فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 3 (پیاپی 78، مرداد و شهریور 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/05/20
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مقالات پژوهشی اصیل
  • زهرا مردان پور شهرکردی، ابراهیم بنی طالبی، محمد فرامرزی، لاله باقری، الهام مردان پور شهرکردی صفحات 1-12
    زمینه و هدف
    تمرین ترکیبی به عنوان یک مداخله توانبخشی موثر برای بهبود عملکرد جسمانی در افراد سالمند توصیه شده است. هدف اصلی از انجام این مطالعه، تعیین تاثیر ترتیب تمرین ترکیبی (استقامتی و قدرتی) بر قدرت عضلانی، توان هوازی و ترکیب بدن زنان سالمند بوده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی یالینی تعداد 40 نفر از زنان سالمند بازنشسته آموزش و پرورش انتخاب شدند و به طور تصادفی ساده به چهار گروه تمرین استقامتی + قدرتی(E+S) (9=n)، قدرتی + استقامتی (S+E) (10=n)، ترکیبی چرخشی (CI) (12=n) و کنترل (9n=) تقسیم شدند. برنامه های تمرینی برای گروه های تجربی به مدت 8 هفته و 3 روز در هفته انجام شد. قبل از شروع تمرین و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی ویژگی های آنتروپومتریکی شامل: قد، وزن، شاخص توده بدن (BMI)، محیط دور کمر، محیط دور باسن، نسبت کمر به باسن (WHR)، حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) و درصد چربی آزمودنی ها اندازه گیری و مقایسه شد.
    یافته ها
    تمامی شرکت کنندگان، در مطالعه شرکت و مطالعه را به پایان رساندند. بین تاثیر تمرینات ترکیبی با آرایش های مختلف در میزان کسب قدرت پایین تنه و VO2max اختلاف معنی داری وجود داشت. ترتیب تمرین منجر به اختلاف معنی داری در وزن، BMI و محیط کمر شد؛ همچنین، افزایش معنی دار قدرت بالا تنه فقط در گروه های E+S و CI و قدرت پایین تنه در همه گروه های تمرین ترکیبی مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این مطالعه، تمرینات ترکیبی با ترتیب مختلف برای بهبود قدرت عضلانی، توان هوازی و ترکیب بدنی در زنان سالمند توصیه می شود. مستقل از ترتیب تمرین، برنامه تمرینی تحقیق حاضر منجر به تغییرات مثبت در ترکیب بدن و آمادگی جسمانی در زنان سالمند شد.
    کلیدواژگان: تمرین ترکیبی، قدرت عضلانی، توان هوازی، ترکیب بدنی، سالمندی
  • الهه کمالی، منوچهر توسلی، سیمین همتی صفحات 13-21
    زمینه و هدف
    ژن NFκB1 زیر واحد اتصالی به DNA در کمپلکس NF-κB را کد می کند. تزاید بیان این ژن در برخی سرطان ها از جمله سرطان پستان گزارش شده است. در این مطالعه، وجود پلی مورفیسم تکرار CA در اینترون یک ژنNFκB1 و ارتباط آن با خطر ابتلا به سرطان پستان در جمعیت اصفهان مورد بررسی قرار گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه ی مورد- شاهد، بر روی 115 زن مبتلا به سرطان پستان و 115 زن سالم صورت گرفت. پس از استخراج DNA از نمونه های خون افراد مورد مطالعه، توالی مورد نظر توسط واکنش زنجیره ای پلیمراز تکثیر گردید. در نهایت پلی مورفیسم تکرار CA توسط الکتروفورز قطعات تکثیر شده بر روی ژل پلی اکریل آمید و تعیین توالی مشخص شد.
    یافته ها
    بر طبق نتایج حاصل از این مطالعه، نه الل مختلف تکرار CA در محدوده ی 14 تا 23 تکرار در اینترون یک این ژن مشخص شد. بیشترین فراوانی اللی در هر دو گروه بیمار (27%) و کنترل (28/69%) متعلق به الل 16(CA) بود. با توجه به فراوانی الل کوتاه 14(CA) در افراد بیمار (3/04%) و کنترل (0%)، زنان حامل الل 14(CA) ژنNFκB1 به طور قابل توجهی در معرض خطر بالاتری برای ابتلا به سرطان پستان قرار دارند.
    نتیجه گیری
    از آنجا که الل 14 تکرار CA تنها در افراد بیمار مشاهده شد و با توجه به نسبت افزاینده بزرگتر از هشت، ممکن است این تکرار اللی بتواند به عنوان یک مارکر پیش آگاهی سرطان پستان مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، فاکتور هسته ای κB1، تکرار CA، پلی مورفیسم
  • محمدرضا دلوی، محترم جعفری، مظاهر گنجی صفحات 22-29
    زمینه و هدف
    انگیزش در کار مجموعه ای از نیروهای درونی و بیرونی بوده که به عنوان امری مهم و ضروری در شغل پرستاران و سایر افراد ارائه دهنده خدمات به بیماران جهت ارائه کار دقیق و با کیفیت شناخته شده است. این مطالعه به منظور تعیین رابطه انگیزش در کار و معنویت در میان کادر پرستاری بیمارستان های شهر اصفهان با استفاده از مدل انگیزشی مبتنی بر معنویت انجام گردید.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1393 بر روی 230 نفر از پرستاران، ماماها و بهیاران شاغل در بیمارستان های دولتی شهر اصفهان که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند انجام گردید. ابزار جمع آوری شامل پرسشنامه محقق ساخته شامل 64 سوال بر اساس مدل انگیزشی مبتنی بر معنویت در حوزه ارتباطات فرافردی، درون فردی، میان فردی، برون فردی، انگیزش و فرا انگیزش و معنویت بود.
    یافته ها
    در این مطالعه 230 نفر از پرستاران، ماماها و بهیاران شامل 57/8% (133 نفر) مرد و 42/2% (97 نفر) زن تحت مطالعه قرار گرفتند. ارتباطات فرافردی با بتای 0/86 بیشترین تاثیر را داشته و بعد از آن ارتباط درون فردی با بتای 0/70، ارتباط میان فردی و برون فردی با بتای 0/59 بر روی معنویت در کار اثر داشتند؛ همچنین متغیر معنویت در کار با بتای 0/667 به طور معنی داری بر انگیزش و فرا انگیزش موثر بود. ارتباط معنی داری بین مولفه های مدل انگیزش مبتنی بر معنویت با تحصیلات و سن افراد وجود نداشت
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیرگذاری بیشتر ارتباطات فرا فردی و درون فردی در مقایسه با ارتباطات میان فردی و برون فردی در معنویت و انگیزش در کار پیشنهاد به ارتقای این ارتباطات توسط مدیران بیمارستان ها و بدین ترتیب افزایش انگیزش در کار با رهیافت معنویت می شود.
    کلیدواژگان: انگیزش، کادر پرستاری، معنویت، ارتباطات، بیمار
  • معصومه خسروی، مهران نظری صفحات 30-39
    زمینه و هدف
    جراحی پلاستیک بینی شایع ترین عمل زیبایی در ایران است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه اختلال خود شیفتگی و بد شکلی بدن در متقاضیان جراحی زیبایی بینی و مقایسه آن با افراد غیر متقاضی جراحی زیبایی بینی انجام گردید.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 100 نفر متقاضی جراحی زیبایی بینی و 100 نفر غیر متقاضی جراحی بینی که از نظر میزان تحصیلات، جنسیت، تاهل و محل زندگی با یکدیگر همتا شده بودند، به شیوه نمونه گیری در دسترس در شهر ساری (1391) انتخاب شدند. کلیه افراد، توسط پرسشنامه خود شیفتگی و پرسشنامه روابط چند بعدی بدن- خود (MBSRQ)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون لجستیک تحلیل گردید.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد، سطح میانگین اختلال بدشکلی بدن و خود شیفتگی در افراد متقاضی جراحی زیبایی نسبت به افراد غیر متقاضی بیشتر است. نتایج همچنین نشان دادند اختلال بدشکلی بدن نقش معنی داری در پیش بینی اقدام به جراحی زیبایی بینی داشت. نسبت شانس مربوط به اختلال بدشکلی بدن بیشتر از یک بود (218/1) که بیانگر شانس مراجعه بیشتر افراد دارای اختلال بدشکلی بدن نسبت به افراد عادی جهت مراجعه برای جراحی زیبایی می باشد. اختلال خود شیفتگی نقش معنی داری در پیش بینی مراجعه برای جراحی زیبایی نداشت.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج، به نظر می رسد خود پنداره منفی از بدشکل بدنی در میزان مراجعه و اقدام برای عمل جراحی زیبایی بینی تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: جراحی زیبایی بینی، بدشکلی بدنی، خود شیفتگی
  • علی شهرکی، زهرا ذاکری، مهدیه حسینیان صفحات 40-47
    زمینه و هدف
    سیتوکین ها در روندهایی که باعث التهاب، تخریب مفصلی و علائم خارج مفصلی که به همراه آرتریت روماتوئید دیده می شود، دارای نقش اساسی هستند. هدف از این مطالعه، بررسی نقش اینترلوکین-23 و اینترلوکین-10 در بیماری آرتریت روماتوئید قبل از درمان و سه ماه پس از درمان در مقایسه با گروه کنترل و افراد مبتلا به استئوپروز می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی، 30 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید، 30 فرد سالم بعنوان گروه کنترل و 15 بیمار مبتلا به استئوپروز که از نظر سن و جنس همسان بودند انتخاب و نمونه های خون آن ها به منظور اندازه گیری سطوح سرمی اینترلوکین-23 و اینترلوکین- 10 جمع آوری گردید. مقادیر سرمی اینترلوکین های مذکور به روش الیزا اندازه گیری شد.
    یافته ها
    میزان اینترلوکین-23 در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل و افراد مبتلا به استئوپروز بود. مقادیر سرمی اینترلوکین-23 در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید سه ماه بعد از درمان بطور معنی داری نسبت به مقادیر سرمی آن قبل از درمان کاهش یافته بود. مقادیر سرمی اینترلوکین-10 در گروه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید قبل از درمان نسبت به گروه کنترل و گروه مبتلا به استئوپروز اختلاف معنی داری نداشت، اما سطوح سرمی اینترلوکین مذکور در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید قبل از درمان و سه ماه بعد از درمان اختلاف معنی داری را نشان داد.
    نتیجه گیری
    اینترلوکین-23 و اینترلوکین-10 در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید بسیار فعال بوده و دچار تغییرات شدیدی می شوند؛ در نتیجه این سیتوکین ها ممکن است، به مقدار زیادی در مکانیسم پاتولوژیک بیماری دخالت داشته باشند.
    کلیدواژگان: آرتریت روماتوئید، سیتوکین، اینترلوکین، 23، اینترلوکین، 10، استئوپروز
  • جواد صفاری چالشتری، مصطفی غلامی، مهناز کلوشادی، احسان حیدری، اسفندیار حیدریان صفحات 48-56
    زمینه و هدف
    سرطان پروستات شایع ترین سرطان در جامعه مردان است. عوامل بسیار زیادی منجر به بروز این بیماری می شود. در عین حال فاکتورهای متعددی به منظور پیشگیری و یا درمان این بیماری شناسایی شده اند. آنتی اکسیدان ها و مخصوصا ترکیبات پلی فنلی مانند اسید گالیک دارای ظرفیت بالقوه ای از این ویژگی هستند. در این مطالعه با استفاده از تکنیک الکتروفورز قلیایی، اثر اسید گالیک را بر لاین سلول های سرطانی Du145 پروستات مورد مطالعه قرار دادیم.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، میزان زیست پذیری سلول های Du145 در مجاورت غلظت های مختلف گالیک اسید، به کمک روش رنگ سنجی تترازولیوم (MTT) اندازه گیری و غلظت مهارکنندگی 50 درصد رشد سلول ها (IC50) محاسبه شد. سه غلظت نزدیک به IC50 از داروی اسید گالیک برای 48 ساعت بر سلول های مذکور تیمار شد. پس از انجام الکتروفورز قلیایی تصاویر کامت های ایجاد شده با استفاده از نرم افزار CASP آنالیز شدند.
    یافته ها
    با استفاده از آزمون MTT و بر اساس مدل پروبیت میزان IC50 اسید گالیک برای سلول های Du145 برابر 35 میکرومولار بدست آمد. در آزمون الکتروفورز قلیایی، برای سه غلظت 25،30 و 35 میکرومولار اسیدگالیک، نسبت طول کامت به قطر سلول به ترتیب برابر 1/3±6/7، 2/6±13/8 و 1/2±69/4 بود.
    نتیجه گیری
    گالیک اسید به عنوان یک آنتی اکسیدان قدرتمند در غلظت های نزدیک به IC50 اثر مهاری شدیدی بر رشد سلول های سرطان پروستات (لاین Du145) داشته و با اثر تخریبی بر ژنوم این سلول ها می تواند آپوپتوز را در آنان القاء کند.
    کلیدواژگان: سرطان پروستات، لاین سلولی Du145، گالیک اسید، الکتروفورز قلیایی
  • جواد صفاری چالشتری، مرتضی نیکوکار، اسفندیار حیدریان، مهناز کلوشادی، پیام قاسمی دهکردی، مصطفی غلامی صفحات 57-65
    زمینه و هدف
    امروزه، سرطان ها یکی از بزرگترین نگرانی های جوامع بشری است. ترکیبات پلی فنلی و آنتی اکسیدان ها به عنوان یک فاکتور مهم و کلیدی در پیشگیری و یا درمان انواع سرطان ها به خوبی معرفی شده اند. این تحقیق با هدف بررسی اثر کارواکرول به عنوان یک ماده آنتی اکسیدانی قوی بر مهار رشد و میزان تخریب ژنوم رده سلول سرطانی PC3 پروستات انجام شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، سلول های سرطانی PC3 پروستات با غلظت های مختلف کارواکرول تیمار و درصد زیست پذیری سلول ها به کمک روش رنگ سنجی تترازولیوم (MTT) اندازه گیری و سپس غلظت مهارکنندگی 50 درصد رشد سلول ها (IC50) محاسبه شد.در قدم بعدی، الکتروفورز قلیایی با توجه به IC50 برای سه غلظت 130، 230 و 360 میکرومولار از کارواکرول انجام و 100 عدد تصویر کامت های ایجاد شده با استفاده از نرم افزار CASP آنالیز گردید.
    یافته ها
    بر اساس مدل پروبیت میزان IC50 کارواکرول برای سلول های PC3 360 میکرومولار بدست آمد. در آزمون الکتروفورز قلیایی، نسبت طول کامت به قطر سلول در غلظت های 130، 230 و 360 میکرومولار به ترتیب برابر 2/1±15/9، 4/2±38/7 و 2/0±65/3 درصد مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    کارواکرول به عنوان یک ترکیب پلی فنلی موثر در درمان سرطان ها به طور بالقوه ای می تواند ژنوم سلول های PC3 مشتق از سرطان پروستات را تخریب کند. تخریب ژنوم سلول های PC3 در غلظت های نزدیک به IC50 بسیار محسوس تر است.
    کلیدواژگان: کارواکرول، سلول های PC3، سرطان پروستات، الکتروفورز قلیایی
  • بهادر نعمتی، عبدالمجید فدایی، مهربان صادقی، مرتضی سدهی، نظام الدین منگلی زاده صفحات 66-75
    زمینه و هدف
    یکی از مشکلات اصلی استفاده از منابع آب های سطحی، غلظت بالای مواد آلی طبیعی آن است. مواد آلی طبیعی پیش ساز محصولات جانبی گندزدایی بوده و برخی از این مواد می توانند برای انسان سمی یا سرطان زا باشند. هدف از این مطالعه بررسی کارآیی فرآیند انعقاد پیشرفته و فیلتراسیون مستقیم برای حذف مواد آلی طبیعی از آب های سطحی بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه نیمه تجربی، پایلوت برای انعقاد پیشرفته با فیلتراسیون مستقیم با ظرفیت 144 لیتر بر ساعت طراحی شد. تالاب چغاخور واقع در 65 کیلومتری شهرکرد به عنوان محل نمونه برداری انتخاب و نمونه ها برداشت شد. جهت سنجش مواد آلی طبیعی (NOMs) از روش جذب UV در طول موج 254 نانومتر بوسیله دستگاه اسپکتروفتومتر استفاده شد. در این پژوهش تاثیر pH، دوز منعقد کننده کلروفریک (FeCl3) و دبی ورودی به سیستم بر حذف مواد آلی طبیعی مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در شرایط بهینه میزان حذف NOMs حدود 94 درصد بود و مقدار باقیمانده آلاینده به کمتر از mg/l 2 رسید. شرایط بهینه برای حذف مواد آلی طبیعی در pH 2/6، دوز کلروفریک mg/l 60 و دبی l/h 95 اتفاق افتاد. بر اساس تحلیل اثر عوامل مورد بررسی، غلظت ماده منعقد کننده بیشترین اثر را بر راندمان حذف NOMs داشته و به ترتیب pH و دبی در رتبه های بعدی قرار داشتند.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج بدست آمده، انعقاد پیشرفته بوسیله کلروفریک با فیلتراسیون مستقیم می تواند بازدهی حذف مواد آلی طبیعی در تصفیه خانه آب را بهبود دهد.
    کلیدواژگان: مواد آلی طبیعی، انعقاد پپیشرفته، فیلتراسیون مستقیم
  • علی حسن پور دهکردی، پروین صفوی، کورش شهبازی صفحات 76-83
    زمینه و هدف
    بیش فعالی و نقص توجه (ADHD) شایعترین اختلال روانی کودکان است که منجر به پرتحرکی، نقص توجه و افت تحصیلی دانش آموزان می شود. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر دو روش آموزش غیرحضوری و حضوری بر آگاهی، نگرش و عملکرد معلمان در مورد این اختلال انجام گرفت.
    روش بررسی
    در این کارآزمایی بالینی 60 نفر از معلمان چهار مدرسه ابتدایی دخترانه شهرکرد در سال 92-91 به طور تصادفی انتخاب و به دو گروه 30 نفره آموزش از طریق جلسات Focus Group و آموزش از طریق بوکلت تقسیم گردیدند. گروه اول به دو گروه 15 نفره تقسیم و در چهار جلسه یک ساعته شرکت کردند و گروه دوم جزوه آموزشی با همان محتوا دریافت کردند. پرسشنامه های ارزیابی آگاهی، نگرش به دارو درمانی و عملکرد آن ها در مورد بیش فعالی و نقص توجه قبل و یک ماه بعد از آموزش تکمیل گردید.
    یافته ها
    در هر دو گروه آگاهی شرکت کنندگان بعد از آموزش به طور معنی دار افزایش یافته بود؛ ولی نگرش آن ها به دارو درمانی تغییر قابل توجهی نداشت. بین میانگین نمره آگاهی و نگرش در دو گروه تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت؛ ولی در گروه Focus Group نسبت به گروه بوکلت معلمان عملکرد بهتری پیدا کرده بودند، به نحوی که توانسته بودند، تعداد زیادتری از دانش آموزان مشکوک به بیش فعالی را تشخیص و ارجاع دهند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه که نشان داد آموزش از طریق جلسات Focus Group بهتر از آموزش از طریق بوکلت بر عملکرد معلمان تاثیر دارد، و به دلیل اینکه اختلال ADHD می تواند منجر به مشکلات روانی- اجتماعی در دانش آموزان شود؛ بنابراین توصیه می شود برای شناسایی و ارجاع سریع دانش آموزان مبتلا به اختلال ADHD از آموزش معلمان به روش Focus Group استفاده شود.
    کلیدواژگان: اختلال بیش فعالی نقص توجه، آموزش، بوکلت، جلسات Focus group
  • فاطمه امین، علی شمسی زاده، فاطمه ایوبی، حسین رضازاده، الهام حکیمی زاده، جمیله مشایخی مزار، فرشته ایرانمنش، محمد الله توکلی صفحات 84-92
    زمینه و هدف
    سندرم ترک یکی از عوارض خطرناک و بحرانی سوء استفاده از مواد مخدر است و درمان آن از اولویت های بهداشتی و درمانی محسوب می شود. هدف این مطالعه بررسی اثر عصاره خاکشیر، درمنه و کلپوره بر علائم ناشی از سندرم ترک مورفین می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، 40 سر موش صحرایی نر به چهار گروه مساوی شامل: گروه کنترل که مورفین، نالوکسان و آب مقطر دریافت کردند، گروه وابسته به مورفین و درمان با عصاره خاکشیر (mg/kg 400)، گروه وابسته به مورفین و درمان با عصاره کلپوره (mg/kg 600) و گروه وابسته به مورفین و درمان با عصاره درمنه (mg/kg 200) تقسیم شدند. گروه ها بمدت 7 روز مورفین دریافت کردند. بعد از وابستگی، در روز هفتم، عصاره ها به هر حیوان از طریق یک کاتتر دهانی- معدی داده شد. یک ساعت بعد mg/kg 0/5 نالوکسان بصورت داخل صفاقی تزریق و هر حیوان جداگانه در قفس به مدت چهل دقیقه به صورت مستقیم مشاهده وسپس متغیرهای کیفیت مدفوع، تعداد دفعات دفع، وزن مدفوع، درازکشیدن، خارش و پرش تعیین گردید.
    یافته ها
    در این مطالعه تجربی عصاره خاکشیر سبب کاهش معنی دار بر شاخص های دراز کشیدن، درصد کاهش وزن و خارش نسبت به گروه کنترل شد. در گروه تحت درمان با عصاره کلپوره، کاهش معنی دار دفعات پرش و دراز کشیدن در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. عصاره درمنه نیز، شاخص خارش را در مقایسه با کنترل کاهش داد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره های مورد نظر اثر قابل ملاحظه ای بر کاهش علایم سندرم ترک ناشی از مورفین دارند. مطالعات بیشتری برای تاثیر اثر این گیاهان بر سندرم ترک مورفین توصیه می شود.
    کلیدواژگان: خاکشیر، درمنه، کلپوره، سندرم ترک مورفین، موش صحرایی
  • مجتبی بنیادیان، حسین حجازی، حمیدرضا عزیزی، سعید حبیبیان، عماد سیاحی صفحات 93-101
    زمینه و هدف
    با افزایش ایجاد مقاومت دارویی در درمان بیماری ها به ویژه بیماری های انگلی، همچنین وجود عوارض جانبی ترکیبات شیمیایی، استفاده از داروهای گیاهی در درمان بیماری های انگلی در سرتاسر جهان به شدت افزایش یافته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر ضد لیشمانیایی اسانس گیاه اسطوخودوس (Lavendula officinalis) و مقایسه آن با داروی گلوکانتیم انجام شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی ابتدا اسانس روغنی از گیاه تازه خشک و پودر شده به روش تقطیر با بخار آب تهیه شده و سپس غلظت های 5/0، 5/1، 5، 10، 15 و 20 درصد از اسانس و غلظت 8/33 درصد از داروی گلوکانتیم بطور جداگانه به محیط کشت دارای 106 پروماستیگوت انگل لیشمانیا ماژور در هر میلی لیتر اضافه شد. تعداد انگل های زنده پس از اضافه کردن اسانس و دارو در زمان های 24، 48 و 72 ساعت به وسیله رنگ تریپان بلو 10% و با استفاده از لام نئوبار شمارش شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سرعت تکثیر پروماستیگوت ها پس از افزودن اسانس گیاه به میزان قابل توجهی نسبت به گروه شاهد کاهش یافت. در غلظت های 10 درصد و بیشتر اثر کشندگی نیز مشاهده شد، به طوری که در زمان 72 ساعت هیچ انگل زنده ای در گروه های مذکور مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه بیانگر اثر ممانعت کننده رشد و کشندگی اسانس گیاه اسطوخودوس در شرایط آزمایشگاهی بر روی شکل پروماستیگوت لیشمانیا ماژور می باشد؛ بنابراین پیشنهاد می شود، مطالعات بیشتر برای پی بردن به اثر ضد لیشمانیایی گیاه اسطوخودوس بر روی شکل آماستیگوت انگل صورت گیرد.
    کلیدواژگان: اسانس، گیاه اسطوخودوس، لیشمانیا ماژور
  • محسن اربابی، مرتضی هاشم زاده چالشتری، گشتاسب مردانی، مهربان صادقی، اکرم نجفی چالشتری، کبری شاکری صفحات 102-111
    زمینه و هدف
    هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای (PAHs) گروه بزرگی از آلایند های محیطی را تشکیل می دهند که به دلیل سمیت، سرطان زایی و نیز مقاومت نسبت به تجزیه از اهمیت خاصی برخوردار هستند. منشا اصلی ورود آن ها به محیط، نفت و فراورده های نفتی می باشد. این مطالعه با هدف تعیین باقیمانده هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای در خاک های آلوده به ترکیبات نفتی در شهرستان شهرکرد انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، از سه نوع سایت آلوده در شهرستان شهرکرد (سایت حومه خطوط انتقال نفت پس از حادثه شکستگی خط لوله، سایت در معرض دود اگزوز و سایت مخازن ذخیره سوخت) به صورت تصادفی نمونه برداری انجام و غلظت فنانترن و پایرن پس از استخراج توسط دستگاه کرواتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) اندازه گیری شد.
    یافته ها
    میانگین غلظت فنانترن و پایرن در سایت حومه خط انتقال به ترتیب 8/6±14/24 و 42/20±67/50، میلی گرم بر کیلوگرم در سایت مخازن ذخیره به ترتیب 02/0±22/0 و 1±5/2 میلی گرم بر کیلوگرم و در مناطق در معرض دود به ترتیب 45/19±24/32 و 23/36±32/61 میلی گرم بر کیلوگرم بود. رابطه بین غلظت های فنانترن و پایرن در سایت حومه خط انتقال و مخازن نفت با توجه به استاندارد سازمان بهداشت جهانی (WHO) و آژانس ثبت بیماری ها و مواد سمی (ATSDR) و همچنین در سایت در معرض دود اگزوز با توجه به استانداردWHO معنی دار می باشند که نشانگر آلودگی شدید در این مناطق می باشد.
    نتیجه گیری
    غلظت فنانترن وپایرن در سایت حومه خط انتقال با کاربری کشاورزی به طور متوسط به ترتیب 200 و 500 برابر استاندارد WHO برای خاک های کشاورزی (خاک غیر آلوده) و غلظت فنانترن و پایرن برای پمپ بنزین های اندازه گیری شده به طور متوسط 6 و 12 برابر استاندارد WHO برای سایت های در معرض اگزوز اتومبیل اندازه گیری شده است؛ بنابراین بایستی راهکارهای مناسب پالایش (از جمله زیست پالایی) این خاک ها مد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: هیدروکربن آروماتیک، ترکیبات نفتی، آلودگی خاک، شهرکرد
  • فرزانه ضرغام پور، راضیه پوراحمد، مرتضی دهقان، مرتضی هاشم زاده چالشتری صفحات 112-120
    زمینه و هدف
    پوکی استخوان، شایع ترین اختلال در متابولیسم مواد معدنی استخوان است. جایگاه برشی Taq1 در ژن کلسیتونین و پلی مورفیسم AluI در ژن گیرنده ی کلسیتونین به عنوان عوامل ژنتیکی می توانند در ارتباط با میزان تراکم استخوان باشند. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین جایگاه برش Taq1 و پلی مورفیسم AluI با میزان تراکم استخوان بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 200 خانم بالای 45 سال مراجعه کننده به مراکز سنجش تراکم استخوان شهرکرد در سال های 92-1391 وارد شدند. تراکم استخوان گردن ران و مهره های کمر با استفاده از روش جذب سنجی اشعه X با انرژی دوگانه (DEXA) اندازه گیری و براساس ضریب تی (T- Score) به دو گروه بیمار یا دارای پوکی استخوان (130) و سالم یا شاهد) 70 نفر) تقسیم شدند. ژنوتیپ های مختلفTaq1 (TT/Tt/tt) و AluI (TT/TC/CC) با استفاده از روشPCR RFLP تعیین شدند.
    یافته ها
    توزیع ژنوتیپی پلی مورفیسم AluI برای ژنوتیپ های TT، TC و CC در گروه شاهد به ترتیب 4/31%، 7/35% و 9/32% و در گروه بیمار به ترتیب 54/31%، 08/63% و 38/5% بود. در گروه شاهد و بیمار برای جایگاه برش Taq1 فقط ژنوتیپ tt مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    ارتباط معنی داری بین جایگاه برش Taq1 و پلی مورفیسم AluI با میزان تراکم استخوان وجود نداشت و احتمال دارد عوامل ژنتیکی دیگری بر روی تراکم استخوان تاثیرگذار باشند.
    کلیدواژگان: پلی مورفیسم، پوکی استخوان، تراکم استخوان، کلسیتونین، PCR، RFLP
  • پری کیانی ابری، بهنام زمانزاد، ابوالفضل قلی پور، زهرا نور محمدی صفحات 121-127
    زمینه و هدف
    شیوع مقاومت آنتی بیوتیکی بین باکتری های پاتوژن به مسئله جدی جهانی تبدیل شده است. کلبسیلا پنومونیه از مهم ترین پاتوژن های فرصت طلب است که باعث عفونت های اکتسابی از بیمارستان و جامعه می شود. گسترش جهانی سویه های دارای مقاومت چندگانه (MDR) یک نگرانی جدی است. هدف از این مطالعه بررسی الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی و شیوع مقاومت چندگانه کلبسیلا پنومونیه از بیمارستان های آموزشی شهرکرد است.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی- تحلیلی، 136 ایزوله کلبسیلا پنومونیه از نمونه های ادرار، خون، زخم، خلط جدا شد و با استفاده از آزمون های استاندارد بیوشیمیایی تعیین هویت شد. مقاومت ایزوله ها نسبت به آنتی بیوتیک های: آمیکاسین، سفالوتین، کوتریماکسازول، جنتامایسین، سفوتاکسیم، نیتروفورانتوئین، نالیدیکسیک اسید، سیپروفلوکساسین، تتراسایکلین، کلرآمفی نیکل، ایمی پنم و نورفلوکساسین به روش دیسک دیفیوژن طبق دستورالعمل CLSI مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    بر اساس نتایج حاصل، میزان مقاومت ایزوله ها به کوتریماکسازول 1/58%، سفالوتین 9/52%، تتراسایکلین 8/47%، سفوتاکسیم 7/39%، جنتامایسین 8/36%، نیتروفورانتوئین و کلرآمفی نیکل 7/25%، آمیکاسین 3/21%، نورفلوکساسین 8/11%، نالیدیکسیک اسید 9/19% و سیپروفلوکساسین و ایمی پنم 6/9% بود. از کل ایزوله ها، 81 نمونه (6/59%) دارای مقاومت دارویی چندگانه بودند.
    نتیجه گیری
    کلبسیلا پنومونیه دارای مقاومت چندگانه یک خطر جدی برای بیماران مراجعه کننده به بیمارستان های شهرکرد است؛ بنابراین نظارت بر مصرف آنتی بیوتیک ها و تعیین سویه های مقاوم به چند دارو می تواند از توسعه مقاومت در باکتری ها جلوگیری کند.
    کلیدواژگان: کلبسیلا پنومونیه، مقاومت آنتی بیوتیکی، سویه های دارای مقاومت چندگانه
  • مقاله مروری
  • سمانه آقاجان پور، مرضیه تولایی، لیلا آزادی، محمدحسین نصر اصفهانی صفحات 128-143
    زمینه و هدف
    در پستانداران، اسپرم پس از ورود به تخمک به هنگام لقاح، یک آبشار سیگنالی را که شامل نوسانات در غلظت کلیسم آزاد سیتوپلاسمی تخمک است، ایجاد می کند. هدف از انجام این مطالعه مروری، بررسی نقش پروتئین PLCζ به عنوان یک فاکتور فعال کننده تخمکی و سپس نقش آن در نمونه اسپرم مردان بارور و نابارور می باشد.
    روش بررسی
    در این مقاله مروری، 51 مقاله مرتبط با پروتئین PLCζ با استفاده از کلمات کلیدی اسپرم، فعال سازی تخمک، فسفولیپاز C زتا، ناباروری و شکست لقاح در فاصله سال های 2013-2002، از طریق پایگاه اینترنتی PubMed جمع آوری گردید.
    یافته ها
    از سال 2002 که پروتئین فسفولیپاز C زتا شناسایی شد، پیشرفت های زیادی در دانش محققین در زمینه این پروتئین در هر دو سطح علمی و کلینیکی به وجود آمده است. به طور قابل توجهی، در برخی از بیماران القای فعال سازی تخمک پس از انجام ICSI با شکست مواجه شده و نابارور باقی می مانند؛ بنابراین، مشخص شده است که پروتئین فسفولیپاز C زتا نقش مهمی در فعال سازی تخمک انسان دارد و در نتیجه هر گونه اختلال ژنتیکی، مولکولی یا بیوشیمیایی این پروتئین موجب نقص در فعال سازی تخمک می گردد.
    نتیجه گیری
    فاکتور فسفولیپاز C زتا می تواند در تکنیک های ART به عنوان یک عامل درمانی جدید در تخمک های دچار نقص در فعال سازی یا به عنوان یک بیومارکر پیشگویی کننده یا تشخیصی در توانایی فعال سازی تخمک نمونه ها، مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اسپرم، فعال سازی تخمک، فسفولیپاز C زتا، ناباروری، شکست لقاح
|
  • Zahra Mardanpour, Shahrekordi, Ebrahim Banitalebi, Mohammad Faramarzi, Laleh Bagheri, Elham Mardanpour, Shahrekordi Pages 1-12
    Background And Aims
    Combined training has been recommended as an effective rehabilitation intervention to improve physical functional in elderly. The aim of this study was to investigate the effect of sequence order of combined training (resistance and endurance) on strength, aerobic capacity and body composition in older women.
    Methods
    In this randomized clinical trial, 40 retired elderly women of education were selected and randomly divided into four groups, endurance + strength (E+S) (n=9), strength + endurance (S+E) (n=10), circulation concurrent (CI) (n=12) and control (n=9) groups. Training program was performed for eight week, 3 times per week. Differences were analyzed by paired samples t-test Within-group and differences were analyzed between groups by one-way ANOVA.
    Results
    The results showed that there were significant differences between effect of training with different sequence order in lower body strength (P=0.001) and VO2 max (P=0.029). Sequence order caused to different effect on weight (P=0.017), BMI (P=0.023) and waist circumference (P=0.006). Also, a significant increase were observed in upper body strength only in CI and E+S groups and lower body strength in all groups of combined training (P<0.05).
    Conclusion
    According these results, combination of strength and endurance training with different order are recommended to improve strength, aerobic capacity and body composition in old women. Independent of the training sequence, the current training program caused positive changes in body composition and physical fitness.
    Keywords: Combined training, Strength, Aerobic power, Body composition, Elderly
  • Elahe Kamali, Manoochehr Tavassoli, Simin Hemmati Pages 13-21
    Background And Aims
    NFκB1 encodes for a DNA binding subunit of NF-κB complex. Overexpression of NFκB1 has been reported in a number of human cancers including breast cancer. To date there has been no study on the relation between microsatellites in the NFκB1 gene and risk of breast cancer in Isfahan population. This study was aimed to investigate the existence of NFκB1 CA repeat polymorphism and its association with breast cancer risk in Isfahan population.
    Methods
    This case-control study was conducted on 115 women with breast cancer and 115 healthy women. After DNA extraction from peripheral blood samples, desired sequence was amplified by polymerase chain reaction. Finally, CA repeat polymorphism was determined by amplified elements electrophoresis on polyacrylamide gel and determination of sequencing.
    Results
    According to the results of present study, 9 different alleles of the CA repeat in the range of 14 to 23 were detected in intron 1 of NFκB1 gene. The most common allele in both controls (29%) and cases (27%) allocated to (CA)16 allele. Due to the short allele (CA)14 frequency in patients (3%) and controls (0%), women who carry (CA)14 allele of NFκB1 gene were at significantly higher risk of developing breast cancer.
    Conclusion
    Since the (CA)14 allele was observed only in patient women with the OR>8, it may be used as a prognosis marker for breast cancer development.
    Keywords: Breast cancer, Nuclear factor of κB1 (NFκB1), CA repeat, Polymorphism
  • Mohammad Reza Dalvi, Mohtaram Jaafari, Mazaher Ganji Pages 22-29
    Background And Aim
    Motivation in working as a set of internal and external forces is recognized as an important and necessary issue in nursing and other provider the services to patients to provide a tactful and high quality work. This study was conducted to determine the relationship between motivation in work and spirituality among nursing staff in the hospitals in Isfahan using spirituality- based motivation model.
    Methods
    This descriptive-analytic study was performed in 2014 on 230 nurses, midwives, and health workers who were selected using randomly simple sampling in the state hospitals in Isfahan city. Data were collected through a questionnaire made by researcher consisted of 62 spirituality- based motivation questions in areas of extra- personal, intrapersonal, interpersonal, motivation and meta-motivation and spirituality.
    Results
    In this study, 230 nurses, midwives, and health workers consisted of 57.8% (133) men and 42.2% (97) women were studied. Extra- personal communication with beta 0.86 had the greatest effect on spirituality in working, followed by intrapersonal communication with beta 0.70, and interpersonal and inter-individual communication with beta 0.59. In addition, spirituality variable was significantly effective on motivation and meta-motivation in working with beta 0.677. No significant relationship was observed between the factors of spirituality-based motivation model and education and age of individuals under study (P>0.05).
    Conclusion
    Regarding to the effectiveness of extra-personal and intrapersonal communication compared with interpersonal and inter-individual communication on spirituality and motivation in working, it is suggested to promote this relation by hospital administrators. Thus, it increases the motivation in the working with spiritual approach.
    Keywords: Motivation, Nursing staff, Spirituality, Communication, Hospital
  • Masoumeh Khosravi, Mehran Nazari Pages 30-39
    Background And Aims
    Nose cosmetic surgery is the best-known kind of plastic surgery in Iran. So, the present research was aimed to investigate and compare the relationship of narcissistic and body dysmorphic disorder among cosmetic surgery applicants and non- applicants.
    Methods
    In this descriptive analytic study, 100 applicants of nose cosmetic surgery and 100 non- applicants of nose cosmetic surgery who were integrated based on education level, gender, marital status and their location. They were selected by convenience sampling from Sari city of Iran in 2012. All participants were evaluated using the Multidimensional Body-Self Relations (MBSRQ) and narcissistic questionnaires. Data were analyzed using logistic regression test.
    Results
    Results revealed that applicants group has the higher levels of body dysmorphic and narcissistic disorder rather than non-applicants group. Results also showed that body dysmorphic disorder had higher significant predictor than narcissistic disorder for application of nose cosmetic surgery (P<0.001, F=39.79). The chance of applicant’s surgery for body dysmorphic disorder was more than 1 (1.218) that shows the procedure chance for nose surgery in applicants with body dysmorphic disorder was more than normal applicants for nose cosmetic surgery, but narcissistic disorder had not significant prediction role to applicant for nose cosmetic surgery (P>0.05).
    Conclusion
    It seems negative self-conception about body dysmorphic disorder affects on the rate of referrers and performer for nose cosmetic surgery.
    Keywords: Nose cosmetic surgery, Body dysmorphic, Narcissistic disorder
  • Ali Shahraki, Zahra Zakeri, Mahdieh Hossenian Pages 40-47
    Background And Aims
    Cytokines play a crucial role in the processes which induce inflammation, joint destruction and extra-articular signs associated with rheumatoid arthritis. The aim of this study was to examine the role of IL-23 and IL-10 in rheumatoid arthritis in pretreatment and post-treatment compared to healthy control subjects and osteoporosis patients.
    Methods
    In this cross-sectional study, 30 patients diagnosed with RA and 30 healthy controls subjects and 15 patients with osteoporosis matched to age and gender were selected. Blood samples were collected from the patients and the control group to determine IL-23 and IL-10 serum levels. The serum levels of IL-23 and IL-10 were measured by ELISA assay.
    Results
    IL-23 serum levels in RA patients were more than IL-23 serum levels in control group and osteoporosis group and was considered a significant difference (P=0.007). IL-23 serum levels in the patient group three months after treatment decreased significantly compared to RA subjects before treatment (P=0.009). There was no significant difference between IL-10 serum levels in RA patients group before treatment compared to control group and osteoporosis group, but IL-10 serum levels in RA group before treatment and three months after treatment showed a significant difference (P= 0.001).
    Conclusion
    The results showed that IL-23 and IL-10 are highly active in RA and these cytokines might be closely involved to pathogenic mechanisms of the disease.
    Keywords: Rheumatoid arthritis, Cytokine, Interleukin, 23, Interleukin, 10, Osteoporosis
  • Javad Saffari, Chaleshtori, Mostafa Gholami, Mahnaz Keloushadi, Ehsan Heidari, Esfandiar Heidarian Pages 48-56
    Background And Aims
    Prostatic cancer is one of the most widespread cancers in men in all over the world. There are many reagents that cause to prostate cancer, but many factors recognized to prevent or treat this cancer. This capacity is in anti-oxidants and, especially in polyphenol compounds like Gallic acid. This study was aimed to investigate the effect of gallic acid on Du145 cells line in prostatic cancer by alkaline electrophoresis technique.
    Methods
    In this Laboratory experimental study, MTT assay was used to determine the viability of Du145 cells line in the adjacent of different concentrations of gallic acid and IC50. Three concentrations around the IC50 of Gallic acid were treated on cells for 48 hours. Comet pictures have been analyzed using CASP software after alkaline electrophoresis.
    Results
    35 µM of Gallic acid for Du145 cells was determined based on probit model with IC50 with MTT test. Rate of tail to head in alkaline electrophoresis for three concentrations around the IC50 (25, 30 and 35) µM of Gallic acid was 6.7±1.3, 13.8±2.6 and 69.4±1.2 percent, respectively.
    Conclusion
    Gallic acid is one of the most powerful anti-oxidants that can reduce the growth of Du145 cells in prostatic cancer and inhibits the cell growth with destroy their genome and induce the apoptosis.
    Keywords: Prostatic cancer, Du145 cells line, Gallic acid, Comet assay
  • Javad Saffari, Chaleshtori, Morteza Nikoukar, Dr Esfandiar Heidarian, Mahnaz Keloushadi, Payam Ghasemi, Dehkordi, Mostafa Gholami Pages 57-65
    Background And Aims
    Nowadays, cancers are one of the biggest concerns of human societies. Polyphenolic compounds and antioxidants are a key factor in the prevention or treatment of various cancers. This study was aimed to investigate the effects of carvacrol as a strength antioxidant on growth inhibition and genomic destruction of prostatic cancer cells line PC3 using comet assay technique.
    Methods
    In this laboratory-experimental study, prostatic cancer cells line PC3 with different concentrations of carvacrol were selected and the percent of cells viability was measured using MTT assay on cells line PC3. Then, it was computed inhabitation concentration of 50 percent for the growth of IC50 cells. In the next step, alkaline electrophoresis regarding to the IC50 was done for 130, 230, and 360 µM concentrations of carvacrol and 100 comet pictures were analyzed with CASP software.
    Results
    According to probit model, the IC50 of carvacrol for PC3 cells was 360 µM. The rate of tail to head in alkaline electrophoresis at 130, 230, and 360 µM of carvacrol concentrations was 15.9±2.1, 38.7±4.2, and 65.3±2.0 percent, respectively (P<0.05).
    Conclusion
    Carvacrol as one compound of the effective polyphenoly in treatment of cancer can potentially destroy genomic cells line PC3 derived from in prostatic cancer. The genomic destruction of carvacrol on cells line PC3 is more effective in concentrations more near to the IC50.
    Keywords: Carvacrol, PC3 Cells, Prostate cancer, Comet assay
  • Bahador Neamati, Abdolmajid Fadaei, Mehraban Sadighi, Morteza Sedehi, Nezamaddin Mengelizadeh Pages 66-75
    Background And Aims
    One of the main problems of surface water resources is high concentrations of natural organic matter (NOMs). NOMs may be made as extra products of disinfection which could be toxic or carcinogenic for humans. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of enhanced coagulation and direct filtration process on elimination of NOMs from surface waters.
    Methods
    In this quasi-experimental research, a pilot study was designed for enhanced coagulation and direct filtration with a capacity of 144 liters per hour. Choghakhour wetland, located in 65 km far from Shahrekord City, was selected as a sampling location. To measure NOMs, UV absorption at 254 nm was used through a spectrophotometer. The effect of PH, FeCl3 dosage and flow rate was studied to evaluate the elimination of NOM.
    Results
    The results showed that in the optimum conditions, the elimination of NOMs was about 94 percent and the amount of residual contaminants was about 2 mg/l. The optimum condition to remove the NOMS, was observed in PH 6.2, ferric chloride dose 60 mg/l and flow rate of 95 l/h. According to analyses of under study factors, coagulation concentration showed the most efficacies on the removal efficiency of NOMs, PH and flow rate, respectively.
    Conclusion
    It can be concluded that enhanced coagulation and direct filtration through ferric chloride can improve the NOM removal efficacy in the water treatment plants.
    Keywords: Natural organic matters, Enhanced coagulation, Direct filtration
  • Ali Hasanpoor, Dehkordi, Parvin Safavi, Koroush Shahbazi Pages 76-83
    Background And Aims
    Attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) is the most common childhood mental disorder causing hyperactivity, attention deficit and education decline among students. The aim of the study was to compare effectiveness of booklet and focus group education of primary school teachers on their knowledge, attitude, and practices about students with ADHD.
    Methods
    Sixty teachers from four girls’ primary schools of Education Department of shahrekord were selected randomly. Then, they were put into two groups of focus group (30) and booklet education (30). The first group was divided into two groups of 15 and participated in four one-hour sessions and the second group received a booklet with the same content of group sessions. Both groups filled knowledge, attitudes and practice questionnaires before and one month after the education.
    Results
    After the intervention, knowledge of participants was significantly increased in both groups (P<0.05), but their attitudes about medication treatment of ADHD were not significantly changed. The change in mean knowledge and attitudes was not significantly different between two groups (P=0.811and P=0.898 respectively), but the focus group education rather than booklet group showed a better performance. So, the number of suspected and referred children for ADHD was significantly more increased (P=0.05).
    Conclusion
    The results showed that focus group education was more effective than booklet education in increasing the number of referred children for ADHD by their teachers. Because ADHD can lead to psychosocial problems in students, it is recommended to use focus group education of teachers to identify quickly and refer students with ADHD.
    Keywords: Attention deficit hyperactivity disorder, Education, Booklet, Focus group
  • Fatemeh Amin, Ali Shamsizadeh, Fatemeh Ayoobi, Hossein Rezazadeh, Elham Hakimizadeh, Jamikeh Mashayekhimazar, Fereshteh Iranmanesh, Mohammad Allahtavakoli Pages 84-92
    Background And Aims
    Morphine withdrawal syndrome is one of the critical and dangerous side effects of opioid abusing; and treatment of addiction and its withdrawal syndrome are in health priorities. The aim of this study was to investigate the effect of Teucrium polium, Descurainia sophia and Artemisia aucheri extracts on morphine.
    Methods
    In this experimental study, 40 male rats were divided into 4 identical groups including control group that received morphine, naloxone and distilled water, and groups with morphine dependent rats treated with Descurainia sophia extract (400 mg/kg), morphine dependent rats treated with Teucrium polium extract (600mg/kg), and morphine dependent rats treated with Artemisia aucheri extract (200mg/kg). All animals received different doses of morphine for 7 days. Then, at the 7th day of addiction they received the extracts by an oral-gastric catheter. After passing one hour of intraperitoneal naloxone injection (0.5 mg/kg), each animal was placed in a cage separately and observed for forty minutes. Then, variables of fecal quality, frequency, and weight of stool, lying down, itching, and jumping were determined.
    Results
    In this experimental study, the extract of Descurainia sophia significantly decreased indexes of lying down, weight loss and itching compared with control group (P<0.01). Teucrium polium extract group significantly decreased (P<0.01) frequency of jumping and lying down compared with control group. Also, the Artemisia aucheri extract decreased itching index compared to control group (P<0.001).
    Conclusion
    Results showed that the extracts have significant effects on reducing the symptoms of withdrawal syndrome in rats. More studies are suggested to confirm the effects of these plants on morphine withdrawal syndrome.
    Keywords: Artemisia aucheri, Descurainia sophia, Teucrium polium, Morphine withdrawal syndrome, Rat
  • Mojtaba Bonyadian, Hossein Hejazi, Hamidreza Azizi, Saeed Habibian, Emad Sayahi Pages 93-101
    Background And Aims
    Recently with the increase of drug resistance in curing diseases, especially parasitic diseases, and also due to the side effects of chemical compositions, the use of herbal drugs in curing parasitic diseases has increased significantly throughout the world. The present study was designed and performed to investigate the antileishmania effects of Levandula essence and to compare it with glucantime.
    Methods
    In this experimental study, first the essential oil was extracted from the fresh dried and powdered plant by steam distillation method. Then, essentials with the concentration of 0.5, 1.5, 5, 10, 15 and 20 percent and glucantime with the concentration of 33.8% were added to Leishmania major culture media, separately. The media contained 1 × 106 promastigotes of parasite per milliliter. The number of alive parasites, after adding the essential and the drug at the times of 24, 48, 72 hours, were counted by the 10% trypan blue vital staining and the use of Neubauer lam.
    Results
    The results showed that the proliferation rate of promastigotes after adding the plant essential declined significantly compared to the control group (P<0.05). In concentration of 10% or more, the leishmaniocidal effect was also observed in a way that in hour 72 no viable parasite was observed in the mentioned groups. Also, in concentration of 0.5, 1.5 and 5 percent, a significant difference was observed in the number of viable parasites compared to the chemical drug group (P<0.05).
    Conclusion
    This study indicates that Levandula essential has inhibitory and lethal effects on the promastigotes form of Leishmania major in in vitro. Therefore, this is suggested that more studies is conducted in order to identify the antileishmaniosis of Levandula on the amastigote form of parasite.
    Keywords: Essence, Levandula plant, Leishmania major
  • Mohsen Arbabi, Moteza Hashemzadeh, Chaleshtori, Gashtasb Mardani, Mehrban Sadeghi, Akram Najafi, Kobra Shakeri Pages 102-111
    Background And Aim
    Polycyclic aromatic hydrocarbons (PAHs) are one of the widespread and contaminant throughout the nature, due to toxicity, carcinogenicity, their relative resistance to biodegradation. The main origin that introduced this contamination to environment is oil and oil products. This study aimed to determine the residual polycyclic aromatic hydrocarbons (PAHs) in petroleum contaminated soils in Shahrekord.
    Methods
    In this descriptive–analytical study, random samples were taken from three contaminated sites, including; vicinity transmission line site after accident pipeline break, exposed to exhaust site and oil storage reservoirs site. Phenanthrene and pyrene extraction was carried out and then their concentrations were measured using HPLC/UV. The SPSS software was used for analysis (t- test and Spearman’s rho test).
    Results
    The results showed that the average of phenanthrene and pyrene in vicinity crude oil transmission line site were 24.14±6.8 and 50.67±20.42 mg/kg, respectively. These amounts were measured in storage reservoirs site 0.22±0.02 and 2.5±1 mg/kg and in areas exposed to exhaust 32.24±19.45 and 61.32±36.23, respectively. The relationship between phenanthrene and pyrene concentrations both in vicinity crude oil transmission line site and oil reservoirs site according to WHO and ATSDR standards and in gas station site according to WHO standard were significant (P<0.05); that indicating high contamination at these sites.
    Conclusion
    Mean concentrations of phenanthrene and pyrene in vicinity crude oil transmission line site were 200 to 500 times and in areas exposed to exhaust were 6 to 12 times more than WHO standards. Thus, appropriate soil remediation (especially bioremediation) approaches should be considered.
    Keywords: Aromatic hydrocarbon, Petroleum compounds, Soil contamination, Shahrekord
  • Farzaneh Zarghampoor, Razieh Pourahmad, Morteza Dehghan, Morteza Hashemzadeh, Chaleshtori Pages 112-120
    Background And Aims
    Osteoporosis is the most common disorder in metabolism of bone minerals. Restriction site Taq1 in Calcitonine gene and AluI polymorphism in Calcitonin receptor gene as genetic factors can be associated with bone mineral density. The aim of this study was to determine the association of restriction site Taq1 and AluI polymorphism with bone mineral density.
    Methods
    In this descriptive analytical study, 200 women over 45 years who referred to Bone Mineral Density Assay Centers in Shahrekord in years 1391-92 were included. Bone mineral density at femur neck and lumbar spine was measured by DEXA method. Based on T score, an indicator of bone mineral density these women divided to patient or osteoporotic group (130 persons) and healthy or control group (70 persons). Then different genotypes of Taq1 (TT/Tt/tt) and AluI (TT/TC/CC) were determined by PCR-RFLP method and data was analyzed by statistical tests, including Chi square and ANOVA. P values less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    In control group the percent of genotype distribution for TT, TC and CC genotypes was 31.4%, 35.7% and 22.9%, respectively. In patient group the genotype distribution percentage for above genotypes was 31.54%, 63.08% and 5.38%, respectively. The P value of this polymorphism with bone mineral density was more than 0.05. Both in control and patient groups for Taq1 restriction site the tt genotype was seen.
    Conclusion
    There was no association between each of AluI polymorphism and Taq1 restriction site and bone mineral density and it is possible that other genetic factors would be effective.
    Keywords: Polymorphism, Osteoporosis, Bone mineral density, Calcitonin, PCR, RFLP
  • Pari Kiani, Abari, Behnam Zamanzad, Abolfazl Gholipour, Zahra Noormohamaddi Pages 121-127
    Background And Aims
    The prevalence of antibiotic resistance among pathogen bacteria has become a serious matter in the worldwide. Klebsiella pneumonia is an opportunistic pathogen that causes community and hospital acquired infections. The worldwide development of multi- drug resistant (MDR) strains of K. pneumonia is a major concern. The aim of this study was to investigate the antibiotic resistance pattern and prevalence of multi- drug resistance K. pneumonia in educational hospitals of Shahrekord.
    Methods
    In this analytic cross-sectional study, 136 isolates of K. pneumonia samples of urine, blood, wounds and sputum were isolated and identified by using standard biochemical tests. Isolates resistance to anitobiotics Amikacin, Cephalothin, Cotrimoxazole, Gentamicin, Cefotaxime, Nitrofurantoin, Nalidixic acid, Ciprofloxacin, Tetracycline, Cloramphinicol, Imipenem and Norfloxacin were investigated by using disk diffusion method according to CLSI.
    Results
    According to the results, the resistance of isolates was as follows: Cotrimoxazole (58.1%), Cephalothin (52.9%), Tetracycline (47.8%), Cefotaxime (39.7%), Gentamicin (36.8%), Nitrofurantoin (25.7%), Cloramphinicol (25.7%), Amikacin (21.3%), Norfloxacin (11.8%), Nalidixicacid (19.9%), Ciprofloxacin (9.6%), and Imipenem (9.6%). 81 samples (59.6%) were multiple- drug resistant.
    Conclusion
    Multidrug-resistant K. pneumonia is a major risk for patients referred to Shahrekord hospitals. So, supervision on the consumption of antibiotics and determining resistant strains can prevent development of resistance in bacteria.
    Keywords: Klebsiella pneumoniae, Antibiotic resistance, Multi drug resistant strains
  • Samaneh Aghajanpour, Marzieh Tavalaee, Leila Azadi, Mohammad Hosein Nasr, Esfahani Pages 128-143
    Background And Aims
    In the mammalian, after sperm penetration into the oocyte and pass fertilization process, a set of cascade signals initiate that includes oscillations of calcium concentration in free oocyte cytosolic. The aim of this review article was to evaluate the role of Phospholipase Czeta (PLCz) in human oocyte activation and the role of this protein in sperm samples of fertile and infertile men.
    Methods
    In this review, fifty- one published articles related to protein phospholipase Czeta, during 2002-2013, were assessed via the PubMed.
    Results
    Since the discovery of PLCz in 2002, there has been much progress in researcher understanding of this fundamental sperm protein, both at the scientific and clinical level. Despite high fertilization rate after ICSI, some infertile individuals are faced to failed fertilization. Therefore, it is clear that phospholipase Czeta plays a fundamental role in the activation of human oocytes. Thus, genetic, molecular, or biochemical perturbation in this protein causes oocyte activation deficiency.
    Conclusion
    Phospholipase Czeta can be used either as a novel therapeutic agent which rescue oocyte activation deficiency, or as a prognostic/diagnostic biomarker of oocyte activation ability in target sperm samples.
    Keywords: Sperm, Oocyte activation, Phospholipase Czeta, Infertility, Failed fertilization