فهرست مطالب

غدد درون ریز و متابولیسم ایران - سال هفدهم شماره 3 (پیاپی 81، مرداد و شهریور 1394)
  • سال هفدهم شماره 3 (پیاپی 81، مرداد و شهریور 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/03
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سیما نظرپور، فهیمه رمضانی تهرانی *، معصومه سیمبر، مریم توحیدی، حمید علوی مجد، فریدون عزیزی صفحات 181-189
    مقدمه
    اختلالات تیروییدی دومین بیماری شایع غدد درون ریز در زنان سنین باروری هستند. علایم و نشانه های اختلالات تیروییدی می توانند توسط تغییرات فیزیولوژیک بارداری مخفی بمانند. هدف این مطالعه، شناخت علایم فیزیولوژیک مشابه با اختلالات تیروییدی در دوران بارداری در زنان غیرمبتلا به اختلالات تیروییدی بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی مبتنی بر جمعیت بود که در آن 1600 زن باردار مورد مطالعه قرار گرفتند. در منتخبین، پس از پرسش گری در خصوص علایم و نشانه های بیماری های تیروییدی و انجام معاینات بالینی مربوطه، میزان سرمی تیروکسین T4)T-uptake)، تیروتروپین (TSH) و آنتی تیرویید پراکسیداز آنتی بادی (TPO-Ab) اندازه گیری شد.
    یافته ها
    5/63 درصد افراد شرکت کننده در این مطالعه عملکرد طبیعی تیرویید داشتند. کم کاری و پرکاری آشکار تیرویید به ترتیب در 8/ 3 درصد و 8/ 0 درصد افراد تشخیص داده شد و 8/29 درصد افراد، مبتلا به کم کاری تحت بالینی تیرویید بودند. 3/ 2 درصد افراد نیز یوتیرویید و آنتی بادی TPO مثبت بودند. در 8/ 64 درصد از خانم های باردار فاقد هر گونه اختلال تیروییدی، یک یا بیشتر از یک علامت و نشانه ی مربوط به اختلالات تیروییدی ثبت گردید. بیشترین علایم، مربوط به احساس ضعف و خستگی (3/ 30 درصد) و سپس تنبلی و خواب آلودگی (3/ 20 درصد) بود.
    نتیجه گیری
    تغییرات فیزیولوژیکی طبیعی بارداری می توانند برخی از علایم و نشانه های اختلالات تیروییدی را تقلید نمایند. طبق نتایج به دست آمده، بیش از نیمی از خانم های باردار سالم یک یا بیشتر از یک علامت و نشانه ی مربوط به اختلالات تیروئیدی را در دوران بارداری تجربه می نمایند. تفسیر صحیح این علایم در دوران بارداری طبیعی، به منظور تمایز میان تغییرات فیزیولوژیک و پاتولوژیک ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اختلالات تیروییدی، علایم، نشانه ها، پرکاری تیرویید، کم کاری تیرویید، بارداری
  • سمیه حسین پور نیازی، پروین میرمیران *، کبری ناخدا، حسین فرهاد نژاد، فریدون عزیزی صفحات 190-198
    مقدمه
    شیوع سندرم متابولیک در سال های اخیر در جوامع مختلف روند رو به رشدی را نشان می دهد که می تواند ناشی از تغییرات شیوه زندگی، از جمله تغییر در رژیم غذایی باشد. ارتباط بین چربی رژیم غذایی و سندرم متابولیک همواره مورد توجه است، ولی مطالعات محدودی به بررسی ارتباط بین دریافت روغن های گیاهی (هیدروژنه و غیرهیدروژنه) با سندرم متابولیک پرداخته اند. هدف از این مطالعه، بررسی رابطه دریافت این روغن ها با سندرم متابولیک در بین بزرگسالان تهرانی بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی، در قالب مطالعه قند و لیپید تهران در سال 1384 تا 1387 بر روی 2457 بزرگسال 19 تا 84 سال انجام شد. دریافت روغن گیاهی هیدروژنه و غیرهیدروژنه در رژیم غذایی با استفاده از پرسش نامه نیمه کمی بسامد خوراک ارزیابی شد. شاخص های تن سنجی، فشار خون و بیوشیمایی اندازه گیری شدند. سندرم متابولیک بر طبق معیارهای کمیته ملی چاقی ایرانیان تعریف شد.
    یافته ها
    میانگین سن و نمایه ی توده ی بدن به ترتیب 3/ 39 سال و 7/ 25 کیلوگرم بر مترمربع بود. میانه دریافت روزانه ی روغن گیاهی هیدروژنه 6/ 9 گرم و روغن گیاهی غیرهیدروژنه 6 گرم بود. دریافت زیاد روغن گیاهی هیدروژنه و غیرهیدروژنه با افزایش دریافت انرژی، چربی، کلسترول، فیبر، سبزی جات، حبوبات، گوشت، ماکیان و ماهی و کاهش دریافت کربوهیدرات ارتباط داشت. پس از تعدیل متغیرهای مخدوش کننده، در مقایسه با پایین ترین سه هک دریافت روغن گیاهی هیدروژنه، نسبت شانس سندرم متابولیک در بالاترین سه هک دریافت، 54 /2 (فاصله اطمینان 95 درصد: 23/ 4-53/ 1) بود. روغن گیاهی غیرهیدروژنه هیچ ارتباطی با سندرم متابولیک نداشت.
    نتیجه گیری
    دریافت روغن گیاهی هیدروژنه ارتباط مستقیمی با سندرم متابولیک در بین بزرگسالان تهرانی دارد.
    کلیدواژگان: روغن گیاهی هیدروژنه، سندرم متابولیک، مطالعه قند و لیپید تهران
  • ارسلان خالدی فر، علی احمدی* صفحات 199-205
    مقدمه
    درباره میزان کشندگی سکته ی قلبی در بیماران دیابتی و غیردیابتی در مقیاس ملی در بیمارستان های ایران مطالعه ای منتشر نشده است. هدف از این مطالعه، تعیین میزان کشندگی سکته ی قلبی در بیماران با و بدون سابقه دیابت و تعیین عوامل مرتبط با مرگ ناشی از سکته قلبی در ایران بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی و ملی از داده های 20750 بیمار جدید مبتلا به سکته ی قلبی در سال 1392 استفاده شد.
    یافته ها
    شیوع دیابت در بیماران مورد بررسی 3/ 22 درصد (4612 نفر) بود. میزان کشندگی سکته ی قلبی و حدود اطمینان 95 درصد آن در بیماران دیابتی 22/ 13 درصد (23/ 14- 27/ 12 درصد) و در بیماران غیردیابتی 7/ 11 درصد (26/ 12-28/ 11 درصد) بود و اختلاف معنی داری مشاهده شد. نسبت شانس (OR) مرگ ناشی از سکته ی قلبی با بالارفتن قطعه ST الکتروکاردیوگرام در مردان 77/ 4 (حدود اطمینان 95 درصد: 43/ 5-20/ 4) و حدود دو برابر زنان (نسبت شانس: 13/ 2؛ حدود اطمینان 95%: 54/ 2-78/ 1) بود.
    نتیجه گیری
    اگرچه میزان کشندگی سکته ی قلبی در بیماران دیابتی بیشتر از بیماران غیردیابتی بود، اما به نظر می رسد به خاطر اختلاف کم میزان کشندگی بین دو گروه و حجم نمونه بالا در مطالعه، اختلاف آماری معنی دار از نظر بالینی ارزش جزئی دارد. بنابراین، مدیریت و ارایه مراقبت های مورد نیاز در اورژانس و بخش های مراقبت قلب بیمارستان ها، از جمله دسترسی به درمان طلایی در وقت مناسب در بیماران دیابتی و غیردیابتی، باید به طور یکسان و ویژه انجام شود.
    کلیدواژگان: سکته قلبی، دیابت، میزان کشندگی
  • محسن ناصری، مهدی هدایتی، مریم سادات دانشپور، فاطمه بندریان، فریدون عزیزی* صفحات 206-214
    مقدمه
    غلظت سرمی پایین لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL) یکی از مهم ترین و شایع ترین عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی است. بنابراین شناخت ژن های موثر بر غلظت HDL سرمی اهمیت زیادی دارد. در این مطالعه، ارتباط بین تغییرات توالی ژن لسیتین کلسترول آسیل ترانسفراز (LCAT) با سطح سرمی کلسترول HDL در جمعیت مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    با استفاده از داده های فاز 4 مطالعه TLGS، افراد با غلظت کلسترول HDL پایین و افراد با غلظت کلسترول HDL بالا شناسایی شده، در نهایت افرادی از هر گروه که حداقل یکی از بستگان درجه اول آن ها دارای فنوتیپ مورد نظر بودند، وارد مطالعه گردیدند. محدوده سنی افراد 15 سال به بالا تعیین و عوامل چاقی، سن، جنس، قند و فشار خون به عنوان عوامل مداخله گر در نظر گرفته شدند. تغییرات ژنتیکی ژن LCAT به روش تعیین توالی مستقیم شناسایی و ارتباط آن ها با غلظت کلسترول HDL بررسی شد.
    یافته ها
    در مجموع 15 تغییر ژنتیکی شناسایی شدند. دو تغییر ژنتیکی rs5923 و Q177E با فراوانی آللی به ترتیب 87/5 درصد و 7/4 درصد در هر دو گروه مورد مطالعه وجود داشتند، هر چند در افراد با غلظت پایین HDL به طور معنی داری بیشتر بودند. 11 مورد از تغییرات ژنتیکی برای اولین بار در این بررسی گزارش شده است و 4 مورد قبلا در پایگاه داده چندریختی تک نوکلئوتیدی (dbSNP) گزارش شده بودند.
    نتیجه گیری
    نواحی اگزونی ژن LCAT در جمعیت تهران دارای تغییرات ژنتیکی متعددی می باشد. اگرچه فراوانی تعدادی از آن ها در افراد با کلسترول HDL سرمی پایین، بیشتر بود، اما پس از تعدیل با عوامل مداخله گر، از نظر آماری معنی دار نبود.
    کلیدواژگان: تغییرات ژنتیکی، لیپوپروتئین، لسیتین کلسترول آسیل ترانسفراز، تعیین توالی
  • خانم فاطمه یعقوبلو، فریدون سیاسی، عباس رحیمی، فریبا کوهدانی، گیتی ستوده* صفحات 215-223
    مقدمه
    مصرف ادویه ها به دلیل وجود مواد آنتی اکسیدانی و ضد التهابی در آن ها جهت درمان عوارض بیماری ها مورد توجه قرار گرفته اند. یکی از این ادویه ها که حاوی تنوع زیادی از ترکیبات آنتی اکسیدانی است، ادویه هل است. تاکنون اثر این ادویه بر اندازه های تن سنجی بررسی نشده است. این مطالعه با هدف تعیین اثر مصرف مکمل هل بر اندازه های تن سنجی در زنان پیش دیابتی مبتلا به اضافه وزن و چاقی طراحی شد.
    مواد و روش ها
    80 زن مبتلا به پیش دیابت به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه مداخله روزانه 3 گرم هل سبز و گروه شاهد 3 گرم پودر سوخاری به مدت دو ماه دریافت کردند. مقادیر فعالیت بدنی، دریافت های غذایی، وزن، قد و دور کمر در شروع و پایان مداخله اندازه گیری شدند. نمایه ی توده ی بدن از طریق تقسیم وزن بر مجذور قد محاسبه گردید.
    یافته ها
    در گروه مداخله، میانگین وزن و نمایه ی توده ی بدن کاهش معنی داری در مقایسه با شروع مداخله نشان داد (05/ 0>p). پس از تعدیل مقدار دور کمر اولیه، در پایان مداخله میانگین دور کمر در گروه مداخله کمتر از گروه شاهد بود (05/ 0>p). در گروه شاهد میانگین وزن، نمایه ی توده ی بدن و دور کمر در پایان مطالعه تغییرات معنی داری نداشت. تفاوت معنی داری در اندازه های تن سنجی دیگر بین دو گروه در پایان مداخله مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    مصرف مکمل هل ممکن است سبب کاهش دور کمر و در نتیجه کاهش چاقی شکمی در افراد مبتلا به پیش دیابت گردد.
    کلیدواژگان: پیش دیابت، مواد آنتی اکسیدانی، اندازه های تن سنجی، هل سبز
  • رحمان سوری *، علی اصغر رواسی، آقای سعید حضرتی مولایی صفحات 224-229
    مقدمه
    آیریزین مایوکاینی است که از پروتئین غشایی FNDC5 آزاد می گردد و تاثیرات مثبتی بر متابولیسم دارد. هدف از تحقیق حاضر، مقایسه ی تاثیر تمرین های استقامتی پرشدت و مقاومتی بر آیریزین و مقاومت انسولینی در موش های صحرایی نر بود.
    مواد و روش ها
    24 سر موش صحرایی نر به طور تصادفی به گروه های تمرین استقامتی پرشدت، مقاومتی و کنترل تقسیم شدند. تمرین استقامتی شدید به مدت 10 هفته روی تردمیل انجام شد. تمرین مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان با وزنه های آویزان شده به دم حیوان بود. پس از 10 هفته تمرین، غلظت سرمی آیریزین، گلوکز و انسولین اندازه گیری شد.
    یافته ها
    سطوح سرمی آیریزین پس از 10 هفته تمرین استقامتی پرشدت در مقایسه با تمرین مقاومتی به طور معنی داری افزایش یافت (008/ 0=P) و مقادیر گلوکز (001/ 0=P) و شاخص مقاومت انسولینی (009/ 0=P) در موش های گروه تمرین استقامتی شدید به طور معنی داری کمتر از گروه تمرین مقاومتی بود. هم چنین، گلوکز و شاخص مقاومت انسولینی موش های گروه تمرین استقامتی شدید به طور معنی داری (001/ 0=P) کمتر از گروه کنترل بود. از طرفی، وزن موش ها در گروه تمرین استقامتی شدید به طور معنی داری کاهش یافت (008/ 0=P). در ضمن، بین آیریزین با گلوکز و شاخص مقاومت انسولینی همبستگی منفی معنی داری مشاهده شد، ولی ارتباط معنی داری بین آیریزین با انسولین وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    تمرینات استقامتی پرشدت در افزایش مقدار آیریزین و کاهش مقدار گلوکز و شاخص مقاومت انسولینی، در مقایسه با تمرین مقاومتی؛ موثرتر هستند.
    کلیدواژگان: تمرین استقامتی پرشدت، تمرین مقاومتی، آیریزین، مقاومت انسولینی، موش صحرایی
  • سیده فاطمه موسوی اضماره، محمد ماذنی *، اسفندیار حیدریان، رضا علی پناه مقدم، محمود رفیعیان، مرضیه ابراهیمی، نجمه شاهین فرد، اسلام قزل سفلی صفحات 230-237
    مقدمه
    دیابت از گروه بیماری های متابولیک با افزایش مزمن سطح قند خون است. با توجه به ترکیبات آنتی اکسیدانی گیاه چویل، این مطالعه با هدف تعیین اثر عصاره ی هیدروالکلی گیاه چویل بر میزان قند و چربی خون موش های صحرایی نر دیابتی صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه، 54 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 250-200 گرم در 6 گروه 9 تایی به مدت 4 هفته مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه ها شامل شاهد سالم، شاهد دیابتی، 3 گروه دیابتی تیمار شده با دوزهای 200، 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره ی چویل و دیابتی تیمار شده با دوز 150 میلی گرم بر کیلوگرم متفورمین بودند. در پایان مطالعه، مقادیر قند خون ناشتا، تری گلیسرید، کلسترول تام، کلسترولHDL- و کلسترولLDL- سنجیده شدند. نتایج به روش ANOVA یک طرفه مورد تحلیل آماری قرار گرفتند.
    یافته ها
    در رت های دیابتی تیمار شده با چویل کاهش معنی دار (05/ 0>P) قند ناشتا (در هر سه دوز عصاره به ترتیب 26 درصد، 3/ 59 درصد و 4/ 69 درصد)، تری گلیسرید (دوزهای 400 و 800 عصاره به ترتیب 1/ 16 درصد و 1/ 34 درصد)، کلسترول تام (دوز 800 عصاره، 9 /20 درصد)، کلسترول LDL-(در هر سه دوز عصاره به ترتیب 9/ 25 درصد، 1/ 49 درصد، 53 درصد) و افزایش معنی دار (05/ 0>P) کلسترولHDL- (در هر سه دوز عصاره به ترتیب 6/ 32 درصد، 4/ 36 درصد و 1/ 37 درصد) در مقایسه با گروه شاهد دیابتی مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    عصاره ی هیدروالکلی گیاه چویل می تواند باعث کاهش قند خون ناشتا و بهبود فراسنج های چربی خون در موش های صحرایی نر دیابتی گردد.
    کلیدواژگان: دیابت، فراسنج های چربی های خون، چویل، آلوکسان، موش صحرایی نر
  • سعید چنگیزی آشتیانی *، پروین یارمحمدی، ناصر حسینی، ایرج صالحی، مجید رمضانی صفحات 238-250
    مقدمه
    گیاه ختمی در فهرست گیاهان دارویی با پتانسیل اثر ضد دیابتی قرار دارد. مطالعه ی حاضر به منظور بررسی اثر کاهنده قند و پروفایل های چربی عصاره ریشه ی گیاه ختمی در رت های دیابتی شده نوع یک طراحی شد.
    مواد و روش ها
    70 سر رت نر نژاد ویستار در 7 گروه (در هر گروه: 10=تعداد) کنترل، شاهد، کنترل دیابتی، دریافت کننده ی عصاره ی ریشه ی ختمی به ترتیب با دوز200، 400 و 800 و دریافت کننده ی گلی بنکلامید با دوز 5 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن طی 4 هفته به صورت گاواژ مورد مطالعه قرار گرفتند. دیابتی شدن توسط تزریق داخل صفاقی استرپتوزوسین انجام شد.
    یافته ها
    دریافت عصاره ی الکلی گیاه ختمی در هر سه دوز باعث کاهش قند خون ناشتا نسبت به گروه کنترل دیابتی (P<0.05) و هم چنین بهبود دیس لیپیدمی (P<0.05) شد. بدین صورت که کاهش معنی داری سطوح کلسترول، تری گلیسرید وLDL و افزایش سطح HDL مشاهده شد. پس از پایان دوره، سطح قند خون ناشتا در گروه درمان با گلی بنکلامید نسبت به گروه کنترل دیابتی و دوز 200 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن عصاره، کاهش معنی داری داشت (P<0.05). ولی بین میزان قند خون در گروه تحت درمان با دوز 400 و 800 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن نسبت به گروه درمان با گلی بنکلامید اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که عصاره ی الکلی ریشه ختمی دارای اثرات کاهنده قند و چربی خون در رت های دیابتی شده با استرپتوزوسین است.
    کلیدواژگان: استرپتوزوسین، دیابت نوع یک، دیس لیپیدمی، ریشه ی ختمی
|
  • Dr. Sima Nazarpour, Dr. Fahimeh Ramezani Tehrani*, Dr. Masoumeh Simbar, Dr. Maryam Tohidi, Dr. Hamid Alavi Majd, Dr. Fereidoun Azizi Pages 181-189
    Introduction
    Although for thyroid disorders are the second most prevalent endocrine abnormalities among reproductive aged women، the signs and symptoms of thyroid disease can often be masked by the physiologic changes of pregnancy. The aim of this study was to identify physiological signs and symptoms common to both pregnancy and thyroid disorders among a community based sample of pregnant women without thyroid dysfunction.
    Materials And Methods
    This population-based cross-sectional study was conducted on 1600 pregnant women. A comprehensive questionnaire including questions regarding the signs and symptoms of thyroid disease was completed for subjects and relevant clinical examinations were conducted. Blood samples were taken and serum thyroxine (T4)، T-uptake، thyrotropin (TSH) and thyroid peroxidase antibodies (TPO-Ab) were measured.
    Results
    Of study participants، 63. 5% had normal thyroid function. The prevalence of overt hypothyroidism and hyperthyroidism were 3. 8%، and 0. 8%، respectively and 29. 8% of patients had subclinical hypothyroidism. Of pregnant women without thyroid dysfunction، 64. 8% had one or more of the signs and symptoms of thyroid disorders. Most common symptoms were fatigue (30. 3%)، followed by lethargy and drowsiness (20. 3%).
    Conclusion
    Normal physiological changes of pregnancy can mimic some of the signs and symptoms of thyroid disorders. The results indicated that over half of the healthy pregnant women experienced one or more of the signs and symptoms of thyroid disorders during pregnancy. Correct interpretation of signs and symptoms of thyroid dysfunction during normal pregnancy is critical to discriminate between physiologic and pathological changes.
    Keywords: Thyroid dysfunction, Signs, Symptoms, Hyperthyroidism, Hypothyroidism, Pregnancy
  • Somayeh Hosseinpour, Niazi, Dr Parvin Mirmiran*, Kobra Nakhoda, Hossein Farhad Negad, Dr Fereidoun Azizi Pages 190-198
    Introduction
    In recent years, the prevalence of metabolic syndrome (MetS) in various countries shows a fast, rising trend, that can be caused by lifestyle changes, including changes in diet. Despite the possible association between dietary fats and the MetS receiving attention, limited studies have determined the association between oils (hydrogenated and non-hydrogenated) and the MetS. The aim of this study was to investigate the association between hydrogenated and non-hydrogenated vegetable oils and the metabolic syndrome among Tehranian adults.
    Materials And Methods
    This cross sectional study was conducted within the framework of Tehran Lipid and Glucose Study between 2005 and 2008, on 2457 adults, aged 19-84 years. Intakes of vegetable oils were assessed using a validated semi quantitative food-frequency questionnaire. Anthropometrics, blood pressure, and biochemical measurements were assessed. The metabolic syndrome based on the definition of the Iranian National Committee of Obesity.
    Results
    Mean age and BMI of participants was 39.3 years and 25.7 kg/m2, respectively. Median daily intakes of hydrogenated vegetable oils (HVOs) were 9.6 g/d and those of non-hydrogenated vegetable oils (NHVOs) were 6.0 g/d. Higher intakes of HVOs and NHVOs were associated with higher intakes of total energy intake, total fat, saturated fatty acids, cholesterol, fiber, vegetables, legumes, meat, poultry and fish and lower intake of carbohydrates. After controlling for potential confounders, compared to the lowest tertile of HVOs, odds ratio for metabolic syndrome in the highest tertile was 2.54 (95% CI: 1.53-4.23). NHVOs were not associated with the prevalence of metabolic syndrome.
    Conclusions
    HVOs intake was found to be positively associated with metabolic syndrome among Tehranian adults.
    Keywords: Hydrogenated vegetable oils, Metabolic syndrome, Tehran Lipid, Glucose Study
  • Khaledifar A., Ahmadi A.* Pages 199-205
    Introduction
    Data shows that no study at a national level on fatality rates of myocardial infarction (MI) and its determinants in diabetic and non-diabetic hospitalized Iranian patients, has yet been published. The aim of this study was to determine the case fatality rate (CFR) of MI in patients with and without history of diabetes and the factors associated with MI mortality in Iran.
    Materials And Methods
    In this cross-sectional, national study, data of 20,750 new patients with MI were used. For data analysis, Chi-square test, t-test and logistic regression model in Stata software were used. Modeling was done per gender.
    Results
    Of 20,750 new patients with MI, 4,612 (22.3%) patients had diabetes. Case Fatality rates of MI were 13.22% (confidence interval [CI] 95%=12.27-14.23) in diabetic patients and 11.7% (11.28-12.26) in non-diabetic patients, and were significant (p=0.036). Odds ratio (OR) of mortality from ST segment elevation myocardial infarction STEMI was 4.77 (CI 95%=4.20-5.43) in men, approximately twice that in women (OR=2.13, CI 95%=1.78-2.54).
    Conclusion
    Although CFR was higher in diabetic patients than in non diabetic ones, the statistically significant difference was not clinically noteworthy, due to the small difference in CFR between the two groups and large sample size of the study. Therefore, prompt management and provision of required healthcare in emergency and CCUs within the appropriate time and access to specialized treatments for diabetic and non diabetic patients are recommended.
    Keywords: Myocardial infarction, Diabetes, Fatality rate
  • Dr Mohsen Naseri, Dr Mehdi Hedayati, Dr Maryam Sadat Daneshpour, Dr Fatemeh Bandarian, Dr Fereidoun Azizi* Pages 206-214
    Introduction
    Disturbances in blood lipids levels are considered an important risk factor for cardiovascular diseases. Low serum level of HDL-C is one of these disturbances. Therefore, identifying the genes effective on HDL levels is very important. The present study investigated the relationship between LCAT gene sequence alterations and serum levels of HDL-C.
    Materials And Methods
    Using the data of phase 4 of the TLGS study, individuals with low serum HDL-C and individuals with high serum HDL-C were identified and individual aged ≥15 from both groups, who had at least one first degree relative with the desired phenotype were finally enrolled in the study. For each Individual confounding factors, including BMI, age, sex, blood sugar and blood pressure, were determined. LCAT gene variants were determined through direct sequencing, and their relationship with HDL-C level was investigated in the Tehran lipid and glucose study (TLGS).
    Results
    In total, 15 variants were identified. Two variants of rs5923 and Q177E, with allelic frequencies of 5.87% and 4.7%, respectively, were identified in both groups, although, they were significantly higher in the low HDL subjects. Eleven variants were reported for the first time, while 4 variants had already been reported in the SNP database.
    Conclusions
    Exon regions of the LCAT gene in Tehran's population have various gene variants. Although the prevalence of a number of single nucleotide variants of this gene was higher in individuals with low serum HDL-C, after adjustment for confounding factors, the difference was not statistically significant.
    Keywords: Polymorphism_Single Nucleotide_Lipoprotein – LCAT_Sequence Analysis_DNA
  • Miss Fatemeh Yaghooblou, Dr Fereydoun Siassi, Dr Abbas Rahimi, Dr Fariba Kouhdani, Dr Gity Sotoudeh* Pages 215-223
    Introduction
    Spice consumption has been considered for treatment of diseases complications because of their antioxidant and anti-inflammatory contents. One of these spices that contains a great variety of antioxidant compounds is cardamom. However since the effect of this spice on anthropometric measurements has not been investigated, this study was designed to determine the effect of cardamom supplementation on anthropometric measurements in overweight and obese prediabetic women.
    Materials And Methods
    Eighty prediabetic women were randomly allocated to 2 groups, with the intervention group receiving 3 g of green cardamom and the placebo group, 3 g of rusk powder for two months. Physical activity, dietary information and anthropometric measurement including weight, height and waist circumference were recorded before and after intervention. Body mass index (BMI) was calculated by dividing weight by height squared.
    Results
    Mean weight and BMI decreased significantly in the intervention group after the study (p<0.05). After adjustment of initial measurement of waist circumference, at the end of intervention, waist circumference in the intervention group was significantly lower than the placebo group (p<0.05). In the placebo group, changes in means of weight, BMI and waist circumference were not significant at the end of study. There were no significant differences between the two groups in other terms of anthropometric measurements.
    Conclusion
    Cardamom supplementation may reduce the waist circumference and abdominal obesity in prediabetic groups.
    Keywords: Prediabetes, Antioxidant compounds, Anthropometric measurements, Green Cardamom
  • Dr Rahman Soori *, Dr Ali Asghar Ravasi, Mr Saeed Hazrati Molaee Pages 224-229
    Introduction
    Irisin is a myokine released from a membrane protein FNDC5 and has positive effects on metabolism. The aim of this study was to compare the effect of high intensity endurance training (HIET) and resistance training (RT) on serum irisin and the insulin resistance index in male rats.
    Materials And Methods
    Twenty-four male rats were randomly divided into the high intensity endurance training (HIET), resistance training (RT) and control groups; HIET was conducted on a treadmill for 10 weeks, while RT consisted of climbing a ladder carrying a load suspended from the tail. After 10 weeks of training, serum concentration of irisin, glucose and insulin were measured.
    Results
    Irisin serum levels increased significantly following 10 weeks of HIET, compared with RT (P=0.008). Glucose levels (P=0.001) and insulin resistance index (P=0.009) in the HIET group were significantly lower than the RT group and the control group as well (P=0.001). In addition, high intensity endurance training decreased the body weight of the HIET group significantly (P=0.008). Also, Irisin was found to have a significant negative correlation with glucose and insulin resistance index, whereas no significant relationship was seen between irisin and insulin.
    Conclusion
    Compared to resistance training, HIET is more effective in increasing irisin and the decreasing glucose and the insulin resistance index.
    Keywords: High Intensity Endurance Training, Resistance Training, Irisin, Insulin Resistance, Rat
  • Seyede Fateme Musavi Ezmareh, Dr. Mohammad Mazani*, Dr. Esfandiar Heidarian, Dr. Reza Ali Panah Moghadam, Dr. Mahmood Rafieian, Marzie Ebrahimi, Majme Shahinfard, Eslam Ghezel Sofli Pages 230-237
    Introduction
    Diabetes is a metabolic disease characterised by chronic hyperglycemia. Considering the properties antioxidant of the Chevil plant compounds, this study performed to determine the effect of hydroalcoholic extract of Chevil on serum glucose and lipid in diabetic male rats.
    Materials And Methods
    In this study, 54 male Wistar rats weighing 200-250 g were divided into 6 groups (n=9 each) and studied for 4 weeks. The groups were as follows: Control, diabetic, diabetic groups treated 200, 400 and 800 mg/kg body weight of the Chevil extract, respectively and the diabetic rats treated with 150 mg/kg body weight of metformin. At the end of study, FBS, Cholesterol, Triglycerides, HDL-C, and LDL-C levels were measured. Results were analyzed by one-way ANOVA.
    Results
    Findings showed a significant reduction (P<0.05) of FBS in all groups with three doses of the extract, 26%, 59.3%, 69.4% respectively), Triglycerides (at 200 and 400 mg/kg of the extract respectively 16.1% and 34.1%), Cholesterol (800 mg/kg of the extract, 20.9%), LDL-C in all three doses of the extract, 25.9%, 49.1% and 53% respectively and a significant increase (P<0.05) in HDL-C in all three doses of the extract, 32.6%, 36.4% and 37.1% respectively compared to the control group was observed in diabetic rats treated with Chevil.
    Conclusion
    The results of this study showed that Chevil extract reduces blood sugar and improves blood lipid profiles in diabetic rats.
    Keywords: Diabetes, Blood lipid profiles, Chevil, Alloxan, Male rats
  • Dr Saeed Changizi Ashtiyani*, Parvin Yarmohammady, Nasser Hosseini, Dr Iraj Salehi, Dr Majid Ramazani Pages 238-250
    Introduction
    Althaea officinalis is listed among potential anti-diabetic herbal medicines. This study aimed to investigate the effect of the alcoholic extract of Althaea officinalis root on lowering blood sugar and lipid profiles in the treatment of type I diabetes.
    Materials And Methods
    Seventy male Wistar rats were divided into 7 groups (n=10 each) as follows: Non-diabetic control, sham receiving normal saline (NS), and the diabetic control groups, which received extract of Althaea officinalis at doses of 200, 400, 800 mg/kg body weight respectively through gastric gavage and glibenclamide 5 mg/kg, for a period of 4 weeks. Diabetes was induced by streptozotocin (STZ) (60 mg/kg body weight).
    Results
    The hydroalcoholic extract of Althaea officinalis significantly decreased blood glucose levels (P<0.05) in diabetic rats treated, at all doses (200, 400, 800 mg/kg). Significant improvement was also observed in dyslipidemia (p<0.05), caused by diabetes mellitus, as confirmed by reduced levels of total cholesterol, triglycerides, LDL and significantly elevated levels of HDL. Fasting blood glucose levels of glibenclamide treated rats 200 mg/kg doses of the extract were significantly lower than those in the diabetic control group (P<0.05). However levels of fasting blood glucose in the group treated with 400, 800 mg/kg doses of the extract had no significant difference, as compared to the group treated with glibenclamide (P<0.05).
    Conclusion
    Results of this study discovered significant hypolipidemic and hypoglycemic effects for the extract of Althaea officinalis in Wistar rats.
    Keywords: Althea officinalis, Diabetes, Dyslipidemia, Streptozotocin