر 75 میلی ثانیه با افزایش فرکانسی نیم اکتاو (0٫014=P) دارای تفاوت معنادار با حالت کنترل بود. پاسخ آزمودنی ها به ارائهٔ پسنورد شنیداری تغییر یافته یکسان نبود و در دو جلسه ثبات نداشت.
    نتیجه گیری
    پسنورد شنیداری تغییر یافته، بسامد لکنت را در گفتار تک نفره کاهش می دهد ولی همهٔ ترکیبات ممکن باعث کاهش معنادار لکنت نمی شود. میزان بهره وری افراد دارای لکنت از پسنورد شنیداری تغییر یافته متفاوت است.
    کلیدواژگان: لکنت، پسنورد شنیداری تغییر یافته، بسامد لکنت
  • سحر جوهری، زهرا مصلی نژاد، راضیه فلسفیان صفحات 10-14
    هدف
    امروزه با افزایش امید به زندگی، افراد بیشتری به سنین پیری می رسند. از عوامل اصلی بروز بیماری در سالمندان رفتارهای مخاطره آمیز نظیر مصرف دخانیات، نداشتن تحرک و عادات غذایی ناسالم است. بسیاری از بیماری های دوران سالمندی وابسته به سبک زندگی و در نتیجه قابل پیشگیری اند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین سبک زندگی و سلامتی سالمندان شهر تهران بود.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت مقطعی توصیفی تحلیلی انجام شد. چهل نفر از سالمندان مراجعه کننده به بوستان های شهر تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پژوهشگر ساخته استفاده شد که روایی و پایایی آن ها قبل از شروع تحقیق بررسی شد و نتایج قابل قبول بود. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی تحلیلی استفاده شد.
    یافته ها
    در این مطالعه 40 سالمند مراجعه کننده به بوستان های شهر تهران مشارکت نمودند. میانگین سنی آن ها 69٫12 بوده و 9 نفر از آن ها (27٫3٪) زن و بقیه مرد بودند. 72٫7 درصد متاهل، 54٫5 درصد بی سواد یا ابتدایی، 18٫2 درصد راهنمایی تا دیپلم و 27٫3 درصد بالاتر از دیپلم بودند. میانگین ساعات خواب شبانه افراد 7٫76 (1/35±) بود. 21 نفر (65٫6 درصد) سیگار مصرف نمی کردند؛ 15 نفر (21٫9 درصد) سیگاری بودند و 4 نفر از آن ها (12٫5 درصد) عادت به مصرف قلیان داشتند. تعداد27 نفر (81٫8 درصد) عادات غذایی خوب و 6 نفر (18٫2 درصد) عادات غذایی خطرناک داشتند. تعداد 26 نفر (78٫7 درصد) یک تا سه برنامه ورزشی را در فعالیت های روزمره خود گنجانده بودند. نتایج آمار تحلیلی ارتباط معنادار بین وضعیت سلامت افراد با تحصیلات آن ها، ساعات خواب شب، مصرف سیگار و مدت زمان و مقدار مصرف آن را تایید نکرد (p>0.05).اما وضعیت سلامت با وضعیت تناسب جسمانی (p=0.003) و تعداد برنامه ورزشی (p=0.002) رابطه معنادار داشت
    نتیجه گیری
    وضعیت سلامت بیش از نیمی از افراد مورد مطالعه خوب و خیلی خوب بود. از بین جنبه های مرتبط با شیوه زندگی شامل تحصیلات، عادات خواب، مصرف سیگار، عادات ورزشی و تناسب جسمانی، تنها دو مورد اخیر با وضعیت سلامت رابطه معنادار نشان دادند. مطالعه حاضر هم راستا با نتایج تحقیقات مشابه، اهمیت ارتقای برنامه های ورزشی و تناسب جسمانی سالمندان را جهت بهبود سلامت ایشان تصدیق می کند.
    کلیدواژگان: سالمند، سبک زندگی، سلامتی
  • سحر نورانی قرابرقع *، سید محمد صادق حسینی، محسن سرحدی صفحات 15-21
    هدف
    هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین قدرت و تون عضلانی با عملکرد اندام فوقانی در کودکان همی پلژی است.
    روش بررسی
    در این مطالعهٔ مقطعی (توصیفی- تحلیلی)، 37 نفر از کودکان همی پلژی در محدودهٔ سنی 10-5 سال از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی شهر تهران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مهارت های کیفیت کارکرد دستی شرکت کنندگان در پژوهش با استفاده از آزمون کفایت حرکتی بروینینکس- ازرتسکی، سطح اسپاستی سیته با استفاده از مقیاس اشورس و قدرت به وسیلهٔ ویگوریمتر سنجیده شد. داده ها نیز با استفاده از 16SPSS تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    ارتباط معناداری بین قدرت با چیره دستی (0٫000=p)، هماهنگی دوطرفه (0٫024=p)، هماهنگی اندام فوقانی (0٫000=p) و هماهنگی بینایی-حرکتی (0٫045=p) و همچنین بین تون عضلانی مچ با چیره دستی (0٫01=p)، هماهنگی دوطرفه (0٫035=p)، هماهنگی اندام فوقانی (0٫013=p) و هماهنگی بینایی-حرکتی (0٫032=p)، بین تون عضلانی آرنج با چیره دستی (0٫004=p)، هماهنگی بینایی-حرکتی (0٫017=p) دیده شد. ولی ارتباط معناداری بین تون عضلانی شانه با عملکرد حرکتی اندام فوقانی دیده نشد.
    نتیجه گیری
    ارتباط مستقیمی بین قدرت عضلانی و عملکرد حرکتی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی نیمهٔ بدن وجود دارد و نیز ارتباط معکوس بین اسپاستی سیته مچ با عملکرد حرکتی اندام فوقانی این کودکان دیده شد.
    کلیدواژگان: همی پلژی، اسپاستی سیته، عملکرد اندام فوقانی، قدرت
  • مرضیه پشمدار فرد *، حمیدرضا مختاری نیا، مسعود کریملو صفحات 22-27
    هدف
    هدف از مطالعه مذکور ترجمه، بررسی روایی صوری و همگرای پرسشنامهٔ سنجش خستگی شغلی سوفی (SOFI) به زبان فارسی است.
    روش بررسی
    مطالعهٔ حاضر یک مطالعهٔ روش شناختی است که به ترجمه و بررسی روایی صوری و همگرای پرسشنامهٔ سنجش خستگی شغلی سوفی به زبان فارسی پرداخته است. روند ترجمهٔ پرسشنامه طبق روش IQOLA که شامل مراحل: ترجمه، سنجش کیفیت ترجمه، ترجمهٔ رو به عقب، مقایسهٔ نسخهٔ انگلیسی با نسخهٔ فارسی توسط طراح اصلی پرسشنامه است، انجام شده و نسخهٔ ترجمه شدهٔ پرسشنامه توسط 200 پرستار تکمیل شده است. در این مطالعه به منظور بررسی روایی همگرا از نسخهٔ فارسی پرسشنامهٔ MFIS استفاده شد و جهت بررسی همبستگی آیتم های این دو پرسشنامه از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که ترجمهٔ عبارت و جملات پرسشنامه در مجموع آسان بود. کیفیت ترجمهٔ عبارات (شامل وضوح ترجمه، کاربرد زبان مشترک، یکسانی مفهومی و کیفیت کلی ترجمه) و جملات پرسشنامه در مجموع مطلوب بود. اعتبار صوری نسخهٔ فارسی پرسشنامه بررسی شد و منجر به تغییرات زیادی در پرسشنامه نشد. در این بررسی ضریب همبستگی اسپیرمن بین نمرهٔ کلی پرسشنامهٔ سوفی با نسخهٔ فارسی پرسشنامهٔ MFIS، معنادار به دست آمد (0٫71=r و 0٫01>p).
    نتیجه گیری
    نسخهٔ فارسی پرسشنامهٔ سوفی از روایی صوری و همگرایی خوبی برخوردار است و جهت بررسی پایایی آمادهٔ انجام مطالعات بعدی است.
    کلیدواژگان: روایی صوری، روایی همگرا، خستگی شغلی، پرسشنامه? سوفی
  • سنا رجبی *، ژانت هاشمی، شهلا پزشک صفحات 28-35
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامهٔ آموزشی مبتنی بر روش شناختی رفتاری بر تصویر بدنی کودکان سرطانی است.
    روش بررسی
    روش تحقیق این مطالعه شبه آزمایشی با ساختار یک گروه آزمایش با پیش آزمون و پس آزمون بود. نمونهٔ آماری پژوهش 7 نفر از کودکان 10 تا 15 ساله ای بودند که در بیمارستان فوق تخصصی کودکان مفید و بیمارستان شهدای شهر تهران بستری بودند. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد. ابزار استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامهٔ نگرانی دربارهٔ تصویر بدنی بود. در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، از روش t وابسته استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که مقدار t معنادار نبوده؛ لذا می توان نتیجه گرفت که برنامه های آموزشی مبتنی بر روش شناختی رفتاری بر پذیرش تصویر بدنی در کودکان سرطانی تاثیر ندارد.
    نتیجه گیری
    در این پژوهش به تاثیر برنامه های مبتنی بر روش شناختی رفتاری بر پذیرش تصویر بدنی پرداخته شد؛ اما پژوهش حاضر نشان داد برنامه های مبتنی بر روش شناختی رفتاری بر پذیرش تصویر بدنی کودکان سرطانی تاثیر نداشت و به نظر می رسد این ناهمسویی به خاطر محدودیت هایی است که در حین اجرا وجود داشته است. همچنین نمره های خام نشان دادند که این روش بر تعدادی از کودکان اثر داشته که ممکن است این تفاوت اثر به خاطر شرایط خانوادگی، اجتماعی و مولفه های دیگر بوده باشد.
    کلیدواژگان: برنامه های شناختی رفتاری، تصویر بدنی، کودکان سرطانی
  • مریم معروفی *، فاطمه درخشنده، محدثه غلامیان عارفی، زهره بدیعی، محمدحسین نیلفروش صفحات 36-43
    هدف
    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر موسیقی و تحریکات دهانی پیش تغذیه ای بر زمان دست یابی به تغذیهٔ دهانی مستقل در دو گروه از نوزادان نارسی که در بخش مراقبت های ویژهٔ بیمارستان شهید بهشتی اصفهان بستری شده بودند؛ انجام گردید.
    روش بررسی
    در این مطالعهٔ کارآزمایی بالینی، 20 نوزاد نارس (دختر و پسر) با سن جنینی 32-28 هفته، شرکت داشتند که به صورت تصادفی به دو گروه مداخلهٔ 1 و 2 فرستاده شدند. گروه مداخلهٔ 1، تحریکات دهانی پیش تغذیه ای را به تنهایی و گروه 2 علاوه بر آن، موسیقی را نیز دریافت کردند.
    یافته ها
    استفاده از مداخلهٔ چند گانهٔ موسیقی به همراه تحریکات دهانی باعث تسریع در رسیدن به تغذیهٔ دهانی مستقل می گردد و 1٫7 روز زودتر به تغذیهٔ دهانی مستقل دست یافتند؛ همچنین تقریبا 1 روز زودتر از گروه مداخله تحریکات دهانی، به تنهایی مرخص شدند. اگرچه این کاهش ارزشمند است، اما در این مطالعه تاثیر معناداری در نتایج حاصل شده مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    اگرچه تحریکات دهانی پیش تغذیه ای بر کاهش مدت زمان دست یابی به تغذیهٔ دهانی موثر است؛ ولی موسیقی این تاثیر را افزایش نمی دهد.
    کلیدواژگان: تحریکات پیش تغذیه ای دهانی، موسیقی، مکیدن، تغذیه? دهانی مستقل، نوزادان نارس
  • سیده زهرا سیدنوری *، عباسعلی حسین خانزاده، سید موسی کافی، گیتا موللی، رقیه کریمی صفحات 44-52
    هدف
    پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر حرمت خود و خودپنداشت دانش آموزان نارساخوان انجام شده است.
    روش بررسی
    جامعهٔ آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان نارساخوان پایهٔ سوم و چهارم ابتدایی شهر رشت بود که از این میان 24 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور مساوی در دو گروه آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مطالعهٔ حاضر، آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. برای جمع آوری داده ها از آزمون نارساخوانی کرمی نوری و مرادی (1387)، مقیاس هوشی وکسلر کودکان (1974)، مقیاس حرمت خود کوپر اسمیت (1967) و آزمون خودپنداشت بک (1987) استفاده شد. برنامهٔ آموزش مهارت های اجتماعی در طول هشت جلسه به مدت دو ماه بر روی گروه آزمایش اجرا شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی بر بهبود تمام مولفه های حرمت خود و تمام مولفه های خودپنداشت به جز مولفهٔ اخلاقی دانش آموزان نارساخوان به طور معناداری موثر بوده است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    این نتایج، کاربردهای بالینی مستقیم و ضمنی مهمی در زمینهٔ پیشگیری و بهبود حرمت خود و خودپنداشت دانش آموزان نارساخوان دارد.
    کلیدواژگان: دانش آموزان نارساخوان، مهارت های اجتماعی، حرمت خود، خودپنداشت
  • مینا غفاریان شایستگی *، حمید علیزاده صفحات 53-59
    هدف
    در این پژوهش به منظور دستیابی به بهبود توجه دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، تمرین های دیداری- ادراکی به کار گرفته شد.
    روش بررسی
    روش مطالعهٔ تک موردی بوده و جامعهٔ آماری شامل دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است که به مرکز نوید عصر تهران مراجعه کرده و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 2 پسر با سن نه و یازده سال انتخاب شدند. در این انتخاب میانگین ضریب هوشی 100 بوده و شناسایی اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با توجه به حصول نتایج ضعیف، در آزمون آندره ری بود. در این بررسی با انجام تمرینات دیداری-ادراکی، در پایان جلسهٔ ششم و دوازدهم مجددا از آن ها آزمون توجه انتخابی و تمرکز و تلاشمندی (d2) به عمل آمد و برای بررسی نتایج پژوهش، خط پایه (d2) ترسیم شد.
    یافته ها
    در این پژوهش با استفاده از تمرینات دیداری-ادراکی نمرهٔ کارآیی کل کودکان، بهبودی نسبی یافته و خطای این کودکان کاهش داشت. همچنین دقت آن ها افزایش متوسطی پیدا کرد و نیز تمرکز و توجه این کودکان بهبود قابل ملاحظه ای نشان داد. نتایج نشان داد تمرینات ذکر شده در قالب بازی می تواند موجب بهبود قابلیت های ادراکی و بهتر شدن دید چشمی در آزمودنی شود.
    نتیجه گیری
    مقایسهٔ میانگین ها، نمودارها و درصد بهبود اثر نشان داد که به کارگیری تمرین های ادراکی-دیداری در بهبود نمرهٔ کارآیی کل، تمرکز، دقت و همچنین توجه دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، موثر است.
    کلیدواژگان: اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی، تمرین های ادراکی، دیداری، آزمون (d2)
  • عبدالله موسوی، یونس امیری شوکی *، مهدی رهگذر صفحات 60-67
    هدف
    هدف از انجام این پژوهش بررسی امکان افزایش وضوح گفتار، بدون تکیه بر حس شنوایی و با تکیه بر سایر حواس همچون حس لمس، بینایی و حس حرکت بود.
    روش بررسی
    وضوح گفتار فرد ناشنوای پیش زبانی، قبل و بعد از درمان در بافت های صدای /x/ و هجای /xa/ بررسی شد. برای ارزیابی وضوح قبل و بعد از درمان از روش های تشخیص مورد و مقیاس رتبه دهی استفاده شد. این پروژهٔ مداخله ای در طی 10 جلسهٔ 1 ساعته و به طور میانگین هفته ای سه جلسه انجام شده است.
    یافته ها
    سه شنوندهٔ فارسی زبان، صدای /x/ و هجای /xa/ را قبل از درمان اشتباه، ولی بعد از درمان به درستی تشخیص دادند. آنگاه شنوندگان به مقایسهٔ قبل و بعد از درمان پرداخته و در هر دو مورد، صدای بعد از درمان را واضح تر دانستند و میزان واضح تر بودن را نیز برآورد کردند. بر اساس میانگین برآوردهای سه شنونده، صدای بعد از درمان 86٫67 درصد واضح تر شناخته شده است.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد که درمان ارائه شده باعث افزایش وضوح گفتار در بافت های مذکور شده است؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که افزایش وضوح گفتار بدون تکیه بر حس شنوایی و با تکیه بر سایر حواس امکان پذیر است.
    کلیدواژگان: وضوح گفتار، ناشنوا، صدا، هجا
|
  • Nima Arbabshirani, Bijan Shafiei *, Mohammad Reza Marasi Pages 1-9
    Objective
    The aim of the present research was to investigate and compare the effects of different altered auditory feedback conditions including delayed auditory feedback (DAF) and frequency altered feedback (FAF) on stuttering frequency by means of percentage of syllables stuttered (SS%) in persons who stuttered during monologue speech production. Methods & Material: Twenty-two 17-44 year-old persons who stuttered participated in this study. Each one produced 14 monologue speech samples. On the whole، a total of 308 samples under 6 different altered auditory feedback conditions and a control one were produced. The research was done in 2 sessions using the Fluency Coach Software.
    Results
    On average، the altered auditory feedback decreased stuttering by 54% and 52% in session one and two، respectively. All 6 altered auditory feedback conditions reduced stuttering frequency in comparison with the control condition. However، this reduction was only significant in 65 ms delay (p=0. 001)، 75 ms delay (p<0. 001)، 65 ms delay minus 0. 5 octave (p=0. 012) and 75 ms delay plus 0. 5 octave (p=0. 014). The participants’ responses to altered auditory feedback were not equal and varied in the two sessions.
    Conclusion
    Altered auditory feedback reduces stuttering frequency in monologue speech production، but not all combinations have a significant effect on reducing stuttering. The rate of utilization of this method varies across different persons.
    Keywords: Stuttering, Altered Auditory Feedback, Stuttering Frequency
  • Sahar Johari, Zahra Mosalla Nezhad, Razieh Falsafian* Pages 10-14
    Objectives
    Nowadays more people reach old age as life expectancy increases. Among the main causes of disease among the elderly are risky behavior such as smoking, lack of exercise and unhealthy eating habits. Hence, many lifestyle-related diseases are preventable. The purpose of this study was to investigate the relationship between lifestyle and health among the elderly in Tehran.Methods & Materials: A cross-sectional descriptive - analytical study was conducted. Forty elderly people visiting Tehran’s parks were selected through convenience sampling. A researcher-made questionnaire was used to collect data. The validity and reliability of the tool had been evaluated before the study and the results were acceptable. Descriptive-analytical statistical methods were used to analyze data.
    Result
    The mean age of the participants was 69.12 years. Nine (27.3%) of them were female and the rest were male. 72.7% were married. 54.5% were illiterate or had primary education, 18.2% had secondary to high school education, and 27.3% had an educational level higher than high school. The mean hours of sleep at night was 7.76 (±1.35). 21 individuals (65.6%) were non-smokers, 15 (21.9%) were smokers, and 4 (12.5%) smoked the water-pipe. According to the final nutritional status score, 27 individuals (81.8%) had good dietary habits, and 6 (18.2%) had dangerous eating habits. Of these 69.7% were well aware of their health status, 6.1% were moderately aware and 24.3% were ill-informed about their health status. The physical fitness status of 81.8% of them was very good. 26 individuals (78.7%) had included one to three exercise programs in their daily activities. data analysis results did not show any significant relationship between the elderly health status and their education, hours of night sleep, cigarette smoking -its duration or numbers (p>0.05). However, the health status was significantly associated with physical fitness (p=0.003) and the number of exercise programs (p=0.002).
    Conclusion
    The health status of more than half the subjects was very good. Among the aspects related to lifestyle, including education, sleep habits, smoking habits, exercise and fitness, only the last two showed significant associations with health status. Our results are in line with those of similar studies, confirming the importance of promoting physical fitness and exercise programs in the elderly with the aim of improving their health status.
    Keywords: Elderly, life style, Health
  • Sahar Nurani *, S. Mohamad Sadegh Hosseini, Mohsen Sarhadi Pages 15-21
    Objective
    The goal of this study was to investigate the relationship between strength and muscle tone with upper limb function in hemiplegic children.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional (descriptive-analytical) study thirty-seven 5-10 year-old hemiplegic children with cerebral palsy were selected through convenient sampling. They were selected from those attending the clinics affiliated with the ‘University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences’ of Tehran. The participants’ hand function skills were evaluated by the ‘Bruininks-Oseretsky Test of Motor Proficiency’, the level of spasticity was evaluated by the Ashworth Scale and strength was evaluated by the Vigorimeter. All data were analyzed with SPSS 16.
    Results
    Data analysis showed significant associations between strength and dexterity (p=0.000), bilateral coordination (p=0.024), upper motor coordination (p=0.000) and visual-motor coordination (p=0.045), and between wrist muscle tone and dexterity (p=0.01), bilateral coordination (p=0.035), upper limb coordination (p=0.013) and visual-motor coordination (p=0.032), as well as between elbow muscle tone and dexterity (p=0.004), and visual-motor coordination (p=0.017). However, there was no signification association between the shoulder muscle tone and upper motor function (p≤0.05).
    Conclusion
    There was a positive relationship between muscle strength and upper motor function of hemiplegic children. And there was a negative relationship between wrist spasticity and upper motor function.
    Keywords: Hemiplegia, Spasticity, Upper Limb Function, Strength
  • Marzieh Pashmdar Fard *, Hamid Reza Mokhtari Nia, Masoud Karimloo Pages 22-27
    Objective
    The aim of the current study was to translate and cross-culturally adapt the Swedish Occupational Fatigue Inventory (SOFI) into Persian and to evaluate its face and convergent validity.Method & Material: A methodological study was performed according to standard IQOLA protocols, including the following steps: translating the SOFI questionnaire, evaluating the quality of the translation, back-translation and comparison of the English version with the Persian version by the original developer. The translated version was completed by 200 nurses. The Persian version of the Modified Fatigue Impact Scale (MFIS) questionnaire was used to evaluate the convergent validity. Spearman’s correlation was used to evaluate the correlation between the items.
    Results
    On the whole, the translations of the sentences were easy. The quality of the translation including the ‘clarity of translation, common language use, conceptual equivalence, and overall translation quality’ of the items was good. Face validity of the questionnaire was acceptable and did not lead to multiple changes in the questionnaire. Spearman’s correlation coefficient showed a high correlation between the total SOFI score and total (Persian) MFIS score (r=0.71 and p<0.01).
    Conclusion
    The Persian version of the SOFI has acceptable face and convergent validity and is ready for further evaluation of its reliability.
    Keywords: Occupational Fatigue, Face Validity, Convergent Validity, Swedish Occupational Fatigue Inventory (SOFI)
  • Sana Rajabi *, Janet Hashemi, Shahla Pezeshk Pages 28-35
    Objective
    We aimed to determine the effectiveness of cognitive-behavioral educational programs for body image in children with cancer.Methods & Materials: A Quasi-Experimental study of pretest-posttest design was conducted. The statistical sample consisted of seven 10-15 year-old children hospitalized in Mofid Children's Hospital and Tehran's Shohada Hospital. Convenience sampling was used to select the subjects. The Body Image Concern Inventory (BICI) was used to collect data. Dependent t-test was used to analyze data.
    Results
    In our study the ‘t’ value was not significant. Hence, we concluded that cognitive-behavioral educational programs for body image were not effective in children with cancer.
    Conclusion
    In this study we investigated the effect of educational cognitive-behavioral programs for body image. However, our data indicated that educational cognitive-behavioral programs for body image were not effective in children with cancer. It seems that our results were due to limitations and problems at the time of implementation of the study. Moreover, the raw data indicated that this method was effective on some children. Probably, this discrepancy resulted from social and familial circumstances and other issues.
    Keywords: Cognitive, Behavioral Programs, Body Image, Children With Cancer
  • Maryam Maroofi *, Fatemeh Derakhshandeh, Mohadeseh Gholamian, Zohreh Badiei, Mohamad Hosein Nilforoosh Pages 36-43
    Objective
    We aimed to determine the effectiveness of cognitive-behavioral educational programs for body image in children with cancer.Methods & Materials: A Quasi-Experimental study of pretest-posttest design was conducted. The statistical sample consisted of seven 10-15 year-old children hospitalized in Mofid Children's Hospital and Tehran's Shohada Hospital. Convenience sampling was used to select the subjects. The Body Image Concern Inventory (BICI) was used to collect data. Dependent t-test was used to analyze data.
    Results
    In our study the ‘t’ value was not significant. Hence, we concluded that cognitive-behavioral educational programs for body image were not effective in children with cancer.
    Conclusion
    In this study we investigated the effect of educational cognitive-behavioral programs for body image. However, our data indicated that educational cognitive-behavioral programs for body image were not effective in children with cancer. It seems that our results were due to limitations and problems at the time of implementation of the study. Moreover, the raw data indicated that this method was effective on some children. Probably, this discrepancy resulted from social and familial circumstances and other issues.
    Keywords: Prefeeding Oral Stimulation, Music, Sucking, Independent Oral Feeding, Preterm Infants
  • Miss Seyyeded Zahra Seyyed Noori *, Mr Abbasali Hosseinkhanzadeh, Mr Seyyed Mosa Kafie, Mrs Gita Movalleli, Mrs Roghaie Karimi Pages 44-52
    Objective
    The purpose of the present research was to examine the effectiveness of social skills training on self-esteem and self-concept in dyslexic students.Methods & Materials: The statistical population consisted of all dyslexic students in 3rd and 4th grade in Rasht, from among which a sample of 24 students were selected through convenience sampling. They were then equally assigned to two (control and experiment) groups. This was a quasi-experimental study with a pre-test/post-test design and control group. To collect data, ‘Karami-Nouri & Moradi’s dyslexia scale (2008), Wechsler Intelligence Scale for Children (1974), Cooper-Smith’s self-concept scale (1967) and Beck’s self-esteem scale (1987) were used. The social skills training program was conducted for the experimental group in eight sessions in a period of two months.
    Results
    Analysis of covariance showed that social skills training significantly affected all the dimensions of self-esteem and all the dimensions of self-concept (P<0.001), expect for the moral component.
    Conclusion
    These results have clinical implications for the prevention and improvement of self-esteem and self-concept among dyslexic students.
    Keywords: Social Skills, Self, Esteem, Self, Concept, Dyslexic Students
  • Mina Ghaffarian *, Hamid Alizadeh Pages 53-59
    Objective
    To investigate the effectiveness of visual-perceptual exercises and its impact on improving student's attention deficit hyperactivity disorder (ADHD).Methods & Materials: A case study was conducted. Two students with ADHD attending ‘Navid Asr Center’ were selected through purposive sampling. The participants were 9 and 11 years old and their mean IQ was 100. Their ADHD was determined by their poor André Rey test outcomes. Upon administering the visual-perceptual exercises, the selective attention and concentration (d2) test was performed after the sixth and twelfth sessions again. At the end of the study the baseline d2 was drawn to evaluate the study results.
    Results
    The visual-perceptual exercises somewhat improved the children's overall efficiency score. Their errors lessened and their precision moderately increased. Moreover, their concentration considerably improved. If performed in the form of games, these exercises can improve perceptual and visual function in these children.
    Conclusions
    Comparison of the mean values, charts and percentages showed that the application of visual-perceptual exercises improved the overall efficiency score, concentration, precision and attention in ADHD students.
    Keywords: Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD), Visual, Perceptual Exercises, d2 Test
  • Abdollah Moossavi, Yoones Amiri Shavaki* Pages 60-67
    Objective
    The goal of this project was to study the possibility of improving intelligibility of speech without relying on auditory feedback and upon relying on other senses like kinesthetic, visual and tactile senses. Methodes & Materials: Intelligibility of a prelingually deaf adult was measured in the intended contexts of /x/ sound and /xa/ syllable before and after treatment. For assessment of intelligibility before and after treatment ‘Item Identification’ and ‘Rating Scale’ methods were used. The intervention was carried out through 10 one-hour sessions, held thrice a week.
    Results
    Based on three native Farsi Speakers’ judgments, the intelligibility of the /x/ sound and the /xa/ syllable improved from unintelligible to intelligible before and after the intervention. Based on the rating scale, the average improvement rate in both items was estimated at 86.67%.
    Conclusion
    The treatment provided increased the intelligibility of speech in the aforementioned contexts. We may, therefore, conclude that intelligibility can improve without relying on the auditory sense and upon relying on other senses.
    Keywords: Intelligibility, Deaf, Sound, Syllable