فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سیده سهیلا زربافی، بابک ربیعی*، علی اکبر عبادی صفحات 193-206

    بیماری بلاست که توسط قارچ Pyricularia oryzae ایجاد می شود، یکی از بیماری های مهم برنج است که عملکرد برنج را در بعضی از سال ها تا 80-70 درصد کاهش می دهد. شیوه های مناسب کنترل این بیماری همیشه مورد توجه محققین بوده و به ویژه معرفی ارقام متحمل همیشه به عنوان یکی از مهم ترین اهداف اصلاحی مدنظر به نژادگران برنج بوده است. هدف از اجرای تحقیق حاضر، غربال ژنوتیپ های برنج برای تحمل به بیماری بلاست برگ تحت شرایط آلودگی مصنوعی در مزرعه بود. در این تحقیق، تعداد 121 ژنوتیپ برنج از مجموعه ژرم پلاسم های موسسه تحقیقات برنج کشور (RRII) و موسسه تحقیقات بین المللی برنج (IRRI) انتخاب و در قالب یک طرح لاتیس 11×11 با دو تکرار تحت شرایط آلودگی مصنوعی با قارچ عامل بیماری بلاست در مزارع تحقیقاتی موسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) در سال 1394 کشت شدند. صفات مورد مطالعه شامل تعداد لکه ها، تعداد لکه های اسپورزا، سطح آلودگی، درصد آلودگی، تیپ آلودگی و سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری بودند که در خزانه بلاست در گیاهان تلقیح یافته با قارچ عامل بیماری اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که تفاوت بسیار معنی داری (P<0.01) بین ژنوتیپ ها برای همه صفات مورد بررسی وجود داشت و بیش تر صفات دارای وراثت پذیری عمومی و ضرایب تغییرات فنوتیپی و ژنوتیپی بالایی بودند. نتایج تجزیه خوشه ای جهت طبقه بندی ژنوتیپ ها بر اساس صفات مرتبط با بلاست برگ نشان داد که می توان ژنوتیپ های مورد مطالعه را به سه گروه متفاوت بر مبنای میزان حساسیت و تحمل به بلاست برگ تفکیک کرد. به طور کلی، نتایج این تحقیق نشان داد که از بین ژنوتیپ های مورد مطالعه، تعداد هشت ژنوتیپ متحمل به بلاست برگ بودند و ژنوتیپ های مهم و شاخص در بین آن ها ندا و خزر بودند. از ژنوتیپ های متحمل می توان جهت دستیابی به ارقام متحمل به بلاست برگ در برنامه های به نژادی آینده استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری، لکه های اسپورزا، نوع آلودگی، واریته های بومی
  • محمد محسن زاده گلفزانی*، مریم پسندیده ارجمند، سید حسن حسنی کومله، حبیب الله سمیع زاده لاهیجی، رسول واحدی، سحر رمضان زاده بیشه گاهی صفحات 207-220

    تحت شرایط سمیت آهن، یکی از مهم ترین عوامل محدودکننده تولید برنج در زمین های کشاورزی، افزایش رادیکال های فعال اکسیژن و در نتیجه کاهش رشد و نمو گیاه است. در این پژوهش، اثر سمیت ناشی از آهن در سطوح صفر (شاهد)، 100، 250، 400 و 500 میلی گرم در لیتر آهن (Fe-EDTA) بر برخی صفات مرفولوژیک، بیان نسبی ژن فتوسنتزی G6PDH و فعالیت آنزیم پراکسیداز در دو ژنوتیپ Pokkali (متحمل) و IR64 (حساس) برنج در مرحله چهار برگی تحت شرایط هیدروپونیک با محلول غذایی یوشیدا بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل با دو فاکتور ژنوتیپ و غلظت آهن (به ترتیب با دو و پنج سطح) در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که برهمکنش سمیت آهن و ژنوتیپ بر تمامی صفات مطالعه شده به جز وزن خشک ریشه، تاثیر معنی داری داشت. تجزیه خوشه ای با روش پیوستگی کامل (دورترین همسایه ها)، ده تیمار مورد مطالعه را در دو گروه مجزا قرار داد. تجزیه به عامل ها نیز نشان داد که 66 درصد از تنوع کل صفات به وسیله دو عامل مستقل توجیه شد. اعمال تنش سبب کاهش بیان نسبی ژن G6PDH در هر دو ژنوتیپ شد، با این تفاوت که در ژنوتیپ Pokkali میزان بیان نسبی این ژن با اعمال سطوح کم تنش کاهش یافت، اما در ژنوتیپ IR64 کاهش بیان این ژن فقط در سطوح بالای تنش اتفاق افتاد. کم ترین میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز در هر دو ژنوتیپ Pokkali وIR64  در غلظت 100 میلی گرم در لیتر آهن و بیش ترین میزان فعالیت آن به ترتیب در سطوح 400 و 250 میلی گرم در لیتر آهن مشاهده شد. به نظر می رسد کاهش بیان ژن G6PDH در سطوح کم تنش و افزایش فعالیت آنزیم پراکسیداز در ژنوتیپ متحمل می تواند میزان پراکسید هیدروژن ناشی از سمیت آهن را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: Real-Time-PCR، Pokkali، IR64
  • مریم خشکدامن، صدیقه موسی نژاد*، سیدعلی الهی نیا، علی اکبر عبادی، فریدون پاداشت دهکایی صفحات 221-233

    بیماری سوختگی غلاف برگ برنج ناشی ازRhizoctonia solani AG1- IA  یکی از بیماری های مهم برنج از لحاظ اقتصادی در دنیا محسوب می شود. پیش بینی تراکم مایه تلقیح و آگاهی از نحوه زمستان گذرانی عامل بیماری، مدیریت زراعی و کاهش استفاده از قارچ کش ها را در کنترل این بیماری به دنبال خواهد داشت. هدف از این تحقیق، بررسی اثر تراکم مایه تلقیح (سختینه) زمستان گذران بر میزان و شدت بیماری سوختگی غلاف و میزان خسارت محصول برنج در شرایط آب و هوایی استان گیلان بود. برای این منظور، یک آزمایش مزرعه ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزارع تحقیقاتی موسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) طی دو سال زراعی 98-1396 انجام شد. تیمارها به ترتیب شامل صفر، 12، 24 و 36 سختینه در یک کرت نه متر مربعی و رقم برنج مورد مطالعه، رقم اصلاح شده ایرانی شیرودی بود. نتایج نشان داد که تراکم مایه تلقیح (سختینه) تاثیر معنی داری بر توسعه بیماری سوختگی غلاف برگ برنج داشت و میزان بالای آن در مزرعه، منجر به افزایش بیماری و خسارت محصول در مراحل رشد برنج شد. بررسی تراکم سختینه های زمستان گذران طی دو سال اجرای آزمایش نیز نشان داد که میزان بارندگی های پس از برداشت محصول برنج در قدرت زنده مانی سختینه های قارچ تاثیر زیادی داشت و موجب کاهش آن ها شد. بنابراین، حذف و یا کاهش مایه تلقیح اولیه و پیش بینی میزان زنده مانی و بقاء عامل بیماری در شرایط مزرعه می تواند یکی از موثرترین راه کارها در مبارزه با بیماری سوختگی غلاف برگ برنج باشد.

    کلیدواژگان: پیش آگاهی، زنده مانی، مایه تلقیح، Rhizoctonia solani AG1- IA
  • مهدی شیران تفتی، هادی پیراسته انوشه*، اشکبوس امینی سفیداب صفحات 235-248

    این پژوهش به منظور مقایسه تحمل به شوری لاین های امیدبخش گندم طی سال های 96-1394 انجام شد. آزمایش گلخانه ای در موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج و آزمایش مزرعه ای در مرکز ملی تحقیقات شوری در یزد انجام شد. تیمارها در آزمایش گلخانه ای شامل شوری آب آبیاری در دو سطح (2 و 14 دسی زیمنس بر متر) و پنج ژنوتیپ گندم (MS-89-12، MS-89-13، MS-90-13، MS-90-15 و نارین به عنوان شاهد) و در آزمایش مزرعه ای شامل شوری آب آبیاری در پنج سطح (2، 5، 8، 11و 14 دسی زیمنس بر متر) و همان پنج ژنوتیپ گندم بودند. نتایج آزمایش گلخانه ای نشان داد که تنش شوری 14 دسی زیمنس بر متر موجب کاهش ارتفاع بوته، سطح برگ، وزن تر و خشک شاخساره و طول و وزن خشک ریشه در همه ژنوتیپ ها و افزایش شاخص کلروفیل فقط در لاین MS-89-12 شد. رقم نارین و سپس لاین های MS-90-15 و MS-90-13 با کم ترین درصد کاهش صفات در اثر تنش شوری، به عنوان متحمل ترین ژنوتیپ ها تعیین شدند. نتایج آزمایش مزرعه ای نیز نشان داد که تنش شوری، بسته به شدت آن، با کاهش معنی دار ارتفاع بوته، طول سنبله، تعداد سنبلک بارور در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه همراه بود و از این رو کاهش قابل توجه عملکرد دانه و زیست توده را به همراه داشت. تحت تیمار شاهد (شوری دو دسی زیمنس بر متر)، بیش ترین و کم ترین عملکرد دانه به ترتیب از ژنوتیپ های MS-90-13 (91/6 تن در هکتار) و نارین (81/5 تن در هکتار) و تحت شرایط شوری 14 دسی زیمنس بر متر، بیش ترین و کم ترین عملکرد به ترتیب از ژنوتیپ های نارین (23/3 تن در هکتار) و MS-90-15 (51/1 تن در هکتار) به دست آمد. آستانه تحمل به شوری نیز برای ژنوتیپ های MS-89-13، MS-90-13، MS-90-15، نارین و MS-89-12 به ترتیب برابر با 41/7، 30/6، 92/4، 84/4 و 20/4 دسی زیمنس بر متر برآورد شد. نتایج نشان داد که در شوری های کم تر از هشت دسی زیمنس بر متر، لاین MS-89-13 دارای تحمل بالایی به شوری بود، ولی در شوری های بالاتر، مشابه با آزمایش گلخانه ای، رقم نارین و لاین MS-90-13 تحمل بیش تری داشتند. با توجه به یکسان بودن تقریبی نتایج گلخانه ای و مزرعه ای، لاین MS-90-13 برای شرایط شوری کم و رقم نارین و لاین MS-90-15 برای شرایط شوری بالا مناسب و با رعایت ملاحظات قابل توصیه هستند.

    کلیدواژگان: شوری آب آبیاری، شوری خاک، عملکرد دانه، گیاهچه
  • مجتبی جوکار، محمدرضا شیری*، راحله خادمیان، رقیه امینیان صفحات 249-259

    به منظوربررسی پاسخ هیبریدهای جدید ذرت دانه ای نسبتبه شرایط محیطی متفاوت و تعیین پایداری عملکرد دانه آن ها، آزمایشی با استفاده از هشت هیبریدذرت دانه ایدرقالبطرحبلوک هایکامل تصادفیباسهتکرار در شش منطقه در سال 1396 اجراشد. باتوجه به معنی داربودن برهمکنش هیبرید×محیط،تجزیه پایداری با استفاده از دو روش چندمتغیره AMMI و GGE-biplot انجامشد. نتایج مدل AMMI نشان داد که فقط مولفه اصلی اول (AMMI1) معنیدار بود و 52/72 درصد از تغییرات برهمکنش ژنوتیپ × محیط را توجیه کرد. بر اساس آماره های مدل AMMI (SPCA1 و ASV)، هیبریدهای شماره 1 (SC715B) و5 (SC706) به عنوان هیبریدهای با پایداری بالاتر انتخاب شدند. نتایج تجزیه پایداری با روش GGE biplot نشان داد که 32/83 درصد از کل تغییرات عملکرد دانه با دو مولفه اول و دوم GGE-biplot توجیه می شود و هیبریدهای شماره 1 (SC715B) و7 (SC703) بهعنوان هیبریدهای با پایداری بالاتر انتخاب شدند.به طور کلی، بر اساس عملکرد دانه و نتایج تجزیه پایداری با این دو روش، هیبریدهای شماره 7 (SC703) و 1 (SC715B) به ترتیب با عملکرد دانه 16/13 و 82/12 تن در هکتار به عنوان پایدارترین و پرمحصول ترین هیبریدها شناسایی شدند و با سازگاری عمومی بالا می توانند در مناطق مختلف کشور کشت شوند. بررسی بایپلات همبستگی بین مناطق مختلف نشان داد که بردارهای محیطی مغان، شیراز و کرمان و نیز مناطق کرمانشاه، قایم شهر و کرج بسیار نزدیک به هم بودند و در رتبه بندی هیبریدها، یکسان و مشابه عمل کردند. با توجه قدرت تفکیک بالای هیبریدها در مناطق شیراز، کرمان، کرج و قایم شهر، توصیه می شود جهت صرفه جویی در هزینه آزمایش ها در سال های بعد، آزمایش ها به جای شش منطقه در این چهار منطقه انجام شوند.

    کلیدواژگان: برهمکنش ژنوتیپ × محیط، سازگاری، AMMI، GGE-biplot
  • سیروان بابائی*، طیبه عادلی، ایرج طهماسبی، ولی الله مظفریان صفحات 261-269

    در مطالعات میدانی علف های هرز مزارع گندم استان کردستان، گیاهی بیگانه از تیره شب بو برای فلور استان مشاهده شد. این گیاه، علف هرز مزارع گندم شهرستان های دهگلان، قروه، بیجار و دیواندره طی کم تر از یک دهه گذشته بوده و جمعیت آن در این مناطق طی سه الی چهار سال اخیر به شدت افزایش یافته است. این گیاه به انگلیسیWaxy Leaved Mustard  نامیده می شود و نام علمی آن مطابق با فلور ترکیهBoreava orientalis Jaub. and Spach.  است. در فلور ایران این گونه مترادف با Isatis quadrualata معرفی شده است. در این مطالعه، پراکنش و میزان تراکم علف هرز خردل برگ مومی در سه شهرستان دهگلان، قروه و بیجار و 15 مزرعه از هر شهرستان، بررسی و با علف های هرز رایج منطقه مقایسه شد. داده ها با روش مشاهده ای جمع آوری و نمره دهی بر مبنای صفر تا 100 انجام شد. جهت تهیه نقشه پراکنش این علف هرز از نرم افزار GIS استفاده و ترسیم داده های حاصل از نمونه برداری با استفاده از روش فاصله ای معکوس وزنی (IDW) درون یابی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که مناطق آلوده به علف هرز خردل برگ مومی بیش تر در محورهای سنندج به دهگلان، سنندج به بیجار و دهگلان به بیجار و تراکم علف هرز در این مناطق تا حدود 40 بوته در متر مربع بود. بذرهای این علف هرز پس از رسیدن و قبل از اینکه گندم برداشت شود، ریزش می کنند و با مساعد شدن شرایط محیطی از اواخر آبان تا اواخر آذر، جوانه می زنند. پراکنش این علف هرز به صورت کپه ای است و در برخی مناطق در حدود 35 درصد از سطح مزارع را می پوشاند و تخمین زده می شود که در تراکم های بالا در حدود 70 درصد از عملکرد گندم را کاهش می دهد. تراکم این گیاه در مزارع آبی نسبت به مزارع دیم بیش تر است و خسارت بیش تری نیز وارد می کند. اگرچه حدود شش سال از حضور این علف هرز در منطقه می گذرد، اما روند گسترش آن شدید و نگران کننده است و پیشنهاد می شود که مطالعات جامع تری در مورد ویژگی های مختلف این علف هرز و روش های مناسب مبارزه با آن انجام شود.

    کلیدواژگان: روش فاصله ای معکوس وزنی، علف هرز جدید، گیاهان مهاجم، مطالعات میدانی
  • هادی علی پور، رضا درویش زاده* صفحات 271-298

    زمینه مطالعاتی نقشه یابی ارتباطی اخیرا توجه زیادی را برای مطالعه ژنتیکی صفات کمی در بسیاری از گیاهان مهم به خود جلب کرده است. دسترسی به فناوری های نسل جدید توالی یابی، حجم بالای داده های فنوتیپی و تنوع زیاد ابزارهای آماری موجب شده است که مطالعات نقشه یابی ارتباطی در گیاهان بتواند موفقیت های فراوانی را در شناسایی مکان های ژنی کنترل کننده صفات کمی به همراه داشته باشد. با توجه به اهمیت این روش در مطالعات نقشه یابی صفات کمی، مقاله حاضر تهیه شد که هدف از آن، توضیح روش نقشه یابی ارتباطی و استفاده از آن در به نژادی گیاهی به ویژه غلات بود. همچنین، در این مقاله برخی از اطلاعات مربوط به نرم افزارهای آماری مورد استفاده در نقشه یابی ارتباطی ارایه می شود و پس از آن در مورد فرصت ها و چالش های نقشه یابی ارتباطی و مطالعات پسا نقشه یابی در سطح کل ژنوم بحث خواهد شد. در انتها نیز با ارایه مثالی ساده، مقدار عددی نامتعادلی پیوستگی و نقشه یابی ارتباطی بر اساس مدل خطی عمومی (GLM=General Linear Model) و مدل خطی مخلوط (MLM=Mixed Linear Model) برآورد خواهد شد.

    کلیدواژگان: روابط خویشاوندی، ساختار جمعیت، مدل خطی مخلوط، نقشه یابی در سطح ژنوم
|
  • Seyedeh Soheila Zarbafi, Babak Rabiei *, AliAkbar Ebadi Pages 193-206

    Blast disease caused by the Pyricularia oryzae is one of the major diseases of rice, which reduces the rice yield to 70-80% in some years. Appropriate methods of controlling this disease have always been of interest to the researchers, especially the introduction of tolerant cultivars has always been one of the most important breeding objectives of rice breeders. The objective of the present study was to screen rice genotypes for tolerance to leaf blast disease under field conditions. In this research, 121 rice genotypes from the germplasm collection of the Rice Research Institute of Iran (RRII) and International Rice Research Institute (IRRI) were selected and planted in a 11×11 lattice design with two replications under artificial inoculation with fungus causing the blast disease in research fields of RRII, Rasht, Iran, in 2015. The studied traits including the number of spots, number of sporulating spots, infected level, infected percentage, infected type and area under disease progressive curve (AUDPC) in inoculated plants with fungus in the blast nursery were measured. The results showed that there was a significant difference (P<0.01) among genotypes for all traits and most of the studied traits had high broad-sense heritability as well as phenotypic and genotypic coefficient of variation. Cluster analysis for classification of genotypes based on leaf blast related traits showed that the studied genotypes could be divided into three different groups based on leaf blast susceptibility and tolerance. In total, the results of the current study showed that among the studied genotypes, eight genotypes were tolerant to leaf blast disease and the most important and prominent genotypes of which were Neda and Khazar. The tolerant genotypes can be used to obtain leaf blast tolerant varieties in future breeding programs.

    Keywords: AUDPC, Infection type, Landrace varieties, Sporulating spots
  • Mohammad Mohsenzadeh Golfazani *, Maryam Pasandideh Arjmand, Seyyed Hassan Hassani Kumleh, Habibollah Samizadeh Lahiji, Rasool Vahedi, Sahar Ramezanzadeh Bishegahi Pages 207-220

    Under the iron toxicity conditions, one of the most important limiting factors of rice production in agricultural lands is the increase of active oxygen radicals and thus decrease of plant growth and development. In this study, the effect of iron induced toxicity at 0 (control), 100, 250, 400 and 500 mg/l (Fe-EDTA) levels were investigated on some morphological traits, relative expression of G6PDH photosynthetic gene and activity of peroxidase enzyme in two rice genotypes, Pokkali (tolerant) and IR64 (susceptible), at four-leaf growth stage under hydroponic conditions with Yoshida nutrient solution. The experiment was carried out as factorial with two factors, genotype and iron concentration (two and five levels, respectively), in a completely randomized deshgn with three replications. The results showed that the interaction of iron toxicity and genotype had significant effect on all studied traits except root dry weight. Cluster analysis using farthest neighbor divided the ten studied treatments into two separate groups. Principal component analysis showed also that 66% of the total variation was explained by two principal components. Applying iron toxicity stress reduced the relative expression of G6PDH gene in both genotypes, exept that the relative expression of this gene in the Pokkali genotype decreased with the application of low stress levels, but in the IR64 genotype, the decrease in expression of this gene observed only at high stress levels. The lowest activity of peroxidase enzyme was observed in both Pokkali and IR64 genotypes at 100 mg/l iron and the highest activity were observed at 400 and 250 mg/l, respectively. It seems that decreasing the expression of G6PDH gene at low stress levels and increasing the activity of peroxidase enzyme in the tolerant genotype can reduce the amount of hydrogen peroxide induced by iron toxicity.

    Keywords: IR64, Pokkali, Real-Time-PCR
  • Maryam Khoshkdaman, Sedigheh Mousanejad *, Seyed Ali Elahinia, AliAkbar Ebadi, Fereidoun Padasht, Dehkaei Pages 221-233

    Sheath blight disease of rice caused by Rhizoctonia solani AG-1 IA, has been recognized as one of the most economically important rice diseases in the worldwide. Predicting inoculum density and understanding their survival will lead to agronomic management and reducing the application of fungicides in controlling this disease. The objective of this study was to investigate the effect of overwintering sclerotial density on rate and density of sheat blight disease and rice yield loss in weather conditions of Guilan province, Iran. For this purpose, a field experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in research fields of Rice Research Institute of Iran (RRII), Rasht, Iran, during 2017-2019. Treatments were 0, 12, 24 and 36 sclerotia in a plot of 9 m2, respectively, and the studied variety was the Iranian improved variety, Shiroudi. The results showed that inoculum (sclerotial) density had a significant effect on the development of rice sheat blight and its high density in the field resulted to increased disease and yield loss in rice growth stages. Study on the overwintering sclerotial densities during two years of experiment also showed that the amount of post-harvest rainfall had a significant effect on the survival of sclerotia and reduced them. Therefore, elimination or reduction of primary inoculum and prediction of survival rate of the disease agent under field conditions can be one of the most effective strategies in controlling rice sheath blight disease.

    Keywords: Forecasting, Inoculum, Rhizoctonia solani AG1- IA, Viability
  • Mehdi Shiran Tafti, Hadi Pirasteh Anosheh *, Ashkboos Amini Pages 235-248

    This research was conducted to compare the salinity tolerance of wheat promising lines during 2015-2017. The greenhouse experiment was carried out at Seed and Plant Improvement Institute, Karaj, Iran, and the field experiment was conducted at National Salinity Research Center, Yazd, Iran. The treatments in greenhouse experiment were irrigation water salinity at two levels (2 and 14 dS.m-1) and five wheat genotypes (MS-89-13, MS-89-12, MS-90-13, MS-90-15 and Narin as check, and in the field experiment including salinity of irrigation water at five levels (2, 5, 8, 11 and 14 dS.m-1) and the same five wheat genotypes mentioned above. The results of greenhouse experiment showed that salinity stress of 14 dS.m-1 significantly decreased plant height, leaf area, shoot fresh and dry weight and root length and dry weight in all genotypes and increased chlorophyll index only in MS-89-12 genotype. Narin as well as MS-90-15 and MS-90-13 genotypes with the lowest reduction percentage due to salinity stress were determined as the most tolerant genotypes. The results of field experiment also indicated that salinity stress, depending on its severity, significantly reduced plant height, ear length, fertile spikelet number in ear, grain number per spike and thousand grain weight, which led to considerable decrease in grain and biological yield. Under control conditions (2 dS.m-1), the highest and lowest grain yield were obtained from MS-90-13 and Narin (6.91 and 5.81 t.ha-1, respectively), and under 14 dS.m-1 salinity conditions, Narin and MS-90-15 genotypes had the highest and lowest grain yield (3.23 and 1.51 t.ha-1, respectively). The threshold levels of salinity tolerance for MS-89-13, MS-90-13, MS-90-15, Narin and Ms-89-12 were evaluated to be7.41, 6.30, 4.92, 4.84 and 4.20 dS.m-1, respectively. The results showed that MS-89-13 had the higher salinity tolerance at salinity of less than 8 dS.m-1, but at higher salinity levels, Narin and MS-90-13 genotypes similar to greenhouse experiment were more tolerant than the other genotypes. According to the relatively similar results of greenhouse and field experiments, MS-90-13 line for lower salinity levels and Narin variety and MS-90-15 line for higher salinity levels were the more suitable genotypes, which could be recommended with due to considerations.

    Keywords: Grain yield, Irrigation water salinity, seedling, soil salinity
  • Mojtaba Joekar, Mohammadreza Shiri *, Raheleh Khademian, Roghayeh Aminian Pages 249-259

    To investigate the response of new maize hybrids to different environmental conditions and determine their grain yield stability, an experiment was conducted using eight maize hybrids in a randomized complete block design with three replications in six locations in 2016. Due to the significant hybrid × environment (G × E) interaction, stability analysis was performed using two multivariate methods, AMMI and GGE-biplot. The results of the AMMI model showed that only the first principal component (AMMI1) was significant and accounted for 72.52% of the G×E variation. Based on AMMI model statistics (SPCA1 and ASV), the hybrids No. 1 ( KSC715B) and 5 (KSC706) were selected as the highest stable hybrids. The results of stability anlaysis by GGE-biplot procedure showed that 83.32% of the total grain yield variation was explained by the first and second component of GGE-biplot and the hybrids No. 1 (SC715B) and 7 (SC703) were identified as the hybrids with higher stability. In total, based on grain yield and the results of stability analysis using these two methods, the hybrids No. 7 (SC703) and 1 (SC715B) with grain yield of 13.16 and 12.82 t/ha, respectively, were identified as the most stable hybrids with most high yielding and due to high general adaptability, cab be cultivated in different regions of Iran. Also, biplot of correlation among environments revealed that Moghan, Shiraz and Kerman as well as Ghaemshahr, Kermanshah and Karaj, were very close to each other and were similar in ranking the studied hybrids. Considering high dicreament power of hybrids in Shiraz, Kerman, Karaj and Ghaemshahr regions and in order to save the costs of future experiments, it is recomanded that the experiments be carried out in these four regions instead of six.

    Keywords: AMMI, GGE-biplot, graphical, Adaptability
  • Sirwan Babaei *, Tayebeh Adeli, Iraj Tahmasebi, Valiolla Mozafarian Pages 261-269

    In field studies of weeds in the wheat fields of Kurdistan province, Iran, an alien plant from Brassicaceae species were observed for the flora of the province. This plant has been a weed in the wheat fields of Dehgolan, Ghorveh, Bijar and Divandareh (all of Kurdistan, Iran) for less than a past decade and its population has increased extremely in the last three to four years. According to the Turkish flora, this plant is nominated waxy leaved mustard and its scientific name is Boreava orientalis Jaub & Spach. The flora of Iran introduced this species as the synonym of Isatis quadrualata. In this study, weed density and distribution of B. orientalis was investigated in three regions, Dehgolan, Ghorveh and Bijar, and 15 fields from each region and compared with common weeds of the region. Data were collected by observational method and scoring was performed on a scale of 0 to 100. GIS software (ver. 10) was used to construct the distribution map of this weed and sampling data were interpolated using the inverse distance weighting (IDW) method. The results of this study showed that the regions infected to waxy leaved mustard were more in Sanandaj to Dehgolan, Sanandaj to Bijar and Dehgolan to Bijar path and weed density in these areas was about 40 plants/m2. The seeds of this weed will fall after maturity and before harvesting wheat and germinate under favorable environmental conditions from late November to late December. The distribution of waxy leaved mustard is clumpy and in some fields covers about 35% of the field surface and wheat yield loss at this high densities was estimated to be 70%. The density of this weed in the irrigated fiels is higher than in the dry fields and causes more damage. Although this weed has been present in the region for about six years, but its spread is intense and worrying. It is recommended that more comprehensive studies be carried out on the different characteristics and appropriate methods of controlling this weed.

    Keywords: Field studies, Invasive plants, Inverse distance weighting method, New weed
  • Hadi Alipour, Reza Darvishzadeh * Pages 271-298

    The field of association mapping studies has recently received major attention for genetic studies of quantitative traits in many important plants. Access to next generation sequencing technologies, high phenotypic data and a variety of sophisticated statistical tools have enabled association mapping studies in plants to be successful in identifying gene loci controlling quantitative traits. Due to the importance of association mapping method in mapping studies of the quantitative traits, the present paper was prepared to explain the association mapping method and its use in plant breeding especially cereals. This paper, also provides some information about statistical softaware packages used in association mapping and then the opportunities and challenges of association mapping and post-genome wide association studies at the whole genome level will be discussed. Finally, linkage disequilibrium value and association mapping analysis will be evaluated based on general linear model (GLM) and mixed linear method (MLM) using a simple example.

    Keywords: Genome-wide association mapping, Kinship, Mixed linear model, population structure