فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 1 (بهار 1402)
  • تاریخ انتشار: 1402/04/20
  • تعداد عناوین: 13
|
  • علیرضا ربیع پور، آریا باباخانی لشکان*، اسحاق زکی پور رحیم آبادی صفحات 1-14

    سنبل آبی Eichhornia crassipes یکی از گیاهان آبزی مهاجم و غیر بومی تالاب انزلی است. در مطالعه حاضر تاثیر حلال های آبی، آبی- اتانولی (50:50) و اتانولی بر میزان خواص آنتی اکسیدانی عصاره های به دست آمده از قسمت های مختلف (برگ، ساقه و ریشه) سنبل آبی با روش استخراج غوطه وری (حلالی) بررسی شد. محتوای فنول کل، فعالیت خنثی کنندگی رادیکال آزاد، فعالیت آنتی اکسیدانی کل و قدرت کاهندگی آهن مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیش ترین مقدار فنول کل و بالاترین فعالیت خنثی کنندگی رادیکال آزاد مربوط به عصاره ی آبی برگ بوده که دارای اختلاف معنی دار با سایر تیمارها بود (05/0<p). بالاترین فعالیت آنتی اکسیدانی کل مربوط به عصاره آبی- اتانولی برگ بوده که اختلاف معنی داری با سایر تیمارها داشت (05/0<p) و بالاترین قدرت کاهندگی آهن مربوط به عصاره ی آبی برگ بود (05/0<p). عصاره ی به دست آمده از برگ نسبت به ساقه و ریشه خاصیت آنتی اکسیدانی بالاتری را داشت. با توجه به نتایج، گیاه سنبل آبی می تواند به عنوان یک منبع آنتی اکسیدانی طبیعی ارزان قیمت و مناسب مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: Eichhornia crassipes، تالاب انزلی، گیاه آبزی، آنتی اکسیدان، سنبل آبی
  • علی حاجی بگلو*، کیمیا علائی، ولی الله جعفری، سید حسین حسینی فر، علی جافر صفحات 15-25

    هورمون 17 آلفا- متیل تستوسترون از جمله آندروژن هایی است که در سیکل جنسی نقش داشته و برای افزایش رشد و تغییر صفات ثانویه مورد استفاده قرار می گیرد. این پژوهش با هدف ایجاد جمعیت تمام نر در ماهی دم شمشیری (Xiphophorus helleri) انجام شد. در این آزمایش ماهیان در قالب گروه های آزمایشی شامل گروه کنترل، هورمون 17 آلفا- متیل تستوسترون با 3 سطح (400،300و500 میلی گرم در کیلوگرم جیره)، آروماسین با سطح (45،30 و60 میلی گرم در کیلوگرم جیره) و تابش نور سبز (به صورت 12 ساعت روشنایی و 12 ساعت تاریکی) هر یک با 3 تکرار به مدت 45 روز اجرا شد. در این آزمایش در گروه آروماسین 45 میلی گرم در کیلوگرم جیره (79/9 درصد) بیشترین درصد نرسازی دیده شد. درصد مولدین ماده تغییر جنسیت یافته به نر در تیمار نورسبز بالاتر از سایرتیمارها بود. همچنین درصد بقا در تیمار نورسبز و آروماسین بالاتر از تیمار 17 آلفا متیل تستوسترون بود. در مجموع با توجه به درصد نرسازی و درصد مولدین ماده تغییر جنسیت یافته به نر به ترتیب تیمار نورسبز و تیمار آروماسین بهترین تیمار تشخیص داده شد. در مجموع نتایج نشان داد به منظور القای نرسازی در ماهی دم شمشیری آروماسین می تواند گزینه مناسبی برای جایگزینی با هورمون متیل تستوسترون باشد.

    کلیدواژگان: ماهی زینتی، ماهی دم شمشیری Xiphophorus helleri، هورمون 17 آلفا- متیل تستوسترون، تابش نور سبز و مهار کننده آروماتاز
  • سید احمدرضا هاشمی*، مسطوره دوستدار، اشکان اژدری، الناز عرفانی فر، پریا اکبری، قاسم رحیمی قره میر شاملو صفحات 27-40

    آگاهی از میزان ذخیره آبزیان موجود در هر منبع آبی از اولین و اساسی ترین اطلاعات مورد نیاز برای مدیریت ذخایر شیلاتی است. گونه حلزون بابیلون دارای ارزش تجاری و صادراتی بوده و صید آن در سالیان اخیر افزایش داشته و تاکنون مطالعه ای در مورد آن انجام نشده است. در بررسی حاضر، وضعیت بهره برداری حلزون بابیلون با نمونه برداری از چهار منطقه صیادی این گونه در شمال دریای عمان (ایران) شامل پسابندر، بریس ، پزم و کنارک از شهریور 1400 لغایت شهریور 1401 صورت گرفت. در مجموع برروی 2779 نمونه حلزون بابیلون، تجزیه و تحلیل زیست سنجی انجام شد. میانگین طولی(± انحراف معیار) کل نمونه های حلزون بابیلون 5±34 در دامنه 64- 19 میلیمتر و میانگین وزنی(± انحراف معیار) 5±12 در دامنه 66- 2 گرم بود. شاخص های رشد و مرگ و میر شامل طول بی نهایت (میلی متر) L∞ = 71، ضریب رشد K = 0.35 (yr-1) ، مرگ و میر طبیعی M = 0.5 (yr-1) ، مرگ و میر صیادی F = 1.75 (yr-1) ؛ مرگ و میر کل Z = 2.25 ± 0.29 و ضریب بهره برداری E = 0.78 محاسبه شد. میزان تولید به ازای بیوماس (P/B) کل 23/0 ± 15/2 P/B = در محدوده 38/2 - 92/1 P/B = و میانگین تولید سالانه (9-15) 3 ± 12 در سال بدست آمد. مطالعه حاضر نشان دادکه شاخص ضریب بهره برداری این گونه بیش از حد مطلوب بوده است و بایستی جهت حفظ و پایداری صید این گونه اقدامات متقتضی مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: بهره برداری، حلزون، دریای عمان
  • سید حسین حسینی فر*، مجید خانزاده صفحات 41-59
    امروزه استفاده از مکمل های ایمنی در آبزی پروری به دلیل شیوع بالای بیماری ها به یک نیاز جدی تبدیل شده است. مدت هاست که محققان علاقه زیادی به یافتن محرک های ایمنی مناسب، اقتصادی و ایمن برای محیط زیست داشته اند. استفاده از این محرک ها به عنوان افزودنی های خوراک یا آب برای تقویت سیستم ایمنی و افزایش مقاومت در برابر عوامل بیماری زای چالش برانگیز بسیار ضروری است. پروبیوتیک ها، پر بیوتیک ها، عصاره های گیاهی، میکرو- و ماکروجلبک ها و اسانس ها به طور گسترده در آبزی پروری مورد ارزیابی قرار گرفته اند. جلبک-های قهوه ای گروه بزرگی از جلبک ها هستند که به طور گسترده در محیط های دریایی پراکنده شده اند. فوکوییدان یک پلی ساکارید سولفاته است که از جلبک های دریایی قهوه ای جدا می شود. به دلیل خواص فیزیولوژیکی و بیولوژیکی متعددی که دارد توجه بسیاری از محقیقین را به خود جلب کرده است. فوکوییدان استخراج شده از جلبک های قهوه ای دارای عملکردهای زیست شناختی مختلفی از جمله ضد التهابی، تعدیل کننده ایمنی، ضد تومور، ضد باکتری، ضد ویروسی، ضد انعقاد، آنتی اکسیدان، و تقویت کننده رشد است. با توجه عملکردهای زیست شناختی فوکوییدان در این مقاله اثرات آن بر رشد، پاسخ های ایمنی، ظرفیت آنتی اکسیدانی و مقاومت در برابر بیماری گونه های مختلف آبزیان بررسی شده است.
    کلیدواژگان: جلبک قهوه ای، فوکوئیدان، فعالیت های زیست شناختی، آبزی پروری
  • متین شکوری*، محمدعلی افرائی بندپی، مهدی نادری، عرفان کریمیان صفحات 61-73

    بزرگ بی مهرگان کف زی به عنوان یک شاخص زیستی و بیان کننده شرایط محیط زندگی خود هستند. تحقیق حاضر در راستای طرح مطالعات پایش کیفی سد مخزنی ژاوه که بر روی دو شاخه قشلاق و گاوه رود (استان کردستان) احداث شد به اجرا در آمد. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت بزرگ بی مهرگان کف زی رودخانه به منظور تعیین تراکم و فراوانی گروه های مختلف آن ها و تعیین کیفیت آب رودخانه بر اساس شاخص زیستی هیلسنهوف صورت گرفت. نمونه برداری به صورت فصلی از 5 ایستگاه با سه تکرار انجام شد. نمونه برداری از ایستگاه های تعیین شده در پاییز 1399 شروع و تا تابستان 1400 (4 فصل) ادامه داشت. نمونه ها توسط الکل اتیلیک 70 درصد تثبیت و در آزمایشگاه جداسازی، شناسایی و شمارش شدند. برای شناسایی نمونه ها، از کلیدهای معتبر استفاده و شاخص زیستی هیلسنهوف، بر اساس حضور نمونه ها در هر ایستگاه تعیین گردید. بررسی جوامع بزرگ بی مهرگان کف زی نشان داد که موجودات متعلق به 10 خانواده از 5 رده متعلق به زالوها، حشرات، سخت پوستان، کم تاران و دوکفه ای ها در ایستگاه های مورد بررسی، شناسایی شدند. بررسی ها نشان داد که بیشترین فراوانی در ایستگاه 5 با 34 درصد و کمترین فراوانی در ایستگاه 2 با 7 درصد ثبت شد. بیشترین مقدار شاخص هیلسنهوف مربوط به فصل بهار با مقدار 45/7 و کمترین مقدار این شاخص مربوط به فصل پاییز با مقدار 79/6 بود. بر اساس شاخص زیستی هیلسنهوف، کیفیت آب ایستگاه 2 به دلیل نزدیکی به خروجی پساب کارخانه تصفیه در طبقه بسیار ضعیف و آلودگی شدید قرار گرفت و بررسی های بیشتر جهت هرگونه بهره برداری پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: بزرگ بی مهرگان کف زی، قشلاق، گاوه رود، کردستان، شاخص زیستی هیلسنهوف
  • رضا نهاوندی، سعید تمدنی، علی صادقی، سجاد پورمظفر* صفحات 75-85
    اسید فرمیک، ساده ترین عضو گروه کربوکسیلیک اسیدها است. مطالعه حاضر به منظور بررسی اثرات اسید فرمیک بر پارامترهای رشد، شاخص های خونی و ایمنی بچه ماهی قرمز (Carassius auratus) به مدت 60 روز صورت گرفت. بچه ماهیان قرمز (با میانگین وزن اولیه 15/0±10/5 گرم) در یک طرح کاملا تصادفی به 4 تیمار آزمایشی و 3 تکرار (25 قطعه در هر تکرار) که شامل تیمار آزمایشی شاهد (بدون استفاده از اسید فرمیک) و سه تیمار با اضافه کردن مقادیر 10، 20 و 30 گرم اسید فرمیک به هر کیلوگرم جیره، تقسیم شدند. نتایج نشان داد که شاخص های رشد (وزن نهایی،افزایش وزن، نرخ رشد ویژه، شاخص وضعیت و ضریب تبدیل غذایی) بین تیمار شاهد با تیمارهای حاوی اسید فرمیک اختلاف معنی داری داشت (05/0>P). وزن نهایی، افزایش وزن، نرخ رشد ویژه و شاخص وضعیت در تیمارهای حاوی اسید فرمیک نسبت به گروه شاهد افزایش داشته است (05/0>P). افزودن اسید فرمیک به جیره غذایی ماهی قرمز باعث بهبود شاخص های خونی و ایمنی در این ماهیان شد به طوری که ماهیان تغذیه شده با تیمارهای حاوی اسید فرمیک افزایشی را در میزان هماتوکریت، هموگلوبین، تعداد گلبول های قرمز و تعداد گلبول های سفید و میزان لیزوزیم، ایمونوگلوبین و ایمونوگلوبین کل نسبت به گروه شاهد شد (05/0>P). با توجه به نتایج به دست آمده، افزودن 10 گرم اسید فرمیک در جیره غذایی به منظور بهبود عملکرد رشد و سیستم ایمنی ماهی قرمز توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی: ماهی قرمز، اسید فرمیک، پارامترهای رشد، شاخص های خونی و ایمنی
  • پرویز زارع*، غلامعلی بندانی، زینب انصاری صفحات 87-97

    پژوهش حاضر با استفاده از مدل LBB به ارزیابی وضعیت بهره برداری و برآورد نقاط مرجع شیلاتی گونه ماهی کلمه در سواحل جنوب شرقی دریای خزر در چهار دوره زمانی 1390-1388، 1393-1391، 1396-1394 و 1399-1397 پرداخته است. مقادیر بیومس نسبی (B/B0) در چهار دوره زمانی مذکور به ترتیب 32/0، 14/0، 04/0 و 13/0 محاسبه شد که نشان می دهد کمترین و بیشترین نرخ تخلیه به میزان 68 و 96 درصد به ترتیب مربوط به اولین و سومین دوره زمانی می باشد. نسبت (F/M) از 16/1 در دوره زمانی 1390-1388 تا 79/8 در دوره زمانی 1396-1394 متغیر بود. نسبت های M/K، F/K و Z/K بدست آمده از داده های کل دوره نمونه برداری به ترتیب برابر با 44/1، 94/3 و 38/5 برآورد شدند. مقادیر این شاخص ها دارای نوسان بود بطوری که بیشترین مقدار M/K و دو شاخص دیگر به ترتیب مربوط به اولین و سومین دوره زمانی بود. با توجه به شاخص B/BMSY، ذخیره ماهی کلمه در دوره زمانی 1396-1394 در وضعیت تهی شدن و در سال های دیگر به شدت تحت بهره برداری بی رویه بوده است. بنابراین، نتایج مدل نشان می دهد هم اکنون میزان برداشت بیشتر از حداکثر محصول پایدار (MSY) بوده و ذخیره به شدت درحال کاهش و در وضعیت بحرانی می باشد. مقادیر F/M و B/B0 نیز بهره-برداری بی رویه را تایید می کنند. در مجموع، نتایج مدل LBB تایید می کند که منابع صید ماهی کلمه در سال های اخیر در سواحل جنوب شرقی دریای خزر به شدت کاهش یافته و در معرض خطر انقراض قرار دارد. جهت حفظ و احیای ذخیره مذکور نیازمند ارایه اقدامات مدیریتی کارآمدتر و سخت گیرانه تری می باشد.

    کلیدواژگان: کلمه خزری، وضعیت بهره برداری، حفظ ذخیره ماهی، مدل LBB، داده های محدود
  • آلتی وجان، رحمان پاتیمار*، حجت الله جعفریان، محمد قلی زاده، حسین آدینه، سید مصطفی عقیلی نژاد صفحات 99-110
    در این مطالعه ویژگی های رشد آلومتری دو گونه میگوی Palaemon adspersus و Palaemon elegans در خلیج گرگان - جنوب شرق دریای خزر در فاصله زمانی اردیبهشت 98 تا فروردین 99 بصورت مقایسه ای بررسی گردید. نتایج نشان دادند که در هردو گونه، ماده ها رشد بیش تری نسبت به نر ها داشتند. در P. adspersus رشد وزنی ماده ها نسبت به رشد طولی سریع تر اتفاق افتاد (Log TW = -5.3975 + 3.2018Log TL) در حالی که در نر های P. elegans، رشد طولی سریع تر از رشد وزنی بود (Log TW = -4.9019 + 2.8758Log TL) در گونه P. adspersus رابطه طول کل - طول کاراپاس برای ماده ها به صورت CL = 0.2162TL + 0.002 و برای نر ها به صورت CL = 0.2087TL + 0.0096 تعیین گردید. در P. elegans رابطه طول کل - طول کاراپاس برای ماده ها به صورت CL = 0.2451TL - 0.0908 و نر ها به صورت CL = 0.2043TL + 0.0372 تعیین گردید که در هردو جنس و هر دو گونه از نوع آلومتریک منفی بود.. در هردو گونه، میانگین ضریب وضعیت در ماده ها بیش تر از نرها بود و اختلاف معنی داری بین دو جنس و همچنین بین ماه های مختلف مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: P. adspersus، P. elegans، رشد آلومتری، خلیج گرگان، دریای خزر
  • اسماعیل قجرجزی، یوسف پیغمبری*، پرویز زارع، رضا عباسپور نادری صفحات 111-125
    در فصل صید سال 1398، اطلاعات صید، اطلاعات جوی و دریایی با هدف بررسی اثر عوامل محیطی بر میزان صید بر واحد تلاش صیادی (CPUE) میگوی موزی (Penaeus merguiensis) و سرتیز (Metapanaeus affinis) در صیدگاه های بندرعباس، قشم و بندر کلاهی به وسیله آزمون های رج بندی، آزمون جایگشتی و محاسبات رگرسیونی جمع آوری شد.طی 49 مرتبه تورکشی، 1932 کیلوگرم میگو شامل 1379 کیلوگرم میگوی موزی با میانگین 56/12 (با حدود اطمینان 95 درصد 68/9 تا 45/15) کیلوگرم بر ساعت و 553 کیلوگرم میگوی سرتیز با میانگین 18/5 (با حدود اطمینان 95 درصد 69/3 تا 68/6) کیلوگرم بر ساعت صید گردید. طبق نمودار رج بندی، صید بر واحد تلاش صیادی میگوی موزی با عمق، میزان بارندگی و دمای سطح آب ارتباط مستقیم و معنادار و با سرعت وزش باد، ابرناکی، رطوبت، شوری و ارتفاع موج ارتباط کمی دارد. میزان صید به ازای واحد تلاش صیادی میگوی سرتیز با شوری و دمای سطح آب ارتباط مستقیم و با ارتفاع موج و رطوبت ارتباط معکوس و با عمق، میزان بارندگی، سرعت وزش باد و ابرناکی ارتباطی نداشت؛ اما در نتایج آزمون جایگشتی، این روابط معنی دار نبود. طبق مدل دوجمله ای منفی در روش رگرسیون، متغیرهای متغیرهای سرعت شناور و میزان شوری (01/0P<) و رطوبت و ابرناکی (05/0P<) تاثیر معنی داری بر CPUE میگوی موزی و در مدل شبه پوآسون، متغیرهای دمای سطح آب (05/0P<) و شوری (1/0P<) تاثیر معنی داری بر CPUE میگوی سرتیز داشتند. بررسی حاضر بیانگر میزان و نحوه تاثیر (مستقیم یا معکوس) عوامل محیطی و جوی بر میزان صید موفق میگو است.
    کلیدواژگان: صید میگو، Penaeus merguiensis، Metapanaeus affinis، صید به ازای واحد تلاش، عوامل محیطی
  • علی طاهری*، فاطمه جامی صفحات 128-141
    امروزه یافتن آنتی اکسیدان های طبیعی از منابع دریایی مورد توجه است. در این خصوص جلبک های دریایی از اهمیت بالایی برخوردارند. در این مطالعه خواص ضد اکسیدانی دو گونه جلبک قهوه ای Sargassum tenerrimum و جلبک سبز Valoniopsis pachynema و تاثیر حلال های مختلف در استخراج ترکیبات آنتی اکسیدان مورد بررسی قرار گرفت. جلبک از سواحل تیس و رمین در چابهار جمع آوری شد و پس از خشک و پودر کردن توسط حلال های دی کلرومتان، متانول،کلروفورم و هگزان عصاره گیری شد. سپس قدرت ضد اکسیدانی غلظت های 01/0 ،1/0و1 میلی گرم بر میلی لیتر عصاره ها با استفاده از سنجش مهار رادیکال آزاد DPPH، قدرت احیاکنندگی و فعالیت کلاته کنندگی یون آهن مورد بررسی قرار گرفت تا عصاره با بهترین خاصیت آنتی اکسیدانی مشخص شود. بالاترین درصد مهار رادیکال در جلبک قهوه ایS. tenerrimum در غلظت یک میلی گرم بر میلی لیتر عصاره متانولی (22/88%) و در جلبک سبزV. pachynema در عصاره دی کلرومتانی (4/74%) بدست آمد. بالاترین قدرت احیاکنندگی (85/0) و فعالیت کلاته کنندگی (83/88 %) در عصاره دی کلرومتانی جلبک S. tenerrimum بدست آمد. بالاترین قدرت احیاکنندگی در عصاره دی کلرومتانی (4/0) و بیشترین فعالیت کلاته کنندگی در عصاره کلروفورمی (22/81 %) جلبکV. pachynema دیده شد. غلظت یک میلی گرم بر میلی لیتر دی کلرومتانی قابلیت بیشتری برای استخراج ترکیبات آنتی اکسیدانی داشته اند و گونه جلبک قهوه ایS. tenerrimum در مقایسه با جلبک سبز V. pachynema قدرت آنتی اکسیدانی بالاتری از خود نشان داد. بنابراین عصاره جلبکS. tenerrimum می تواند به عنوان منبعی بالقوه برای ترکیبات با خاصیت آنتی اکسیدان باشد و آزمون های تکمیلی مورد نیاز است.
    کلیدواژگان: سارگاسوم تنریموم، والونیوپسیس پاچینما، آنتی اکسیدان، رادیکال آزاد، ساحل چابهار
  • شیرین حسنی، سید مهدی اجاق*، سادنا قطوری، مریم حسنی، علیرضا عالیشاهی صفحات 143-162
    تحقیق حاضر، با توجه به اهمیت فرآورده های گوشتی کم چرب نظیر همبرگر با انرژی کاهش یافته وتولید نانولیپوزوم های حامل روغن ماهی به عنوان جایگزین کردن چربی برکیفیت تغذیه ای همبرگر وتولید محصولی فراسودمند انجام شد. بدین منظور خواص فیزیکوشیمیایی نانولیپوزوم ها بررسی شده و نانولیپوزوم های حامل روغن ماهی و روغن ماهی غیر لیپوزومه (5 و10 درصد) در فرمولاسیون همبرگر جایگزین چربی شد. مقادیر pH، پروتیین، چربی، خاکستر نمونه خام، میزان کالری، ظرفیت نگهداری آب،رطوبت، وهمچنین بازده پخت محاسبه شد. اندازه و توزیع اندازه ای ذرات لیپوزوم ها به ترتیب 3/507 نانومتر و 567/0 با توزیع یکنواخت گزارش گردید. پتانسیل زتای لیپوزوم ها 9/12- میلی ولت و راندمان نانوپوشانی 8/76 درصد ارزیابی شد. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد، استفاده از نانولیپوزوم ها درهمبرگر سبب افزایش قدرت نگهداری آب و بازده پخت و همچنین کاهش در میزان کالری کل و پیشرفت روند اکسیداسیون پروتیین وچربی شده است. و همچنین پس از فرآیند پخت باعث بهبود بافت، و رنگ گردید. ارزیابی حسی نمونه ها نشان داد، افزودن نانو لیپوزوم های حامل روغن ماهی در برگر گوشت پس از نظرسنجی داوران بالاترین امتیاز را از لحاظ بافت، طعم، بو، رنگ، پذیرش کلی کسب نمود. با توجه به نتایج به دست آمده در تحقیق حاضر می توان از روغن ماهی انکپسوله در نانولیپوزوم با هدف غنی-سازی برگر گوشت و تولید فرآورده ای با کالری کم تر بدون ایجاد بو و طعم نامطلوب استفاده نمود.
    کلیدواژگان: روغن ماهی، کیفیت، نانوپوشانی، نانولیپوزوم، همبرگر کم چرب
  • اسماعیل عبدالله زاده* صفحات 163-174

    مطابق گزارش سازمان بهداشت جهانی هر ساله غذاهای غیر ایمن موجب 600 میلیون بیماری غذایی شده که از این میان 420 هزار نفر جان خود را از دست می دهند. همچنین 30 درصد مرگ و میرها در کودکان زیر 5 سال رخ می دهد. از سوی دیگر با افزایش سطح آگاهی مردم در خصوص حفظ ارزش غذایی، میزان تقاضا برای غذاهای کمتر فرآوری شده و آماده مصرف در حال افزایش است. لذا حفظ ایمنی غذایی از اهمیت بسیار ویژه ای برای مصرف کنندگان برخوردار است. استفاده از روش های مدرن نگهداری مواد غذایی به منظور افزایش مدت ماندگاری و افزایش ایمنی بدون ایجاد تغییرات نامطلوب در ویژگی های حسی محصولات شیلاتی کاملا ضروری به نظر می رسد. از این رو روش های غیر حرارتی نظیر فشار بالا، اولتراسونیک، پلاسمای سرد و آب الکترولیز شده برای حفظ بهداشت مواد غذایی و یا ضدعفونی توسعه یافته اند. در سالهای اخیر، استفاده از آب الکترولیز شده (EW) که در واقع توسط الکترولیز محلول نمکی رقیق (NaCl) یا کلرید هیدروژن (HCl) بدست می آید، به عنوان روش موثر ضدعفونی علیه رنج وسیعی از پاتوژن ها شناخته شده است. در تحقیق مروری حاضر اثربخشی استفاده از آب الکترولیز شده در فرآورده های شیلاتی و آبزیان و همچنین بررسی خواص ضد میکروبی آب الکترولیزشده علیه پاتوژن های غذایی مورد بررسی قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: آب الکترولیز شده، عمر نگهداری، پاتوژن های غذایی، محصولات شیلاتی
  • سعید شربتی* صفحات 175-189
    خلیج گرگان بزرگترین خلیج ایران در آبهای سواحل جنوب شرقی دریای کاسپی میباشد. در این پژوهش چگونگی میزان تاثیرگذاری رودخانه ها بر میزان شوری خلیج گرگان در بازه زمانی یک ساله با استفاده از مدل مایک21 بر روی مش های بی-ساختار و تحت دو سناریوی وجود و عدم وجود رودخانه ها بررسی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که میزان شوری خلیج گرگان در بیشتر فصول سال دارای روند افزایشی از سمت شرق به غرب و میانگین شوری برابر psu 4/16 در سال 1391 بوده است. مقادیر شوری در خلیج گرگان ارتباط نزدیکی با نوسانات درون سالیانه سطح آب در دریای کاسپی دارد. میزان شوری در منتهی الیه بخش غربی خلیج با بیشینه شوری psu 6/25 بهدلیل افزایش زمان ماندگاری، بیشتر از نواحی دیگر مدل سازی شد. از آغاز پاییز تا پایان زمستان به دلیل کاهش سطح آب و حرکت توده های آب خلیج از سمت غرب به شرق، مقادیر شوری در نواحی عمیق خلیج در خلال این دوران در مقایسه با فصول دیگر با بیشینه psu 5/16 افزایش می یابد. ورود آب از دریا به خلیج و فرآیند تبخیر بیشترین تاثیر را در تغییرات شوری خلیج دارند. تاثیر رودخانه ها در تغییرات شوری سواحل جنوبی خلیج کم بوده است. از میان 13 رودخانه ورودی به خلیج، تنها رودخانه قره سو به دلیل دبی آب بیشتر دارای حوزه تاثیر بیشتر (حداکثر تا فاصله 500 متری از مصب) در مقایسه با دیگر رودخانه ها بود. به طورکلی ورودی رودخانه ها کمترین تاثیر را در تغییرات شوری خلیج گرگان داشته و سهم رودخانه ها در تغییرات شوری خلیج گرگان کمتر از دو درصد در سال 1391 بود.
    کلیدواژگان: خلیج گرگان، رودخانه، مدلسازی، دما، شوری
|
  • Alireza Rabiepour, Aria Babakhani Lashkan *, Eshagh Zakipour Rahimabadi Pages 1-14

    Eichhornia crassipes is one of the invasive and non-native aquatic plants of the Anzali wetland. In the present study, the effect of aqueous, aqueous-ethanolic (50:50), and ethanolic solvents was investigated on the amount of antioxidant properties of extracts obtained from different parts (leaf, stem, and root) of water hyacinth with Immersion (solvent) extraction method. Total phenol content, free radical scavenging activity, total antioxidant activity, and iron-reducing power were measured. The results showed that the highest amount of total phenol and the highest free radical neutralizing activity was related to the aqueous extract of the leaf, which had a significant difference from other treatments (P<0.05). The highest total antioxidant activity was related to the aqueous-ethanolic extract of the leaf, which had a significant difference from other treatments (P<0.05), and the highest iron reducing power was related to the aqueous extract of the leaf (P<0.05). The extract obtained from the leaf had higher antioxidant properties than the stem and root. According to the results, aquatic water hyacinth can be used as a cheap and suitable natural antioxidant source.

    Keywords: Eichhornia crassipes, Anzali Wetland, Aquatic plant, Antioxidant, Water hyacinth
  • Ali Hajibeglou *, Kimia Allaei, Valiollah Jafari, Hosein Hoseinifar, Ali Jafar Pages 15-25

    The alpha-17-methyltestosterone is one of the androgens hormone involved in the sexual cycle and is used to increase growth and change sexual secondary charactristics. The aim of this study was to induction of masculinization in Xiphophorus helleri. in this experiment, fish in experimental groups including: Control group, 17 alpha-methyl testosterone with 3 levels (400, 300 and 500 mg/kg diet), aromasin with levels (45, 30 and 60 mg/kg diet) and green light radiation (12 hours of light and 12 hours of darkness) each with 3 repetitions for 45 days. Results showed that in group with 45 mg aromasin /kg diet (79.9%) higher percentage of masculinization were observed. The percentage of masculinization in females treated in treatment green light was significantly higher than other treatmens. Also, The percentage of survival in the green light group and aromasin was higher than 17 alpha-methyl testosterone group. In general, according to the results of masculinization, the percentage of masculinization in females treated with 45 mg aromasin/kg diet and green light treatment were recognized as the highest results, respectively. Overall, the results showed that in order to induction of masculinization in swordfish, Aromasin could be a suitable alternative to methyltestosterone.

    Keywords: Ornamental fish, Xiphophorus helleri, hormone 17 alpha-methyl testosterone, green light radiation, aromatase inhibitor
  • Seyed AhmadReza Hashemi *, Mastooreh Doustdar, Ashkan Ajdari, Elnaz Erfani, Paria Akbary, Qasem Rahimi Qaramirshamlo Pages 27-40

    Awareness of the amount of aquatic stocks in each water source is one of the first and most basic information needed to manage of fishery stocks. The Babylon snail species has commercial and export value and its catch has increased in recent years and has not been studied yet. In the present study, the exploitation status of Babylon snail was evaluated by sampling four fishing areas of this species in the north of the Oman Sea (Iran) including Pasabandar, Bris, Pozm and Konarak from September 2021 to September 2022. Biometric analysis was performed on a total of 2779 Babylonian snail specimens. The mean length (standard deviation) and weight (standard deviation) of total snails were 34 ± 5 in the range of 19 - 64 mm and 12 ± 5 in the range of 2- 66 g, respectively. Growth and mortality indices include infinite length (mm) L∞ = 71, growth coefficient K = 0.35 (yr-1), natural mortality M = 0.5 (yr-1), fishing mortality F = 1.75 (yr-1); Total mortality was calculated Z = 2.25 ± 0.29 and exploitation coefficient E = 0.78. Babylon snails have a recruitment in all months of the year and have two major recruitment peaks during the year. The Production per biomass (P/B) 2.15 ± 0.23 in the range of 2.38 - 1.92 and the average annual production is 12 ± 3 per year in the range of 9 - 15. The present study showed that the exploitation coefficient of this species was not desirable and it should be in order to maintain and sustain fishing of this species, appropriate measures should be considered, including reduction of exploitation.

    Keywords: Exploitation, Snail, Oman Sea
  • Seyed Hossein Hoseinifar *, Majid Khanzadeh Pages 41-59
    Nowadays, the use of immune supplements in aquaculture has become a serious need due to the high prevalence of diseases. For a long time, researchers have been interested in finding suitable, economical and environmentally safe immunostimulant. It is necessary to use these stimulants as feed or water additives to strengthen the immune system and increase resistance to challenging pathogens. Probiotics, prebiotics, plant extracts, micro and macroalgae and essential oils have been widely evaluated in aquaculture. Brown algae are a large group of algae that are widely distributed in marine environments. Fucoidan is a sulfated polysaccharide isolated from brown seaweed. Due to its numerous physiological and biological properties, it has attracted the attention of many researchers. Fucoidan extracted from brown algae has various biological functions, including anti-inflammatory, immunomodulatory, antitumor, antibacterial, antiviral, anticoagulant, antioxidant, and growth promoter. Given the biological functions of fucoidan, the present paper reviewed the effects on growth, antioxidant capacity and disease resistance in various aquatic animals.
    Keywords: Brown algae, Fucoidan, Biological activities, aquaculture
  • Matin Shakoori *, MohamadAli Afraie Bandpei, Mehdi Naderi, Erfan Karimian Pages 61-73

    Large invertebrates are known as biological indicators of their living environments. The present study was carried out in line with the quality monitoring studies of Zhaveh dam, which was constructed on the two branches of Gheshlagh and Gaveh River (Kurdistan Province). The purpose of this study was to investigate the large invertebrates in the river in order to determine the density and abundance of different large invertebrates and the quality of river water based on Hilsenhoff biological index. Large invertebrates sampling was done seasonally from autumn 2020 to summer 2021(4 seasons) at 5 stations with 3 replications. Samples were fixed with 70% ethyl alcohol and isolated, counted and counted in the laboratory. Large invertebrates were identified using a stereomicroscope and a valid key. The Hilsenhoff biological index was determined based on the presence of samples at each station. The results of the study of large invertebrates in different seasons and during one year showed that organisms belonging to 10 families from 5 order belonging to Hirudinea, Insecta, Crustacea, Oligochaeta and Bivalvia. Results showed that the highest abundance belonged to station 5 (34%) and lowest abundance belonged to station 2 (7%). The highest value of Hilsenhoff index was observed in spring (7.45) and the lowest value of this index was related to autumn (6.79). According to the HFBI Biological index, the water quality was classified as very poor and highly polluted due to its proximity to the effluent outlet of the treatment plant and further investigations are suggested for any exploitation.

    Keywords: Macroinvertebrate, Gheshlagh, Gaveh River, Kurdistan, Hilsenhoff Biological Index
  • Reza Nahavandi, Saeid Tamadoni Jahromi, Ali Sadeghi, Sajjad Pourmozaffar * Pages 75-85
    Formic acid is simplest member of carboxylic acid family. The effects of formic acid on growth, blood indices, and immune parameters of goldfish fry were examined over 60 days. The goldfish fries (mean weight of 5.10±0.15g) were randomly allocated to four experimental treatments with three replications (25 pieces in each replication) including control treatment (no formic acid) and three treatments which received formic acid (10, 20, 30 gr/ kilogram diet). The results indicated that growth indices (final weight, weight gain, specific growth rate, condition factor, and FCR) were significantly different between the control and experimental treatments. The final weight, weight gain, specific growth rate, and status index in the formic acid treatments had a significant increase compared to the control group. In addition, adding formic acid to goldfish fry food ration improved blood factors and immunity in the fish. The results of study showed that inclusion of folic acid resulted an increase in hematocrit, hemoglobin, number of red blood cells, number of white blood cells, lysozyme, immunoglobin, and total immunoglobin compared to the control group. In general, adding folic acid to the food of goldfish fry improved growth parameters along with blood and immune parameters. According to obtained results, a diet containing 10 g/kg diet proposed to enhance growth performance and immunity of goldfish.
    Keywords: goldfish, formic acid, Growth parameters, Blood indices, Immunity
  • Parviz Zare *, Gholamali Bandani, Zeinab Ansari Pages 87-97

    The present study has done to evaluating the exploitation status and estimating the reference points of the Caspian roach in the southeast coast of the Caspian Sea in four time periods 2009-2011, 2012-2014, 2015-2017 and 2018-2020 using the LBB model.The relative biomass (B/B0) values for the species in four time periods were calculated as 0.32, 0.14, 0.04 and 0.13, respectively, which indicated that the lowest and highest depletion rate are 68 and 96%, which are related to the first and third time periods, respectively. The ratio of fishing mortality to natural mortality (F/M) varied from 1.16 in the period of 2009-2011 to 8.79 in the period of 2015-2017. The ratios of M/K, F/K and Z/K obtained from the data of the entire sampling period were estimated as 1.44, 3.94 and 5.38, respectively. In different periods of time, the values of these indices fluctuated so that the highest value of M/K and the other two indices corresponded to the first and third periods, respectively. According to indicator B/Bmsy, the Caspian roach stock in the period of 2015-2017 was in a collapsed status and in other years it was grossly exploited. Therefore, the results of the model show that the amount of harvesting is now more than the maximum sustainable yield (MSY) and the stock is severely decreasing and in a critical state. The values of F/M and B/B0 also confirmed the greatl overfished status. In general, the results of the LBB model confirm that the fishing resources of the Caspian roach in the coastal waters of the South Caspian Sea have greatly decreased and are in danger of extinction, and it is necessary to provide more effective and strict management measures to recovery/rebulding the abundance of the Caspian roach stock and save/conserve its stock.

    Keywords: Caspian roach, explotation status, fish stock conservation, LBB model, data-limited fishery
  • Alti Vejan, Rahman Patimar *, Hojjatallah Jafaryan, Mohammad Golizadeh, Hossein Adineh, Seyyed Mostafa Aghilinejad Pages 99-110
    Variability in growth allometry of two prawn species Palaemon adspersus and Palaemon elegans was investigated in the Gorgan Bay, SE Caspian Sea, during a period between May 2019 and April 2020. Resalts showed that females grew to a larger size than males in both species. The weight growth of females was faster than length growth in P. adspersus (Log TW = -5.3975 + 3.2018Log TL), while in P. elegans the length growth of males was faster than weight growth (Log TW = -4.9019 + 2.8758Log TL). In P. adspersus TL – CL relationship was CL = 0.2162TL + 0.002 for females and CL = 0.2087TL + 0.0096 for males. In P. elegans TL – CL relationship was CL = 0.2451TL – 0.0908 for females and CL = 0.2043TL + 0.0372 for males. TL – CL relationships were nagative allometry in both sexes of two species. Mean condition factor (CF) of females was larger than that of males in both species, and it was observed significant difference in the mean condition factor between species and month.
    Keywords: P. adspersus, P. elegans, Allometry, Gorgan Bay, Caspian Sea
  • ESMAEIL GHAJARJAZI, Yousef Paighambari *, Parviz Zare, Reza Abbaspoor Naderi Pages 111-125
    In the fishing season of 2018, fishing information, atmospheric and marine information were collected for investigating the effect of environmental factors on the amount of catch per unit effort (CPUE) of banana shrimp (Penaeus merguiensis) and Sartiz (Metapanaeus affinis) in Bandar Abbas, Qeshm and Bandar Kolahi by Means of ranking tests, permutation test and regression calculations.According to the result obtained during 49 trawl operations, the total weight of shrimp was 1932 kg, including 1379 kg of Banana shrimp with an average of 12.56 (with a 95% confidence interval of 9.68 to 15.45) kg/hour and Jinga shrimp with an average of 5.18 (with about 95% confidence was recorded (3.69 to 6.68) kg/h. The RDA ranking chart showed that the CPUE of Banana shrimp had a direct and significant relationship with the factors including depth, rainfall, and sea surface temperature. In addition, it had a slight relationship with wind speed, cloudiness, humidity, salinity, and wave height. Instead, Jinga shrimp CPUE was directly related to salinity and sea surface temperature and was inversely related to wave height and humidity. Based on the permutation test results, these relationships were not significant. The effect of environmental factors on Banana shrimp CPUE by regression calculations showed that the variables of floating speed and salinity (P<0.01) and humidity and cloudiness (P<0.05) were significant in the negative binomial regression model. The pseudo-Poisson model indicated the variables of sea surface temperature (P<0.05) and salinity (P<0.1) had a significant effect on the CPUE of Jinga shrimp. The present study shows the extent and manner of influence (direct or inverse) of environmental factors on the amount of successful shrimp fishing.
    Keywords: Shrimp fishing, Penaeus merguiensis, Metapanaeus affinis, Catch per Unit Effort, Environmental Factors
  • ALI Taheri *, Fatemeh Jami Pages 128-141
    Nowadays, finding natural antioxidants from marine sources is interesting. In this regard, seaweeds are very important. In this study, the antioxidant properties of two species of brown algae Sargassum tenerrimum and green algae Valoniopsis pachynema, and the effect of different solvents on the extraction of the antioxidant compounds were investigated. Algae were collected from Tis and Ramin beaches in the Chabahar. After drying and powdering, it was extracted by dichloromethane, methanol, chloroform, and hexane. Then the antioxidant power of concentrations of 0.01, 0.1, and 1 mg/mL of the extracts was analyzed using DPPH free radical scavenging methods, reducing power and iron ion chelating activity, in order to determine the best extract with the antioxidant properties. The highest percentage of radical inhibition was obtained in S. tenerrimum at a concentration of 1 mg/mL of methanolic extract (88.22%) and in green algae V. pachynema in dichloromethane extract (74.4%). The highest reducing power (0.85) and chelating activity (88.83%) in dichloromethane extract of brown algae S. tenerrimum were obtained. The highest reducing power in dichloromethane extract (0.4) and the highest chelation activity in chloroform extract (81.22%) of green algae V. pachynema were seen. The concentration of 1 mg/mL of dichloromethane has more ability to extract antioxidant compounds compared to other treatments. The brown algae S. tenerrimum showed higher antioxidant power than green algae V. pachynema. Therefore, the algal extract of S. tenerrimum can be a potential source for compounds with antioxidant properties, and additional tests are needed.
    Keywords: Sargassum tenerrimum, Valoniopsis pachynema, Antioxidant, Free Radical, Chabahar Coast
  • Shirin Hasani, Seyed Mahdi Ojagh *, Sadena Ghoturi, Maryam Hasani, Alireza Alishahi Pages 143-162
    The present study was conducted considering the importance of low-fat meat products such as hamburgers with reduced calories and the production of nanoliposomes carrying fish oil as a substitute for fat in the nutritional quality of hamburgers and the production of a beneficial product. For this purpose, the physicochemical properties of nanoliposomes were investigated and nanoliposomes contain fish oil and non-liposome fish oil (5 and 10%) were substituted for fat in the hamburger formulation. The values of pH, protein, fat, ash of the raw sample, caloric content, water holding capacity, moisture, and cooking efficiency were calculated. The particle size and poly dispersity index of liposome were reported as 507.3 nm and 0.567, respectively, with a uniform distribution. The zeta potential of liposomes was evaluated as -12.9 mV and the efficiency of nanocoating was 76.8%. The results showed that the use of nanoliposomes in burgers has increased the water holding capacity and cooking efficiency, as well as reducing the total calories and improving the protein and fat oxidation. Also, after the cooking process, it improved the texture and color. The sensory evaluation of the samples showed that the addition of nano liposomes contains fish oil in the burger received the highest score in terms of texture, taste, smell, color, and overall acceptance. According to the results, it is possible to use encapsulated fish oil in nanoliposomes with the aim of enriching meat burgers and producing burgers with fewer calories without unpleasant odors and tastes.
    Keywords: Fish Oil, quality, nanoencapsulation, nano liposome, low fat hamburger
  • Esmail Abdollahzadeh * Pages 163-174

    According to World Health Organization report, each year worldwide, unsafe food causes 600 million food-borne diseases and 420,000 deaths. Additionally, 30% of deaths occur in children under 5 years old. On the other hand, with the increase in people's awareness about nutritional value of food, the dietary trends have led to a continuously increasing demand for ready-to-eat foods. Hence, enhancing food safety is very important for the consumers. The application of modern food preservation methods is quite necessary in order to improve safety and extend shelf life with the lowest adverse effects on the sensory characteristics and nutritional value of seafood products. Non-thermal methods such as high pressure, ultrasonic, cold plasma techniques, and electrolyzed water have been developed to maintain food hygiene or disinfection. In recent years, the use of electrolyzed water (EW), which is obtained by electrolysis of dilute salt solution (NaCl) or hydrogen chloride (HCl), is known as an effective disinfection technique against a wide range of food pathogens. In this review, the effectiveness of using electrolyzed water in aquatic products, as well as their antimicrobial properties against food pathogens, have been investigated.

    Keywords: Electrolyzed water, Shelf life, food-borne pathogens, seafood products
  • Saeed Sharbaty * Pages 175-189
    Gorgan Bay is the largest bay of Iran in the waters of the southeastern shores of the Caspian Sea. In this research, the effect of rivers on the salinity of Gorgan Bay in a period of one year has been investigated using the Mike 21 model on unstructured meshes and under two scenarios of the presence of rivers and the absence of rivers. The results of the research showed that the salinity level in the bay has an increasing trend from east to west in most seasons of the year and the average salinity was 16.4 psu in 2011. The salinity values in Gorgan Bay are closely related to the annual rise and fall of the water level in the Caspian Sea. Based on this, during the hot season of the year and the increase in the water level, the amount of salinity in Gorgan Bay decreases, and vice versa, the amount of salinity increases in the winter season along with the decrease in the water level. The salinity level in the western part of the bay with the maximum salinity of 25.6 psu was modeled more than the other areas due to the increase in water exchange time. From the beginning of autumn to the end of winter, due to the decrease of the water level and the movement of the water masses of the bay from the west to the east, the salinity values in the deep areas of the bay during this period compared to other seasons with a maximum of 16.5 psu increases. The entry of water from the sea into the bay and the evaporation process has the greatest effect on the salinity changes of the bay. The effect of rivers on the salinity changes of the southern coast of the bay has been low. Among the 13 rivers entering the bay, only the Qarasu River has had a larger area of influence (up to a distance of 500 meters from the estuary) compared to other rivers due to its higher water flow. In general, the input of rivers had the least effect on the salinity changes of Gorgan Bay, and the contribution of rivers to the salinity changes of Gorgan Bay was less than two hundred percent in 2011.
    Keywords: Gorgan Bay, Rivers, Temprature, Salinity, Modeling