فهرست مطالب

  • سال پنجاه و هفتم شماره 3 (پائیز 1383)
  • تاریخ انتشار: 1378/10/11
  • تعداد عناوین: 15
|
  • محمود حبیب نژاد روشن میر خالق ضیا تبار احمدی حجت الله گنج خانلو صفحه 379
    بررسی ارتباط بین ویژگی های مورفولوژی حوزه های آبخیز با عکس العمل هیدرولوژیک آنها از مباحث اساسی علم هیدرولوژی است. روش های آبنمود واحد لحظه ای ژئومورلوژیک، ژئومورفوکلیماتیک و آبنمود واحد گری از نتایج کوشش ها در این زمینه است. به منظور ارزیابی کارایی مدل های یاد شده در تعیین شکل و ابعاد جریان خروجی حوزه معرف ناورود واقع در حاشیه جنوب غربی دریای خزر در منطقه غرب گیلان به دلیل داشتن آمار و اطلاعات کامل انتخاب شد. اطلاعات پایه ای مربوط به 6 واقعه متناظر (بارش- روان آب) در فصول غیر برفی جمع آوری شد. مختصات آب نمود واحد و آبنمود جریان سطحی برای وقایع انتخابی توسط مدل های یاد شده به طور جداگانه محاسبه شد. نتایج نشان داد که مدل های ژئومورفوکلیماتیک و ژئومورفولوژیک در براورد دبی اوج سیلاب در مقایسه با مدل گری قابلیت انطباق بالاتری دارند. لیکن بین مدل های یادشده در ژئومورفوکلیماتیک در مقایسه با مدل ژئومورفولوژیک به منظور باز سازی آبنمود خروجی به ویژه با دبی اوج نسبتا پایین، بیشتر است.
  • سید حمید رضا صادقی علی نیکپور سید علی ایوب زاده صفحه 391
    از جمله روش هایی که برای تخمین مقدار تولید رسوب یک حوزه به کار مقدار مدل های (Dynamic Models) هستند که برای اولین بار در ایران این تحقیق استفاده شده است. متغییر های اینگونه مدل ها وابسته به زمان بوده و تاثیر هر یک از عوامل موثر در تولید رسوبات را بر اساس زمان وقوع نشان می دهد. در فرایند مدلسازی دینامیک، حوزه آبخیز معروف کسیلیان با مساحت 6878 هکتار، واقع در مناطق کوهستانی و جنگلی شمال ایران و دارای اطلاعات و آمار بارندگی، دبی و رسوب، مورد استفاده قرار گرفت. در این خصوص کلیه آمار اطلاعات مربوط به بارش، دبی و رسوب روزانه طی سالهای 1349-تا 1377 جمع آوری، پالایش و آنالیز گردید. سپس با استفاده از مفهوم مدل سازی داینامیک و با کمک نرم افزارهای exel و spss مبادرت به تهیه و استخراج مدل های مناسب گردید. فرایند مدل سازی دینامیک برای کلیه داده ها به صورت یکجا و دسته بندی فصلی و ماهانه آنها و در اشکال معادلات خطی و غیر خطی صورت گرفت. در مجموع، تجزیه و تحلیل های آماری نتایج به دست امده نشان داد که تقسیم بندی ماهانه و فصلی وقایع، منجر به دستیابی به روابط برتر در بین معادلات به دست آمده شده است. رسوب روزانه حوزه کسیلیان از حداکثر تا رسوب روزانه نه، بارش ده و دبی ده روز متمادی پیشین تاثیر پذیرفته و وقایع روزهای پیش از آنها تاثیر معنی داری بر تولید رسوب روز مورد نظر نداشته اند. همچنین تاثیر دبی روز واقعه بر مقادیر دبی رسوب بیشتر از سایر متغییرها بوده است. نتایج نشان می دهد که در ماه های فروردین، شهریور، مهر، دی، بهمن مدل های غیر خطی و در سایر ماه ها مدل های خطی برازش بهتری با داده ها داشته اند. ضریب تبیین اغلب معادلات به دست امده در مدل های پیشنهادی بیش از 80/0 و خطای تخمین آنها در حد دامنه مورد قبول وقایع تصادفی و زیر 40 درصد بوده و اذا کاربرد مدلسازی دینامیک در براورد رسوب روزانه را تایید می نماید.
  • محمد مهدوی علی اکبر جمالی سید علی ایوب زاده مهدی وفا خواه صفحه 403
    داده ها و اطلاعات مشاهده ای برای بررسی و پیش بینی وقایع هیدرولوژیکی بسیار مهم و اساسی بوده و در منطقه ای که به طور مرتب و از دیر باز ثبت شده باشند، در سازه های کنترل و تخفیف خسارت سیل استفاده می شود. بسیاری از حوزه های آبخیز ایران با عدم وجود یا کمبود داده های هیدرولوژیکی روبه رو بوده و به همین دلیل برای محاسبه دبی اوج سیلابی از فرمول های تجربی استفاده می شود که در کشورهای دیگر ارایه شده است. بدون واسنجی استفاده از رابطه ها خطای زیادی ایجاد می کند که در مواقعی خطرناک و گاهی موجب صرف شدن هزینه های بی مورد در ساخت سازه های آبی می شود. با توجه به این موضوع در این تحقیق ده مدل تجربی برای حوزه های آبخیز بزرگ و اصلی ایران واسنجی شد. ضرایب مناسب برای هر مدل به دست آمد و مناسب ترین و نامناسب ترین مدل های هم برای هر حوزه با حداقل کردن مجموع مربعات دبی اوج مشاهده ای و تخمینی معرفی شده. این بررسی ها نشان داد که در حوزه دریای خزر در دوره بازگشت های کمتر (2،5،10)مدل تجربی برمنر مناسب بوده ولی در بیشتر دوره ها مدل تجربی مورفی مناسب بوده است. در حوزه خلیج فارس و دریای عمان مدل تجربی دیکن که به شکل توانی است به طور کلی مناسب تر بوده است و مدل گری برای دبی اوج سیلابی دارای دوره بازگشت های پایین (2،5،10) در حوزه های آبخیر ایران مناسب تر بوده. در حوزه دریاچه ارومیه تمام مدل ها به جز مدل گری و سپس مدل برمنر مناسب بوده. در حوزه کویرهای مرکزی ایران مدل مورفی برای دوره بازگشت های پایین تر (10،5،2) مناسب و مدل کرامر در دوره بازگشت های بالاتر (100،50،25) مناسب بوده است. عموما مدل رگرسیونی توانی برای تخمین دبی اوج از سطح حوزه ها برای کل حوزه های ایران مناسب تر بوده و برای چهار حوزه به تفکیک و جداگانه مدل رگرسیونی درجه سه مناسب بوده است. از بررسی حساسیت سطح سطح در برآورد دبی اوج مشاهده می شود که برای تخمین درست تری از دبی اوج با روابط تجربی در کل کشور بهتر است این روابط در حوزه هایی با سطح بین 2400،1400 کیلومتر مربع استفاده شود.
  • محمد مهدوی مریم آذرخشی صفحه 415
    یکی از عواملی که در طراحی سازه ها و کارهای آبی اهمیت ویژه دارد، دبی متوسط ماهانه حوزه می باشد. با توجه به نبود وسایل و تجهیزات آب سنجی در بسیاری که حوزه ها، می توان با استفاده از مدل های بیلان آبی ماهانه دو نوعند: مدل های نوع P که ورودی آنها فقط بارش متوسط ماهانه است و مدل های نوع PE استفاده شده است. مطالعه در اقلیم نیمه خشک و در 12 حوزه در منطقه آذزبایجان و شمال خراسان صورت گرفته است. پس از تهیه داده های دما، بارش و دبی متوسط ماهانه حوزه ها، توان تبخیر تعرق متوسط ماهانه از رابطه تونت وایت محاسبه شد. سایر بخش های معادله بیلات مانند تبخیر و تعرق واقعی، جریان ورودی به آب زیر زمینی، ذخیره رطوبتی خاک و ذخیره رطوبت خاک حوزه در ماه قبل از طریق مدل تورنت وایت برآورد شده است. سپس با توجه به روابط منطقی، معادلات رگرسیون بین پارامتر های مختلف بیلان آبی محاسبه شد. این مدل ها ذر سطح اعتماد 5 درصد مورد آزمون و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از آزمون t استیودنت بیانگر آن است که اختلاف بین دبی متوسط ماهانه برآورد شده از مدل، با دبی متوسط اندازه گیری شده در سطح اعتماد 5 درصد از نظر آماری معنی دار نیست و با استفاده از مدل های بیلان آبی ماهانه می توان رواناب ماهانه حوزه های فاقد آماری را برآورد نمود.
  • مسعود طبری کامبیز اسپهبدی سیف الله صباغ صفحه 429
    اثر پوشش تمشک (Rubus fructioncosus L.) روی برخی ویژوگی های نهال راش (Fagus orientalis LIPsky) در حفره تاج پوشش نسبتا باز یک راشستان در شمال ایران مطالعه شد. برای این منظور در مرکز یک حفره با مساحت حدود هفت آر، بعد از پاکتراشی رستنی ها، دو تیمار با نهال های دست کاشت سه ساله راش، در چهار تکرار 36 تایی، به فواصل کاشت 50× 50 سانتی متر، مورد آزمایش قرار گرفت. در این تیمار مبادرت به آزاد کردن نهال های راش از بوته های تمشک شد و در تیمار دیگر نهال های راش زیر بوته های متراکم تمشک نگه داشته شد (تیمار شاهد). نتایج تحقیق در انتهای فصل رویش سال دوم آشکار کرد که نرخ زنده مانی نهال های راش در عرصه های دخالت نشده (17 درصد) بیشتر از آنها در عرصه های دخالت شده (46 درصد) بود (05/0 > p). رویش طولی نهال ها در دو تیمار (به ترتیب 4/18 و 17 سانتی متر) از نظر آماری تفاوتی نشان نمی داد. کیفیت شادابی نهال ها تحت تاثیر تیمار های فوق قرار گرفت، طوری که حدود 80 درصد و 60 درصد نهال ها به ترتیب در عرصه های واقع شده در زیر تمشک و آزاد شده از تمشک دارای شادابی خوب تا متوسط بقیه نسبتا تا شدیدا رنگ پریده بود. به طور کلی از نتایج این تحقیق استنتاج می شود که در حفره های نسبتا باز جنگل راش، تا سال دوم پس از کاشت، نرخ زنده مانی و رویش طولی و کیفیت شادابی نهال های راش واقع در زیر پوشش تمشک تنزل نمی یابد. با تکرار این تحقیق در رویشگاه ای مختلف راش و در صورت حصول نتایج مشابه، شاید بتوان توصیه کرد که در چنین حفره هایی از اجرای از اجرای عملیات هزینه بر آزاد کردن نهال های دست کاشت راش تمشک در طی این دوره اجتناب شود.
  • کامبیز اسپهبدی مسعود طبری صفحه 439
    به منظور تعیین مناسب ترین میزان سایه برای پرورش نونهال های راش(Fagus orientalis LIPsky) دریک نهالستان کوهستانی، اثر سه تیمار سایه 33، 50، 60 درصد به همراه یک تیمار نور کامل با چهار تکرار، در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی روی نهال های یک ساله گونه یاد شده، مورد آزمایش قرار گرفت نتیجه این بررسی در پایان یک فصل رویش نشان داد که اثر تیمارهای مختلف سایه روی زنده مانی نونهال های راش (در سطح 01/0 >p) و روی ارتفاع آن (در سطح 05/0 >p) معنی دار است، ولی اثر آن روی قطر یقه معنی دار نیست. کمترین نرخ زنده مانی (به مقدار 63 درصد) در نور کامل مشاهده شد و زنده مانی در سه سطح سایه 33، 50، 60 درصد بیش از 90 درصد بوده است. ارتفاع نونهال ها، با کاهش سایه (افزایش نور)، افزایش یافت. با توجه به کاهش قابل توجه زنده مانی در نور کامل، استقرار سایبان هایی با سطح 33 تا 66 درصد برای پرورش نونهال های راش در نهالستان های کوهستانی نتیجه مناسبی را به دنبال خواهد داشت. این تحقیق بر روی نهال های یکساله راش به عمل آمده و جهت پایش تغییرات نتایج، نیاز به ادامه آن تا زمان انتقال به عرصه اصلی می باشد.
  • احمد علیجانپور محمود زبیری محمدرضا مروی مهاجر نصرت الله ضرغام جهانگیر فقهی صفحه 447
    در این تحقیق بخشی از توده های جنگلی دو منطقه حفاظت شده و غیر حفاظتی منطقه ارسباران از نظر ویژگی های کمی مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفتند. ابتدا تشابه توده های مورد بررسی به وسیله عکس های هوایی سال 1347 به مقیاس 20000: 1 بررسی شد و توده های جنگلی مشابه انتخاب شدند. سپس 92 خط نمونه با شبکه آماربرداری 300 × 150 متر از توده های جنگلی کمی سطح مقطع برابر سینه و تعداد در هر هکتار درختان بررسی شده که تعداد در هر هکتار و سطح مقطع برابر سینه توده های جنگلی منطقه حفاظت شده ارسباران به طور معنی داری بیشتر از توده های جنگلی منطقه غیر حفاظتی است.
  • قباد آذری تاکامی امید طبیعی مهدی شکوری ناصر آق صفحه 455
    در این پژوهش مقاومت بچه میگوهای سفید هندی در برابر اسمزی بررسی شده. بچه میگوهای یک روزه (PL-1) حاصل از تکثیر مولدین وحشی میگوی سفید هندی به مدت 15 روز با ناپلیوس های غنی شده آرتمیا ارومیانا با سطح های مختلف از اسیدهای چرب بلند زنجیره امگا 53 تغذیه شدند. در روزهای 10 و 15 پرورش مقاومت بچه میگوها با انتقال یکباره آنها از شوری 33 در هزار پرورش به شوری 6 و0 در هزار، در دو دوره زمانی 30 و 60 دقیقه ای مطالعه شد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که تغذیه بچه میگوهای سفید هندی با آرتمیای غنی شده با سطح 8/33 میلی گرم بر گرم وزن خشک آرتمیا n-3HUFA و نسبت دکوزاهگزنوئیک اسی 6 (DHA: 22: 6N-3) به ایکوزاپنتانوئیک اسید (EPA: 20:5N-3) معادل 5/2 موجب افزایش مقاومت بچه میگوها در برابر کاهش 80 درصد و 100 درصد شوری می شود. همچنین بین نسبت DHA به EPA در آرتمیای غنی شده و مقاومت بچه میگوها در تنش اسمزی (شوری 0 در هزار) در (P<0/05، r =0/99) و (P< 0/01، r=0/96) رابطه مستقیم و همبستگی معنی دار وجود دارد. از سوی دیگر بین مقدار مقاومت PL-10 در برابر تنش اسمزی (شوری 6 درهزار و شوری 0 در هزار) به مدت 30 دقیقه و بازماندگی به دست آمده در پایان آزمایش در تیمارهای مشابه رابطه همبستگی معنی داری برقرار است (P<0/05، r=0/85 و P<0/05، r=0/87). این نتایج نشان میدهد که بررسی مقاومت بچه میگوها به کمک اندازه گیری مقدار بازماندگی آنها در برابر در برابر تنش حاصل از کاهش شوری یک شاخص سریع، ارزان و قابل قبول و در مطالعات مربوط به نیازهای غذایی و همچنین در کنترل کیفی بچه میگوها است.
  • سهراب معینی عبدالرحیم پذیرا صفحه 469
    در این تحقیق اثر زمان نگهداری در سرد خانه بر روی کیفیت میگو پرورشی و دریایی خلیج فارس به مدت 120 روز بررسی شد. بر روی نمونه های آزمایشی چشایی، شمارش کلی باکتری ها، PH،TVN و PV بر اساس یک برنامه زمانبندی شده انجام گرفت. نتایج به دست آمده از این آزمایش ها نشان داد که میگو پرورشی به مدت 90 روز دارای طعم، بو، مزه و رنگ طبیعی بود و تعداد باکتری های آن از 3^10 ×49/2 کلنی به 1^ 10 × 7/7 کلنی در گرم، PH از 7 به 7/7 و TVN از 4/14 به 31 میلی گرم در صد گرم در مدت 120 روز تغییر نمودند. پراکسید، نمونه ها پس از 60 روز نگاه داری در سردخانه از 7/1 به 7/2 میلی اکی والان در کیلو افزایش یافتند و پس از آن شروع به شکسته شدن نمود. نتایج این آزمایشها بر روی میگو دریایی نشان داد که این میگو فقط به مدت 30 روز دارای طعم، مزه، بو و رنگ طبیعی بود. در مدت 120 روز نگاهداری در سردخانه تعداد باکتری ها و PH آن بترتیب 104× 221 به 102× 01/2کلنی در گرم و 1/7 به 9/7 تغییر نمود. اما پس از 60 روز نگاه داری در سرد خانه مقدار TVN آن از 2/25 به 31 میلی گرم در صد گرم و PV از 9/1 به 1/3 میلی اکی والان در کیلو افزایش یافت. پس از شروع به شکسته شدن نمود و پس از 120 روز نگاه داری در سردخانه مقدار آن به 4/2 میلی اکی والان در کیلو افزایش یافت. پس از آن شروع به شکسته شدن نمود و پس از 120 روز نگاهداری در سرد خانه مقدار آن به 4/2 میلی اکی والان در کیلو رسید.
  • نعمت الله خراسانی افسانه شهبازی مجید سرتاج کاظم نصرتی صفحه 479
    در نواحی شهری، در نتیجه افزایش سطوح نفوذ ناپذیر، حجم زیادی از بارندگی به صورت رواناب به منابع پذیرنده (شامل آب های سطحی و زیر زمینی) انتقال می یابد. به طور کلی منظور از رواناب های شهری آب هایی است که در سطوح شهری در اثر بارش و یا آب حاصل از ذوب برف تولید و با توجه به حمل زیاد بار رسوبی از مهمترین منابع آلوده کننده آب ها محسوب می گردد. در این تحقیق با نمونه گیری لحظه ای از رواناب خروجی یکی از حوزه های شهر اصفهان در 13 رخداد بارندگی در فصل های پاییز و زمستان 1381 و اندازه گیری 10 پارامتر کیفی و کمی رواناب به بررسی کیفیت رواناب پرداخته شد. به منظور مدل سازی بار آلودگی رواناب با استفاده از تکنیک های آماری چند متغییره چهار فاکتور اکسیژن خواهی شیمیایی، کل جامدات معلق، نیترات و دبی متوسط جریان بعنوان عامل های اصلی برای ورود به مدل رگرسیونی شناخته و مدل رگرسیونی مناسب به کمترین خطا (009/0) و بیشترین ضریب همبستگی (998/0) برای براورد بار آلودگی رواناب خروجی ارایه شد. پارامترهای ورودی به پارامترهای کل جامدات معلق و اکسیژن خواهی شیمیایی بود. در مرحله بعد به منظور صحت مدل با استفاده از داده های دو رخ داد که در مدل شرکت داده نشدند، معیارهای خطا براورد شدند که همگی دال بر کفایت و صحت مدل به دست آمده بود. با کمک این مدل می توان با اندازه گیری دو پارامتر ورودی مدل کل با آلودگی رواناب خروجی را در رخدادهای آتی براورد نمود. همچنین مدل رگسیونی دیگری بر اساس ویژگی های بارش ارایه شد که استفاده از آنها بسیار راحت تر و ساده می باشد ولی از دقت کمتری برخوردار است.
  • علی نقی کریمی مهدی روحانی داود پارساپژوه قنبر ابراهیمی صفحه 491
    به منظور بررسی امکان استفاده از الیاف لیگنوسلولزی در ساخت چند سازه ها الیاف – پلی پروپلین در این تحقیق دو نوع الیاف کنف و باگاس با نسبت های 10، 20، 25، 30 درصد وزنی با پلی پروپلین مخلوط شدند. از MAPP (پلی پروپلین اصلاح شده با انیدریدمالئیک) به عنوان ماده سازگار کننده به مقدار 2 درصد وزنی الیاف در تمامی ترکیب ها استفاده شد. همچنین از DCP (دی کومیل پروکسید) نیز به عنوان عامل افزایش سطح مشترک به مقدار 1 درصد وزنی الیاف استفاده شده است. نتایج حاصله نشان داده اند که مقاومت کششی، تغییر طول در مرحله شکست و مقاومت به ضربه با افزودن الیاف لیگنوسلولوزی کاهش و مقادیر مدول الاستیسیته و سختی افزایش یافته اند. الیاف کنف نسبت به الیاف باگاس خواص بهتری را در ماده مرکب حاصل موجب شدند. ولی این اختلاف معنی دار نبود. بعلت سهولت فراوانش و آماده سازی الیاف باگاس و همچنین پخش و پراکنش راحت تر آن در شبکه پلیمر، استفاده از آن توصیه می گردد. با توجه به معنی دار نبودن کاهش خواص بر اثر افزایش مقدار الیاف از 10 درصد به 30 درصد و افزایش مدول الاستیسته و سختی با افزایش درصد الیاف، مقدار 30 درصد باگاس برای مقاصد عملی پیشنهاد می گردد.
  • راه علی بیات کشکولی داود پارسا پژوه صفحه 507
    گرده بینه ها از گونه دست کاشت اکالیپتوس در نور آباد ممسنی تهیه شدند و به قطعات 100× 7×7 سانتی متر تبدیل شدند و تا رطوبت زیر 20 درصد خشک شدند. برای تحقیق طرح آزمایشی کرت های خرد شده انتخاب شد. سه روش اشباع شامل بتل، روپینگ و روپینگ مضاعف و سه ماده حفاظتی همراه با نمونه های شاهد به کار گرفته شد. یک ماده حفاظتی کرئوزوت و دو ماده دیگر محلول در آب بودند که بر اساس استاندارد AWPA و PH مناسب ساخته شد. نتایج بدست آمده حاکی از این است که آغشته کردن چوب باعث عکس العمل درونی چوب و عناصر چوبی می شود. هم کشیدگی کلی نمونه های تیمار شده کاهش پیدا نموده است. روش کرئوزت این اثر را بیشتر موجب شده شده است. این به معنی تثبیت ابعاد چوب بر اثر اشباع با مواد مختلف است. اتصالات عرضی مواد حفاظتی با عناصر چوبی و توالی دو مرحله ای خشک کردن و بسته شدن منحنی هیسترس و حجیم کنندگی غیر قابل برگشت از علل آن است. وزن مخصوص نمونه های تینار شده با مواد حفاظتی در مقایسه با نمونه های شاهد پایین تر است، بخصوص در مورد تیمار روپینگ مضاعف، کرم، فلوئور، ارسنیک، این کاهش بارزتر است. علل آن می تواند وجود ترک های جزیی در روی چوب، ترک های میکروسکوپی (شکست لایه میانی، جداشدگی لایه های دیواره...) افزایش بعد غیر قابل برگشت و تورم عناصر چوبی، تنش خشک کردن دو مرحله ای، شستشوی غیر منتظره باشد. روش های ملایم تر مانند روپینگ و مواد با فرایت کمتر نظیر کرم، مس و ارسنیک نسبت به سایر مواد ارجح است.
  • مجید عزیزی سعید امیری محمد مدرس یزدی صفحه 523
    نتخاب بهترین گزینه برای استقرار واحدهای صنایع چوب (تخته چندلا و روکش) در کشور ایران هدف این مقاله است. محل استقرار واحدهای تخته چندلا و روکش بر اساس برنامه ریزی علمی و منطقی انتخاب نگردیده و منجر به وسعه نیافتگی در زمینه این صنعت شده است. برای تصمیم گیری، شاخص های موثر بر سودها، هزینه ها، موقعیت ها، و ریسک ها تقسیم شده اند و این شاخص ها تحت تاثیر عوامل کلی اقتصادی، اجتماعی، محیطی قرار دارند. سلسله مراتب ارایه شده برای شاخص های مذکور و عوامل کلی از اصول روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی و فرایند تحلیل شبکه پیروی می کند. در مجموع 18 زیر شاخص برای چهار سلسله مراتب تعریف شده است. 6 گزینه با توجه به شاخص ها الویت بندی گردیدند. نتایج نشان می دهد در ارتباط با شاخص ها، موقعیت ها، و سودها امتیاز بالاتری نسبت به هزینه ها و ریسک دارند. همچنین شهرستان بانه (استان کردستان) از نظر شاخص های سودها و موقعیت ها بالاترین الویت را به دست آورده است و در کل کطلوب ترین انتخاب برای استقرار واحدهای تخته چندلا و روکش محسوب می گردد.
  • علی قاسمیان علی اکبر عنایتی حسین رسالتی K.L.pinder صفحه 537
    از کاغذهای روزنامه و مجله باطله موجود در کشور، نمونه هایی به صورت تصادفی تهیه ونسبت به تهیه خمیر کاغذ، جوهرزدایی و رنگ بری آنها اقدام شد. نمونه های آزمونی با استفاده از 3 سطح اختلاط کاغذهای روزنامه و مجله باطله (50-5، 70-30، 100-0 درصد)، دو نمونه ماده کیلات کننده (EDTA و DTPA) و سه سطح مقدار مصرف یون کلسیم (1،5/1،2 درصد وزنی) تهیه شدند درجه شفافیت خمیرهای بازیافتی در مراحل قبل و بعد از رنگبری و خواص مکانیکی آنها بعد از رنگبری اندازه گیری شد و با نتایج اندازه گیری های مذکور در مورد خمیر CMP داخلی مقایسه گردید. نتایج حاصل نشان داد که اگرچه خمیر نوع خمیر، عمدتا کمتر از خمیرهای بازیافتی است. محاسبه نرمال سازی نشان داد که تیماری که در آن از مخلوط 50-50 استفاده شد، در مقایسه با سایر تیمارها و نیز خمیر CMP داخلی، دارای بالاترین امتیاز و به عبارت دیگر بهترین ترکیب خواص نوری و مکانیکی می باشد. لذا خمیر بازیافتی تحت شرایط مذکور به خوبی می تواند به صورت مخلوط با خمیر CMP داخلی تولید کاغذ روزنامه به کار می رود.
  • احمد موسوی صفحه 551
    حوزه آبخیز خانچای در طارم علیای زنجان با مساحت 20243 هکتار در بخش شمالی استان واقع شده است. حداقل ارتفاع از سطح دریا 400 متر و حداکثر آن 2763 متر است. این منطقه بین شهرستان زنجان و طارم واقع شده و یکی از تفرجگاه های مردم استان در فصول بهار و تابستان است. میانگین سالیانه بارندگی از 700 میلیمتر در ارتفاعات تا کمتر از 200 میلیمتر در اطراف رودخانه قزل اوزن متغییر است. برای شناسایی گونه های گیاهی و تهیه اطلاعات مربوط به فلور آن، نمونه های گیاهی در فصول مختلف رویشی سالهای 1375 تا 1378 جمع آوری و شناسایی شد. ضمن مشخص کردن شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی، طیف زیستی رستنی های این حوزه آبخیز ترسیم گردید. بررسی به عمل آمده نشان داد که در منطقه مورد مطالعه 57 تیره، 195 جنس، و 310 گونه گیاهی وجود دارد. از مهمترین تیره های منطقه می توان تیره کاسنی، Compositae (45 گونه، 6/14 درصد)، تیره پروانه آسا، Papilionaceae (37 گونه، 12 درصد)، تیره گندمیان، Gramineae (34 گونه، 11 درصد)، تیره نعناع، Labiatae (22 گونه، 2/7 درصد) و تیره گل سرخ، Rosaceae (20 گونه، 2/6 درصد) را نام برد. با توجه به فلورا ایرانیکا (15) و مجموعه فلورهای ایران به فارسی (3) تعداد 189 گونه برای اولین بار از این منطقه گزارش می شوند. از نظر شکل زیستس به ترتیب 8/56 درصد گونه های همی کریپتوفیت، 6/12 درصد تروفیت، 6/11 درصد گونه های کامفیت، 11 درصد گونه های فانروفیت، 7/7 درصد گونه های کریپتوفیت و یک گونه نیمه انگل می باشند. از نظر عناصر رویشی، منطقه ایران – تورانی 3/71 درصد، 7/8 درصد ایران – تورانی و اروپا – سیبری، 5/5 درصد ایران – تورانی و مدیترانه ای، 5/4 درصد ایران –تورانی و مدیترانه ای و اروپا – سیبری و 3/0 درصد ایران – تورانی و صحارا – سندی می باشند.