فهرست مطالب

اندیشه و رفتار در روان شناسی بالینی - پیاپی 36 (تابستان 1394)
  • پیاپی 36 (تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/06/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مریم بختیاری، حاجیه شیدایی*، سید عبدالمجید بحرینیان، محمد نوری صفحات 7-16
    مسایل جنسی و رضایت زناشویی به طور پیچیده ای با یکدیگر رابطه دارند. علیرغم اینکه فاکتورهای چندگانه ی روان زاد و زیستی متعددی را به عنوان زمینه ساز کاهش میل جنسی زنان معرفی کرده اند، روند تحقیقاتی در سال های اخیر نشان داده است که تاثیر عوامل روان زاد در بروز این مشکل پررنگ تر است. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر میل جنسی و رضایت زناشویی در زنان بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه تجربی با پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل، 20 نفر از زنان مبتلا به اختلال میل جنسی مراجعه کننده به درمانگاه روان شناسی به شیوه ی هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری کاربندی شدند. گروه ها در ابتدا و انتهای پژوهش از نظر میل جنسی و رضایت زناشویی مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه ی 45 دقیقه ای درمان شناختی- رفتاری شرکت کردند ولی گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که میل جنسی و رضایت زناشویی آزمودنی ها تفاوت معنی داری پیدا کرده است. به نظر می رسد درمان شناختی - رفتاری روش مناسبی برای اختلال های مربوط به میل جنسی است. بنابراین استفاده از این رویکرد درمانی توسط متخصصین روان شناسی بالینی به افراد دارای اختلال عملکرد جنسی به ویژه کاهش میل جنسی در زنان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: درمان شناختی، رفتاری، میل جنسی کم کار، رضایت زناشویی
  • شیلا کارزاره*، منصور عبدی، حسن حیدری صفحات 17-26
    محیط خانواده، مساعدترین مکان برای رشد کودک و تعالی فکری و جسمی اوست. هدف پژوهش حاضر، بررسی کارکرد خانواده و نقش سبک های فرزندپروری مادران در پیش بینی مشکلات رفتاری پسران 5 تا10 ساله ی شهر اهواز بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 200 مادر به صورت تصادفی خوشه ایچند مرحله ای از بین مادران دانش آموزان پسر 5 تا 10 سال پیش دبستانها و دبستانهای شهر اهواز انتخاب و از نظر کارکرد خانواده، شیوه های فرزندپروری و علایم مرضی کودک مورد آزمون قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از ضرایب همبستگی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد که سبک فرزندپروری مستبدانه با میانگین 33/ 22 بیشترین سبک فرزندپروری مادران است و خرده مقیاس های ارتباط، همراهی عاطفی، کنترل رفتار و کارکرد کلی خانواده با مشکلات رفتاری رابطه ی معنی داری دارد. همچنین سبک فرزندپروری مستبدانه با اختلال بیش فعالی رابطه ی مثبت و با اختلال خلقی رابطه ی منفی معنی داری دارد. سبک فرزندپروری سهل گیرانه با اختلال بیش فعالی، رفتار و کردار و اضطراب جدایی رابطه ی مثبت و با اختلال خلقی رابطه ی منفی معنی داری دارد. نتایج نشان داد که تنها خرده مقیاس همراهی عاطفی توانست اختلال اضطراب جدایی را پیش بینی کند و سبک فرزندپروری سهل گیرانه اختلال بیش فعالی و اضطراب جدایی، سبک فرزندپروری مستبدانه اختلال رفتار و کردار و اختلال خلقی و سبک فرزندپروری مقتدرانه اختلال اضطراب جدایی را پیش بینی می کنند.
    کلیدواژگان: کارکرد خانواده، سبک های فرزندپروری، مشکلات رفتاری
  • سید رضاسیدطبایی، پروین رحمتی نژاد*، ربابه صحت صفحات 27-36
    سرطان، یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که سالانه افراد زیادی به آن مبتلا می شوند. این بیماری اغلب با عوارض روان شناختی بالایی همراه است. هدف پژوهش حاضر، بررسی شیوع نشانگان اختلالات روانی در بیماران مبتلا به سرطان بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی109 بیمار مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بخش شیمی درمانی بیمارستان کامکار- عرب نیای شهر قم انتخاب و از نظر نشانگان اختلالات روانی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود که 45 درصد از بیماران درجاتی از نشانگان اختلالات روانی را دارا بودند. بالاترین میزان شیوع مربوط به نشانگان جسمانی سازی و افسردگی با شیوع 54/54 درصد و پایین ترین میزان شیوع نیز مربوط به نشانگان فوبیا (30%) بود. شیوع نشانگان اختلال وسواس فکری- عملی در بیمارانی که شش ماه بعد از شیمی درمانی مورد ارزیابی قرار می گرفتند، بالاتر بود. با توجه به شیوع نسبتا بالای نشانگان اختلالات روانی در بیماران مبتلا به سرطان لازم است اقدامات بیشتری در زمینه ی شناسایی اختلالات روان شناختی و ارایه خدمات مربوط به سلامت روان در این بیماران صورت گیرد.
    کلیدواژگان: نشانگان روانی، شیوع، سرطان
  • حامد مغربی سینکی*، سعید حسن زاده، مژگان خادمی، علی اکبر ارجمند نیا صفحات 37-46
    وجود کودکی که برقراری رابطه با او مشکل است، کل نظام خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مهارت های ارتباطی بر خودکارآمدی والدینی مادران دارای فرزند با اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی بود. بدین منظور طی یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه، 26 مادرکودکان 6 تا 12 ساله دارای اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی به شیوه ی هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 13 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. والدین در ابتدا از نظر خودکارآمدی مورد ارزیابی قرار گرفتند سپس، گروه آزمایش طی 8 جلسه ی 90 دقیقه ای، برنامه ی آموزشی مهارت های ارتباطی را دریافت کرد ولی گروه گواه هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. در انتها هر دو گروه مجدد از نظر خودکارآمدی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که برنامه ی آموزشی مهارت های ارتباطی موجب افزایش خودکارآمدی والدینی در مادران گروه آزمایشی شده است و به نظر می رسد، خودکارآمدی پایین مادران دارای فرزند با اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی باعث می شود تا آنها در انتظارات و ادراک خود از اینکه تا چه حد می توانند به عنوان یک والد به گونه ای شایسته و موثر عمل نمایند، احساس مطلوبی نداشته باشند. این مادران به منظور افزایش احساس خودکارآمدی خود، نیازمند دانش و اطلاعات در زمینه ی روش های موثر مراقبت از کودک و تعامل و برقراری ارتباط مطلوب و موثر با وی هستند.
    کلیدواژگان: اختلال کاستی توجه، بیش فعالی، مهارت های ارتباطی، خودکارآمدی والدینی
  • امید شکری*، حسین پورشهریار، مریم آقایی، محمدحسین سنایی پور صفحات 47-56
    طرحواره های افسردگی زا به شکل نگرشهای ناکارآمد نمایان می شود و در تمامی مراحل و فرایند پردازش اطلاعات شامل دریافت، رمزگردانی و بازیابی اطلاعات از حافظه و محیط اطراف اثرگذار است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل روان سنجی نسخه ی کودکان و نوجوانان مقیاس نگرش های ناکارآمد در بین گروهی از نوجوانان ایرانی بود. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 214 نوجوان (96 پسر و 118 دختر) با مقیاس نگرش های ناکارآمد DAS-CA مورد آزمون قرار گرفتند. اعتبار عاملی مقیاس نگرش های ناکارآمد با استفاده از روش تحلیل مولفه های اصلی و همسانی درونی مقیاس نگرش های ناکارآمد با استفاده از ضرایب آلفای کرونباخ ارزیابی شد. برای مطالعه اعتبار سازه، ضریب همبستگی بین ابعاد مقیاس نگرش های ناکارآمد با عاطفه ی مثبت مطالعه شد. تحلیل مولفه های اصلی با استفاده از چرخش ابلیمین نشان داد که مقیاس نگرش های ناکارآمد از دو عامل کمال گرایی فردمحور و کمال گرایی اجتماع محور (احساس نیاز به تایید اجتماعی) تشکیل شده است. نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد مقیاس نگرش های ناکارآمد با عاطفه ی مثبت از اعتبار سازه ی مقیاس نگرش های ناکارآمد به طور تجربی حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی مقیاس نگرش های ناکارآمد برای عوامل کمال گرایی فردمحور و کمال گرایی اجتماع محور به ترتیب برابر با 78/ 0 و 72/ 0 به دست آمد. در مجموع،نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد که مقیاس نگرش های ناکارآمد برای سنجش مفهوم نگرش های ناکارآمد در نوجوانان ایرانی ابزاری معتبر و پایاست.
    کلیدواژگان: مقیاس نگرش های ناکارآمد، اعتباریابی، روان سنجی
  • مهسا فولادوند*، مریم فولادوند، لیلا فلاحی صفحات 57-66
    اختلالات خوردن نوعی اختلال رفتاری تغذیه ای است که با محدودیت های ارادی در خوردن غذا بروز می کند و اساسا منشا روانی و اجتماعی دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین سهم متغیرهای خودپنداره، کنترل تکانه و بدشکلی هراسی بر اختلالات خوردن بود. بدین منظور طی یک پژوهش توصیفی، 300 نفر شامل 100 نفر مبتلا به اختلالات خوردن، 100 نفر مبتلا به افسردگی بالا (که علایم اختلالات خوردن را نشان ندادند) و 100 نفر افراد بهنجار به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و از نظر نگرش های خوردن، خودپنداره، بدشکلی هراسی، هوش هیجانی، افسردگی، اضطراب و استرس مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه ی گام به گام نشان داد که هر سه متغیر خودپنداره، کنترل تکانه و بدشکلی هراسی در اختلالات خوردن سهم دارند. نتایج نشان داد که گروه بهنجار نسبت به دو گروه دیگر در کنترل رفتار خود بهتر عمل کرده و برداشت درستی از آنچه که هستند، دارند. همچنین، نتایج نشان داد که بین میانگین دو گروه در افسردگی، اضطراب و استرس تفاوت معنی داری وجود دارد و میانگین گروه مبتلا به اختلالات خوردن بالاتر است. یافته های مذکور در چارچوب پدیدارشناسی عوامل روان شناختی در مشکلات مربوط به خوردن قابل بحث است.
    کلیدواژگان: اختلالات خوردن، خودپنداره، اختلال کنترل تکانه، اختلال بدشکلی هراسی
  • رحیم داوری* صفحات 67-76
    آموزش تکنیک های روان شناختی به خانواده ها و توانمند سازی آنها در جهت اقدامات درمانی مستمر و موثر نسبت به فرزندان بیش فعال و نارسایی توجه(ADHD) گامی مهم و موثر در کمک به این کودکان محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان یکپارچه ی شناختی– رفتاری و حرکتی خانواده محور بر نشانه های بالینی و کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال بیش فعالی و نارسایی توجه بود. بدین منظور، طی یک پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل، 44 کودک مبتلا ADHD به صورت هدفمند انتخاب و به تصادف در دو گروه 22 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه ها از نظر عملکرد دیداری و شنیداری و کارکردهای اجرایی مورد آزمون قرار گرفتند سپس، والدین کودکان گروه آزمایش به مدت 40 جلسه تحت آموزش مداخله ی یکپارچه قرار گرفتند. پس از اتمام مداخله هر دو گروه مجددا از نظر عملکرد دیداری و شنیداری و کارکردهای اجرایی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل مانکوای داده ها نشان داد که این برنامه ی درمانی به صورت معنی دار بر نشانه های بالینی و کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا موثر بوده است. این پژوهش به طور کلی تایید کننده ی تاثیر برنامه ی یکپارچه ی درمانی شناختی- رفتاری و حرکتی خانواده محور در بهبود ADHD و کارکردهای اجرایی برای کودکان مبتلا است.
    کلیدواژگان: برنامه یکپارچه ی درمان، بیش فعالی و نارسایی توجه، کارکردهای اجرایی
  • حامد فرداینی سفلی، حسین کارسازی*، آمنه امامی عزت، عباس بخشی پور رودسری صفحات 77-87
    اختلالات اضطرابی، از شایع ترین اختلالات روانپژشکی در جمعیت عمومی است که به طور مشخص عملکرد روانی، اجتماعی و کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی روابط ساختاری حساسیت اضطرابی، نگرانی و دشواری در تنظیم هیجان با اختلال اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال پانیک است. بدین منظور با طرح یک مدل ساختاری فرضی که بیانگر شبکه ای از ارتباطات مستقیم و غیرمستقیم بین اضطرابی، نگرانی و دشواری در تنظیم هیجان با اختلال اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال پانیک بود، 250 نفر (125 نفر پسر و 125 نفر دختر) دانشجوی دانشگاه تبریز به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب و از نظر حساسیت اضطرابی، نگرانی، دشواری در تنظیم هیجان، هراس اجتماعی، اضطراب فراگیر و اختلال پانیک مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل عاملی تاییدی و روش مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که حساسیت اضطرابی، نگرانی و دشواری در تنظیم هیجان تاثیرات قابل توجهی روی اختلالات اضطرابی دارد. یافته ها از برازندگی مناسب ساختار فرضی متغیرهای پژوهش حمایت کرد. پژوهش حاضر علاوه بر تایید یافته های پیشین، چارچوبی مفید برای شکل گیری و رشد اختلالات اضطرابی ارایه داده و دانش ما را در سبب شناسی این اختلالات افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: حساسیت اضطرابی، نگرانی، دشواری در تنظیم هیجان و اختلالات اضطرابی
|
  • Maryam Bakhtiari, Hajyeh Sheydaei*, Seyyed Abdolmajid Bahreynian, Mohammad Nori Pages 7-16
    Sexual problems and marital satisfaction are related to each other in a complex way. Although multiple Psychogenic and several biological factors have been introduced as the underlying decreased sexual desire in women، years of research has shown that the effect of psychogenic factors is more notable in outbreak of this problem. The purpose of this study was to determine the effectiveness of cognitive-behavioral therapy on sexual desire and sexual satisfaction in women. For this purpose، in a quasi-experimental study with pretest – posttest along with the control group، 20 women with sexual desire disorder who referred to the psychology clinic were selected، in a purposeful way. They were then assigned into two groups of 10 people each، randomly. The groups were evaluated both at the beginning and end of the study in terms of sexual desire and sexual satisfaction. The experimental group underwent an eight sessions of 45-minute of group cognitive-behavioral therapy. The second group did not undergo any intervention. The results of analysis of covariance indicated that subject’s sexual desire and sexual satisfaction have shown significant difference. Cognitive behavioral therapy appears to be an effective way for improving sexual desire. Therefore the use of this therapy approach is recommended by clinical psychology specialists to people with sexual dysfunction disorder، especially women with decreased sexual desire.
    Keywords: cognitive, behavioral therapy, low sexual desire, sexual satisfaction
  • Shila Karzareh*, Mansoor Abdi, Hasan Heidari Pages 17-26
    Family environment is the most favorable place for the growth of the child and one’s mental and physical sublimation. The aim of this study was to study family functioning and the role of maternal parenting style in predicting children’s behavioral problems in boys aged 5 to 10 years in Ahvaz city. For this purpose, in a descriptive study, correlational type, 200 mothers were selected among mothers of boys aged 5 to 10 who were at preschool and primary school, in Ahvaz city. They were selected in a form of clustered multi-stage, randomly. They were tested in terms of family functioning, parenting styles and children's behavioral problems. For data analysis correlation coefficient and multiple regression were used. The results indicated that the authoritarian parenting style with mean of 22.33 is among the highest parenting style in mothers. Subscales of communication, emotional companionship, behavioral control and general family functioning had a significant relationship with behavioral problems. Authoritarian parenting style has a positive relationship with hyperactivity disorder and has a negative significant relationship with mood disorder. The result also indicated that permissive parenting style has a positive significant relationship with hyperactivity disorder, behavior, action and separation anxiety and a negative significant with mood disorder. The results indicated that only the subscales of emotional companionship was able to predict separation anxiety disorder. Permissive parenting style was able to predict hyperactivity disorder and separation anxiety, authoritarian style parenting style was able to predict behavior and action disorder and mood disorder, authoritative parenting style was able to predict separation anxiety.
    Keywords: family functioning, parenting style, behavioral problems
  • Seyyed Reza Seyyed Tabayi, Parvin Rahmati Nejad*, Robabeh Sehat Pages 27-36
    Cancer is one of the most common chronic diseases that affects many people annually. It is often associated with high psychological effects. The aim of this study was to investigate the prevalence of symptoms of psychological disorders in patients with cancer. To this end, through a descriptive study, 109 cancer patients who had referred to chemotherapy ward of Kamkar Arabnia hospital in Qom city were selected. They were tested in terms of symptoms of psychological disorder. Results indicated that 45 percent of patients had some degree of psychological disorder symptoms. The highest prevalence rate was related to somatization and depression with prevalence rate of 54.54% and the lowest prevalence rate was related to phobia symptoms (30%). The prevalence of symptoms of obsessive-compulsive disorder was higher in patients who were evaluated six months after chemotherapy. Given the high prevalence of symptoms of psychological disorders in cancer patients more measures should be taken to identify domain of psychological disorders and more services related to psychological health should be given to patients.
    Keywords: psychological symptoms, prevalence, cancer
  • Hamed Maghrebi Senaki*, Saeid Hassan Zadeh, Mozhghan Khademi, Ali Akbar Arjmandnia Pages 37-46
    Having a child that developing a relationship with is difficult, affects the entire family system. The purpose of this study was to study the effect of communication skills training program on parental self-efficacy of mothers, who have children suffering from attention-deficit/hyperactivity. For this purpose, in a quasi-experimental design with pre-test, post-test and control group, 26 mothers of children aged 6 to 12 years with attention-deficit / hyperactivity were selected, in a purposeful way. They were randomly divided into experimental and control groups of 13 each. At first, parents were evaluated in terms of self- efficacy, after that the experimental group underwent 8 sessions of communication skills training in which each session lasted 90-minute.At the end, both groups were tested in terms of self- efficacy. The results of analysis of univariate covariance indicated that communication skills training program increased parental self-efficacy in women's of experimental group. There is a significant difference between the experimental and control groups in increasing parental self-efficacy variable. It seems, low self-efficacy of mothers with children suffering from attention-deficit / hyperactivity leads them not to have a good feeling in terms of their expectations and their perception of how they can act as a pleasant and effective parent. To enhance these mothers feelings of self-efficacy gaining knowledge and information in the field of effective methods of child care; besides an effective and desirable interaction and communication with their child are needed.
    Keywords: attention, deficit disorder, hyperactivity, communication skills, parental self, efficacy
  • Omid Shokri*, Hossein Pour Shahriar, Maryam Aghayi, Mohammad Hossein Sanayi Pour Pages 47-56
    Depression schemas appear in the form of dysfunctional attitude and they are effective at all stages of information and process of information processing, including receiving, code switching and retrieving information from memory and the surroundings. The aim of this study was to analyze the psychometric version of children and adolescents scale of dysfunctional attitude among Iranian group of adolescents. To this end, through a descriptive study, 214 adolescents (96 males and 118 females) were tested with DAS-CA dysfunctional attitude scale. Factorial validity of dysfunctional attitude scale was assessed using principal component analysis and internal consistency using cronbach's alpha dysfunctional attitude scale. To study the construct validity, the correlation coefficient between dimensions of the dysfunctional attitude scale was studied with positive emotion. Principal components analysis with Oblimin rotation indicated that dysfunctional attitude scale has been formed of two factor of individual-oriented perfectionism, and community-based perfectionism (the need for social approval). The results of the correlation between dimensions of dysfunctional attitude with positive emotion supports the construct validity of the scale of dysfunctional attitudes, empirically. Values of coefficient internal consistency of dysfunctional attitude scale for individual-oriented perfectionism, and community-based perfectionism are 72.0 and 78.0, respectively. In conclusion, the results of this study indicated that dysfunctional attitude scale is a valid and reliable tool for assessing the concept of dysfunctional attitudes in Iranian adolescents.
    Keywords: dysfunctional attitude scale for children, adolescents, validation
  • Mahsa Fooladvand*, Maryam Fooladvand, Leyla Falahi Pages 57-66
    Eating disorder is a nutrition eating disorder which occurs with voluntary restrictions in eating food. Basically, it has mental and social origin. The aim of this study was to determine the share of self-concept, impulse control and dysmorphia variables on eating disorders. For this purpose, in a descriptive study, 300 people, including 100 patients with eating disorders, 100 patients with high depression (which did not show symptoms of eating disorders), and 100 normal subjects were chosen in a purposive sampling. They were then tested in terms of eating attitudes, self-concept, dysmorphia, fear, emotional intelligence, depression, anxiety and stress. Multiple regression analysis indicated that all the three variables self-concept, impulse control and dysmorphia are involved in eating disorders. The results showed that there is a significant difference between the means of both groups in terms of depression, anxiety and stress and the normal group performed better than the two other groups in terms of behavioral control with true inference of what they are. The results indicated that there is a significant difference between the two groups in terms of depression, anxiety and stress and the mean of the group who had eating disorders is higher. The current findings are debatable in the framework of the phenomenology of psychological factors in eating problems.
    Keywords: eating disorders, self, concept, impulse control disorder, panic dysmorphic disorder
  • Rahim Davari* Pages 67-76
    Training psychological techniques to families and empowering them to continuous and effective treatment proceedings towards attention deficit hyperactive children (ADHD) is considered as an important and effective step in helping these children. The purpose of this study was to evaluate the efficacy of integrated cognitive-behavior dynamic family-oriented treatment on clinical and executive functions symptoms in children with attention deficit hyperactivity disorder. For this purpose, in a quasi-experimental study pretest, posttest along with the control group, 44 children were selected purposefully. They were then assigned into two groups of experiment and control, 22 subjects in each group. The groups were tested in terms of audio, visual functioning and executive functions. Hence, the parent’s children of the experimental group underwent 40 sessions of integrated intervention training. After the completion of the intervention, both groups were again evaluated in terms of audio, visual functioning and executive functions. Mankova analysis results indicated that this treatment plan is effective on clinical symptoms and executive functions of children effected in a meaningful way. This study confirmed the overall effectiveness of integrated cognitive-behavioral program and dynamic family oriented therapy in improvement of ADHD and executive functions in children who are effected.
    Keywords: the integrated treatment program, attention deficit hyperactivity, executive functions
  • Hamed Fardaeni Sofla, Hossein Karsazi*, Ameneh Emami Ezat, Abbas Bakhshipour Roodsari Pages 77-87
    The aim of this study is to evaluate the structural relationships of anxiety sensitivity, worry and difficulty in regulating emotions with generalized anxiety disorder, social anxiety disorder and panic disorder. For this purpose, in a hypothetical structural model plan, which represented a network of direct and indirect relationships between anxiety, worry and difficulty in regulating emotions with generalized anxiety disorder, social anxiety disorder and panic disorder, 250 (125 boys and 125 girls) of Tabriz University students were selected by cluster sampling. They were evaluated in terms of sensitivity to anxiety, worry, and difficulty in regulating emotion, social phobia, generalized anxiety disorder and panic disorder. Confirmatory factor analysis and structural equations modeling indicated that sensitivity to anxiety, worry and difficulty in regulating emotions have a profound impact on anxiety disorders. The findings supported the appropriate fitness of hypothetical structure in the variables of study. The current study has provided a useful framework for formation and development of anxiety disorders apart from confirming previous findings and increases our knowledge of the etiology of these disorders.
    Keywords: anxiety sensitivity, worry, difficulty in regulating emotion, anxiety disorders