فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 30 (بهار و تابستان 1394)
  • پیاپی 30 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/05/13
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سجاد آیدنلو صفحه 9
    داستان نبرد رستم و اکوان دیو یکی از روایات مستقل و در عین حال کوتاه شاهنامه (186 بیت در تصحیح دکتر خالقی مطلق) است که احتمالا به دلیل این اختصار، کمتر از روایات پهلوانی رستم، در ادب رسمی و عامیانه مورد توجه قرار گرفته است. با این حال ظاهرا اکوان دیو در سنت داستان های ایرانی نقش و حضور بیشتری داشته و نشانه هایی از این تنوع و تعدد را هرچند به صورت پراکنده و کلی می توان بازشناسی کرد. از جمله گویا افراسیاب و اکوان دیو- در مقام دو نیرو و نماینده اهریمن- با یکدیگر ارتباط- ها و همکاری هایی داشته اند که برخی قراین و بازمانده های آن عبارت است از: جادو و افسون آموختن اکوان به افراسیاب در بیتی از شاهنامه، گذاشتن سنگ اکوان دیو به فرمان افراسیاب بر سر چاه- زندان بیژن، آمدن اکوان و نهادن خود او سنگ را بر چاه بیژن در اشاره ای از عطار، در عذاب بودن بیژن در چاه از دست اکوان در تلمیح همای شیرازی، زندانی شدن بیژن در چاه اکوان دیو، رفتن اکوان نزد افراسیاب و دادن وعده کشتن رستم به او، ربودن اکوان، برزو را به خواست افراسیاب و نگهبانی برخیاس، پسر اکوان از سیاه چال بیژن در روایات نقالی و عامیانه. احتمالا اکوان در داستان بیژن و منیژه نیز بیشتر از آنچه در گزارش کنونی آن در شاهنامه می بینیم، نقش داشته است. در روایت های نقالی و عامیانه از مادر، برادر و فرزندان اکوان دیو نیز یاد شده که معروف تر از همه پسر وی برخیاس است. این دیو بنابر داستانی که قبل از قرن 8 ه.ق ساخته شده نگهبان چاه- زندان بیژن است و به دست رستم کشته می شود. حضور دیوهای دیگری با نام اکوان در متون ادبی و داستانی پس از شاهنامه هم نشان دهنده توجه به این دیو در چرخه حلقه روایات ایرانی است.
    کلیدواژگان: شاهنامه، روایات نقالی و عامیانه، شفاهی، اکوان دیو، افراسیاب
  • سعید قشقایی، خدیجه رهنما صفحه 35
    پژوهش حاضر به بررسی خودشیفتگی در قصاید خاقانی اختصاص دارد. در تعریف خودشیفتگی آمده است که: افراد خودشیفته به نحوی بسیار غیر واقع بینانه در مورد خود و توانایی هایشان اغراق می کنند؛ به دیگران اهمیت نمی دهند و برایشان ارزشی قائل نیستند؛ نیازمند تحسین افراطی هستند؛ اغلب به حال دیگران غبطه می خورند و معتقدند دیگران به آنها رشک می ورزند؛ با خیال پردازی های مربوط به موفقیت نامحدود، قدرت، زیرکی، زیبایی اشتغال ذهنی دارند.
    در این مقاله اختلال شخصیتی و ویژگی های خودشیفتگان از نظر روانشناسانی چون هورنای، کوهات، اتوکرنبرگ و کمبل مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. سپس به واکاوی منشا اختلال خودشیفتگی خاقانی با توجه به رنج و اندوه دوران کودکی به واسطه بدخویی های پدر، محیط آکنده از فقر، طبقه اجتماعی پایین والدین و... پرداخته شده و آنگاه جهت اثبات این اختلال شخصیتی با بررسی ویژگی های خودشیفتگان و تحلیل آنها نمونه هایی از قصائد خاقانی ذکر شده است. این ویژگی ها عبارتند از: فخر و مباهات اغراق آمیز، لاف منحصر به فرد بودن، سعی در تغییر جهان بر اساس میل و سلیقه، حس رقابت با دیگران، پرخاش جویی و تهاجم به دیگران و....
    کلیدواژگان: خاقانی، خودشیفتگی، روانکاوی ادبی، نقد روانشناسانه
  • فخری زارعی، سید کاظم موسوی، غلامحسین مددی صفحه 67
    عنصر «شخصیت» از عناصر مهم داستان پردازی است. این عنصر متناسب با موضوع و مطابق با اصول و تکنیک های داستان پردازی نوین درگستره داستان های شاهنامه حضور دارد. پردازش هر شخصیت به گونه- ای موثر، سبب ایجاد ارتباط عمیق تر میان مخاطب و داستان می گردد تا جایی که شخصیت ها از دنیای اسطوره ای و حماسی اغراق آمیز خارج می شوند و با تصویری زنده، ملموس و مطابق با عالم واقع، در برابر مخاطب متصور می شوند. از آنجا که داستان سیاوش بستر مناسبی برای نشان دادن هنر داستان پردازی فردوسی است، این پژوهش می کوشد قدرت شخصیت پردازی فردوسی، شیوه های معرفی شخصیت، کنش و واکنش شخصیت ها را مورد تحلیل قراردهد؛ همچنین با واکاوی علل واکنش شخصیت ها در موقعیت های مختلف ژرف ساخت عمیقی از داستان نشان دهد و از این رهگذر به برداشتی روانکاوانه دست یابد. از تنه روانکاوی شخصیت ها به درون گرایی سیاوش، پارانویایی بودن کاووس و شخصیت پسیکوپاتی گرسیوز پی می بریم. همچنین می توان شاهد به کارگیری انواع مکانیسم های دفاعی بود. از جمله مکانیسم جابه جایی توسط رستم و سیاوش، مکانیسم دفاعی رجعت و پرخاشگری توسط گرسیوز و مکانیسم تلافی و فرافکنی توسط سودابه.
    کلیدواژگان: فردوسی، عناصر داستان، شخصیت پردازی، داستان سیاوش، نقد روانشناختی
  • قاسم سالاری، علیرضا شانظری، شکریه یوسفی نیا صفحه 103
    مطالعه در حوزه عناصر اقلیمی و محیطی در ادبیات به شاخه جدیدی در تحقیقات ادبی مربوط می شود که از آن به عنوان نقد زیست محیطی (ecocritism) یاد می کنند. تفاوت در خاستگاه های اقلیمی، باعث ایجاد تمایزات سبکی و فکری و ادبی در آثار نویسندگان می شود. رنگ محلی در داستان های روستایی امین فقیری دنیایی است برگرفته از نگاه نویسنده به محیط اطرافش که اثر او را از اصالتی بومی برخوردار می سازد. وی یکی از نویسندگان قابل توجه در عرصه ادبیات اقلیمی است که در ادبیات داستانی معاصر به عنوان نویسنده داستان های روستایی شناخته شده است. او غالبا در داستان های روستایی اش با توصیف عناصر بومی و اقلیمی، تاثیرات آگاهانه یا ناخوداگاه این عناصر بر ذهن و زبان خود را در قالب باورها و اعتقادات، آداب و سنن، طبیعت بومی، آب و هوا، شکل معماری، زبان و واژگان و اصطلاحات محلی و بومی، باز تاب داده است.
    کلیدواژگان: امین فقیری، ادبیات اقلیمی، داستان روستایی، نقد زیست محیطی
  • مریم شیرانی، محمود براتی صفحات 134-160
    «مرصاد العباد» نجم الدین رازی (متوفی654ق) یکی از مهمترین آثار منثور در میان متون عرفانی- تعلیمی است. نجم رازی در تالیف این کتاب از روش ها و شگردهای مختلفی استفاده کرده است؛ اصول و تعالیم تصوف را با زبانی روان بیان کرده و وقتی سخن از احکام خدا به میان آمده از آیات و احادیث یاری جسته است. در نوشتن حکایات و قصه ها زبانی ساده و دلکش دارد و هر جا عشق و شور جلوه گر شده، قطعاتی شعرگونه و سرشار از آرایه های ادبی آفریده است. یکی از روش های نجم رازی در بیان مفاهیم عرفانی، داستان پردازی یا استفاده از زبان روایت است. نمونه کامل و برجسته داستان های او، «داستان آفرینش آدم» است. هرچند این بخش از مرصاد العباد آمیزه ای از مهارت های ادبی و دیدگاه های عرفانی نویسنده است، اما قالب اصلی آن، داستان است و شکل روایی دارد. البته این داستان از نوع حکایت های ساده کهن نیست و ساختار آن به داستان های کوتاه امروزی نزدیک تر است.
    این مقاله برآن است با تحلیل جنبه هایی چون طرح، زاویه دید، درونمایه، شخصیت، زمان، مکان و... کیفیت کاربرد این عناصر را در داستان آفرینش آدم، بررسی کند و مهارت نویسنده را در داستان پردازی و بیان مفاهیم بلند عرفانی در قالب داستان بسنجد.
    کلیدواژگان: نجم الدین رازی(دایه)، مرصادالعباد، داستان آفرینش آدم، عناصر داستانی، زبان روایی عرفان
  • علی حیدری، مریم میرزایی صفحه 161
    مقالات شمس، از جمله متونی است که محمل بسیاری از تمهیداتی گردیده که منجر به تخطی سیاق طبیعی نثر به سوی شعرگونگی کلام می شود. شعر سپید، برای رشد خود، عناصر شاعرانه زیادی از متون کلاسیک، بویژه، کتب صوفیانه اخذ کرده است. این مقاله در پی کشف روابط و عناصر مشترک، بین مقالات شمس و شعر سپید است.
    متن مقالات، به طور کلی، در بردارنده عناصر شعر سپید و حتی پذیرنده افاعیل عروضی و شبه عروضی است. این جستار در پی کشف و ارائه مولفه های شعر سپید امروز؛ ازجمله، موسیقی و کلام آهنگین در همگرایی با نمادها و تمثیل ها و دیگر عناصر شعری، انواع هنجارگریزی های نحوی، واژگانی و معنایی، استفاده از پارادوکس، تشخیص و... مقالات شمس است. ناگفته پیداست که این عناصر در شعر کلاسیک نیز حضور دارند؛ تاکید ما بر استفاده امروزی از آنهاست. تا بدین وسیله، تشخص و تمایز سبکی شمس از سایر نویسندگان و عرفا، برجسته تر نشان داده شود.
    کلیدواژگان: مقالات شمس، موسیقی، زبان شعر، ایجاز، عناصر شعری
  • اکبر صیادکوه، الهام خلیلی جهرمی، شیرین رزمجو بختیاری صفحه 191
    خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی توانمندی های متعدد ی در حوزه های مختلف زبان، اندیشه، ذوق هنری، بلاغت دانی، قدرت در طنز، هستی شناسی خاص و... دارد.
    یکی از ظرایف هنربلاغی وی را می توان در بهره گیری از ابزار «حصر و قصر» مشاهده کرد. این مقاله میزان تاثیر این امکان زبانی بیانی، رادر اشعار حافظ بررسی می نماید. گویا حافظ در تبیین اندیشه های خود، این وسیله را بسیار مناسب می دیده که در حجم زیادی از ابیات وی این ترفند مشاهده می شود؛ به گونه ای که می توان این ویژگی را از مختصات سبک حافظ به شمار آورد. در این مقاله پس از نقل برخی از تعاریف حصر و قصر و بیان نقش آن در تاثیر و زیبایی سخن، اشعار حافظ را از این دیدگاه بررسی خواهیم کرد. اسلوب حصر در غزلیات حافظ تحت سه عنوان مورد بررسی قرار گرفته است: 1 الفاظ (ادات) حصرساز؛ 2 حصر به وسیله نحو زبان؛ 3 تکیه و درنگ. در قالب این شیوه ها به طرز شگرفی تفکرات کلیدی و عمیق حافظ را می توان یافت. گویا حافظ رندانه بهترین شیوه را برای بیان رندی، قناعت، طنز، متناقض نما و... انتخاب کرده و از این طریق معانی مورد نظر خویش را با یکی از تاثیرگذارترین شیوه ها تبیین نموده است.
    کلیدواژگان: حصر و قصر، حافظ، شیوه های حصر، بلاغت
|
  • Sajjad Aydenloo Page 9
    The Story of Rostam and Akvāne div''s battle is one of episodic tales of Shāhnāmeh. This story has been considered less important than other legends of Rostam in formal and folkloric Persian literature. However، the role of Akvāne div in Iranian stories is important and the relationship and cooperation of Akvān and Afrāsiyāb is one of indications of ancient tales. The forms of relationship between Akvān and Afrāsiyāb can be listed as: Afrāsiyābś magic learning from Akvān، putting Akvānś stone on Bižanś dungeon، Bižanś imprisonment in Akvānś well، putting stone on black hole by Akvān. suffering from Bižan by Akvān، the help of Akvān to Afrāsiyāb for kidnapping of Borzu and guarding of Barxiyās، Akvānś son، in Bižanś prison. Akvān probably has had more roles in story of Bižan and Maniže. In bardic and popular tales there have been names taken from Akvānś mother، brother and children especially his son، Barxiyās. In literary and narrative texts other demons with name of Akvān can be found.
  • Saeid Ghashghaei, Khadijeh Rahnama Page 35
    The present study aims to investigate narcissism in odes by Khaghani. Narcissists are defined as individuals who exaggerate their abilities and essence in an unrealistic manner. They don’t care other people and don’t respect them; they need extreme admiration and believe that other people envy them. Such individuals have fantasies of unlimited success، power، brilliance and beauty. In the present paper، personality disorder and characteristics of narcissists are analyzed from the viewpoints of psychologists such as Horney، Kohat، and Otto F. Kernberg as well as Campbell. Origins of narcissism of Khaghani due to hardship of childhood because of his father’s abuse، poverty-stricken environment، low social class of parents، etc، were analyzed. The researchers showed such disorders in Khaghani''s characteristics of narcissists by instances of Khagani odes. These characteristics include exaggerated pride، boast of being unique، trying to change the world according to one’s will، a sense of competition with others seeking aggression and offensive behavior towards others، etc.
    Keywords: Khaghani, Narcissism, Literary Psychoanalysis, Psychological Criticism
  • Fakhri Zarei, S.Kazem Moosavi, Gholamhosain Madadi Page 67
    Characterization as one of the important elements in telling story exists in Shahnameh’s stories proportionate to the subject and according to the principles and techniques of modern storytelling. Effective processing of each character causes a deeper relationship between addressee and story، until the characters come out of the legendary and epic worlds and they get embodied in live and tangible images related to the real world toward the addressee. Thus the story of Siavash is a suitable area for presenting Ferdowi’s talent in the ways of storytelling. The present study attempts to analyze Ferdowsi’s capacity in characterization، the ways of introducing characters and characters'' actions and reactions. It also investigates characters’ responses in different situations which show us the deep perception of story. From psychoanalysis of characters we understand the introverted psyche of Siavash، paranoia of Kavoos and psychopathy of Garsivars. We can also mention the use of different types of defense mechanism such as mechanism of displacement by Rostam and Siavash، mechanism of regression and aggression by Garsivars and mechanism of compensation and projection by Soodabeh.
    Keywords: Ferdowsi, Elements of short stories, Characterization, Psychoanalysis
  • Ghasem Salari, Ali Reza Shanazari, Shokrieh Yoosefinia Page 103
    Studying the effects of geographical and environmental elements in literature is related to a newly emerged field in literary studies which has come to be called ecocriticism. The differences in geographical origins have caused the distinctions in the style and thought as well as literary approach of the writers. Color of locality in the rural stories of Amīn Faqīrī originates from his view towards the surrounding environment which gives an indigenous originality to his works. He is a famous writer in the field of eco-literature who is known in the contemporary Persian story literature as the writer of rural stories. In his stories، he has often reflected the conscious and unconscious impacts of the eco-elements on his thinking and writing through describing local opinions، rites and customs، ecosystem، climate، architecture style، vocabulary and language as well as vernacular words.
    Keywords: Amin Faqiri, Literature on Climate, Rural Story, Eco criticism
  • Ali Heidary, Maryam Mirzaei Page 161
    Shams essays are among the texts that provide a good scene to study how natural prose leads towards poem-type prose. In this regard، Blank verse for its development obtains more poetic sense from classic texts specifically from sophism books. This study tries to discover common relation and elements that exist between Shams essays and blank verse. Also this research makes an effort to discover and present features of modern blank verse like music in convergence with symbol، allegory and other poetic features، syntactic and semantic deviation in the use of paradox and personification. Our emphasis in the present study is on the use of these features in Shams essays.
    Keywords: Shams essays, Melody, Language, Poetic elements
  • Akbar Sayadkooh, Elham Khalilijahromi, Shirin Razmjoobakhtiari Page 191
    Khwaja Shams al-Din Muhammad - Hafiz Shirazi – is one of the most famous poets of Persian literature. His artistic and aesthetic sense has achieved a certain degree of uniqueness. He is celebrated always in our literary circles or in general in the community of Persian language speakers since eight century (A. H.). Gaining this level of elegance is concerned with of his abilities in different fields such as: Language، thought، artistry، eloquence، the power of humor، a certain degree of ontology. For creating his works، he has employed many different artistic techniques which are due to his own capabilities in making use of different functions of language not used by other poets. As Structuralists say it can be claimed that the «resurrection of the words» has occurred in his poems One of his delicate tasks is the use of the element of Horismus that is superbly used in Holy Quran. Thorough the study of Hafez''s Divan in this article، an attempt has been made to demonstrate that his method of using this linguistic- Rhetoric style has a great impact on his language. It seems that he considers this method as a suitable way for explanation of his thought which seems to be unique to Hafez. In the present study، after quoting some of the definitions of Horismus and its role on the beauty of language، we will examine this style in poetry of Hafiz. Horismus methods are studied under three headings: 1. Horismus-made terms، 2. horismus in syntax، 3. Stress and emphasis. Through this rhetorical figure، major deep ideas are reviewed effectively. Hafiz has chosen the best rhetorical figure for illuminating concepts such as slyness، contentment، wit، paradox، etc and through this style he represent his own selected meanings by one of the most effective methods.
    Keywords: Horismus, .Hafiz, . Methods of Horismus