فهرست مطالب

پژوهشهای تولیدات دامی - پیاپی 11 (بهار و تابستان 1394)
  • پیاپی 11 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/05/11
  • تعداد عناوین: 15
|
  • موسی الرضا راسته، بهروز دستار صفحات 1-8
    این آزمایش به منظور تعیین ترکیبات شیمیایی و انرژی قابل متابولیسم جو جوانه زده با استفاده از جوجه های گوشتی انجام شد. برای این منظور پس از تعیین ترکیب شیمیایی جو و جو جوانه زده چهار تیمار آزمایشی شامل یک جیره پایه حاوی جو و جایگزینی سطوح 33، 66 و 100 درصد جو جوانه زده در جیره پایه تهیه شد. برای اندازه گیری انرژی قابل متابولیسم ظاهری تصحیح نشده (AME) و تصحیح شده بر مبنای ازت (AMEn) از روش جمع آوری فضولات و همچنین استفاده از نشانگر اکسید کروم استفاده شد. نتایج آزمایش نشان داد جو جوانه زده نسبت به جو دارای انرژی خام (4132 در برابر 4065 کیلوکالری/ کیلوگرم) و پروتئین خام (81/11 در برابر 87/10 درصد) بالاتر و مقدار بتاگلوکان کمتر (053/1 در برابر 18/3 درصد) بود. با افزایش نسبت جایگزینی جو جوانه زده، مقادیر AME و AMEn در هر دو روش اندازه گیری افزایش یافت، اما این افزایش در روش استفاده از نشانگر معنی دار بود (05/0> P). میزان انرژی قابل متابولیسم جو جوانه زده در این آزمایش به روش برون یابی رگرسیون محاسبه شد. مقدار AME جو جوانه زده در روش جمع آوری فضولات و استفاده از نشانگر به ترتیب 05/3315 و 95/3107 کیلوکالری در کیلوگرم و مقدار AMEn جو جوانه زده در روش جمع آوری فضولات و استفاده از نشانگر به ترتیب 63/3304 و 95/3110 کیلوکالری در کیلوگرم تعیین شد.
    کلیدواژگان: جو جوانه زده، انرژی قابل متابولیسم، جوجه گوشتی
  • سید جواد حسینی، حسن کرمانشاهی، حسن نصیری مقدم، ابوالقاسم نبی پور، احمد حسن آبادی صفحات 9-18
    به منظور بررسی تاثیر 1 و 25 دی هیدروکسی و عصاره هیدروالکلی پودر شده پنیر باد بر عملکرد و استحکام استخوان درشت نی، آزمایشی با 600 قطعه جوجه ی نر گوشتی راس 308 انجام گرفت. جوجه ها از یک روزگی با 12 تیمار غذایی در یک طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 2×3×2 تغذیه شدند. تیمارهای آزمایشی شامل دو نوع جیره کنترل، سه سطح عصاره پودر شده پنیر باد (صفر، 100 و200 میلی گرم بر کیلو گرم جیره) و دو سطح کلسیتریول (صفر و 5/0 میکروگرم در کیلوگرم جیره) بودند. تاثیر تیمارهای آزمایشی بر عملکرد معنی دار نبود. در 42 روزگی کاهش 30 درصدی کلسیم در جیره های کنترل منفی منجر به کاهش ضخامت درشت نی شد (05/0P<). مکمل سازی 5/0 میکروگرم کلسیتریول موجب افزایش معنی دار انرژی شکست در 42 روزگی شد (01/0P<). افزودن 100 میلی گرم عصاره پودر شده پنیر باد موجب افزایش نیروی شکافت (05/0P<) و انرژی شکست (01/0P<) استخوان درشت نی در 42 روزگی گردید. نتایج این آزمایش با تایید اثرات مثبت کلسیتریول بر استحکام استخوان، نشان داد که افزودن 100 میلی گرم عصاره پودر شده پنیر باد می تواند بدون تاثیر منفی بر عملکرد رشد، باعث افزایش استحکام استخوان شود.
    کلیدواژگان: 1 و 25 دی هیدروکسی کوله کلسیفرول، پنیر باد، استحکام استخوان، جوجه گوشتی
  • زهرا سروش، سمیه سالاری، محسن ساری، جمال فیاضی، صالح طباطبایی صفحات 19-27
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف عنصر روی بر عملکرد، صفات کیفی تخم مرغ و برخی فراسنجه های خونی مرغ های تخم گذار سویه های لاین W36 با استفاده از 96 قطعه مرغ از سن 70 تا 80 هفتگی در فاز دوم تخم گذاری در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار، 4 تکرار و 6 قطعه مرغ در هر تکرار به مدت 10 هفته انجام شد. تیمارها شامل 4 سطح مختلف روی (40، 70، 100 و 1 3 0 میلی گرم در کیلو گرم) بودند که از سولفات روی به عنوان مکمل روی استفاده شد. عملکرد و صفات کیفی در پایان هر هفته و فراسنجه های خونی در پایان دوره مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 130 میلی گرم در کیلوگرم روی و جیره حاوی 40 میلی گرم در کیلوگرم روی، به ترتیب دارای بیشترین و کمترین درصد تولید تخم مرغ بودند (05/0> P). میانگین وزن تخم مرغ به طور معنی داری در تیمار تغذیه شده با 130 میلی گرم در کیلوگرم روی بالاتر بود (05/0> P). افزایش سطح روی سبب کاهش خوراک مصرفی و بهبود ضریب تبدیل غذایی گردید (05/0> P) به طوریکه تیمار حاوی 100 میلی گرم در کیلوگرم روی بهترین عملکرد را نشان داد. از لحاظ خصوصیات کیفی تخم مرغ نیز، واحد هاو در مرغ هایی که از سطح 130 میلی گرم در کیلوگرم روی استفاده کرده بودند، بیشتر از بقیه تیمارها بود (05/0> P). به علاوه کیفیت پوسته تخم مرغ به طور معنی داری تحت تاثیر سطوح افزایشی روی قرار گرفت (05/0> P). غلظت گلوکز، کلسترول و LDL سرم در تیمار تغذیه شده با 130 میلی گرم در کیلوگرم روی به طور معنی داری کاهش یافت (05/0> P). همچنین با افزایش روی، غلظت تری گلسیرید سرم کاهش یافت (05/0> P) نتایج این بررسی نشان داد که استفاده از سطوح افزایشی روی در جیره مرغ تخم گذار می تواند سبب بهبود عملکرد و صفات کیفی تخم مرغ شود.
    کلیدواژگان: فراسنجه های خونی، مرغ های تخمگذار، عملکرد، صفات کیفی، روی
  • بهروز آقایاری فر، نیما ایلا، بهزاد همتی، محمدحسین نعمتی صفحات 28-34
    به منظور بررسی تاثیر پودرهای فلفل سیاه، سیر و زردچوبه بر عملکرد و تیترآنتی بادی علیه ویروس نیوکاسل جوجه های گوشتی، آزمایشی با استفاده از 448 قطعه جوجه نر گوشتی یک روزه سویه تجاری کاب 500 بر پایه طرح کاملا تصادفی در قالب آزمایش فاکتوریل (2×2×2) با 8 تیمار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار 1 (شاهد)، تیمار 2 (پودر فلفل سیاه)، تیمار 3 (پودر زرد چوبه)، تیمار 4 (پودر سیر)، تیمار5 (پودر فلفل سیاه و پودر زردچوبه)، تیمار 6 (پودر فلفل سیاه و پودر سیر)، تیمار7 (پودر زردچوبه و پودر سیر) و تیمار 8 (پودر فلفل سیاه و پودر زردچوبه و پودر سیر) بود. هر تیمار آزمایشی دارای 4 تکرار و تعداد 14 قطعه جوجه بود. در این آزمایش از هر واحد آزمایشی ازتعداد دو قطعه جوجه در 28 روزگی خونگیری به عمل آمد و یک هفته بعد در 35 روزگی نیز ازهمان دو قطعه مجددا خونگیری انجام و جهت سنجش تیترآنتی بادی علیه ویروس نیوکاسل به آزمایشگاه ارسال گردید. مقایسه میانگین تیتر آنتی بادی نیوکاسل قبل و بعد از واکسیناسیون نشان داد که با مصرف افزود نی ها به صورت جداگانه اختلاف معنی دار بین تیمارها مشاهده می شود. ولی با مصرف کردن افزودنی ها به صورت توام اختلاف معنی داری بین تیمار ها مشاهده نشد. در پایان آزمایش از هر واحد آزمایشی دو قطعه جوجه گوشتی کشتار و طحال آنها وزن کشی گردید که نتایج نشان می دهد با مصرف افزود نی ها به صورت انفرادی اختلاف معنی داری در وزن نسبی طحال در بین تیمارها مشاهده نشد. ولی مصرف کردن هر سه افزودنی به صورت توام، اختلاف معنی دار درتیمار 8 درمقایسه با گروه شاهد مشاهده شد. نتایج بررسی صفت مصرف خوراک نیز در کل دوره نشان دهنده اختلاف معنی دار ی بین تیمار 5 و تیمار 7 می باشد. همچنین در بررسی صفات افزایش وزن و ضریب تبدیل در کل دوره تفاوت معنی داری بین تیمارها مشاهده نشد. بنابراین مصرف نمودن افزودنی ها به صورت توام می توانند روی صفت مصرف خوراک و همچنین وزن نسبی طحال اثر مثبتی نشان دهند. ولی درخصوص تیتر نیوکاسل فقط در مرحله قبل از واکسیناسیون موجب بهبود تیتر نیو کاسل می گردند. همچنین مصرف پودر فلفل سیاه و پودر زردچوبه به صورت مجزا بعد از واکسیناسیون و قبل از واکسیناسیون تاثیر مثبتی روی تیتر نیو کاسل نشان دادند و پودر سیر تاثیری در این مورد نداشت.
    کلیدواژگان: پودرزردچوبه، پودرسیر، پودرفلفل سیاه، عملکرد، جوجه گوشتی
  • محمد مرادی، شهریار مقصودلو، فرامرز رستمی، یوسف مصطفی لو صفحات 35-43
    به منظور مطالعه تاثیر سطوح مختلف جایگزینی دانه اکسترود شده سویا با کنجاله سویا و مکمل ویتامین E بر عملکرد و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی، آزمایشی روی264 قطعه جوجه گوشتی سویه تجاری کاب 500 به انجام رسید. این تحقیق به صورت آزمایشات فاکتوریل 2×4 با 8 تیمار و 3 تکرار و 11 قطعه جوجه گوشتی در هر تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد. تیمارهای آزمایشی به صورت چهار سطح جایگزینی دانه اکسترود شده سویا (صفر، 25، 50 و 75 درصد) با کنجاله سویا و دو سطح مکمل ویتامین E (42 و 75 واحد بین المللی درکیلوگرم جیره) بودند. نتایج نشان داد که اثرات سطوح مختلف جایگزینی دانه اکسترود شده سویا با کنجاله سویا بر صفات مربوط به عملکرد مانند مصرف خوراک، افزایش وزن (35 روزگی)، ضریب تبدیل غذایی و برخی خصوصیات لاشه (درصد وزن سینه، ران و کبد) معنی دار نبود (05/0P). همچنین اثر جایگزینی دانه کامل سویا با کنجاله سویا بر وزن پانکراس معنی دار بود (05/0>P) به طوریکه با افزایش سطح جایگزینی، وزن پانکراس افزایش یافت. اثر ویتامین E بر تمام صفات مربوط به عملکرد معنی دار (05/0>P) ولی بر هیچ یک از صفات مربوط به لاشه معنی دار نبود (05/0
    کلیدواژگان: دانه کامل سویا، اکسترود، ویتامین E، عملکرد، جوجه گوشتی
  • محمد حسین نعمتی، محمدحسین شهیر، محمدطاهر هرکی نژاد، هوشنگ لطف الهیان صفحات 44-50
    به منظور بررسی نقش آنتی اکسیدانی ویتامین E و کوآنزیم Q10 بر ایمنی جوجه های گوشتی تحت شرایط تنش سرمایی، 500 قطعه جوجه نر در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار، 5 تکرار و 20 قطعه جوجه در هر تکرار، در 25 واحد آزمایشی قرار گرفتند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: گروه کنترل مثبت (شرایط عادی پرورش، بدون دریافت آنتی اکسیدان)، گروه کنترل منفی (تنش سرمایی، بدون دریافت آنتی اکسیدان)، گروه های دریافت کننده ویتامین E (150 میلی گرم در کیلوگرم جیره)، کوآنزیم Q10 (40 میلی گرم در کیلوگرم جیره) و مخلوط E+Q10 در شرایط تنش سرمایی. از روز 15 دوره پرورش دمای سالن برای اعمال تنش سرمایی به 15 درجه سانتی گراد کاهش و تا پایان دوره پرورش ثابت نگه داشته شد. نتایج نشان داد که وزن نسبی طحال در نتیجه تنش کاهش یافت و استفاده از آنتی اکسیدان ها باعث بهبود وزن نسبی آن شد. وزن نسبی بورس در نتیجه تنش سرمایی افزایش معنی دار داشت (01/0 p<). تفاوتی بین تیمارهای آزمایشی از نظر فراسنجه های مربوط به گلبول های سفید، تیتر واکسن ها و تزریق SRBC مشاهده نشد (05/0 p>). نتایج مربوط به تست پاسخ زیر جلدی به فایتوهماگلوتینین (01/0 p<) و تکثیر لنفوسیت های T در شرایط آزمایشگاهی (05/0 p<) معنی دار بود و استفاده از آنتی اکسیدان ها در شرایط تنش سرمایی باعث بهبود پاسخ ایمنی سلولی شد. کاهش درصد تلفات در نتیجه استفاده از آنتی اکسیدآنها به خصوص Q10 تحت شرایط تنش سرمایی مشاهده شد. نتیجه گرفته شد که مصرف آنتی اکسیدان ها در شرایط تنش سرمایی باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی سلولی شده و تلفات جوجه ها را کاهش داد.
    کلیدواژگان: ویتامین E، کوانزیم Q10، تنش سرمایی، ایمنی، جوجه های گوشتی
  • زهرا بشارتی، مهرداد محمدی، محمد روستایی علی مهر، یوسف حمید اوغلی صفحات 51-59
    هدف این تحقیق بررسی تاثیر مقادیر مختلف عصاره الکلی گیاه استویا بر عملکرد و سیستم ایمنی هومورال جوجه های گوشتی بود. تعداد 200 قطعه جوجه گوشتی یک روزه از سویه تجاری راس 308 با استفاده از طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار، 4 تکرار و 10 پرنده در هر تکرار بررسی شدند. به آب مصرفی تیمارها به ترتیب مقادیر صفر، 5/0، 1، 5/1 و 2 میلی لیتر عصاره الکلی برگ استویا در هر لیتر، از روز 3 تا 42 پرورش افزوده شد. مصرف خوراک روزانه، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی و نسبت اجزای لاشه به وزن زنده اندازه گیری شد. پاسخ ایمنی هومورال با اندازه گیری عیار آنتی بادی سرم در روزهای 28، 35 و 42 پرورش در واکنش به تزریق عضلانی 1/0 میلی لیتر محلول 25 درصد گلبول قرمز گوسفندی (SRBC) در روزهای 12 و 29 پرورش تعیین شد. جوجه ها واکسن نیوکاسل را در 1، 6، 18 و 29 روزگی دریافت کردند و در 42 روزگی عیار آنتی بادی علیه ویروس نیوکاسل با روش HI تعیین شد. نتایج نشان داد که عصاره الکلی استویا تاثیر معنی داری بر عملکرد تولیدی نداشت (05/0< P). همه تیمارهای دریافت کننده عصاره استویا باعث افزایش عیار آنتی بادی علیه ویروس نیوکاسل شدند (05/0> P).تیمارهای دریافت کننده 5/1 و 2 میلی لیتر عصاره، نسبت به تیمار شاهد عیار آنتی بادی بیش تری علیه SRBC داشتند (05/0> P).در شرایط این تحقیق عصاره الکلی برگ استویا تاثیر معنی داری بر عملکرد تولیدی جوجه ها نداشت ولی پاسخ های ایمنی هومورال را بهبود بخشید.
    کلیدواژگان: استویا، عملکرد، ایمنی هومورال، جوجه گوشتی
  • کریم سعیدی اول نوقابی، احمد حسن آبادی، حسن نصیری مقدم، خشایار پورنیا صفحات 60-70
    به منظور بررسی تاثیر دو نوع مکمل فایتاز بر عملکرد، فراسنجه های خونی و قابلیت هضم جوجه های گوشتی نر تغذیه شده با دو سطح مختلف فسفر، 480 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه تجاری راس در یک طرح کاملا تصادفی در قالب آزمایش فاکتوریل در 12 تیمار (4 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار) استفاده شد. تیمارها شامل 3 سطح فایتاز (صفر، 500 و 750 واحد فایتاز در کیلوگرم)، دو سطح فسفر (فسفر متداول و 20% فسفر متداول) و دو نوع آنزیم (ایرانی و وارداتی) بود که برای مدت 45 روز به جوجه های داده شدند. نتایج حاصله از این پژوهش نشان داد که مکمل فایتاز باعث بهبود مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی و قابلیت هضم فسفر و چربی شد (05/0> P)، همچنین افزودن فایتاز به جیره باعث افزایش وزن نسبی قلب، پانکراس، سینه، ران، طحال و درصد لاشه شد (05/0> P). از طرفی نتایج مشخص کرد که افزایش غلظت فسفر جیره باعث افزایش فسفر و کاهش کلسیم خون و همچنین افزایش قابلیت هضم ظاهری فسفر (05/0> P) و کاهش قابلیت هضم ظاهری چربی و اسید آمینه شد (05/0> P). بنابراین با توجه به صفات اندازه گیری شده تفاوتی بین مصرف آنزیم فایتاز ایرانی و خارجی مشاهده نشد و سطح 750 واحد فایتاز در کیلوگرم جیره باعث افزایش صفات عملکری و قابلیت هضم فسفر و چربی در جوجه گوشتی شد، همچنین مکمل فایتاز نتوانست اثرات تیمار با سطوح فسفر کم را جبران کند.
    کلیدواژگان: فایتاز، عملکرد، قابلیت هضم، جوجه گوشتی
  • بهزاد خرمی، سید علیرضا وکیلی، محسن دانش مسگران صفحات 71-82
    هدف از این پژوهش بررسی تاثیر موننسین، اسانس آویشن و دارچین بر ویژگی های تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام کنجاله تخم پنبه، دانه جو و ذرت سیلویی، قابلیت هضم مواد مغذی و برخی متابولیت های خون در گاوهای نر هلشتاین تغذیه شده با جیره های غنی از کنسانتره بود. از چهار گاو نر هلشتاین (وزن اولیه 35 ± 540 کیلوگرم) با فیستولای شکمبه ای در یک طرح مربع لاتین 4×4 با دوره های 21 روزه و 4 تیمار: شاهد (بدون افزودنی)، آویشن (500 میلی گرم اسانس آویشن در کیلوگرم ماده خشک مصرفی)، دارچین (500 میلی گرم اسانس دارچین در کیلوگرم ماده خشک مصرفی) و موننسین (33 میلی گرم موننسین در کیلوگرم ماده خشک مصرفی) استفاده شد. گاوها تا حد اشتها با یک جیره پایه مخلوط حاوی 30 درصد علوفه و 70 درصد کنسانتره تغذیه شدند. قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، پروتئین خام و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی بین تیمارها مشابه بود، به جز قابلیت هضم الیاف نامحلول در شوینده خنثی که در گاوهای تغذیه شده با اسانس دارچین نسبت به گاوهای تغذیه کننده موننسین کمتر بود (05/0 P≤). افزودن اسانس های گیاهی و موننسین اثری بر فراسنجه های تجزیه پذیری ماده خشک کنجاله تخم پنبه، دانه جو و ذرت سیلویی نداشت. ویژگی های تجزیه پذیری پروتئین خام دانه جو و ذرت سیلویی تحت تاثیر تیمارهای افزودنی قرار نگرفت. همچنین مکمل نمودن اسانس های گیاهی و موننسین تاثیری بر فراسنجه های تجزیه پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی ذرت سیلویی نداشت. در رابطه با تجزیه پذیری کنجاله تخم پنبه، به جز بخش سریع تجزیه و تجزیه پذیری موثر پروتئین خام که در بین تیمارها مشابه بود، تغذیه اسانس های گیاهی بخش کند تجزیه پروتئین خام کنجاله تخم پنبه را کاهش دادند (05/0 P≤). نرخ تجزیه پروتئین خام در تیمار موننسین به طور معنی داری در مقایسه با تیمارهای دیگر بیشتر بود (05/0 P≤). غلظت های پلاسمایی گلوکز، نیتروژن اوره ای و کلسترول کل تحت تاثیر استفاده از موننسین، اسانس آویشن و دارچین قرار نگرفت، هر چند غلظت پلاسمایی تری گلیسرید به طور معنی داری با افزودن اسانس دارچین در مقایسه با تیمار موننسین و آویشن افزایش یافت (05/0 P≤). نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از اسانس آویشن و دارچین (500 میلی گرم اسانس در کیلوگرم ماده خشک مصرفی) در جیره گاوهای نر هلشتاین اثرات ناچیزی بر قابلیت هضم مواد مغذی، ویژگی های تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و پروتئین خام مواد خوراکی و غلظت متابولیت های پلاسما دارد.
    کلیدواژگان: اسانس آویشن و دارچین، موننسین، قابلیت هضم مواد مغذی، تجزیه پذیری شکمبه ای، گاو نر هلشتاین
  • سبحان گلچین گله دونی، اسدالله تیموری صفحات 83-91
    این پژوهش به منظور مطالعه تاثیر مرحله رشد بر ترکیبات شیمیایی و فراسنجه های مختلف تجزیه پذیری ماده خشک (DM)، الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) و پروتئین خام (CP) شبدر برسیم (تریفولیوم ریپنز)1 انجام شد. نمونه های گیاهی در طی 5 مرحله رشد (هفته دوم، هفته چهارم، هفته ششم، هفته هشتم، هفته دهم پس از کاشت) جمع آوری و بررسی شدند. آزمایش های برآورد تجزیه پذیری با روش کیسه های نایلونی و با استفاده از دو راس قوچ نژاد زل دارای فیستولای شکمبه ای انجام شد. بین میانگین مقادیر غلظت DM، NDF، خاکستر و همچنین بین فراسنجه های تجزیه پذیری مواد مغذی مورد بررسی شامل بخش سریع تجزیه (a)، بخش کند تجزیه (b)، بالقوه قابل تجزیه (b + a)، غیر قابل تجزیه (بخش بالقوه قابل تجزیه - 100)، ثابت نرخ تجزیه (c) و تجزیه پذیری موثر (ED)2 در مراحل مختلف رشد تفاوت معنی داری مشاهده شد (05/0> P). نتایج نشان دادند که با پیشرفت مرحله رشد گیاه میانگین مقادیر پروتئین خام و چربی خام کاهش معنی داری یافته و میانگین مقادیر NDF و خاکستر افزایش یافت (05/0> P). با افزایش مرحله رشد، میانگین مقادیر بخش a، b، b + a، ثابت نرخ تجزیه (c) و همچنین ED مواد مغذی کاهش یافت و میانگین مقادیر غیر قابل تجزیه افزایش نشان داد (05/0> P). با توجه به نتایج این پژوهش، افزایش مرحله رشد سبب کاهش قابلیت تجزیه DM، NDF و CP در شبدر برسیم می شود.
    کلیدواژگان: شبدر برسیم، فراسنجه های تجزیه پذیری، روش کیسه های نایلونی
  • هوشنگ اکبریان، مصطفی یوسف الهی صفحات 92-101
    فنولوژی (پدیده شناسی) یکی از مباحث علم وسیع بوم شناسی است. مطالعه فنولوژی برای تنظیم برنامه های چرای دام، تعیین خوشخوراکی و ارزش تغذیه ای گونه های گیاهی در مراحل مختلف حیاتی در مرتعداری اهمیت دارد. این پژوهش به منظور تعیین ترکیبات شیمیایی و ارزش تغذیه ای گیاه شوران (Salsola vermicolata) و سیاه شور (Suaeda fruticosa) که از گونه های شورپسند هستند، در سه مرحله فنولوژیکی (رویشی، گلدهی و بذردهی) مورد بررسی قرار گرفت. پس از جمع آوری نمونه های گیاهی و آسیاب، ترکیبات شیمیایی به روش استاندارد، گوارش پذیری ماده آلی و انرژی قابل متابولیسم به روش آزمایشگاهی تولید گاز تعیین شد. نتایج بیانگر تغییرات معنی داری در ترکیب شیمیایی گیاه مورد بررسی در مراحل مختلف فنولوژیکی بود (05/0 P<). با پیشرفت مرحله رشد، از مقدار پروتئین خام، گوارش پذیری ماده آلی و انرژی قابل متابولیسم کاسته و بر محتوی الیاف سلولی افزوده شد (05/0 P<). بیشترین نرخ حجم گاز تولیدی در 96 ساعت، گوارش پذیری ماده آلی و انرژی قابل متابولیسم مربوط به مرحله رویشی شوران بود (05/0 P<). کیفیت علوفه ای شوران در مرحله رویشی بهترین ارزش تغذیه ای را در مقایسه با مراحل دیگر شوران و مراحل مختلف فنولوژیکی گونه سیاه شور داشت. نتایج بیانگر آن است که پیشرفت مرحله رشد و در نتیجه افزایش سهم اجزای دیواره سلولی موجب کاهش معنی داری در ارزش تغذیه ای می شود. در نتیجه توصیه می شود این گیاه در مرحله رویشی برای تعلیف دام استفاده شود که از ارزش تغذیه ای مطلوب تری برخوردار می باشد. دی:
    کلیدواژگان: گوارش پذیری، مرحله فنولوژیک، مرتع، تولید گاز، شوران، سیاه شور
  • سلمان افشار، مهدی کاظمی بن چناری، حمیدرضا فردوسی صفحات 102-107
    این پژوهش به منظور بررسی تاثیر استفاده از دانه جو کامل و پرک شده همراه با دو منبع پروتئین کنجاله سویا و اوره در جیره های گوسفند، بر قابلیت هضم مواد مغذی و فراسنجه های شکمبه ای (pH شکمبه و غلظت نیتروژن آمونیاکی) انجام شد. از چهار راس گوسفند مهربان فیستولادار با میانگین وزن 5/0 ± 5/36 کیلوگرم در قالب یک طرح چرخشی 4×4 استفاده شد.
    جیره های آزمایشی شامل 1- دانه جو (70 درصد) همراه منبع اوره، 2- جو پرک شده (70 درصد) همراه منبع اوره، 3- دانه جو (70 درصد) همراه منبع کنجاله سویا و 4- جو پرک شده (70 درصد) همراه منبع کنجاله سویا بودند. قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی و پروتئین خام تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت، اما قابلیت هضم الیاف نامحلول در شوینده خنثی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت و جیره های محتوی کنجاله سویا بیشترین قابلیت هضم دیواره سلولی را نشان دادند (05/0 P <). میانگین pH مایع شکمبه در زمان های متفاوت تحت تاثیر جیره ها قرار نداشت ولی مقادیر pH در 2 ساعت بعداز خوراک دهی بین تیمارها تفاوت داشت (05/0 P <). همچنین مصرف اوره سبب افزایش غلظت نیتروژن آمونیاکی نسبت به جیره های محتوی کنجاله سویا شد، به طوری که غلظت آن در زمان های 2 و 3 ساعت پس از مصرف خوراک در جیره های حاوی اوره به طور معنی داری بیشتر بود (05/0 P <). لذا قابلیت هضم مواد مغذی بیشتر تحت تاثیر منبع پروتئین قرار داشت، به طوری که مقادیر قابلیت هضم در جیره های محتوای کنجاله سویا بیشترین مقدار بود. همچنین فرآیند پرک کردن بر قابلیت هضم مواد مغذی جیره ها تاثیری نداشته و برخی از فراسنجه های شکمبه را تحت تاثیر قرار داده است.
    کلیدواژگان: دانه جو کامل، جو پرک شده، منبع پروتئین، گوسفند
  • نوید قوی حسین زاده صفحات 108-119
    هدف از مطالعه حاضر، برآورد فراسنجه ها و روند ژنتیکی افزایش وزن روزانه و نسبت های کلیبر در گوسفند مغانی بود. صفات مربوطه افزایش وزن روزانه از تولد تا 3 ماهگی (ADG1)، افزایش وزن روزانه از تولد تا 6 ماهگی (ADG2)، افزایش وزن روزانه از 3 ماهگی تا 6 ماهگی (ADG3)، افزایش وزن روزانه از 3 ماهگی تا 9 ماهگی (ADG4)، افزایش وزن روزانه از 3 ماهگی تا یکسالگی (ADG5) و نسبت های کلیبر مربوطه (به ترتیب KR1، KR2، KR3، KR4 و KR5) بودند. مدل های حیوانی تک صفته و دوصفته مختلف با در نظر گرفتن اثرات ژنتیکی افزایشی، ژنتیکی مادری، محیط دائمی مادری و باقیمانده برای برآورد فراسنجه های ژنتیکی صفات مورد مطالعه برازش یافته بودند. روندهای ژنتیکی توسط رگرسیون میانگین های ارزش های اصلاحی پیش بینی شده بر سال تولد برای هر یک از صفات محاسبه شدند. برآوردهای وراثت پذیری مستقیم برای ADG1، ADG2، ADG3، ADG4، ADG5، KR1، KR2، KR3، KR4 و KR5 به ترتیب 12/0، 16/0، 14/0، 28/0، 26/0، 11/0، 15/0، 15/0، 26/0 و 19/0 بودند. برآوردهای روند ژنتیکی مستقیم برای تمامی صفات افزایش وزن روزانه و نسبت های کلیبر در این مطالعه مثبت بوده و به استثنای KR5 برای تمامی صفات معنی دار بود (01/0> P). نتایج این مطالعه نشان داد که بهبود صفات رشد گوسفند مغانی در برنامه های انتخاب امکان پذیر است.
    کلیدواژگان: وراثت پذیری، همبستگی ژنتیکی، ارزیابی ژنتیکی، گوسفند دنبه دار
  • لیلا قره داغی، مصطفی صادقی، حسین مرادی شهر بابک، مهدی گنج خانلو صفحات 120-125
    تحقیق حاضر با هدف مطالعه چند شکلی ژن بتالاکتوگلوبولین با صفات تولید شیر در بزهای مهابادی به روش PCR-SSCP انجام شد. در این مطالعه از 84 راس بز نژاد مهابادی موجود در مزرعه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، واقع درکرج، خونگیری به عمل آمد. استخراج DNA از خون با روش نمکی بهینه یافته انجام و واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR) جهت تکثیر یک قطعه 177 جفت بازی اگزون 7 ژن بتالاکتوگلوبولین با استفاده از یک جفت آغازگر اختصاصی انجام گرفت. برای تعیین چندشکلی نمونه ها، الکتروفورز محصولات PCR پس از تک رشته شدن قطعات (روش SSCP) روی ژل اکریل آمید و رنگ آمیزی ژل به روش نیترات نقره انجام شد. نتایج بیانگر وجود الگوهای متفاوت بود که می تواند ناشی از وجود چندشکلی در این جایگاه باشد. الگوهای ژنوتیپی 1، 2، 3، 4، 5، 6 به ترتیب با فروانی 14/7%، 71/10%، 09/13%، 33/33%، 52/9 % و 19/26% مشاهده شد. آنالیز آماری نشان داد اثر الگوهای متفاوت ژنتیکی بر صفت تولید شیر و تعداد سلول های بدنی معنی دار (P<0.01)، ولی روی صفات درصد چربی و پروتئین شیر معنی دار نبود.
    کلیدواژگان: تولیدشیر، بتالاکتوگلوبولین، چند شکلی، PCR، SSCP، بز مهابادی
  • مریم زنده دل دلیر حقیقت، عبدالاحد شادپرور، محمد گلشنی، محمد ناصرانی صفحات 126-132
    گوسفند گیلانی با جمعیتی بالغ بر 900 هزار راس، 16 درصد گوشت قرمز و 5 درصد شیر این استان را تامین می کند، اما تا کنون برآوردی از پارامترهای ژنتیکی صفات مختلف این نژاد ارائه نشده است. هدف این مطالعه برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات وزن تولد (BW)، وزن سه ماهگی (3MW)، وزن شش ماهگی (6MW)، میانگین افزایش وزن روزانه از تولد تا سه ماهگی (ADG1) و میانگین افزایش وزن روزانه سه تا شش ماهگی (ADG2) در گوسفندان استان گیلان با استفاده از رکوردهای جمع آوری شده در فاصله ی سال های 1373 تا 1388 و تحت مدل حیوان بود. وراثت پذیری صفات وزن تولد، وزن سه ماهگی، وزن شش ماهگی، میانگین افزایش وزن روزانه تولد تا سه ماهگی و میانگین افزایش وزن روزانه سه تا شش ماهگی بترتیب 045/0 ± 20/0، 063/0 ± 33/0، 075/0 ± 38/0، 039/0 ± 16/0 و 044/0 ± 15/0 برآورد شد. همبستگی های ژنتیکی و محیطی بین صفات به ترتیب از 04/0 تا 98/0 و از 03/0 تا 96/0 برآورد شدند.
    کلیدواژگان: صفات رشد، وراثت پذیری، همبستگی ژنتیکی، گوسفندان گیلان
|
  • Pages 1-8
    This experiment was conducted to measure chemical composition and metabolisable energy of germinated barley (GB) in broiler chickens. For this purpose, chemical composition of barley and GB was determined and then four experimental treatments consist of a barley basal diet and replacing 33, 66 and 100 percent of GB in the basal barley diet was prepared. Apparent metabolisable energy (AME) and nitrogen corrected apparent metabolizable energy (AMEn) was determined by total excreta collection and chromic oxide marker methods. Results indicated GB had higher gross energy (4132 vs 4065 kcal/kg) and crude protein (11.81 vs 10.78 percent) and lower β-glucan (1.053 vs 3.18 percent) than barley. Higher replacing GB in the barley basal diet led to increase of AME and AMEn in both of methods, but it was significant for marker chromic oxide method (P<0.05). The metabolisable energy for GB was determined by regression method. The AME value of GB by total excreta collection and chromic oxide methods was 3315.05 and 3107.95 kcal/kg, and the AMEn value for GB was 3304.63 and 3110.95 kcal/kg for those methods resppectively.
    Keywords: Germinated barley, Metabolisable energy, Broiler chicken
  • Pages 9-18
    An experiment was conducted to investigate the effects of hydro alcoholic extract of Withania coagulans (WC) and 1, 25-dihydroxycholecalciferol on performance and bone strength of male broiler chickens. Diets were arranged factorially (2×3×2) consisted of a positive control with adequate Ca (10.4 g/kg diet) and nonphytate P (NPP; 5 g/kg diet) exceed the requirements suggested in the Ross 308 broiler nutrient specifications and a negative control diet with Ca (7.3 g/kg diet) and nonphytate P (NPP; 5 g/kg diet), three levels of WC (0, 100 and 200 mg/kg diet), and two levels of 1, 25-dihydroxycholecalciferol (0 and 0.5 μg/kg diet). Reducing the dietary Ca level by 30 % decreased tibia diameter (P<0.05) at 42 day of age. Bone fracture energy significantly increased with supplementation of 1, 25-dihydroxycholecalciferol at 42 day of age (P<0.01). Supplementation of 100 mg/kg WC significantly increased shear force (P<0.05) and fracture energy (P<0.01) at 42 day of age. At 21 day of age birds provided with 100 mg/kg of WC had a significant higher cortical thickness and tended to increase at 42 day. The results of this experiment indicated that supplementation of 100 mg/kg fruit hydro alcoholic extract of WC exhibit beneficial effects on bone characteristics without any adverse effects on productive performance.
    Keywords: 1, 25, dihydroxycholecalciferol, Withania coagulans, Bone strength, Broiler chickens
  • Pages 19-27
    This experiment was conducted to evaluate the effects of different levels of zinc on performance, egg quality traits and some blood parameters under normal rearing condition. Ninety six 70-weeks-old laying hens were used in a completely randomized design with 4 treatments, 4 replicates and 6 hens in each replicate in 10 week period. Treatments were 4 different levels of zinc (40, 70, 100, 130 mg zinc/kg diet) that was supplied in the form of zinc sulfate. Blood samples were collected through brachial vein at the end of experiments. Results of the experiment indicated that birds were fed on diets containing 130 mg zinc/kg diet and diets containing 40 mg zinc/kg diet showed the highest and the lowest hen-day egg production (P<0/05). Average egg weight was highest in 130 mg zinc/kg diet during the experiment (P<0/05). Increasing the level of zinc, reduced feed intake and improved feed conversion ratio (P<0/05). The treatment containing 100 mg zinc/kg diet showed the best Performance. Increase haugh unit, in hens fed 130 mg zinc/kg diet, was higher than the others treatments (P<0/05). Eggshell quality was significantly affected by treatments (P<0/05). The levels of glucose, cholesterol and LDL were significantly decreased in hens fed on diets containing 130 mg zinc/kg diet (P<0/05). Also with the increase of zinc, serum triglycerides decreased, so that treatment with 100 mg zinc/kg diet showed the lowest triglycerides concentration (P<0/05). The results of this experiment showed that increasing the level of zinc can improve performance and egg quality of layers.
    Keywords: Blood parameters, Laying hens, Performance, Quality parameters, Zinc
  • Pages 28-34
    This experiment was conducted in order to investigate the effect of black pepper, garlic and turmeric powders on performance and antibody titer against Newcastle virus of broiler chickens using 448 Cobb 500 one day broiler chickens including male and female with 8 treatments in a factorial arrangement (2×2×2). Experimental treatments consisted of T1 (as control), T2 (black pepper powder), T3 (turmeric powder), T4 (garlic powder), T5 (black pepper and turmeric powders), T6 (black pepper and garlic powders), T7 (turmeric and garlic powders), T8 (black pepper, garlic and turmeric powders). Each treatment had 4 replicates and 14 chickens per replicat. In this experiment, two blood samples were collected from each replicate at 28 day-old birds. One week later the same pieces of chickens were bled when they were 35 days old and the sample was sent to the laboratory in order to measure antibody titer against Newcastle virus. As the mean of Newcastle antibody titer before and after vaccination was compared, a significant difference between treatments was appeared when they feed additives separately. However no significant difference was revealed between treatments when the additives were added simultaneously. At the end of trial, two broiler̛s were slaughtered and spleen of chickens from each treatment were weighed. So, the results showed that there was a meaningful difference among treatments in spleen's relative weight when feeding additives individually. But in the case of feeding with all three additives simultaneously, there was a significant difference between treatment 8 and control group. Evaluation of the results for feeding intake during whole period indicated a meaningful difference between treatment 5 and treatment 7. No significant difference was observed between treatments for weight gain and conversion ratio during whole period of the experiment. So, the use of additives simultaneously can positively affect on both the relative weight of spleen and feed intake, but for Newcastle titer, the additives can improve Newcastle titer only before vaccination. Also consuming black pepper powder and turmeric powder separately after and before vaccination, influenced positively on Newcastle titer, but garlic powder had no effect in this case.
    Keywords: Turmeric powder, Garlic powder, Black pepper powder, Performance, Broiler
  • Pages 35-43
    An experiment was conducted with 264 Cobb 500 day-old chicks in order to study the effect of different substitution levels of soybean meal (SBM) with extruded soybean (ESB) and vitamin E supplement on performance and carcass characteristics of broiler chicks. This study was conducted in a 4×2 factorial arrangement with 8 treatment and 3 replicates of 11 broiler chicks per each replicate in a completely randomized design. The experimental treatments were four substitution levels of SBM (0, 25, 50 and 75 percent) with ESB and two levels of vitamin E supplementation (42 and 75 IU/kg of diet). Results showed the effects of different substitution levels of SBM with ESB on production traits like feed intake, weight gain and feed conversion ratio as well as some carcass characteristics (breast muscle, thighs and liver as a percentage of live weight) was not significant. A significant interaction effect was found between levels of SBM substitution with ESB and vitamin E on weight gain at 42 days of age (P<0.05). Effects of substitution of SBM with ESB on percentage of pancreas weight was significant (P<0.05) as with increasing substitution levels the pancreas weight also increased. Effects of vitamin E on all the traits was significant (P<0.05) but carcass traits was not significantly affected by vitamin E levels (P>0.05).
    Keywords: Whole soybean, Extrud, Vitamin E Performance, Broiler
  • Pages 44-50
    This experiment was designed to determine the role of vitamin E and coenzyme Q10 antioxidant on immunity of broilers in cold stress conditions. For this purpose, 500 male chicks in a completely randomized design with 5 treatments, 5 replicates and 20 chicks in each replicate were tested in 25 experimental units. Treatments were: positive control (normal conditions growth without antioxidants), negative control (cold stress without antioxidants), vitamin E (150 mg/kg diet), Q10 (40 mg/kg diet) and E+Q10 (cold stress associated with antioxidants). Temperature was fixed at 15oC from day 15 until the end pf experimnt. Results showed that the relative weight of spleen decreased in cold stress condition and using of antioxidants improve its relative weight. The relative weight of bursa was increased in cold stress condition (p<0.01). There was no significant difference between treatments in white blood cell parameters, vaccines titer and injecting SRBC showed no significant differences between experimental groups (p>0.05). Results showed that coetaneous basophile Hypersensitivity response to phytohemaglutinin (p<0.01) and proliferation in vitro T cell-mediated immunity (p<0.05) were significant and the use of antioxidants under cold conditions improves cell-mediated immune response. The use of antioxidants especially Q10 under cold stress conditions decreased mortality. The use of antioxidants in cold stress condition improves cell-mediate immune system and decrease mortality.
    Keywords: Vitamin E Coenzyme Q10, Cold stress, Immunity, Broiler
  • Pages 51-59
    The aim of this study was to survey the effects of different levels of Stevia alcoholic extract on performance and humoral immune system of broilers. Two hundred one-day chicks (Ross 308) were studied in a completely randomized design with 5 treatments, 4 replications and 10 chicks per replicate. The treatment groups received 0 (control), 0.5, 1, 1.5 and 2 mL/L of Stevia extract, in drinking water, during days 3 to 42. Daily feed intake, daily body weight gain, feed conversion ratio and carcass characteristics were measured. The birds were immunized by sheep red blood cell (SRBC) on days 12 and 29 of age and serum antibody levels produced in response to SRBC were measured on days 28, 35 and 42. Newcastle vaccine was given on days 1, 6, 18 and 29 to chicks and blood samples were collected at 42d. Antibody titer against Newcastle virus was determined by the HI method. Result indicated that Stevia alcoholic extract hadn’t any significant effect on performance (P>0.05). All experimental groups increased antibody titer against Newcastle virus (P<0.05). Consumption of 1.5 and 2 mL Stevia extract increased anti SRBC titers (P<0.05). It is concluded that Stevia alcoholic extract had no significant effect on performance, but improved humoral immunity of broilers.
    Keywords: Stevia (Stevia rebaudiana), Performance, Humoral immunity, Broiler chick
  • Pages 60-70
    To study the effect of two types of phytase supplementation in 3 levels on performance, blood parameter and nutrient digestibility of male broiler chickens fed diets containing 2 level of phosphourous in a completely randomized design (CRD) experiment with 2×2×3 factorial arrangement and 4 replicates per treatment, 400 Ross male broiler chicks in a 45 days period were evaluated. Treatments were 2 levels of phosphorous (100% of requirement and 80% of requirement), 2 type of phytase supplementation (Iranian and Imported one) and 3 levels of phytase supplementation (0, 500 and 750 FTU). The diet formulated based on 2007 ROSS manual company. Phytase supplementation improved feed intake, feed conversion ratio, phosphorous and fat digestibility during the whole brooding period (P<0.05). Moreover, phytase supplementation increased relative weight of heart, pancreases, breast, tight and spleen (P<0.05). However, increased diets phosphorous level caused increases in blood phosphorous and decreased in blood calcium, similarity decreases in amino acid and fat digestibility (P<0.05). The results suggested that no difference observed between enzyme types (Iranian vs. Foreign one). Otherwise, Phytase supplementation at level of 750 FTU improved performance, phosphorous and fat digestibility. In the other hand phytase supplementation coudn’t compensates low phosphorous treatment affection.
    Keywords: Phytase, Performance, Digestibility, Broiler
  • Pages 71-82
    The objective of this research was to evaluate the effects of monensin (MON), thyme (THY) and cinnamon (CIN) essential oils on dry matter and crud protein degradability characteristics of cottonseed meal, barley grain and corn silage, nutrient digestibility, and some plasma metabolites in Holstein steers (540 ± 35 kg initial BW) fed high-concentrate diets. Four rumen fistulated Holstein steers were used in a 4×4 Latin square design with 21-d periods and 4 treatments: control (no additive), THY (thyme oil; 500 mg/kg DM), CIN (cinnamon oil; 500 mg/kg DM) and MO (monensin; 33 mg/kg DM). Steers were fed ad libitum a basal diet as TMR consisting of 30 percent forage and 70 percent concentrate. Apparent digestibilities of dry matter, crud protein, and acid detergent fiber were similar among treatments, except neutral detergent fiber (NDF) digestibility which was lower (P ≤ 0.05) in steers fed CIN compared to those fed the MON diet. The addition of essential oils (EO) and MON had no effect on DM degradability parameters of cottonseed meal, barley grain and corn silage. Crud protein degradability characteristics of barley grain and corn silage were not influenced by additive treatments. Similarly, supplementation with EO and MO had no effect on the NDF degradability of corn silage. For CP degradability of cottonseed meal, except rapidly degradable fraction (a) and effective rumen degradability of CP, which was similar among experimental treatments; Feeding EO decreased (P ≤ 0.05) the slowly degradable fraction (b) of CP. The degradation rate of CP (c) was significantly higher (P ≤ 0.05) with than without MON. Plasma concentrations of glucose, urea nitrogen and cholesterol were not affected by MON, THY or CIN supplementation; although Plasma concentration of triglyceride was significantly increased by adding CIN compared to MON and THY (P ≤ 0.05). Results of this research indicate that supplementing steers with THY and CIN (500 mg/kg DM) had limited effects on nutrient digestibility, rumen dry matter and crud protein degradation characteristics of feedstuff and plasma metabolite consentrations.
    Keywords: Thyme, cinnamon essential oil, Monensin, Nutrient digestibility, Rumen degradability, Holstein steer
  • Pages 83-91
    Present study was carried out to study the effect of growth stage on chemical composition and degradability parameters of DM, NDF and CP in bersim clover (Trifolium repens). Plant samples were collected and studied at 5 stages of vegetative growth stage (second week, fourth week, sixth week, eighth week, tenth week). Ruminal degradability of samples was determined by in situ technique using two ruminal cannulated zel rams. There were significant differences between mean amount of DM, NDF, Ash contents; and their degradability of NDF including rapid degradable portion (a), slow degradable portion (b), Constant rate of degradability (c) and Effective Rumen Degradable (ERD) in different growth stages (P<0.05). Results showed that by developing growth stages the mean amount of CP, EE contents and parameters of NDF degradability were decreased, however the mean amount of Ash and NDF were increased (P<0.01). With increase of growth stages, the mean amount values of rapid degradable portion (a), slow degradable portion (b), potentially degradable portion (a + b), and constant rate of degradability (c) related to NDF decreased but the mean amount values of non degradable portion increased.
    Keywords: Berseem clover, Degradability parameters, In situ technique
  • Pages 92-101
    Phenology is a broad science topic of Ecology. Study of phenology for regulating of animal grazing programs and determining of palatability and nutritive value of plant species at different stages of vital in range is important. This study was carried out to determine the chemical composition and nutritive value of Salsola vermicolata and Suaeda fruticosa that are halophyte plants, in three phenological stages (vegetative, flowering and seeding) were studied. After collecting the plants and mills, chemical composition were determined by standard method, organic matter digestibility (OMD) and metabolizable energy (ME) by in vitro gas production method. Results indicated there are significant changes in chemical composition of plants in different phenological stages (P<0.05). With advancing of growth stage, the crude protein (CP), ME and OMD contents and the rate of cell fibers was increased. The highest gas production volume in 96 hours, OMD and decreated ME had related to Salsola vermicolata in vegetative stage (P<0.05). Forage quality of Salsola vermicolata in vegetative stage was the best nutritive value in compare with other phonological stages of Salsola vermicolata and different phonological stages of Suaeda fruticosa. Results showed that progress of growth stage and increase of cell wall fractions contents is caused significant decrease in nutritive value. So, it is recommended Salsola vermicolata can be fed for animal in vegetative stage which has more optimum nutritive value.
    Keywords: Digestability, Phenological stage, Range, Gas production, Salsola vermicolata, Suaeda fruticosa
  • Pages 102-107
    This research was conducted to investigate the effects of feeding of barley grain (whole or cracked) combined with two different protein sources (urea or soybean meal) on nutrients digestibility and rumen parameters (pH and ammonia concentration). Four rumen fistultated Mehraban sheep was used that the mean body weight of sheep was 36.5±0.5 kg. The the experiment was conducted in change over design with four periods of 14 days (4 × 4). Four different experimental diets were; 1) whole barley grain (%70) with urea (T1), 2) cracked barley grain (%70) with urea (T2), 3) whole barley grain (%70) with soybean meal (T3) and 4) cracked barley grain (%70) with soybean meal (T4). DM, OM, and CP digestibility were not affected by treatments but digestibility of neutral detergent fiber (NDF) was affected by treatments with the highest value obtained for soybean fed animals (P<0.05). Although average rumen pH was not different among treatments, determined pH on 2 h after feeding was differed among treatments (P<0.05). Also, urea supplemented diets increased ammonia concentration compared to soybean meal fed diets. The rumen ammonia concentration for treatments T1 and T2 increased dramatically for both hours 2 and 3 after feeding. So, protein source supplementation has more effects on digestibility compared to processing methods and soybean meal showed greater digestibility compared to urea. More over cracking the barley did not affect nutrients digestibility and only showed some effects on rumen parameters.
    Keywords: Whole barley grain, Cracked barley, Protein source, Sheep
  • Pages 108-119
    The objective of the present study was to estimate genetic parameters and trends for average daily gains and Kleiber ratios in Moghani sheep. The included traits were average daily gain from birth to 3 months of age (ADG1), average daily gain from birth to 6 months of age (ADG2), average daily gain from 3 months to 6 months of age (ADG3), average daily gain from 3 months to 9 months of age (ADG4), average daily gain from 3 months to yearling (ADG5) and corresponding Kleiber ratios (KR1, KR2, KR3, KR4 and KR5, respectively). Different univariate and bivariate animal models with additive genetic, maternal genetic, maternal permanent environmental and residual effects were fitted to estimate genetic parameters for the traits. Genetic trends were obtained by regressing the means of predicted breeding values on year of birth for each trait. Direct heritability estimates for ADG1, ADG2, ADG3, ADG4, ADG5, KR1, KR2, KR3, KR4, and KR5 were 0.12, 0.16, 0.14, 0.28, 0.26, 0.11, 0.15, 0.15, 0.26 and 0.19, respectively. Estimates of direct genetic trends were positive for all average daily gains and Kleiber ratios in this study and all these estimates, except for KR5, were significant (P<0.01). The results of this study indicated that improvement of growth traits of Moghani sheep seems feasible in selection programs.
    Keywords: Heritability, Genetic correlation, Genetic evaluation, Fat, tailed sheep
  • Pages 120-125
    The objective of this study was detection of polymorphism in β-Lctoglobulin gene and its association with milk production traits in Mahabadi goats using PCR-SSCP method. For this purpose, blood samples were taken from 89 Mahabadi goat that reared in the farm of animal science department at Tehran university (Karaj). DNA was extracted from whole blood using optimized salting out method. Specific primers used for amplification of 177 bp fragment from then 7 β-Lactoglobulin gene. For identifying the polymorphism, PCR products were electrophoresed on polyacrylamide gel (SSCP method) and stained with silver nitrate method. Results indicated the different patterns, may be due to polymorphism in this fragment. The frequency of the six pattern were 7.14%, 10.71%, 13.09%, 33.33%, 9.52% and 26.19% respectively. The statistical analysis indicated that the effect of different patterns were significant on milk production and somatic cell count (p<0.01), but on fat and protein percentage had no significant effect.
    Keywords: Milk production, β Lactoglobulin, Polymorphism, PCR, SSCP, Mahabadi goat
  • Pages 126-132
    Guilani sheep, with a population 900 thousand heads, produce 16% of meat and 5% of milk in this province. However, no estimation for genetic parameters of various traits in this breed has been provided up to now. The aim of this study was to estimate genetic parameters for body weight at birth (BW), three months of age (3MW), six months of age (6MW), average daily gain from birth to three months of age (ADG1) and average daily gain from three months to six months of age (ADG2). D ata were collected during 1994 to 2009 and animal model was used. The estimated heritability for BW, 3MW, 6MW, ADG1 and ADG2 were 0.20±0.045, 0.33±0.063, 0.38±0.075, 0.16±0.039 and 0.15±0.044, respectively. The estimated genetic and environmental correlations between traits ranged from 0.04 to 0.98 and 0.03 to 0.96, respectively.
    Keywords: Growth Traits, Heritability, Genetic correlation, Guilani sheeps