فهرست مطالب

  • پیاپی 33 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • اسماعیل علی اکبری، مجید اکبری*، معصومه انصاری، وحید بوستان احمدی صفحات 1-14
    سطح رقابت پذیری کشورهای جهان یکی از معیارهای مهمی است که بسیاری از متغیرهای اقتصاد خرد و کلان را در نظر می گیرد. این شاخص در راستای حفظ بقای هر کشوری، نقش مهمی را بازی می کند؛ در این راستا این نوشتار با هدف سنجش و تحلیل فضایی شاخص های رقابت پذیری (GCI) در منطقه غرب آسیا با تاکید بر کشور ایران انجام گرفته است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات برای بررسی شاخص های رقابت پذیری در قالب 12 مولفه اصلی و داده های مربوط به آن ها از گزارش (Report on GlobalCompetitiveness Index (GCI)) گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل های آنتروپی شانون، تاپسیس، مدل ضریب پراکندگی، روش خودهمبستگی فضایی موران جهانی (Moran's I) و از نرم افزار Arc Gis استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد کشورهای امارت متحده عربی، رژیم اشغالگر قدس و قطر با کسب بالاترین میزان امتیاز تاپسیس در رتبه های اول تا سوم قرار دارند و در این بین کشور ایران با میزان امتیاز تاپسیس51/0 در جایگاه هشتم و کشور یمن نیز با کمترین امتیاز در جایگاه آخر قرار گرفته است. یافته های دیگر با استفاده از مدل ضریب پراکندگی نشان داد در بین مولفه های دوازده گانه رقابت پذیری جهانی، بیشترین میزان نابرابری در مولفه کارایی بازار کار (742/0) و کمترین میزان نابرابری در مولفه های نهادها و آموزش عالی و تربیت نیروی انسانی (390/0) بوده است. همچنین شاخص موران در تمام مولفه های دوازده گانه رقابت پذیری کمتر از یک می باشد که نتیجه می گیریم الگوی توزیع مولفه ها در بین کشورهای منطقه غرب آسیا به صورت الگوی تصادفی (Random) و نشانگر بدون برنامه ریزی بودن توزیع فضایی شاخص های رقابت پذیری است.
    کلیدواژگان: الگوی فضایی، رقابت، رقابت پذیری، مجمع اقتصاد جهانی، ایران
  • مهدیه رضاقلی زاده*، مجید آقایی صفحات 15-28
    با توجه به نقش و اهمیت توسعه بخش مالی در کاهش نابرابری ها بر اساس تئوری های اقتصادی موجود و نظر به اهمیت توزیع درآمد و تقسیم عادلانه امکانات بین اقشار مختلف جامعه و رفع نابرابری در بین استان های مختلف کشور، پژوهش حاضر با تکیه بر مدل های پانل پویا و تخمین زن گشتاورهای تعمیم یافته (GMM)، رابطه میان توسعه مالی و توزیع درآمد در استان های ایران  طی دوره زمانی 94-1385 را مورد بررسی قرار می دهد. جامعه آماری این تحقیق، تمامی استان های کشور ایران می باشند که طبق شاخص وزارت صنعت، معدن و تجارت، به سه دسته استان های توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم شده اند. نتایج به دست آمده بیانگر پذیرش رابطه خطی و منفی بین توسعه مالی و نابرابری درآمدی در هر سه گروه از استان های مورد بررسی می باشد، می توان گفت توسعه نهادها و موسسات مالی در استان های کشور بر کاهش نابرابری درآمدی تاثیرگذار خواهد بود. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده، میزان تاثیرگذاری توسعه مالی بر کاهش نابرابری در استان ها، رابطه عکس با سطح توسعه یافتگی آن ها دارد، به گونه ای که این تاثیرگذاری در استان های توسعه نیافته بیشتر از دو گروه دیگر است. از سوی دیگر نتایج نشان می دهد که شواهد کافی جهت تابید وجود رابطه U معکوس بین توسعه مالی و نابرابری درآمدی در استان های ایران طی دوره زمانی مورد مطالعه وجود ندارد
    کلیدواژگان: توسعه مالی، توزیع درآمد، گشتاورهای تعمیم یافته (GMM)
  • علی عشقی چهاربرج*، حسین نظم فر، سعیده علوی صفحات 29-42
    ایجاد تعادل بین ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی فعالیت های جامعه انسانی، توسعه پایدار و یافتن راه و روش رسیدن به این تعادل، موضوع برنامه ریزی محیطی و هدف نهایی آن رسیدن به توسعه پایدار می باشد. دستیابی به توسعه پایدار، یکی از مباحث عمده کشورها به ویژه کشورهای درحال توسعه است. کشورهای درحال توسعه به منظور جبران عقب ماندگی ها، رهایی از فقر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره و برای رسیدن به توسعه ای متعادل و همه جانبه که بتواند به بهبود وضع زندگی همه مردم منجر شود، به شناخت صحیح پتانسیل ها، توان ها و محدودیت ها در تمامی زمینه ها و مناطق خود نیاز دارند.پژوهش حاضر با هدف سنجش توسعه پایدار استان های کشور ایران انجام شده است. روش تحقیق، ترکیبی از روش های توصیفی، اسنادی و تحلیلی با ماهیت توسعه ای_کاربردی است. جامعه آماری شامل 31 استان ایران بر مبنای آمارگیری سال 1390 می باشد. جهت ارزیابی از 4 مولفه نهادی، اقتصادی، محیطی و اجتماعی و 30 شاخص ترکیبی مثبت و منفی استفاده شده و جهت بیان اهمیت نسبی هریک از شاخص ها از مدل ANP استفاده شده است. مدل بکار گرفته شده برای تحلیل داده ها PROMETHEE V می باشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که استان اصفهان با Phi+(612/0)، Phi-(359/0) و Phi (253/0) در رتبه اول و استان سیستان و بلوچستان با Phi+(355/0)، Phi-(619/0) و Phi(264/0-) در رتبه آخر قرار دارد. در مجموع از کل استان های ایران به لحاظ شاخص های توسعه پایدار 8 استان در رتبه بالا (26 درصد)، 5 استان رتبه متوسط (16 درصد)، 10 استان رتبه پایین (32 درصد) و 8 استان در رتبه خیلی پایین (26 درصد) از توسعه قرار دارند.
    کلیدواژگان: توسعه پایدار، تحلیل شبکه، پرومته، ایران
  • علی مجنونی توتاخانه*، محمد ظاهری صفحات 43-54
    ریسک ادراکی روستائیان در برابر خشک سالی را می توان قضاوت ذهنی آنان در مورد درجه خطرآفرینی خشک سالی و تغییر رفتارهای غیر سازنده آنان دانست. خشک شدن دریاچه ارومیه به دلیل اثرات مخربی که بر جوامع روستایی دارد نیازمند شناخت رفتارها و واکنش های روستائیان است تا بتوان حساسیت آن ها را نسبت به خشک سالی برانگیخت. هدف این پژوهش بررسی نقش ادراک ریسک خشک سالی دریاچه ارومیه در تغییر رفتارهای روستائیان است. برای این منظور تلفیقی از رویکردهای روانشناسی فردی و اجتماعی بکار گرفته شد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده است. جهت تحلیل داده های از آزمون رگرسیون چند متغیره و برای بررسی مدل مفهومی و مدل تجربی از روش تحلیل مسیر استفاده شد. از مجموع 83 روستای واقع در فاصله 30 کیلومتری ساحل شرقی دریاچه ارومیه، با روش تصادفی سامانمند 43 روستا به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. روایی پرسشنامه توسط متخصصان تایید و پایایی پرسشنامه با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ 88/0 الی 90/0 به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که میزان ادراک ریسک، بالاتر از میانه (1>87/4>7 با میانه نظری 4) می باشد. نتایج حاصل از روش تحلیل مسیر بر روی متغیر وابسته رفتارهای عملی کاهش ریسک نشان داد متغیرهای انتخاب محصول کشاورزی مقاوم به خشک سالی، دانش و مهارت، درآمد، سن، طول مدت اقامت، شرکت در برنامه های آموزشی، نوسازی و بهسازی کانال های آبیاری بر رفتارهای عملی کاهش ریسک خشک سالی اثر مستقیم دارند. همچنین نتایج تحلیل مسیر بر روی متغیر وابسته قصد انجام رفتارهای کاهش ریسک در آینده نشان داد که متغیرهای کشت محصولات مقاوم به خشک سالی، خودکارآمدی، سن، سطح تحصیلات، اعتماد، تجربه قبلی ریسک و مسئولیت پذیری دارای اثر مثبت و متغیرهای تعصبات خوش بینانه، درآمد و سن متغیر ادراک ریسک اثر منفی داشته اند. همچنین در بررسی اثرات غیرمستقیم از طریق متغیر میانه ادراک ریسک، دو متغیر باورها و درآمد از طریق تاثیرگذاری بر روی متغیر کنترل پذیری بر روی متغیر قصد و نیت کاهش خطر ریسک خشک سالی اثرگذار است.
    کلیدواژگان: ریسک خشکسالی، رفتار روستائیان، دریاچه ارومیه
  • حمدالله سجاسی قیداری*، علی شهدادی، سید رضا حسینی، علی بیون، مهدی میزاده کوه شاهی صفحات 55-71

    رشد شتابان جمعیت و توسعه فیزیکی مناطق، همواره توزیع بهینه خدمات عمومی را با مشکل مواجه ساخته است. این امر منجر به عدم تعادل فضایی مناطق در گذر زمان شده است. هدف پژوهش حاضر «سنجش میزان توسعه یافتگی شهرستان های استان کرمان» در دو برهه زمانی کاملا متفاوت (1390 و 1394) می باشد. رویکرد حاکم بر این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است و ماهیت آن می تواند کاربردی باشد. بدین منظور داده های آماری موردنظر، از سازمان های مربوط اخذ و جهت سنجش داده ها از پرسشنامه ای در قالب نظرات خبرگان و صاحب نظران امر استفاده شده است. در این پژوهش شهرستان های استان بر اساس 48 مولفه در قالب هشت شاخص کلی (بهداشتی، آموزشی، فرهنگی، جمعیتی، اشتغال، زیربنایی، خدمات شهری و کشاورزی و دامداری) که با استفاده از مدل تصمیم گیری چندمعیاره تاپسیس صورت پذیرفت. جهت وزن دهی ترکیبی شاخص های پژوهش، از مدل های ویکور وAHPF استفاده شد. در نهایت جهت ترکیب مدل های فوق از روش ادغام استفاده گردید. همچنین مقایسه وضعیت شهرستان های استان کرمان از سال 1390 تا 1394 به لحاظ وضعیت توسعه یافتگی بیانگر آن است که تمامی شهرستان ها تغییرات محسوسی نداشته و در همان سطح باقی مانده است به جز شهرستان زرند که در سال 1390 که براساس وزن به دست آمده در دو مدل فازی برابر با (0.045) و ویکور (0.811) در سطح نامطلوب قرار داشته که در سال 1394 به رده نسبتا مطلوب و با وزن فازی (0.042) و وزن ویکور (0.799/) ارتقا یافته است. در انتها جهت از بین رفتن اختلاف رتبه ها در مدل های مذکور و با ترکیب روش های وزن دهی از مدل ادغام استفاده شده است. نتایج این مدل نشان می دهد: شهرستان های استان کرمان در سطوح مختلف برخورداری قرار گرفته اند. به طوری که شهرستان های کرمان، جیرفت و رفسنجان به ترتیب رتبه های اول تا سوم و بدون تغییر در هر دو دوره زمانی در سطح بالای برخورداری قرار گرفته و شهرستان های فهرج، نرماشیر، ریگان و قلعه گنج محروم ترین مناطق شناخته می شوند.

    کلیدواژگان: نابرابری فضایی، توسعه یافتگی، تعادل منطقه ای، استان کرمان، مدل ادغام
  • وحید ریاحی، حسن افراخته، شمسی صالح پور* صفحات 73-86
    الحاق روستاها به شهرها یکی از مهم ترین دغدغه های برنامه ریزان در دهه های اخیر است که تحت تاثیر مجموعه ای پیچیده از عوامل همانند نحوه تقسیمات کشوری و بعضا تصمیمات سیاسی قرار دارد. پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از پارادایم تفسیرگرایی به بررسی الحاق سکونتگاه های روستایی پیراشهری به شهر مبتنی بر چارچوب تقسیمات کشوری در کلانشهر ارومیه بپردازد. سکونتگاه های روستایی پیرامون کلانشهر ارومیه تا شعاع 7 کیلومتری، بر اساس مولفه ارتفاع به پنج طبقه تقسیم شده اند. 85/71 درصد از روستاها در گروه اول، 39/20 درصد در گروه دوم، 82/5 درصد در گروه سوم و 94/1 درصد در گروه چهارم جای گرفته اند. در گروه پنجم با ارتفاع 2201- 1924 متر، هیچ روستایی واقع نشده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق، کیفی است. در این راستا برای انجام عملیات تحقیق از مطالعه موردی استفاده شده است. مشارکت کنندگان پژوهش، متخصصان و کارشناسان سازمان های مرتبط در امور شهری و روستایی (اعم از شهرداری، استانداری، فرمانداری، سازمان جهاد کشاورزی، دهیاری و...) بوده اند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند استفاده شده است. روش نمونه گیری به صورت غیراحتمالی با تکیه بر روش گلوله برفی بوده است. تعداد افراد مصاحبه شونده یا حجم نمونه برابر 42 نفر (تا رسیدن به اشباع نظری) بوده است. داده های گردآوری شده با استفاده از تئوری زمینه ای به عنوان رویکردی از روش شناسی کیفی، تجزیه وتحلیل شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که نخست، الحاق سکونتگاه های روستایی به شهر، به عنوان فرآیندی پیچیده، چندبعدی و متناسب با شرایط مکانی و زمانی، تحت تاثیر مستقیم نظام تقسیمات سرزمینی متمرکز ایران عمل می کند. سپس تقسیمات سرزمینی متمرکز در قالب عواملی همچون ضعف تقسیمات کشوری، همجواری جغرافیایی، مدیریت ناکارآمد و نظام اقتصادی متمرکز بستر را برای مهاجرت به روستاهای حاشیه کلانشهر فراهم نموده و موجب الحاق روستاها به شهر ارومیه شده است. در نهایت، تضعیف بنیان های فعالیت و اقتصاد روستایی، تفرق مدیریت روستایی، شکل گیری فضاهای زیست غیررسمی و تغییرات سرمایه اجتماعی عمده ترین پیامدهای الحاق روستاها به شهر ارومیه است.
    کلیدواژگان: سکونتگاه روستایی، تقسیمات سرزمینی، الحاق روستا به شهر، روستاهای پیرامون کلان شهر، ارومیه
  • مقاله های برگرفته از پایان نامه
  • ناصر شفیعی ثابت*، نگین سادات میرواحدی صفحات 87-104

    تاکنون دو رویکرد «عقلایی گرایی فن محور» و «ارتباطی» در چارچوب و فرآیند برنامه ریزی توسعه مطرح بوده است که در نظام برنامه ریزی ایران استفاده از رویکرد عقلایی گرایی در فرآیند مذکور غلبه داشته است. این پژوهش با هدف واکاوی جایگاه برنامه ریزی روستایی و تاثیر آن بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی در ناحیه شهرستان های پاکدشت و ری به روش توصیفی تحلیلی بر روی 54 روستای نمونه از 124 روستای ناحیه موردمطالعه انجام شد. برای تعیین ارتباط بین متغیرها از روش مدل معادلات ساختاری و از نرم افزار آموس گرافیک استفاده شد. یافته های پژوهش ناکارآمد بودن رویکرد برنامه ریزی در ارتقای شاخص های توانمندسازی در توسعه پایدار روستایی را نشان می دهد؛ و اینکه اقدام موثری برای ارتقاء شاخص های فرآیند توانمندسازی روستاییان در راستای توسعه پایدار روستایی صورت نگرفته است. همچنین، بر اساس مدل ارتباطی استاندارد رویکرد فعلی برنامه ریزی از نظر ارتقاء شاخص های توانمندسازی روستاییان به منظور مشارکت آن ها در فرآیند توسعه پایدار روستایی بر مبنای شاخص نیکویی برازش حاصل شده؛ دارای برازش نامطلوب است بدین معنی که برنامه ریزی در وضع موجود نتوانسته احساس معنی دار بودن، اعتماد و اطمینان، شایستگی، خودباوری، خود تعیینی، شفاف سازی را در بین روستاییان ایجاد نماید و گیرندگان و بروز دهندگان «توانمندسازی نامولد» هنوز به شکل فزاینده ای غلبه دارند. درمجموع یافته های پژوهش حاضر زمینه لازم برای درک و فهم مشترکی از برنامه ریزی ارتباطی فراهم می-سازد. از جنبه های ادراکی و معرفتی نیز به دنبال آن است تا انسجام لازم در ترسیم خطوط اساسی انگاره نوین توسعه شکل بگیرد و به تعیین چهارچوب الگوی کار رویکرد نوین یاری رساند و بدین ترتیب پشتوانه های معرفتی و غنای لازم برای کمک به توسعه روستایی مناسب و پایدار از طریق برنامه ریزی و عملیاتی کردن پروژه های تولیدی و عمرانی با مشارکت روستاییان فراهم سازد.

    کلیدواژگان: توانمندسازی، رویکردهای برنامه ریزی، توسعه پایدار، برنامه ریزی ارتباطی
  • علی اکبر عنابستانی*، مهدی جوان شیری صفحات 105-124

    یکی از شاخص های موثر در شکل گیری احساس امنیت، سبک معماری روستایی می باشد. در سال های اخیر، مسکن روستایی در طی فرایندهای متاثر از عوامل و نیروهای درونی و بیرونی از تغییرات و دگرگونی های وسیعی برخوردار بوده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر سبک معماری مدرن بر احساس امنیت کالبدی سکونتگاه های روستایی در شهرستان بینالود، بر اساس رویکرد CPTED می باشد. پژوهش حاضر، از حیث هدف «کاربردی» و به لحاظ روش و ماهیت «توصیفی - تحلیلی» است. در این تحقیق برای ارزیابی احساس امنیت کالبدی روستاییان و سبک معماری مدرن، از ساکنان 8 روستای شهرستان بینالود پرسشگری شد که از مجموع 6497 خانوار در روستایی، حجم نمونه ای با فرمول کوکران با خطای 0.07 درصد، برابر 190 خانوار با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که شاخص کیفیت معابر در سطح روستاهای نمونه با میانگین 3.05 شرایط نامناسبی داشته و در ایجاد احساس امنیت روستاییان کمترین تاثیر را داشته است در مقابل شاخص پوشش گیاهی (با میانگین 3.35) از شرایط مطلوب تری برخوردار بوده و در ارتقاء احساس امنیت ساکنین تاثیر بیشتری داشته اند. همچنین تغییرات سبک معماری مدرن در روستاهای مورد مطالعه بر شاخص مقاومت مسکن با میانگین 3.14 بیشترین اثر را داشته و شاخص رعایت معماری ارگانیک با میانگین 2.89 کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به نتایج همبستگی پیرسون مشخص شد بین سبک معماری مدرن و احساس امنیت کالبدی رابطه معنی دار و مستقیم (337/0) وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می دهد شاخص پلان معماری با ضریب تاثیر 0.253 بیشترین میزان اثر مستقیم را بر احساس امنیت کالبدی دارد.

    کلیدواژگان: احساس امنیت، پلان معماری، معماری ارگانیک، سبک معماری مدرن، شهرستان بینالود
  • لیلا قاسم پور*، اسفندیار زبردست صفحات 125-135

    پیوندهای روستایی- شهری تمام روابط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تکنولوژیکی میان شهر و روستا را در بر می گیرد. نادیده گرفتن این روابط در برنامه ریزی های توسعه ای کشور، عدم توازن توسعه را در پی داشته است.. در رابطه با تبیین روابط شهر و روستا نظریات مختلفی از جمله روابط مرکز- پیرامون، قطب رشد مطرح شده است. در بیشتر این نظریات توسعه روستا منوط به توسعه شهر شده است. اما در دیدگاه شبکه منطقه ای بر خلاف سایر دیدگاه ها، روستاها نیز چون شهرها با توجه به پتانسیل خود نقش فعالی را در شبکه ای از ارتباطات منطقه ای در دستیابی به توسعه ایفا می نمایند. هدف این تحقیق تحلیل ساختارهای موثر بر پیوندهای روستایی-شهری بر اساس رویکرد شبکه منطقه ای در بخش انزل شهرستان ارومیه می باشد. از این رو پس از بررسی متون نظری و تجربی مرتبط شاخص های موثر در پیوندهای روستا- شهری استخراج و با استفاده از مدلF’ANP  (ترکیب  دو مدل تحلیل عاملی و تحلیل شبکه ای) وAHP (تحلیل سلسله مراتبی) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. تحلیل AHP با استفاده از ابزار پرسشنامه و نظرخواهی از کارشناسان و تحلیلF’ANP نیز بر اساس داده های موجود در پایگاه های اطلاعاتی صورت گرفت. بر اساس نتایج مدل F’ANP، میزان برخورداری از منابع آب با ضریب 157/0، انسجام اجتماعی  با ضریب 086/0 و نرخ مهاجرت با ضریب 086/0 و همچنین بر اساس نتایج مدل AHP نیز میزان برخورداری از منابع آب با ضریب 271/0، نرخ باسوادی با ضریب 093/0 و سطح فناوری مورد استفاده با ضریب 072/0 مهم ترین مولفه های موثر بر پیوندهای روستایی- شهری بر اساس رویکرد شبکه منطقه ای در منطقه مورد مطالعه می باشند.

    کلیدواژگان: پیوندهای روستایی- شهری، شبکه منطقه ای، مدل F'ANP، مدل AHP
  • صادق برزگر*، تقی حیدری، علی رضا انبارلو صفحات 137-152

    زیست پذیری فضاهای شهری و مکانیسم بازتولید آن تحت تاثیر نیروهای کلان و اقتضایی- محلی شکل می گیرند که وضعیت حاکم بر آن ها را رقم می زنند. به عبارتی همانند هر پدیده دیگر شهری، نیروهای موثر زیادی در پشت ناپایداری فضاهای شهری وجود دارد و مورد توجه قرار دادن این نیروها یکی از وظائف اصلی و محوری برنامه ریزان در قرن 21 است. در این میان حاشیه نشینی پدیده ای است که اگر چه معلول عوامل دیگری است، اما خود اغلب مسائل فوق را ایجاد و یا آن را تشدید می کند، لذا هدف این پژوهش درک مکانیزمهای موثر بر زیست پذیری محلات غیر رسمی شهر زنجان می باشد که به تولید و باز تولید شرایط حاکم منجر می گردند. در این راستا  تحقیق حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با بررسی های میدانی و توزیع ابزار پرسشنامه با انتخاب تعداد 382 نمونه آماری از محلات 7 گانه شهر زنجان، به انجام رسیده است. به منظور تحلیل  داده ها از نرم افزارهایSPSS  استفاده شده و برای سطح بندی محلات غیر رسمی شهر زنجان از تحلیل عاملی اکتشافی، و تکنیک های MCDM(Topsis-ANP) بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش، نشان می دهد که از بین ابعاد مختلف زیست پذیری محلات غیر رسمی، بعد کالبدی با ضریب معنی داری5.61 به میزان بیشتری وضعیت حاکم بر زیست پذیری محلات غیر رسمی شهر زنجان را رقم می زند. همچنین بعد اقتصادی با ضریب تاثیر 0.94؛ در رتبه دوم تاثیر زیست پذیری محلات غیر رسمی شهر زنجان داشته است. بعد زیست محیطی با ضریب تاثیر0.81و بعد اجتماعی باضریب تاثیر 0.41به ترتیب در رتبه سوم و چهارم تاثیر گذاری زیست پذیری و وضعیت حاکم بر آن را در محلات غیر رسمی تبیین می نماید.

    کلیدواژگان: زیست پذیری، شهر زنجان ‏، سکونتگاه های غیر رسمی
|
  • Majid Akbari *, Vahid Boostan Ahmadi Pages 1-14
    The level of competitiveness of the countries of the world is one of the important criteria that takes into account many variables of micro and macro economies. This indicator plays an important role in preserving the survival of any country. This study aims to measure and analyze the spatial distribution model of competitiveness indicators (GCIs) in the Region Western Asia with emphasis on the country of Iran. The type of research and its method is descriptive-analytical. The data collection tool was compiled to examine the spatial distribution of infrastructure indicators in the form of 12 major components and their data from the report (GCI). For analyzing information from models such as entropy model Shannon, Topsis multi-criteria decision making technique (TOPSIS), Dispersion coefficient model, Moran's I spatial correlation method, and ArcGis software. The results of this study indicate that the UAE, Israel and Qatar, ranked first to third with the highest points of the TOPSIS rating, while Iran with a rating of 0.51 in the eighth place and the country of Yemen With the lowest score it is in the last place. Other findings, using the dispersion coefficient (cv) model, showed that among the twelve components of global competitiveness, the highest levels of inequality in the labor market performance component (0.742) and the lowest level of inequality in the components of institutions and higher education and education Manpower (0.390). Also, Moran index in all twelve components of competitiveness is less than one. We conclude that the distribution pattern of components in West Asian countries is a random pattern and this is a random and unplanned indicator of spatial distribution Competitiveness.
    Keywords: spatial pattern, competition, competitiveness, World Economic Forum, Iran
  • Mahdieh Rezagholizadeh *, Majid Aghaei Pages 15-28
    Considering the importance of financial development in reducing inequality based on the economic literature , importance of income distribution and fair division of resource and facilities between various social groups and elimination of inequality in Iran’s provinces, this study investigates the relationship between financial development and income distribution in Iran’s provinces, based on the dynamic panel models and using Generalized Method of Moment(GMM) estimator in the time period of 2006 - 2015. The underlying provinces are divided into three groups as developed, less developed and undeveloped based on the index of Ministry of Industry, Mining and Trade. The results indicate that there is a negative and linear relationship between financial development and inequality in all groups of provinces, so it can be said that the higher level of financial development reduces inequality. It should be noted that the impact of financial development on reducing inequality in provinces has an inverse relationship with their development level so that this effect in undeveloped provinces is more than two other groups. On the other hand, results show that there are not enough evidences supporting the non-linear inverted U-shaped hypothesis between financial development and inequality in Iran’s provinces in the period of study.
    Keywords: Financial development, income distribution, generalized method of moment(GMM)
  • Saideh Alavi Pages 29-42
    Create a balance between social, Environmental and economic activities of human society, Sustainable development and find ways and means to achieve this balance, the theme environmental planning and its ultimate goal Achieve sustainable development. Achieving sustainable development, one of the main issues countries, especially developing countries. Today, sustainable development, one of the main issues countries, especially developing countries. Developing countries to catch up on, freedom from poverty, political, economic, cultural, etc. And to achieve all-round development of temperature and that can improve the lives of all people lead, In recognition of the potential power and limitations in all areas and regions need. Therefore, this study Iran is conducted in order to measure sustainable development. He study, a combination of descriptive and analytical by nature practical development. The population consisted of 31 provinces of Iran is based on the 2012 census. 4 factors to assess the institutional, economic, environmental and social and 30 indicators used a combination of positive and negative ANP model to express the relative importance of each indicator is used. PROMETHEE V model used to analyze the data is taken. The results showed that Isfahan Province Phi + (0.612), Phi- (0.359) and Phi (0.253) in the first place and Sistan and Baluchistan Phi + (0.355), Phi- (0.619) and Phi (-0.264) is in last place.Create a balance between social, Environmental and economic activities of human society, Sustainable development and find ways and means to achieve this balance, the theme environmental planning and its ultimate goal Achieve sustainable development. Achieving sustainable development, one of the main issues countries, especially developing countries. Today, sustainable development, one of the main issues countries, especially developing countries.
    Keywords: Sustainable Development, network analysis, Prometheus, Iran
  • Ali Majnouni, Toutakhane *, Mohammad Zaheri Pages 43-54
    The perceived risk of villagers against drought can be seen in their mental judgment regarding the degree of drought risk and the change in their unconstructive behaviors. Due to the devastating effects on rural communities, drying of Lake Urmia requires understanding of the behaviors and reactions of villagers in order to increase their susceptibility to drought. The purpose of this study was to investigate the role of drought risk perception of Urmia Lake in changing the behavior of villagers. For this purpose, a combination of personal and social psychology was used. The research method was descriptive-analytic. For analyzing the conceptual model and the experimental model, the path analysis method was used. From 83 villages located 30 km from the east coast of Lake Urmia, random sampling method was used to select 43 villages as sample size. The validity of the questionnaire was confirmed by experts and the reliability of the questionnaire was 0.88-0.95 using Cronbach's alpha formula. The findings of the study showed that the level of risk perception was higher than the median with a theoretical mean (7> 4.87>1). The results of the path analysis method on the dependent variable of practical risk reduction behaviors showed that varieties of drought-resistant agricultural product selection, knowledge and skills, income, age, length of stay, participation in training programs, renovation and improvement of irrigation canals on behaviors Drastic risk reduction measures have a direct effect. Also, the results of path analysis on the dependent variable of intention to reduce risk behaviors in the future showed that drought-tolerant crop varieties, self-efficacy, age, education level, trust, previous experience of risk and accountability had positive effect and variables of optimistic bias, income and age The variables of risk perception have had a negative effect. Also, in the study of indirect effects through the medium of risk perception, two variables of beliefs and income are influenced by influencing the variable on the intention and intention of reducing the risk of drought risk.
    Keywords: Drought risk, villagers&#039, behavior, Urmia Lake
  • Ali Shahdadi, Mahdi Mirzade, Seyedreza Hosseini Kahnooj, Ali Biyon Pages 55-71

    The rapid growth of the population and the city of cities has always caused the optimal distribution of urban public services to be disrupted. This has led to spatial imbalances of the regions over time. Accordingly, the purpose of this study was to "study and analyze the extent of development and spatial inequality in Kerman province" in two completely different time periods (2011 and 2015). This research has a descriptive-analytical nature. For data collection from documentary and field studies, for analyzing raw data and zoning of Kerman province, multivariate decision making and GIS software in the form of a model Merge was used. In this research, the province's cities were based on 48 components in the form of eight general indicators (health, educational, cultural, demographic, employment, infrastructure, urban services, agriculture and livestock), which was carried out using the multi-criteria decision making model of Topsis. To measure the combined weight of the research indicators, we used the VIKOR and AHPF models. Finally, the integration method was used to combine the above models. The findings of the survey on the status of Kerman province in terms of the extent of development and spatial inequality indicate the lack of distribution and equality of cities. As the city of Kerman has reached the highest level of development with the desired level, the cities of Rafsanjan and Jiroft are relatively favorable and the Bam and Sirjan cities are in the middle position and other cities are at an unfavorable level.; Development indicators in the province of Kerman province are not favorable. Also, the comparison of the situation in Kerman province from 2011 to 2015 in terms of developmental status shows that all the cities have no significant changes and remain at the same level except for the city of Zarand, which is in the unfavorable level in 2011, in 2015, it has been promoted to a rather desirable position.

    Keywords: Spatial Inequality, Development, Regional Balance, Kerman Province, Integration Model
  • Vahid Riahi, Hassan Afrakhteh, Shamsi Salehpour * Pages 73-86
    Recently, annexation of villages to cities is one of the most important reasons for planners , which is influenced by complex sets of various factors, such as Political division and sometimes political decisions. Aim of these research is examination annexation of rural settlements of Periphery to cities on the base of the interpretative paradigm is based on framework of Political divisions in the Urmia metropolis area. Rural settlements around Urmia metropolis up to 7 km radius are divided into five categories based on the Height variable. 71.85% of the villages on the first group, 20.39% on the second group, 5.82% on the third group and 1.94 percent on the fourth group. On the fifth group with a height of 2201-1924 m, no villages are located. This study is practical and is based on Qualitative method. In this regard, a case study is used for operations research. Research Participants, 42 professionals and experts from related organizations in rural and urban affairs (including municipality, Agricultural - Jihad Organization, Governor General of Western Azerbaijan Province, and Governor and etc.). Data collection method has been using deep and semi-structured interviews. The sampling method was also snowball sampling. Finally, the collected data are analyzed using the Grounded theory as a qualitative approach. The results of the research showed that first, annexation of rural settlements to the City, as a complex process, Multidimensional and in accordance with spatial and temporal conditions, under the direct influence of the centralized territorial division system of Iran. centralized territorial division. Then focussed territorial divisions, in the form of factors such as Weaknesses in Political divisions, Geographical proximity, inefficient management centralized economic system and ultimately, causes migration to the villages around the metropolis, and has led to the annexation of villages to Urmia. Ultimately, the weakening of the foundations of rural activity and economy, scattering of rural management, the formation of informal living spaces, and social capital changes are the main consequences of the annexation of villages to the city of Urmia.
    Keywords: Rural Settlement, Territorial Divisions, The annexation of village to city, Villages around Metropolis, Urmia
  • Neginsadat Mirvahedi Pages 87-104

    The two approaches of instrumental rationalism and collaborative have so far been addressed in the framework and process of development planning which in Iran's planning system has overcome the instrumental rationalism approach in the planning process. The purpose of this study is to investigate the rural planning status and its impacts on the sustainable development of rural settlements in Pakdasht and Rye districts by descriptive-analytic method on 54 villages from 124 villages of the studied area. To determine the relationship between the variables, the model of equations of Structure and the graphic AMOS software were used. The results of Pearson test showed that according to the governing approach of the planning system and the characteristics of the villages, none of the rural empowerment indices have been effective in promoting these indicators in the process of sustainable rural development. Also, based on the standard communication model (path analysis), the current planning approach to improve the rural empowerment indices in the sustainable rural development process based on the goodness fit index is undesirable. In fact, planning in the present situation has failed to create meaningful sense, trust, competence, self-esteem, self-determination and transparency among villagers and the "Unproductive Empowerment" is still increasingly overcoming. Overall, the findings of the present study provide the necessary base for joint understanding of Collaborative planning. From the perceptual and epistemic points of view, it also seeks to coherence in the design of the basic lines of the modern notion of development and to help determine the framework of the work pattern of the new approach. In this way, provide the epistemic and riches are needed to help develop a sustainable rural development through the planning and operation of village development projects.

    Keywords: Empowerment, Planning Approaches, Sustainable Development, Collaborative Planning
  • Mahdi Javanshiri Pages 105-124

    One of the effective indicators in shaping the sense of security is the style of rural architecture. In recent years, rural housing has undergone many changes through processes influenced by internal and external forces. The aim of this study was to investigate the effect of modern architectural style on the physical security of rural settlements in Binalood, based on the CPTED approach. The present research is aimed at "applied" and in terms of the method and nature of "descriptive-analytical". In this research to assess the physical security of villagers and the style of modern architecture of Residents 8 villages in Binalood city were questioned. Out of a total of 6497 households in rural areas, a sample size of Cochran formula with a 0.07% error, was selected for 190 households by stratified random sampling. The results of the study showed that the road quality index in the sample villages had an unfavorable condition with an average of 3.05 and has had the least impact on creating the sense of security of the villagers. In contrast, vegetation index (with a mean of 3.35) was more favorable and have had a greater impact on the sense of security of the inhabitants. Also, changes in the style of modern architecture in the studied villages on the resistance index of housing with a mean of 3.14 had the highest effect and the index of organic architecture compliance with an average of 2.89 was considered less. According to Pearson's correlation results, there is a significant and direct relation (0.337) between modern architectural style and physical security sensation. The results of path analysis indicate that the architectural design index with the coefficient of influence of 0.253 has the highest direct effect on the physical safety feel.

    Keywords: Sense of security, architectural plan, organic architecture, Modern architectural style, Binaloud County
  • Leyla Ghasempour *, Esfandiar Zebardast Pages 125-135

    Rural-urban linkages include all economic, social, cultural and technological relations between urban and rural areas. Disregarding these relations in the developmental plans of the region has led to imbalance. In the context of explaining the relations between the urban and the rural, various views have been raised, including the center-periphery relations, the growth pole. In most of these theories, the development of the rural areas are under reign of urban centers. However, in the regional network approach, unlike other perspectives, rural areas, like urban areas, play an active role according to their potential in regional network. The purpose of this research is to analyze the structures affecting rural-urban links based on the regional network approach in Azal region of urmia. Therefore, after reviewing the theoretical and empirical literature, the effective indicators were extracted using the F'ANP, the combination of the two-dimensional factor analysis and analysis of the network, and AHP models, the analysis of the hierarchy. AHP analysis was performed based on questionnaire tool and expert opinions and F'ANP analysis based on data in databases. According to the results of F'ANP model, the amount of water resources with coefficient of 0.157, social cohesion with coefficient of 0.086 and migration rate with coefficient of 0.086 and also based on the results of AHP model, the amount of water resources with coefficient of 0/271, literacy rate with coefficient of 0.93 and the level of technology with coefficient of 0.072 are the most important factors among others affecting rural-urban links with regional network approach.

    Keywords: rural-urban linkages, regional network, F'ANP model, AHP model
  • Sadegh Barzegar *, Taghi Heydari, Alireza Anbarloo Pages 137-152

    Livability of urban spaces and their reproduction mechanism, form under the impact of huge occasional - local forces which creates the state that rules the situation. In other words, like every other phenomenon, there are so many superior forces behind the impermanence of urban zones and paying attention to these forces is a main and pivoted duty for the planners of the 21st century. Because for making decisions about urban areas which have problems, we need to move according to those forces and because there's a relationship between the communication of internal and external factors in advancement of problems and the recognition of forces which cause problems and issues. Among these issues, although living in outskirts cause other issues, but it still cause such problems or intensifies them. So the purpose of this study is to comprehend mechanisms which influence livability of unofficial zones of zanjan city which leads to production and reproduction of the current situation. This study is conducted with a descriptive - analytic approach which uses field study questionnaire for 328 statistical samples in the unofficial zones of zanjan city. The results of the current study shows that among different aspects of livability of unofficial zones, the somatic aspect with a coefficient of 5.61 has the most influence on creating the current situation of livability of the unofficial zones of zanjan city. Also, the economic aspect with a coefficient of 0.99, has the second place for creating the mentioned situation. Biological aspect with a 0.81 and social aspect with a 0.41 coefficient are in third and fourth place.

    Keywords: unofficial habitations, livability, Zanjan city