فهرست مطالب

فلسفه تربیت - سال سوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال سوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سارا حنیفه زاده، علیرضا صادق زاده قمصری*، احد فرامرز قراملکی، محسن ایمانی نائینی صفحات 5-29

    هدف از این مقاله ارائه تبیینی روش شناختی از فرایند تحلیل مفاهیم تربیتی در فلسفه تربیت با رویکرد اسلامی بر مبنای نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی است. تحقیق با روش استنتاجی (تحلیل پیش رونده) انجام شده است و پس از اشاره به مدعای اصلی نظریه مزبور، به استنتاج دلالت های آن، در ارتباط با روش شناسی این نوع تحلیل مفهومی می پردازد. اهم یافته ها: 1- بر اساس نظریه ادراکات اعتباری و تبیین خاص آن از رابطه بین واقعیت ها و ارزش ها، مفاهیم تربیتی، از نوع اعتباریات مابعدالاجتماع تلقی می شوند که فرایند پردازش آن ها، در همه جوامع بشری به شیوه استدلالی جدل، باملاحظه مجموعه ای از واقعیات و حقائق مربوط به نیازها و اغراض و مصالح ناظر به زندگی مطلوب انسان و نیز با توجه به استعدادها و شرایط واقعی تاثیرگذار بر آدمی، در جهت تنظیم و هدایت روابط انسانی دارای اثر نسبتا پایدار در ابعاد شخصیت دیگران، جعل و ابداع عقلایی می شود؛ 2- مفاهیم تربیتی دارای این ویژگی ها هستند: اعتباری و هنجاری بودن و درنتیجه عدم امکان اتصاف به صدق و کذب؛ رابطه تولیدی و ضروری نداشتن با قضایای بدیهی و نظری؛ امکان تحول و تغییر و امکان ارتباط روان شناختی جعل این نوع مفاهیم با نظر به مجموعه واقعیات و نیازهای وجود انسان؛ 3- اهم ملاک های اعتباربخشی این گونه مفاهیم عبارت اند از: الف- موجه بودن ارزش ها و گزاره های پشتیبان؛ ب- سازگاری آن ها با سایر ارزش های مقبول اجتماعی؛ ج- کارآمد بودن این مفاهیم. در نهایت با تاکید بر تمایز میان عناصر ثابت و متغیر در نیازهای بشری و تفکیک نسبیت مفهومی از نسبیت مصداقی، جایگاه ثبات و نسبیت در فرآیند تحلیل مفاهیم تربیتی، مشخص شد.

    کلیدواژگان: مفاهیم تربیتی، فرآیند تحلیل مفهومی: روش شناسی، فلسفه تربیت، رویکرد اسلامی، علامه طباطبایی، نظریه ادراکات اعتباری
  • شهناز شهریاری نیسیانی، رضاعلی نوروزی*، محمد مشکات صفحات 31-62

    هدف پژوهش تدوین الگوی پیشگیرانه تربیت اخلاقی فایده گرا با تاکید بر رفتارهای نامطلوب در دیدگاه میل است. روش به کاررفته، توصیفی- تحلیلی است. بنا بر نتایج حاصله، رفتارهای نامطلوب شامل رفتارهای خطا (ناقض حقوق و آسایش دیگران)، و ناخوشایند است که وجودشان با توجه به قصور فرد در وظایف قابل تبیین است. هدف تربیت اخلاقی، خوشبختی، و تربیت اخلاقی در گستره موردنظر شامل ابعاد پیشگیری و مجازات است. مجازات به شکل مجازات قانونی و نکوهش به علت نقض حقوق و آشفته ساختن آسایش دیگران، و ازدست دادن حسن نظر و ارتباطشان به علت رفتارهای فاقدمتانت شخصی نمود می یابد. اما منظور از پیشگیری، پیشگیری اولیه است که اصول حاکم بر آن، عدالت و تدبیراند. حاکمیت عدالت مربوط به رفتارهای ناقض حقوق اما حاکمیت تدبیر، در پیشگیری از هر دو رفتار خطا و در معنای مراقبت از نفس و مراقبت از استدلال هاست. در رفتارهای ناخوشایند اصل حاکم همان تدبیر با معانی پیش گفته است، که این یافته ها تاییدی است بر عقیده میل که «بنیادهای زندگی اخلاقی در عصرجدید، عدالت و تدبیراند». راهبردهای پیشگیری به تناسب دو نوع رفتار نامطلوب، شامل تقویت وجدان و راهبردهای آگاهی بخش و بصیرت افزا هستند که پیوندشان با اصول، در الگوی پیشگیرانه مشخص شده است. بر اساس ارزیابی یافته های حاصل از پیشگیری، اگرچه لحاظ نمودن تنبیه های معقول برای رفتارهای خطا و توجه به عدالت و تدبیر در تبیین رفتار های نامطلوب، از وجوه مثبت دیدگاه میل است، اما به عقاید وی درزمینه رفتارهای ناخوشایند نقد وارد است؛ زیرا مداخله ها و تنبیه های لحاظ شده برای این رفتارها ضمانت اجرایی لازم را ندارند تا به خود ضرر نزنند و دارندگان رفتارهای ناخوشایند را اصلاح کنند. هم چنین عقیده وی در مورد دین افراد نسبت به یکدیگر، فاقد پشتوانه اجرایی قوی برای عمل در رابطه با دارندگان این رفتارهاست، که رفع این ضعف ها، نیازمند تجدیدنظر در اصل ضرر میل و تصحیح و ترمیم برخی عقاید اوست.

    کلیدواژگان: میل، اخلاق فایده گرا، رفتارهای نامطلوب، تربیت اخلاقی، الگوی پیشگیرانه
  • معصومه رمضانی فینی*، خسرو باقری نوع پرست، یحیی قائدی صفحات 63-93

    مقاله حاضر مطالعه ای تطبیقی جهت بررسی نسبت میان مبانی، اهداف و روش تفکر انتقادی در فلسفه اجتماعی هورکهایمر و برنامه فلسفه برای کودکان و نقد دو رویکرد است. در این راستا 3 سوال پژوهشی مطرح شده است که مقاله حاضر در صدد پاسخگویی به این سوال ها ناظر به تبیین مبانی، اهداف و روش و نسبت میان آن ها می باشد. برای پاسخگویی به این سوال ها روش پژوهش تطبیقی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر مشابهت ها و همچنین تفاوت هایی در ابعاد مورد نظر است. به عنوان مثال در حوزه مبانی، می توان تاثیرپذیری از روش و منش سقراط و تاکید بر جایگاه اندیشه ورزی در فلسفه به جای موضوعات متافیزیکی را نام برد. در حوزه اهداف، پرورش عقلانی و ساختن زندگی بهتر موضوعی است که هر دو دیدگاه به آن توجه دارند با این تفاوت که معنای زندگی بهتر در نظر هورکهایمر فراهم ساختن شادکامی برای بیشترین افراد ممکن است، اما در فلسفه برای کودکان زندگی بهتر به معنای زندگی در جامعه ای دموکراتیک با شهروندانی متفکر و مسئول است. همچنین تفاوت هایی مثل انطباق با شرایط اجتماعی و جایگاه دانش در نقد اجتماعی مطرح شده است. در باب روش، تفاوت عمده دو دیدگاه در این است که برنامه فلسفه برای کودکان قائل به ارائه روشی مشخص برای پرورش تفکر انتقادی است، اما هورکهایمر تفکر انتقادی را فرایندی در جریان و مداوم می داند و از ارائه روشی مشخص اجتناب می کند و تنها به نقد منفی اشاره می کند. نتایج این مطالعه تطبیقی می تواند برای طراحان برنامه های درسی در سیستم های آموزشی به منظور ارائه الگویی برای پرورش تفکر انتقادی به کار رود.

    کلیدواژگان: نظریه انتقادی، فلسفه برای کودکان، تفکر انتقادی، تعقل، استدلال، تعامل
  • امیر مرادی*، سعید ضرغامی صفحات 95-118

    هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه موک ها در پرورش مسئولیت پذیری اخلاقی با تاکید بر نظریه کنش گر-شبکه است. پژوهش حاضر فلسفی و روش آن از نوع تحلیل مفهومی و زبانی و تحلیل منطقی فرارونده است. اسناد تحلیل شده شامل دیدگاه های صاحب نظران، کتب، پیشینه مطالعاتی و پژوهش های مرتبط در این زمینه اند. پژوهش نشان داد که بربنیاد نظریه کنش گر-شبکه و عاملیت هم زمان انسان و فناوری و تاثیرگذاری متقابل آن ها بر یکدیگر، موک ها ابزاری خنثی نیستند و می توانند دارای جایگاه دوگانه سازنده و غیرسازنده در پرورش مسئولیت پذیری اخلاقی باشند. از یک سو از طریق تغییر نقش استاد و فراگیر، به کارگیری رویکردهای تعاملی در تدریس، پرورش شایستگی های اختصاصی و توسعه عدالت آموزشی زمینه پرورش مسئولیت پذیری اخلاقی را فراهم می کنند، از سوی دیگر، به علت غیرحضوری بودن، پذیرش بی قیدوشرط همه متقاضیان، شلوغ بودن کلاس ها، وجود هویت های کاذب و امکان ناشناختگی فراگیران، باعث کاهش مسئولیت پذیری می شوند. بر اساس نظریه کنش گر-شبکه و نگاه واسطه ای، متقارن و شبکه ای به انسان و مصنوعات می توان چنین نتیجه گیری کرد که موک ها از طریق تغییر ماهیت علایق و قصد های کنش گران، زمینه پرورش مسئولیت پذیری یا مسئولیت گریزی اخلاقی آن ها را فراهم کرده اند. این ابزار به خودی خود فاقد ابزاری برای تقویت مسئولیت پذیری اخلاقی است اما این خلاء را می توان با تعاملی تر کردن محیط یادگیری و استفاده بیشتر از فناوری های چندرسانه ای پر کرد.

    کلیدواژگان: دوره برخط آزاد انبوه (موک)، مسئولیت پذیری اخلاقی، نظریه کنش گر-شبکه، آموزش عالی
  • محمد حسن میرزا محمدی*، فریده داودی مقدم صفحات 119-139

    تحقیق حاضر با هدف بررسی و مقایسه زمینه های ادبی شکل گیری پایدیا در یونان باستان و آموزه های حکمی و تربیتی در ایران باستان، با تاکید بر حماسه های ایلیاد و اودیسه و شاهنامه و به روش تحلیل (مفهومی ، اسنادی، و تطبیقی) به انجام رسیده است. بر این اساس، ابتدا مفاهیم، پیشینه، انواع و زمینه های شکل گیری پایدیا در یونان (ایلیاد و اودیسه) و آموزه های تربیتی در ایران (شاهنامه) در چهار بعد جسمانی، هنری، اخلاقی و عقلانی بررسی شد. سپس وجوه اشتراک و افتراق این زمینه ها و آموزه ها در این دو اثر حماسی استخراج و معرفی شدند. در وجوه اشتراک، در پایدیای یونانی و آموزه های حکمی و تربیتی ایران جنبه های حماسی بر دیگر ژانرهای ادبی غلبه دارد، هم چنین در هر دو فرهنگ، از بستر تمثیل برای آموزش بهره گرفته می شود. در بعد جسمانی، در ادبیات هر دو ملت، انسان متعالی در تن سالم و روح پاک جلوه گر است. در بعد اخلاقی، می توان از آموزه های انسانی و نمونه های جوانمردی و اخلاق والا در خلال داستان ها و اشعار حماسی هر دو ملت یاد کرد. در بعد عقلانی، متون ایران باستان به عقل و خرد اهمیت زیادی می دهند. در ادبیات یونان نیز به مقوله خردپروری و بیان عوارض آن پرداخته شده است. این خردورزی مناسب با بستر فرهنگی تربیتی دو ملت نمود می یابد، چنان که در شاهنامه بارزترین نشانه های خردمندی مختصر و پرمعنا گویی است. در پایدیای یونانی، جلوه های این خردورزی در مبانی حکمی آشکار می شود. همراهی عقل و صبر و مدارا کردن با مردم و کار ارزشمند و عدالت و تعادل در رفتار و زندگی به واسطه خردمندی از موارد مشترک در هر دو فرهنگ و مبانی تربیتی آن هاست. در وجوه افتراق، در ادبیات یونان مولفه ها جزئی تر و کارکردی تر، و اسطوره ها فردی تر هستند، در حالی که در ایران مباحث تعلیمی کلی ترند و اسطوره های جمعی نمود بیشتری دارند. در بعد هنری، شاهد مفاهیم گسترده تری در ادبیات ایران نسبت به فرهنگ یونانی هستیم.

    کلیدواژگان: پایدیا، تعلیم و تربیت، آموزه های حکمی، یونان باستان، ایران باستان، ایلیاد و اودیسه، شاهنامه، تطبیق
  • مرضیه عالی*، محمد روانبخش صفحات 142-162

    هدف اصلی این پژوهش تبیین ملاحظات تربیتی حاصل از خودپیروی اخلاقی مبتنی بر تلقی چارلز تیلور از ایده اصالت است. این پژوهش شامل دو بخش است: بخش اول به تبیین ایده اصالت و اخلاق مبتنی برآن ازمنظر تیلور می پردازد. بنا بر یافته این بخش خودارجاعی مستور در ایده اصالت از منظر تیلور محدود به حیطه روش و شیوه زیستن است، نه حیطه محتوا. بخش دوم به تبیین ملاحظات تربیتی این موضوع اختصاص دارد. منظور از ملاحظات نه تنها اصول، بلکه هر آن چیزی است که بتوان (و یا باید) مبتنی بر یافته های بخش پیشین برای امر تربیت لحاظ کرد یا پیشنهاد داد. در این بخش پنج ملاحظه تربیتی مبتنی بر دو اصل التزام و تعلق در دو بخش جداگانه استخراج شد. ملاحظات مبتنی بر اصل التزام عبارت اند از: 1-تقویت قوه استدلال، 2-تقویت حس تکلیف پذیری در قبال خویشتن، 3-تقویت خودآگاهی و خودگزینشی در انتخاب های اخلاقی و ملاحظات مبتنی بر اصل تعلق شامل موارد زیر است: 1-توجه به نقش ارتباطات اجتماعی و خانوادگی در امرتربیت، 2-توجه به گسست فرهنگی موجود بین والدین و فرزندان در امر تربیت.

    کلیدواژگان: اصالت، اخلاق اصالت، خود پیروی، چارلز تیلور، ملاحظات تربیت
  • صفحات 163-172
|
  • sara hanifehzadeh, alireza sadeghzdeh *, ahad faramarz gharamaleki, Mohsen Imani Naeini Pages 5-29

    The purpose of this paper is to present a methodological exploration of the process of analyzing educational concepts in philosophy of education with an Islamic approach based on the theory of conventional perceptions of M.H. Tabatabaie. The findings show firstly that educational concepts have these characteristics: 1. Conventional and normative, and therefore the impossibility of connecting them to facts and the truth 2. Not having a productive relationship with the obvious and theoretical theorems. 3. The possibility of change. 4- The possibility of the psychological connection of these types of concepts with the set of facts and needs of human existence. Therefore, it is necessary for educators to integrate these realities and existential needs in the process of analyzing educational concepts. Secondly, the most important criteria for accreditation of such concepts are: 1- Validity of values and supporting propositions, 2- Efficiency (in meeting the needs of human beings), and 3- Compatibility with other social values

    Keywords: : Educational Concepts, Conceptual Analysis Process, Methodology, Islamic Approach, Tabatabaie, Theory of Conventional perceptions
  • shahnaz shahriari neisiani, Reza Ali Nowrozi *, Mohammad Meshkat Pages 31-62

    The purpose of this research is to formulate a preventive model of the utilitarian moral education with emphasis on undesirable conducts in Mill’s viewpoint. The method used is the “descriptive-analytical” method. Undesirable conducts include wrong conducts (violating rights and comfort of others), and unpleasant conducts, the existence of which can be explained with fails in duties. The goal of moral education is happiness, and moral education includes dimensions of prevention and punishment. Punishments appear in the following forms: reprobation for violating the rights and disturbing the comfort, and losing the positive attention of others because of the behaviors lacking personal dignity. By prevention, we mean primary prevention that is governed by the principles of justice and contemplation. The governance of justice is related to the conducts violating the rights, but governance of the principle of contemplation is in preventing wrong conducts, and in meanings of “care of soul” and care of reasons. In unpleasant conducts, the ruling principle is the contemplation with aforementioned meanings. These findings support Mill’s belief that "the main foundations of moral life in the new age are justice and contemplation." Prevention strategies referring to the two types of undesirable conducts are strengthening conscience and giving insights. The linkage of strategies to principles is presented in the preventive model. According to the findings on prevention, considering reasonable punishment for wrong conducts and paying attention to justice and contemplation in explaining undesirable conducts is a positive aspect of Mill's perspectiv. However, his views on unpleasant conducts have been criticized, because interventions and punishments considered for these conducts lack the necessary performance for guaranteeing the prevention of self-harm and reforming the holders of unpleasant conducts. Also his opinion about people's owing to one another lacks the strong executive support for action in relation to the holders of these conducts. Removing these weaknesses requires a revision of Mill's harm principle and correcting and reconsructing some of his beliefs.

    Keywords: Mill, Utilitarian Ethics, Undesirable Conducts, Moral Education, Preventive Model
  • masoumeh ramezani fini*, yahya ghaedy, khosru bagheri noe parast* Pages 63-93

    This article is a comparative study between foundations, goals, and methodology of critical thinking in social philosophy of Horkheimer and “Philosophy for children”(P4C) program, and criticizing them. In order to realize this goal 3 questions are investigated on 3 aspects of foundations, aims and methods; and their relationship is studied. The result shows some similarities and differences between them. Similarities in foundations like being affected by Socrates, emphasize on thinking position in philosophy more than metaphysical subjects. About similarities in aims intellectual growth and to create better life is common in two approaches but the meaning of better life for them is different; for Horkheimer it means creating happiness for more people but in P4C program it means living in a democratic society with responsible and thoughtful citizens. Differences like adopting with social circumstances and the place of knowledge in social critic are mentioned. In methodology the main difference is to present certain and definable method for improving critical thinking in p4c but Horkheimer argue that critical thinking is a continuous process, so he doesn’t present a definite method only speaks of negative critique. The result of this study can be used for other researchers in philosophy and philosophy of education and other educational fields, curricula developer in educational systems, especially in developing an educational model for educating critical thinking.

    Keywords: Critical Theory, Philosophy for Children, Critical thinking, Rationality, Reasoning, Interaction
  • amir moradi*, saeed zarghami hamrah Pages 95-118

    The goal of this research is investigate the position of MOOCs in breeding students' moral responsibility with an emphasis on actor- network theory. The present research is philosophical and conceptual and linguistic analysis and transgressive logical analysis. Documents analyzed included views of experts, books, background studies and related research in the field. Findings of the research showed; based on the theory of actor- network and the simultaneous function of man and technology and their interactions between each other, MOOCs is not a neutral tool and can has a dual position is constructive and unconstructive in breeding students' moral responsibility. On the one hand, through changing the role of the teacher and the student, the application of interactive approaches in teaching, the development of specific competencies and the development of educational justice have provided a basis for breeding responsibility. On the contrary, due to the non-presence, unconditional acceptance of all applicants, crowded classrooms, the existence of false identities and the possibility of unknowing learners have reduced student responsibility. Based on the theory of actor network and the intermediate, symmetric and network look at humans and artifacts, it can be concluded the technology of MOOCs through changing the nature, interests and intentions of the actors provides background for training their moral responsibility or irresponsible. But this lackage can be filled by interacting with the learning environment and using more than multimedia technologies.

    Keywords: Massive Open Online Course (MOOC), Moral responsibility, Actor-network theory, Higher education
  • mohammadhassan mirzamohammadi *, faride davoudy Pages 119-139

    The purpose of this study is to investigate and compare the literary backgrounds of the formation of Paideia in ancient Greece and the implications of doctrinal and educational teachings in the ancient Persia. The main sources are Iliad, Odyssey and Shahname which are studied by the method of analysis (conceptual, documentary, and comparative). At first, the concepts, backgrounds, types and fields of the formation of Paideia in Greece and educational teachings in Persia were examined in terms of physical, artistic, moral, and intellectual dimensions. Then, commonalities and differences between them were extracted. In terms of commonalities, the epic aspects overcome other literary genres. As well, in both cultures, allegory was used in education. In the physical dimension, in the literature of the both cultures, a transcendent human was conceived in terms of a healthy body and a pure spirit. In the moral dimension, humane teachings and examples of chivalry and high ethics were introduced through the stories and epic poems. In the intellectual dimension of the ancient Persia, wisdom was given great importance. In the Greek literature too, the topic of rationality and its ramifications were at issue. This rationality is expressed in terms of the cultural and educational contexts of the two nations, as in Shahnameh, the most significant signs of wisdom are brief and meaningful talk. In the Greek Paideia, the effects of this wisdom are expressed in philosophy. Integrating wisdom and tolerance with people, valuable work, justice, the balance in behavior and life through wisdom are of common aspects in the both cultures. In terms of difference, in the Greek literature, components are more detailed and more functional, and myths are more individualized, while in Persia there were more general teachings and collective myths. In the artistic aspect, we see wider concepts in Persian literature compared to the Greek culture.

    Keywords: Paideia, education, doctrinal teachings, ancient Greece, ancient Persia, Iliad, Odyssey, Shahname, comparison
  • mohamad ravanbakhsh, marziyeh aly* Pages 142-162

    The main purpose of this research is to explore the educational implications of Charles Taylor's notion of Autonomy. This research consists of two parts. The first part addresses the ethics of authenticity from the perspective of Taylor. Based on the findings of this section, the underlying self-reference of the idea of authenticity from Taylor's perspective is limited to the field of method and way of living, instead of content. The second part is devoted to educational implications of Taylor's view, including educational principles and other educational issues, based on the findings of the first part. The educational implications are based on the following two components: attachment and belonging. From the first component, five educational considerations are derived: Strengthening the argumentation, strengthening the feeling of self-esteem, strengthening self-awareness and self-control in moral choices. Educational implications based on the principle of belonging are as follows: firstly, consideration of the roles of social and family communications in education, and secondly, sensibility to the cultural gap between parents and children in education.

    Keywords: Authenticity, Ethics, Autonomy, Charles Taylor, Education