جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "d" در نشریات گروه "مالی"
تکرار جستجوی کلیدواژه «d» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
رمزارزها و بالاخص بیت کوین به عنوان پدیده نوظهور و درحال توسعه، موردتوجه اندیشمندان اسلامی قرار گرفته است، ازاین رو، پژوهش هایی در ماهیت و احکام آن از دیدگاه فقه اسلامی شکل گرفت. این مقاله نیز، در ضمن بحث از ماهیت معاملات بیت کوین، با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و مدل سازی فقهی معاملات این رمزارز، به بررسی وجود ربا اعم از ربای معاملی و قرضی در این گونه تبادلات پرداخته است. از منظر ربای معاملی با توجه به شرایط بیان شده در صدق این عنوان، ازجمله شرایط عوضین، به بررسی حکم ربای معاملی در تبادلات بیت کوین پرداخته شد و به صورت خلاصه نتایج زیر حاصل شد: ماهیت بیت کوین از دیدگاه برخی اندیشمندان، جنبه کالایی دارد و در نظر برخی دیگر، به عنوان اعتبار شناخته شده است، در این مقاله براساس هر دو رویکرد، امکان وجود ربای معاملی و قرضی بررسی شد. از دیدگاه نویسندگان مقاله، با توجه به نگاه معامله گران بیت کوین به آن، ماهیت بیت کوین ترکیبی از کالایی و اعتباری است. درنتیجه، تبادل آن همراه با زیاده در مقابل بیت کوین به عنوان هم جنس، به دلیل عدم وجود شرط کیلی و وزنی، ربوی نخواهد بود. از منظر ربای قرضی نیز چون هر نوع قرض همراه با زیاده، ربا محسوب می شود، ربای قرضی در نگاه کالایی وجود دارد. در نگاه اعتباری نیز، ربای قرضی با توجه به حکایت گری عرفی بیت کوین از ارزش دلاری آن، تصویر دارد.
کلید واژگان: رمزارز, ربا, ربای معاملی, ربای قرضی, بیت کوین, چک, ارز مجازیCryptocurrencies, especially Bitcoin, as an emerging and developing phenomenon, have attracted the attention of Islamic scholars, therefore, researches were conducted on its nature and rules from the perspective of Islamic jurisprudence. This article, while discussing the nature of Bitcoin transactions, has investigated the existence of usury, including transactional usury and loan usury, in such exchanges, using analytical-descriptive method and jurisprudential modeling of this cryptocurrency transactions. From the point of view of transactional usury, according to the conditions stated in the validity of this title, including the conditions of exchange and also the validity of the title of sale in the transaction, the ruling of usury in Bitcoin exchanges was investigated and the following results were obtained in summary: From the point of view of some scholars, the nature of Bitcoin is commodity, and from the point of view of others, it is known as credit. In this article, based on both approaches, the possibility of transactional and loan usury was investigated. From the point of view of the authors of the article, according to the view of Bitcoin traders, the nature of Bitcoin is a combination of commodity and credit. As a result, buying and selling it together with excess in exchange for Bitcoin as being the same kind would not be usury due to the absence of measurement and weight conditions. From the point of view of loan usury, since any type of loan with excess is considered usury, there is usury if bitcoin is considered as commodity. From the credit point of view, usury can be visualized due to the fact that Bitcoin conventionally represents the dollar value.
Keywords: Cryptocurrency, Usury, Transactional Usury, Loan Usury, Bitcoin, Cheque, Virtual Currency -
بانکداری قرض الحسنه به عنوان یکی از الگوهای بانکداری اسلامی مطرح است و بانک قرض الحسنه رسالت باهدف فعالیت تخصصی و ترویج سنت قرض الحسنه در کشور جمهوری اسلامی ایران به فعالیت می پردازد. این پژوهش با استفاده از رویکرد آمیخته تبیینی بر این باور است که در مرحله اول با شیوه کمی، راهبرد مطالعه موردی و تحلیل روند داده های مختلف صورت های مالی بانک قرض الحسنه رسالت را در یک بازه 8 ساله استخراج نماید و در ادامه با تحلیل و بررسی داده های مربوطه در حوزه های مختلف ازجمله ترازنامه بانک، صورت سودوزیان، ریسک بانک، نسبت های کملز و بازار سرمایه چالش های موجود را احصا کند. همچنین در مرحله دوم به شیوه کیفی با تشکیل گروه کانونی و انجام مصاحبه های خبرگانی راهکارهای مناسب برای رفع چالش ها به دست می آید که در آخر صحت راهکارها جهت کاهش چالش های مربوطه از طریق پرسشنامه اعتبارسنجی شده است.نتایج حاصل نشان می دهد که چالش های احصا شده براساس صورت های مالی پنج مورد ازجمله چالش وضعیت سرمایه گذاری بانک، چالش تسهیلات اعطایی، چالش تراکنش ها، چالش اهرم مالی، چالش ریسک نقدینگی هستند؛ که علاوه بر تحلیل و بررسی آن ها مقایسه ای ذیل هریک از چالش ها با عملکرد بانک قرض الحسنه مهر ایران صورت گرفته است. همچنین براساس نتایج به دست آمده راهکارهای مناسب و عملیاتی برای هر چالش احصاء گردید.
کلید واژگان: بانکداری قرض الحسنه, چالش ها و راهکارها, بانک قرض الحسنه رسالت, روش آمیخته تبیینی, بانک قرض الحسنه مهر ایرانQard-Al-Hasan banking is considered as one of the models of Islamic banking And Qard-Al-Hasan Resalat Bank operates with the aim of specialized activity and promoting the tradition of Qard-Al-Hasan in the country. This research, using a mixed explanatory approach, believes that in the first stage, with a quantitative method, it will extract the case study strategy and the trend analysis of various data of the financial statements of Qard-Al-Hasan Resalat Bank in a period of 8 years. And then by analyzing and reviewing the relevant tables and graphs in different fields such as the bank balance sheet, profit and loss statement, bank risk, Camels ratios and the capital market, to calculate the existing challenges. Also, in the second stage, in a qualitative way, by forming a focus group and conducting expert interviews, suitable solutions to solve the challenges are obtained, and finally, the correctness of the solutions to reduce the relevant challenges has been validated through a questionnaire.The results show that the challenges counted based on the financial statements are five such as the challenge of the bank's investment situation, the challenge of granted facilities, the challenge of transactions, the challenge of financial leverage, the challenge of liquidity risk; In addition to analyzing and examining them, a comparison has been made under each of the challenges with the performance of Qard-Al-Hasan mehr Iran Bank. Also, based on the obtained results, suitable and operational solutions were calculated for each challenge.
Keywords: Qard-Al-Hasan Banking, Challenges, Solutions, Qard-Al-Hasan Resalat Bank, Explanatory Mixed Method, Qard-Al-Hasan Mehr Iran Bank -
هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر مولفه های ریسک اقتصادی به همراه پیچیدگی اقتصادی بر توسعه بازار اوراق مالی اسلامی در کشور ایران طی دوره زمانی 1389-1401 است. نتایج برآورد مدل با استفاده از آزمون والد و رهیافت خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی غیرخطی (NARDL) نشان می دهد شوک های مثبت و منفی کلیه متغیرهای تحقیق اثرات نامتقارنی بر توسعه بازار اوراق مالی اسلامی دارد. شوک مثبت ریسک تراز بودجه در کوتاه مدت و بلندمدت بیشترین تاثیر را بر توسعه بازار اوراق مالی اسلامی دارد. شوک مثبت ریسک تورم در بلندمدت و کوتاه مدت تاثیر مثبتی بر توسعه بازار اوراق مالی اسلامی ایجاد می نماید. شوک مثبت ریسک تولید ناخالص داخلی تاثیر مثبتی بر توسعه بازار اوراق مالی اسلامی داشته ولی شوک منفی آن در بلندمدت به مراتب بیشتر از سایر مولفه های ریسک اقتصادی است. تاثیر شوک های مثبت و منفی ریسک رشد اقتصادی حقیقی بر توسعه بازار اوراق مالی اسلامی نسبت به سایر مولفه های ریسک اقتصادی کمتر است. همچنین تاثیر کوتاه مدت و بلندمدت پیچیدگی اقتصادی بر توسعه بازار اوراق مالی اسلامی مثبت است.
کلید واژگان: اوراق مالی اسلامی, ریسک اقتصادی, پیچیدگی اقتصادی, NARDLThe main purpose of this research is to investigate the effects of economic risk components along with economic complexity on the development of sukuk market in Iran during the period of 1389.1-1401.4. The results of the estimation of the model using the WALD test and NARDL test show that the unexpected positive and negative shocks of all research variables have asymmetric effects on the development of the sukuk market. The positive shock of budget balance risk has the greatest effects on the development of the sukuk market in the short and long term. The positive shock of inflation risk in the long and short term has positive effects on the development of the sukuk market. The positive shock of the GDP risk has positive effects on the development of the sukuk market, but its negative shock in the long term is far more than other economic risks. The effects of positive and negative shocks of real economic growth risk on the development of sukuk market are less than other components of economic risk. Also, the short-term and long-term effects of economic complexity on the development of the sukuk market are positive.
Keywords: Islamic Financial Papers, Sukuk, Economic Risk, Economic Complexity, NARDL -
مساجد نه تنها دارای نقش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند بلکه دارای جنبه اقتصادی نیز هستند. پژوهش حاضر با شناسایی و اولویت بندی روش های تامین مالی مناسب در مساجد، به شناسایی این اولویت ها پرداخته و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با افراد خبره در این زمینه، به احصای معیارهای مطلوب تامین مالی آن پرداخته است. تحقیق موردنظر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و ازنظر روش «تحلیلی- توصیفی» و مبتنی بر مستندات و کسب نظر خبرگان است. شناسایی روش ها و معیارها براساس روش تحلیل مضمون صورت پذیرفت؛ سپس در گام بعدی به کمک پرسشنامه های مقایسه زوجی و براساس روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، اولویت بندی روش ها و معیارها انجام گرفت و درنهایت پاسخ ها توسط روش میانگین هندسی تلفیق شده و تحلیل گردیدند. نتایج پژوهش، معیارهای؛ افزایش مشارکت مردمی، تعامل صحیح با حاکمیت، افزایش کارایی بودجه ای، تناسب با شان و جایگاه مسجد و تطابق با فقه امامیه را به عنوان معیارهای این حوزه نشان داده و نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل اطلاعات و اولویت بندی معیارها، بیانگر آن است که در بین معیارهای مطرح شده، به ترتیب: افزایش مشارکت مردمی، تناسب با شان و جایگاه مسجد، افزایش کارایی بودجه، تعامل صحیح با حاکمیت و تطابق با فقه امامیه بیشترین اهمیت را دارند. براساس همین پژوهش، در بین روش های تامین مالی مطلوب در مساجد از منظر ابزارها، به ترتیب؛ ابزارهای مردم پایه، ابزارهای مبتنی بر فناوری مالی، ابزارهای غیرانتفاعی تجهیز منابع، ابزارهای انتفاعی تجهیز منابع و ابزارهای مبتنی بر سرمایه گذاری بیشترین اهمیت را دارند که نشان دهنده نقش موثر مردم در تامین مالی مساجد است. از حیث فعالیت های درآمدی نیز فعالیت های درآمدزای مسجد، موسسات خیریه، سازمان های عمومی غیردولتی، نهادهای نظامی و کمک های دولتی، بیشترین اهمیت را در تامین مالی مساجد دارند.
کلید واژگان: تامین مالی, مساجد, ارزیابی فقهی, اولویت بندیMosques not only have political, social and cultural roles, but also have an economic aspect. This research focuses on identifying and prioritizing suitable financial methods for mosques, exploring these priorities through library studies and expert interviews in the field. The study adopts an applied objective and an analytical-descriptive method based on documentation and expert opinions. Methods and criteria were identified based on the theme analysis method; Then, in the next step, the methods and criteria were prioritized with the help of paired comparison questionnaires and based on the Analytical Hierarchy (AHP) method, and finally the answers were combined and analyzed by the geometric mean method. The research findings indicate criteria such as increasing public participation, proper interaction with governance, enhancing budget efficiency, alignment with the status and dignity of mosques, and conformity with Imamia jurisprudence. Among these criteria, the highest importance, in order, is given to increasing public participation, alignment with the status and dignity of mosques, enhancing budget efficiency, proper interaction with governance, and conformity with Islamic jurisprudence. Based on this research, among the preferred financial methods for mosques in terms of tools, the most important are grassroots tools, technology-based financial tools, non-profit resource provisioning tools, for-profit resource provisioning tools, and investment-based tools, highlighting the effective role of the community in mosque financing. In terms of revenue-generating activities, mosque income-generating activities, charitable institutions, non-governmental public organizations, military entities, and governmental aids hold the highest importance in financing mosques.
Keywords: Financing, Mosques, Jurisprudential Evaluation, Prioritization -
خلق پول در نظام بانکی پدیده ای مهم است که کیفیت و نحوه آن، آثار زیادی را در نظام اقتصادی ایجاد می نماید. ازاین رو تحلیل بسیاری از مباحث بانکی مانند مضاربه، به بررسی ماهیت و ابعاد خلق پول گره خورده است. اقتصاد دانان در تحلیل خود از فرایند خلق پول، آن را با دو رویکرد ضریب فزاینده و خلق پول درون زا (خلق پول از هیچ) تعریف نموده اند. طرفداران رویکرد ضریب فزاینده، خلق پول را عملیاتی منوط به سپرده گذاری تعریف کرده و در مقابل نیز دسته ای دیگر وابستگی به سپرده گذاری را در خلق پول نپذیرفته و معتقدند که بانک ها صرفا با اعطای وام می توانند به خلق اعتبار بپردازند. ماهیت پول خلق شده در نظام بانکی و آثار و تبعاتی که در عقود بانکی علی الخصوص در مضاربه به همراه دارد مساله ای است که نیازمند تحقیق و مطالعه است؛ چراکه تحلیل دین بودن از پول های خلق شده بانکی موجب ایجاد چالش مضاربه بر دین گردیده که از منظر مشهور فقهای امامیه غیرصحیح و باطل است و ازاین رو تسهیلات مضاربه بانکی دچار اشکال می گردد. این مقاله که با روش توصیفی و تحلیلی گردآوری شده در تلاش است ازآنجاکه دین یا عین بودن ماهیت خلق پول آثار جدی در بانکداری بدون ربا دارد، ابتدا در ماهیت دین و یا عین بودن خلق پول اتخاذ مبنایی نموده و سپس با بررسی جواز یا عدم جواز مضاربه بر دین، به تطبیق این مطالب پرداخته و نتیجه گیری نماید. در نهایت این تحقیق پس از بررسی های صورت گرفته با تاکید بر حکم مشهور مبنی بر عدم جواز مضاربه بر دین، حکم به صحت چنین معامله ای با پول های خلق شده توسط نظام بانکی می نماید.
کلید واژگان: خلق پول, مضاربه, بانکداری اسلامی, پول, مالیتMoney creation in the banking system is an important phenomenon, the quality and manner of which creates many effects in the economic system. Therefore, the analysis of many banking issues such as mudarabah depends on the nature and dimensions of money creation. Economists in their analysis of the process of money creation have defined it with two approaches: multiplier and endogenous money creation (money creation from nothing). Proponents of the multiplier approach define money creation as an operation dependent on deposits, and on the other hand, another group does not accept the dependence on deposits in money creation and believe that banks can create credit only by granting loans. . The nature of money created in the banking system and the effects and consequences of banking contracts, especially in mudarabah, along with issues that require research and study; Because the analysis of debt from bank created money has caused the challenge of mudarabah on debt, which is invalid from the point of view of most jurists, and hence banking mudarabah suffers from problems. This article, which is compiled with a descriptive and analytical method, is trying, since debt or commodity nature of money creation has serious effects on usury-free banking, it first adopts the basis of debt or commodity nature of money creation and then examines Permissibility or non-permissibility of debt mudarabah, apply these contents and draw a conclusion. Finally, after the investigations, this research confirms the validity of such a transaction with the money created by the banking system, emphasizing the famous ruling on the inadmissibility of mudarabah on debt.
Keywords: Creating Money, Mudarabah, Islamic Banking, Money, Wealth -
«بیع العینه» یکی از موضوعات مبنایی مربوط به ابزارهای مالی اسلامی در بازار سرمایه است که تعدادی از ابزارهای بازار سرمایه را با چالش شرعی مواجه می کند. در این مقاله به شیوه تحلیلی-توصیفی، حکم فقهی بیع العینه مورد بازپژوهشی قرار گرفته و پس از بیان دیدگاه های فقها به بررسی ادله خاص پیرامون آن پرداخته شده است. براساس نظر غالب فقهی، قدر متیقن آن است که حرمت و بطلان بیع العینه به جایی اختصاص دارد که دو شرط وجود داشته باشد: الف) با ترکیب دو عقد بیع که یکی نقد و دیگری نسیه باشد، مواجه باشیم؛ و ب) بیع دوم در بیع اول شرط شود. یافته های مقاله نشان می دهد که نظر غالب فقهی، محل مناقشه است و از روایات وارده در این باب، حتی باوجود شروط مذکور، حکم حرمت و بطلان استنباط نمی شود. در انتها ابزارهای بازار سرمایه که با شبهه بیع العینه مواجه هستند، بررسی شده است؛ نتایج تحقیق حاکی از آن است که ریپو متعارف، ترکیب بیع و اجاره به شرط تملیک و بیع به ضمیمه اختیار خرید و اختیار فروش، با توجه به بررسی صورت گرفته، هیچ یک از جهت شبهه بیع العینه، محکوم به حرمت یا بطلان نیستند.
کلید واژگان: بیع العینه, ابزارهای مالی, بازار سرمایه, تامین مالی"Bay al-Aina" is one of the basic issues related to Islamic financial instruments in the capital market, which causes a number of capital market instruments to face a Sharia challenge. In this article, in an analytical-descriptive way, the jurisprudential ruling of Bay' al-Aina has been re-examined, and after expressing the views of the jurists, the specific evidences surrounding it have been examined. According to the prevailing jurisprudential opinion, it is certain that the sanctity and nullity of the sale of al-Aina are reserved for the place where there are two conditions: a) we are faced with the combination of two sales contracts, one of which is cash and the other is a loan, and b) the second sale is in the first sale. be a condition The findings of the article show that the prevailing jurisprudential opinion is a point of controversy, and from the narrations in this regard, even with the mentioned conditions, the ruling of sanctity and invalidity cannot be deduced. In the end, the capital market tools that are facing the suspicion of bias have been examined; The results of the research indicate that the conventional repo, the combination of sale and lease with the condition of acquisition and sale with the addition of the option to buy and the option to sell, according to the investigation, none of them are condemned or invalidated due to the suspicion of sale of al-Ainah.
Keywords: Biy Al-Aina, Financial Instruments, Capital Market, Financing -
خبرگان و متخصصان مالی اسلامی از نهادهای مالی اسلامی انتظار دارند تا از عرضه ابزارهایی که صرفا منطبق با شریعت هستند، به سمت عرضه ابزارهایی که اساسا مبتنی بر شریعت هستند، حرکت کنند؛ اما در مورد زمان ورود دو عبارت «مبتنی بر شریعت» و «منطبق بر شریعت» به ادبیات مالی اسلامی و چرایی آن سوالاتی مطرح است. معنای دقیق «مبتنی بر شریعت» چیست؟ در این مقاله ضمن مرور نگرش های مختلف به نظام مالی اسلامی، به بیان تاریخچه ظهور دو عبارت مذکور به عنوان نمود تغییر گفتمان در صنعت مالی اسلامی پرداخته می شود. بررسی ها نشان می دهد در تعاریف محصولات مبتنی بر شریعت، دست کم یکی از اصول تفکیک (تاکید بر تفکیک محتوایی مالی اسلامی از مالی مرسوم)، اعتبار و رفاه نمود داشته است. اصل تفکیک به مفاهیم توسعه محصولات مجزا، تفکیک وجوه، تفکیک بخشی و تفکیک قیمت گذاری اشاره دارد. اصل اعتبار به سه مفهوم اعتبار تاریخی، ارتباط معتبر با بخش واقعی اقتصاد و شفافیت هستی شناختی می پردازد. نهایتا مفاهیم موجود در اصل رفاه نیز عبارتند از: «تسهیم ریسک»، «محافظت از فقرا» و «عملیات کسب وکار رفاه گرا». این تغییر در گفتمان، مشکل نیست؛ بلکه نشانه ای از بلوغ مالی اسلامی و حرکت به سمت اهداف نظام اقتصادی اسلام محسوب می شود.
کلید واژگان: مالی اسلامی, اقتصاد اسلامی, شریعتObservers and experts of the Islamic finance industry expect Islamic financial institutions to move from offering instruments that are solely Shariah-compliant to offering instruments that are substantially Shariah-based. However, there are some questions about when the words "Shariah-compliant" and "Sharia-based" entered into the Islamic financial literature and why. What is the exact meaning of "Shariah-based"? In this article, in addition to reviewing different attitudes towards the Islamic financial system, we will describe the history of the emergence of the two mentioned terms as a manifestation of the change of discourse in the Islamic financial industry. Investigations show that in the definition of Sharia-based product, at least one of the principles of separation (emphasis on the content separation of Islamic finance from conventional finance), Authenticity and welfare have been implied. The principle of separation refers to the concepts of separate product development, separate pricing, separation of funds and sectoral separation. The principle of authenticity deals with the three concepts of historical authenticity, authentic connection to the real economy and ontological transparency. Concepts in the welfare principle include risk-sharing, protection of the poor, and welfare-oriented business operations. This change in the discourse is not a problem, but a sign of Islamic financial maturity and moving towards the goals of the Islamic economic system.
Keywords: Islamic Finance, Islamic Economy, Shariah -
تلاطمات محیطی گسترده، از سویی موجب بروز تحولاتی در زمینه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شده و از سوی دیگر پیشران تغییرات گسترده در نیازها، سلایق و ترجیحات مشتریان کسب وکارهای گوناگون شده است. بانکداری قرض الحسنه نیز به عنوان گونه ای فعال از بانکداری اسلامی در کشور جمهوری اسلامی ایران، مسائل و چالش های متعددی ورای خود می بیند که بقا و رقابت پذیری او را تحت الشعاع قرار داده است؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، پاسخ گویی به نیاز بانکداری قرض الحسنه و به طور خاص قلمرو بانک قرض الحسنه مهر ایران در مواجهه با متغیرهای دیجیتال، در قالب مدل کسب وکار است. در این راستا از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی- استقرایی به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و پاسخ به پرسش های پژوهش استفاده شده است. مدل ریتر چارچوب مبنا در «طراحی مدل کسب وکار بانک قرض الحسنه دیجیتال» قرارگرفته اند. در تجزیه وتحلیل داده ها که با استفاده از نرم افزار Maxqda2020 صورت گرفت، مجموعا 255 مضمون پایه و 29 مقوله فرعی استخراج و ذیل ابعاد ارزش پیشنهادی، مشتریان، ارائه ارزش و قابلیت ها جایابی شدند.
کلید واژگان: مدل کسب وکار, بانکداری, بانکداری دیجیتال, بانکداری اسلامی, قرض الحسنه, دیجیتالی شدنExtensive environmental turbulence has caused various changes in economic, social and cultural fields, and has become the driver of many changes in the context of needs and preferences of customers. As an active form of Islamic banking in Iran, Qarz-Al-Hasna Banking has faced many issues and challenges that have overshadowed its survival and competitiveness. Therefore, the aim of this research is to answer the banking needs of Qarz-Al-Hasna Bank and specifically the territory of Qarz-Al-Hasna Mehr Bank of Iran in the face of digital variables, in the form of a business model. In this regard, the method of qualitative content analysis with analogical-inductive approach has been used to analyze the data and answer the research questions. Ritter's model is the basic framework in "Designing the Business Model of Qarz-Al-Hasna Digital Bank". In the data analysis that was done using Maxqda2020 software, a total of 255 basic themes and 29 subcategories were extracted and placed under the dimensions of value proposition, customers, value demonstration and capabilities.
Keywords: Business Model, Banking, Digital Banking, Islamic Banking, Qarz-Al-Hasna, Digitalization -
در جهان کنونی یکی از مهم ترین دغدغه های بنگاه های اقتصادی مقوله تامین مالی است. در کشورهای مسلمان، تامین مالی اسلامی در قالب اوراق اسلامی انجام می پذیرد. اوراق مالی اسلامی متناسب با نوع نیازمندی نهاد متقاضی، انواع مختلفی دارد. در فرایند انتشار این اوراق، ارکان مختلفی دخیل هستند که هرکدام وظیفه ای مشخص را جهت بهینه سازی این فرایند برعهده دارند. بدین ترتیب در فرایند مذکور هرکدام از ارکان به نوعی ریسک هایی را متحمل می شوند. در پژوهش حاضر به بررسی این ریسک ها و همچنین رتبه بندی ریسک اعتباری که هریک از ارکان انتشار در فرایند مربوطه می پذیرند، پرداخته شد. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی پیمایشی و از شاخه میدانی است. روش تجزیه وتحلیل مطالعه حاضر با استفاده از روش تاپسیس است. گردآوری اطلاعات در مرحله اول از طریق روش کتابخانه ای و مراجعه به اسناد و مدارک موجود و در مرحله دوم میدانی است. اطلاعات و داده های خام موردنیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. یافته ها نشان داد که به صورت میانگین در مورد تمام انواع اوراق، رکن بانی در فرایند انتشار اوراق مالی اسلامی بیشترین ریسک اعتباری را دارد و رکن بازارگردان در این فرایند کمترین ریسک را دارد. همچنین از نتایج اصلی به دست آمده می توان به این موضوع اشاره کرد که در بین تمام حالت های موجود بین اوراق و ارکان، در اوراق مشارکت بیشترین ریسک اعتباری برای رکن بانی و در اوراق مرابحه کمترین ریسک برای رکن بازارگردان وجود دارد. از نتایج این پژوهش می توان در سیاست گذاری های مربوط به نگارش دستورالعمل های انتشار اوراق تامین مالی اسلامی و همچنین نحوه اعتبارسنجی، اخذ و شیوه ضمانت ارکان مربوط به انتشار این اوراق با توجه به نوع آن اوراق، بهره گرفت.
کلید واژگان: مالی اسلامی, ابزارهای مالی اسلامی, تسهیم ریسک, مدیریت ریسک, اوراق مالی اسلامی, صکوکIn today's world, one of the most significant concerns for economic enterprises is financing. In Muslim countries, Islamic financing is conducted through Islamic bonds known as sukuk. Sukuk come in various types, tailored to the specific needs of the issuing entity. Multiple stakeholders are involved in the issuance process of these bonds, each with a defined role to optimize the process. Consequently, each stakeholder assumes certain risks throughout this process. This study examines these risks and ranks the credit risk each stakeholder incurs during the sukuk issuance process. The research is applied in nature and utilizes a descriptive survey method for data collection, falling under the category of field studies. The analysis method for this study is TOPSIS. Data collection was conducted in two phases: initially through library research and reviewing existing documents, and subsequently through field research. The necessary raw data was gathered via questionnaires. The findings indicated that, on average, for all types of bonds, the originator bears the highest credit risk in the sukuk issuance process, while the market maker bears the lowest risk. Additionally, it was found that among all scenarios involving different types of bonds and stakeholders, in participation bonds, the originator bears the highest credit risk, whereas, in Murabaha bonds, the market maker bears the lowest risk. The results of this study can be utilized in policymaking for drafting guidelines on the issuance of Islamic financial bonds and the methods for credit evaluation, securing guarantees, and assessing the stakeholders involved in the issuance process based on the type of bond.
Keywords: Islamic Financial, Islamic Financial Instruments, Risk Sharing, Risk Management, Islamic Financial Papers, Sukuk -
Systemic risk is a type of financial instability that disrupts the functioning of the financial system and affects economic growth. The present study was developed with the aim of presenting a systemic risk warning model based on the entropy criterion in the financial markets of Iran. In terms of direction, the present research is of applied type and in terms of explanatory purpose, and the data collection method is library method. The statistical population of the country's financial markets research includes the capital market, money market, etc., and the time frame of this research is the data related to variables affecting systemic risk in the years 1998 to 2022. In this research, firstly, the identified criteria and indicators affecting systemic risk were ranked using Shannon entropy, Rennie entropy, and Tsallis entropy, and then systemic risk was measured with the MES criterion. The results of this research show that the most systemic risk is caused by the variable of banks' debt to the central bank, and the two variables of government debt and the ratio of government debt to GDP also have the highest systemic risk. According to the general theory of systems and the effectiveness and influence of financial markets on each other, the government and policy makers of the economic and financial sectors must take the necessary measures in order to create a systemic supervisory institution.
Keywords: Systemic Risk, Entropy, Financial Crisis, Risk Contagion -
Several research investigations have indicated that asset returns exhibit notable skewness and kurtosis, which have a substantial impact on the utility function of investors. Additionally, it has been observed that Average Value-at-Risk (AVaR) provides a more accurate estimation of risk compared to variance. This study focuses on the computational challenge associated with portfolio optimization in an uncertain context, employing the Mean-AVaR-skewness-kurtosis paradigm.The uncertainty around the total return is con-sidered and analyzed in the context of the challenge of selecting an optimal portfolio. The concepts of Value-at-Risk (VaR), Average Value-at-Risk (AVaR), skewness, and kurtosis are initially introduced to describe uncertain variables. These concepts are then further explored to identify and analyse relevant aspects within specific distributions. The outcomes of this study will convert the existing models into deterministic forms and uncertain mean-AVaR-skewness-kurtosis optimization models for portfolio selection. These models are designed to cater to the demands of investors and mitigate their apprehensions.
Keywords: Portfolio Optimization, Uncertain Variables, Skewness, Kurtosis, Average Value-At-Risk, Mean Avar-Skewness-Kurtosis Model -
The goal of investors in forming a stock portfolio is to obtain the highest return for bearing the lowest risk and portfolio optimization is one of the most complicated problems in the field of finance and investment. It is an NP-hard problem, and in general there is no definite method in polynomial time to find an exact solution for it. In this research, to solve the problem of choosing the optimal stock portfolio, the multi-criteria decision making method has been used under conditions of uncertainty. In order to implement the algorithm and evaluate it, the monthly returns of the Tehran Stock Exchange indices were used between 2018 and 2013. The results can be examined from two different perspectives. From an analytical and technical point of view, the results can be discussed. From a technical point of view, presenting a new technique for doing things can give the capital market participants the confidence that they can choose a stock portfolio using a new tool. From an analytical point of view, the existence of decision making algorithms in providing the optimal portfolio is a new step that can be used in the combination of fundamental analysis and the use of dynamic stock portfolio.
Keywords: Investment Portfolio, Multi-Criteria Decision Making, Uncertainty, Portfolio Optimization -
Two policies of carbon tax are considered by many countries for reduce carbon emissions. First policy emphasized on tax and second policy notice subsidy for carbon emission control. The results show that according to conditions, two policies can effective on reducing carbon emissions and technology development. A carbon tax Policy is needed to reduce carbon emissions in logistics systems. The purpose of this paper is to present effect of carbon tax policies for logistics in Iran pulp and paper industry. The research method is descriptive and data collection is survey, Samples consists two groups. The first group are experts for proposing possible Policy and deter-mining evaluation indices and selecting the appropriate Policy. The second group are managers in pulp and paper company for choose an appropriate Policy. Effect of factors on carbon tax was determined by experts’ interviews and fuzzy mean. Two suitable policies that covers the fossil fuels, were selected for simulation by VENSIM software. We considered 10 years for test and 10 years for simulation. Results showed both policies affect pollution reduction, reducing the fossil fuels consumption, reduction of emissions and increase innovation in the logistics system. The second policy that is carrying out carbon tax is more effective than the first policy which paying subsidies to reduce emissions.
Keywords: Carbon Tax, Tax Policy, Logistics, Simulation -
The behavioural characteristics of the chief executive officer (CEO) such as narcissism can have different effects on the investment and financing of companies. Accordingly, the present study was conducted to investigate the effect of CEO narcissism on investment efficiency and financing methods of companies listed on the Tehran Stock Exchange. The statistical population of the study was all companies listed on the Tehran Stock Exchange between 2012 and 2017, of which 143 companies were surveyed as a statistical sample. The results of the analysis of research hypotheses using combined regression and logistic regression showed that CEO narcissism does not have a significant effect on overinvestment and underinvestment, but CEO narcissism has a significant positive effect on corporate investment efficiency. High CEO narcissism leads to increased corporate investment efficiency. The narcissism of the CEO has a positive and significant effect on domestic financing, but does not have a significant effect on external financing.
Keywords: Financing, Investment Efficiency, CEO Narcissism -
هدفهدف اصلی این پژوهش، رتبه بندی میزان اهمیت هریک از مولفه های مدیریت سرمایه در گردش در پیش بینی وقوع درماندگی مالی شرکت ها است.روشجامعه آماری متشکل از 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1397 تا 1401 است. در راستای دستیابی به هدف پژوهش، 7 مولفه از مهم ترین شاخص های مدیریت سرمایه در گردش اثر گذار بر درماندگی مالی انتخاب شده است. به علاوه، با استفاده از مدل پیش بینی درماندگی مالی زاوگین (1985) شرکت های نمونه به دو گروه درمانده و سالم طبقه بندی شدند؛ سپس در گام اول، با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی توان 7 شاخص منتخب مدیریت سرمایه در گردش در پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها سنجیده شد.نتایجنتایج پژوهش حاکی از آن است که شاخص های مدیریت سرمایه در گردش تا 85درصد می توانند در شناسایی و پیش بینی وضعیت درماندگی مالی شرکت ها موفق عمل کنند. در مرحله دوم، رتبه بندی میزان اهمیت هریک از مولفه های سرمایه در گردش برای رسیدن به نمره 85درصد در تشخیص درست کلاس شرکت ها با استفاده از ویژگی منحصربه فرد الگوریتم جنگل تصادفی در این زمینه صورت پذیرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که دوره وصول مطالبات، به طرز چشمگیری اهمیت بیشتری از سایر مولفه های سرمایه در گردش در پیش بینی درماندگی مالی دارد.کلید واژگان: درماندگی مالی, مدیریت سرمایه در گردش, دوره وصول مطالبات, الگوریتم جنگل تصادفیThe primary objective of this research was to analyze the relative importance of working capital management factors in predicting financial distress among companies. The study population consisted of 167 companies listed on the Tehran Stock Exchange (TSE) from 2019 to 2023. 7 key working capital management indicators were selected based on their potential impacts on financial distress. Using Zavgren’s (1985) financial distress prediction model, the sample companies were classified into distressed and healthy groups. In the first step, a random forest algorithm was employed to assess the predictive power of the seven working capital management indicators in classifying companies as distressed or healthy. The results indicated that these indicators could successfully identify and predict the financial distress status of the companies with up to 85% accuracy. In the second step, the unique feature of the random forest algorithm was leveraged to rank the importance of each working capital component in achieving this 85% classification accuracy. The findings showed that the Average Collection Period (ACP) was significantly more important than the other working capital components in predicting financial distress.Keywords: Financial Distress, Working Capital Management, Average Collection Period (ACP), Random Forest AlgorithmJEL Classification: G01, G30, C38 IntroductionIn recent years, financial distress and bankruptcy have become increasingly prevalent issues for business enterprises. The financial literature offers various definitions to describe the state of financial distress and bankruptcy. While some researchers equate financial distress with bankruptcy, financial distress is more accurately viewed as a precursor to bankruptcy – a stage of financial decline that may or may not ultimately lead to a company's bankruptcy. Simply put, financial distress reflects a business entity's inability or weakness in fulfilling its obligations to creditors (Gerged et al., 2022). Given the rapid growth of joint-stock companies and the emergence of severe financial crises at both micro- and macro-economic scales, it is crucial to identify the key factors that can predict a company's financial health before it reaches the stage of bankruptcy, i.e., during the financial distress phase (Pourheydari et al., 2010). Evidence suggests that working capital management is a significant factor influencing the financial distress of business enterprises (Geng et al., 2015). Companies experiencing financial distress and bankruptcy often exhibit weaknesses in working capital management, particularly in cash control. Therefore, the aim of this study was to evaluate the predictive power of working capital management components in forecasting financial distress and rank the importance of each component in this prediction process.Materials & MethodsThe raw financial statement data for this research were extracted from Rahavard Novin Database and the Codal website. These data were then systematically organized in Excel. After applying certain eligibility criteria, a sample of 167 companies was identified as the accessible statistical population. To classify the sample companies into distressed and healthy groups, which served as the target variable (label), Zavgren’s (1985) financial distress prediction model was utilized. Subsequently, the predictive power of 7 key working capital management components in forecasting financial distress was tested using Python software and the random forest algorithm.The random forest method is based on ensemble learning, wherein the data are split into training and testing sets. During the learning phase, the model attempts to identify the inherent pattern or the relationship between the dependent variable (financial distress) and each explanatory variable (working capital management components) with the validity of this learning measured by the testing data. The random forest method employs a bagging approach, creating subsets from the entire dataset and determining the final result based on the average outcomes of these subsets. This approach helps to significantly mitigate the overfitting problem.One notable feature of the random forest algorithm is its ability to rank the importance of the input features in determining the trend of the target variables. This capability was leveraged in this research to answer the second research question, which focused on the relative importance of each working capital component in predicting financial distress. Research FindingsThe model achieved an accuracy of 85%, indicating that it could correctly predict whether a company was in financial distress or not based on what it learned during the training phase. Additionally, the model's F1-Score metric was 0.89 for identifying healthy companies and 0.76 for predicting distressed companies. These scores, being close to 1, suggested that the model's estimations were performed with a high degree of accuracy.The analysis of the relative importance of each working capital management component in achieving this 85% accuracy rate revealed some key insights. The Average Collection Period (ACP) was identified as the most important factor in predicting financial distress. Following the ACP, the Current Ratio (CR) ranked second, the Average Payable Period (APP) ranked third, and the Inventory Turnover In Days (ITID) ranked fourth in importance.These findings suggested that the initial signs of financial trouble for a company often stemmed from its failure to collect receivables in a timely manner, leading to an increased collection period. If the company's management did not effectively address this issue, other problems could likely arise, ultimately pushing the business entity into a state of financial distress. Discussion of Results & ConclusionThe results of the data analysis using the random forest algorithm indicated that working capital management indicators had an 85% predictive power for identifying financial distress in companies. This finding is consistent with those of the previous studies by Habib and Kayani (2022), Morshed (2020), and Li et al. (2018). Regarding the second research objective, which aimed to rank the importance of each working capital management component in predicting financial distress, the analysis revealed that the Average Collection Period (ACP) was the most significant factor. This suggested that a company's inability to collect receivables in a timely manner was a crucial early indicator of impending financial distress.An increase in the ACP could lead to a serious risk of bad debts and liquidity problems for the company. As a result, the company's management might need to secure additional working capital to fund operations, which could potentially increase the Weighted Average Cost of Capital (WACC). However, if the company failed to generate adequate returns to cover these elevated financing costs, it might ultimately fall into a state of financial distress (Panigrahi, 2014). Given the notable importance of the ACP compared to other working capital management components, it appeared that many of the underlying issues leading to financial distress stemmed from poor performance in collecting receivables. Therefore, this research underscored the critical need for robust management practices of receivables to maintain liquidity and avoid the escalating costs and risks associated with financial distress.Keywords: Financial Distress, Working Capital Management, Average Collection Period (ACP), Random Forest Algorithm JEL Classification: G01, G30, C38
-
عدم افشای اطلاعات قابل اعتماد، مشکل عدم تقارن اطلاعاتی ایجاد می کند و باعث افزایش هزینه سرمایه سهام می شود؛ بنابراین، افشای داوطلبانه اطلاعات می تواند به کاهش ریسک غیرسیستماتیک منجر شود و این کاهش می تواند به واسطه علامت دهی مالی موجب افزایش اطمینان سرمایه گذاران شود. وقتی سرمایه گذاران احساس کنند که شرکتی در برابر نوسانات خاص مقاوم تر است، بتای آن شرکت -که نمایانگر ریسک سیستماتیک است- به سمت کاهش، تمایل پیدا می کند. این تغییر در ارزیابی ریسک می تواند منجر به کاهش هزینه سرمایه سهام شود. از طرفی وقتی کیفیت اطلاعات یک شرکت بهبود یابد، نه تنها آن شرکت بلکه سایر شرکت ها نیز تحت تاثیر قرار می گیرند؛ به عبارت دیگر، افشای اطلاعات توسط یک شرکت می تواند بر ادراک عمومی و ارزیابی ریسک سایر شرکت ها تاثیر بگذارد؛ بنابراین، در این پژوهش نقش میانجی عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه بین افشای داوطلبانه اطلاعات و هزینه سرمایه با استفاده از مدل CAPM بررسی می شود. برای دستیابی به اهداف پژوهش تعداد 159 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی بازه زمانی 1397-1401برای نمونه آماری انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه ها از روش تجزیه وتحلیل داده های ترکیبی و رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که افشای داوطلبانه اطلاعات بر هزینه سرمایه تاثیر معناداری ندارد و متغیر میانجی عدم تقارن اطلاعاتی نیز بر رابطه افشای داوطبانه اطلاعات و هزینه سرمایه تاثیر معناداری ندارد. به علت پایین بودن سطح میانگین افشای داوطلبانه اطلاعات و کارانبودن بازار سرمایه در ایران و محدودبودن اقلام افشای داوطلبانه اطلاعات تاثیر معناداری بین افشای داوطلبانه اطلاعات و هزینه سرمایه مشاهده نشد. از طرفی به دلیل فقدان تحلیلگران مالی و عدم توجه سرمایه گذاران، میزان افشای داوطلبانه شرکت ها نتوانسته است میزان عدم تقارن اطلاعاتی را در بازار سرمایه به طور چشمگیری تغییر دهد.کلید واژگان: عدم تقارن اطلاعاتی, افشای داوطلبانه اطلاعات, هزینه سرمایه, مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM)The lack of reliable information disclosure contributes to information asymmetry, which in turn raises the equity cost of capital. Voluntary information disclosure can mitigate unsystematic risk and this reduction can enhance investor confidence through financial signaling. When investors perceive a company as more resilient to specific market fluctuations, the company’s beta—a measure of systematic risk—tends to decrease. This shift in risk perception can ultimately lower the equity cost of capital. Furthermore, when a company improves the quality of its disclosures, it not only affects its own valuation, but can also influence the broader market. In this sense, the disclosure practices of one company can shape public perception and impact the risk assessments of other companies as well. This study explored the mediating role of information asymmetry in the relationship between voluntary information disclosure and the equity cost of capital, utilizing the Capital Asset Pricing Model (CAPM). To achieve the research objectives, a sample of 159 companies listed on the Tehran Stock Exchange (TSE) from 2018 to 2023 was selected. Panel data analysis and multivariate linear regression were employed to test the hypotheses. The findings indicated that voluntary information disclosure did not significantly affect the equity cost of capital. Moreover, the mediating variable of information asymmetry also did not significantly influence the relationship between voluntary information disclosure and the equity cost of capital. This lack of significance might be attributed to the generally low level of voluntary disclosure, inefficiencies within the Iranian capital market, and the limited scope of disclosed information. Additionally, the absence of financial analysts and insufficient investor attention had hindered voluntary disclosures from effectively reducing information asymmetry in the capital market.Keywords: Information Asymmetry, Voluntary Disclosure Of Information, Cost Of Capital, CAPM
-
در مطالعه حاضر، آزمون اثر عدم اطمینان سیاست های دولت بر سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس در رژیم های رکود و رونق بررسی شد. برای این منظور با استفاده از مدل چرخشی و تغییر رژیم مارکوف سوئیچینگ (MS) اثر متغیرهای مطالعه طی بازه زمانی 1380 تا سال 1400 مورد بررسی واقع گردید. براساس نتایج حاصل از تخمین مدل، با افزایش نااطمینانی سیاستهای دولت، سرمایه گذاری شرکتی کاهش مییابد. به طور کلی، نااطمینانی سیاستهای دولت، ریسک پروژههای سرمایه گذاری را افزایش میدهد و به کاهش سرمایه گذاری شرکتی منجر میشود. به ویژه در وضعیت تورمی که ارزش پول کاهش می یابد، نرخهای بهره اسمی برای پسانداز و ذخایر پایین است. در این حالت، سرمایه گذاری برای ارز، املاک، طلا و...، نرخ بهره بیشتری را در مقایسه با حفظ ذخایر در سیستم بانکی فراهم میکند. این امر، کاهش تمایل به پسانداز را موجب میشود و وجوه در دسترس برای سرمایهگذاری در سیستم بانکی را کاهش میدهد و در نتیجه سرمایه گذاری شرکتی کاهش مییابد.
کلید واژگان: عدم اطمینان سیاست های دولت, سرمایه گذاری شرکتی, رکود و رونق, مدل تغییر رژیم مارکوف سوئیچینگIn this study, we seek to test the effect of government policy uncertainty on the investment of listed companies in recession and boom regimes. For this purpose, the effect of study variables during the period of 1380 to 1400 is investigated by using the rotation model and the Markov switching (MS) regime change. Based on the results of the model estimation, with the increase of government policy uncertainty, corporate investment decreases. In general, the uncertainty of government policies increases the risk of investment projects and leads to a decrease in corporate investment. Especially in an inflationary situation where the value of money decreases, the nominal interest rates for savings and reserves are low. In this case, investing in currency, real estate, gold, etc., provides a higher interest rate compared to keeping reserves in the banking system. This causes a decrease in the desire to save and reduces the funds available for investment in the banking system, and as a result, corporate investment decreases.
Keywords: Uncertainty Of Government Policies, Corporate Investment, Recession, Prosperity, Markov Switching Regime Change Model -
هدف این مطالعه ارزیابی محرک های زمینه ای حسابداری خلاق جهت اثربخشی نوروفایننس در منطق تصمیم گیرندگان مالی می باشد. فرآیند اجرای این مطالعه به لحاظ جمع آوری داده ها ترکیبی بود. به طوریکه در بخش کیفی از طریق غربالگری سیستماتیک نسبت به شناسایی محرک های مالی بروز پدیده حسابداری خلاق به منظور سنجش اثربخشی نوروفایننس در تصمیم گیری های مالی اقدام شد و سپس براساس طرح پیش آزمون و پس آزمون، نسبت، از طریق تحلیل واریانس تفاوت بین رویکردهای تحلیلگران مالی مشخص گردید. در واقع باهدف تفکیک مشارکت کنندگان در قالب دو گروه آزمایش و کنترل تلاش شد تا تفاوت رویکردهای تحلیلگران مالی در تصمیم گیری مشخص گردد. به عبارت دیگر، گروه آزمایش، مجموعه ای از مشارکت کنندگانی بودند که تحت تاثیر ارزشیابی مهارتی قرار داشتند و گروه کنترل متشکل از افرادی با ویژگی های دموگرافیک مثل تجربه؛ دانش و تحصیلات بودند که تحت تاثیر کارکردهای کلاسیک مالی رفتاری قرار داشتند. نتایج مطالعه نشان داد، گروه آزمایش که تحت تاثیر ارزشیابی مهارتی محرک های مالی بروز پدیده حسابداری خلاق، در هر دو سناریوی تصمیم گیری تحلیلگران، از ضریب بالاتری نسبت به گروه کنترل برخوردار هستند. این نتیجه نشان می دهد، اثربخشی ارزشیابی مهارتی DOPS (گروه آزمایش) نسبت به اثربخشی متغیرهای زمینه ای رویکردهای کلاسیک مالی (گروه کنترل) در خصوص منطق تصمیم گیری بالاتر است. همچنین مشخص گردید، گروه آزمایش که تحت تاثیر ارزشیابی مهارتی DOPS براساس پیشران های زمینه ای شناسایی شده قرار گرفته اند، در سناریوی تصمیم گیری نوسان ارزش منصفانه مطلوبیت بالاتری نسبت به سناریوی تصمیم گیری محافظه کارانه دارد. در حالیکه میانگین گروه کنترل دقیقا برعکس گروه آزمایش است.
کلید واژگان: اثربخشی نوروفایننس, حسابداری خلاق, منطق تصمیم گیریThe purpose of this research iappraiseal the ground drivers of creative accounting for the neurofinance effectiveness in the logic of financial ddecision-makers So, in the qualitative part, systematic screening, it was done to identify the financial drivers of the phenomenon of creative accounting in order to measure the effectiveness of neurofinance in financial decisions and then, based on the pre-test and post-test plan, the difference between the approaches of financial analysts was determined through variance analysis. In fact, with the aim of separating the participants in the form of two experimental and control groups, an effort was made to determine the difference in the approaches of financial analysts in decision-making. In other words, the experimental group was a group of participants who were affected by skill evaluation, and the control group consisted of people with demographic characteristics such as experience; Knowledge and education were influenced by the classical functions of behavioral finance. The results of the study showed that the experimental group, which is influenced by the skill evaluation of the financial drivers of the creative accounting phenomenon, has a higher coefficient than the control group in both decision-making scenarios of the analysts. It was also found that the experimental group, which was influenced by the DOPS skill evaluation based on the identified background drivers, has a higher favorability in the fair value fluctuation decision scenario than the conservative decision scenario. While the average of the control group is exactly the opposite of the experimental group.
Keywords: Neurofinance, Financial Physics, DOPS Skill Evaluation -
طراحی سیستم های معاملاتی خودکار در کشورهای مختلف و اخیرا ایران افزایش یافته است. مزیت چنین سیستم هایی، افزایش سرعت و دقت تصمیم گیری معاملاتی بدون دخالت احساسات است. داشتن مدلی که بتواند به تخمین همزمان قیمت های باز شدن، بیشترین، کمترین و بسته شدن بپردازد، مزیت بسیار بزرگی برای سرمایه گذاران محسوب میشود. در این تحقیق با استفاده از شبکه عصبی LSTM به تخمین همزمان این چهار قیمت پرداخته و به منظور دسته بندی نقاط خرید، فروش و نگهداشت از الگوریتم های مختلف دسته بندی استفاده و یک سیستم معاملات الگوریتمی یکپارچه بهینه شده با الگوریتم فرا ابتکاری ژنتیک طراحی شده است. برای ارزیابی مدل پیشنهادی، از داده های سهام شپنا، خودرو و فجر بازار سرمایه ایران در بازه زمانی سال 1391 تا 1399 و نرم افزار MATLAB استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که روش پیشنهادی هم از نظر تخمین همزمان چندقیمتی، و هم در دسته بندی کلاس های خرید، فروش و نگهداری دارای عملکرد بسیار مطلوبی است و در نتیجه می توان آن را به عنوان یک روش بسیار مناسب برای معاملات خودکار در نظر و رباتی را بر اساس این روش در بازار سرمایه ایران برای این منظور طراحی و اجرایی کرد.
کلید واژگان: معاملات الگوریتمی, شبکه های عصبی عمیق, LSTM, بهینه سازی, تخمین چندقیمتیThe design of automated trading systems has increased in various countries, including Iran, recently. The advantage of such systems is the increase in speed and accuracy of trading decisions without emotional interference. Having a model that can simultaneously estimate opening, maximum, minimum, and closing prices is a significant advantage for investors. In this study, using the LSTM neural network, simultaneous estimation of these four prices is performed, and various classification algorithms are used for buying, selling, and holding points to design an optimized algorithmic trading system using a genetic algorithm. To evaluate the proposed model, data from Shapna, Khodro, and Fajr stock markets in Iran from 2012 to 2020 and MATLAB software are used. The results of this research show that the proposed method has a very desirable performance in both simultaneous multi-price estimation and classification of buy, sell, and hold classes. Therefore, it can be considered a very suitable method for automated trading, and a robot based on this method can be designed and implemented in the Iranian stock market for this purpose.
Keywords: Algorithmic Trading, Deep Neural Networks, LSTM, Optimization, Multi-Price Estimation -
پژوهش حاضر اثر انحراف اهرمی بر هزینه سرمایه شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران را تبیین کرده و با بررسی اثر حساسیت هزینه سرمایه بر انحراف اهرمی به بررسی علت عدم تجانس ساختار سرمایه در سطوح شرکتی پرداخته است. با بسط قضیه دوم میلر و مودیلیانی، فرضیه های اصلی مدل تعریف و استخراج شده است. داده های مورد نیاز از 112 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای تعیین متغیرهای مورد نیاز مدل ارائه شده برای هر فرضیه، در طول دوره 1391 الی 1401 مورد استفاده قرار گرفته است. در بررسی فرضیه های مدل، شرکت ها به دو گروه شرکت های بیش از حد اهرمی و کمتر از حد اهرمی دسته بندی شدند. در تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها با توجه به ماهیت ساختار سرمایه و مدل های ارائه شده از روش گشتاور تعمیم یافته سیستمی استفاده شده است. نتایج پژوهش ضمن تایید نظریه میلر و مودیلیانی نشان داد که هزینه سرمایه اثر مثبت بر انحراف از اهرم بهینه داشته و هر چه هزینه سرمایه شرکت به انحراف اهرمی حساسیت بیشتری داشته باشد انحراف اهرمی کمتری داشته و در واقع شرکت ها با سرعت بیشتری به سمت اهرم هدف شرکت حرکت می کنند. در یک جمع بندی کلی می توان تاکید کرد ساختار سرمایه هدف برای همه شرکت ها از اهمیت یکسانی برخوردار نیست.
کلید واژگان: انحراف اهرمی, ساختارسرمایه, حساسیت, هزینه سرمایهIn This paper we examines the leverage deviation on the cost of capital of Tehran Stock Exchange companies .furthermore the sensitivity of the cost of equity to leverage deviation, has been analyzed to deduce the reasons of heterogeneity in capital structure among firms. the hypothesis of model released according to miller and Modigliani theorem 2. required data form 112 listed companies from the period of 1390 to 1400 to construct variables of model has been gatherd.to examine the hypothesis the companies categorized into overleverage and under leverage. Confirming theoretical predictions, we find that the cost of equity is positively related to leverage deviation and that firms whose cost of equity is more sensitive to leverage deviation exhibit faster speed of adjustment toward the target. Collectively, our findings imply that capital structure targeting is not equally important to all firms. Indeed, we argue that while evidence of the trade-off theory will tend to be obscured in broad samples, it can hold strongly in meaningfully chosen sub-samples of firms — namely, those characterized by high sensitivity of equity cost to leverage deviation.
Keywords: Leverage Deviation, Sensitivity, Cost Of Equity
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.