فهرست مطالب

پژوهش های قرآنی - پیاپی 75 (تابستان 1394)
  • پیاپی 75 (تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/06/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی اکبر بابایی * صفحه 4
    قرائت صحیح قرآن یکی از مباحث مهم فقهی در حوزه قرآن و فقه است، زیرا افزون بر استحباب موکد قرائت قرآن به طور کلی، قرائت حمد و سوره در نماز واجب است. بیشتر آیات قرآن از زمان نزول تا کنون، جز با قرائت مطابق با اعراب کنونی آیات قرائت نشده اند و در قرائت صحیح آنها اختلافی نیست، اما در بخشی از آیات، قرائت های دیگری غیر از قرائت مطابق با اعراب آنها گزارش شده و در قرائت صحیح این دسته از آیات، دیدگاه های مختلفی پدید آمده است؛ برخی بر اساس متواتر دانستن قرائت های هفت گانه یا ده گانه، به صحت همه آن قرائت ها قائل شده اند، و برخی تواتر آنها را ثابت ندانسته و بر اساس حجت دانستن آن قرائت ها، به صحت آنها فتوا داده اند، و برخی قرائت صحیح را در قرائت مطابق با اعراب کنونی آیات متعین دانسته اند. در این مقاله دلایل این دیدگاه ها بررسی و نقد، و بر تعیین صحت قرائت مطابق با اعراب جز در برخی آیات استدلال و تاکید می شود.
    کلیدواژگان: قرائت آیات، تواتر قرائات، حجیت قرائات، قرائت مطابق با اعراب آیات، آل یاسین
  • محمد صادق یوسفی مقدم* صفحه 28
    یکی از مسائل مطرح در مورد قرائت قرآن، قرائت غنایی است. گرچه حکم قرائت غنایی فی الجمله روشن است، اما مفهوم آن وضوح لازم را ندارد، ازاین رو مورد بحث فقها قرار گرفته است. در این نوشتار با توجه به اینکه مفهوم و حکم قرائت غنایی متوقف بر شناخت مفهوم و حکم غناست، نخست به اختصار مفهوم و حکم غنا بررسی شده است. سپس با عنایت به نقش کلیدی روایات در تغنی به قرآن، تفکیک موضوعی آنها مورد توجه قرار گرفته و با تفکیک روایات جواز قرائت با صدای حزین، نیکو و دارای ترجیع، از روایات جواز تغنی به قرآن و بررسی دقیق سندی و دلالی آنها، محل تعارض اصلی روایات جواز تغنی به قرآن با روایات عدم جواز تغنی به قرآن و روایات عام نهی از غنا مشخص شده است. آن گاه دیدگاه جواز تغنی به قرآن و دلایل آن بررسی و مورد نقد قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: غنا، تغنی، تطریب، تحسین صوت، ترجیع، تحزین
  • سید جعفر صادقی فدکی* صفحه 52
    یکی از روش های تلاوت قرآن کریم و بلکه مهم ترین و اصلی ترین روش قرائت قرآن، تلاوت آن با روش ترتیل است که در آیات قرآن و روایات متعدد مورد تاکید قرار گرفته است. اما در مورد اینکه مفهوم ترتیل چیست، دیدگاه های مختلفی از سوی مفسران، محدثان و عالمان علم تجوید بیان شده است. در این پژوهش ضمن بیان اهمیت و جایگاه ترتیل از نگاه قرآن و روایات، مفهوم ترتیل در قرآن، سنت و علم تجوید به گونه تطبیقی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و این نتیجه حاصل شده است که مفهوم ترتیل، تلاوت قرآن کریم با صوت نیکو و سبک خاصی از قرائت قاریان و یا قرائت قرآن با رعایت قواعد تجوید آن گونه که در میان عموم مردم و عالمان علم تجوید شهرت یافته نبوده، بلکه مفهوم ترتیل، تلاوت قرآن کریم با تانی و آرامش همراه با رعایت قواعد لفظی و ظاهری و تدبر در معانی آیات و عمل به مفاهیم قرآن است. ازاین رو در این پژوهش ضمن بررسی و نقد دیدگاه های دیگر، دیدگاه مورد نظر با ادله متعدد به اثبات رسیده است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، سنت، علم تجوید، ترتیل
  • سیدعلی سادات فخر* صفحه 82
    دستورها و توصیه های فراوانی در قرآن و روایات مبنی بر قرائت قرآن، به ویژه با صدای بلند و زیبا رسیده است و با استناد به همین پشتوانه، در سبک زندگی اسلامی، قرائت یا ترتیل فردی، پدیده رایج و شایع است. اما در برخی از کشورهای اسلامی، قرائتی با عنوان قرائت جمعی «قرائه الجماعه، قرائه الجماعیه» نیز انجام می گیرد. مساله اصلی این است که آیا چنین سبکی از قرائت قرآن، بدعت است یا مباح و یا استحباب دارد؟ در این نوشتار نخست معانی گوناگون قرائت گروهی و محل اصلی نزاع توضیح داده شده است. سپس دو دیدگاه متقابل فقی هان مالکی که قائل به جوازند و فقی هان سلفی که آن را بدعت و حرام می دانند، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. در این راستا ضمن نقد دلایل مدعیان بدعت بودن قرائت جمعی، از نظریه جواز دفاع شده است، گرچه برخی به خاطر فواید مترتب بر قرائت جمعی، قائل به استحباب آن شده اند.
    کلیدواژگان: قرائه الجماعه، قرائت جمعی، قرائت گروهی، فقه القرائه، مذاهب فقهی
  • محمد علی محمدی * صفحه 98
    درباره لزوم یا عدم لزوم رعایت قواعد تجویدی، نظریات متفاوت و گاه متضادی وجود دارد. از سویی برخی دانشوران، رعایت قواعد تجوید را حرام می دانند. از دیگر سو، عده ای آن را همانند نماز، واجب عینی می دانند. برخی از دانشوران نیز بین یادگیری قواعد تجوید و عمل به آن تفکیک قائل شده اند. چنان که در این بین، تفصیل های دیگری نیز به چشم می خورد. در این مقاله ضمن یادآوری مهم ترین نظریات در این باره، از حدود و معیار وجوب مباحث تجوید سخن گفته شده است. نگارنده معتقد است تنها رعایت قواعدی از مباحث تجویدی واجب است که عمل نکردن به آن، مخل صحت قرائت باشد و برخلاف نظریه مشهور، تشخیص صحت و فساد باید به کارشناسان واگذارشود، نه عرف مردم.
    کلیدواژگان: تجوید، قرآن، حکم، وجوب، حرمت، تجوید علمی، تجوید عملی
  • قاسم بستانی* صفحه 159
    قرائت قرآن که بر هر مسلمانی واجب است، از اصول و قواعد لازم الاجرایی برخوردار است تا حروف، کلمات و جملات قرآن، صحیح و درست خوانده شده و لفظ و معنای قرآن به خوبی ادا و منتقل گردد. به صحیح و درست خوانده نشدن این عناصر، «لحن» گفته می شود و دارای علل و اسبابی است که شناخت آنها، کمک بسزایی به آسیب شناسی خطاهای قرائت قرآن توسط قاریان می کند.
    در این مقاله ابتدا تلاش شده است که لحن از نظر لغت و اصطلاح به اختصار توضیح داده شده و سپس اقسام و انواع لحن از جهات مختلف ذکر شود و پس از نگاهی اجمالی به پیشینه بحث، به ذکر گونه های مختلف اسباب و علل وقوع لحن در قرائت قرآن پرداخته می شود. برخی از این اسباب، عدم آشنایی قاری به احکام قرائت، عدم آشنایی قاری به تفسیر، عدم آشنایی قاری به قواعد نحوی و صرفی، عدم آشنایی قاری با لحن بیان (تنغیم)، مشکلات رسم الخطی و... است.
    کلیدواژگان: قرآن، قرائت، لحن، گونه شناسی، اسباب و علل
  • محمد مهدی مسعودی* صفحه 160
    هدف این نوشتار تبیین قرآنی یکی از مهم ترین مباحث مطرح در حوزه انسان شناسی فلسفی، یعنی مساله تقدم و تاخر نفس از بدن می باشد. این بحث تاکنون بیشتر مورد توجه فلاسفه و متکلمان بوده و کمتر به تبیین قرآنی فلسفی آن پرداخته شده است. ازاین رو پژوهش حاضر به تحلیل قرآنی فلسفی این موضوع پرداخته است. در این راستا نخست معانی نفس در قرآن را مطرح می کند، سپس مهم ترین دیدگاه های فلسفی را در باب تقدم و تاخر نفس بررسی کرده، آن گاه به تبیین دیدگاه قرآن نسبت به مساله می پردازد. جهت تبیین دیدگاه قرآن، ابتدا نظریات تفسیری واقع نگر، تمثیل واره، عالم ذر و نظریه ملکوت را تبیین می کند و در نهایت با استدلال بر نظریه عالم ملکوت که برگرفته از دیدگاه ملاصدراست، به تایید آن می پردازد. و در پایان به این نتیجه می رسد که دیدگاه قرآن با نظریه ملاصدرا که معتقد به تقدم بدن بر نفس است، سازگارتر می نماید.
    کلیدواژگان: تقدم، تاخر، نفس، بدن، تبیین، قرآن، فلسفه
|
  • Ali Akbar Babai* Page 4
    Correct qarā’at (reading) of the Qur’ān is one of the important discourses in the field of the Qur’ān and jurisprudence, because, in addition to the emphatic preference of reading the Qur’ān in general, the reading of Sūrat al-Fātiḥa and Sūrat al-Ikhlāṣ is obligatory in the prayer as well. Most of the verses of the Qur’ān have not been read except for reading according to the present diacritics of the verses since the Revelation of the Qur’ān and there is no difference in the correct reading of them. However, in some parts of the verses, other readings than the reading according to their diacritics have been reported and in the correct reading of this group of verses some other viewpoints have come up. Some have, according to viewing the seven-fold or ten-fold readings as being mutiwātir (recurrent), maintained the correctness of all of them; some have not regarded their tawātur (recurrence) to be constant and have legally judged the correctness of those readings on the basis of knowing them as authentic; and some have regarded the correct reading as the reading according to the present diacritics of the verses. In this article, the evidences of this viewpoint are critically reviewed and the determination of the correctness of reading according to diacritics – except in some verses – is reasoned and emphasized.
  • Muhammad Sadeq Yusefi Muqaddam* Page 28
    One of the problems brought up concerning the reading of the Qur’ān is the vocal (ghinā’ī) reading. Although the ruling of the vocal reading is wholly clear, its concept is not clear enough; thus, it is debated by the jurists. Given the fact that the concept and the ruling of the vocal reading are dependent upon the cognition of the concept and the ruling of ghinā, first of all, the concept and the ruling of ghinā are briefly studied. Then, with respect to the key role of the traditions on taghannī (melodious chanting) of the Qur’ān, their thematic separation is taken into consideration and through the separation of the traditions of the permissibility of reading with sorrowful, beautiful, and refraining voice from the traditions on the impermissibility of taghannī of the Qur’ān and the general traditions, the prohibition of ghinā is specified. Finally, the viewpoint of the permissibility of taghannī of the Qur’ān and its reasons are studied and criticized.
  • Sayyid Jafar Sadeqi Fadaki* Page 52
    One of the methods for recitation of the Holy Qur’ān, or rather, the most important and major method of reading the Qur’ān is its recitation with tartīl method, which has been emphasized in the verses of the Qur’ān and numerous traditions. As for the meaning of tartīl, different views have been expressed by interpreters, traditionists, and scholars of tajwīd. In this research, while stating the importance and the status of tartīl from the viewpoint of the Qur’ān and traditions, the concept of tartīl in the Qur’ān and traditions, and the science of tajwīd has been comparatively studied and analyzed and the conclusion is drawn that the concept of tartīl had not been the recitation of the Holy Qur’ān with a beautiful voice and the special style of the reciters or reading the Qur’ān by observing the rules of tajwīd – such as it has been popular among the general public and the scholars of the science of tajwīd –, rather, tartīl as a concept means the recitation of the Holy Qur’ān along with the observance of the verbal and apparent rules and deliberation of the meanings of the verses and practicing according to the concepts of the Qur’ān. Thus, while examining and criticizing other viewpoints, the viewpoint in question is proved with numerous evidences.
  • Sayyid Ali Sadat Fakhr* Page 82
    Many orders and recommendations have been related in the Qur’ān and traditions concerning the qarā’at (reading) of the Qur’ān, especially with a loud and beautiful voice and according to this very support, the individual qarā’at or tartīl is a common and prevalent phenomenon in the Islamic lifestyle. However, in some Islamic countries, a qarā’at named choral qarā’at (qarā’at al-jamā‘a or qarā’at al-jamā‘iyya) is performed. The main problem is whether such a style of qarā’at of the Qur’ān is innovative, permissible, or preferential. In this writing, first various meanings of group reading and main object of dispute are explained. Then, the two contrasting viewpoints of the Mālikī jurists, who maintain its permissibility and the Salafī jurists, who regard it as innovation and unlawful, are studied and evaluated. Thereby, while criticizing the evidences of those claiming the choral qarā’at to be innovative, the view of its permissibility is defended, although some have maintained the preference (istiḥbāb) of choral qarā’at because of the benefits resulting from it.
  • Muhammad Ali Muhammadi* Page 98
    There are different and sometimes contradictory views concerning the necessity or the unnecessity of observing the rules of tajwīd in reading the Qur’ān. On one hand, some scholars regard observance of the rules of tajwīd as unlawful and on the other hand, some regard it as individual obligation, like prayer. Some scholars also distinguish between the rules of tajwīd and practicing it. Similarly, other details are also observed in this respect. In the present article, first the most important views concerning this problem are brought up; then, the limits and criterion of the obligation of tajwīd discourses are talked about. Furthermore, the writer has concluded that only the observance of those rules of the tajwīd discourses are obligatory that failing to observe them would violate the correctness of reading and, contrary to the legal popular belief, the realization of the correctness and corruption should be entrusted to the experts and not to people’s convention.
  • Qasem Bostani Page 159
    Reading the Qur’ān, which is obligatory for every Muslim, enjoys indispensible principles and rules in order for the Qur’ānic letters, words, and sentences to be read correctly and the wording and meaning of the Qur’ān to be pronounced and transferred properly. Not reading these elements correctly is called laḥn and there are certain causes for it, whose recognition would greatly help the pathology of the mistakes of reading the Qur’ān by the reciters.In this article, it is first tried to briefly explain laḥn in terms of terminology, to mention different types of laḥn from different perspectives, and then after taking a glance at the history of this discourse, to mention various types of causes and reasons for the occurrence of laḥn in reading the Qur’ān. Some of these causes include the reciter’s unfamiliarity with rules of reading, the reciter’s unfamiliarity with interpretation, the reciter’s unfamiliarity with the morphological and syntactic rules, the reciter’s unfamiliarity with the melody of expression (tanghīm), orthographical problems, and so forth.
  • Muhammad Mahdi Masudi* Page 160
    This article is aimed at a Qur’ānic explanation of one of the most important discourses brought up in the field of philosophical humanism, i.e., the priority and posteriority of the soul over the body. This discourse has so far been more of interest to the philosophers and theologians and its Qur’ānic-philosophical explanation has been less dealt with. Thus, the present research has undertaken the Qur’ānic-philosophical analysis of this issue. Accordingly, first, it touches upon the meanings of soul in the Qur’ān, then it explains the most important philosophical viewpoints concerning the priority and posteriority of the soul, and finally goes on to explain the Qur’ān’s perspective concerning this issue. In order to explain the Qur’ān’s perspective, it first explains the realistic and allegorical exegetical viewpoints, the world of pre-existence (dhar), and the theory of Divine Dominion (malakūt) and finally confirms it by referring to the theory of Divine Dominion as evidence that is adopted from Mullā Ṣadrā’s viewpoint. In the end, it is concluded that the Qur’ān’s perspective is more compatible with the viewpoint of Mullā Ṣadrā who believes in the priority of body over soul.