فهرست مطالب

  • سال بیست و هشتم شماره 3 (پیاپی 108، پاییز 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/03
  • تعداد عناوین: 11
|
  • علیرضا بهمن آبادی صفحات 2-13
    پژوهش حاضر به بررسی وضعیت تاخیر انتشار در مجلات علمی پژوهشی کشاورزی می پردازد. تاخیر در انتشار در اینجا به فاصله زمانی میان ارائه نسخه اولیه مقاله به یک مجله تا مرحله چاپ و انتشار آن تعریف شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان کهنگی یا تازگی مقالاتی است که در این مجلات منتشر می شوند. علاوه بر آن از نتیجه این تحقیق می توان به عنوان شاخصی کیفی برای ارزیابی مجلات علمی و پژوهشی این حوزه استفاده کرد. در این بررسی که با استفاده از روش پیمایشی صورت گرفته، چهار متغیر تاریخ دریافت مقالات، تاریخ پذیرش آنها، تاریخ انتشار مجله، و تاریخ توزیع مجله مورد توجه قرار گرفته است. جامعه پژوهش شامل 1684 مقاله بوده اند که در 24 مجله علمی و پژوهشی سازمان تحقیقات، آموزش، و ترویج کشاورزی در سال های 1389 و 1390 به چاپ رسیده اند. نتایج این بررسی نشان می دهد مدت زمان دریافت تا پذیرش مقالات این مجلات به طور میانگین 287 روز، مدت زمان پذیرش تا انتشار 205 روز، مدت زمان پذیرش تا توزیع 333 روز، فاصله زمانی دریافت تا انتشار مقالات 492 روز، مدت زمان دریافت مقالات تا توزیع مجلات 621 روز، و فاصله میان انتشار تا توزیع مجلات 128 روز است.
    کلیدواژگان: تاخیر در نشر، مجلات علمی و پژوهشی، کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش، و ترویج کشاورزی
  • علی قرایی، عباس اسماعیلی ساری، سیدمحمود قاسمپوری صفحات 15-19
    جیوه عنصری سمی و خطرناک برای موجودات زنده محسوب می شود. فلزی است که بدن به آن نیاز نداشته، ورود و جذب آن در بدن باعث مشکلات فراوان می شود. با صنعتی شدن کشورها این عنصر وارد طبیعت می-شود و با عبور از زنجیره ی غذایی در بدن موجودات تجمع یافته، باعث بروز بزرگنمایی زیستی می شود. لذا پایش زمانی و مکانی آن ضرورت دارد. یکی از بهترین روش های پایش جیوه پایش زیستی می باشد. در بین این گونه روش ها آن هایی که باعث از بین رفتن موجود نمی شود اولویت دارد. لذا استفاده از پر به دلیل غیر مخرب بودنش از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در مطالعه حاضر از سه گونه باکلان بزرگ، عقاب طلایی و کبک معمولی، که از نظر تغذیه و سطح مهاجرت با هم هیچ قرابتی ندارند مورد بررسی قرار گرفت. از پرها نمونه برداری شد. مشخص گردید که بیشترین میزان غلظت تجمع زیستی جیوه در مقایسه بین گونه ها مربوط به باکلان با میانگین ppb 2710 و کمترین مقدار آن مربوط به کبک با میانگین ppb 120 می باشد..
    کلیدواژگان: جیوه، پایش زیستی، باکلان بزرگ، عقاب طلایی، کبک
  • نسیم حاتم زاده اصفهانی، شعبان رحیمی*، محمد جواد قراگوزلو، سعید یخکشی صفحات 20-27

    این مطالعه به منظور مقایسه اثر داروی گیاهی و شیمیایی تجاری بر سیستم ایمنی و بهبود آسیب های تنفسی جوجه های گوشتی چالش شده با واکسن برونشیت عفونی انجام شد. تعداد450 قطعه جوجه گوشتی ماده یکروزه سویه”آرین“به گروه های آزمایشی 1) آنزوفین، 2) آنتی بیوفین، 3) ایمونوفین، 4) برونکوفین، 5) مرزه (زاگرول)، 6) منتوفین، 7) آنتی بیوتیک انروفلوکساسین، 8) برم هگزین، 9) شاهد مثبت و 10) شاهد منفی تقسیم شدند. در 14 روزگی تیمارهای 1 تا 9 واکسن برونشیت 91/4 را 5 برابر دز استاندار و تیمار 10 واکسن مزبور را در حد دز استاندارد دریافت نمودند. از 15 روزگی تیمارهای 1 تا 8 داروهای گیاهی و شیمیایی مورد آزمایش را از طریق آب آشامیدنی دریافت نمودند. بیشترین عیار پادتن علیه برونشیت عفونی در تیمار کنترل منفی و کمترین در تیمار ایمونوفین مشاهده شد (05/0 < p). در دوره 41 روزگی بیشترین عیار پادتن بین داروهای مورد استفاده در تیمار آنتی بیوفین و منتوفین مشاهده گردید (05/0 < p). تیمار آنزوفین در هر دو دوره 36 و 41 روزگی بالاترین عیار پادتن را علیه ویروس نیوکاسل نشان داد (05/0 < p). بیشترین و کمترین پاسخ به تزریق فیتوهماگلوتینین به ترتیب در تیمارهای ایمونوفین و کنترل مثبت مشاهده شد (05/0 > p). بیشترین نسبت هتروفیل به لیمفوسایت در تیمار ایمونوفین مشاهده گردید (05/0 > p). در بین داروهای گیاهی منتوفین، آنتی بیوفین و مرزه در کاهش آسیب های تنفسی موثرتر واقع شدند و این اثر با اثر داروهای شیمیایی انروفلوکساسین و برم هگزین در کاهش آسیب های تنفسی برابر بود.

    کلیدواژگان: داروهای گیاهی، آسیب های تنفسی، سیستم ایمنی، جوجه گوشتی
  • مریم بزرگی کوشالشاهی، خسرو عیسی زاده، اکرم تهرانی فرد صفحات 28-34
    توسعه فعالیت های صنعتی، معدنی و فلز کاری باعث شده تا میزان زیادی فلزات سنگین وارد دریا و نهایتا رسوبات بستر شوند و منجر به ایجاد میکروارگانیسم های مقاوم به این فلزات گردند. با توجه به اهمیت Streptomyces ها در تولید متابولیت های ثانویه، آنزیم و قابلیت احیای فلزات، به جداسازی Streptomyces های مقاوم به فلزات کروم و کادمیوم از رسوبات و آب های ساحلی دریاچه خزر در این مطالعه پرداخته شده است. نمونه های آب و رسوبات از مناطق ساحلی به طور استریل جمع آوری شده و به منظور جداسازی Streptomyces ها، در محیط های SCA و KUA کشت داده شدند. از آزمایشات بیوشیمیایی از جمله تست لیپاز، هیدرولیز کازئین، هیدرولیز نشاسته و غیره برای شناسایی این باکتری ها استفاده شد و جهت بررسی سویه های مقاوم به فلزات Cr و Cd، روش چاهک گذاری و برای تعیین MIC و MBC، روش Microdilution به کار برده شد. همچنین میزان فلزات سنگین در نواحی مختلف آب های ساحلی با روش اسپکتروفتومتری جذب اتمی اندازه گیری شدند. از مجموع 41 Streptomyces جدا شده از مناطق ساحلی 7 جدایه (%07/17) مقاوم به کروم تا غلظت mg/l 320 و 5 جدایه (%19/12) مقاوم به کادمیوم تا غلظت mg/l 640 شناسایی شدند، همچنین بین پراکندگی این باکتری ها، دما،pH و غلظت نمک آب و رسوبات (01/0 < P) اختلاف معناداری وجود دارد. با توجه به پیدایش Streptomyces های مقاوم به فلزات سنگین Cr و Cd در دریاچه خزر این احتمال می رود که بتوان از آن ها در زیست پالایی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: Streptomyces، فلزات سنگین، دریاچه خزر
  • بهمن پریزادیان کاوان، محمود شمس شرق، سعید حسنی، یوسف مصطفی لو صفحات 35-44
    به منظور بررسی اثرات تیمارهای مختلف بر عملکرد جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره های آلوده به آفلاتوکسین، تعداد 512 قطعه جوجه خروس گوشتی به طور تصادفی به 8 گروه آزمایشی با 64 قطعه جوجه تقسیم شد. جوجه ها از سن 7 الی 42 روزگی پرورش داده شد. تیمارها شامل جیره غیرآلوده به آفلاتوکسین، جیره آلوده و بدون کلینوپتیلولیت و جیره های آلوده مکمل شده با کلینوپتیلولیت بود. در دوره رشد و کل دوره پرورش، جوجه های تغذیه شده با جیره های غیرآلوده به آفلاتوکسین بیشترین نسبت راندمان پروتئین و انرژی را نشان داد و کمترین نسبت راندمان پروتئین و انرژی در پرندگان تغذیه شده با جیره های آلوده به آفلاتوکسین و بدون زئولیت بود. استفاده از کلینوپتیلولیت به مقدار 3 درصد با اندازه ذرات 1 تا 2 میلی متر در جیره های آلوده به آفلاتوکسین، در مقایسه با جیره آلوده به آفلاتوکسین و بدون زئولیت، سبب بهبود نسبت راندمان پروتئین و انرژی شد (05/0P<). آلودگی خوراک به آفلاتوکسین سبب افزایش درصد وزن نسبی کبد شد (05/0P<). بیشترین میزان فعالیت آنزیم های آسپارتات ترانس آمیناز و آلکالین فسفاتاز در خون جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره آلوده به آفلاتوکسین و کمترین میزان فعالیت آسپارتات ترانس آمیناز و آلکالین فسفاتاز در خون جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره غیرآلوده به آفلاتوکسین مشاهده شد. استفاده از کلینوپتیلولیت از افزایش میزان فعالیت آلکالین فسفاتاز ایجاد شده در اثر آلودگی خوراک به آفلاتوکسین ممانعت کرد (05/0P<). به طور کلی می توان نتیجه گیری کرد که مکمل سازی جیره آلوده به آفلاتوکسین با کلینوپتیلولیت، اثرات مثبتی بر نسبت راندمان انرژی و پروتئین و میزان فعالیت آنزیم های خون جوجه های گوشتی دارد.
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، کلینوپتیلولیت، اندازه فیزیکی، آفلاتوکسین
  • نرگس واسجی، ناهید مژگانی، ابوالحسن صادقی پناه صفحات 45-56
    اغلب لاکتوباسیل های پروبیوتیک به سطوح روده می چسبند که این پدیده تحت تاثیر اسیدهای چرب قرار می گیرد. این پروژه جهت افزایش خاصیت آب گریزی سطح سلول باکتری ها و بهبود عملکرد آن ها طراحی گردید و به این منظور، محیط های کشت MRS براوث حاوی اسیدهای چرب اشباع (استئاریک اسید و پالمیتیک اسید)، غیر اشباع(α لینولنیک اسید، γ لینولنیک اسید، لینولئیک اسید، آراشیدونیک اسید، اولئیک اسید و...)، مخلوط آن ها و یک محیط کنترل بدون اسید چرب، جهت رشد دو نوع باکتری لاکتوباسیلوس رامنوزوس و یک استارتر تجاری مورد استفاده قرار گرفتند. چربی سلولی باکتری ها استخراج، صابونی و متیله شده و میزان اسیدهای چرب آنها با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی اندازه گیری شدند. تغییرات خاصیت آب گریزی و آب دوستی غشاء باکتری های کشت شده با استفاده از حلال های اتیل استات (قطبی) و اکتان(غیر قطبی) و روش اسپکتروفتومتری تخمین زده شدند. نتایج این بررسی نشان داد که افزودن اسیدهای چرب آزاد به محیط کشت باعث تغییراتی در اسیدهای چرب سلولی باکتری می گردد و نتایج شاخص قطبیت غشاء نشان داد که محیط های حاوی مخلوط اسیدهای چرب اشباع و غیر اشباع بخصوص در مورد استارتر از قطبیت بیشتری برخوردار بوده و کشش بیشتری به حلال قطبی دارند و کشت استارتر در محیط اسیدهای چرب غیر اشباع باعث افزایش معنی دارنسبت اسیدهای چرب غیر اشباع به اشباع در سلول باکتری گردید. لاکتوباسیلوس رامنوزوس در هر چهار محیط مورد آزمایش خواص غیر قطبی(در نتیجه تمایل بیشتر به اتصال با موکوس روده) را از خود نشان داد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، اسیدهای چرب، لاکتوباسیلوس رامنوزوس، استارتر، اتصال
  • علیرضا جاوید گلشن آباد، حسن تقوی جلودار، محمد امجدی، حسن فضلی صفحات 57-64
    این تحقیق به منظور بررسی ارتباط بین طول چنگالی، وزن و سن با میزان جذب فلزات سنگین آهن، روی، مس و کادمیم در بافت های عضله و پوست ماهی کلمه در نواحی جنوبی دریای خزر، در دو ایستگاه ساری و بندرترکمن و در دو فصل پاییز و زمستان 1392 انجام شد. پس از سنجش طول چنگالی، وزن و سن (از روی فلس) 37 نمونه از ماهی کلمه و آماده سازی و جداسازی بافت ها، تعیین غلظت فلزات سنگین، در بافت های جدا شده پس از هضم تر با استفاده از دستگاه جذب اتمی شعله ای انجام گرفت. نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که طول چنگالی و وزن ماهی با میزان جذب مس در بافت عضله همبستگی منفی دارد (05/0 > p)، در صورتیکه این همبستگی بین وزن ماهی و میزان جذب آهن مثبت می باشد (05/0 > p). در بافت پوست بین طول چنگالی و میزان جذب آهن و کادمیم ارتباط مثبت (05/0 > p) اما بین وزن و میزان جذب روی ارتباط منفی وجود دارد. اهمیت یافته های این تحقیق به دلیل حضور فلزات سنگین در بافت های ماهیان به خصوص بافت عضله می باشد که به دلیل مصرف خوراکی این بافت، فلزات سنگین قابلیت انتقال به انسان را داشته و از نظر بهداشت عمومی و سلامت افراد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مقادیر به دست آمده با مقادیر استاندارد این عناصر، ارائه شده از سوی سازمان های بهداشت جهانی، خواربار و کشاورزی ملل متحد و وزارت کشاورزی، شیلات و غذای انگلستان مقایسه شد که در مورد کادمیم میانگین غلظت آن در بافت های عضله و پوست از استاندارد ها بالاتر به دست آمد. با توجه به سمی بودن کادمیم و بالا بودن میزان آن در بافت عضله ماهیان، توصیه می شود از آنها استفاده نگردد.
    کلیدواژگان: طول چنگالی، وزن، سن، فلزات سنگین، عضله، پوست، ماهی کلمه، دریای خزر
  • پریا اکبری، محمد شوقی صفحات 65-70
    پارامترهای بیوشیمی سرم خون یکی از جنبه های مهم در مدیریت گونه های در معرض خطر می باشد. این پارامترها به منظور ارزیابی هرگونه تغییرات کیفیت آب و خاک و تعیین زمان رسیدگی جنسی مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از این تحقیق، بررسی برخی الکترولیت و غیر الکترولیت های سرم خون میش ماهی(Argyrosomus hololepidotus) نر و ماده نابالغ می باشد.
    روش کار
    بدین منظور، خون گیری از 20 عدد میش ماهی صید شده از سواحل چابهار (اسکله رمین) انجام شد. مقادیر سرمی گلوکز، اوره، کلسترول، تری گلیسرید، بیلی روبین، پروتئین تام، آلبومین، فسفر، سدیم، پتاسیم، کلسیم و آلکالین فسفاتاز (میانگین±انحراف معیار) در دو جنس نر وماده نابالغ مورد ارزیابی قرار گرفت. مقادیر هر یک از پارامترها در جنس نر و ماده بترتیب عبارت بود از سدیم (06/17±50/239 و 80/20±80/257)، پتاسیم (98/0±87/3و 49/0±94/1)، فسفر (39/0±73/2 و53/0±79/2)، کلسیم (47/0±89/2 و32/0±56/1) (mmol/l)، گلوکز (33/10±71 و 50/2±04/24)، بیلی روبین (11/0±46/0و 05/0±24/0)، آلکالین فسفاتاز (17/124±30/468 (IU/l) و 98/68± 50/244)، اوره (50/0±94/1و 29/0±63/0)، تری گلیسرید (56/9±70/94 و 56/7±85/32)، کلسترول (69/2±02/13و29/3±94/4) (mg/dl)، پروتئین تام (51/0±69/1و 86/0±15/3) و آلبومین (16/0±44/0و 04/0±12/0) (g/dl). نتایج نشان داد که مقادیر سدیم و پروتئین در جنس ماده بیشتر از جنس نر بود و همه پارامترها به استثنای فسفر بین دو جنس اختلاف معنی دار داشت (05/0>P). بر اساس نتایج، میزان پارامترهای بیوشیمیایی خون می تواند تحت تاثیر جنسیت قرار گیرد.
    کلیدواژگان: میش ماهی، سرم، الکترولیت، غیر الکترولیت
  • الهام بهدانی، حمیدرضا رحمانی، رحمان جهانیان صفحات 71-82
    این آزمایش به منظور بررسی اثر منابع و سطوح مختلف چربی (روغن سویا، روغن قنادی و روغن کشتارگاه در سطوح صفر، دو و چهار درصد) جیره جوجه های گوشتی و همچنین جنسیت پرنده بر عملکرد و بیان ژن گیرنده متاثر از تکثیر کننده های پروکسیزومی نوع گاما (PPARγ)انجام شد. PPARγ به عنوان اصلی ترین تنظیم کننده میزان ذخیره بافت چربی و مهم ترین عامل در روند تمایز این بافت است. پارامترهای عملکرد در پایان هر هفته دوره پرورش اندازه گیری گردید و بافت چربی محوطه بطنی در پایان هفته هفتم جمع آوری شد و در دمای 80- درجه سانتی گراد نگهداری گردید. RNA سلول توسط محلول تجاری RNX جدا گردید و چگونگی تفاوت بیان در ژن گیرنده متاثر از تکثیر کننده های پروکسیزومی نوع گاما به کمک فرایند Semi-quantitative reverse transcription PCR در مقایسه با GAPDH بررسی شد. نتایج نشان داد که میزان اضافه وزن بدن و خوراک مصرفی تحت تاثیر نوع و سطح چربی مصرفی قرار نگرفت اما جنس پرنده در سراسر دوره پرورش بر روی این پارامترها اثر گذاشت (0001/0 > p). طبق نتایج این آزمایش بیشترین میزان بیان ژن PPARγ در بافت چربی بطنی جوجه هایی وجود داشت که از جیره حاوی روغن سویا و روغن کشتارگاه (که غنی از اسیدهای چرب بلند زنجیر و اسیدهای چرب 18:3 هستند) تغذیه می شدند. جنسیت پرنده نیز از طریق هورمون های جنسی، بر میزان بیان این ژن موثر بود به طوری که بیان این ژن در جنس ماده بیشتر از جنس نر بود. از این آزمایش می توان نتیجه گرفت که نوع چربی جیره از طریق پروفیل اسیدهای چرب و جنسیت پرنده بواسطه هورمون های جنسی، بیان ژن PPARγ را به عنوان کلیدی ترین ژن کنترل کننده میزان ذخیره چربی، تحت تاثیر قرار می دهد.
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، عملکرد، مکمل های چربی جیره، گیرنده متاثر از تکثیرکننده های پروکسیزومی نوع گاما، بیان ژن
  • سیدمحسن احمدی نژاد صفحات 83-89
    اگر درک کنیم که اسب ها چه می خواهند و یا چه می گویند، مسلما ارتباط بهتر و دوستانه تری با شریک ورزشی خود برقرار خواهیم کرد. صداهای اسب می تواند در اثر تحریکات عاطفی باشد که موجب برقراری ارتباط با انسان ها و اسب های دیگر گردد. این صداها و اصوات صوتی می توانند به انواع مختلفی تقسیم شوند، نظیر شیهه، خنده، نعره، جیغ، خروپف، سر و صدا، ناله و انواع صداهای دیگر که صداهای اکوستیک است. پهنای باند و فرکانس های مختلف صوت، توانایی بیان احساسات مختلف را دارد. اکنون سوال اصلی این است که اسب با ایجاد کدام صدا و تحت چه شرایطی این کار را انجام می دهد؟ در ارتباط با بررسی اصوات اسب ها، منبع علمی قابل توجهی در ایران وجود ندارد. لذا، در این تحقیق، پس از جمع آوری اطلاعات و کسب تجارب بزرگان سوارکاری و پرورش اسب کشور، نسبت به جمع آوری اطلاعات، تجزیه، تحلیل و نتیجه گیری اقدام گردید. 15 راس اسب، شامل سیلمی، مادیان و کره به 3 گروه 5 راسی و بصورت تصادفی تقسیم شدند. محل انجام تحقیق، باشگاه کانون چوگان واقع در استان البرز، شهرستان کرج، تعیین گردید. برای آنالیزکردن صدای اسب از نرم افزاراسپکتروگرام و Mat Lab استفاده شد. به منظور ثبت رخدادها از ضبط صوت فوق حساس و دوربین عکاسی و فیلم برداری با کیفیت 16مگا پیکسل) HD (و 8 گیگا بایت حافظه، استفاده گردید. صدای اسب در مواجهه با رخدادهای طبیعی زیر مورد بررسی قرارگرفت و نتایج ثبت گردید: 1- در زمان گرسنگی 2- در مواجهه با درد 3- در هنگام جدایی کره از مادیان 4- هنگام تنهایی 5- در هنگام جفتگیری در مادیان و سیلمی و 6- در پایان جفتگیری در مادیان و سیلمی. با توجه به تجزیه و تحلیل های انجام شده، کلیه ی اسب ها در زمان مواجهه با رخدادهای پنج گانه از خود صدا تولید کردند. تنها در مواجهه با رخداد درد، اسب های مورد آزمایش هیچگونه صدایی تولید نکردند که می تواند توجی هات متفاوتی را در بر داشته باشد.
    کلیدواژگان: صدا، اسب، گرسنگی، تنهایی، درد، صداهای اکوستیک
  • سعیده ابدالی براباد، زربخت انصاری پیرسرایی، منصور رضایی، حمید دلدار صفحات 90-97
    به منظور مقایسه اثر مخمر ساکارومایسیس سرویسیه، الیگوساکارید مانان و بتاگلوکان بر عملکرد، کیفیت گوشت و فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی، پژوهشی با 180 قطعه جوجه خروس سویه تجاری راس- 308 در قالب طرح کاملا تصادفی در پنج تیمار، سه تکرار و دوازده قطعه جوجه در هر واحد آزمایشی به مدت شش هفته انجام شد. گروه های آزمایش شامل: 1) شاهد (بدون افزودنی)، 2) بتا گلوکان (مایکوزورب) (05/0 درصد در جیره)، 3) الیگوساکاریدمانان (1/0 درصد در جیره)، 4) نئومایسین (02/0 درصد در جیره)، 5) مخمر زنده ساکارومایسیس سرویسیه (1/0 درصد در جیره) بودند. نتایج نشان داد، در دوره رشد ضریب تبدیل غذایی تحت تاثیر افزودن الیگوساکارید مانان (05/0±13/2) قرار گرفت (05/0>P)، اما تیمارهای آزمایشی در کل دوره اثر معنی داری بر افزایش وزن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی نداشتند (05/0P>). تاثیر این افزودنی ها بر ویژگی های فیزیکی گوشت قابل ملاحظه بود به طوری که در گوشت ران+ ساق، الیگوساکارید مانان بیشترین مقدار شاخص قابلیت ارتجاعی (04/0±55/0) و چسبندگی (18/0±35/0میلی ژول) را نشان داد، همچنین تیمار مایکوزورب دارای بیشترین چسبندگی (10/0±26/0 میلی ژول) در گوشت سینه بود (05/0>P). در ترکیب شیمیایی گوشت ران+ ساق درصد پروتئین تحت تاثیر افزودن مخمر در مقایسه با سایر مکمل ها قرار گرفت (34/1±37/24) و درصد چربی تیمار بتاگلوکان کمتر از سایر تیمارها (79/0±62/3) بود (05/0>P). همچنین درصد پروتئین گوشت سینه برای جیره مخمر ساکارومایسیس سرویسیه بیشترین مقدار (39/1±74/27) و کمترین درصد ماده خشک (34/0±81/25) مربوط به جیره دارای الیگوساکارید مانان بود (05/0>P). در 42 روزگی، غلظت کلسترول، گلوکز، تری گلیسرید و LDL سرم خون با افزودن مکمل بتاگلوکان کاهش نشان داد (05/0>P). با توجه به نتایج این پژوهش می توان ادعا کرد مخمر ساکارومایسیس سرویسیه، الیگوساکاریدمانان و بتاگلوکان تاثیر مثبتی بر کیفیت فیزیکی و شیمیایی گوشت و فراسنجه های خونی دارند.
    کلیدواژگان: الیگوساکاریدمانان، بتاگلوکان، جوجه های گوشتی، کیفیت گوشت، مخمر ساکارومایسیس سرویسیه
|
  • Ar. Bahmanabadi Pages 2-13
    In present research، publication delay for Iranian agricultural journals has been studied. The time between delivering manuscript copy of paper by its author to final appearing in a target journal has been defined here as publication delay. Publication delay can be used as a qualitative criteria indicating freshness or oldness of papers level. In this study، we have considered four factors for each paper including receive date، acceptance date، magazine publication date، and magazine distribution date. The project target society consists of 1684 papers appearing in 24 journals published by Agricultural Research، Education، and Extension Organization during 2010-2011. All of these journals has been evaluated as scientific-research one by Iranian Ministry of Science، Research، and Technology. The findings show that the period of receive to acceptance of papers is 287 days، the period of acceptance to publish is 205 days، the period of acceptance to distribution is 333 days، the period of receive to publish is 492 days، the period of receive to distribution is 621 days، and period of publish to distribution is 128 days.
    Keywords: Publication delay, Agricultural scientific, Research Journals, Agricultural Research, Education, Extension Organization
  • A. Gharaei, A. Esmaeli Sari, S. M. Ghasempouri Pages 15-19
    Mercury is a toxic and dangerous element for living organisms. Our bodies do not need mercury and its entrance and absorption in the body can cause many problems. Following industrialization of countries، it enters the nature and accumulates in the organisms body through the food chain which causes biological magnification. Therefore time and place monitoring of mercury is necessary. Biological monitoring is one of the best methods for mercury monitoring. Among these، methods which do not kill the organism have priority. Therefore، using feather، due to its non-destructive character is especially important. In the present study، three species including common cormorant، golden eagle، common chuker، which do not have any relationship regarding the feeding and migration، were studied. The results showed that the highest and lowest mercury concentrations were calculated in cormorant (with average 2710 ppb) and chuker (with average120 ppb)، respectively.
    Keywords: Mercury, Biomonitoring, Phalacrocorax carbo, Aquila chrysaetos, Perdix chukar
  • N. Hatamzadeh Esfahani, Sh. Rahimi, M.J. Gharagozloo, S. Yakhkashi Pages 20-27

    A research was conducted to evaluate the effects of some commercial herbal and chemical medicines on immune system and improve the respiratory disorders in broiler chickens. Four hundred and fifty day old female broiler chicks (strains of Arian) were divided into experimental groups: 1) Anzofin®، 2) Antibiofin®، 3)Immunofin®، 4) Bronkofin®، 5) savory (Zagrol®)، 6) Mentofin®، 7) Enrofloxasin®، 8) Bromhexin®، 9) Positive control، and 10) Negative control. On day 14، treatments 1 to 9 were received IB- 4/91vaccine 5 times greater than the standard dose and Negative control received the standard dose of IB vaccine. Treatments 1 to 6 received herbal medicines via drinking water from day 15 until day 42. Treatment 7 and 8 were received chemical medicines from day 15 to day 19. The highest and lowest antibody titter against infectious bronchitis was observed in Negative control and Immunofin، respectively (P>0. 05). On 41 days of age there was significant difference between treatments Antibiofin® and Mentofin® (P>0. 05). Anzofin® treatment showed highest antibody titer against Newcastle virus in both periods of 36 and 42 day old (P>0. 05). The highest and lowest response to injection of phytohemaglotinin was observed in Immunofin® and Positive control، respectively (P<0. 05). The highest H/L ratio was observed in positive control (P<0. 05). About improving the respiratory disorders among herbal medicine the influence of Mentofin®، Antibiofin® and savory was better than others and was the same with influence of Enrofloxasin® antibiotic and Bromhexin®.

    Keywords: herbal medicine, respiratory disorders, immune system, Broilers
  • Pages 28-34
    Expansion of industrial activities، mining and metal plating could cause releasing amount of high heavy metals into seawater and marine sediment led to heavy metals resistant microorganisms. Due to important role of Streptomyces in production of secondary metabolites، enzymes and elements reduction ability، were studied isolation of heavy metals (cadmium and chromium) resistant Streptomyces from marine sediments and coastal waters of Caspian Sea. Marine sediments and water samples were collected from coastal locations aseptically. SCA and KUA were used for the isolation of Streptomyces and biochemical testes like lipid، casein، starch hydrolysis and etc. carried out for identification of Streptomyces and determination of heavy metals (Cr، Cd) resistant Streptomyces was performed with well diffusion assay and for detection of MIC and MBC used Microdilution assay. Also، amounts of heavy metals in different parts of coastal waters measured with atomic absorption spectrophotometry assay. A total of 41 Streptomyces isolated from coastal locations 7 isolated (17/07%) showed chromium resistant to 300mg/l، 5 isolated (12/19%) showed cadmium resistant to 600mg/l. There was a significant difference between Streptomyces، temperature، pH and salt concentration (P < 0. 01). Due to existence of heavy metals (Cd،Cr) resistant Streptomyces in the Caspian Sea probability can use them as well suited agents for Bioremediation.
    Keywords: Streptomyces, heavy metals, the Caspian Sea
  • B. Parizadian Kavan, M. Shams Shargh, S. Hassani, Y. Mostafalo Pages 35-44
    This experiment was conducted for determining of the effect of physical sizes and levels of clinoptilolite on liver histology، protein and energy efficiency ratio، carcass traits and blood enzymes activityof broilers fed rations contaminated with aflatoxin. Clinoptilolite were used in two levels (1. 5 and 3%) and three physical sizes (<0. 25 mm، 0. 4 -0. 8 mm and 1-2 mm). On the basis of the results، Broilers fed by non-contaminated diets with aflatoxin had the highest protein and energy efficiency ratio and the lowest protein and energy efficiency ratio were found in broilers fed by contaminated diets with aflatoxin (P<0. 05). Also، using of 3% clinoptilolite with particle size of 1- 2 mm in contaminated diet improved protein and energy efficiency ratio than the aflatoxin contaminated diet and without additive (P<0. 05). The highest and the lowest liver percentage were obtained in broilers fed by contaminated diet with aflatoxin and non-contaminated diets with aflatoxin respectively (P<0. 05). The highest and the lowest amount of blood aspartate amino transferase and alkaline phosphatase were found in broilers fed by contaminated diet with aflatoxin and non-contaminated diets with aflatoxin respectively. Using of 3% clinoptilolite with particle size of 1- 2 mm decreased the level of blood aspartate amino transferase and alkaline phosphatase in broilers fed by contaminated diet with aflatoxin (P<0. 05). Therefore، it can be concluded that the supplementation of diet contaminated with aflatoxin with clinoptilolite had positive effects on protein and energy efficiency ratio and blood parameters in broilers.
    Keywords: Broilers, Clinoptilolite, Physical size, Aflatoxin
  • N. Vaseji, N. Mojgani, A. Sadeghipanah Pages 45-56
    Most of probiotic Lactobacilli adhere to intestinal surfaces, a phenomenon influenced by free fatty acids. this project to increase hydrophobicity properties of bacterial cell surface and increase performance of them, was designed and for this purpose, MRS broth media including saturated (palmitic acid,stearic acid),unsaturated fatty acids(α-linolenic acid,ɣ-linolenic acid,linoleic acid, Arachidonic acid,oleic acid and….), mix of them and control(without fatty acids),for growth lactobacillus rhamnosus and a commercial starter was investigated. Extraction, saponification and methylaton of Fat-cell bacteria by gas chromatography was measured.Changes in hydrophobic and hydrophilic properties of cultured bacteria were estimated with ethylacetat(polar solvent), octan(non polar solvent) and spectrophotometric method. The results of this analysis indicated that Addition of free fatty acids to culture medium Cause changes in cellular fatty acid bacteria and the results of membrane polarity index showed that medium included mix of saturated and unsaturated fatty acids In particular in starter bacteria, have more affinity for polar solvent and starter bacteria in medium including unsaturated fatty acids causes significant increase ratio of unsaturated fatty acids to saturated in cell bacteria. Lactobacillus rhamnosus in all of experiments showed Nonpolar properties(tendency to bind to the intestinal mucosa).
    Keywords: Probiotic, fatty acids, lactobacillus rhamnosus, starter, connectivity
  • A. Javid Golshanabad, H. Taghavi Jelodar, M. Amjadi, H. Fazli Pages 57-64
    This work investigates the relationship between fork length، weight، age and the uptake of heavy metals such as iron، zinc، copper and cadmium in muscle and skin tissues of fish (Rutilus rutilus caspicus) in two sites in Sari and Turkmen Seaport of Southern part of Caspian Sea. Samples were collected in autumn 2013 and winter 2014. After measurement of fork length، weight، age by squama of 37 samples and preparation and parting of tissues، concentration of heavy metals were determined following wet digestion using Flame Atomic Absorption Spectrophotometry. Spearman correlation test results showed that fork length and weight and uptake of copper in the muscle tissue have negative correlations (p<0. 05). However this correlation between the weight and the uptake of iron is positive (p<0. 05). In the skin، there is a positive correlation (p<0. 05) between fork length and extent of absorption of iron and cadmium، unlike those between the weight and the absorption of zinc. The importance of the findings of this study due to the presence of heavy metals in tissues of fishes، especially muscle tissue، which is due to the consumption of oral tissue، heavy metals have the ability to transfer to humans in terms of public health and the health of people is a special place. These values were compared with the WHO and the FAO and UK (MAFF) safety standards regarding the amount of the above mentioned heavy metals in fish tissues. Based on the results of this study، The average concentrations of cadmium in the muscle and skin tissues proved to be higher than international standards. It is recommended not to use these fish due to the toxicity and high levels of cadmium in their muscle tissues.
    Keywords: Fork length, Weight, age, heavy metals, muscle, skin, Caspian roach, Caspian Sea
  • P. Akbary, M. Shoghi _ Pages 65-70
    Serum biochemical parameters are important aspects in the management of endangered species. The values of these parameters can be used for confirming the maturity and for monitoring any changes in the quality of waters and related soils. The aim of present study was to investigate some of blood serum biochemical parameters in immature females and males of Argyrosomus hololepidotus. Blood samples were collected from twenty captured fish from coastal waters of Chabahar (Ramin waterfront). Serum levels of glucose، blood urea nitrogen (BUN)، cholesterol (CHO)، triglyceride، bilirubin، total protein، albumin، phosphorus (P)، sodium (Na)، potassium (K)، calcium (Ca) and alkaline phosphatase (ALP) were determined as Mean±SD in immature males and females. The levels of different biochemical parameters in males and females were respectively as follows; Na (239. 50±17. 06، 257. 80±20. 80)، K (3. 87±0. 98، 1. 94±0. 49)، P (2. 73±0. 39، 2. 79±0. 53)، Ca (2. 89±0. 47، 1. 56±0. 32) (mmol/l)، glucose (71±10. 33، 24. 04±2. 50)، bilirubin 0. 46±0. 11، 0. 24±0. 05)، ALP (68. 30 ±124. 17، 244. 50±68. 98) (Iu/l)، BUN (1. 94±0. 50، 0. 63±0. 29)، triglyceride (94. 70±9. 56، 32. 85±7. 56)، CHO (13. 02±2. 69، 4. 94±3. 29) (mg/dl)، total protein (1. 65±0. 51، 3. 15±0. 86) and albumin (0. 44±0. 16، 0. 12±0. 04) (g/dl). The results showed that the serum levels of Na and total protein in females were significantly higher than males and there were significant differences in all of the serum values (except P) between males and females (P<0. 05). It can be concluded that the values of blood biochemical parameters may be affected by sex of fish.
    Keywords: Argyrosomus hololepidotus, Serum, Electrolyte, Non electrolyte
  • El. Behdani, Hr. Rahmani, R. Jahanian Pages 71-82
    This experiment was carried out to investigate the effects of different sources and level of dietary fat (soybean oil، SO; yellow grease، YG and poultry fat، PF in 0%، 2% and 4%) and sex on performance and the gene expression of the peroxisome proliferator activated- receptor gamma (PPARγ)، as a key regulator of adipose differentiation and development. Performance parameters were recorded at the end of each week، and the abdominal adipose tissue was collected from 7-weeks-aged chickens. Total RNA was extracted by RNX reagent. Semi-quantitative reverse transcription PCR was performed to show the treatments differences for PPAR γ gene expression. Results showed that body weight gain and feed intake were not affected by dietary fat supplements nor by their usage level، but broiler sex influenced (p<0. 001) these parameters during period. The results indicated the highest expression of PPARγ was detected by semi-quantitative reverse transcription PCR in abdominal fat tissue of chicks fed diets contaning SO and PF (rich in 18:3 and long chain fatty acids) and the females had the higher expression of PPARγ than males. In conclusion، dietary fatty acid profile and sexual hormones may affect the development of broiler abdominal fat by interfering in PPARγ gene expression.
    Keywords: broiler chick, dietary fat source, Performance, proxisome prolifrator, activated receptot gamma, Gene expression
  • S.M. Ahmadinejad Pages 83-89
    For communicating with the environment (other horses، foals، owner، etc.)، horses have to use different methods. To communicate، horses use their body language. Vocalization (if not the body language)، seems to be the most important way of communication in the horses، though it seems they use the same tone when exposing to different events. In this study which was performed in collaboration with the electronic institute of Sharif technical university، totally 15 horses were used. The horses were exposed to different events (hunger، pain، loneliness، mating، parturition and separation of the 1-2 weeks old foals from their dams). The verbal expressions of the horses were studied using spectrogram. The results of this study showed that there were significant differences between the spectrograph of the voices of the horses، exposed to hunger، and the separation of the foals from dams. This was the same (no significant differences) when horses were exposed to loneliness، separation and the hunger. There were no significant differences between the verbal expressions of the horses while exposed to mating، parturition. One of the most important reasons why the horses do no have verbal expressions when exposing to the pain، might be the absence of the part of the brain، responsible for the pain interpretation. Morse research is to be performed to prove this.
    Keywords: Verbal, Expression, Pain, Horse
  • S. Ebdali Barabad, Z. Ansari Pirsaraei, M. Rezaei, H. Deldar Pages 90-97
    This investigation was conducted to study the effect of Saccharomyces cerevisiae، Mannan oligosaccharides and beta-Glucan on performance، meat quality and blood parameters of broiler chicks. The experiment was performed on 180 one day old male broiler chicks of Ross 308 strain in a completely randomized design with 5 treatments consisting of 3 replicates with 12 broiler chicks per each. The treatments included a control treatment (basal diet)، beta Glucan (Mycosorb) (0. 05 percent of diet)، Bio-Mos (0. 1 percent of diet)، Neomycin (0. 02 percent of diet)، Saccharomyces cerevisiae live yeast (0. 1 percent of diet). Results showed that conversion ratio in grower period had significant effect in Mannan oligosaccharides treatment (2. 13±0. 05) (P<0. 05)، but treatments had not significant effect on body weight gain، feed intake، and feed conversion ratio in experimental period. Among the physical characteristics of the drumstick، Mannan oligosaccharides treatment had most adhesiveness (0. 35±0. 18 mj) and springiness index (0. 55±0. 04) (P<0. 05). Beta-glucan had maximum adhesiveness (0. 26±0. 10 mj) (P<0. 05) in breast meat. In chemical composition of the drumstick meat، percent of protein influenced by adding of yeast Saccharomyces cerevisiae compared to other additives (24. 37±1. 34) (P<0. 05) and percent of fat composition of drumstick meat significantly decreased (3. 62±0. 79) in beta-glucan treatment (P<0. 05). Percent of protein in breast meat increased (27. 74±1. 39) by adding of yeast Saccharomyces cerevisiae (P<0. 05) and percent of dry matter (25. 81±0. 34) of breast meat significantly decreased in Mannan oligosaccharides treatment (P<0. 05). The serum cholesterol، glucose، triglycerides and LDL concentrations had decreased in the treatment with beta-glucan (P<0. 05). In conclusion، the results of this study showed that use of Saccharomyces cerevisiae، Mannan oligosaccharides and beta-Glucan can improve the physical and chemical characteristics of meat and blood parameters.
    Keywords: beta, Glucan, Broiler chicks, Saccharomyces cerevisiae, Mannan