|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/11/8: جاده سياست و هنر يكطرفه نيست
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1939 8/11/92 > صفحه 7 (هنري) > متن
 
      


جاده سياست و هنر يكطرفه نيست
گفت وگو با «فرانسين هاينريش» مجموعه دار و ديپلمات سابق فرانسوي در سفر به «نورماندي»

نويسنده: پرويز براتي

هواي باراني اواخر اکتبر پاريس، ظرف يک ساعتي که از پايتخت فرانسه خارج شده بوديم، جاي خود را به هواي آفتابي حوالي نورماندي داده بود. آن صبح باراني، سوار بر خودرو «رولزرويس» مدل سيلور شادو (1976) راه افتاديم تا 85کيلومتر از پاريس دور شويم. خودرو ساخت 1976 براي فرانسوي ها هم جالب و «عتيقه» به نظر مي رسيد. راننده، عاشق خودروهاي کلاسيک بود. از مدت ها قبل رفاقتي داشتيم. روز قبل او را در نمايشگاه سالانه پاريس معروف به «فياک»، ملاقات کرده بودم. وقتي از قصدم براي سفر کوتاه به نورماندي مطلع شد، گفت بدش نمي آيد تا به نورماندي بيايد و سري به خانه موزه «کلود مونه» بزند. من اما از مدت ها قبل مي دانستم «فرانسين هاينريش» ديپلمات اسبق فرانسوي و مجموعه دار فعلي، در موزه اش در «گاسني» چند اثر ايراني هم نگهداري مي کند. او را اول بار سال 2008 در دوبي ملاقات کردم. طي سال هاي بعد از آن هم، يک بار ديگر، او و پسرش فيليپ را در دوبي ديده بودم. بعد از يک تماس از پاريس، او «در» موزه خود در نورماندي را براي ساعاتي، به رويمان گشود.
    
    جاده دوطرفه سياست - هنر
     تسلط فرانسين هاينريش به فارسي اندک است. انگليسي را هم با ته لهجه فرانسوي صحبت مي کند. با اين حال به خاطر سال ها اقامت در کشورهاي عربي، به خوبي با خلق وخوي ايراني ها و عرب ها آشناست. هاينريش قبل از آنکه مجموعه دار و موزه دار هنري شود به مدت چندين سال سفير فرانسه در کشورهاي مختلف بوده. او دوست صميمي ژاک شيراک، يوسف شاهين و پتروس غالي بوده است. اين سياستمدار اسبق اين روزها بيشتر شخصيتي هنري- فرهنگي است که در حياط خانه اش در نورماندي، چهار موزه برپا کرده است. او ۱۸هزارهکتار زمين را تبديل به موزه کرده و دوهزار قطعه اثر نقاشي و مجسمه نگهداري مي کند. مي گويد آثار هنري، بچه هايش هستند و وقتي به فروش مي روند غصه دار مي شود. کمي مانده به ظهر، رولزرويس «عتيقه»، به پلي مي رسد که راه، بعد از آن، دوشاخه مي شود: يک شاخه به سمت خانه کلود مونه در ژيورني و ديگري به گاسني. اتومبيل راهش را به سمت خانه مونه کج مي کند. ژيورني، در پنج کيلومتري شرق ورنون واقع شده. اين منطقه بسيار زيبا و سرسبز که در تلاقي رودهاي «سِن» و «پره» قرار گرفته، به دليل حضور کلود مونه به مدت ۴۳سال در آنجا و نقاشي هايش که به «امپرسيونيسم» معروف شده، از شهرتي جهاني برخوردار است. اين خانه، در اصل شامل يک استوديوي نقاشي شده، چندين باغ و يک باغچه کوچک است. مناظر اطراف اين خانه، الهام بخش کارهاي مونه بوده اند. برکه نيلوفرهاي آبي، نمونه اي منحصربه فرد از مجموعه «نيلوفرهاي آبي» اين نقاش به شمار مي رود که تاکيدي بر ماهيت امپرسيونيستي سبک کار نقاش دارد. ساعتي را حوالي خانه مونه با دوست فرانسوي به گشت و گذار سپري مي کنيم. بعد، از او مي خواهم که براي ديدن موزه فرانسين هاينريش همراهي ام کند. 10دقيقه بعد مقابل دري آهني به سبک خانه هاي يکصدسال پيش فرانسه توقف مي کنيم. نگهبان هندي خانه، در را باز مي کند و وارد خانه موزه فرانسين هاينريش در «گاسني» مي شويم. حالادر ساحل شرقي رودخانه سن و در 85کيلومتري پاريس قرار داريم. بعد از پذيرايي، با فرانسين هاينريش و فيليپ، پسر او، وارد حياط مي شويم. چند تنديس از رضا يحيايي، نقاش و مجسمه ساز پيشکسوت ايراني در وسط حياط، نصب شده است که «شقايق» نام دارند.آثاري از سعيد خاورنژاد، ديگر هنرمند ايراني هم در اين موزه نگهداري مي شود. مجسمه هاي ديگري از هنرمندان آشنا و ناآشناي جهان در جاي جاي حياط نصب شده اند. پاتريک سرگرم اتومبيل خود مي شود و به اين ترتيب ما سه نفر را براي انجام گفت وگو تنها مي گذارد. به طبقه دوم يکي از موزه ها مي رويم. آثاري از عمرالنجدي، نقاش برجسته مصري روي يکي از ديوار هاست. فرصت کوتاه است. رو به فرانسين هاينريش، گفت وگو را شروع مي کنم:
    
     جاده سياست به هنر براي شما چگونه است؟
    قطعا يکطرفه نيست (مي خندد). تا 17سالگي علاقه مندي ام بيشتر به هنر فرانسه بود، پس از آن و به ويژه از 19سالگي به بعد به هنر غيرفرانسوي هم متمايل شدم و موضوعات فرهنگي برايم اهميت پيدا کرد. از اين زمان به بعد به گردآوري آثار هنري پرداختم و به عنوان يک ديپلمات و سفير فرهنگي به توسعه اين موضوع علاقه نشان دادم و در اين زمينه فعاليت کردم. هميشه در پي آن بودم تا کارهاي هنري بيشتري جمع آوري کنم. کارهاي ديپلماتيک من هم متمرکز بر هنر بود، چراکه هنر زمينه سياسي مطلوب تري برايم فراهم مي کرد و با آن احساس آرامش و راحتي بيشتري مي کردم.
    
     گويا سال ها در هند و تونس سفير بوديد. درست است؟
    بله. مدت چهارسال از طرف جامعه اروپايي (European Community) در هند سفير بودم. در مصر هم شش سال سفير فرانسه در اين کشور بودم. همچنين سال ها در کشورهاي نپال، بوتان، سريلانکا و تونس سفير بودم.
    
     در مصر در زمان کدام رييس جمهور؟
    مبارک.
    
     و در تونس؟
    حبيب بورقيبه، اولين رييس جمهور اين کشور.
    
    فرانسين هاينريش قبل از مصاحبه گفته بود که رابطه بسيار نزديکي با شماري از سياستمداران برجسته از جمله پطروس غالي، ديپلمات مصري و ششمين دبيرکل سازمان ملل متحد داشته. از او راجع به رابطه اش با غالي مي پرسم. خيلي وارد جزييات نمي شود. تنها به اين پاسخ بسنده مي کند:
     او نصف سال در فرانسه بود و نصف سال در مصر. او زياد نزد من مي آمد و از دوستان نزديک من محسوب مي شد. او نه تنها سياستمدار که يک هنرمند هم بود؛ البته يک هنرمند آماتور.
    
     چه کسان ديگري نزد شما مي آمدند؟
    يوسف شاهين از دوستان نزديکم بود. او بزرگ ترين فيلمساز تاريخ سينماي عرب و هنرمندي بزرگ بود.
    
     چطور با او آشنا شديد؟
     موقعي که در مصر سفير بودم با او آشنا شدم. من نزد او مي رفتم و کارهاي حرفه اي فيلمسازي اش را دنبال مي کردم.
    
     گرايش سياسي شما چه بوده؟
    من به عنوان سفير اروپا هيچ گرايش سياسي خاصي نداشته ام. اصولاچنين حقي نداشتيم که گرايش سياسي خاصي داشته باشيم.
    
     علاقه شما به شرق به ويژه خاورميانه و شمال آفريقا کاملامشهود است. در خانه تان آثار بسياري از عمرالنجدي هنرمند بزرگ مصر مي بينم...
    همان طور که گفتم، سال ها به عنوان سفير در آفريقاي شمالي بودم و در آنجا آثار هنري فراواني گردآوري کردم. حتي در شمال هند آثار هنر معاصر هند را جمع آوري و کاتالوگي از اين آثار تهيه کردم. درواقع هرجا که رفتم اگر کارهاي هنري شان برايم جالب توجه بود، آنها را گردآوري و موقعيت هاي استراتژيک هنري را در مکان هاي مختلف بررسي مي کردم.
    
     هدفتان از اين کار چه بود؟
     قصدم اين بود که ذهنم را به هنر شرق باز کنم. مي خواستم بدانم هنرمندان در مکان هاي مختلف چه ويژگي هايي دارند. دريافتم که هنرمندان خوبي در اقصي نقاط اين عالم وجود دارند. هند هنرمندان خيلي خوبي دارد، ايران هم همين طور.
     شما به هنر ايران و جمع کردن آثار هنرمندان ايراني نيز علاقه نشان داديد. از جمله کارهاي رضا يحيايي را يا شايد هم کارهاي ديگري که مايلم به آنها اشاره کنيد. آيا علاقه داريد کارهاي ايراني بيشتري در موزه تان نگهداري کنيد؟
    قطعا همين طور است.
    
     اصلاآيا تاکنون از ايران بازديد کرده ايد؟
    بله. من به ايران سفر کرده ام. چهارسال پيش سفري گردشگرانه به ايران داشتم. تجربه شگرفي بود. با کشوري آشنا شدم که هنري غني داشت. اين سفر باعث شد به هنر ايران علاقه مند شوم و بيشتر در آن غور کنم. کاملادريافتم که ايران زمينه هاي فاخري از هنر براي عرضه دارد. دريافتم که ايران فرهنگي مدرن دارد و به فرهنگ معاصر پارسي بسيار علاقه مند شدم. از ميان هنرمندان ايراني، مجسمه ها و نقاشي هايي از رضا يحيايي در مجموعه ام دارم که خيلي از نظر رنگ و طرح جذابند. اما هنوز کار ديگر ايرانيان را گردآوري نکرده ام. واقعيت اين است که مي خواهم اين قضيه را دنبال و کارهاي بيشتري جمع آوري کنم. خيلي هم از رضا يحيايي ممنونم که از طريق کارهاي او با ديگر ايرانيان آشنا شدم. اين باعث شد به آثار هنرمندان ايراني به ويژه هنرمندان نسل جوان ايراني علاقه مند شوم. شقايق هاي او که در محوطه موزه نصب شده، رنگ وبوي زادگاهش را دارند. تصور کنيد او اين شقايق را در جوار برکه نيلوفرهاي آبي کلود مونه، بر زمين نصب کرده که گوياي نزديکي دو ملت فرانسه و ايران به هم و نگاه واحد هنرمندان اين دو کشور به طبيعت سرشار و ناب است.
    قهوه اي که فيليپ براي ما ريخته تقريبا سرد شده است. قهوه داني عربي روي ميز است. فيليپ شش سال همراه مادرش در مصر زندگي کرده و تا حدي با زبان عربي آشناست. تا اينجاي گفت وگو، فيليپ خاموش است و به دقت به حرف هاي ما گوش مي دهد. فنجان قهوه را در دستانم مي چرخانم و با بي رغبتي جرعه اي قهوه مي نوشم. جايي که نشسته ايم قدري سرد است. سعي مي کنم افکارم را متمرکز کنم. رو به فيليپ گفت وگو را ادامه مي دهم. مي پرسم:
    
     قصد داريد راه مادر را در هنر ادامه دهيد؟
     من هم مانند مادرم فکر مي کنم. دنياي هنر بسيار جالب و جذاب است. من از مادرم آموخته ام که زندگي ام در هنر، زيبايي و فرهنگ خلاصه شود. شيوه زندگي و محيط اطرافم همين گونه بوده و به صورت تزيين شده و آراسته درآمده. از مادرم چيزهاي زيادي آموخته ام، از تجربيات او و از دانش او و از پيشينه فعاليت هاي هنري اش. قصد دارم پا جاي پاي او بگذارم و کسب وکار خود را در زمينه هنر داشته باشم. نکته مهم در اين خصوص اين است که بايد به فرهنگ توجه داشته باشم. همچون مادرم، مي خواهم حامي هنرمندان فرهنگي باشم و نه اينکه شبيه سبک چند دهه پيش به بازار هنر به عنوان يک معامله صرف نگاه کنم که در آن يک هنرمند اثرش را به تو مي فروشد و فقط پولش را مي گيرد و بس.
    هدف اصلي ما کشف استعدادهاي هنري در منطقه خاورميانه است؛ هنرمنداني از ايران، سوريه، عراق و کشورهايي از اين دست که تمايل دارند هنر رو به رشدشان را عرضه کنند. خوشبختانه هنرمندان جوان انگيزه هاي زيادي دارند. بايد به هنر آنها احترام گذاشت و اين شيوه اي است که مادرم هم اتخاذ کرده بود و من حتما راه او را ادامه خواهم داد.
    
     آيا اين اهداف و برنامه ها در چارچوب مشخصي اجرا مي شود؟
     ما بنيادي تحت عنوان H&H راه انداخته ايم که در يک بازه زماني بلندمدت پروژه هايي را مدنظر داريم. در حال حاضر، قدم اول را برداشته ايم. هميشه بايد از جايي شروع کرد و بعد برنامه داشت و وقت و انرژي صرف کرد تا پروژه به سرانجام برسد. اين پروژه به نظر من منحصربه فرد خواهد بود و آينده را تحت تاثير قرار خواهد داد. مطمئنم که به مرور زمان و در آينده، افراد بسياري به اين پروژه وارد و به ما ملحق خواهند شد. در هر حال، اين يک پروژه درازمدت خواهد بود و از همين رو است که سراغ هنرمندان جوان رفته ايم و به ويژه روي هنرمندان جوان ايران متمرکز شده ايم؛ چون زمينه ها و بسترهاي فراواني براي کارکردن دارند. به جز آن، کشورهاي ديگر منطقه از جمله سوريه نيز مورد توجه هستند؛ چرا که سوريه الان درگير جنگ داخلي است و سوژه هاي فراواني در اختيار هنرمندان اين کشور براي کار و عرضه در سال هاي آتي وجود خواهد داشت. عراق و لبنان با درگيري هاي داخلي که از سال هاي گذشته تاکنون دارند، همگي جا براي کارهاي جديد هنرمندان دارند. نسل به نسل هنرمندان از گذشته تا آينده، جا براي کار دارند و بايد در اين پروژه ديده شوند و موردتوجه قرار گيرند. در حال حاضر، پروژه ما قصد دارد به دو يا سه هنرمند ايراني کمک کند و روي آنها مانور دهد اما چه بسا که در آينده نزديک صدها هنرمند در اين پروژه قرار گيرند و اين جاي اميدواري باقي است که در آينده تا حدي که امکانش باشد تلاش خواهد شد هر چه بيشتر هنرمندان اين منطقه از جهان را جذب کنيم و تحت پوشش پروژه خود قرار دهيم.
    
     شما و مادرتان به دو نسل متفاوت از گردآورندگان آثار هنري تعلق داريد. شما از نسل جوان هستيد و مادرتان سفيري بوده که الان ديگر هم در سياست و هم در هنر تثبيت و شناخته شده است. ضرورتا نگاه ها و رويکردهاي شما بايد خيلي با هم فرق داشته باشد. درست است؟
     البته همين طور است. من و مادرم دو نقطه نظر مجزا از هم داريم. در خيلي از زمينه هاي شخصي و همچنين انتخاب هاي هنري اينگونه است. اما وقتي مادرم اثري هنري را خلق مي کند مطمئنا از نظر ويژگي هاي زيبايي شناسانه مورد پسند من هم است؛ چرا که هميشه از پيشنهاد و مشاوره کسي در خريد آن اثر هنري بهره برده شده است. از طرف ديگر، اين امر باعث مي شود که من با رويکردي جديد آشنا شوم و نظرات جديد، فرهنگ جديد، سبک جديدي را تجربه کنم و چيزهاي متفاوتي را بياموزم. اين کار باعث پيشرفت کار مي شود و به طور کلي، پروژه تاکنون به اين سبک پي گرفته شده و بر اين مبنا بنا شده است؛ چرا که اين کار طوري نيست که فقط من در آن نظر دهم و احتياج است که از دانش مادرم بهره ببرم و او است که مرا هدايت مي کند چگونه به آثار نگاه کنم، سراغ چه هنرمنداني بروم و چگونه برخورد کنم. او بوده که به کشورهاي مختلف در اقصي نقاط جهان سفر کرده و در اين زمينه آگاهي دارد. اينگونه است که من هر روز ياد مي گيرم. با همفکري او است که سراغ هنرمندان خاصي مي روم و آثارشان را مي بينم. در نواداي آمريکا جايي است که هنرمندان فراواني در آن وجود دارند و آثار هنري فراواني را جمع آوري کرده اند. ما به آنجا رفتيم و آثاري را گردآوري کرديم. اين يک پروژه دو هفته طول کشيد و من براي آن از نظرات مادرم بهره مي برم چرا که او دانش فراواني در اين زمينه دارد. مادرم بزرگ ترين راهنماي من است. تجربه و دانش او از هر چيز ديگري ارزش بيشتري دارد.
    گهگاه حين گفت وگو با فيليپ، به مادرش نگاه مي کنم ببينم واکنش او به حرف هاي فرزندش چيست؛ خصوصا آنجا که پسر مي گويد او و مادرش دو نظر مجزا از همديگر دارند. تغييري در حالت چهره مادر نمي بينم. ظاهرا او در قلب خود از حرف هاي پسر ناراضي نيست. بنابراين از مادر مي پرسم:
    
    شما به طور مشخص و منظم به پسرتان کمک مي کنيد؟ او هم پسر شما است و هم همکارتان در اين بنياد...
     براي راهنمايي کردن او از هيچ تلاشي دريغ نمي کنم؛ چرا که او در اين پروژه به ارتقاي کار ما و مجموعه آثار هنري که جمع آوري کرده ام، کمک مي کند. برايم مهم است، زيرا مي خواهم او راه مرا ادامه دهد و مي خواهم اين کار به صورت درست و هدايت شده صورت گيرد. در اين راستا، هويت آثار برايم خيلي اهميت دارد، چراکه يک هنرمند ممکن است روزي اين دنيا را ترک کند اما آثار هنري همواره و براي سال هاي سال ها مي مانند. از اين رو توجه به ويژگي هاي اثيري يک کار هنري مورد توجه من قرار دارد.
    تا اينجاي گفت وگو تصورم اين است که مسير مادر و پسر از هم جدا خواهد شد. مادر به فکر ارتقا و بزرگ کردن موزه نورماندي است؛ ولي فرزند او اهداف بلندپروازانه تري در ذهن دارد. اين ابهامات را با پسر در ميان مي گذارم:
    
     آيا قصد داريد همزمان هم به فعاليت تان در H&H ادامه دهيد و هم روي موزه نورماندي کار کنيد؟ ظاهرا اين دو کار، چندان به هم مرتبط نيستند...
     نه، اين دو به هم ربطي ندارند. اينجا بيشتر يک گالري و مجموعه خصوصي متعلق به مادرم است. اين در واقع زندگي کاري اوست و آثار هنري گردآوري شده، کارهايي هستند که او جمع آوري کرده و از آنها الهام گرفته است. اما بنياد ما، در پي کمک به هنرمندان جوان است تا آنها از طريق هنرشان بتوانند کار کنند و به زندگي ادامه دهند. اين يک موضوع صرفا تجاري و نگاه تجاري به مقوله هنر نيست. در اين راه، بايد بتوانيم تعدادي از آثار هنري را بفروشيم و چرخه اي از ورود و خروج پول را در اين پروژه داشته باشيم.
    
     بعد از کشف هنرمندان جوان، به ويژه در خاورميانه، آيا برنامه اي داريد که اين هنرمندان را در ساير کشورها مطرح و به اين ترتيب به ارتقاي کارشان کمک کنيد؟
     بله. البته. اينطور نيست که اثرشان را بخريم و پولي به آن بدهيم و بعد خداحافظي کنيم و همه چيز تمام شود. ما يک برنامه کاري ويژه براي هر يک داريم. ما يک اجتماع خاص هنري (Art Community) داريم که سالي يک بار کارهاي حرفه اي را از گردآورندگان آثار هنري از همه جاي جهان جمع مي کنند. آنجاست که آثاري از هنرمنداني که جذاب تر و مقبول تر باشد انتخاب مي شوند. اولين گام مان راه اندازي وب سايت است که در مارس 2013 انجام خواهد شد. کانديداهايمان را تا ژوئن 2014 انتخاب خواهيم کرد. در سپتامبر 2014، هيات تشکيلاتي (Board of Community) تشکيل خواهد شد و کانديداهاي نهايي معرفي خواهد شد تا به تامين مالي هنرمندان اقدام کنيم. به اين منظور، کمپين ارتباطي و مشارکتي فعال و وسيعي را برپا خواهيم کرد تا اقداماتمان به درستي و طبق برنامه پيش برود پروژه بسيار پرچالشي خواهد بود، اما ارزش آن را دارد که دست به آن بزنيم.
     سوالاتم تمام شده. بيش از يک ساعت است که در اين موزه مشغول صحبت هستيم. از آنها مي خواهم اگر صحبت ديگري ندارند، گشتي در محوطه بزنيم. غروب نزديک شده. بايد هرچه سريع تر وسايلم را جمع کنم و به پاريس برگردم. فيليپ سه موزه ديگر را هم نشانم مي دهد. بازديد از آثار خيلي سريع انجام مي شود. حرف زدن خسته مان کرده. باد خنک بيرون از موزه، حال وهوايمان را عوض مي کند. ابرها رفته رفته متراکم مي شود. غروب نيمه ابري نورماندي غم انگيز است. ياد کلود مونه و خانه اش در پنج کيلومتري جايي که ايستاده ايم مي افتم و اينکه يک قرن پيش مکتب جهانگير امپرسيونيسم از همين حوالي پيشکش همگان شد. همراه با فرانسين و فيليپ هاينريش به ضلع جنوبي ساختمان محل زندگي شان مي رويم که شبيه کلاه فرنگي هاي ايراني است. حالادر 50متري «سن» ايستاده ايم. چند «لاما» در حياط خانه به اين طرف و آن طرف حرکت مي کنند. چند کودک هم به همراه مادرشان داخل محوطه موزه ديده مي شوند. خروش «سن» با صداي کلاغ ها و به هم خوردن برگ ها در هم آميخته شده. زمان خداحافظي با نورماندي فرارسيده است.
    جاده سياست و هنر يکطرفه نيست / گفت وگو با «فرانسين هاينريش» مجموعه دار و ديپلمات سابق فرانسوي در سفر به «نورماندي»
    


 روزنامه شرق، شماره 1939 به تاريخ 8/11/92، صفحه 7 (هنري)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 91 بار
    



آثار ديگري از "پرويز براتي"

  كيارستمي اسطوره اي حذف شد / گفت و گو با نيكي كريمي درباره عكس هايش
پرويز براتي، شرق 17/12/96
مشاهده متن    
  در پاتافور احمدي نژاد
پرويز براتي، اعتماد 6/12/96
مشاهده متن    
  زندگي پرملال نقاش طبقه متوسط / زندگي و زمانه «هوشنگ پزشك نيا» در گفت و گو با محمودرضا بهمن پور
پرويز براتي، شرق 1/9/96
مشاهده متن    
  اشباح در سالن
پرويز براتي*، شرق 27/7/96
مشاهده متن    
  اعتراض هايي از جنس نقاشي / گفت و گو با حسين محجوبي
پرويز براتي، شرق 22/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه فرهنگ رضوي
متن مطالب شماره 24، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است