|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران95/4/30: آرش شهرياري نوازنده تنبور در گفت و گو با «ايران»: اصالت هاي موسيقي غريب مانده اند
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7003
چهار شنبه 1 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6265 30/4/95 > صفحه 12 (موسيقي) > متن
 
      


آرش شهرياري نوازنده تنبور در گفت و گو با «ايران»: اصالت هاي موسيقي غريب مانده اند


نويسنده: ندا سيجاني

تنبوري مقدس است که نوازنده آن هم به درجه اي از خلوص رسيده باشد يعني با يک اعتقاد و باوري آن را بنوازد. با اين سازآکروبات بازي هايي روي صحنه کنسرت ها انجام گرفته است که ديگر نمي توان به آن تنبور مقدس گفت. البته اين مساله چه بخواهيم و چه نخواهيم اتفاق مي افتد؛ شايد هم جبر زمانه يا دسترسي به فضاهاي مجازي واينترنت مسبب اين اتفاق باشد
    
    تاريخ چند هزار سال موسيقي ايراني؛ ساز تنبوررا از کهن ترين ونخستين ساز هاي زخمه اي معرفي مي کند.خشک سيم و خشک چوبي که قدمت آن به چندهزار سال پيش مي رسد. البته تنها قدمت اين ساز نيست که باعث شهرت تنبور شده است بلکه اين ساز از قداست خاصي هم برخوردار است؛ سازي که عرفا کلام و ذکر خداوند را با آن بيان کنند. اما افسوس که امروزه از اين ساز قديمي موسيقي نواحي، حرکات آکروباتيک خلق مي شود و نواي اصالت آن کم کم رو به فراموشي است وبا وجود طبع گرمش حضور کمرنگي در کنار ارکستر ها و ديگر سازهاي موسيقي دارد. سيدآرش شهرياري، مقام دان و نوازنده ساز تنبور که به موسيقي مقامي تنبور در دو حوزه تنبورنوازي گوران و صحنه احاطه دارد، در کنسرتي که در آبان ماه 91 در تالار وحدت برگزار شد با اجراي قطعه «تنبور دل ما را هم ناله سرنا کن» و سبک خاصي که در تنبور نوازي ايجاد کرد حيرت همگان را برانگيخت. اين هنرمند در گفت و گو با «ايران» به خاستگاه تنبور و کاربردهاي امروز آن اشاره کرده است و از اهميت هنري اين ساز گفته است که در ادامه مي خوانيد.
    
    با آنکه هردو ساز تار و تنبور را با مهارت مي نوازيد اما صداي تار بيشتر بر دل مي نشيند گويي يک غم خاصي را با خود بيان مي کند در اين باره کمي توضيح مي دهيد.
    طبع تار گرم، تر و بسيار دلنشين است و تنبور گرم و خشک است اما بعضي از تنبورهايي که امروزه ساخته شده است متاسفانه طبع شان سرد و خشک شده است و صداي ساز ديگر تنبور نيست. البته دليل اصلي آن سنگين بودن موسيقي تنبور است که باعث مي شود شما صداي تار را بيشتر بپسنديد. من علاوه بر نوازندگي برحسب علاقه تحقيقاتي درطبع شناسي موسيقي نيز انجام داده ام البته درمواقعي که برايم کاربرد داشته و بر آنم که اين موضوع را جدي ترادامه بدهم. ناگفته نماند جد بزرگ مادري ما آقا سيد اصلان شاه ابراهيمي از بزرگان حکمت؛ در طب و موسيقي دستي برآتش داشتند و در واقع موسيقي را به صورت موروثي و ژنتيکي ازاجدادمان به ارث برده ايم.
    
    يعني تنبورهايي هم که امروزه نواخته مي شود طبع گرم و خشک دارد؟
     البته طبع کلي سازها به شرايط اقليمي و آب و هوايي هم ربط پيدا مي کند، تنبورمد نظر ما تنبوري است که با آن مي توان مقام هاي کهن را نواخت و معتدل است ولي اگرغيراز مقام نواخته شود طبع آن سرد مي شود. ساز تارهم به همين گونه است. ما خشکي و تري را زماني به کار مي بريم که اعتدال وجود نداشته نباشد. به عنوان مثال صداي استاد شجريان يا صداي تار استاد لطفي معتدل است، اما امکان دارد در يک جاهايي صداي اين ساز گرم و خشک باشد. به طور کلي اعتدال بهترين حالت و عالي ترين حال ممکن است.
    
    چرا تنبور را يک ساز عرفاني مي دانند؟
    در گذشته هيات اين ساز را به مانند يک انسان کامل تشبيه کرده اند. انساني که به حد کمال رسيده است. يعني قلندر وپيرمرشدي که براثر رياضت و پخته شدن در کوره حضرت حق به جايي مي رسد که تمام وجودش سر شده و ديگر دست و پايي برايش باقي نمانده است. عرفا قدمت اين ساز را 2500 سال پيش از ميلاد مسيح عنوان مي کنند.سازي که هم جنبه معنوي دارد و هم به عنوان يک ساز به کار برده مي شود. ناگفته نماند اهل حق و يارستان از همان زمان تنبور را مقدس مي دانستند. مساله ديگر وحدتي است که در سيم هاي اين ساز وجود دارد. سيم پايين نمادي از عاشق و بنده است و سيم بالانمادي از معشوق يا معبود است. اگر خوب دقت کنيد متوجه مي شويد که سيم بالابا آنکه جايگاه ثابتي دارد اما کمتر با دست گرفته مي شود و بيشتر يک صداي آزاد از آن خارج مي شود يعني حضورمعشوق ازلي وخداوند هميشه وجود دارد و سيم پايين است که دايماً حرکت مي کند و پرده به پرده مي گردد تا به تزکيه و تصفيه وجود برسد.
    بزرگان تنبور را «نداءالحق» يعني سازي که صداي خداوند است مي دانند ومي گويند هيات ساز تنبور، مظهر جبرئيل، سيم هاي آن مظهر ميکائيل و صوتي که از آن بر مي آيد مظهر اسرافيل است. يعني همان صوراسرافيلي که مردگان را درقيامت بيدار مي کند، صداي اين ساز هم مرده وجود را زنده مي کند.
    
    با توجه به قداستي که در اين ساز وجود دارد نواختن اين ساز چگونه خواهد بود.
    اگر بگوييم تنبور تنها يک ساز مقدس است آن را محدود کرده ايم. درواقع وقتي با اين ساز ذکرعرفا و بزرگان گفته مي شود به واسطه به تصوير کشيدن روح عظيمي که در آن اذکار مقدس وجود دارد مقدس شمرده مي شود در غير اين صورت خشک چوب و خشک سيمي بيش نيست. تنبوري مقدس است که نوازنده آن هم به درجه اي از خلوص رسيده باشد يعني با يک اعتقاد و باوري آن را بنوازد.با اين سازآکروبات بازي هايي روي صحنه کنسرت ها انجام گرفته است که ديگر نمي توان به آن تنبور مقدس گفت. البته اين مساله چه بخواهيم و چه نخواهيم اتفاق مي افتد؛ شايد هم جبر زمانه يا دسترسي به فضاهاي مجازي واينترنت مسبب اين اتفاق باشد. مساله پيشرفت تکنولوژي و تغييرزمان اجتناب ناپذير است به طوري که امروزه تنبور الکترونيک هم ساخته شده است.
    
    آيا اين اتفاق باعث از بين رفتن اصالت اين ساز خواهد شد؟
    بله متاسفانه باعث مي شود اين ساز از جايگاه اصلي خود خارج شود اما اتفاقي است که به هر حال خواهد افتاد و نمي توان مانع آن شد. بنابراين بهتر است براي اين ساز مرز بندي قائل شوند نه آنکه با تنبورچهارده پرده و سه سيم نغمات آنچناني بنوازند و بهتراست براي اين نغمات ساز تنبور ديگري ساخته شود.
    
    در خصوص اشعار يا ذکر هايي که با تنبور خوانده مي شود هم توضيح مي دهيد؟
    کلامي که تنبور را همراهي مي کند به عنوان آوا يا آوازهاي مقدس خوانده مي شود و دربخش موسيقي حقاني جمخانه ها؛ گفتار فرمايشات و مناجات بزرگان را بيان مي کند و يک نوع ذکر، مناجات و پند واندرز در بعد حکمت و اشراق و آفرينش وخلقت است.درواقع به هيچ عنوان نمي توانيم در جمخانه کلامي به غير از آن بگوييم. اما تنبور ديگري هم در حلقه هاي ذکر عارفانه غيراز اهل حق وجود دارد که در آنجا اشعار مولانا و حافظ با آن خوانده مي شود.
    
    خاستگاه ساز تنبور کجا است. آيا اين ساز تنها متعلق به ايران است؟
    تنبورمتعلق به کردها و ايراني است. استاد روح الله خالقي به عنوان يکي از برجسته ترين موسيقيدانان درکتاب «سرگذشت موسيقي» وقتي به تنبور مي رسند ، مي فرمايند: «ساز تنبور ، سازي است که نغماتش فارسي خالص است و کمتر به موسيقي امروز شباهت دارد.» يعني زبان اصلي تنبور فارغ از زبان دل، زبان پهلوي است.البته زبان منطقه کردنشين اورامان و گوران بسيارنزديک به زبان پهلوي است و ريشه هاي زبان پهلوي قديم در اين مناطق وجود دارد.
    
    آيا نزديک شدن به فضاهاي شهري نيز تاثير گذار بوده؟
    با آنکه اين مناطق شهريت پيدا کرده و مردم آن با تکنولوژي روز آشنا هستند اما تمامي کلامات مربوط به قديم، درجمخانه ها خوانده مي شود و به هيچ عنوان کلام تازه اي به آن افزوده نشده است.
    
    آيا نسل امروز اين اصالت هايي را که در گذشته وجود داشته است حفظ کرده است؟ خصوصاً در اين چهارمنطقه که اشاره کرديد.
    بله. اما متاسفانه در بعضي از مناطق کمرنگ شده و جوان ها به سمت و سوي موسيقي جديدترگرايش پيدا کرده اند.
    
    چرا تنبور حضور کمرنگ تري در کنار ديگر سازها دارد؟
    تنبور قابليت اين را دارد که در کنار سازهاي ديگر استفاده شود، اما بنده اين سوال شما را با سوالي ديگر جواب مي دهم. آيا تا به حال ديده ايد براي الماس تبليغ کنند؟ ساز تنبور به دليل ارزش والايي که دارد مي بايد تنها نواخته شود. بزرگان معتقد بودند که صداي همه سازها در تنبور وجود دارد و تنبور را ساز جامع و کاملي مي دانستند، البته اين بستگي به تبحر نوازنده نيز دارد، بزرگاني بوده اند که قادر بودند صداي سازهاي ديگر را از دل اين ساز در آورند.
    ناگفته نماند در گذشته تنبور را در کنار موکش (نوعي کمانچه که سه سيم است) يا شمشال و دايره مي نواختند.
    نسل امروز آگاهي کمتري از اين ساز دارد و بهتر است با نوع و صداي اين ساز آشنا شود. البته به طور کلي بيشتر مردم ايران ساز ها را نمي شناسند و با فرهنگ موسيقي آشنايي ندارند به اين دليل است که رسانه اي چون تلويزيون به جاي آنکه سازموسيقي را نشان بدهند ، گل و گياه نمايش مي دهند و اين مساله ايرادي است و مي بايد در اين باره تدبيري صورت بگيرد.
    ساز جزو لاينفک فرهنگ اقوام است و قطعاً نمي توان آن را از فرهنگ ايراني حتي فرهنگ اسلامي جدا کرد. به عقيده من موسيقي به هيچ وجه نمي تواند يک فعل حرام باشد. موسيقي که من را به خدا وصل مي کند چطور مي تواند يک فعل حرام باشد؟! بنابراين به نفع همه است که مردم را با فرهنگ هاي اصيل از جمله موسيقي که بسيار تاثيرگذار است آشنا کنند. به جرات ادعا مي کنم يکي از دلايل پيروزي انقلاب به سبب موسيقي هاي انقلابي بود که در آن دوران ساخته شد. صداي استادان شجريان، شهرام ناظري و آهنگسازاني چون زنده ياد لطفي، مشکاتيان و آقاي حسين عليزاده بي تاثير نبوده و بي ترديد مي توان گفت موسيقي مي تواند تحول به وجود آورد.
    
    در آموزش به چه صورت است ، آيا استقبالي صورت مي گيرد؟ صداي تار و سه تار بيشتر به گوش جوانان آشنا است تا صداي تنبور.
    به جرات مي توان گفت امروزه تنبور به لحاظ مخاطب نسبت به سازهاي ديگر شناخته شده تر است خصوصاً در نسل امروز. اين نشان مي دهد کارهاي اصيل که در زمينه تنبور انجام شده تاثير خود را برجوانان گذاشته است و هر روزبر جمع مخاطبان تنبورافزوده مي شود اما باز هم اين تعداد براي چنين سازي که ريشه موسيقي ايران است کم است. تنبورنخستين و کهن ترين ساز زخمه اي و پرده اي است و موسيقي ايراني مرهون موسيقي تنبور است. به جرات مي توان گفت بيش از 99 درصد رد پاي موسيقي قديم ايران در موسيقي تنبوراست. به طور مثال کاري که با گروه عبدالقادرمراغه اي گردآوري شد موسيقي قديم ايران بود. تمامي اين نغمات به لحاظ دور(اصول) و فواصل به کار رفته در مقام تصنيف ها و کارها با تنبور قابل اجرا است.
    
    در سه يا چهار دهه گذشته تنها گروه «تنبورنوازان شمس» و «باباطاهر» به طور جدي در معرفي اين ساز تلاش مي کردند بعد از آن هم فعاليت ديگري وجود نداشت حتي گروه «روحتاف» که شما راه اندازي کرده بوديد!
    گروه «شمس» با حضور زنده ياد استاد عالي نژاد وهنرمنداني چون علي اکبرمرادي، گل نظرعزيزي، سياوش نورپورواستاد کيخسرو پورناظري تشکيل شد. اين گروه توانست مخاطبان بسياري را به خود جلب کند خصوصاً تک نوازي سيد خليل عالي نژاد درآلبوم «صداي سخن عشق» درمعرفي تنبور به جامعه بسيار تاثيرگذاربود. اين گروه به واسطه حضور نوازندگان مطرح تنبور و حضور معنوي استاد سيد امرالله شاه ابراهيمي (يکي از بنياد هاي اصلي و معنوي گروه شمس) رشد بسياري پيدا کرد و آن اجرا کارهاي اصيل و زيبايي مربوط به موسيقي خانقاهي است که توسط استاد کيخسرو پورناظري با تنبور تنظيم شده بود. اما متاسفانه تنها همين يک کار بود و بعد از آن سير ديگري را طي کرد و در واقع اعضاي اصلي گروه «شمس» از هم کناره گرفتند و به هر دليلي نخواستند با همديگر همکاري کنند. پس از آن استاد خليل عالي نژاد گروه «باباطاهر» را تشکيل داد. آن گروه هم درزمان خودش اجراهاي موفقي داشت اما نه به درخششي که درگروه«شمس» بود. تا آنکه گروه موسيقي تنبورنوازان «روحتاف» توسط بنده راه اندازي شد. آلبوم «مشق نام ليلي» که منتشر شده و چند کار ديگر در اين زمينه حاصل کار گروه تنبورنوازان «روحتاف» است که در آينده منتشر مي شود.
    
    چه اتفاقي در تنبور نوازي ايجاد کرديد که صاحب سبک خاصي در اين ساز شديد با توجه به اينکه هنرمندان بزرگي پيش از شما در اجراي اين ساز تبحر داشتند؟
    کوچکتر از آن هستم که بخواهم درمورد سبک ام سخني بگويم ودرمورد خودم هيچ گاه قضاوت نمي کنم اما اينکه موسيقي را خوب ياد گرفته ام واقعيتي است. به موسيقي با تمام وجود عشق مي ورزم. در خانواده اي پرورش پيدا کردم که اهل موسيقي و فرهنگ بودند. پدرم تنبور مي نوازد و درکلام خواني و متون قديمي استاد است و به آثار بزرگان عرفان مانند مولانا و سهروردي و... اشراف دارد. خانواده پدري ام از سادات منطقه «کرند و گوران» هستند و خانواده مادري ام از سادات منطقه«صحنه» و هر دو خانواده صاحب جمخانه و مقام بودند. درواقع اين شانس و لطفي از سوي خداوند است که در اين دو خانواده رشد کرده ام.
    علاوه بر اين علاقه بسياري به صداي ساز تار دارم و تاثير عجيب رواني روي من دارد. تنبور براي من يک وجود و جان است اما تار براي من کمتر از تنبور نيست و هر دو در جهت پالايش وجودم است. علاوه بر آن توانستم رديف هاي موسيقي هاي دستگاهي را از استادان محمدرضا لطفي و داريوش طلايي و استاد صديف (آواز) واستاد علي محمدخان خزايي کرمانشاهي يکي از خوانين بزرگ ومشاهير کرمانشاه بياموزم.
    
    بيشتر کارهايي که انجام داده ايد با تنبور جمع آوري شده است؟
    خير. کار با موسيقي دستگاهي هم ضبط و منتشر کرده ام اما چون اصولاً حساسيت روي کارهايم دارم يک مقدارانتشار آن زمان مي برد. البته يکسري جريانات هم باعث شد که قدري روند کارهايم کند تر شود.
    
    چه جرياناتي؟
    من به عنوان يک نوازنده و موسيقيدان که اشراف کامل بر موسيقي تنبور دستگاهي دارد و همچنين آشنايي کامل با رديف ميرزاعبدالله و تجربه دررديف آقا حسينقلي و... انتظارم اين است مسئولان ازما حمايت بيشتري داشته باشند و فضايي را براي آموزش موسيقي به ما اختصاص بدهند. مي خواهم در تهران ساز تدريس کنم نه اينکه افکارم را گسترش بدهم.
    من براي کارم ارزش قائل هستم و دوست دارم داشته هاي خود را به علاقه مندان انتقال بدهم بنابراين انتظارم اين است که حداقل مجوز يک آموزشگاه درجه يک را داشته باشم.
    ساز تنبورهم از ريشه هاي موسيقي نواحي محسوب مي شود ، در حال حاضر اوضاع موسيقي نواحي به چه صورت است؟
    هيچ حمايتي از موسيقي نواحي انجام نشده است و اگرهم تا به امروز حمايتي بوده در بخش خصوصي و ازسوي افرادي چون استاد محمدرضا درويشي صورت گرفته است که با سرمايه شخصي خود و کمک هاي احسان رسول اف توانسته اند چندين جشنواره «آئينه دار» برگزار کنند وکار ديگري در اين باره انجام نگرفته، تنها يک جشنواره موسيقي نواحي بود که سالانه در کرمان با دبيري آقاي درويشي برگزار مي شد اما متاسفانه به دليل اعتراض به خواسته هاي ايشان، آقاي درويشي ديگر دبيري اين جشنواره را قبول نکردند.
    همانطور که مي بينيد اين موسيقي در حال نابودي است حتي در روستاها وشهرهايي که اين فرهنگ وجود دارد. در اين چند سال گذشته در بخش موسيقي پاپ شاهد رشد آنچناني نبوده ايم در صورتي که موسيقي پاپ هم بايد ازپتانسيل هاي موسيقي هاي نواحي و اصيل تر بهره ببرد. مانند موسيقي پاپ هندي که ريشه داراست و از اصالت هاي موسيقي اصيل هند استفاده مي کند.
    
    درخواست جامعه امروز بيشتر موسيقي پاپ است؟
    نسل امروز بايد بيشتر به اصالت ها اهميت بدهد. البته نبايد همه تقصيرها را برگردن دولت انداخت. موسيقي حال حاضر ما بيمار است و بخشي از آن به خاطر خود مردم است که به اصالت هاي فرهنگي شان اهميت نمي دهند.
    
    حرف آخر...
    رشد معنوي جامعه و مردم ايران و دولت، وابسته به فرهنگ و هنر است و در زيرسايه فرهنگ و هنر است که هويت فرهنگي ايران معنا پيدا مي کند اگر بخواهيم فقط اهل شعار دادن باشيم به طور قطع محو خواهيم شد و از ذهن جهان حذف مي شويم. وقتي مي گوييم بهترين فرهنگ را داريم بايد آن را اثبات کنيم...
    
    آرش شهرياري نوازنده تنبور در گفت و گو با «ايران»: اصالت هاي موسيقي غريب مانده اند
    


 روزنامه ايران، شماره 6265 به تاريخ 30/4/95، صفحه 12 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 44 بار
    



آثار ديگري از "ندا سيجاني"

  خاطره اجراهاي حشمت فراموش شدني نيست / كتاب «افق بيكران» در صدمين سالگرد تولد حشمت سنجري منتشرشد
ندا سيجاني، ايران 27/6/97
مشاهده متن    
  مرثيه اي براي نغمه ها و نوحه هاي فاخر عاشورايي / اهالي موسيقي با «ايران» در ميان گذاشتند
ندا سيجاني، ايران 26/6/97
مشاهده متن    
  موسيقي آييني راوي امين معرفت شنيداري / گفت و گو با حميدرضا اردلان آهنگساز و پژوهشگر موسيقي
ندا سيجاني، ايران 26/6/97
مشاهده متن    
  حسين عليزاده: تريبون در اختيار موسيقي كوچه بازار است / دوازدهمين جشنواره ملي موسيقي جوان به كار خود پايان داد
ندا سيجاني، ايران 20/6/97
مشاهده متن    
  اكبر گلپايگاني خواننده اصيل موسيقي ايراني در گفت و گو با «ايران»: زورشان به موسيقي آوازي نرسيد...
ندا سيجاني، ايران 19/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
كارنامه ادب پارسي
متن مطالب شماره 4، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است