فهرست مطالب

حکمت صدرایی - سال ششم شماره 1 (پیاپی 11، پاییز و زمستان 1396)
  • سال ششم شماره 1 (پیاپی 11، پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدرضا ارشادی نیا* صفحات 11-24
    آقاعلی مدرس در بین حکمای متعالی از جهت برخورداری از حس نوآوری، جایگاه ویژه دارد. وی در نظریه چالشبرانگیز بیان کیفیت معاد جسمانی، این نوآوری را با الهام از روایتی دنبال می کند که کل فضای نظریه پردازی او را تحت تاثیر خود دارد. وی قواعد اصلی هستیشناختی و معرفت نفس در حکمت متعالیه را در راستای مفاد استنباطی خود از این روایت به کار میگیرد تا بهره های اثباتی نظریه خود درباره کیفیت معاد جسمانی را توجیه کند. به نظر وی کیفیت معاد جسمانی به رجوع بدن دنیوی به آخرت میباشد که پس از مرگ و جدایی نفس از او، با اشراف نفس به حرکت جوهری خود ادامه میدهد و در رستاخیز به نفس میپیوندد. نظریه او از یک سو جدا از نظر اشاعره است که قایل به رجوع نفس به دنیا و تعلق آن به بدن دنیوی میباشند و از سوی دیگر با نظریه حکمت متعالیه متفاوت است که مبنی بر بدن قائم به فاعلیت نفس میباشد. نشان دادن هم سازی مفاد روایات و مبانی عقلی در حکمت متعالیه پرکاربرد و یادگار سبک صدرا در تفسیرنگاری بر متون روایی؛ چه در متن آثار مفصل و مختصر فلسفی و چه در آثار تفسیری است. علاوه بر آن نشانگر توانایی و مهارت فنی در این مسیر دشوار است. حکیم آقاعلی مدرس با پشتوانه این میراث به روایت خاصی در بیان کیفیت معاد جسمانی، توجه اکید نشان داده است.
    تامل در استناد وی به روایت، نشان میدهد نه مبانی عقلانی حکمت متعالیه که وی به شدت به آنها پایبند است، بر مفاد این روایت سازگار میآید و نه همه ابعاد نظریه حکیم قابل انطباق بر مفاد روایت است. ایرادات اساسی که بر نظریات رقیب وارد میباشد بر این نظریه نیز وارد است و مضاف بر آن، ایرادات جدی دیگری در استناد به عبارات روایت وجود دارد که موردپژوهانه بازگو میگردد.
    کلیدواژگان: حکیم موسس آقاعلی مدرس، فهم و تفسیر متن، کیفیت معاد جسمانی، نفس و بدن، برداشت عقلی از حدیث
  • سید مهدی امامی جمعه، جمال احمدی* صفحات 25-40
    ملاصدرا در جای جای متون فلسفی خود به بحث در مورد زیبایی پرداخته است. او برای شناخت زیبایی در اشیاء ملاک های متنوعی ارائه می کند. مسئله اصلی این پژوهش یافتن ملاک های زیبایی شناسی صدرایی است و بررسی اینکه این ملاک ها فرمی و ظاهری بوده و یا ناظر به محتوا و باطن اشیاء هستند. برای این منظور با استناد به متون مختلف ملاصدرا ملاک های زیبایی در دو دسته ی فرمی و محتوایی دسته بندی شده و ارتباطات این زیبایی های فرمی و محتوایی با یکدیگر و نسبت آن ها با ارکان اصلی حکمت صدرایی تحلیل و بررسی شده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که از نظر صدرا مطابق با سلسله ی وجود، زیبایی همه ی موجودات نیز به جمال مطلق الهی ختم شده و اسماءالحسنی الهی علت همه ی زیبایی های عالم است. شناخت اسماءالحسنی موجب شناخت زیبایی اشیاء است و در نتیجه همه ی ملاک های زیبایی شناسی صدرایی در فرم و محتوا نیز به اسماءالحسنی الهی بازمیگردد. در حقیقت زیبایی از اسماءالحسنی آغاز شده و با طی مراتب تشکیکی وجود نازل می شود و ابتدا به محتوا و باطن و سپس از طریق باطن، به فرم و ظاهر اشیاء سریان پیدا می کند.
    کلیدواژگان: حکمت متعالیه، زیبایی شناسی، فلسفه هنر، فرم، محتوا، اسماءالحسنی
  • سید حسن بطحایی* صفحات 41-52
    کیفیت بدن اخروی ازمباحث مهم معاد جسمانی است.پرسش این است که آیا بدن محشور در آخرت، عنصری یا مثالی است ویا به طور کلی بابدن دنیوی ومثالی تفاوت دارد؟ ملاصدرا براساس مبانی عقلی از جمله اصالت وجود، تشکیک در وجود، تشخص وجود ، حرکت جوهری، تجرد خیال در صدداثبات عینیت بدن اخروی ودنیوی برآمده است ولی آنچه موفق به اثبات آن شده است بدن اخروی به وجود ملکوتی مثالی است . علامه طباطبایی از پیروان حکمت متعالیه با استناد به برخی از دلایل وحیانی ومبانی عقلی از جمله،قاعده حکم الامثال،تلازم نفس و بدن،تبعیت جسد از نفس، اصیل بودن نفس درهویت آدمی، معتقد است آنچه که در قیامت برای پاداش کیفر ضروری است همانندی در انسان بودن است که با وجود نفس محقق می شود ولازم نیست بدن اخروی در همه اجزاء وصفات عین بدن دنیوی باشد، از این رو بدن اخروی مثل بدن دنیوی است اگرچه از نظر نفسانی،انسان محشور در قیامت عین انسان دنیوی است .پایبندی به مبانی حکمت متعالیه واستناد به دلایل نقلی از مشترکات این دو حکیم در تبیین بدن اخروی است ولی اعتماد بیشتر علامه به دلایل نقلی وحضور و تبعیت بدن ازنفس در عالم آخرت مطلبی است که دیدگاه علامه را از ملاصدرا متمایز می کند که در این پژوهش با توجه به آثار فلسفی و تفسیری این دوحکیم مورد تحلیل و نقد و ارزیابی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: بدن اخروی، بدن دنیوی، بدن مثالی، علامه طباطبایی، صدرالمتالهین
  • علیرضا جلالی صفحات 53-62
    درنوشتار حاضر، نخست به تاثیر شگفت آور ابن عربی بر صدر المتالهین اشارت رفته است، واینکه در ابداعی ترین موضوعات حکمی وعرفانی خود به سخن او استشهاد نموده است ، بررسی آثار عمده صدرالمتالهین ، مانند اسفار، مفاتیح الغیب، الشواهد الربوبیه،... ونیز نگاهی به فتوحات مکیه وفصوص الحکم ابن عربی، نشان می دهد که هر دو در حل مسائل پیچیده ، از کشف وشهود سخن گفته ومندرجات آثار خود را الهام غیبی وخود را مامور اظهارآنها برشمرده اند .ابن عربی در اغلب آثار خود، از یک سو مطابق با معیارها ومیزانهای منطقی متداول می اندیشد، اما از سوی دیگر کشف وشهود را اصیل ترین معیار ومحک آگاهی وشناخت می شمارد. صدرالمتالهین نیز براین باور است که برای دریافت الهامات غیبی، فرد می بایست افزون برداشتن سلامت فطرت، شرح صدر، تیز هوشی، سرعت فهم باذوق کشفی، مشمول عنایت الهی قرار گیرد و نوری از جانب خدواند تابیده شود تا اورا همچون چراغی، فروزان سازد.
    کلیدواژگان: کشف وشهود، عرفان، الهام غیبی، ابن عربی، صدرالمتالهین
  • زهرا اسکندری، مرتضی شاهرودی* صفحات 63-74
    پرداختن به نقش ذهن به عنوان قوه ای که نفس، از طریق آن به اکتساب علوم می پردازد. در داشتن تلقی صحیح از فرآیند ادراک، دارای اهمیت فراوانی است.در میان فلاسفه ی اسلامی ملاصدرا مراتب ادراک را، مراحلی می داند که نفس در جریان حرکت جوهری خود، با گذر از ساحت های حسی، خیالی و عقلی واجد آن ها می گردد. در این میان توجه به کارکردهای ذهن در هر کدام از ساحت های ادراکی از دیدگاه ملاصدرا قابل توجه است.در میان فلاسفه ی غربی معاصر نیز، ادموند هوسرل با مطرح کردن دو ساحت ادراک حسی و عقلی و توجه به نقش ذهن در هر کدام از این ساحت ها، نظریه ای متفاوت در این زمینه مطرح نموده است. بررسی دیدگاه های این دو فیلسوف، درباره ی ماهیت ادراک و چگونگی فاعلیت ذهن در به دست آوردن ادراک از اشیاء بیرون از خود، همچنین نشان دادن وجوه افتراق و اشتراک دو دیدگاه، موضوعی است که این مقاله به آن پرداخته است.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، هوسرل، ذهن، ادراک، پدیدار
  • سید محمدرضا حسینی* صفحات 75-84
    تهذیب نفس عبارت است از پاکیزه کردن، پاک نگه داشتن، تطهیر، پیراستن و آراستن برای رشد، تعالی و سعادت ابدی انسان؛ که مورد عنایت و توجه قرآن و روایات معصومین قرار دارد. گر چه طی کردن این مراتب به هدایت و ارشاد الهی مشروط بوده و شامل همه افراد نمی‏شود، بلکه تنها شامل آن‏ انسانی می‏شود که خواست خدا به آن تعلق گرفته باشد.
    ما در این این مقاله با در نظر گرفتن دیدگاه های مختلفی که پیرامون تهذیب نفس ارائه شده است، جایگاه، هدف و عوامل تهذیب نفس در نگاه و اندیشه ملاصدرا را مورد بررسی قرارداده و با نائل آمدن به این نتیجه که عوامل متعددی مانند : قرآن، انبیاء و راهنمایان، علم، عمل و عبادات، تاییدات الهی، در تهذیب نفس، نقش مهم به سزائی را ایفا می کنند، از جمله نافع ترین تمرین ها برای تهذیب نفس، عباداتی با هدف قطع توجه از غیر خدا به خداست؛ از این رو با تحقیق از آثار ایشان می توان دریافت، تهذیب نفس در نظر ملاصدرا، از اهداف غائی بوده و موجبات تقرب الی الله را فراهم می سازد.
    کلیدواژگان: اسلام، انسان، تهذیب، نفس، ملاصدرا
  • حسن رهبر*، علیرضا حسن پور صفحات 85-94
    تجربه ی زیسته و علم حضوری دو مفهوم بنیادی در نظام های فکری دیلتای و ملاصدرا هستند. این دو متفکر با تاکید بر بی واسطگی و خطاناپذیری علم حضوری و تجربه ی زیسته، سعی کردند کل بنای معرفت بشر را بر این دو مبتنی کنند. به علاوه، هم دیلتای و هم ملاصدرا، ادراک و فهمی را که بدین شیوه حاصل می شود، نه پذیرش صرف واقعیات بیرونی یا عملی منفعلانه، بلکه عملی فعالانه قلمداد می کنند. نکته ی دیگر این است که دیلتای قلمرو تجربه ی زیسته و فهم حاصل از آن را هم حالات درونی مدرک و هم حالات درونی دیگران به علاوه ی ظهورات و بروزات این حالات می داند؛ در حالی که علم حضوری در نزد ملاصدرا گستره ی محدودتری دارد و فقط نفس و قوا و حالات آن را در بر می گیرد. اما مشکلی که هم تجربه ی زیسته و هم علم حضوری با آن مواجه اند، شخصی بودن و در نتیجه نسبی بودن آنهاست. دیلتای می کوشد تا با توسل فرض اثبات نشده ی «اشتراک انسان ها در آگاهی» این مشکل غلبه کند؛ در حالی که ملاصدرا سعی می کند با توسل به تقسیم کار میان علم حصولی و حضوری از یک سو، و آفرینش انسان بر سرشت واحد و در نتیجه داشتن ابزار معرفتی یکسان، به این مساله فائق آید.
    کلیدواژگان: علم حضوری، تجربه ی زیسته، ادراک بی واسطه، دیلتای، ملاصدرا
  • رضا صفری کندسری* صفحات 95-107
    مساله ذهن و بدن یکی از مسائل اساسی فلسفه است. حامیان «دوگانه انگاری جوهری» معتقد هستند، نفس و بدن دو جوهر متمایز از هم هستند. مدافعان «نظریه اینهمانی ذهن و بدن»، نفس را که جوهری متمایز از بدن باشد، انکار می کنند و به جای اصطلاح «نفس»، «ذهن» به کار می برند و حالات ذهنی را حالات فیزیکی و مغزی می دانند. «کارکردگرایی» نظر خنثی در باب ذات ذهن دارد و به مادی یا غیر مادی بودن ذهن نمی پردازد بلکه ذهن را کارکرد می داند. از دیدگاه این گروه، حالات ذهنی، ویژگی های کارکردی هستند که بر اساس درون داد، برون داد و فرایندهای داخلی، نقشهای کارکردی را ایفا می کنند. از سوی دیگر، در فلسفه و کلامی اسلامی نیز به رابطه نفس و بدن پرداخته شده است. ابن سینا نفس را «جوهر مجرد» می داند و بیشتر متکلمان، نفس را «جسمانی» می دانند اما ملاصدرا نفس را مجرد صرف(نظریه ابن سینا) یا مادی صرف(نظریه متکلمان) نمی داند بلکه معتقد است نفس در ابتدا جسمانی است و سپس با فرایند حرکت جوهری، مجرد می شود. سوال اصلی این است که آیا می توان میان ملاصدرا و کارکردگرایی دیالوگی برقرار کرد؟ پاسخ ما آری است. زیرا ملاصدرا مانند حامیان کارکردگرایی در پی برون رفت از اشکالات دوگانه انگاری جوهری(دکارتی و سینوی) و نظریه های مادی انگارانه می باشد. همانگونه که کارکردگرایان به ذات ذهن نپرداخته اند و فقط ذهن را کارکرد می دانند و این کارکرد می تواند در موجودات مادی یا مجرد تحقق پیدا کند، ملاصدرا نیز، نفس را مادی صرف یا مجرد صرف ندانسته بلکه نفس، چه در مرتبه جسمانی و چه در مرتبه تجرد باشد، فعلیت است و با حرکت جوهری، فعلیتهای مختلف می شود و این فعلیتها با یکدیگر رابطه دارند و نفس مجموع فعلیتها است و کل این فعلیت ها، کمال نامیده می شود.
    کلیدواژگان: ذهن، کارکردگرایی، حالات ذهنی، درون داد، برون داد، نقش کارکردی، نفس، بدن، ملاصدرا، حرکت جوهری، فعلیت ها، کمال
  • مصطفی همدانی* صفحات 109-120
    مدل منبع معنا که توسط جناب آقای دکتر محسنیان راد در حوزه ارتباط شناسی تولید شده است، سال ها است که در دانشگاه های کشور مورد استفاده استادان و دانشجویان رشته ارتباطات و نیز مبنای نظری برخی پایان-نامه های تحصیلات تکمیلی در دیگر رشته ها است. سازه معناشناختی این مدل درباره «چیستی معنا» و «کجایی معنا» که با تاثر از نظریات دیوید برلو در معناشناسی و نیز نظریات روانشناسان ماده گرا شکل گرفته است، از منظر حکمت متعالیه دارای اشکالات فلسفی است. این نوشتار با رویکرد حکمت متعالیه و با نگاهی ضمنی به یافته های نوین علوم شناختی، به نقد این سازه به عنوان انگاره مورد ابتنای مدل مولف پرداخته است.
    این پژوهش با شیوه تحلیلی - اسنادی انجام شده است.
    نتایج این تحقیق که در راستای اسلامی سازی علوم انسانی در بخش ارتباط شناسی ارزیابی می شود، مبتنی بر نگاهی فلسفی به مسئله معنا است که با گذار از رهیافت فیلسوفان مشائی، ضمن پذیرفتن وجود معنا در درون انسان و نیز عدم انتقال معنا در فرایند ارتباط در رویکرد حکمت متعالیه، به نقد انگاره نوروسایکوفیزیولوژیک مولف در «وجود معنا به صورت ترکیبات پروتئینی در حوزه ای از مغز با نام هیپوکامپوس» انجامیده و اثبات نموده است این رهیافت ماده انگاری معنا با حکمت مشائیان یونانی سازگار است و در حکمت متعالیه، معنا در حیث تجردی وجود انسان جای دارد و در هیچ کجا از بخش های مادی مغز وی وجود ندارد. بنابراین به مولف محترم پیشنهاد نموده است دست کم این رهیافت فلسفی متعالیه را هم در کنار رهیافتهای فیزیولوژیستیک خود بگنجانند و به خوانندگان ارائه کنند.
    کلیدواژگان: سازه معناشناختی، مدل منبع معنا، نقد مدل منبع معنا، حکمت متعالیه، ارتباط شناسی
  • محمدحسین وفاییان*، احد فرامرز قراملکی صفحات 121-136
    مباحث نفس شناسی صدرالمتالهین از دو حیث محتوی و روش قابل بررسی و نقد است. نفس در هستی شناسی حکمت متعالیه، اگرچه با حدوث بدن پدید می آید، اما موجودی ذوشئون و چندتبار است که از عالم ماده تا تجرد عقلی در سیلان بوده و با بدن تحت تصرف خود متحد است. باور به نوآوری صدرالمتالهین در معرفی نفس و همچنین داوری صحیح میان دیدگاه وی با دیدگاه های رقیب، امری است که نیازمند کشف روش وی در تحلیل نفس می باشد. مساله این پژوهش، کشف روش صدرالمتالهین در شناخت مفهومی و وجودی نفس است و ره آورد آن که با تحلیل محتوای مباحث نفس شناسی ارائه شده از سوی صدرالمتالهین حاصل گردیده است، اثبات اتخاذ روش «مطالعات میان رشته ای» از سوی وی در مساله مذکور است. صدرا با التفات به چندتباری بودن نفس و لزوم «کثرت گرایی روشی» در بررسی این گونه مسائل، این روش را برگزیده است. اتخاذ چنین روشی، سبب ارائه فرادیدگاه خاص وی(حدوث جسمانی و بقاء روحانی نفس) در مبحث نفس شناسی حکمت متعالیه گردیده است.
    کلیدواژگان: صدرالمتالهین، نفس شناسی، روش پژوهش، مطالعات میان رشته ای
|
  • Mohammadreza Ershadinia* Pages 11-24
    Hakim Aqa-Ali Modarres has a salient innovativeness among transcendental wises. He inspires his innovative approach in challenging theory of physical resurrection from an anecdote which influenced his whole attitude and he uses transcendent rational rules to explain this anecdote for further use in proving physical resurrection. Uniting rational-philosophical fundamentals and anecdotal context is prevalent in transcendent wisdom. Sadr-al-Motaa’llihin first used this approach and manifested his expertise in elaborating and interpreting anecdotal context in both short or long philosophical works as well as interpretational works. Hakim Aqa-Ali Modarres by enjoying this legacy put a remarkable focus on a specific anecdote in order to explain modality of physical resurrection. His efforts in elaborating revelations are much valuable and also enlightening for researchers in this difficult field, whether his approaches match explicit intent of anecdote or not. Analyzing his understandings by rational criteria and critical analysis can lead to better way to comprehend religious texts.
    Keywords: Hakim Aqa-Ali Modarres, understanding, interpreting text, Bodily resurrection, elemental resurrection
  • Sayyed Mahdi Imamijome, Jamal Ahmadi* Pages 25-40
    Mulla Sadra has discussed about aesthetics in different sections in his writings. He introduces different criteria to recognize the beauty in different objects.The main question of this study is to find Mulla Sadra’s aesthetic criteria and to consider whether these criteria were superficial or were toward the content and inner side of the objects. To do so, with respect to the Mulla Sadra’s writings, we categorized aesthetic criteria into two category of criteria related to the form and those related to the content and then considered the relation between these two categories as well as their relation to the Mulla Sadra’a principle of wisdom. The result show that in Sadra’s view and according to the hierarchy of the being, the beauty of all being end in the absolute divine beauty and divine names are the cause of all beauty of the universe. The knowledge about these divine names can conduct human to the knowledge of the beauty of objects and as a result, all Mulla Sadra’s criteria related to the form and content refers to the divine names. In fact, beauty starts with divine names and reveals after passing the stages of gradation of existence and enters into the content first and then flows into the form and appearance of objects.
    Keywords: Transcendental Philosophy, Aesthetics, Art, Form, Content, Divine names
  • Sayyad Hasan Bathayi* Pages 41-52
    The quality of heavenly body is one of the significant issues within physical resurrection domain. The main question is that whether the resurrected body in hereafter is elemental or exemplar? And also does it differ with worldly and exemplar body? Based on intellectual concepts such as the originality of existence, questioning the existence, individuation of existence, essential motion, abstraction of imagination, Mollasadra has tried to illustrate the objectivity of both worldly and heavenly bodies; however, he was only successful to conclude that heavenly body is considered as exemplar, when it coexists with God's existence. On the other hand, Allameh Tabatabaee has based his arguments on some revelation reasons and intellectual foundations such and the rule of Al-mithl, the necessity of soul and body, compliance of corpse from soul, the originality of soul within mankind. He believes that what is considered as necessary in resurrection day for rewarding deeds, has some resemblances with humanity and is realized with the existence of soul. It's not necessary that heavenly body will be worldly in all its components and characteristics. Therefore, heavenly body is very similar to worldly body; however, from a soul point of view, the resurrected mankind in resurrection day is very much similar to worldly mankind. Adherence to the foundations of transcendental wisdom and citation of anecdotal evidences are among the similarities of these two wises in defining heavenly body. Although, Allameh Tabatabaee believes more in anecdotal evidences and the existence of soul and the adherence of body to the soul that makes him distinguished compared to Mollasadra. These two wises are compared, analyzed and criticized in this study on the grounds of their philosophical as well as interpretive works.
    Keywords: heavenly body, worldly body, exemplar body, Allameh Tabatabaee, Sadrolmoteallehin
  • Sayyed Morteza Hosaini Shahrudi*, Zahra Eskandari Pages 63-74
    The study of mind as a faculty of the soul, which we acquire knowledge through it, is important in gaining correct conception about the process of perception. Among Islamic philosophers Molla Sadra has a different opinion about soul and perception than his predecessors. Molla Sadra’s different view about the levels of perception consists in the stages the soul gains through substantial motion through sense, imagination and intellect. To focus on the functions of the mind is important to perception process in Molla Sadra. Among contemporary Western philosophers, Edmund Husserl was the first Philosopher that paid attention to the role of the mind. He is originator of theory of phenomenology in contemporary West. Husserl attended to the role of mind in perception process. He raised the sense and intellect perception and proposed different theories about mind and perception. This paper examines the philosopher's perspective about mind and perception.
    Keywords: Molla Sadra, Husserl, mind, perception, Phenomenon
  • Sayyed Mohammadreza Hosseini* Pages 75-84
    The purification of soul is defined as purifying and clearing of soul for the purpose of growth, felicity and happiness of man. This purpose is pivotal in the Quran, and in the traditions of the innocent Ahlalbayt. Of course, achieving this high goal depends on the leadership and the guidance of Allah and it does not include all human beings and only includes those people whom Allah intends to guide. In this paper, we consider all different views regarding the purification of soul and deal with its position in the teachings and notions of Mulla Sadra. We also consider different factors such as the Quran, the prophets, the teachers, knowledge, worship and Allah's favor which all are important. Of these, the most useful is the exercise of purifying soul through paying one's attention to the world and worldly matters. Following Mulla Sadra's views, one can attain the purification of soul which is one of the basic goals in approaching Allah.
    Keywords: Islam, human, purification, soul, Mulla Sadra
  • Hassan Rahbar*, Alireza Hassanpoor Pages 85-94
    The lived-experience, Erlebnis, and "knowledge by presence" are two key concepts in the philosophies of Dilthey and Mulla Sadra. Insisting on immediatedness and infallibility of lived experience and knowledge by presence, both philosophers have try to ground the whole of human knowledge in the two way of cognition. Moreover, they do treat the understanding achieved in this manner, not much mere reception of external facts, passive act, as an active act. The other point is that Dilthey believes that the scope of lived experience and the understanding derived from it, includes not just internal states of percipient but also internal states of the other people and manifestations of these states. However, knowledge by presence, for Mulla Sadra, has a more narrow extent; namely, it comprises only the percipient's soul and its faculties and states. Nevertheless, the problem that lived experience and knowledge by presence faced is subjectivity and relativity. Dilthey endeavor to overcome this difficulty through appeal to the unproven supposition of human congeniality in consciousness; while Mulla Sadra tries to cope with the problem in like manner, but basing on the principle of the unity of being.
    Keywords: knowledge by presence, lived-experience, immediate perception, Dilthey, Mulla Sadra
  • Reza Safari Kandsari* Pages 95-107
    The mind-body problem is one of the central problems of philosophy. "Functionalism" has Neutral view on the nature of the material or nonmaterial mind and view the mind as the function. From the point of this group, mental states are functional properties that via inputs, outputs, internal processes and other mental states play functional roles. On the other hand, Islamic philosophy and theology have been paid to the relation between soul and body. From Avicenna, the soul is "nonmaterial substance" and most theologians, consider the soul as "material substance". But Mulla sadra, deny the soul as mere nonmaterial (the theory of Avicenna) or mere material thing (The theory of theologians); but believes that the soul at first is material, so from the process of substantial movement, becomes nonmaterial. The main question is whether there can be a dialogue between Mulla Sadra and functionalism? Our answer is yes. Mulla Sadra such as the supporters of functionalism seek out exit from substance dualism (Descartes and Avicennan). As proponents of functionalism pay n’t to essence of mind, and know mind as functional role that realizes in material as well as nonmaterial beings, so Mulla Sadra doesn’t considers soul as mere material or mere nonmaterial thing. Soul, whether in material order or nonmaterial order, is actuality and with substantial movement become actuality and these actualities have relation with themselves and soul is set of them. The sum of these actualities called as perfection. Thus, functionalism, knows mind as "function", but Mull Sadra considers it as 'perfection'. However, there are differences between Mulla Sadra psychology and functionalism that had been reviewed in this paper.
    Keywords: mind, functionalism, mental states, input, output, functional role, soul, body, Mulla Sadra, substantial movement, actualities, perfection
  • Mostafa Hamedani* Pages 109-120
    Theory " Source meaning" by Mr. doctor "Mohsenian Rad" in the field of communication has, for years, used by professors and students at universities as well as the theoretical basis of thesis communications graduate in other disciplines. Some structures of meaning and where does this theory has philosophical problems and this article aims to review the structure is organized from the perspective of transcendental philosophy.
    The research and analytical way - the documents is done.
    The results, based on a philosophical approach to the problem means that the cash Psycho-physiological Nero author's idea of "being mean for protein synthesis in the brain called the hippocampus area" has led and prove in terms of abstraction of meaning in human existence, and in no place Where there are parts of his brain material. So the author has proposed at least respectable philosophical approach to the transcendent with Physio logistics approaches incorporate and offer to readers.
    Keywords: Semantic structure_meaning cash source theory_Mohsenian Rad_the material sense_there is a single meanings
  • Mohammad Hossein Vafaeian*, Ahad Faramarz Gharamaleki Pages 121-136
    The topics of Sadrolmoteallehin self-awareness can be investigated and criticized in two terms; content and method. In the ontology of transcendent wisdom, although the self emerges from the body origination, it is a multi-factorial creature and owner of dignity. This creature was flowing and changing from the material world to the intellectual abstraction. It has unity with its captured body. The objective of this research is to discover Sadrolmoteallehin methodology in introducing the self. The outcome of this study is to confirm the selection of interdisciplinary studies methodology by Sadrolmoteallehin in the above-mentioned issue. Given the multi-factorial nature of the self and the necessity of multi methodology in examining these kinds of issues, Sadra has adopted this method.
    The outcome of this study is to confirm the selection of interdisciplinary studies methodology by Sadrolmoteallehin in the above-mentioned issue. Given the multi-factorial nature of the self and the necessity of multi methodology in examining these kinds of issues, Sadra has adopted this method.