فهرست مطالب

پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی - سال بیستم شماره 4 (پیاپی 74، زمستان 1393)
  • سال بیستم شماره 4 (پیاپی 74، زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • هادی رزاق مرندی صفحات 1-28
    تعیین میزان مناسب استقلال نهادی دانشگاه ها موضوعی اساسی برای دانشگاه ها و آموزش عالی کشور است. در این پژوهش سعی شده است با بررسی نگرش برخی از ذینفعان آموزش عالی ایران، ویژگی های برجسته استقلال نهادی اثربخش دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به دست آید. برای جمع آوری اطلاعات علاوه بر استفاده از پرسشنامه، مدارک حقوقی نیز بررسی شد. در این تحقیق توصیفی 35 مولفه استقلال نهادی دانشگاه ها، بر اساس نظر اندرسن و جانسون، به کار گرفته شدند. بررسی قوانین و مقررات نشان داد که دانشگاه های دولتی ایران در هشت مولفه استقلال دارند. گروه های ذی نفع علاوه بر تایید استقلال در این هشت مولفه، خواستار استقلال در 16 مولفه دیگر بودند. این 24 مولفه در زمینه های استقلال اساسی و استقلال فرایندی قرار دارند و عمل به این نتایج، اداره کردن دانشگاه های ایران را از مدل کنترل دولتی به مدل نظارت دولتی تغییر می دهد و آنها را در فضای رقابتی داخلی و خارجی چابک تر می سازد.
    کلیدواژگان: استقلال دانشگاهی، استقلال نهادی، مدیریت آموزش عالی، اداره کردن دانشگاه
  • مقصود فراستخواه، رضا منیعی صفحات 29-53
    برنامه ریزی آموزش عالی در کشور ایران ساخت و ریخت بیش از اندازه هرمی و متمرکز و عمودی داشته است. نهادهای دولتی نقشی خودخوانده در الگوی مداخله حداکثری بر عهده گرفته اند. این در حالی است که قدرت مناسب و مشروع برای راهبری آموزش عالی قدرت شناختی و علمی–تخصصی و خبرگی حرفه ای است و نه قدرت سیاسی و سلسله مراتبی. هدف تحقیق حاضر شناسایی عوامل موثر بر ارتقای کم و کیف مشارکت اعضای هیئت علمی در برنامه ریزی آموزش عالی و برنامه ریزی دانشگاهی برای ارائه توصیه های سیاستی بود. تحقیق در سه دانشگاه جامع مستقر در شهر تهران (تهران، شهید بهشتی و تربیت مدرس) از طریق آزمون تعداد 9 فرضیه با روش پیمایش زمینه یابی صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه های یادشده در سال تحصیلی 92-1391 به تعداد 2929 نفر و تعداد نمونه نیز بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم چند مرحله ای 360 نفر بود. پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای سازه تحقیق با مقیاس لیکرتی شش تایی ساخته و روایی آن با پنل خبره ها و پایایی آن با 38 نمونه برابر 905/0 آلفای کرونباخ تایید شد. طبق بررسی فرضیه های تحقیق میان نگرش اعضای هیئت علمی به وضعیت موجود سبک رهبری در دانشگاه خویش با حس خوداثربخشی آنها در برنامه ریزی دانشگاهی شان رابطه وجود داشت. تفاوتهای معنادار بر حسب جنسیت، مرتبه و سمت دیده شد. در میدان دانشگاه سه نیرو با سه نوع سرمایه متمایز عمل می کنند و مرزهایی از متن و حاشیه حول محور قدرت مدیریتی و سیاسی، قدرت آکادمیک و قدرت جمعیتی، اجتماعی و فرهنگی به وجود آمده است. حاشیه نشینهای دانشگاه هر چند به دلیل قدرت فکری و نخبگی خود تفکر علی و حس خوداثربخشی بالایی دارند، اما در خصوص برنامه ریزی و به ویژه سبک رهبری در دانشگاه حساس اند.
    کلیدواژگان: دانشگاه، قدرت، متن و حاشیه، برنامه ریزی، سبک رهبری، خوداثربخشی هیئت علمی
  • حمید جاودانی صفحات 55-74
    بخش نخست این مقاله به مباحث نظری در خصوص نیاز به تغییرات نرم افزاری در نظام مدیریت آموزش عالی ایران و مباحث توسعه سازمانی بسان راهبرد تغییری پیاپی که می تواند به تغییرات دلخواه و پایدار در سازمانها بینجامد، اختصاص یافته است. در بخش دوم برای طراحی الگوی فرایند توسعه سازمانی در این سیستم از ابزار ارزیابی الگوهای مدیریتی استفاده شده است. این ارزیابی بر مبنای نظرهای مدیران عالی و ارشد نظام آموزش عالی، که جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می دهند، انجام شده است. حاصل این ارزیابی که در برگیرنده وضعیت موجود و دلخواه این نظام است، طراحی الگویی است که توسعه سازمانی در هشت مولفه کلیدی مدیریتی نظام آموزش عالی ایران را نشان میدهد.
    کلیدواژگان: توسعه سازمانی، نظام آموزش عالی ایران، نظام مدیریت آموزش عالی
  • محمد شنگلی نجف آبادی، سعید محمدزاده، بهمن خسروی پور، مسعود یزدان پناه صفحات 75-93
    هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر تمایل شغلی دانشجویان به استخدام با استفاده از نظریه توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده آزن بود. برای افزایش قدرت پیش بینی تمایل شغلی دانشجویان به استخدام دو متغیر هویت فردی و هنجارهای اخلاقی به نظریه مذکور اضافه شد. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان سال اول و سال آخر دوره کارشناسی در سال تحصیلی 93-1392 دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان واقع در ملاثانی به تعداد 770 نفر بودند که 275 نفر از آنها بر اساس جدول کرجسی و مورگان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم طبقه بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار ظاهری و محتوایی آن را پانلی از اعضای هیئت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی تایید کردند و اعتبار سازه آن با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به وسیله نرم افزار AMOSversion20 تایید شد. به منظور سنجش قابلیت اعتماد ابزار جمع آوری داده ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد (92/0-77/0: α). نتایج نشان داد که همه متغیرهای پیش بین نظریه توسعه یافته رفتار برنامه ریزی شده؛ یعنی نگرش، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری درک شده، هویت فردی و هنجارهای اخلاقی با تمایل شغلی دانشجویان به استخدام رابطه مثبت و معنا دار دارند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که متغیرهای نگرش، هنجارهای ذهنی، هویت فردی و هنجارهای اخلاقی نسبت به استخدام در مجموع 3/64 درصد از تغییرات متغیر تمایل شغلی دانشجویان به استخدام را تبیین می کنند.
    کلیدواژگان: آموزش عالی کشاورزی، دانشجویان، کارآفرینی، استخدام، نظریه رفتار برنامه ریزی شده
  • محمدعلی قائم پور صفحات 95-121
    ارتباطات یکی از سازکارهای اصلی در تولید علم و مورد توجه جامعه شناسان علم است. ارتباط و کنش متقابل جوهره رشد علمی است. تعامل و ارتباط بین دانشجویان و استادان نیز یکی از اصلی ترین عرصه های ارتباطات در آموزش عالی و مهم ترین سرمایه دانشگاهی محسوب می شود. در این پژوهش چگونگی تعاملات و ارتباطات اجتماعی و علمی در دانشگاه صنعتی شریف بررسی شد. این پژوهش از نوع کمی بود و به صورت پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بود که 150 نفر از آنان به صورت تصادفی انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان داد که ارتباط اجتماعی و علمی میان دانشجویان بیش از حد متوسط، اما ارتباط استادان با دانشجویان در هر دو مورد (علمی و اجتماعی) پایین است. ارتباط علمی دانشجویان با یکدیگر بر حسب جنسیت به طور معنادار متفاوت بود؛ یعنی ارتباط علمی بین زنان نسبت به مردان بیشتر بود، اما ارتباط اجتماعی دانشجویان با یکدیگر و ارتباط اجتماعی و علمی استادان با دانشجویان بر حسب جنسیت دانشجویان تفاوت معنادار نداشت. بر اساس یافته های پژوهش معلوم شد که بین ارتباط اجتماعی و ارتباط علمی استادان با دانشجویان با مقطع تحصیلی دانشجویان رابطه وجود دارد، بدین معنا که هرچه مقطع تحصیلی دانشجویان بالاتر باشد، استادان رابطه اجتماعی و علمی بهتر و بیشتری با آنان دارند. سطح احتمال معناداری در همه نتایج به دست آمده بیش از 99 درصد بود.
    کلیدواژگان: اجتماع علمی، تعاملات علمی، ارتباطات اجتماعی، دانشجو، استاد، دانشگاه، تولید و توسعه علم
  • عباس رجایی آذرخوارانی، سعید رجایی پور، رضا هویدا صفحات 123-144
    دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به عنوان مهم ترین سازمان های دانایی محور از طریق دستیابی به دو قابلیت مهم جذب دانش و تسهیم دانش می توانند بهبود کیفیت علمی خود را تضمین کنند. هدف از این پژوهش بررسی روابط چندگانه بین تسهیم دانش و قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی از دیدگاه اعضای هیئت علمی در دانشگاه های منتخب اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه های منتخب اصفهان به تعداد 1472 نفر بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم، 177 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه تسهیم دانش، پرسشنامه قابلیت جذب دانش و پرسشنامه بهبود کیفیت علمی بر اساس مدل برنامه بهبود کیفیت علمی (AQIP) بود. روایی پرسشنامه ها به صورت محتوایی، صوری و سازه تایید و ضرایب پایایی آنها به ترتیب 87/0، 88/0 و 95/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح توصیفی از آماره های میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین تسهیم دانش و قابلیت جذب دانش با بهبود کیفیت علمی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، بین دو مولفه تسهیم دانش و دو مولفه قابلیت جذب دانش با تک تک مولفه های بهبود کیفیت علمی روابط مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج به دست آمده از مدل معادله ساختاری نشان داد که تسهیم دانش بر قابلیت جذب دانش تاثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، قابلیت جذب دانش بر بهبود کیفیت علمی تاثیر مثبت و معنادار دارد، ولی تسهیم دانش تاثیر مستقیمی بر بهبود کیفیت علمی ندارد.
    کلیدواژگان: تسهیم دانش، قابلیت جذب دانش، بهبود کیفیت علمی، هیئت علمی، دانشگاه
  • انسی کرامتی صفحات 145-172
    این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی فرایند جامعه پذیری دانشجویان دکتری به وسیله برنامه درسی پنهان در آموزش عالی کشورهای ایران و آمریکا و با روش پدیدار شناسی انجام شده است. با روش نمونه گیری گلوله برفی تجارب زیسته 36 نفر از دانشجویان دکتری در دانشکده های علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه ایالتی آریزونا بررسی شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه ساختارنایافته استفاده شد. با توجه به اینکه تمایز بین اشکال سخت و نرم در خصوص برنامه درسی پنهان، که اپل و کینگ (1977) آن را مطرح کردند، هیوریستیک مفیدی را برای تجزیه و تحلیل برنامه درسی پنهان در دوره های تحصیلات تکمیلی فراهم می کرد، برای تحلیل داده های به دست آمده از این چهارچوب استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که برنامه های درسی پنهان در دانشگاه های مورد مطالعه دانشجویان دکتری را به روش تقریبا مشابهی جامعه پذیر ساخته است.
    کلیدواژگان: برنامه درسی پنهان، آموزش تطبیقی، آموزش عالی
|
  • Pages 1-28
    Determining an appropriate level of institutional autonomy of universities is the main issue for universities and higher education in Iran. The purpose of this study was to determine the effective outstanding characteristics of institutional autonomy in public universities affiliated with Ministry of Science، Research and Technology by evaluating attitudes of certain Iranian higher education constituencies. In addition to a questionnaire for data collection، legal documents were also investigated. In this descriptive study، 35 components of university institutional autonomy which was introduced by Anderson and Johnson were used. A review of rules and regulations showed that Iran’s public universities have autonomy in 8 components. Moreover، constituencies groups demanded autonomy in 16 additional components. These 24 components are in the «substantial autonomy» and «procedural autonomy» areas. Applying these results alters the governance of public universities in Iran from «state control» model to «state supervision» model and makes them more agile in their internal and external competitive environments.
    Keywords: University autonomy, Institutional autonomy, Higher education management, University governance
  • Dr. Maghsood Farasatkhah, Dr. Reza Maniee Pages 29-53
    Planning in higher education in Iran has a centralized، pyramidal and vertical structure. Government''s institutions have taken a self-role charge in a maximized intervention model. However، the proper and legitimate power to lead higher education is cognitive، scientific and specialization power، rather than political and hieratical power. The aim of this article was to identify effective factors on quality and quantity of faculty participation in higher education policy making and university planning in order to provide policy recommendations. The research was conducted in three comprehensive universities in Tehran; The Universities of Tehran، Shahid Beheshti University and Tarbeiat Modarres University via 9 hypotheses testing utilizing survey method. The statistical population، according to the latest data in the academic year 2011-12، was 2929 individuals. Using multistage stratified sampling 360 individuals were selected. A construct based researcher made questionnaire with six likered scale was developed. The validity of questionnaire was determined by an expert panel and its reliability was confirmed by Cronbach''s alpha (α =0. 905). According to the research hypothesis testing، there was a correlation between faculty members'' attitude about their university leadership''s styles and their self-efficacy. In addition، a significant difference by gender، rank and position was observed. In the university field there are three forces with three distinct resources and boundaries from context and outskirt around political and administrative power، academic power and population and socio-cultural power. Although outskirts of university for their intellectual power and eliteness have a high self-efficacy feelings and causal thinking، but they are sensitive to the planning، especially to the leadership style in the university.
    Keywords: University, Power, Context, outskirts, Planning, Leadership style, Faculty self, efficacy
  • Dr. Hamid Javdani Pages 55-74
    The first section of this article contains theoretical discussion concerning the need for software changes in Iranian higher education administration system and “organizational development”، as a strategy for continual changes which could result in sustainable and desirable changes in organizations. For designing an Organizational Development Process Model، an Organizational Management Assessment Instrument” was used. The evaluation was conducted based on the opinions of top administrators of Iranian higher education system، as the statistical population. The outcome of this evaluation that include current and desired state of the system، is a model that demonstrates the process of organizational development in eight key components of Iranian higher education administration system.
    Keywords: Organizational Development (OD), Iranian higher education system, Higher education administration system
  • Mohammad Shangali Najafabadi, Dr. Saeed Mohammadzadeh, Dr. Bahman Khosravipour, Dr. Masoud Yazdanpanah Pages 75-93
    The main purpose of this study was to identify factors affecting students’ intention toward employment by applying an extended version of the Ajzen''s Theory of Planned Behavior (TPB). Two additional variables، self-identity and moral norms were added to increase the prediction power of students’ intention toward employment. The statistical population consisted of all freshmen and senior undergraduate students who registered in Khuzestan Ramin University of Agriculture and Natural Resources located in Mollasani in academic year 2013-2014 (N=770). Based on Krejcie and Morgan table، 275 individuals were selected as the statistical sample. The sample was chosen through proportional stratified sampling technique. Data were collected using a questionnaire. The questionnaire’s face and content validity was confirmed by a panel of agricultural extension and education experts and its construct validity was confirmed by confirmatory factor analysis using AMOSversion20. Reliability of the questionnaire was conducted and confirmed using Cronbach`s alpha (α: 0. 77- 0. 92). The results showed that there was a significant positive correlation between all predictor variables of the extended TPB (attitude، subjective norms، perceived behavioral control، self-identity and moral norms) and students’ intention toward employment. In addition، hierarchical regression analysis indicated that attitude، subjective norms، self-identity، and moral norms totally explaining 64. 3 percent of the variances in students’ intention toward employment.
    Keywords: Agricultural higher education, College students, Entrepreneurship, Employment, Theory of Planned Behavior
  • Mohammad Ali Ghaempour Pages 95-121
    Communication is one of the main mechanisms for developing science and considered important among science sociologists. Communication and interactions are essence of science growth. The interaction and communication among students and faculties are regarded also as most important university assets. In this study، the ways of social and scientific interactions and communications of Sharif University''s student was investigated. A quantitative survey research method was chosen for this study. The statistical population included all Sharif University’s students from whom 150 students were randomly selected. Research findings indicated that scientific and social interactions among students were above average، but communication between faculties and students in both scientific and social were low. Students'' scientific communication with each other in terms of gender was significantly different. Scientific communication among girls was higher than boys. But students'' social communications with each other and scientific and social communication of faculties with students in terms of gender were not significantly different. The findings of the present study also indicated a correlation between the faculties'' social and scientific communication with students in terms of students'' educational level. According to these findings the faculties had better scientific and social interactions with the students with higher educational level.
    Keywords: Scientific community, Scientific interactions, Social communications, College student, Faculty, University, Science development
  • Abbas Rajaei Azarkhavarani, Dr. Saeed Rajaeepour, Dr. Reza Hoveida Pages 123-144
    Universities and higher education centers، as the most important knowledge-based organizations، can improve their academic quality by achieving two important capabilities: knowledge sharing and knowledge absorptive capacity. The purpose of this research was to examine the multivariate determination of the relationship between knowledge sharing and knowledge absorptive capacity with academic quality improvement from faculty members points of view in selected Isfahan universities. The research method was descriptive and correlational type. The statistical population consisted of 1472 faculty members from which a sample size of 177 individuals was chosen through stratified random sampling. Based on Academic Quality Improvement Program (AQIP)، research instruments included Knowledge Sharing Questionnaire، Knowledge Absorptive Capacity Questionnaire and Academic Quality Improvement. The questionnaires validity was confirmed through content face and construct validity and their Cronbach alpha coefficients were estimated 0. 87، 0. 88 and 0. 95 respectively. The analysis of data was performed through descriptive statistics (mean and standard deviation، and inferential statistics (Pearson Correlation Coefficient، and Structural Equation Modeling). The findings revealed that there is a positive and significant relationship between knowledge sharing and knowledge absorptive capacity with academic quality improvement. Also there is a positive and significant relationship between knowledge sharing components and knowledge absorptive capacity components with academic quality improvement components. The examination of the findings through Structural Equation Modeling indicated that knowledge sharing had a significant and positive effect on knowledge absorptive capacity. Also knowledge absorptive capacity had a significant and positive effect on academic quality improvement، while knowledge sharing does not affect academic quality improvement directly.
    Keywords: Knowledge sharing, Knowledge absorptive capacity, Academic quality improvement, Faculty members, University
  • Ensi Keramati Pages 145-172
    The purpose of this study was to comparatively evaluate the process of socialization of doctoral students by hidden curricula in Iran and US higher education via phenomenological method. To achieve this goal، via snowball sampling، the experiences of thirty-six doctoral students in colleges of education in Ferdowsi University of Mashhad and Arizona State University were explored. Data was gathered via unstructured interviews. For analyzing the gathered data Apple and Kings (1977) framework was used-because the distinction between weak and strong forms of hidden curricula that presented by them provides a useful heuristic for analyzing the hidden curricula in graduate programs. The results revealed that the hidden curricula in colleges studied have made doctoral students socialized almost in a similar way.
    Keywords: Hidden curriculum, Comparative education, Higher education