فهرست مطالب

مدیریت دولتی - پیاپی 41 (بهار 1399)
  • پیاپی 41 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/17
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسین دامغانیان، میثم لطیفی، عباسعلی رستگار، وحید نجفی کلیانی* صفحات 1-23
    هدف

    اشتیاق کارکنان در سال های اخیر به موضوعی داغ تبدیل شده و یکی از پنج دغدغه مهم پیش روی مدیریت منابع انسانی محسوب می شود. برانگیختن انسان در مسیر صحیح و متناسب با فطرت و فلسفه آفرینش، زمینه بهره مندی وی از نعمت های دنیوی و اخروی را با هم فراهم می کند. هدف این مطالعه، تبیین مفهوم اشتیاق کارکنان و بررسی ریشه های پیدایش و برانگیختن آن بر اساس رهنمودهای قرآنی است.

    روش

    با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون و با بهره گیری از نسخه 11 نرم افزار MAXQDA تفسیر 5 جلدی نمونه و 20 جلدی المیزان در نرم افزار نور مرور و شناسه گذاری شد.

    یافته ها

     در این زمینه بیش از 493 مضمون اولیه شناسایی شد که پس از پالایش نهایی، به 120 مضمون تقلیل یافت. مضامین اولیه در قالب 43 مضمون اصلی و پس از آن، در قالب 12 مضمون سازمان دهنده، طبقه بندی شدند. 12 مضمون سازمان دهنده نیز در قالب سه مضمون فراگیر اشتیاق فردی، اشتیاق سازمانی و عوامل زمینه ای اشتیاق دسته بندی شدند.

    نتیجه گیری

     لازمه اشتیاق کارکنان از منظر قرآن، توجه ویژه به فطرت و سرشت انسان در جهت تعالی خود فردی است که مدیران حوزه منابع انسانی باید به آن توجه ویژه ای کرده و فرهنگ اسلامی را در سازمان خود پیاده سازی کنند. تعریف کار، منطبق بر اصول و باورهای قرآنی، سرشت انسان، وجدان اسلامی و تعلقات قلبی کارکنان، به شکل گیری اشتیاق کارکنان منجر شده و زمینه رشد و تعالی سازمان و کارکنان را هم زمان فراهم می آورد.

    کلیدواژگان: اشتیاق کارکنان، تفسیر المیزان و نمونه، قرآن کریم، مدیریت اسلامی، مدیریت منابع انسانی
  • حسن دانایی فرد، شهرزاد نیری*، مصطفی آخوندی صفحات 24-41
    هدف

    بر اساس بررسی های انجام شده، ابهام هدف سازمانی در سازمان های دولتی بسیار بیشتر از سایر سازمان هاست. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر ابهام هدف سازمانی بر روحیه کاری کارکنان در سازمان های خدمات عمومی استان یزد، به تفکیک ماموریت سازمانی و ویژگی های فردی است.

    روش

    برای جمع آوری داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه های استاندارد روحیه کاری پی اف اس و ابهام هدف سازمانی رینی، یک پرسش نامه بومی طراحی شد. جامعه آماری پژوهش 79 سازمان خدمات عمومی استان یزد بودند که بر اساس فرمول کوکران 380 نفر از بین کارکنان به روش نمونه گیری طبقه ای سیستماتیک انتخاب شدند. برای سنجش روایی سازه، از روش بارهای عاملی متقابل و هم بستگی متغیرهای مشاهده پذیر و متغیرهای پنهان استفاده شد. داده های پژوهش نیز در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که ابهام هدف سازمانی، روحیه کارکنانی را که سطح تحصیلی کمتر از دیپلم دارند، کاهش می دهد و از طرفی، موجب می شود که روحیه زنان کارمند، کارکنان با سطح تحصیلات تکمیلی، کارکنان با تجربه کاری کمتر از 5 سال و بیش از 15 سال و کارکنان کمتر از 30 سال و بیشتر از 40 سال افزایش یابد؛ اما در سایر گروه ها تاثیری نمی گذارد. به علاوه ابهام هدف سازمانی، روحیه کارکنان در گروه بانک ها و بیمه ها را افزایش می دهد؛ اما در سایر گروه های سازمانی تاثیر معناداری ندارد.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش بر این موضوع تاکید دارد که استفاده از ابهام هدف به شرط توجه به ویژگی های فردی و ماموریت سازمانی، روحیه کارکنان را افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: ابهام هدف سازمانی، روحیه کارکنان، سازمان های خدمات عمومی، ویژگی های فردی، ماموریت سازمانی
  • علی ابراهیمی، محمد مرادی، همت جعفری* صفحات 42-63
    هدف

    این پژوهش با هدف ارایه چارچوب بهبود پاسخ گویی شرکت های دولتی اجرا شده است. با توجه به اهمیت  وجود نظام پاسخ گویی شرکتی در ارزیابی نحوه مدیریت منابع اقتصادی، در دنیای امروز به جنبه های مالی و عملیاتی عملکرد توجه می شود تا ضمن ممانعت از بروز عدم تقارن اطلاعاتی، امکان ارزیابی عملکرد مدیریت در تحقق اهداف شرکت و تامین منافع ذی نفعان فراهم شود.

    روش

    با استفاده از روش کیفی، وضع موجود پاسخ گویی شرکت های دولتی ایران و تجارب کشورهای منتخب بررسی شد و خلاصه آن در اختیار خبرگان قرار گرفت و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته برای پاسخ به پرسش های پژوهش از آنان نظرخواهی شد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان حرفه ای و دانشگاهی با دانش مالی و تجربه اجرایی بودند و در این میان با 16 نفر مصاحبه به عمل آمد.

    یافته ها

    پس از تحلیل مصاحبه های انجام شده، عناصر مرتبط با پاسخ گویی شرکت های دولتی شناسایی و کدگذاری شدند. بر اساس عناصر اصلی، چارچوبی با 9 عنوان شامل 1. افشای اطلاعات؛ 2. بودجه و مدیریت مالی دولتی؛ 3. ارتباط با ذی نفعان؛ 4. سیاست های جبران خدمات؛ 5. مسیولیت پاسخ گویی قانونی؛ 6. گزارشگری های هییت مدیره؛ 7. نقش و مسیولیت کمیته های هییت مدیره؛ 8. تدوین شاخص های مقداری ارزیابی عملکرد؛ 9. تدوین شاخص های نسبی ارزیابی عملکرد و 55 عنصر فرعی به ‎دست آمد.

    نتیجه گیری

    به سیاست گذاران توصیه می شود که با استفاده از یافته های این پژوهش، هنگام تدوین ضوابط پاسخ گویی شرکت های دولتی، ملاحظه ها و اقدام های مربوط برای بهبود پاسخ گویی شرکت های دولتی را فراهم کنند. این عناصر استانداردها، کنترل ها و مسیولیت هایی را مطرح می کنند که به بهبود پاسخ گویی شرکت های دولتی ایران می انجامد.

    کلیدواژگان: پاسخ گویی، راهبری شرکتی، شرکت های دولتی، هیئت مدیره
  • محمدرضا عسکری پور، محمدحسین متقی پیشه*، ایوب شیخی صفحات 64-84
    هدف

    این پژوهش قصد دارد تاثیر رهبری خدمتگزار را بر رفتار کاری نوآورانه بررسی کرده و نقشی را که انگیزه خدمت عمومی و مهارت سیاسی به عنوان میانجی و تعدیلگر در رابطه بین این دو متغیر ایفا می کنند، آشکار کند.

    روش

    در این پژوهش توصیفی جامعه آماری متشکل از کارکنان متخصص شاغل در سطوح استانی سازما ن های دولتی در سراسر ایران است. با توجه به اینکه حجم نمونه 384 نفر است، در مجموع 480 پرسش نامه بین پاسخ گویانی که به روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای انتخاب شدند، توزیع شده و 395 پرسش نامه جمع وریآ آوری شد. ابزار سنجش این پژوهش چهار پرسش نامه استاندارد بودند که روایی و پایایی آنها در آزمون های انجام شده به تایید رسید.

    یافته ها

    نتایج مدل یابی معادله های ساختاری نشان داد که رهبری خدمتگزار بر انگیزه خدمت عمومی و رفتار کاری نوآورانه اثر مثبت و مستقیم دارد. به علاوه، نقش انگیزه خدمت عمومی به عنوان میانجی و نقش مهارت سیاسی به عنوان تعدیلگر، در رابطه بین رهبری خدمتگزار و رفتار کاری نوآورانه به تایید رسید.

    نتیجه گیری

    این پژوهش علاوه بر برخی نوآوری در توسعه تیوری، برای بخش دولتی ایران برخی دستاوردهای کاربردی دارد. از جنبه کاربردی، این پژوهش، شناختی از وضعیت متغیرهای پژوهش و روابط بین آنها ارایه کرده است که می توان آن را مبنای برنامه ریزی مدیران سطح عالی برای افزایش سطح رفتار کاری نوآورانه کارکنان در سازما ن های دولتی ایران قرار داد. مبتنی بر یافته ها، در این برنامه ریزی باید به صورت هم زمان ارتقای سطح مهارت سیاسی کارکنان و افزایش سطح اجرای مولفه های رهبری خدمتگزار توسط مدیران مد نظر باشد.

    کلیدواژگان: انگیزه خدمت عمومی، بخش دولتی ایران، رفتار کاری نوآورانه، رهبری خدمتگزار، مهارت سی
  • ایوب محمدیان*، مریم خداداد برمی صفحات 85-116
    هدف

    در عصر حاضر، شبکه سازی و همکاری بین سازمان های دولتی، عامل مهمی برای ارایه خدمات یکپارچه است که در واقع باعث می شود که ارزش عمومی و طراحی سرویس از دیدگاه شهروندان ایجاد شود. برای این منظور، سازمان های دولتی به قابلیت جدیدی با عنوان قابلیت شبکه ای نیاز دارند. هدف این پژوهش، مدل سازی فرایند شکل گیری قابلیت شبکه ای در سازمان های دولتی فعال در پنجره واحد تجاری ایران است.

    روش

    در اجرای این پژوهش کیفی، از نظریه برخاسته از داده با روش اشتراوس و کوربین استفاده شده و به منظور تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها، مستندها و صورت جلسه های پروژه پنجره واحد تجاری، کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی انجام شده است.

    یافته ها

    در این پژوهش برای شکل گیری قابلیت شبکه ای 35 مفهوم، 13 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی شناسایی شدند که در 5 سطح تحلیل، شامل سطوح شبکه، محیط، بین سازمانی، تکنولوژیکی و سازمانی دسته بندی شده اند. در انتها، 5 گام اجرایی برای شکل گیری قابلیت شبکه ای و 6 فرضیه اصلی و 12 فرضیه فرعی برای اجرای پژوهش های آتی پیشنهاد شد.

    نتیجه گیری

     مدل نظری پیشنهادی نشان می دهد که انگیزه های درونی و بیرونی شرایط علی ایجاد قابلیت شبکه ای بوده و ابعاد توسعه قابلیت شبکه ای در سازمان های دولتی نیز هم دربردانده قابلیت های درونی و هم قابلیت های بین سازمانی هستند. شرایط محیطی دور و نزدیک جزء شرایط زمینه ای اثرگذار بر توسعه قابلیت شبکه ای بوده است. همچنین ویژگی حاکمیت شبکه و معماری فناوری اطلاعات شبکه جزء شرایط مداخله گر موثر بر توسعه قابلیت شبکه ای است. بر اساس مدل نظری پیشنهادی، در سطح بلوغ سازمان های ایرانی، سازوکار ها عبارت اند از ادغام و تعامل پذیری پویا و راهبردها نیز عبارت اند از ارتباط ها و همکاری. در نهایت پیامدهای حاصل از توسعه قابلیت شبکه ای سازمان شامل ایجاد مزایا برای شهروندان، سازمان ها و متولیان شبکه هستند.

    کلیدواژگان: قابلیت شبکه ای، ارائه خدمات یکپارچه، شبکه های بین سازمانی، دولت دیجیتال، پنجره واحد
  • سمیرا نجارزاده آرانی، عباس نرگسیان*، مجتبی امیری، خدیجه سفیری صفحات 117-141
    هدف

    این اواخر، حضور زنان در رده های مدیریت چشمگیرتر شده است که موضوع های بسیاری را به همراه داشته است. یکی از موضوع های بسیار مهمی که در رده های مدیریتی به چشم می خورد، سبک رهبری زنان است.

    روش

    در این پژوهش، فلسفه پژوهش فمینیستی، رویکرد پژوهش استقرایی قیاسی، راهبرد پژوهش نظریه داده بنیاد و نسخه گلدکل و کرونهلم انتخاب شده و روش گردآوری اطلاعات مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده است. بدین منظور از جامعه پژوهشی که شامل تمامی زنان مدیری بودند که در بخش دولتی در پست های مدیر کل به بالا پس از انقلاب مسیولیت بر عهده داشتند، نمونه گیری نظری صورت گرفت و از این طریق، با 35 نفر از زنان مصاحبه هایی انجام شده است.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل سبک رهبری زنان، سبک رهبری مادرانه است که عواملی مانند زمینه های فرهنگی، بسترهای حمایتی، موانع ارتباطی و ساختاری در آن تاثیرگذار است و در نهایت به پیامدهای اجتماعی و سازمانی متعددی منجر می شود.

    نتیجه گیری

     در جمع بندی کلی می توان گفت که رهبران زن به دلیل نقش هایی همچون مادر، زن و دختر دارای هویت اجتماعی می شوند که این هویت روی تعریف آنها از خود و محیط اجتماعی که با دیگران در ارتباط هستند، تاثیر می گذارد. بنابراین زنان در مدیریت کردن و رهبری سازمان ها از این ویژگی که هم فرهنگ مردسالار آن را ستایش می کند و هم به رسمیت شناخته ترین ویژگی زنانه طی تاریخ است، استفاده کنند.

    کلیدواژگان: مدیریت زنان، سبک رهبری، فرهنگ ملی، فمینیسم
  • فاطمه السادات ابوالمعالی، کرم الله دانش فرد*، علی اصغر پورعزت صفحات 142-171
    هدف

    اصلاحات فناوری محور با تاکید بر جامعه دیجیتالی، به ویژه در بخش دولتی، در دستور کار اغلب کشورها قرار گرفته و به موضوع جدیدی برای بحث دولت های امروزی بدل شده است. مدل حکومت باز با تکیه بر داده باز، از جمله مدل های نوین برای پیاده سازی اصلاحات فناوری محور است. داده ها به مثابه نیروی محرک برای دولت ارزش ایجاد می کنند؛ اما این ارزش افزوده بدون مشارکت، همکاری و در اختیار قرار دادن اطلاعات به مردم، محقق نمی شود و این همان تحول از سیستم بسته به سمت سیستم باز است. بنابراین، هدف این پژوهش طراحی الگوی عوامل پیش ران برای کاربست مدل حکومت باز است.

    روش

    این پژوهش بنیادی محسوب می شود و روش اجرای پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. روش گردآوری داده ها و اطلاعات، روش کتابخانه ای بوده و با ابزار فیش برداری اجرا شده است. همچنین ضمن مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و اجرایی صاحب نظر در زمینه موضوع مطالعه، تلاش شده است که داده های مکمل، جمع آوری و تحلیل شوند. این مصاحبه ها به صورت هدفمند با 16 خبره دانشگاهی و اجرایی متخصص در زمینه موضوع انجام شدند.

    یافته ها

    در بخش کیفی پژوهش با کدگذاری باز و محوری داده های به دست آمده از مصاحبه، عوامل پیش ران کاربست حکومت باز شناسایی و اولویت بندی شدند. در بخش کمی نیز، استادان خبره دانشگاهی مدل کیفی پژوهش را با استفاده از ابزار پرسش نامه و به کمک روش‎های CVR و CVI تایید کردند.

    نتیجه گیری

    در کدگذاری باز، 88 کد اولیه از مصاحبه با خبرگان استخراج شدند که در نهایت این شبکه مضامین در پنج مضمون اصلی دسته بندی شدند. اولویت این مضامین از دیدگاه خبرگان (در بخش کیفی پژوهش) برای کاربست حکومت باز به ترتیب عبارت اند از اجرایی ‎شدن قانون دسترسی آزاد به اطلاعات، داده حاکمیتی باز، استفاده از فناوری، بهره گیری از داده های حکومتی و فناوری برای اجرایی کردن برنامه های دولت به مثابه پلتفرم و در نهایت، دسترسی به شفافیت واقعی.

    کلیدواژگان: داده حاکمیتی باز، حکومت باز، عوامل پیش ران، دولت به مثابه پلتفرم
|
  • Hossein Damghanian, Meisam Latifi, Abasali Rastgar, Vahid Najafi Kalyani * Pages 1-23
    Objective

    Employee engagement has become a hot topic in recent years and one of the five major challenges human resource management is facing. Incitement of man in the right direction and in accordance with the nature and philosophy of creation creates the grounds for his enjoyment of worldly and foretaste blessings. The purpose of this study is to explain the concept of employees 'engagement and to investigate the origins of the emergence and stimulate the employee engagement based on Qur'anic guidelines.

    Methods

    Using the qualitative method of analysis and using the MAXQDA 11 software, the 20-volume interpretation of al-Mizan and 5-volume interpretation of Nemooneh in the use of the NOOR Software was reviewed and coded.

    Results

    In this context, more than 493 primary topics were identified that reduced to 120 after the final refinement. Primary themes were organized in the form of 43 main themes and then in the form of 12 organizer themes. The 12 organizer themes were categorized as two general themes of individual and organizational engagement.12 themes of organizer were categorized into 3 general themes: individual engagement, organizational engagement, underlying causes of engagement.

    Conclusion

    From the Qur'an's point of view, the employee engagement requires special attention to human nature and self-transcendence. Hence,human resource managers should pay particular attention to employee engagement and be involved in human resource planning. Defining work in accordance with Qur'anic principles and beliefs, human nature, Islamic conscience, and employees’ beliefs can lead to the formation of employee engagement and provide the ground for the growth and excellence of the organization and its employees. The article seeks to conceptualize and explain one of the recent issues of human resources that comprehensively explore the concept and dimensions of employee engagement (individual and organizational) and its emerging contexts based on Native and authentic Quranic knowledge.

    Keywords: Human Resources Management, Employee Engagement, Islamic Management, Holy Quran, Interpretation of Al-Mizan, Nemooneh
  • Hasan Danaeefard, Shahrzad Nayyeri *, Mostafa Akhondi Pages 24-41
    Objective

    Given the effect of employee morale on organizational productivity and the low productivity of the public sector, it is critical to examine this variable and to discover its effective factors. Organizational goal ambiguity affects employee morale andthis is blatantly noticeable in the public sector. This study is aimed at investigating the category of public service organizations in which morale is affected by goal ambiguity and determine the type of employees influenced by it.

    Methods

    Data were collected using the standard questionnaires of PFS Employee Morale and Rainey's Organizational Goal Ambiguity. The study population consisted of 79 public service organizations of Yazd, from which 380 employees were selected through stratified sampling. Cross-loadings and the correlation between observable and latent variables were used to test the construct validity. SPSS and Smart PLS were utilized for data analysis

    Results

    Organizational goal ambiguity decreased the morale in employees with a diploma degree, but increased it in female employees, employees with higher education, those with work experience less than 5 and more than 15 years, and those aged under 30 and over 40; however, it did not affect other groups. Moreover, this variable increased employee morale in bank and insurance job categories, but had no significant effect on other organizational groups.

    Conclusion

    The results of this study emphasize that the use of organizational goal ambiguity increases the morale of the employees, provided they pay attention to individual characteristics and organizational mission.

    Keywords: Organizational goal ambiguity, Employees's morale, Public service organizations, Individual characteristics, Organizational mission
  • Ali Ebrahimi, Mohammad Moradi, Hemmat Jafari * Pages 42-63
    Objective

    This study aims to provide a framework for improving the accountability of state-owned companies. Given the importance of providing a corporate accountability system in assessing the management of economic resources, the financial and operational aspects of performance are taken into account in order to prevent information asymmetry, to enable management performance evaluation in achieving the company goals and to provide benefits to the stakeholders.

    Methods

    While using the qualitative approach, the accountability status of Iranian state-owned companies has been examined and the related elements in the relevant statements and guidelines in selected countries were studied and the results were given to experts using the semi-structured interviewing tool to answer the research questions responses. The statistical population consisted of professional and academic experts with financial knowledge and executive experience. There were 16 interviewees.

    Results

    To present the research findings, the elements related to the accountability were identified and coded after analyzing the interviews. Based on the findings, the core elements of the framework include nine topics including information disclosure, government budgeting and financial management, stakeholder communication, compensation policies, legal accountability, board reporting, role and responsibility of board committees, formulation Quantitative performance evaluation indices, compilation of relative performance evaluation indices. In addition the structure includes 55 items as sub-elements.

    Conclusion

    The research, based on outcomes, recommends policy makers to apply the findings of this study to formulate SOE’s accountability and provide relevant considerations and measures to improve their accountability. These elements set out standards, controls, and responsibilities that improve the accountability of Iranian state-owned companies.

    Keywords: Accountability, Corporate governance, state owned company, board
  • Mohammadreza Askaripoor, MohammadHossein Motaghi Pisheh *, Ayyub Sheikhy Pages 64-84
    Objective

    The purpose of this study is to examine the impact of servant leadership on innovative work behavior and to reveal the role that public service motivation and political skill play as mediator and moderator in the relationship between these two variables.

    Methods

    In this descriptive study, the statistical population consisted of specialist staff working in provincial levels of governmental organizations throughout Iran. Given that the sample size is 384, a total of 480 questionnaires were distributed among the respondents who were selected through two-stage cluster sampling and 395 questionnaires were collected. The instrument of this study was 4 standard questionnaires whose validity and reliability were confirmed in the tests.

    Results

    The results of structural equation modeling analysis showed that servant leadership has a positive and direct effect on public service motivation and innovative work behavior. In addition, the role of public service motivation as mediator and the role of political skill as moderator in the relationship between servant leadership and innovative work behavior were confirmed.

    Conclusion

    In addition to some innovations in theory development, this research has some practical implications for the public sector in Iran. From the practical point of view, this study provides an understanding of the status of research variables and the relationships between them. This recognition can be the basis for senior executives planning to enhance the level of innovative employee behavior in government agencies in Iran. Based on the findings, this planning should focus on enhancing the level of political skill of staff as well as increasing the level of implementation of servant leadership components by managers.

    Keywords: Servant leadership, Innovative Work Behavior, Public Service Motivation, political skill, Public Sector of Iran
  • Ayoub Mohammadian *, Maryam Khodadad Beromy Pages 85-116
    Objective

    In the present era, networking between government agencies has become an important factor in delivering integrated services that actually create public value and service design from the citizens' point of view. To this end, government agencies need a new capability called network capability. The purpose of this study is to model the process of forming network capabilities in government agencies active in the Iranian single window.

    Methods

    In this qualitative study, grounded theory was used based on Strauss and Corbin method and in order to analyze the data obtained from interviews, documentation, and minutes of the single window project, a three-stage open, axial and selective coding method was used.

    Results

    In this study, 35 concepts, 13 subcategories and 6 main categories were identified to form the network capability, which were classified into five levels of analysis including network, environment, inter-organizational, technological and organizational levels. In addition, five steps were proposed to form the network capability as well as six main hypotheses and twelve sub-hypotheses for future research.

    Conclusion

    The proposed theoretical model shows that internal and external motivations are the causal conditions for building network capability and the dimensions of network capability in government organizations include both internal capabilities and interorganizational capabilities. Macro and micro environmental conditions have been one of the influential underlying conditions for network capability development. Also, the characteristics of network governance and network information technology architecture are among the intervening conditions affecting the development of network capability. According to the proposed theoretical model, at the maturity level of Iranian organizational mechanisms are: integration and dynamic interoperability and strategies are communication and cooperation. Finally, the implications of developing network capability for network governers, organizations, and policymakers have been proposed.

    Keywords: Network capability, Integrated Service Delivery, Inter-Organizational Networks, Digital Government, Single window
  • Samira Najarzadeh Arani, Abbas Nargesian *, Mojtaba Amiri, Khadijeh Safiri Pages 117-141
    Objective

    Women's presence in managerial positions has recently been more remarkable, and this has caused a variety of issues. One important issue that can be observed in managerial positions is women's leadership style.

    Methods

    In this research the philosophy of research is feminism, the approach is inductive-deductive, the strategy of the research is grounded theory, the Goldkuhl & Cronholm version, and the method is qualitative. The data has been gathered using semi-structured interviews. To do so, using theoretical sampling, 35 women from the population of the study were chosen

    Results

    Results show that the model of women's leadership style is a motherhood leadership style, and factors such as cultural contexts, supports, and communication and structural obstacles have an impact on it, and thisconsequently leads to a variety of organizational and societal consequences.

    Conclusion

    In general, it can be said that female leaders are affected by their social roles. Therefore, it is not in vain that women in the management and leadership of the organization who use this feature are praised by the patriarchal culture and the most recognizable feature of women throughout history.

    Keywords: : Women management, leadership style, national culture, feminism
  • Fatemeh Aboalmaali, Karamolah Daneshfard *, AliAsghar Pourezzat Pages 142-171
    Objective

    Technology–oriented reforms, especially in the public sector, “with society being digital” has been put in the agendum of most countries throughout the world. It has become the topic of discussion for the contemporary governments. The pattern of “Open Government” by relying on “Open Data” is among the novel patterns for realizing such reforms. Data as driving forces for the government can result in values. Such value-added cannot be fulfilled without cooperation, participation and providing information to the people. It is regarded as the evolution of a closed system into an open system. Therefore, the present study aims at designing a pattern to the recognition of triggering elements of open government implementation.

    Methods

    This study is a fundamental one. The method of conducting in this research is qualitative and based on content analysis. The data and information have been collected through note taking based on library research. We have also tried to collect and analyze complementary data while interviewing academic and operational experts for the topic of study. The interviews took place purposefully with 16 skillful academic and operational experts in this field.

    Finding

    In the qualitative section of the study with open codification were extracted from the interviews, triggering elements of open government implementation, were recognized and prioritized.In the quantitative section of the study was done through a questionnaire and its validity was confirmed using CVR and CVI methods by academic expert.

    Conclosion

     In open codification, 88 basic codes were extracted from the interviews with experts. This data was categorized into 5 major themes.Prioritization of qualitative section in this study was like a platform, accessing a real clarification for implementation of open government, free access to information, open governance data, employing technology as well as enjoying technological and governmental data.

    Keywords: Open Government_Open Governance Data_Triggering Elements_Government as a Platform