فهرست مطالب

اندیشه و رفتار در روان شناسی بالینی - پیاپی 35 (بهار 1394)
  • پیاپی 35 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/02/14
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سامره امامقلی پور، سعید زمانی، امیر حسین جهانگیری، ایمانی، نرگس زمانی صفحات 7-16

    رفتارهای تکانشی و خطرپذیری که در مجموع با عنوان رفتارهای مخاطره آمیز خوانده می شود، دربرگیرنده طیف گسترده ای از رفتارهای رشدنایافته است که عموما همراه با درجات خطر بالا است. هدف پژوهش حاضر، تعیین میزان اثربخشی آموزش کنترل تکانه و رفتاردرمانی دیالکتیک بر تکانشگری دختران نوجوان مبتلا به اختلال نامنظم خلقی اخلال گرانه بود. بدین منظور طی یک پژوهش نیمه تجربی با گروه آزمایش و کنترل از بین زنان مبتلا به اختلال نامنظم خلقی اخلال گرانه 21 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 7 نفری (آموزش کنترل تکانه و رفتاردرمانی دیالکتیکی) و گروه کنترل تقسیم و از نظر تکانشگری مورد آزمون قرار گرفتند. گروه های آزمایشی آموزش کنترل تکانه و رفتاردرمانی دیالکتیک را دریافت کردند ولی گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که نمرات خرده مقیاسهای تکانشگری گروه آزمایشی کنترل تکانه و رفتاردرمانی دیالکتیکی با گروه کنترل و نمرات خرده مقیاسهای تکانشگری گروه آزمایشی کنترل تکانه و رفتاردرمانی دیالکتیکی تفاوت معناداری دارد. بنابراین در حوزه ی درمان و زمینه کار با افرادی که در حالت بحران و تکانشگری به سر می برند، کنترل تکانه و رفتاردرمانی دیالکتیکی با توجه به ماهیت آن، کارا و نوید بخش به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: کنترل تکانه، رفتاردرمانی دیالکتیک، تکانشگری، اختلال نامنظم خلقی
  • یزدان نادری*، هادی پرهون، جعفر حسنی، هاله صناعی صفحات 17-26
    ذهن آگاهی، نقش مهمی در متغیرهای مرتبط با اختلال افسردگی ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی در راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. بدین منظور، طی یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل، 30 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل کاربندی شدند. گروه ها قبل و بعد از مداخله و در مرحله ی پیگیری دو ماهه از نظر افسردگی، اضطراب و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش طی دو ماه تحت درمان مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت. نتایج تحلیل واریانس مختلط نشان داد که مداخله ی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معنا داری موجب کاهش نشانه های افسردگی، اضطراب و راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان شده است. به نظر می رسد درمان مبتنی بر ذهن آگاهیبا مورد هدف قرار دادن سازوکارهای درگیر در تغییر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان بیماران مبتلا به افسردگی اساسی می تواند روش مناسبی برای درمان و جلوگیری از عود این اختلال باشد.
    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، اختلال افسردگی
  • مجید محمود علی لو، تورج هاشمی، ابوالفضل فلاحی صفحات 27-36

    کارکردهای اجرایی، کارکردهای عالی شناختی و فراشناختی هستند که مجموعه ای از توانایی های عالی، بازداری، خود آغازی گری، برنامه ریزی راهبردی، انعطاف شناختی و کنترل تکانه را به انجام می رسانند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی کارکردهای اجرایی بازداری پاسخ و توجه پایدار در کودکان با ناتوانی یادگیری ریاضیات و کودکان عادی بود. بدین منظور طی یک پژوهش مقایسه ای پس رویدادی، جامعه ی آماری این پژوهش دانش آموزان پایه‌ی تحصیلی چهارم و پنجم ابتدایی شهر تبریز بود. از این جامعه به روش خوشه ای چند مرحله ای 30 کودک با ناتوانی یادگیری در ریاضیات و 30 کودک عادی از نظر هوش همتاسازی و انتخاب شدند. آزمودنی ها از نظر کارکردهای اجرایی بازداری پاسخ و توجه پایدار مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین کودکان عادی و کودکان با ناتوانی یادگیری ریاضیات در کارکردهای اجرایی بازداری پاسخ و توجه پایدار اختلاف معناداری وجود دارد. نتایج نشان داد که گروه کودکان با ناتوانی یادگیری ریاضیات در کارکردهای اجرایی بازداری پاسخ و توجه پایدار، عملکرد ضعیف‌تری از گروه بهنجار دارند. بنابراین در انجام مداخلات درمانی برای این کودکان، باید به نقش نقایص کارکردهای اجرایی بیشتر توجه شود.

    کلیدواژگان: کارکردهای اجرایی، ناتوانی یادگیری ریاضیات، توجه پایدار
  • نعیمه طلایی نژاد، محمد علی مظاهری، سعید قنبری صفحات 37-46
    برای تشخیص اضطراب جدایی در کودکان ضرورت دارد که حداقل سه نشانه در رابطه با نگرانی مفرط در مورد جدایی از شخص مورد دلبستگی وجود داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مداخله ی دلبستگی محور بر کاهش نشانه های این اختلال بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با پیش تست و پس تست و گروه کنترل، 302 مادر که کودک چهار تا شش سال داشتند به شیوه ی در دسترس انتخاب و از طریق آنها، اضطراب جدایی فرزندانشان ارزیابی شد. 250 نفر از مادران که فرزند آنها بالاترین میزان اضطراب جدایی را داشتند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (12 نفر در گروه آزمایش و13 نفر در گروه کنترل) کاربندی شدند. مادران گروه آزمایش در 8 جلسه ی هفتگی آموزش دلبستگی محور شرکت کردند. پس از پایان جلسات آموزشی و دو ماه بعد از آن مادران هر دو گروه مجدد، مقیاس سنجش اضطراب جدایی فرزندان را تکمیل کردند. نتایج تحلیل واریانس آمیخته ی نمرات نشان داد که آموزش گروهی دلبستگی محور مادران باعث کاهش معناداری در نمره ی کلی اضطراب جدایی کودکان شده بود. کودکان مادران گروه آزمایش، کاهش معناداری را در ترس از تنها ماندن، نگرانی در مورد وقوع حوادث خطرناک و استفاده ی بیش از حد از نشانه های امنیت نشان دادند. نتایج این پژوهش می تواند در موقعیت های بالینی و در درمان مشکلات اضطراب جدایی کودکان مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آموزش دلبستگی محور گروهی، اضطراب جدایی، کودکان پیش دبستان
  • مصطفی جعفری، سودابه بساک نژاد، مهناز مهرابی زاده هنرمند، یدالله زرگر صفحات 47-56
    تاکنون درمان های روان شناختی گوناگونی برای درمان اعتیاد ارایه شده اند. هدف پژوهش حاضر مقایسه ی اثربخشی مدل سرپایی عمقی ماتریکس و مراحل تغییر بر کاهش مشکلات خودتنظیمی هیجانی و خودکارآمدی پرهیز از مواد در مردان وابسته به آمفتامین بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه همراه با گروه کنترل، 45 مرد معتاد خود معرف از میان مردان وابسته به آمفتامین مراجعه کننده به کلینیک ترک اعتیاد رازی طب، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (یک گروه مداخله مبتی بر مدل سرپایی عمقی و گروه دیگر مداخله مدل مراحل تغییر) و گروه کنترل کاربندی شدند. گروه ها قبل، بعد از اتمام درمان و 3 ماه بعد از اتمام درمان با پرسشنامه های خودتنظیمی هیجانی، خودکارآمدی پرهیز از مواد مورد ارزیابی قرار گرفتند. دو گروه آزمایش به مدت 16 جلسه و هفته ای دوبار درمان با رویکردهای مدل سرپایی عمقی و مدل مراحل تغییر را دریافت کردند. نتایج تحلیل کوواریانس چندگانه بیانگر اثربخشی هر دو مدل درمانی بر کاهش مشکلات خودتنظیمی هیجانی و افزایش خودکارآمدی پرهیز از مواد بود. نتایج مقایسه ای بیانگر اثربخشی بیشتر و پایدارتر مدل مراحل تغییر نسبت به مدل سرپایی عمقی هم در پس آزمون و هم پیگیری سه ماهه بر خودتنظیمی هیجانی و خودکارآمدی پرهیز از مواد بود. به نظر می رسد خودتنظیمی هیجانی برای درمان اعتیاد مهم بوده و باید خودتنظیمی هیجانی را به عنوان مکانیزم موثر بر تغییر در مداخلات بالینی در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: مدل مراحل تغییر، مدل ماتریکس، خودتنظیمی هیجانی، خودکارآمدی پرهیز
  • راحله کمار، محسن دهقانی، علیرضا کیامنش، نسرین اسماعیلیان، فاطمه میرمحمدی صفحات 57-66
    درد، مشکل رایجی در سلامت است که درصورت مزمن شدن می تواند منجر به ناتوانی شود. از سوی دیگر، تحقیقات اخیر تاکید دارد که بافت خانواده و افرادی که همراه بیمار زندگی می کنند از این شرایط تاثیر می پذیرند. این الگوهای تعامل خانوادگی روی کیفیت و سبک زندگی تاثیر می گذارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط ناتوانی و ترس از حرکت به عنوان متغیرهای پیش بین با کارکرد خانواده در بیماران مبتلا به دردمزمن اسکلتی- عضلانی بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 82 بیمار مبتلا به درد مزمن اسکلتی- عضلانی به صورت نمونه ی در دسترس انتخاب و از نظر شدت درد، ناتوانی، ترس از حرکت و کارکرد خانواده مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد ناتوانی و ترس از حرکت به طور معناداری کارکرد خانواده را پیش بینی می کند. همچنین، بین شدت درد با ناتوانی و ترس از حرکت بیمار رابطه ی معناداری وجود دارد. به نظر می رسد ابتلا به درد مزمن به مرور زمان سیستم خانواده را نیز درگیر می کند و به بخشی از بیماری تبدیل می شود. این مطالعه بر اهمیت رویکرد سیستمی در بررسی درد تاکید دارد و نشان می دهد که متغیرهای فردی و بین فردی، نقش میانجی و تعدیل کننده ی قابل توجه ای در تبیین پیامدهای درد دارند.
    کلیدواژگان: دردمزمن، ترس از حرکت، ناتوانی جسمی، شدت درد، کارکرد خانواده
  • داود تقوایی*، عباس مسجدی، مهدی جعفری صفحات 67-76

    تنیدگی های روان شناختی ناشی از بیماری سرطان، سبب اضطراب و افسردگی در بیماران شده و عدم کاهش و درمان این واکنشها، باعث طولانیتر شدن مدت بستری بیمار، اختلال در درمانهای پزشکی و کاهش امید به زندگی است. هدف پژوهش حاضر، اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک بر ملامت خود و دیگران، نشخوارگری و فاجعه سازی بیماران مبتلا به سرطان پستان بود. بدین منظور، طی یک طرح نیمه تجربی، 16 نفر به صورت نمونه ی در دسترس از زنان مبتلا به سرطان پستان بیمارستان شهدای تجریش شهر تهران انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه کاربندی شدند. گروه ها در ابتدا، انتها و دو ماه بعد اتمام درمان از نظر ملامت خود و دیگران، نشخوارگری و فاجعه سازی مورد آزمون قرار گرفتند سپس گروه آزمایش، طی 10جلسه ی 90 دقیقه ای تحت آموزش رفتار درمانی دیالکتیک قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نمرات نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیک بر ملامت خود و دیگران، نشخوارگری و فاجعه سازی بیماران مبتلا به سرطان پستان موثر است. به نظر می رسد که می توان با وارد کردن این نوع مداخله ی روان شناختی، از بار هیجانی منفی این بیماری کاست و بهزیستی افراد مبتلا را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: رفتار درمانی دیالکتیک، ملامت خود، ملامت دیگران، نشخوارگری، فاجعه سازی، سرطان پستان
  • شهرام وزیری، فرح لطفی کاشانی صفحات 77-87
    ما در این مقاله رویکردی از درمان را معرفی کرده ایم که بر کاربرد همزمان چهار عامل رابطه ی درمانی، ایجاد امید و انتظار درمان، آگاهی افزایی و نظم بخشی رفتار استوار است. چهار عامل فوق فرایند مشترک و نظامداری است که ویژه ی رویکرد خاصی نیست. جدا کردن چهار وجه رابطه درمانی، ایجاد امید و انتظار درمان، آگاهی افزایی و نظم بخشی رفتار (هیجان، تفکر و عملکرد) به معنای مجزا دیدن و اعتقاد به وجود مستقل هر یک از آنها یا ذهن مستقل از مغز نیست. این چهار وجه موضوعاتی مرکب هستند که باید در فرایند روان درمانی برای آنها برنامه ریزی کنیم. رابطه درمانی یکی از قوی ترین عوامل درمانی است. آگاهی افزایی، به معنای هشیار کردن مراجع از این نکته ی مهم است که نشخوار آنچه در گذشته افتاده و پیش بینی آینده بر اساس آن نوعی گریز از آگاهی است. ما اعتقاد داریم که لازم است تا در فرایند روان درمانی، فرد با گریز از آگاهی خود مواجه شده و نسبت به تعبیر و تفسیرهایی که برای حفظ این آگاهی گریزی و نشخوار آنها انجام می دهد آگاه شود. ما با تاثیر بر روی پیش فرض های فرد در سوگیری خود به محیط و تفسیر رخدادها بر اساس آنها، امید و انتظار درمان را بالا برده و با نظم بخشی رفتار در سه حیطه ی هیجان، تفکر و عملکرد به تنظیم مجدد رفتار او می پردازیم.
    کلیدواژگان: درمان چهار وجهی، امید، آگاهی، رابطه ی درمانی و نظم بخشی رفتار
|
  • Samereh Imam Gholipour, Saeeid Zamani, Amir Hosein Jahangiri, Saieed Imani, Narges Zamani Pages 7-16

    Impulsive and risky behaviors which are collectively referred to as risky behaviors، encompasses a broad range of immature behaviors that are generally associated with degrees of high risk. The aim of this study was to determine the effectiveness of impulse control and dialectical behavior therapy training on impulsivity of adolescent girls with disruptive mood dysregulation disorder. For this purpose، in a semi-experimental study with a control and experimental group، 21 people were selected among women with disruptive mood dysregulation disorder. They were divided into three groups of 7 patients each (impulse control and dialectical behavior therapy training) and control group، randomly، and they were tested in terms of impulsivity. The experimental group، underwent impulse control and dialectical behavior therapy training. The control group did not undergo any intervention. The results of analysis of covariance indicated that there is a significant difference between impulsivity subscales scores of impulse control of experimental group and dialectical behavioral therapy with the control group and impulsivity subscale scores of impulsive control of experimental group and dialectical behavior therapy. In the field of treatment and working with people who are living in a state of crisis and impulsivity، impulse control and dialectical behavior therapy، seem to be effective and promising، due to their nature.

    Keywords: impulse control, dialectical behavior
  • Yazdan Naderi*, Hadi Parhon, Jafar Hasani, Hale Sanaei Pages 17-26
    Mindfulness plays an important role in variables associated with depression. The aim of this study was to determine the effectiveness of mindfulness-based stress reduction therapy on cognitive emotion regulation strategies and anxiety and depression rate in patients with major depressive disorder. For this purpose، in a semi-experimental design with pre-test and post-test and control group، 30 patients with major depression were selected from available samples. They were assigned to two groups of experiment and control، randomly. The groups were evaluated in terms of depression، anxiety and cognitive emotion regulation strategies both before and after the intervention and in a two-month follow-up. The experimental group underwent two months of therapy based on mindfulness. The result of combined analysis of variance indicated that intervention based on mindfulness، significantly decreased depressive، anxiety and cognitive emotion regulation maladaptive strategies symptoms. It appears that mindfulness-based therapy، can be a good way to treat and prevent recurrence of the disorder by targeting the involved mechanisms in changing the cognitive emotional regulation strategies in patients with major depression.
    Keywords: Mindfulness, cognitive emotional regulation strategies, depression disorder
  • Majid Mahmood Alilou, Toraj Hashemi Nosratabad, Abolfazle Fallahi Pages 27-36

    Executive functions، are higher cognitive and meta-cognitive functions which fulfills a collection of high capacity، inhibition، self-starting، strategic planning، cognitive flexibility and control of impulse. This aim of this study was to compare executive functions response inhibition and sustained attention in children with learning disabilities in mathematics and normal children. To this end، in a comparative ex post facto study the statistical population were pupils in fourth and fifth grade of elementary from Tabriz city. 30 children with learning disabilities were selected and matched from available samples and multi-stage cluster from this population (disabilities in mathematics and normal children)، in terms of intelligence. The participants were tested in terms of executive functions response inhibition and sustained attention. The results of multivariate analysis indicated that there is a significant difference between normal children and children with learning disabilities in mathematics، in terms of executive functions inhibition response and sustained attention. The results indicated that children with learning disabilities in mathematics had weaker performance than normal in terms of executive functions response inhibition and sustained attention. Therefore، for treatment interventions for these children، more attention should be paid to the role of executive function deficits

    Keywords: executive functions, mathematics learning disabilities, normal children
  • Naeimeh Talaie-Nejad, Mohammad Ali Mazaheri, Saeeid Ghanbari Pages 37-46
    For a diagnosis in separation anxiety in children، the presence of at least three symptoms، associated with extreme concern about the separation of a person whom one is attached to، is essential. The aim of the current study was to determine the effectiveness of attachment-based intervention on reducing the symptoms of this disorder. For this purpose، in a semi- experimental study pre-test and post-test along with the control group، 302 mothers who had children four to six years were chosen from available samples، their children’s separation anxiety was assessed through them. 25 mothers whom their children had the highest rate of separation anxiety were selected and were randomly assigned to two groups of experiment and control (12 patients in the experimental group and 13 in the control group). The Mothers of the experimental group participated in 8 sessions of attachment-based training، weekly. Mothers of both group، completed the measure of separation anxiety scale in children again، both after the training sessions، and in a two months follow up، after the completion of the study. The results of analysis of mixed variance indicated that the group training of attachment-based of mothers had caused a reduction in significance، in the overall scores of separation anxiety in children. Children of mothers in the experimental group indicated a significant reduction in the fear of being alone، fear of accidents and excessive use of safety signs. The results of this study can be used in clinical situations and problems in the treatment of children with separation anxiety problems.
    Keywords: group training of attachment, based, separation anxiety, preschoolers
  • Mostafa Jafari, Soudabeh Basak-Nejad, Mahnaz Mehrabizadeh Honarmand, Yadollah Zargar Pages 47-56
    Various psychological treatments have been provided for addiction treatment. The aim of the current study was to compare the effectiveness of treatment based on matrix deep outpatient model and stages of change on improvement of self-regulation and self-efficacy of drug abstinence in men addicted to amphetamines. For this purpose، 45 male drug abusers of amphetamines who referred to Razi addiction medicine clinic were selected، randomly، in a semi- experimental study with pre-test، post-test and in a 3 month follow up with a control group. They were assigned to two groups of experiment and control (a group intervention model based on outpatient deep matrix and other intervention stage of change model). The groups were evaluated both before and after the treatment and 3 months after the completion of treatment on emotional self-regulation، self-efficacy، and drug abstinence. The two groups of experiment underwent 16 sessions of treatment based on outpatient deep matrix model and stages of change، twice weekly. The result of multiple covariance analysis indicated the effectiveness of both models of treatment on reduction of emotional self-regulation problems and an increase in self-efficacy of drug abstinence. Comparative results indicated more effectiveness and stability in stages of change model compared to deep outpatient model in the post-test and three months follow-up on emotional self-regulation and self-efficacy of drug abstinence. It seems emotional self-regulation is important for the treatment of addiction and they consider emotional self-regulation as an effective mechanism on a change in clinical interventions.
    Keywords: stages of change model, matrix model, emotional self, regulation, self, efficacy abstinence
  • Raheleh Kamar, Mohsen Dehghani, Ali Reza Kiyamanesh, Nasrin Esmaieelian, Fatemeh Mirmohamadi Pages 57-66
    Chronic pain is a common problem in health that can lead to disability، in case it gets chronic. On the other hand، recent studies have emphasized that the context of the patient''s family and the people who live with this patients are affected by this condition. This family interaction patterns affect the quality and life style. The purpose of this study was to evaluate the relationship between disability and fear of movement as a predictor variables with family functioning in musculoskeletal patients with chronic pain. To this end، through a descriptive study، correlational type، 82 patients with chronic musculoskeletal pain were selected from available samples. They were evaluated in terms of intensity of pain، disability، fear of movement and family functioning. The results of multiple regression analysis indicated weakness and fear of movement significantly predict the functioning of the family. Also، there is a significant difference between intensity of pain and disability and fear of movement in patients. It seems having chronic pain involves family system over time and becomes part of the disease. This study emphasizes on the importance of systematic approach in the study of pain based on the fact that individual and interpersonal variables have a significant mediator and moderator role in explaining the consequences of pain.
    Keywords: chronic pain, fear of movement, physical disability, pain intensity, family functioning
  • Davood Taghvaie*, Abbas Masjedi, Mehdi Jafari Pages 67-76

    A Psychological stress caused by cancer patients، produces anxiety and depression in patients and lack of reduction and treatment of these reactions، causes longer duration of hospitalization، disorders in medical treatment and a reduction in life expectancy. The aim of the current study was the effectiveness of dialectical behavior therapy on rebuke of oneself and others، rumination and catastrophizing of women with breast cancer. For this purpose، in a semi-experimental study، 16 patients were selected from available samples of women with breast cancer from Shohada-e Tajrish Hospital in Tehran. They were then divided into two groups of control and experiment، randomly. The groups were tested at the beginning، at the end and two months after the completion of the treatment on rebuke of oneself and others، rumination and catastrophizing. The experimental group underwent 10 sessions of 90 minutes dialectical behavior therapy. Covariance analysis scores indicated that dialectical behavior therapy is effective on rebuke of oneself and others in breast cancer patients. It seems، by entering this type of psychological intervention، you can reduce the load of negative emotion and improve the well-being of patients.

    Keywords: dialectical behavior therapy, emotion regulation, psychological well, being, breast cancer
  • Shahram Vaziri, Farah Lotfi Kashani Pages 77-87
    In this article we''ve shown that successful treatment should take into consideration the four factor approach; relationship therapy، creating hope and treatment expectation، raising awareness and disciplined behavior، at the same time. The Four factor above، is a common and systematic process that is not specific for any particular approach. Separating the four factor of therapeutic relationship، creating hope and treatment expectation، raising awareness and disciplined behavior (emotion، thought and function) does not mean to see them separately and believe in the independence of each one of them or the independence of mind from the brain. This four factors are multiplex issues that needs planning، in the psychotherapy process. One of the most powerful therapeutic agents is the therapeutic relationship. Raising awareness، means to alert the client of the important point of ruminations that has happened in the past، and prediction of the the future based on escape from awareness. We believe that it is necessary for the person to be faced with the escape from the awareness in the process of psychotherapy، one should also be aware of the interpretations and explanations that is done to keep this escape from awareness and their rumination. We raise hopes and expectation of treatment by effecting on the individual’s assumptions in one’s bias to the environment and interpretation of events based on their bias. By the disciplined behavior in three areas of emotion، thought and function we can process through re-regulation of one’s behavior.
    Keywords: four factor approach, hope, awareness, relationship therapy, disciplined behavior