فهرست مطالب

علمی شیلات ایران - سال بیست و چهارم شماره 1 (بهار 1394)
  • سال بیست و چهارم شماره 1 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/04/25
  • تعداد عناوین: 14
|
  • سیمین دهقان مدیسه، غلامعباس زرشناس، سارا سبز علیزاده، منصور خلفه نیلساز، عباسعلی مطلبی، یوسف میاحی صفحات 1-11
    پایش گونه های مضر جلبکی (کشند قرمز) از مرداد 1389 لغایت تیر ماه 1390، به صورت ماهانه در پنج ایستگاه از سواحل استان خوزستان انجام گردید. نتایج نشان داد طی مدت بررسی پدیده شکوفایی جلبکی مضر Cochlodinium polykrikoides رخ نداد. بطورکلی، دیاتومه ها با 60/ 90 درصد و 45 گونه، دینوفلاژله ها 52/ 7 درصد و 9 گونه، سیانوفیسه ها با 88/ 1 درصد و 1 گونه، ترکیب تنوع گونه ای جمعیت فیتوپلانکتون ها را تشکیل داد. مقادیر آمونیاک طی ماه های مختلف دارای اختلاف آماری بوده است(p<0.05) دامنه تغییرات نوترینت ها در محدوده طبیعی آب های دریایی بوده و از طرف دیگر نسبت N:P محاسبه شده در تمامی ماه ها پایین تر از (Ratio Redfield(16:1 قرار داشت، لذا شرایط برای بروز کشند قرمز ایجاد نشده است.
    کلیدواژگان: نوترینت، فیتو پلانکتون، کشند قرمز، آبهای استان خوزستان
  • مسعود صیدگر، محمود حافظیه، علی نکویی فرد صفحات 13-24
    مقدار رنگدانه های کاروتنوئیدی، تاثیر تعیین کننده ای در رنگ عضله و پوست ماهیان خوراکی و زینتی دارند. تجمع این ماده رنگی در پوست و عضلات ماهی بر بازار پسندی آن بسیار تاثیرگذار است و بدین منظور با توجه به عدم سنتز آن، اضافه نمودن این ترکیبات به جیره غذایی ماهیان پرورشی ضروری است. در این تحقیق 270ماهی گلدفیش Carassius auratus با میانگین وزن اولیه 8/0 گرم در سه تیمار غذایی هر یک با سه تکرار شامل غذای کنسانتره، مخلوط 50% کنسانتره و 50% پریان میگوی منجمد Phallocryptus spinosa و مخلوط 50% کنسانتره و 50% آرتمیاارومیانا (Artemia urmiana (منجمد، سه بار در روز و به مدت 90 روز به میزان 3% وزن بدن تغذیه شدند. در پایان دوره آزمایش مقادیر کاروتنوئیدهای کل به روش اسپکتروفتومتری با دستگاه اسپکتروفتومتر مدل WPA ساخت انگلیس و رنگدانه های آستاگزانتین، کانتاگزانتین و بتاکاروتن به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا با دستگاه HPLC مدل Younglin ساخت انگلیس در پوست ماهیان تیمارهای مختلف اندازه گیری شدند. نتایج حاصل نشان دادکه مقادیر رنگدانه های کاروتنوئیدی بطور معنی داری در ماهیان تغذیه شده با مخلوط کنسانتره و غذای زنده، بیشتر ازماهیان تغذیه شده فقط با غذای کنسانتره بود و بیشترین تولید رنگدانه در پوست ماهیان تغذیه شده از جیره حاوی پریان میگو بدست آمد. نتایج حاصله نشان داد که در پوست ماهیان گلدفیش تغذیه شده با جیره های غذایی کنسانتره، مخلوط کنسانتره و پریان میگوی منجمد و مخلوط کنسانتره و آرتمیای منجمد به ترتیب میانگین (±SD) مقادیر کاروتنوئید کل 03/ 0 ±09/ 1، 021/ 0 ± 90 /3و05/ 0 ± 07/ 2 میلی گرم درصد، آستاگزانتین23/ 0 ± 57/ 84، 40/ 0 ± 82/ 205و 63/ 0 ±24/ 102 نانوگرم، کانتاگزانتین01/ ± 24/ 0، 17 /0 ±79/ 35 و 2/ 0 ±64/ 30 نانوگرم و بتاکاروتن 11/ 0 ±73/ 34، 2/ 0 ± 78 / 138 و 15/ 0 ±77/ 69 نانوگرم به ازای هر گرم پوست ماهی بدست آمد، بطوریکه بین جیره های غذایی مختلف اختلاف معنی دار وجود دارند. نتیجه گیری نهایی مبین این است که پریان میگوها را می توان به عنوان جایگزین مناسب، سازگار با محیط زیست و با قیمت پایین تر نسبت به مواد رنگدانه ای مصنوعی وبا ارجحیت نسبت به آرتمیا جهت بهبود رنگ ماهیان زینتی مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: Carassius auratus، رنگدانه، کاروتنوئید، پریان میگو، آرتمیا
  • نجمه اولیایی، مرضیه موسوی نسب*، محمد قربانی، علیرضا صادقی ماهونک، یحیی مقصودلو صفحات 25-35
    هدف از این تحقیق تولید ایزوله پروتئینی از فانوس ماهی (Benthosema pterotum) و بررسی ترکیبات شیمیایی و ویژگی های عملکردی آن بود. ایزوله پروتئین ماهی با روش تغییر pH با استفاده از pHهای قلیایی (10 و 12) تولید گردید. نتایج نشان دادند راندمان استخراج پروتئین در pH 12 به شکل معنی داری بیشتر از pH 10 بود. نتایج حاصل از تعیین مقدار چربی نمونه ها نشان داد قلیا اثر معنی داری بر کاهش چربی ایزوله های پروتئینی داشت و با افزایش pH میزان چربی به شکل معنی داری کاهش یافت. بررسی ویژگی های عملکردی از قبیل ظرفیت حفظ آب، حفظ روغن، خاصیت امولسیفایری، کف کنندگی و حلالیت ایزوله های پروتئینی نیز نشان داد با افزایش pH ویژگی های عملکردی بهبود یافته و پروتئین ایزوله شده در pH 12 نسبت به pH 10 برتری داشت (05/0 > P). بررسی و مقایسه خصوصیات رنگی (L، a و b) پروتئین های ایزوله شده نشان داد پروتئین های ایزوله شده در pH 12 رنگ روشن تری (پارامتر L بالاتر) نسبت به پروتئین های ایزوله شده در pH 10 داشتند. همچنین با افزایش pH میزان قرمزی (پارامتر a) و زردی (پارامتر b) ایزوله های پروتئینی کاهش یافت. نتایج فوق نشان داد ایزوله پروتئین فانوس ماهی تولید شده دارای ویژگی های عملکردی مناسبی است و استفاده از قلیا منجر به بهبود عملکرد و پارامترهای رنگی ایزوله پروتئینی می شود.
    کلیدواژگان: فانوس ماهی (Benthosema pterotum)، ایزوله پروتئین ماهی، قلیا، ویژگی های عملکردی
  • میلاد عادل، رضا پورغلام، سید جلیل ذریه زهرا*، مریم قیاسی صفحات 37-46
    افزایش روز افزون مقاومت های باکتریایی نسبت به آنتی بیوتیک های تجاری، گرایش به استفاده از گیاهان را به منظور تحریک سیستم ایمنی ذاتی افزایش داده است. در این مطالعه تاثیر جیره های غذایی حاوی سطوح مختلف عصاره نعناع فلفلی (Mentha piperita) بر شاخص های خونی، بیوشیمیایی و ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور ماهیان با میانگین وزنی 12/ 0±2/ 32 گرم در حوضچه های فایبرگلاس 1800 لیتر ی با تراکم 80 عدد ماهی توزیع و طی مدت 8 هفته، تیمارهای مختلف در 3 تکرار شامل از غذای حاوی سطوح 0، 1، 2 و 3 درصد عصاره نعناع فلفلی تغذیه شدند. در انتهای دوره از ماهیان خونگیری شد و شاخص های خونی، بیوشیمیایی و ایمنی تیمارها مورد مقایسه آماری قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داد که در تعداد گلبول های سفید و قرمز خون، درصد نوتروفیل، میزان هماتوکریت، هموگلوبین، پروتئین تام سرم، IgM و میزان فعالیت لایزوزیم سرم ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی عصاره نعناع فلفلی بویژه در غلظت های بالا (2 و 3%) تفاوت معناداری با تیمار شاهد وجود دارد. نتایج حاصله مبین آن است که عصاره نعناع فلفلی، دارای اثرات تقویت کننده سیستم ایمنی غیر اختصاصی در ماهی قزل آلای رنگین کمان می باشد. بنابراین، استفاده از عصاره این گیاه به ویژه در سطح 3 درصد به عنوان محرک ایمنی در جیره ماهی قزل آلای رنگین کمان، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، نعناع فلفلی، شاخص های خونی، ایمنی، بیوشیمیایی
  • فرشته اسلامی، نیما پورنگ، حسن نصرالله زاده ساروی، حسن فضلی، ابواالقاسم روحی، مژگان روشن طبری صفحات 47-58
    ورود گونه مهاجم شانه دار Mnemiopsis leidyi به دریای خزر درسال 1379 این اکوسیستم دچار تغییراتی شده است. در این مطالعه از داده ها و اطلاعات تحقیقات مرتبط در بازه زمانی سالهای 1375 الی 1389استفاده گردید. این سال ها به دو گروه زمانی قبل از ورود شانه دار (1375) و بعد از ورود شانه دار (89-1380) به دریای خزر دسته بندی گردید. در این بررسی ارزیابی کمی اثرات شانه دار به عنوان یک گونه مهاجم و آلاینده زیستی بر ساختارزئوپلانکتون دریای خزر طی سال های 89-1380 انجام گرفت. دامنه فراوانی و پراکنش شانه دار (Abundance and Distribution Range) طی سال های 88-1380 در گروه E (زیتوده زیاد و حضور در همه مکان ها) و در سال 1389در گروهD (تعداد متوسط و حضور در همه مکان ها) ارزیابی شد. سال 1380 که زیتوده نسبی شانه دار بیش از 90 درصد می باشد، تهاجم شانه دار در مرحله گسترش(Expansion) و سال های بعد (89-1381) با توجه کاهش و افزایش متناوب زیتوده و سپس روند کاهشی، مرحله سازگاری (Adjustment) ارزیابی شد. با توجه به از بین رفتن گونه های بومی وکلیدی(Keystone species) در سال های بعد از حضور شانه دار، اثر شانه دار برروی جامعه زئوپلانکتون طی سال های 89- 1380 خیلی قوی (C4) ارزیابی شد.
    کلیدواژگان: شانه دار، Mnemiopsis leidyi، سا ختارزئوپلانکتون، سواحل جنوبی دریای خزر
  • بهمن مکنت خواه، بهرام فلاحتکار، حسین خارا، ایرج عفت پناه صفحات 59-74
    این تحقیق به منظور بررسی تاثیر هورمون 17- بتا استرادیول (E2) بر شاخص های بیوشیمیایی خون، استروئیدهای جنسی و ترکیب لاشه ماهی ازون برون (Acipenser stellatus) جوان انجام گردید. 180 عدد بچه ماهی ازون برون 5 ماهه با میانگین وزن 2/ 0± 7/ 11 گرم در 3 تیمار و 3 تکرار به تعداد 20 عدد در هر تانک تقسیم شدند. تیمارها شامل دوزهای صفر، 25 و50 میلی گرم هورمون E2 به ازای هر کیلوگرم غذا در نظر گرفته شد. اندازه گیری پارامترهای بیوشیمیایی خون شامل گلوکز، پروتئین کل، کلسترول، تری گلیسرید، کلسیم و فسفر، استروئیدهای جنسی شامل تستوسترون، پروژسترون و استرادیول و آنالیز تقریبی ترکیبات لاشه در پایان دوره هفت ماهه تغذیه با سطوح مختلف E2 انجام شد. اندازه گیری ها نشان داد شاخص های بیوشیمیایی پلاسما شامل گلوکز، پروتئین کل، کلسترول، تری گلیسرید، کلسیم و فسفر تابع دوز هورمون می باشند. در تیمار شاهد، کمترین مقدار و در تیمار 50 میلی گرم هورمون، بیشترین مقدار شاخص های بیوشیمیایی مذکور دیده شدند (05/ 0< p). اندازه گیری استروئیدهای جنسی پلاسما نشان داد که مقدارE2 در پلاسمای خون ماهیان تیمار شاهد نسبت به تیمارهای تغذیه شده با جیره حاوی هورمون، کمترین بوده، در حالیکه هورمون های تستوسترون و پروژسترون در تیمار شاهد بیشترین مقادیر را نشان دادند (05/ 0 < p). نتایج آنالیز تقریبی ترکیبات لاشه حاکی از عدم وجود اختلاف معنی دار در مقادیر رطوبت، پروتئین، چربی و خاکستر بین تیمارها بود (05/ 0 > p). وزن نهایی، طول کل و شاخص های هپاتوسوماتیک و احشایی تحت تاثیر سطوح مختلف E2قرار گرفتند (05/ 0 < p). نتایج این مطالعه نشان داد کاربرد هورمون 17- بتا استرادیول در جیره غذایی سبب تاثیرگذاری قابل توجهی بر اغلب شاخص های بیوشیمیایی و استروئیدهای جنسی در ماهی ازون برون جوان می گردد که به نظر می رسد این تغییرات در راستای تغییر نسبت جنسی و شاخص های فیزیولوژیک می باشند.
    کلیدواژگان: ازون برون، استروئیدهای جنسی، بیوشیمی، رشد
  • مینا احمدی، علی اصغر خانی پور، سید جواد ابوالقاسمی صفحات 75-81
    اردک ماهی(Esox lucius) یکی از گونه های بومی تالاب انزلی است و به علت گوشت مطبوعی که دارد از دیرباز مورد توجه مردم قرار گرفته است. این مطالعه به منظور بررسی میزان تجمع و مقایسه غلظت مواد آلاینده فلزات سنگین کادمیوم، نیکل و روی دربافت خوراکی عضله اردک ماهی در سه ایستگاه (غرب، مرکزی، شرق) از تالاب انزلی در سال 1391 صورت پذیرفت. دراین تحقیق بصورت تصادفی از هر ایستگاه 10 نمونه ماهی در اوزان استاندارد به روش صید با تور گوشگیر صید شد. اندازه گیری غلظت عناصر سنگین با کمک دستگاه جذب اتمی شعله انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد میانگین غلظت فلز کادمیوم در اردک ماهی تالاب غرب برابر 05/ 0 و در تالاب شرق و تالاب مرکزی09/ 0 میکروگرم در گرم وزن خشک و میانگین غلظت فلز نیکل در اردک ماهی تالاب غرب، مرکزی، شرق به ترتیب 44/ 0، 37/ 0، 22/ 0 میکروگرم در گرم وزن خشک و میانگین غلظت فلز روی در اردک ماهی تالاب غرب، مرکزی، تالاب شرق به ترتیب 28، 55/ 25، 55/ 13میکروگرم در گرم وزن خشک مشاهده شد.. در این مطالعه غلظت کادمیوم، نیکل و روی در بافت عضله اردک ماهی بین ایستگاه های مورد مطالعه اختلاف معنی داری نداشت (05/ 0< P). میزان کادمیوم، نیکل و روی با استانداردهای غذا و داروی آمریکا(FDA) و سازمان بهداشت جهانی (WHO) مقایسه شد. نتایج بدست آمده نشان می دهد که میزان سمیت نیکل در نمونه تالاب غرب بیشتر و در نمونه تالاب مرکزی نزدیک حد مجاز در مقایسه با استانداردWHO می باشد که این میتواند یک هشدار برای تهدید سلامتی مصرف این ماهی در گروه های آسیب پذیر جامعه باشد.
    کلیدواژگان: کادمیوم، روی، نیکل، اردک ماهی، تالاب انزلی، بافت خوراکی
  • محمد اتفاق دوست، حسین حقیقی، حمید علاف نویریان صفحات 83-95
    این مطالعه به منظور تعیین اثر دفعات غذادهی بر شاخص های رشد، ضریب تبدیل غذایی، بازماندگی و ترکیبات شیمیایی بدن در پرورش میگوی رودخانه ای شرق(Macrobrachium nipponense) به مدت 56 روز انجام گردید. در این آزمایش تعداد 180 عدد میگو با میانگین وزنی 11/ 0 ± 40/ 1 گرم میانگین (± انحراف استاندارد) شمارش و در 12 مخزن شیشه ای 70 لیتری با حجم آبگیری 60 لیتر، شامل 4 تیمار و 3 تکرار در شرایط یکسان پرورشی (جیره غذایی و مقدار آن، شرایط فیزیکوشیمیایی آب، دوره نوری، تراکم کشت و 2 درصد غذادهی نسبت به وزن زی توده) بصورت کاملا تصادفی توزیع شدند و به ترتیب با دفعات مختلف 3، 4، 5 و 6 مرتبه در روز با جیره ثابت تجاری (پروتئین 50 درصد، چربی 13 درصد، خاکستر 12 درصد، رطوبت 12-10 درصد) غذادهی شدند. متوسط وزن نهایی، افزایش وزن و نرخ رشد ویژه بطور معنی داری در تیمار 5 بار غذادهی در روز نسبت به سایر تیمار ها بیشتر بود (p<0/05) ولی اختلاف معنی داری در ضریب وضعیت بین تیمارها مشاهده نشد (p>0/05). کمترین میزان ضریب تبدیل غذایی در 5 بار غذادهی در روز بدست آمد و تیمارهای 4 و 5 بار غذادهی در روز به ترتیب با 8/ 1±80/ 68 و 5/ 2±60/ 77 درصد، بیشترین نرخ بازماندگی را داشتند. بالاترین درصد پروتئین (07/ 0± 86/ 12 درصد) و چربی (02/ 0 ± 46/ 3 درصد) بدن در تیمار با دفعات غذادهی 5 بار در روز مشاهده شد. نتایج بدست آمده مطلوبیت دفعات غذادهی 5 بار در روز را نشان داد که اختلاف معنی داری از نظر افزایش شاخص های رشد و نرخ بازماندگی، کاهش ضریب تبدیل غذایی و افزایش میزان پروتئین و چربی لاشه با سایر تیمارها داشت (p<0/05).
    کلیدواژگان: دفعات غذادهی، میگوی رودخانه ای شرق، پرورش میگو، شاخص های رشد، ضریب تبدیل غذایی
  • یوسف ایری، محمود حافظیه، عبدالله حق پناه، حسینعلی خوشباور رستمی، بهروز فره وی، عبدالوهاب کر، نیاز محمد کر، فرحناز لکزایی صفحات 97-107
    هدف از این مطالعه، بررسی اثر الیگوفروکتوز بر عملکرد رشد و بازماندگی بچه ماهی ازون برون (Acipenser stellatus) می باشد. بدین منظور تعداد 90 قطعه بچه ماهی ازون برون با میانگین وزن 14/ 0± 16 /30 گرم از انستیتو بین المللی تحقیقات ماهیان خاویاری تهیه و با استفاده از طرح کاملا«تصادفی در 3 تیمار هر یک با 3 تکرار در حوضچه های فایبرگلاس و شرایط فیزیکو شیمیایی آب نسبتا ثابت (p<0.05) ذخیره و به مدت دو هفته با غذای پایه سازش داده شدند. بچه ماهیان به مدت 11 هفته با جیره های حاوی سطوح 0% (جیره پایه) 1% و 2% الیگوفروکتوز (رافتیلوز P95 شرکت سیگما) تا حد سیری تغذیه شدند. نتایج این تحقیق آشکار نمود که سطح 1% پری بیوتیک نسبت به سایر سطوح، بر افزایش معنی دار وزن، نرخ رشد ویژه، کارایی غذا، نسبت کارایی پروتئین، شاخص کبدی و کاهش ضریب تبدیل غذایی تاثیر دارد (p<0.05) با این وجود تفاوت معنی داری در نرخ بازماندگی میان تیمارها مشاهده نگردید (p>0.05). در انتهای دوره از بچه ماهیان خونگیری و شاخصهای تعداد گلبول های قرمز و سفید، نسبت های حجمی و شمارش افتراقی انواع سلولی، هماتوکریت و هموگلوبین بررسی شدند که نتایج آن، اختلاف معنی داری را در تعداد گلبولهای قرمز، میانگین حجم گویچه ها (MCV)، میانگین هموگلوبین گویچه ها (MCH)، میانگین غلظت هموگلوبین گویچه ها(MCHC)، هماتوکریت و هموگلوبین تیمارها نشان نداد(p>0.05) ولی شمارش افتراقی تعداد گلبول های سفید خون در تیمار1% و تعداد نوتروفیل تیمارهای1% و 2% در مقایسه با جیره پایه، اختلاف معنی داری نشان دادند (p<0.05). بر اساس این نتایج می توان گفت، الیگوفروکتوز و به خصوص در سطح 1% قابلیت تاثیر گذاری نسبتا خوبی بر افزایش عملکرد رشد و کارایی تغذیه در بچه ماهی ازون برون دارد.
    کلیدواژگان: پری بیوتیک الیگوفروکتوز، رشد، بازماندگی، ازون برون، شاخص های خونی
  • عباس احمدیان، سید محمد علی جلالی *، جواد پوررضا صفحات 109-120
    این آزمایش به منظور بررسی اثرات دو منبع روغن در جیره غذایی با مکمل های ال کارنیتین و راکتوپامین بر عملکرد رشد و فراسنجه های بیوشیمیایی خون ماهی قزل آلای رنگین کمان، انجام گرفت. تعداد 288 عدد ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین (±SD) وزن اولیه 90± 5 گرم، در یک آزمایش فاکتوریل 2×2×2 به صورت کاملا تصادفی به 32 تانک فایبرگلاس اختصاص یافتند و به مدت 8 هفته 2 بار در روز و در حد سیری ظاهری با هشت جیره غذایی آزمایشی تغذیه شدند. جیره های آزمایشی شامل دو نوع روغن ماهی و سویا با دو سطح مکمل ال کارنیتین)صفر و یک گرم در کیلوگرم (و دو سطح راکتوپامین (صفر و ده میلی گرم در کیلوگرم) در جیره بود. در پایان آزمایش ضریب تبدیل خوراک، نرخ رشد ویژه، مصرف خوراک، افزایش وزن و فراسنجه های بیوشیمیایی سرم خون ماهی ها مانند آلبومین، پروتئین کل، تری گلیسرید، کلسترول و لیپوپروتئین با چگالی بالا اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که ضریب تبدیل خوراک ماهی ها تحت تاثیر نوع روغن و مکمل راکتوپامین قرار نگرفت اما افزودن ال کارنیتین به جیره، سبب کاهش معنی داری آن شد. افزودن ال کارنیتین و راکتوپا مین به جیره ی دارای روغن ماهی سبب بهبود معنی دار در ضریب تبدیل خوراک ماهی ها شد. روغن ماهی رشد ویژه ماهی را افزایش داد و بیشترین مقدار آن در تیمار غذایی دارای روغن ماهی با راکتوپامین مشاهده شد. افزایش وزن ماهی ها تحت تاثیر نوع روغن، مکمل های ال کارنیتین و راکتوپامین قرار نگرفت اما افزودن راکتوپامین به جیره دارای روغن ماهی سبب بهبود آن شد. راکتوپامین سبب کاهش تری گلیسرید، و ال کارنیتین سبب افزایش معنی دار آلبومین و لیپوپروتئین با چگالی بالا در سرم خون ماهی شد. بین منبع روغن و افزودن مکمل ال کارنیتین و راکتوپامین به جیره اثر متقابل معنی داری بر فراسنجه های سرم خون ماهی، به جز لیپوپروتئین با چگالی بالا، مشاهده شد. درمجموع نتایج این آزمایش نشان داد که پاسخ های فیزیولوژیکی و رشد ماهی قزل آلای رنگین کمان به مکمل های غذایی ال کارنیتین و راکتوپامین تحت تاثیر منبع روغن جیره است.
    کلیدواژگان: روغن ماهی، روغن سویا، ال کارنیتین، راکتوپامین، ماهی قزل آلای رنگین کمان
  • ابولقاسم امری صاحبی، حسن تقوی، حسن فضلی صفحات 121-132
    شیشه ماهی یکی از ماهیان با ارزش اکولوژیکی بالاست، که به مصرف تغذیه ماهیانی همچون تاسماهیان در دریای خزر می رسد. در این تحقیق 191 نمونه ماهی از سواحل جنوب شرقی دریای خزر از آذر ماه 1392 تا شهریور ماه 1393 و بطور فصلی صید و بررسی شد ند. در مطالعه حاضر تعیین اقلام غذایی و شاخص های طول نسبی لوله گوارش (RLG)، شاخص تهی بودن لوله گوارشی (VI) و شدت تغذیه (IF) مورد بررسی قرار گرفتند. ماهیان بررسی شده دارای میانگین طول چنگالی (± انحراف معیار) 09/ 1± 7/7 سانتیمتر، میانگین وزن (± انحراف معیار) 49/ 1±64/ 3 گرم و میانگین سن (± انحراف معیار) 81/ 0±2 سال بودند. این ماهیان با میانگین طول نسبی لوله گوارش(± انحراف معیار) 07/ 0±46/ 0 جزء ماهیان گوشتخوار محسوب می شوند. میانگین شاخص تهی بودن لوله گوارشی 45 درصد محاسبه گردید که نشان دهنده نسبتا پرخوری این ماهیان می باشد. میانگین شدت تغذیه(± انحراف معیار) آنها 21/ 221±535 است که حد متوسط برای این ماهی در این منطقه می باشد. براساس اولویت غذایی تعیین شده نیز گاماروس (بنتوز) و دافنی (زئوپلانکتون) بالاترین فراوانی حضور غذا را در بین سایر طعمه های خورده شده داشتند. نتایج این تحقیق فعالیت شکاری فرصت طلبانه این ماهی برای کسب غذا را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: شیشه ماهی، ساحل جنوب شرقی دریای خزر، رژیم غذایی، شدت تغذیه
  • محمدسعید گنجور، سیدجلیل ذریه زهرا، محمدرضا مهرابی، عین الله گرجی پور، حبیب الله گندمکار، محسن محمدپور، میثم صلاحی صفحات 133-137
  • رودابه روفچایی، مریم فلاحی کپورچالی، داریوش پروانه مقدم، فروزان چوبیان صفحات 139-143
|
  • S. Dehghan, G. Zarshenash, S. Sabzalizadeh, M. Nilsaz, A. Motallebi, Y. Mayahi Pages 1-11
    The monitoring of the harmful Alga blooms (Red tide) in the the Khuzestan coastal waters Provinces was carried out monthly at 5 stations during 2010 to 2011. The results revealed that, Coclodinum polykrikoides blooms was not occurred during investigation times, Phytoplankton composition species were included of 45 species of diatoms (%91), 9 species of Dinoflgellates (7. 52%) and Cyanophytes with one species (1.88%).. Furthermore significant different values of nutrients were recorded. Different values of NH4 were measured for different months. In total, the measured ratio of N: P in all months were lower than Redfield Ratio (16:1) in which subsequently the environmental condition was not suitable for bloom of C. polykrikoides.
    Keywords: Nutrients, Phytoplankton, Redtide, Khuzestan province
  • Seidgar M.*, Hafezieh M., Nekuie Fard A Pages 13-24
    Carotenoid pigments are responsible for pigmentation of edible fish muscle and skin of ornamental fishes. Accumulation of this colorful substance is important in fish marketing and there is a need to add carotenoids in cultured fish. In this study, Carassius auratus feeding was undertaken with 3 treatments including concentrate, freezed fairy shrimps (Phallocryptus spinosa) and concentrate with the same ratio and freezed Artemia urmiana and concentrate with the same ratio for 90 days. The amounts of total carotenoids were determined in the skin of different treatments at the end of the experiment using spectrophotometer model WPA, UK, astaxantin, canthaxantin and beta-carotene using HPLC model Younglin, UK. The results revealed that the most skin pigmentation obtained from the diet contained fairy shrimp. Also, carotenoid pigments were significantly higher in goldfish fed with live food supplement comparing concentrate one. The results showed a significant difference among different diets as in concentrate, concentrate and freezed fairy shrimps, concentrate and freezed artemia diets. Amounts of Mean (±SD) total carotenoids were 1.09± 0.3, 3.90 ± 0.021 and 2.07 ± 0.05mg/100, astaxantin were 84.57±0.23, 205.82± 0.40 and 102.24± 0.63 ng/g and canthaxanthin were 0.24± 0.01, 35.79± 0.17 and 30.64 ± 0.2 ng/g and beta carotene were 34.73± 0.11, 138.78 ± 0.2 and 69.77 ± 0.15 ng/g of fish skin, respectively. Therefore, Fairy shrimps can be used as a suitable replacement for artemia to enhance color of ornamental fish. This is an environmental friendly food with the lower cost compared to high cost synthetic pigments.
    Keywords: Carassius auratus, carotenoid pigments, Fairy shrimp, Artemia
  • Oliyaei N., Moosavi Nasab M.*, Ghorbani M., Sadeghi Ahoonak A.Rm, Maghsoudloo Y Pages 25-35
    This study investigated the composition and functional properties of isolated fish protein from Lanternfish (Benthosema pterotum). The proteins were isolated by using pH shift method. Basic pHs (10 and 12) were used to produce fish protein isolate. Fat contents of samples revealed that alkaline had a significant effect on reduction of fat in fish protein isolate. The lipid content decreased significantly by increasing the pH. Furthermore, the results showed that the functional properties including water holding capacity, oil holding capacity, emulsifying capacity, foaming and solubility were improved with increasing the pH and the fish protein produced at pH 12 had higher functional properties than the protein isolated at pH 10. Investigation and comparison of the color characteristics (L, a and b) attributed to the samples demonstrated that fish protein isolated at pH 12 was lighter (higher L) than that isolated at pH 10. In addition, redness (a) and yellowness (b) of protein isolates declined with increasing the pH. As a result, fish protein isolate from Lantrnfish produced using alkaline pH showed appropriate functional properties and alkaline led to improvement of the functionality and color characteristics of the protein isolate.
    Keywords: Lantern fish (Benthosema pterotum), Fish protein isolate, Alkaline pH, Functional Properties
  • Adel M., Pourgholam R., Zorriehzahra S.J.*, Ghiasi M Pages 37-46
    Due to the increased bacterial resistance to common antibiotics, there is tendency towards using herbal extracts in order to increase the non-specific immune system. This study was conducted to evaluate the effects of different levels of Mentha piperita extract on hematological, biochemical and immune parameters of Oncorhynchus mykiss. For this purpose, fish with mean (±SD) weight of 32.2± 0.12 g were raised for 8 weeks in Vniro tanks (1800 l water), 80 fish to each tank and feeding with different levels of M. piperita (with concentrations of % 0, % 1, % 2.0 and % 3.0, three replicates were used for each concentration). At the end of the trial, blood samples were collected to determine some hematological, biochemical and immunity parameters in different groups and compared to one another. Results showed significant differences in RBC and WBC count, neutrophil percentage, haemoglobin (Hb), haematocrit (HCT) value, total protein (TP), IgM and lysozyme activity in fish fed M. piperita (especially with 2 and 3.0% concentrations) when compared with control group. The results suggest that M. piperita extract may enhance the non-specific immune system of O. mykiss. Thus, using this supplement especially at of 3.0% level as immunostimulants was recommended in O. mykiss diet.
    Keywords: Oncorhynchus mykiss, Mentha piperita, Hematological, Biochemical, Immune parameters
  • Fereshte Eslami, Nima Pourang, Hasan Nasrollahzade Saravi, Hasan Fazli, Abolghasem Rohi, Mojgan Roshantabari Pages 47-58
    After the arrival of the invasive species (Mnemiopsis leidyi) in the Caspian Sea (in 1999) significant changes have been occurred in the ecosystem. In the present study, the data concerning the period 1996 to 2010 (extracted from the relevant research projects) were analyzed. The period was classified into two phases, before and after the species invasion (1996 and 2001-2010). In our study, the impact of the invasive species on the structure of southern Caspian zooplankton communities was assessed during the period 2001-2010, quantitatively.The combination of abundance and distribution range of the species (ADR) during the period 2001-2009 and the year 2010 were evaluated as E (occurrence in high numbers in all localities) and D (occurrence in moderate numbers in all localities), respectively. Considering the obtained results, the year 2001, in which the relative biomass was more than 90 percent, could be considered as the expansion phase and the following years (2002-2010) as the adjustment phase. With regards to the loss of the keystone and some other native species after the invasion of M. leidyi (2001 to 2010), the impact of the invasive species on the structure of southern Caspian zooplankton communities was assessed as massive (C4).
    Keywords: Mnemiopsis leidyi, Zooplankton structure, Southern Caspian Sea coast
  • Bahman Meknatkhah, Bahram Falahatkar, Hossein Khara, Iraj Efatpanah Pages 59-74
    This study was carried out to find the effects of 17-ß estradiol (E2) on biochemical parameters, sex steroids and carcass composition in juvenile stellate sturgeon (Acipenser stellatus). One hundred and eighty 5-month stellate sturgeon with an average weight of 11.7 ± 0.2 g were divided into 3 treatments with 3 replicates each with 20 fish per tank. The treatments were included 0, 25 and 50 mg E2/kg diet. At the termination of 7 months feeding trial with different levels of E2, blood biochemical parameters, sex steroids and carcass composition were measured. The results of biochemical parameters including plasma glucose, total protein, cholesterol, triglyceride, calcium and phosphorus showed dose- dependent manner. The lowest and highest levels of all biochemical parameters were observed in fish fed control and 50 mg E2/kg diet, respectively (p<0.05). Plasma sex steroids concentrations showed the lowest level of E2 in fish fed control diet, while the highest levels of testosterone and progesterone were observed in this treatment (P<0.05). Proximate carcass analysis showed no significant difference in moisture, crude protein, crude fat and ash contents among the treatments (P>0.05). Final weight, total length, hepatosomatic and viscerosomatic indices were also affected by different levels of E2 (P<0.05). The results of present study demonstrated that using E2 in the diet of juvenile stellate sturgeon can influence most of biochemical indices and sex steroids which seems that those were related to the changes of sex ratio and some physiological parameters.
    Keywords: Stellate sturgeon, Sex steroids, Biochemistry, Growth
  • Mina Ahmadi, Aliasghar Khanipour, Seyed Javad Abolghasemi Pages 75-81
    Pike (Esox lucius) is a native species in Anzali Wetland and has been considered for its flesh. This study was carried out to compare the rate of accumulation and concentration of heavy metals such as cadmium, nickel and zinc in edible muscle tissue of pike at three stations (west, center and east) of Anzali wetland in 2012.Ten fishes were randomly caught by gillnet from different stations in standard weights. After removal of the tissue samples, for chemical digestion through mixed acid digestion (HNO3 / HClO4) was performed on samples. Heavy metal concentrations were measured using flame atomic absorption spectrophotometer. The average concentration of cadmium in pike in western station was 0.05 and in eastern and central part of wetland was 0.09 (μg/g dry weight), Mean concentrations of nickel metal in west, center and east, were 0.44, 0.37 and 0.22 (μg/g dry weight), Average concentrations of zinc in western, central and eastern part of wetland were 28, 25.55 and 13.55 (μg/g dry weight) respectively. In this study, concentrations of cadmium, nickel and zinc in edible muscle tissue of pike did not show significant differences between stations (P>0.05). The cadmium, nickel and zinc standards in American Food and Drug Administration (FDA), World Health Organization (WHO) were compared. The results showed that toxicity of nickel in samples of central was near but in western part was more than the permissible limit compared with the standard WHO = 0.38, therefore consumption of this fish could be a warning of a threat to the health of these fish in vulnerable groups of society.
    Keywords: Cd, Zn, Ni, pike, Anzali Wetland, edible tissue
  • M. Etefaghdost, H. Haghighi, H. Alaf Noveirian Pages 83-95
    This research was carried out in order to identify the effects of different feeding frequency on growth indices, feed conversion ratio, survival and body composition of oriental river prawn (Macrobrachium nipponense) during 56 days. 180 oriental river prawns, with mean (±SE) weight 1.40±0.11g were counted and distributed randomly in twelve 70-liter glass tanks with 60 l water in 4 treatments each with 3 replicates cultured in same conditions (dietary feeding, dissolved oxygen, photoperiod, density, 2% feeding rate). Feeding were done 3, 4, 5 and 6 times/day with a constant commercial diet (50% protein, 13% fat, 12% ash, moisture 10-12 %). At the end of experiment, growth indices, feed conversion ratio, body composition ratio were measured for each treatment. Mean final weight, weight gain and specific growth rate in the treatment feeding 5 times/day was higher than the other treatments (p<0.05) but there was no significant difference in condition factor between treatments (p>0.05).The lowest feed conversion ratio was obtained in 5 times/day feeding and feeding 4 and 5 times/day treatments (68.80±1.8 and 77.60±2.5 %, respectively) had the highest survival rate. The highest body protein content (12.86±0.07 %) and fat content (3.46±0.02%) were obtained from the 5 times/day feeding. Results indicate that 5 times/day feeding has a significant difference in the increase of growth indices, survival rate, reduced feed conversion ratio, increased carcass protein and fat content, with other treatments (p<0.05).
    Keywords: Feeding frequency, Oriental river prawn, Prawn fostering, Growth indices, Feed Conversion Ratio
  • Y. Iri, M. Hafezieh, A. Haghpanah, H.K. Rostami, B. Ghareve, A.V. Kor, N.M. Kor, F. Lakzaie Pages 97-107
    The purpose of this study was to evaluate the effect of Fructo-oligosaccharide (FOS) on growth and survival performances of sturgeon juvenile fish (Acipenser stellatus). 90 sturgeon fry fishes (average weight 30.16±0/14 gram) has been brought from Sturgeon International, Research Institute and stored in fiberglass tanks using randomize design with 3 treatments each with 3 replicates in relative constant physico-chemical water parameters(P>0.05) then fed with basal adaptive food for two weeks. Fry fed 11 weeks with diets containing 0% (Basal food), 1% and 2% oligofructose (Raftilose p95, Sigma Co.) added to the basal food. The results revealed that 1% pribiotic compare to other treatments caused increasing weight gain, specific growth rate, feed conversion, feed efficiency, protein efficiency ratio and liver indices significantly (p<0.05) but there is no any significant difference between treatment's survival rates (p> 0.05). At the end of experiment, after bleeding from sample fries, the hematological characters showed that there are no any differences between hemoglobin, WBC and RBC numbers, hematocrit, MCV, MCH and MCHC between treatments(P>0.05) although the number of WBC in 1% and numbers of neutrophils in 1 and 2% prebiotic had differences with zero% significantly (P<0.05). Based on these results good influence on the improving growth and feeding performances by oligofroctose as prebiotic was proved in Acipenser stellatus fries and 1% level was the best.
    Keywords: Prebiotics, Oligofructose, Hematological factors, Survival rate, Acipenser stellatus
  • Ahmadian A., Jalali S.M.A.*, Pourreza J Pages 109-120
    An experiment was conducted to study the effects of oil source, L- carnitine and ractopamine supplements on growth performance and blood biochemical parameters of rainbow trout. With 2×2×2 factorial experimental design, 288 fish with 90 ±5 g initial weight were randomly distributed to 32 fiber glass thanks and fed two times a day at ad libitum by eight dietary treatments during 8 weeks. The experimental diets were containing two supplemental dietaries L- carnitine levels (0 and 1 g.kg-1), two levels of ractopamine (0 and 10 mg.kg-1) and two dietary oil sources (fish and soybean oil). Feed conversion ratio (FCR), specific growth rate (SGR), feed intake, body weight gain and biochemical parameter of blood serum in fish such as albumin, total protein, triglyceride, cholesterol and high density lipoprotein (HDL) were measured at the end of experiment. Results showed that feed conversion ratio of fish was not affected by dietary oil sources and ractopamanie supplements but addition of L- carnitine to diet reduced it significantly. Addition of L-carnitine and ractopamine to diet which contain fish oil improved significantly FCR of fish. Fish oil increased fish SGR and its highest level was seen at fish oil plus ractopamine dietary treatment. Feed intake was affected by fish oil and L- carnitine supplement which is increased and reduced it, respectively. Addition of L- carnitine to diet containing fish oil with ractopamine, significantly reduced feed intake of fish. Body weight gain of fish were not affected by dietary oil sources, L-carnitine and ractopmanine supplement however, addition of ractopamine to diet containing fish oil improved it. Ractopamine supplement significantly reduced level of triglyceride and L-carnitine increased albumin and HDL of blood serum of fish. Interaction between oil sources and addition of L- carnitine and ractopamine supplements were seen on biochemical blood serum of fish except HDL. The highest level of albumin and triglyceride in blood serum were seen in fish fed by soybean oil plus L- carnitine, and also the highest level of total protein and globulin in serum were in fish fed by soybean oil plus ractopamine. Overall, results of this experiment showed that physiological and growth responses of rainbow trout to dietary L- carnitine and ractopamine supplements were affected by dietary oil sources.
    Keywords: Fish oil, Soybean oil, L, carnitine, Ractopamine, Rainbow trout
  • A. Amri Sahebi, H. Taghavi, H. Fazli Pages 121-132
    Big-scale sand smelt is one of the fishes with high ecological value, which consume by fishes such as sturgeon in the Caspian Sea. In this study, 191 samples of Big-scale sand smelt from southeast coast of the Caspian Sea were collected seasonally from December 2013 to September 2014. In the present study, food items and the relative index of gastrointestinal (RLG), stomach emptiness index (VI) and feeding intensity (IF) were determined. The fork length, weight and age (mean ±SD) were 7.70 ± 1.09 cm, 3.64 ± 1.49 g and 2.00 ± 0.81 year, respectively. This fish with a relative gastrointestinal tract length of 0.46 ± 0.06 (mean ± Standard Deviation) can be considered as a carnivorous fish. The average of empty stomach was 45% showing big-scale sand smelt is a relatively voracious feeder. The average intensity of feeding (mean± Standard Deviation) 535±221.21, as a moderate level for this fish in the region. Gammarus (benthos) and Daphnia (zooplankton) were the favored food for this fish. This study also showed opportunistic hunting activities of this fish.
    Keywords: Big, scale sand smelt fish, Southeastern of Caspian Sea, Diet, Feeding intensity
  • M.S. Ganjor, S.J. Zorriezahram., R Mehrabi, H. Gandomkar, M. Mohammadpoor Pages 133-137
    An unknown mortality was occurred in some ponds of a farm in an area of Kohgiloyeh-&-Boyerahmad province. Three ponds showed the highest mortality rate, about 5 to 20 dead fish were reported daily for 45 days. Afflicted fish have darkening in the skin and swimming near surface or at the floor of pond and swam unmatched with flock. Some fish showed hemorrhages around and within the oral cavity and exophthalmia occasionally. About 45 moribund rainbow trout were sampled for dissection and bacteriological examination. Kidney, liver and spleen of the fishes were examined for the detection and identification of bacteria causative agent of disease in rainbow trout. They cultivated aseptically on different media (Blood Agar, Tryptic soy Agar, TCBS Agar and MacConkey Agar). All fish have been infected and suffered septicemia. A type of gram's negative bacteria was responsible of infection and mix infection was not confirmed. The bacterium was being able to grow on Mac Conkey agar. It was a bacterium very similar with Yersinia ruckeri which induced infection. Detection was based on clinical finding and bacteriological laboratory results so using of some confirmation methods such as FAT or PCR would be recommended strongly.
    Keywords: Rainbow trout, Yersiniosis, Kohgiloyeh, Boyerahmad
  • R. Rofchaie, M. Fallahi Kapoorchali, D. Parvane Moghadam, F. Chubian Pages 139-143
    Acipenser persicus is the most important sturgeon species in the south Caspian Sea, showing high mortality during larval culture. The aim of this study was to use the freshwater rotifer, Brachionus calyciflorus to feed A. persicus larvae to improve survival rates and enhance resistance. Three experimental treatments were used in this study Treatment 1, similar to the feeding protocol of the hatchery was initially fed decapsulated cysts of artemia and then fed daphnia Treatment 2, was fed a mixed diet of decapsulated artemia cysts, daphnia and freshwater rotifers and Treatment 3, was fed freshwater rotifers enriched with vitamin C (ascorbic acid 6- palmitate). A total of 45 larvae were stocked in each experimental tank (100 l capacity) filled with 30 l of water. Three replicates were used for each experimental group. Larvae were fed at the rate of 30% of body weight per day for 8 days. Mean dissolved oxygen, pH and water temperature throughout the experimental period were 9.58±0.2 mg/l, 8.5±0.1 and 22.5±0.5 ºC, respectively. Results showed significant differences in specific growth rate (SGR), percentage weight gain (WG), feed conversion ratio (FCR), and condition factor (CF) of experiment treatment 1 and treatment 3 and survival ratio were significantly different among treatment 3 and other treatments. This study demonstrated that Brachionus calyciflorus is a suitable live food for larval feeding.
    Keywords: Acipenser persicus, Brachionus calyciflorus, Vitamin C, Enrichement
  • M. Kamali Sanzighi, R. Mousavi Nadushan Pages 145-154
    The aim of this study was to evaluate of zooplankton communities as bioindicator of water quality and saprobi index at six Chinese carp ponds at East of Golestan province¡ Gonbade Kavous city. Zooplankton sampling was done monthly during one culture period from June to November 2011. Finally¡ 27 genus from 4 class were identified. Between these groups¡ 12 genus belong to Protozoa¡ 8 genus from Rotatoria¡ 4 genus from Copepoda and 3 genus from Cladocera were recorded. The highest and lowest frequency percentage were belongs to Rotatoria and Protozoa with 46 and 3 percent¡ respectively. The results show that¡ there is no significant differences between saprobi index of six ponds (p>0.05). During the whole period of study¡ the saprobi index indicated Class ß-mesosaprob as water quality. There was significant general tends of decrease in the saprobi index from the beginning to end of the culture period (p
    Keywords: Zooplankton, Saprobi pollution index, Water quality, Fish pond, East of Golestan Province