فهرست مطالب

مرمت و معماری ایران - پیاپی 19 (پاییز 1398)
  • پیاپی 19 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مفهوم یابی کیفی واژه «نور» از متن قرآن کریم و معادل سازی آن در کالبد فضای عبادی
    فرزاد حیدری، محمد علی آبادی*، حسین کلانتری صفحه 1

    تجلی متافیزیک نور بر فیزیک بنا، آن را اصلی ترین محور زیبایی شناسی معماری اسلامی در عرفان و معنا قرار داده است. نور در معماری سنتی و در فرهنگ اسلامی نمادی از خداوند و وحدت الهی است به همین خاطر جایگاهی خاص در معماری فضاها به خصوص فضاهای مذهبی مانند مساجد دارد.  امروزه در مساجد معاصر کمتر به مقوله نور به عنوان یک عنصر هویت بخش توجه شده است. هدف از نگارش این مقاله شناسایی خصوصیات کیفی نور (طبیعی) بر اساس متون قرآنی در راستای تحقق پذیری فضای معنوی می باشد. قرآن به دلیل جامعیت خود نقش محوری را در رابطه با علم و دین دارد.لذا با ملحوظ نگه داشتن ظاهر و باطن قرآن و تدبر در آن می توان به لایه های دورنی مفاهیم قرآنی رسوخ کرد و در دانش امروزی از این مفاهیم بهره برد. واژه «نور» یکی از واژه های مهم قرآن است و کاربردهای مختلف آن در آیات قرآنی، شبکه شعاعی گسترده ای را تشکیل می دهد. در راستای تحقق این امر، تحقیق حاضر از دو بخش تشکیل یافته است؛ بخش اول مفهوم یابی کیفی برای واژه نور از آیات قرآنی است که به روش تحلیل محتوا با رویکرد استنباطی-اجتهادی صورت گرفته که نتیجه آن استخراج مولفه های کیفی«اصل آیتی»، «اصل هدایت»، «اصل عدالت» و «اصل تعالی» می باشد. بخش دوم مربوط به معادلسازی این مفاهیم در کالبد فضای عبادی است که در این قسمت از روش های پیمایشی(زمینه یابی) و همبستگی استفاده شده است که نتیجه این بخش از تحقیق این است که، هریک از این مفاهیم با نمودهای عینی، قابل نیل در کالبد مسجد می باشند. بدیهی است که با حضور کیفی نور(طبیعی) در فضای عبادی، مفاهیم عینی و ذهنی در فضا بوجود آمده و باعث حس معنویت (سیر از ظاهر به باطن) توسط مخاطب و در نهایت افزایش تعلق به مکان مقدس را منجرخواهد شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که کاربر فضای عبادی تجلی مفاهیم مذکور در فضای عبادی را به شرط رعایت الگوهای مشخص شده در تحقیق حاضر، آشکارا درک می نماید.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، تدبر، نور کیفی، فضای عبادی، معنویت
  • تدوین چارچوب مفهومی «باستان شناسی باغ»؛ کارکردها، روش ها و چالش ها
    علی اسدپور* صفحه 2

    باغ دارای ظرفیت بازنمایی اجتماعی، زیباشناختی و هنری بوده و ترکیبی از عناصر ایستا و پویا است که حفاظت و احیای آن با چالش های نظری، عملی و تکنیکی همراه است. «باستان شناسی باغ» به مثابه حرفه ای زیر مجموعه فعالیت های باستان شناسی تلقی می شود که پس از جنگ جهانی دوم و بویژه در چند دهه اخیر مرکز توجه پروژه های احیای باغ های تاریخی در کشورهای توسعه یافته بوده است با این حال در سطح ملی و تا حدی بین المللی موضوع باستان شناسی باغ مرکز توجه جدی متخصصان مرمت و معماری منظر نبوده است و در منشورهای جهانی و پروژه های مرمتی داخلی جایگاه شایسته خود را نیافته است. پرسش های کلیدی این نوشتار به شناخت جریان های تاریخی باستان شناسی باغ و تبیین افق های آینده آن، ب) گونه شناسی روش ها و تکنیک ها، ج) بازشناسی کارکردها و چالش های متعاقب آن معطوف هستند و هدف آن در نهایت تدوین چارچوبی مفهومی از آن در تجربه احیای باغ های تاریخی و مقدمه ای بر کاربست آن در باغ ایرانی است. بدین منظور از روش استدلال منطقی مبتنی بر تحلیل، طبقه بندی و نقد داده های مکتوب و کتابخانه ای بهره برده و در رویکردی استنتاجی به نتایج منتهی خواهد شد. مدل مفهومی حاصل در 3 وجه شامل «کارکرد»، «روش» و «چالش» تدوین شده و نتایج نشان دهنده حرکت از روش های مخرب در کاوش به سمت تکنیک های غیر مخرب (سنجش از دور، عکس برداری هوایی و مساحی ژئوفیزیکی) است. کارکردهای باستان شناسی باغ نیز تنوعی از «احیا» تا  «تفسیر» را در بردارند و نشان دهنده توجه به موضوعات «مردم شناسی» و مباحث میان رشته ای است. چالش «اصالت یابی»، «تاریخ گذاری»، «تفسیر داده ها» و «تخصص گرایی» نیز در این زمینه قابل طرح هستند که ناشی از «روش های کاوش» و «رشته های درگیر» می باشد. در نهایت پیشنهاداتی برای استفاده از باستان شناسی باغ در کشور مبتنی بر چالش ها و فرصت ها پیشنهاد شده است.

    کلیدواژگان: باغ تاریخی، باستان گیاه شناسی، مرمت باغ، مدل سازی
  • پژوهشی بر تزیینات هندسی محراب های گچ بری قرن ششم تا اواسط قرن هشتم هجری در ایران
    احمد صالحی، بهاره تقوی نژاد* صفحه 3

    تزیینات هندسی از جمله تزیینات پرکاربرد در هنر اسلامی است که به تنهایی و گاه در تلفیق با سایر نقوش یا کتیبه ها استفاده شده است. محراب های گچ بری قرن ششم تا اواسط قرن هشتم هجری مقارن با عصر سلجوقی و ایلخانی نیز، از جمله آثاری هستند که علاوه بر تزیینات متنوع گیاهی و انواع کتیبه ها، با تزیینات هندسی متنوع و زیبایی آراسته شده اند. این پژوهش با هدف معرفی و مقایسه انواع تزیینات هندسی به کار رفته در محراب های گچ بری قرون مذکور؛ از حیث تنوع، تداوم یا تکرار آن ها و محل کاربردشان در بخش های مختلف محراب ها شکل گرفته است. در راستای دستیابی به این هدف، پرسش اصلی این پژوهش چنین است: تزیینات هندسی موجود در محراب های گچ بری قرن ششم تا اواسط هشتم هجری کدام است و چه شباهت ها و تفاوت هایی در این گروه از تزیینات به لحاظ؛ نوع نقوش و محل کاربرد آن ها در اجزاء مختلف محراب های عصر سلجوقی و ایلخانی وجود دارد؟ روش یافته اندوزی بر اساس پژوهشی میدانی (عکاسی - طرح خطی1 تصاویر) و با استناد به منابع مکتوب انجام شده که به روش تاریخی- تطبیقی، به تحلیل داده های بدست آمده از نمونه های مطالعاتی می پردازد. نتایج حاصله، که از بررسی 40 محراب گچ بری تاریخ دار یا منسوب به قرن ششم تا اواسط قرن هشتم هجری (دارای تزیینات هندسی) به دست آمده، حاکی از آن است که؛ در هر دو دوره، بیشترین درصد را،گره هایی برپایه عدد مبنای2 شش از قبیل؛ گره های «شش و شمسه»، «شش و سه پری گردان» و... به خود اختصاص داده که غالبا، در نیم ستون ها و دیوارهای روبرو یا جانبی محراب های گچ بری قرار دارد. استفاده از طرح های هندسی3؛ زیگزاگی، زنجیرمانند و حصیری نیز به دفعات، در حاشیه های باریک تکرار شده است. اما از جمله بارزترین تفاوت های موجود در تزیینات هندسی محراب های دوره ایلخانی می توان به؛ کاربرد بیشتر گره ها به لحاظ کمیت، تلفیق نقش مایه های گره با نقوش (گل، برگ) و شکل های هندسی ساده و استفاده از طرح های هندسی پرکارتر و متنوع تر در حاشیه های باریک، اشاره نمود.

    کلیدواژگان: اوایل قرن ششم تا اواسط قرن هشتم هجری، محراب های گچ بری، اجزاء محراب، تزیینات هندسی
  • شکل گیری شاخصه های معماری شهری دوره هخامنشی در دهانه غلامان
    حسن علی عرب*، ستار خالدیان صفحه 4

    دهانه غلامان محوطه ای هخامنشی واقع در سیستان (زرنگ دوره هخامنشی) در ابتدای این دوره بدون هیچ گونه پیشینه استقراری ایجاد شده و پس از 150 سال متروک میگردد. این محوطه با انتقال آب از یکی از شعبه های هیرمند مشروب میگردد و با وجود زمینهای مساعد کشاورزی و نیز محیط نیزارهای اطراف هامون تغذیه میگردد. سازه های معماری این محوطه با توجه به شرایط بومی با استفاده از مصالح بوم زاد، خشت، ساخته شده و پراکندگی سازه ها در این محوطه نیز همچنان که با قابلیتهای طبیعی سازش یافته، از الگو و سبک ایرانی مبتنی بر بافت اجتماعی و کاست هند و اروپایی پیروی کرده و باعث ایجاد چند بلوک (محله) شهری متفاوت گردیده است. الگویی که با استقبال جوامع شهری در خاور نزدیک در دوره های تاریخی اشکانی و ساسانی نیز همچنان ادامه می یابد. همچنین مدلی که عامل شکل گیری بافت شهری، در شهر های سلطنتی دوره هخامنشی اتفاق افتاده با سبک و سیاقی متفاوت در این محوطه دیده می شود. هر چند شکل گیری این شهر متاثر از نفوذ نخبگان دوره هخامنشی در منطقه سیستان بود، ولی متروک شدن آن به دلیل عدم شکل گیری هویت شهری یا شهریگری نزد ساکنینش اتفاق افتاد. هرچند بر اساس انباشت حافظه معماری بومی در این محوطه، این فرض پایه گذاری می شود که از اواخر عصر مفرغ و پایان کار شهر سوخته تا دوره هخامنشی، علی رغم بدست نیامدن آثار و شواهد باستان شناختی، استقرار هایی در این منطقه وجود داشته است

    کلیدواژگان: شهر هخامنشی، دهانه غلامان، ساخت شهری، بافت شهری، شهریگری، سیستان
  • ربع رشیدی و تاملی بر طرح های باز آفرینی و مطالعات پیرامونی معاصر
    جواد شکاری *، محمود طاووسی، فرهاد فخاری صفحه 5

    مطالعات میدانی در سایت ربع رشیدی تبریز تناقضاتی را آشکار کرده و نظرات ارایه شده را با چالش جدی مواجه ساخت؛ که یکی عدم انطباق اطلاعات نقشه های جغرافیایی موجود و چاپ شده، با مکان مورد بحث بود. نکته دوم: عدم انطباق طرح های باز آفرینی ارایه شده در مکان موجود فعلی با واقعیت، مقیاس و اصل اوصاف ربع رشیدی در وقفنامه و سوانح الافکار و سایر اسناد و مدارک تاریخی می باشد. مطالعات و بررسی های پژوهش حاضر نتایج مطالعات قبلی را مورد تردید جدی قرار داده و چندین سئوال ایجاد کرد: آیا مکان محصور فعلی موسوم به قلعه رشیدی همان اصل ربع رشیدی است یا بخشی از آن مجموعه بزرگ بوده است؟ فرضیه اول پژوهش: ربع رشیدی موصوف در وقفنامه با وسعت بسیارش، نمی تواند در مکان محصور و محدود چند هکتاری فعلی بگنجد. برج بزرگ جنوب  قلعه که  قبلا رصد خانه فرض شده بود ؛ بر خلاف معمول ،چرا در پایین ترین قسمت ساخته شده است ؟ فرضیه دوم: برج رصدخانه معمولا در بالاترین سطح محدوده ساخته می شود؛ لذا برج مذکور کاربری رصدخانه نداشته فقط دفاعی بود. نتایج پژوهش  مشخص نمود که مکان موجود فعلی قلعه رشیدی بر خلاف تصور قبلی نمی تواند کل ربع رشیدی باشد، بلکه جزئی از رشید آباد است. نقشه های تاریخی و اسناد و روایت های مردم محل، این مکان را به عنوان قلعه رشیدی معرفی می کنند. پژوهش حاضر طرح کامل برج و باروی قلعه دستکاری شده در عصر صفوی، به دست آورده و طرح سه بعدی آن را نیز باز آفرینی نمود. کلیات اصیل طرح روضه ربع رشیدی و فضاهای معماری نیز با مراجعه به متن وقفنامه استخراج به صورت جدول و نمودار، تبدیل شده و با استفاده از آن ها نقشه روضه بر اساس یک مقیاس حدودی نزدیک به واقع، ترسیم گردید. تحقیقات میدانی نشان داد که در سطح زمین، آثار چندانی از ربع رشیدی موصوف وقفنامه، باقی نمانده است. هدف از انتشار نتایج تحقیق، بیان واقعیت ها و حقایق ربع رشیدی، به عنوان یکی از مهم ترین اثر علمی و آکادمیک ایران در قرن هشتم است که بر اساس نقد اصولی و شناسایی مستند انجام شده است.

    کلیدواژگان: وقفنامه ربع رشیدی، دژ رشید آباد، نقشه سرهنگ قره جه داغی، تناقضات طرح ویلبر، شهرستان رشیدی
  • تاریخ ذهنیت عامه در معماری ایران: موضوعات، روشها و منابع
    مهدی سلطانی*، هادی ندیمی صفحه 6

    وجوه مختلف معماری عامه‌ ی مردم، در تاریخ معماری ایران کمتر شناخته شده است. مردم عادی در بخش مهمی از آثار معماری زندگی می‌کردند و نسبت به آن آثار ذهنیتی داشتند. آنها همچنین نسبت به پیشه‌ی معماری، روند طراحی و ساخت، معمار و حامیان و بانیان آثار معماری، باورهای مختلفی داشتند. با توجه مورخان به ذهنیت مردم گذشته نسبت به پدیده‌های مختلف زندگی شان، رویکرد تاریخ ذهنیت به عنوان یکی از شاخه های تاریخ فرهنگی در تاریخ‌ نگاری مطرح شد و با گذشت زمان توسعه یافت. می‌توان از این رویکرد تاریخ‌ نگاری در مطالعات معماری ایران و برای شناخت ذهنیت مردم عادی نسبت به معانی مختلف معماری در گذشته بهره برد. این رویکرد به جای توجه به کالبد معماری خواص و همچنین اندیشه‌های رسمی، تصورات و دیدگاه‌ های جمعی و روزمره‌ ی مردم عادی نسبت به معماری را مطالعه می‌‌کند. این رویکرد از روش های مختلف میان رشته‌ ای رایج در علوم انسانی بهره می‌گیرد و آدابی خاص خود دارد. موضوعات و مصادیق تاریخ ذهنیت در معماری ایران متنوع‌ اند. موضوعاتی چون ذهنیت مردم نسبت به معماری خصوصی، نگاه آنها به معماری اسطوره‌ ای و تصور آنها از مفهوم آبادانی در حیطه‌ی موضوعی این رویکرداند. این رویکرد با نگاه خاص خود، برای شناخت از همه‌ی منابع تاریخی مرتبط بهره می‌گیرد؛ با این حال برخی از منابع چون ادب منظوم عامیانه، قصه‌های عوام، سفرنامه‌ ها، زندگی نامه‌ها، منابع شفاهی و تصویری و اشیای مربوط به معماری، بهتر و بیشتر راه را برای مورخ تاریخ ذهنیت در معماری می‌گشاید. هدف از این مقاله بررسی مفاهیم اصلی رویکرد تاریخ ذهنیت در معماری و شناخت آداب و روش های رایج و موضوعات و مصادیق آن و معرفی موضوعی منابع اصلی آن است.

    کلیدواژگان: تاریخ ذهنیت، تاریخ معماری ایران، رویکرد تاریخ نگاری، معماری عامه
|
  • Qualitative Concept Elucidation of the word “light” from Quran Text and Transferring It to the Devotional Space Body
    Farzad Heidari, Mohammad Aliabadi*, Hosein Kalantari Page 1

    The manifestation of the metaphysics of light on the physics of the building, it has placed the main axis of aesthetics of Islamic architecture in mysticism and meaning. Light in traditional architecture and in Islamic culture is a symbol of God and divine unity, therefore, a special place in the architecture of spaces, especially religious spaces, such as mosques. Today in contemporary mosques, light is considered as an element of identity. The purpose of this article is to identify the qualitative characteristics of light (natural) based on the Quranic texts in line with the realization of the spiritual environment. The Qur'an has a central role in relation to science and religion due to its comprehensiveness. Therefore, by keeping the appearance and inspiration of the Qur'an and paying attention to it, it is possible to penetrate into the layered layers of the Quranic concepts and use these concepts in today's knowledge. The word "light" is one of the most important words of the Qur'an and its various uses in the Quranic verses form a broad radial network. To this end, this study is composed of two parts. The first part addresses the qualitative concept elucidation of the word “light” from Quran verses using content analysis with inferential -ijtihad (scholarship) approach. The outcome of the first part is the extraction of the conceptual components of “evidence principle”, “guidance principle”, “justice principle” and “excellence principle”.  The second part addresses transferring the concepts to devotional space body. This part uses survey and correlation approaches. The result of this part of the research is that each of these concepts is objectively visible in the body of the mosque. Obviously, with the qualitative presence of light (natural) in the worship space, objective and mental concepts are created in space, causing the sense of spirituality (the path from appearance to back ground) to the audience and ultimately increasing the belonging to the holy place.The results of this study confirm the hypothesis that the user of devotional space understands the manifestation of the above mentioned concepts in a devotional space provided that he/she observe the models specified in this study.

    Keywords: The Holy Quran, engraft, qualitative light, devotional space, spirituality
  • Compiling the Conceptual Framework of "Garden Archeology"; Functions, Techniques and Challenges
    Ali Asadpour* Page 2

    The garden has a social, aesthetic and artistic representational capacity, and is a mix of static and dynamic elements that protect, rebuild and revive with theoretical, practical and technical challenges. "Garden archeology" is considered to be a subclass of archeological activity, which, after the Second World War and especially in recent decades, has been the focus of attention on projects for the restoration of historical gardens in developed countries. The purpose of this research is to recognize and analyze: a) the historical streams of the garden archeology and the explanation of its future horizons; (b) the typology of methods and techniques; (c) the recognition of the functions and subsequent challenges; and, ultimately, the development of a conceptual framework of it in the experience of the restoration of historical gardens. For this purpose, a qualitative method based on the analysis, classification and critique of written and library data will be used and will result in a logical reasoning based on the inference approach. The conceptual model derived from three aspects, including "function", "method", and "challenge", and the results represent the movement of destructive methods in exploration to non-destructive techniques (remote sensing, aerial photography, and geophysical surveying). The archeological functions of the garden also include a variety of "restoration" to "interpretation," which reflects the attention to "anthropology" and interdisciplinary topics. The challenge of "authentication", "history", "data interpretation" and "specialization" can also be arranged in this context, due to "exploration methods" and "strands involved". Finally, suggestions for using garden archeology in the Iran, based on challenges and opportunities, have been recommended.

    Keywords: historical gardens, archaeobotany, garden restoration, model
  • A Study of Geometric Ornaments of Plaster Mihrabs Made between 12th and the mid-14th Centuries in Iran
    Bahareh Taghavi Nejad*, Ahmad Salehi Page 3

    The geometric ornaments are considered as a kind of decorating that has been used mostly in the Islamic art, alone and sometimes in conjunction with other motifs or inscriptions. The plaster altars made between 12th and the mid-14th centuries towards the Seljuk and Ilkhanid dynasties, are also considered as the works that have been decorated using various plant decorations and inscriptions, as well as different geometric designs. The goal of this research is to introduce and compare different kinds of geometric ornaments used in the plaster altars of the mentioned centuries in terms of diversity, sustainability or repetition and place of application in different parts of the altars. Therefore, the main question of this research is arisen as follows: what are geometric ornaments of the plaster altars made between the 12th and the mid-14th centuries and what are their similarities and differences in terms of the type of designs and their place of application in different parts of the altars made during the Seljuks and Ilkhanids? The data was collected through field research, i.e. photography, and linear designing of the images, referring to the written resources and was analyzed through a comparative-historical method. The results, obtained from studying 40 plaster altars made during this period, show that in both periods, the majority of ornaments are composed of numerical knots on the basis of six, like “six and roundel”, “six and three rounding fairies”, etc. that are mostly seen on the half-columns and face or side walls of the plaster altars. The geometric, zigzag, chain and wicker-like designs have been repeated frequently along the narrow margins. The most significant differences of the altars made during Ilkhanids in terms of geometric ornaments are using more knots, simple geometric figures, more detailed and diverse geometric designs along narrow margins and combinations of knots with motifs (flower and leaf).

    Keywords: between 12th, the mid-14th Centuries, plaster Mihrabs, Mihrab components, geometric ornaments
  • Formation of urban architectural features of the Achaemenid period at the Dahan-I Gholaman
    Hasanali Arab*, Satar Khaledian Page 4

    The Achaemenid site of Dahan-i Gholaman is located in Sistan province (Ancient Zaranka). This city formed at the beginning of the Achaemenid period without any background of establishment and abandoned after 150 years. The water of site supply through the transfer of water from one of Helmand's branches and supported with favorable agricultural land and the canebrake around Hamoon. Architectural structures of this site based according to local conditions with indigenous materials like mud-brick. Also as well as the scattering of structures of this city adapted with natural capabilities, followed from Persian style based on social texture and Indo-European caste and creates several different city blocks (parish). The pattern that continues by the urban communities in the Near East in the Parthian and Sasanian historical periods. Also, a model that has occurred in the formation of urban texture in the royal cities of the Achaemenid period seen in a different style in this site. Although the formation of this city influenced the Achaemenid elite in the Sistan region, its abandonment happened to its inhabitants due to the lack of urban or urban identity. However, based on the accumulation of native architectural memory in this area, this assumption based that from the late Bronze Age and the end of the Shahr-I Soukhte to the Achaemenid period, in spite of the lack of archaeological evidence, there were settlements in this area.

    Keywords: Achaemenid city, Dahan-I Gholaman, Urban Construction, Urban Texture, Urbanization, Sistan
  • Rab-e- Rashidi and review of recreational projects and contemporary peripheral studies
    Javad Shekari *, Mahmoud Taavusi, Farhad Fakhari Page 5

    Performing field studies on the Tabriz Rab-e-Rashidi site reveals contradictions and poses a serious challenge to the views presented; one of the disparities in the information available and printed geographic maps was with the location discussed. The second point is the non-compliance of the rebuilding plans presented with the reality, the scale and the principle of the existing location with the northern section of the Rashidi in the Endowment Deed of the Rab-e-Rashidi ,Savaneh – Al afkar and other historical documents. Studies and studies have shaped the new hypothesis and seriously questioned the results of published articles. A few questions were raised about the following topics: Can the quadrant of Rashidi belong to a large number of historical documents in a limited number of hectares? The tower of the south of the castle, some of which was supposed to be the observatory; why is it built in a section that does not have, much heavens to the sky? The progress of the studies w::as char::acterized; the place considered as a quarter of Rashidi was not the entire collection, but part of Rashid Abad. A document that confirmed  historical maps and narratives of the locals. Locals nowadays know this place as Rashidi Castle. As a result of this research, the complete design of the castle tower and castle was obtained, and its three-dimensional design was a real re-creation, and the design of the plan and the Rab-e- Rashidi Rotheh, by referring and extracting architectural spaces from the endowments and adding them to the table and listing the table to the most actual map of the map The Rotheh was drawn up on a scale close to the real. Field research showed that there are not many works from the quarterly Rashidi date of the end. The purpose of the publication of the research results is to express the facts and facts of the Quarterly Rashidi as one of the most important scientific and Academic work based on a substantive and documented critique.

    Keywords: Endowment of Rab-e Rashidi, Rashid Abad Fortress, Map of Colonel Qarajeh Daghi, Contradictions of the Wilber Plan, Rashidi County
  • History of Mentalities in Iranian Architecture: Subjects, Methods and References
    Mahdi Soltani*, Hadi Nadimi Page 6

    ‌In the history of Iranian architecture, different aspects of popular architecture are less known. Common people have been living in the buildings with significant architecture and had different mentalities towards them. They also had various opinions and beliefs about the profession of architecture itself, design and construction process, the architects and patrons. People's mentalities have produced a context for creating their buildings and also have affected elite's architecture. Nevertheless this issue was not well known until present times. History of mentalities as an embranchment of cultural history was proposed by historians with regard to considerations of the people of the past toward different phenomena. We may use this historiographical approach in Iranian architecture studies for understanding people's mentality toward different meanings of architecture. Despite the physical aspects of the elite buildings, formal thoughts and philosophical theories, this approach focuses on collective imaginations and opinions of architecture. From this perspective, outstanding buildings are not prior to common ones. And all architectural works, regardless of value judgments, are products of public choices. These choices are on the other hand created on the basis of people's mentality. History of mentalities in Iranian architecture, considers the continuing process of common architectural mentalities, instead of pursuing political bases for architectural alterations. This approach to mentality study uses different interdisciplinary methods of humanities. Subjects like individuals mentality toward private architecture and their imagination about prosperity are considered in this approach. History of mentalities in Iranian architecture in studying subjects like this, utilizes all historical references, however some may be considered more significant for the historians. This essay will study main concepts, common methods, subjects and some instances and important references regarding the history of the mentalities in the Iranian architecture.

    Keywords: History of mentalities, History of Iranian architecture, histrography, popular architecture