فهرست مطالب

گیاه و زیست بوم - پیاپی 42 (بهار 1394)
  • پیاپی 42 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/05/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فیزیولوژی
  • امیرعلی نجم*، محمدرضا حاج سید هادی، فائزه فاضلی، محمدتقی درزی، اسماعیل پناهی صفحه 3
    به منظور بررسی تاثیر کود نیتروژن و کود دامی و اثرات متقابل آن ها بر عملکرد غده و وزن تر و خشک برگ، ساقه و کل اندام های هوایی گیاه سیب زمینی (Solanum tuberosum L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی، در سه تکرار در اردیبهشت 1387 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن (واقع در منطقه کولیک) اجرا گردید. به این منظور در این آزمایش از دو فاکتور کود نیتروژن (با سه سطح 50، 100 و 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار) و کود دامی (با چهار سطح 5، 10، 15 و20 تن کود گاوی در هکتار) استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده استفاده جداگانه از کود نیتروژن و کود دامی در کلیه زمان های نمونه برداری دارای تاثیر بسیار معنی داری بر وزن (تر و خشک) برگ، ساقه و کل اندام های هوایی بود. همچنین اثرات متقابل تلفیق این دو کود نیز در بسیاری از زمان های نمونه برداری در اکثر صفات فوق معنی دار گردید. از طرفی استفاده جداگانه از کود دامی و کود نیتروژن و همچنین اثرات متقابل آن ها دارای تاثیر بسیار معنی داری بر روی عملکرد غده بود. در این آزمایش بیشترین میزان عملکرد (36/ 80 تن در هکتار) با استفاده از تلفیق 20 تن کود دامی به همراه 150 کود نیتروژن در هکتار حاصل گردید.
    کلیدواژگان: کوددامی، کود نیتروژن، سیب زمینی، عملکردغده، وزن اندام های هوایی
  • انسیه فانی اخلاق*، جهانفر دانشیان، عباس شهدی، محمد ربیعی، ابراهیم امیری صفحه 26
    با توجه به محدودیت های مصرف خاکی عناصر کم مصرف (از قبیل تثبیت شدن و اثرات باقی مانده) محلول پاشی و یا تغذیه برگی از راه های موثر در برطرف کردن نیاز غذایی گیاهان به عناصر کم مصرف است.
    به منظور بررسی اثر محلول پاشی سولفات روی و سولفات منگنز بر عملکرد و صفات زراعی ارقام کلزا(Brassicanapus L.) در شالیزار، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1388 در مزرعه پژوهشی موسسه تحقیقات برنج کشور واقع در رشت اجرا گردید. در این آزمایش، فاکتورها شامل استفاده از کودمیکرو (ریز مغذی) در 4 سطح (سولفات روی، سولفات منگنز، توام سولفات روی و سولفات منگنز و عدم کاربرد آن ها) و ارقام در 3 سطح شامل Hyola 401، Hyola 308 و RGS006 در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که اثر کود ریزمغذی بر ارتفاع گیاه، تعداد خورجین در گیاه، طول خورجین ساقه اصلی، طول خورجین ساقه های فرعی، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، شاخص برداشت و عملکرد روغن معنی دار شد. اثر رقم بر ارتفاع گیاه، تعداد خورجین در گیاه، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و عملکرد روغن معنی دار گردید اما اثر متقابل تیمارهای آزمایشی فقط بر تعداد خورجین در گیاه، تعداد دانه در خورجین و درصد روغن معنی دار شد. نتایج نشان داد که تعداد خورجین در گیاه و تعداد دانه در خورجین با تیمار کاربرد سولفات روی به همراه سولفات منگنز در رقم هایولا 401 بیشترین تعداد خورجین در گیاه و تعداد دانه در خورجین را داشت. بیشترین عملکرد روغن نیز در شرایط کاربرد سولفات روی به همراه سولفات منگنز در رقم هایولا 401 با میانگین 1146 کیلوگرم در هکتار به دست آمد.
    کلیدواژگان: کلزا، محلول پاشی، سولفات روی، سولفات منگنز، صفات زراعی، عملکرد دانه
  • محیط زیست
  • سیدمصطفی حسینی مزینانی*، مهدی فداییان آغمیونی، امیر عباداللهی نوین صفحه 47
    به منظور بررسی امکان کشت مخلوط ذرت و تربچه و تاثیر آن بر کنترل علف های هرز، پژوهشی در سال 1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی شهرری اجرا گردید. این آزمایش به صورت کرت های خرد شده درقالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل وجین WF و عدم وجین WI به عنوان فاکتوراصلی و تراکم مختلف کشت خالص و مخلوط ذرت - تربچه با استفاده از طرح های افزایشی و جایگزینی با شش سطح {100%ذرت (سی)، 100٪ تربچه (آر)، 100٪ تربچه + 100% ذرت (سی.آر)، 100٪ ذرت + 50% تربچه(سی.آر)، 50٪ ذرت + 100% تربچه(سی. آر)، 50٪ ذرت + 50% تربچه (cr)}به عنوان فاکتور فرعی انتخاب شدند. دراین آزمایش صفات عملکردی ذرت و تربچه اندازه گیری شد. همچنین شاخص های فیزیولوژیکی رشد شامل شاخص سطح برگ (LAI)، شاخص برداشت (HI) و نسبت برابری زمین (LER) محاسبه گردید. نتایج نشان داد که در اکثر صفات عملکردی بین انجام وجین و عدم انجام آن اختلاف معنی داری مشاهده نشد که نشان دهنده کنترل علف های هرز در کشت مخلوط می باشد. همچنین در تیمارهای مختلف تراکم کشت مخلوط اختلاف معنی داری بین کشت خالص و کشت مخلوط ذرت و تربچه وجود دارد و تیمار 50 درصد ذرت و 100 درصد تربچه در اکثر صفات مورد اندازه گیری ذرت عملکرد بیشتری از بقیه تیمارها داشت. همچنین صفات عملکردی تربچه نشان داد که تیمار 100 درصد تربچه از بقیه تیمارها بهتر بود. میزان LER در تمام تیمارهای کشت مخلوط بالاتر از یک بود که نشان-دهنده برتری کشت مخلوط در مقایسه با کشت خالص می باشد. بالاترین نسبت برابری زمین مربوط به تیمار 100 درصد ذرت و 100 درصد تربچه با میانگین 47/ 2 بود. بنابراین با توجه به نتایج و به منظور افزایش بهره وری زمین، تیمار 100 درصد ذرت و 100 درصد تربچه برای کشت در منطقه شهرری توصیه می شود.
    کلیدواژگان: ذرت، Zea mays L.، تربچه، Raphanus sativus، کشت مخلوط، نسبت برابری زمین، شاخص سطح برگ
  • نرگس فریادی خسروشاهی*، سپیده کلاته جاری، فرزانه بهادری صفحه 65
    برای بررسی اثرات تلقیح باکتری های سودوموناس و ازتوباکتر بر جوانه زنی بذر و رشد گیاهچه ارقام Takii و Little Ball همیشه بهار (L. Calendula officinalis)، آزمایشی در سال 1390-1389 در جهت نیل به اهداف کشاورزی ارگانیک اجرا گردید. بذور با هیپوکلرید سدیم 1% ضدعفونی و محلول باکتری ها با آب به نسبت 1 به 5 رقیق شدند. سپس بذرها با تیمارها تلقیح شدند. آزمایش شامل تیمارهای تلقیح بذرها با سویه 1 و2 سودوموناس و سویه 1 و 2 ازتوباکتر و بعضی از ترکیبات آن ها بود. بذرهای تلقیح شده به مدت 3 هفته در ژرمیناتور با دمایС ̊24 و روشنایی 16 ساعت نگهداری شدند. بذرها هر روز با آب استریل آبیاری شده و فاکتورهای مورد نیاز یادداشت گردید. صفات بررسی شده شامل درصد و سرعت جوانه زنی_ وزن تر و خشک گیاهچه_ طول ساقه چه_ ریشه چه و گیاهچه و شاخص بنیه بذر بودند.
    در بررسی تیمارها، در صفات سرعت و درصد جوانه زنی، تیمار سویه 2 سودوموناس نسبت به سویه 1 سودوموناس و حتی ترکیب این دو سویه برتری داشت. بر اساس نتایج، کاربرد ترکیب دو سویه ازتوباکتر در رقم Takii نسبت به رقم Little Ball افزایش بیشتری را در صفات طول گیاهچه و ریشه چه موجب گردید. همچنین، نتایج نشان دادکه در بررسی اثر متقابل و نیز در بررسی اثر ارقام، رقم Takii در اکثر صفات مورد بررسی، نسبت به رقم Little Ball، رقم بهتری بوده و در تلقیح با باکتری ها در جهت بهبود جوانه زنی بذرهای و رشد بهتر گیاهچه های همیشه بهار تاثیر بهتری را سبب شد.
    کلیدواژگان: ازتوباکتر کروکوکوم، جوانه زنی، سودوموناس پوتیدا، کودهای زیستی، همیشه بهار
  • گیاهان دارویی
  • نفیسه حاجی عبدالله* صفحه 79
    این تحقیق به منظور شناسایی ترکیبات موجود در روغن اسانس برگ گیاه Artemisia annua Lدر مراحل رویشی و گل دهی صورت گرفت. برگ های گیاه از شهرستان رامسر واقع در استان مازندران در تابستان 1389 جمع آوری گردید.
    روغن اسانس هر بخش از گیاه با استفاده از دستگاه تقطیر با آب و طرح کلونجر به دست آمده و به وسیله GC و GC/MSآنالیز و ترکیبات شیمیایی اسانس توسط دستگاه اسپکتروسکپیMS و مقایسه شاخص ها با منابع معتبر مشخص گردید.
    نتایج نشان می دهد که در اسانس مراحل گل دهی و رویشی به ترتیب 16و 14 ترکیب شیمیایی شناسایی شدند که مهمترین ترکیب شناسایی شده در مرحله گل دهیChamphorو در مرحله رویشیpinene-αمی باشد.
    ترکیبات -pineneβ و –campholenalαو 4-terpineol و linoleoylchloride و cubenol و Germacrene-D در مرحله گل دهی گیاه مشاهده گردید که در مرحله رویشی مشاهده نشد و ترکیبات humulene-αو 1،5-dimethyl-1،5-cycleو -cadinen-octadieneα و diethylcarbinol در مرحله رویشی مشاهده شد که در مرحله گل دهی مشاهده نگردید.
    کلیدواژگان: Artemisia annua L، روغن اسانس، pinene، α، Champhor
  • جنگل
  • یونس گراوند*، محمدحسین ایران نژاد پاریزی، بهمن کیانی. مهدی حسن زاده صفحه 91
    این تحقیق به منظور بررسی مشخصات کمی و کیفی درختان بنه(Pistaciaatlantica) در منطقه حفاظت شده باغ شادی انجام گرفت. در این مطالعه از روش آمار برداری با قطعات نمونه دارای مساحت ثابت استفاده شد. در مجموع تعداد 76 قطعه نمونه دایره ای در دو منطقه قرق و غیر قرق برداشت شد و خصوصیات کمی و کیفی درختان از قبیلتعداددرختدر هکتار،ارتفاع،تاج پوشش در هکتار، قطر برابر سینه، زادآوری، آفت زدگی و سرخشگیدگی درختان یادداشت شد.
    نتایج
    زادآوری در منطقه قرق و غیر قرق به ترتیب02/ 51 و 18/ 0عدد در هکتار هست. تاج پوشش در هکتار درختان بنه در منطقه قرق و غیر قرق به ترتیب 35/ 423 و 53/ 305 مترمربع برآورد گردید. میانگین تعداد در هکتار درختان بنه در مناطق قرق و غیر قرق به ترتیب 34/ 64 و 72/ 15 برآورد گردید. میانگین ارتفاع درختان بنه در مناطق قرق و غیر قرق به ترتیب 6/6 و 02/ 5 متر ثبت شد. حداکثر قطر برابر سینه در منطقه قرق 28/ 108، حداقل 37/ 13 و میانگین 79/41 و در منطقه غیر قرق حداکثر 32/ 107، حداقل 69/ 13 و میانگین 69/ 34 سانتی متر یادداشت شد. میانگین تعداد درختان سرخشکیده و آفت زده بنه در هکتار در منطقه قرق به ترتیب 21 /7 و 57/ 14 محاسبه شد. همچنین تعداد درختان سر خشکیده و آفت زده بنه در هکتار در منطقه غیر قرق به ترتیب 86/ 16 و 29/ 6 برآورد شدند.
    کلیدواژگان: مشخصات کمی و کیفی، باغ شادی، بنه، قرق
  • مرتع
  • حسین بتولی* صفحه 107
    در این تحقیق خصوصیات بوم شناختی گیاه «سوف بلند»((Trin.) De WinterStipagrostis pennata) که در گستره ماسه زارهای بیابانی استقرار یافته است، مورد مطالعه قرار گرفته است. به منظور مطالعه خصوصیات بوم شناختی این عنصر گیاهی، رویشگاه های آن درعرصه بیابانی ریگ بلند آران وبیدگل مشخص شد. پس از تعیین رویشگاه، ویژگی های اکولوژیک آن، نظیر: محدوده ارتفاعی، وضعیت توپوگرافی، اقلیم، ساختار خاک، گیاهان همراه، چگونگی حضور گونه مورد مطالعه در پوشش گیاهی، وضعیت سیستم ریشه ای، فنولوژی و نحوه زاد آوری طبیعی گیاه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، رویشگاه های این گیاه به صورت لکه های پراکنده در گستره دامنه تپه های ماسه ای فعال و روان توزیع شده اند. عمده رویشگاه های این گیاه بیابانی در محدوده ارتفاعی 750 تا1150 متر از سطح دریا قرار گرفته است. میانگین بارندگی سالیانه رویشگاه های سوف بلند بین 80 تا 120 میلی متر در نوسان است. این گیاه در روی خاک های به نسبت ضخیم، با بافت سبک شنی و میزان اسیدیته 5/7 تا 8 و هدایت الکتریکی 4/0 تا1 /5 دسی زیمنس بر متر گسترش یافته است. درصد پوشش تاجی این گونه در عرصه رویشگاه ها 1 /3 تا 2/ 6درصد و میانگین تراکم تعداد پایه در هر هکتار بین 468 تا 937 در نوسان است. شروع رشد رویشی گیاه، اواسط اسفند ماه و زمان ظهور گل آذین، نیمه دوم اردیبهشت ماه می-باشد. بذرهای این گیاه در اواخر خرداد ماه رسیده و ریزش می کنند. تجدید حیات گیاه سوف بلند از طریق بذر وایجاد جست-های هوایی متعدد واقع در ناحیه یقه گیاه می باشد. بارزترین گیاهان همراه رویشگاه های سوف بلند شامل: علف زارهای کلبیت (Cyperus eremicus)، گونه های مختلف درختچه اسکنبیل (Calligonum spp.) ودم گاوی (Smirnovia turkestana) می باشد. براساس نتایج حاصل ازاین تحقیق، سوف بلند به عنوان گیاه شن دوست بیابانی محسوب می شود که علاوه بر حفاظت و تثبیت خاک های بسیار ناپایدار ماسه ای، نقش مهمی در تامین علوفه مورد نیاز دام های مراتع قشلاقی ایفا می-کند.
    کلیدواژگان: آت اکولو~ژی، بیابان، تپه های شنی، سوف بلند، گیاهان شن دوست
  • حسن حیدریان اردکانی*، دانیال آبادی خواه ده علی صفحه 123
    به منظور تعیین بهترین روش کاشت جو(Hordeum vulgare) در این گونه مناطق آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در مزرعه آموزشی دانشگاه پیام نور اردکان در 4 تیمار شامل روش های مختلف کاشت(کشت کپه ای، دستپاش، کشت در عمق و خطی) و 3 تکرار در سال 1387 به اجرا در آمد. صفت های طول خوشه اصلی، طول خوشه فرعی، تعداد دانه در خوشه اصلی، تعداد دانه در خوشه فرعی، وزن دانه در خوشه اصلی و فرعی، عملکرد کاه، ارتفاع بوته و عملکرد اندازه گیری شد. مقایسه میانگین صفات نشان داد که بیشترین عملکرد دانه و کاه در روش کاشت کپه ای به دست آمد که با روش کشت عمقی تفاوت معنی داری نداشت. طول خوشه اصلی و فرعی، تعداد دانه در خوشه اصلی و فرعی در روش کشت در عمقی بالاتر از کشت کپه ای مشاهده شد و در تمام صفات کمترین میزان مربوط به روش کشت دستپاش بود. باتوجه به بالا بودن اهمیت عملکرد دانه برای انسان و دام و افزایش علوفه جهت تعلیف دام و هزینه های احتمالی بهترین روش کشت، کشت کپه ای می باشد.
    کلیدواژگان: کشت کپه ای، دستپاش، کشت عمقی، خطی، جوافضل، عملکرد و اجزای عملکرد
  • پروین رامک*، محمد مهرنیا، ابراهیم شریفی عاشورآبادی صفحه 133
    درمنه ایرانی با نام علمی Artemisia persica یکی از معطرترین گونه های جنس درمنه در ایران است. هدف از این تحقیق، بررسی شرایط رویشگاهی و رویشی A.persica در رویشگاه های استان لرستان بود. طی بازدید های سه ساله (86-1384) رویشگاه های طبیعی A.persica در استان لرستان شناسایی شدند. اطلاعات اقلیمی از نزدیکترین ایستگاه های هواشناسی به مناطق رویش استخراج شد. نمونه برداری ها به روش سیستماتیک-تصادفی صورت گرفت و برخی خصوصیات کمی پوشش گیاهی شامل: تاج پوشش و تراکم اندازه گیری شدند. ویژگی های خاک شامل: بافت، EC، pH، پتاسیم، کربن آلی، نیتروژن و فسفر سنجیده شدند. فنولوژی و مراحل رشد رویشی و زایشی سالانه A.persica طی سه سال ثبت شد. نتایج نشان داد که رویشگاه های A. persicaدر استان لرستان بین عرض های جغرافیایی 34° 46ʹ 01′′ N تا33° 50ʹ 61′′ N و طول های 48° 51ʹ 43′′ E تا 48° 10ʹ 43′′ E در دامنه های شیب دار (%60-30) رشته کوه بزرگ گرین که به طور عمده شمالی هستند و ارتفاع 1850 تا 3600 متر دارند، گسترده اند. بیشترین تراکم A. persica (5600 پایه در هکتار) در رویشگاه هیگره مشاهده شد و گیاهان رویشگاه اسلام آباد بیشترین قطر تاج پوشش (cm 39/6) و تولید در هکتار (kg 80) را داشتند. درمنه ایرانی به طور عمده بر روی خاکهایی با بافت سبک (شنی یا شنی-لومی) با شوری ضعیف و قلیاییت کم میروید. رویش سالانه A. persica با ظهور اولین جوانه های برگی در اواسط فروردین شروع می شود و شروع گل دهی با تشکیل اولین جوانه های گل عمدتا«اواسط تیرماه رخ می دهد که در اواخر مرداد ماه به اوج خود می رسد.
    کلیدواژگان: شرایط رویشگاهی، فنولوژی، لرستان، Artemisia persica
|
  • Najm, A. A.*, Haj Seyedhadi, M. R., Fazelif., Darzi, M. T., Panahi, E Page 3
    In an attempt to investigate the impact of the integrated management of nitrogen fertilizer and cattle manure and their interaction effectson tuber yield and dry and fresh weight of the leaves, stems, and shoots in potato (Solanumtuberosum L.), a factorial experiment in a randomized complete block design with three replications was conducted in April 2008 in the research field of the Islamic Azad University, Roudehen Branch (located inKoliac region).The treatments includedthe nitrogen fertilizer at three levels (50, 100, and 150 Kg h-1) and the cattle manure at four levels (5, 10, 15, and 20 ton h-1). The results indicated that the separate application of the nitrogen fertilizer and cattle manure, in all of the sampling times, significantly impacted the (dry and fresh) weight of the leaves, the stems, and the shoots. Additionally, in most of the sampling times, the interaction effects of the integrated use of these two types of fertilizers significantly affected most of the aforementioned qualities. The separate use of the cattle manure and the nitrogen fertilizer along with their interaction effects also left a very significant impact on the tuber yield. The maximum tuber yield in this experiment (36.8 tons ha-1) was obtained by combining 20 tons of cattle manure with 150 kg of the nitrogen fertilizer per hectare.
    Keywords: Cattle manure, Nitrogen fertilizer, Potato, Tuber yield, Shoot weight
  • Fani Akhlaghe.*, Daneshianj., Shahdia., Rabieem., Amiri, E Page 26
    Given the limitations of the soil application of micronutrients (such as fixation and the residual effects), spraying or foliar feeding is an effective way for compensating the nutritional need of the plants to the micronutrients. In an attempt to explore the impact of zinc sulfate and manganese sulfate spraying on yield and the agronomic characteristics of canola varieties (Brassica napus L.) in paddy, a factorial experiment following a randomized complete block design with three replications was carried out in the research field of the Rice Research Institute of Rasht in 2009. The factors in this study included the application of micronutrients at four levels (zinc sulfate, manganese sulfate, combined use of zinc and manganese sulfates, and their zero application) and the varieties at three levels (Hyola 401, Hyola 308, and RGS006). The results indicated that micronutrient fertilizer had a significant effect on the plant height, the number of pods per plant, the length of the pods in the main and side stems, the number of seeds in the pods, 1000 seed weight, seed yield, harvest index, and oil yield. The varieties significantly affected the plant height, the number of pods in the plant, the number of seeds in the pod, 1000 seed weight, and seed and oil yield. However, the interaction effect of the experiment treatments was only significant in the number of pods in the plant, the number of seeds in the pod, and oil percentage. The results revealed that the number of pods in the plant and the number of seeds in the pod were the highest in the treatment of the combined use of zinc and manganese sulfates in Hyola401 variety. The maximum amount of oil yield was obtained from the combined use of zinc and manganese sulfates Hyola401 with an average of 1146 kg per hectare.
    Keywords: Canola, Spraying, Zinc sulfate, Manganese sulfate, Agronomic characteristics, Seed yield
  • Hosseinimazinani, S. M.*, Fadayianaghmiyunm., Abdullahi Novin, A Page 47
    In an attempt to investigate the possibility of intercropping maize (Zea mays L.) with radish (Raphanussativu) and its impact on controlling the weeds, an experiment was carried out in the research field of the Islamic Azad University, Shahr-e Rey branch, in 2009. The study followed the split plot randomized complete block design and had3 replications. The experimental treatments included weeds factors (weed free and weed infest) as the main factor and 6 pure stand and intercropping planting densities (maize 100%(C), radish 100%(R), maize 100% + radish 100% (CR), maize 100% + radish 50% (Cr), maize 50% + radish 100%(cR), and maize 50% + radish 50%(cr)) as the sub-factor. The yield characteristics of the maize and radish along with the physiological growth indices such as leaf area index (LAI), harvest index (HI), and land equivalent ratio (LER) were measured in this study. The results indicated that there was no significant difference between weed free and weed infest with respect to most of the yield traits,illustrating that the weeds were controlled in the intercropping cultivation. In addition, there was a significant difference between pure and intercropping cultivations of the maize and radish across different treatments of the intercropping planting density. Maize 100% (C) and radish 100%(R) treatments had a higher yield in most of the measured traits of the maize compared to the other treatments. Furthermore, the yield characteristics of the radish indicated that the radish 100%(R) treatment was better than the others. The amount of LER was higher than one in all of the intercropping cultivation treatments which highlights the usefulness of this method of planting over the pure one. The highest proportion of land equivalent ratio belonged to the maize 100% and 100% radish treatments with an average of 2.47. Drawing on the results and in an attempt to enhance the productivity of the land, the maize 100% and radish 100% treatments are recommended for planting inShahr-e Rey region.
    Keywords: Maize, Radish, Intercropping planting, Land equivalent ratio, Leaf area index
  • Fariadi Khosroshahin.*, Kalatejaris., Bahadori, F Page 65
    Toevaluate the effect of inoculation of bacteria Pseudomonas and Azotobacter on seed germination and seedling growth ofTakii and Little Ball varieties of Marigold (Calendula officinalis L.), an experiment with organic agriculture aims was carried out in 2009. The seeds were sterilized by NaClO1% andbacteria solutions were diluted with water at a ratio of 1 to 5. The seeds were then inoculated with the treatments. The experiment included the following treatments: the seeds inoculated with Pseudomonas putida strain 1, P. Putida strain 2, Azotobacterchroococcumstrain 1, A. chroococcum strain 2 and some of their combinations. The inoculated seeds were kept in germinator with 24˚С temperature and 16h light for 3 weeks. During this period, the seeds were irrigated with distilled water and the required factors were recorded on a daily basis. The evaluated traits included: the percentage and rate of germination, wet and dry weight of the plantlet, the length of the shootlet, rootlet, and plantlet, and the vigor index.Results indicated that the application of P. Putida strain 2 was more effective forthe rate and percentage of germination on Calendula seeds than the other treatments. According to the results, the application of two strains ofA. chroococcumon Takii variety increased the length of rootlet and plantlet significantly. Furthermore, analyzing the interaction effect and the impact of the varieties, it was observed that the Takii V. was best variety in almost indices rather than Little Ball V. and can be effective and useful for better germination and growth of the plantlet.
    Keywords: Azotobacterchroococcum, Germination, Pseudomonas putida, Bio, fertilizers, Calendula officinalis
  • Hajiabdolah, N.* Page 79
    This experiment was carried out to identify the compounds in the oil extracted from the essence of Artemisia annuaL. leaves during the vegetation and flowering stages. The leaves were collected from Ramsar region in Mazandaran province during the summer of 2010. The essential oil of each part of the plant was collected by hydro-distillation, using a Clevenger apparatus. The obtained oils were analyzed by means of GC and GC/MS. The chemical compounds of the oil wereidentified through MS spectroscopy and comparing the indices with authentic resources. On the basis of the results, 16 and 14 chemical compounds were respectively identified in the essences obtained at the flowering and vegetation stages. The most significant compounds were Champhor and α- pinene, respectively obtained from the flowering and vegetation stages.β –pinene, α –campholenaland, 4-terpineol, linoleoylchloride, cubenol, and Germacrene-D compounds were observed in the flowering stage of the plant, whereas the α-humulene, 1,5-dimethyl-1, 5-cycle, α-cadinen-octadiene and diethylcarbinol compounds were obtained from the vegetative stage.
    Keywords: Artemisia annua L, Essential oils, α pinene, Champhor
  • Garavandy.*, Irannezhad Parizi, M. H., Kianib., Hasanzadeh, M Page 91
    This study was carried outin the protected area of Bagh-e Shadi to investigate the quantitative and qualitative characteristics of pistachio tree (Pistaciaatlantica). The fixed-area-plots sampling method was applied in this study. A total of 76 circular plots were harvested in the protected and grazed areas and the qualitative and quantitative characteristics of the trees such as the number of trees per hectare, the height, thetree canopy per hectare, the diameter at breast height, the regeneration, pest-stroke, and head-dryness were recorded. The results indicated that the regenerations in the closed and grazed areas were 51.02 and 0.18 in each hectare, respectively. The canopy per hectareof the pistachio tree in the closed and grazed areas was respectively 423.35 and 305.53 square meters.The average number of pistachio trees per hectare in the closed and grazed areaswas 64.34 and 15.72, respectively. The average height of pistachio trees in the closed and grazed areas was 6/6 and 5/02 meters. The maximum, minimum, and average amounts of the diameter at breast height in the closed area were 108.28, 13.37, and 41.79 cm, respectively. These amounts were respectively 107.32, 13.69, and 34.69 cm for the grazed area. The average number of pest-stroken and head-dry pistachio trees in each hectare was 7.21 and 14.57 for the closed area and 16.86 and 6.29 for the grazed area.
    Keywords: Quantitative, qualitative characteristics, Bagh, e Shadi, Pistaciaatlantica, Closed area
  • Batooli, H.* Page 107
    The ecological properties of Stipagrostispennata (Trin.) De Winter,across the sandy dunes in the desert, have been studied in the present experiment. For so doing, the habitats of this plant across Rig-Boland deserts of Aran andBidgol were identified. Afterwards, its ecological traits such as: the elevation range, topography, climate, soil structure, accompanied plant species, the quality of the presence of the species in the vegetation, root system, phenology, and the natural propagation of the plant were examined. The obtained results indicated that plant’s habitats are extended in the form of spots across the slopes of the active and running sandy dunes. The major habitats of this desert plant are located in an elevation range of 750 to 1150 m above the sea level. The average annual rainfall in the habitats of S. pennataranged from 80 to 120 mm. This plant grows in relatively deep soils, with sandy soil texture, 7.5 to 8.5 pH, and an electrical conductivity of 0.4 to 5.1 ds/m. The canopy cover percentage of this species in the habitat is 3.1 to 6.2% and the average of the basis density per hectare ranges from 468 to 937. The vegetative growth and flowering stages of the plant respectively begin in mid-February and mid-April. The seeds of the plant ripen and fallat the end of June. The propagation inthe plant takes place by means of the seeds and the formation of numerous aerial leaps at the collar of the plant. The most prominent accompanying plant species in the habitats of S. pennata include: Cyperuseremicus grasslands, different species of Calligonum L., and Smirnoviaturkestana. On the basis of the results, it can be concluded that Stipagrostispennata (Trin.) De Winter is a psammophyte and desert plant that plays an important role in maintaining and stabilizingthe unstable sandy soils and providing forage for livestock in winter pastures.
    Keywords: Autecology, Desert, Sandy dunes, Stipagrostispennata (Trin.) De Winter, Psammophyte plants
  • Heydarian Ardakanih.*, Abadikhah Dehali, D Page 123
    In order to determine the best cultivation method for barely (Hordeumvulgare), an experiment was carried out in a randomized complete block design with 3 replications and 4 treatments (hill planting, hand spraying, cultivation in-depth, and linear) in the research field of Payam-e Noor University, Ardakan branch, in 2008. The traits such as the length of the main cluster and the sub-cluster, the number of seeds in the main spike and sub-spike, grain weight in the main spike and sub-spike, the biomass, the plant height and the yield were measured.A comparison of the trait means indicated that the maximum amount of seed yield and biomass belonged to the hill planting cultivation method which did not significantly differ with the cultivation in in-depth method. The maximum amount of cluster and sub-cluster lengths, the number of seeds in the main spike and sub-spike belonged to the cultivation in in-depth method and the minimum amount of all traits was for the hand spraying cultivation method. Considering the significance of seed yield for human beings and animals, the best cultivation method appears to be hill planting to increase forage and reduce the possible expenses.
    Keywords: Hill planting, Hand spraying, Cultivation in depth, Linear, Afzal Barley, Yield, Yield components
  • Ramakp.*, Mehrniam., Sharifi Ashoorabadi, E Page 133
    Persian Artemisia with the scientific name of Artemisia persica is one of the most aromatic species of Artemisia in Iran. The aim of this investigationis to explore the habitat conditions and vegetation characteristics of A. persicain Lorestan province. The natural habitats of this species were identified during 3 years (2003-2005) in different regions of Lorestan province. The climatic data were collected from the nearest weather stations to the habitats of A. persica. The random-systematic method of sampling was followed and some of the quantitative parameters of the vegetation such as: the canopy cover and the density were measured. Some soil parameters such as texture, pH, EC, potassium, organic carbon, nitrogen and phosphorus were determined. The annual phenology and the vegetative/reproductive stages of A. persicawere recorded for 3 years. The results indicated that the habitats of A. persicainin Lorestanprovince are spread between the latitudes of 34° 46ʹ 01″ N to 33° 50 61″ N and the longitudes of 48° 51ʹ 43″ E to 48° 10ʹ 43″ E, on the mainly northern slopes (30-60%) of the great Garin mountain range with an altitude of 1850-3600 m. The maximum amount of A. persica density (5600 stand per ha) was observed in Higrehregion and the plants in Islamabad region had the largest aerial canopy cover (39/6 cm)and the highest yield (80 kg ha-1). Persian Artemisia mainly grows on light textured soils (sandy or sandy loam) with low salinity and low alkalinity. The annual growth of A. persicabegins with the appearance of the first leaf buds in early April and the flowering starts with the first flower buds mainly in the early July and reaches its peak in the early August.
    Keywords: Habitat conditions, Phenology, Lorestan, Artemisia Persica