فهرست مطالب

  • پیاپی 3-4 (آذر و دی 1381)
  • تاریخ انتشار: 1381/09/11
  • تعداد عناوین: 17
|
  • رسول جعفریان و فرصتی تازه
    داود راکی صفحه 1
  • خبر و نظر
    داود راکی صفحه 2
  • انگلیس پشت پرده
    منوچهر محمدی صفحه 3
    مناسبات امپراطوری استعمارگر انگلیس با ایران، جزو مباحث اصلی تاریخ سیاسی ایران معاصر است که در دوره های مختلف تاریخ معاصر با اشکال گوناگونی رقم خورده است. هر چند که جنگ جهانی دوم این استعمارگر پیر را کاملا ضعیف کرد و از نفس انداخت، اما چنگال های نفوذ و دخالتش را در سرزمین های تحت نفوذ و سلطه همچنان باقی گذاشت. ایران با وجود این که پس از کودتای 28 مرداد 1332 جولانگاه سیاست های امپریالیستی امریکا شده بود و حضور پررنگ استعمار بریتانیا را لمس نمی کرد، اما هنوز هم از پی جویی مطامع سیاسی اقتصادی آنها در ایران آزار می دید. گویی امریکای جوان، احترام پدر خویش را بر سر این سفره رنگین نگاه می داشت و راضی به حذف کامل او نبود. رگه های دخالت و نفوذ انگلستان در امور سیاسی — اقتصادی ایران همچنان باقی بود؛ تا این که وقوع انقلاب اسلامی زمینه جولان استعمارگران گستاخ قدیم و جدید را از میان برد. مقاله زیر حاوی نکته ها و دیدگاه های مؤ لف در باب روابط ایران و انگلیس بعد از کودتای 28 مرداد 1332 می باشد که تقدیم خوانندگان گرامی می شود.
    دولت انگلیس با سوابق استعماری و نفوذ طولانی در ایران، از دوران قبل از نهضت مشروطه، به عنوان یکی از دو قدرت بزرگ ذی نفوذ در ایران شناخته می شود. این کشور حتی در دوره رضاخان و بعد از کودتای سوم اسفند سال 1299 سلطه بلامنازع بر ساختار تصمیم گیری ایران داشت. با وجود این، تلاش زیادی صورت گرفت که نقش این دولت در ایران، بعد از کودتای 1332 کمرنگ جلوه داده شود و این طور القا شود که نه تنها کودتای 28 مرداد 1332 یک کودتای صرفا امریکایی بوده، بلکه ایالات متحده، بعنوان ابرقدرت جدید، به جای دولت انگلیس در صحنه سیاست ایران صاحب سلطه و نفوذ کامل شده است؛ در حالی که شرایط تاریخی و مدارک و اسناد نشان می دهد که نه تنها کودتای 28 مرداد کودتایی صرفا امریکایی نبود، بلکه انگلیس نقشی مهم و کلیدی در به ثمر رسیدن این کودتا داشت. علاوه بر این، در تمام دوران بعد از کودتا، ساختار سیاسی ایران همچنان از طریق شبکه فراماسونری تحت نفوذ و سلطه انگیس قرار داشت و این دولت به عنوان شریک اصلی و – در مواردی – شریک برتر در حفظ منافع امپریالیستی خود با ایالات متحده امریکا در ایران عمل می کرد. بعد از اشغال ایران توسط متفقین در شهریور 1320، دولت های اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا به صحنه سیاست ایران وارد شدند و در جهت حفظ منافع خود، رقیبی جدی برای دولت انگلیس شدند. تحقق عینی این رقابت و تضاد منافع که تا قبل از کودتای 28 مرداد 1332 ادامه داشت را می توان درغائله آذربایجان و امتناع مسکو از تخلیه نیروهای خود از این منطقه بعد از پایان جنگ دوم جهانی و همچنین نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران، مشاهده کرد. دولت انگلیس در عین حال که اقتدار نظامی خود را پس از جنگ تا حد زیادی از دست داده بود، سعی می کرد با تکیه بر سیاست قدیمی موازنه قوا میان دو ابرقدرت نوظهور، همچنان منافع خود در ایران بویژه انحصار امتیازات نفتی را حفظ کند و به رقبای جدید اجازه ورود ندهد.
    مهمترین اهرم سلطه و نفوذ دولت انگلیس در این دوره، تجربه طولانی سیاست استعماری در ایرن و برخورداری از شبکه ای فوق العاده قدرتمند و ذی نفوذ در هیات حاکمه کشور بود. طبیعتا چنانچه انگلیس اجازه می داد که رقبا این اهرم را از دست وی خارج کنند، دیگر امکان و توان رقابت و، درعین حال، حفظ منافع خود را نمی داشت. این کشور دیگر نه دارای قدرت نظامی قوی بود نه توان اقتصادی لازم را برای اعمال نفوذ داشت؛ در حالی که رقبای آن از این لحاظ از توانایی بیشتری برخوردار بودند. انگلیس قبل از کودتای 28 مرداد تلاش زیادی کرد که با تکیه بر همین ابزار و اعمال سیاست موازنه قوا، از دادن هر نوع امتیازی به رقبای خود جلوگیری کند؛ ولی شرایط سیاسی - اجتماعی در ایران و تحولات نظام بین الملل، این دولت را مجبور کرد تا نه تنها از بخشی از امتیازات خود در ایران صرف نظر کند، بلکه از ادامه سیاست موازنه قوا خودداری کرده و به عنوان شریکی جدی با ایالات متحده امریکا عمل کند.1 به همین دلیل بود که سیاست موازنه منفی دکتر مصدق که با تکیه بر تضاد منافع امریکا و انگلیس پیش می رفت، ناگهان به شکست انجامید و زمینه کودتای 28 مرداد رافراهم کرد. در طراحی کودتا، انگلیسی ها ابتدا اجرای آن را راسا بر عهده گرفته و تصمیم داشتند که در هشتم اسفند 1331 با خروج شاه از ایرن کودتای معروف به «عملیات چکمه» را به مرحله اجرا درآورند. این عملیات با دخالت آیت الله کاشانی و جلوگیری از خروج شاه خنثی شد و انگلیس ناچار با امریکایی ها به تفاهم رسید و مشترکا عملیات معروف به «آژاکس» را طراحی و به مرحله اجرا در آوردند.2 «آنتونی ایدن»، وزیر امور خارجه انگلیس، در خاطرات خود می نویسد:«... به نظر من این طور رسید که بهتر است شخص دیگری به جای مصدق بیاید و پس از مطالعه در صحت عقیده های خود با علی سهیلی، سفیر ایران در لندن، که یکی از دوستان خوبم بود، مشورت کردم. نظریات مرا تصدیق کرد و قول داد شخصا هر قدر که بتواند به ما کمک کند.»
  • مردی در طوفان
    علی ابوالحسنی صفحه 4
    تاریخ معاصر ایران، حاج شیخ فضل اله نوری را به پایمردی در راه عقیده و تشخیص سیاسی و دینی خویش به خوبی می شناسد و مخالفان وی، هر نوع اتهامی به وی وارد کنند، او را عنصری زمانه باز و مذبذب نمی شمرند. صلابت و مقاومتی که شیخ در برابر مرگ از خود نشان داد، شائبه هرگونه سست عنصری و تذبذب سیاسی را از وی می زداید. افزون بر این، دوست و دشمن معترفند که شیخ از هوشی سرشار و فوق العاده برخوردار بود. مهدی ملکزاده، با وجود سرگرانی بسیاری که با شیخ دارد، در باره اش می نویسد: «گفته می شود از حیث معلومات و تبحر در علوم دینی، از همه همگنانش برتری داشته و بسیار فهیم و باهوش بوده و در قدرت استدلال در میان طبقه خود نظیر نداشته» است.
  • تمنای روشنفکر دینی
    داوود مهدوی زادگان صفحه 5
    عصرها و نسل ها به کوتاهی هر چه بیشتر رو به اصلاح و دگرگونی دارند، اما مکتب ها و ادیان هر چند صد سال و هزار سال تغییر می کنند. اگر این موضوع به درستی بررسی می شد و علل و عواملش به دست می آمد، شاید بسیاری از بحث های مربوط به روشنگری و اصلاحات دینی، شکل دیگری به خود می گرفت.
    اختلاف میان مقوله «امروز دینی» با «دین امروزی» که از زمین تا به آسمان است، به همین نکته اساسی باز می گردد. آنچه که در سیر تحولات تاریخی جوامع بشری گذشته، نمودار روشنی از این حقیقت است که ایدئولوژیک کردن یک روزگار، بسیار مسبوق تر از روزگاری کردن مکاتب و ایدئولوژی ها بوده است. بسیاری از کسانی که به عنوان روشنفکر دینی درصدد ارایه یک قرائت جدید از دین هستند یا به نحوی قصد سنجش گوهر مبانی دینی با دگرگونی های روزگار را دارند، در نهایت به ورطه نفی ضرورت های دینی فرو می روند. کار تقلای ایجاد دگرگونی های مدرن در بنیادهای ثابت دینی، چه مغرضانه صورت گیرد و چه محققانه، براساس تجارب عمده تاریخی، از بررسی و تحقیق، به نفی و انکار کشیده است. بررسی ریشه ها و علل این واقعیت تانی و تامل بسیاری را طلب می کند.
    سعی گروه ها و جریان های روشنفکری مختلف معاصر، هر کدام به نوعی با مقوله ایدئولوژی انقلاب اسلامی بر خورد کرده اند و برخی از این جریانات عمدتا سعی در تقدس زدائی، سکولاریزاسیون و به تعبیری خنثی سازی اندیشه معنوی انقلاب داشته اند؛ در مقاله حاضر این موضوع مورد پژوهش قرار گرفته است.
  • مردم چشم دارند
    محمد رضا معتضدیان صفحه 6
    ماندگاری چهره رجال برجسته تاریخ، بسته به گام های استواری است که در زندگی برداشته اند. گویی مدرس(ره) در زمره رجالی است که گام های خود را در سنگ فرو برده که رد آن این چنین پایدار مانده است. او مانند اسطوره ای بود که دقیقا در گلوگاه تاریخ معاصر ایران فرود آمده بود و نقش تاریخی خود را به گونه ای ایفا کرد که از باد و باران ندیده گزند. اگر با دقت و ذکاوت به ژرفای تاریخ معاصر ایران فرو رویم، در می یابیم که مدرس (ره) در سخت ترین و حساس ترین برهه های تاریخ تحولات ایران، گام های ماندگاری برداشته است که آثار آن تا هم اکنون و تا سال ها پس از این هم برجاست. گام هایی که نه بر خاک و ماسه و برف، بلکه بر سنگفرش های زمخت عصر رضاخانی برداشته شود و برجای بماند حرف دیگری است.
    توجه عمیق او به اندیشه ترقی و پایبندی شدیدش به اصول دیانت، رفتارها و اندیشه های سیاسی او را نوین و روزآمد ساخته است؛ به گونه ای که پس از گذشت نزدیک به یک قرن، آرای سیاسی — اجتماعی او با مسائل امروز مطابقت دارد. آنچه در این مختصر مورد اشاره و بازشناسی قرار گرفته، توجه به مقوله قانون گرایی و مجلس گرایی در اندیشه و فعل اوست. مقوله ای که معمولا در فرهنگ واژگان سیاسی غرب تحت عنوان پارلمانتاریانیسم (Parlimentarianism) بررسی می شود، اما بنیادهای آن در اندیشه های سیاسی — اجتماعی سید به گونه دیگری است.
  • جامعه شناسی نظام استبدادی و جامعه مستبد
    مظفر نامدار طالشانی صفحه 7
    حاج آقا نورالله، در تاریخ معاصر ایران مظهر روشن مبارزات مقدس ملت ایران برای دست یابی به استقلال، آزادی و نظام مبتنی بر عدالت اسلامی است که سرانجام، جان خود را فدای آزادی خواهی ملت ایران کرد. اما جفای تاریخی که از دیرباز تاکنون گریبانگیر برجستگان ملی ما بوده است، امثال حاج آقا نورالله را هم بی نسیب نگذاشته و گوئی مدرس (ره) درست گفته بود که «بزرگان تاریخ ما به اقبال بوده اند که در ممالک ما متولد شده اند؛ چون در این جا پلوتارخی [مورخ بزرگ یونان باستان] نبوده که حلاج کارهای آنان باشد.» هم نهضت سیاسی — اجتماعی حاج آقا نورالله در اصفهان و هم آثار نظری او پیرامون بنیادهای فلسفه سیاسی اسلام در، به ویژه رساله مقیم و مسافر، در زمره بزرگترین پدیده های علمی و عملی تاریخ سیاسی عصر مشروطیت است که متاسفانه در سیر تاریخ نگاری معاصر ایران مورد غفلت و کوتاهی قرار گرفته است.این مقاله بازشناسی بنیادهای نظریه سیاسی این مجاهد نستوه است که قسمت اول آن تقدیم علاقمندان می گردد. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
  • ظهور تجدیدنظرطلبی
    محمد رضا مرندی صفحه 8
    به راستی هزار تامل و تانی می طلبد که چگونه شکاف فرهنگی آزاردهنده میان نخبگان فکری ایران، فرازهای مهمی از تاریخ معاصر ما را غمبار و یاس آلود و خشونت بار کرده است. بروز یک چنین شکاف فرهنگی و عقیدتی زیانباری میان نسل های گوناگون نخبگان دینی و ملی ما باعث شده که صدسال پیشرفت شتاب آلود غرب، مساوی یکصد سال حرمان و آشفتگی و آشوب در جوامعی چون کشور ما باشد.
    این که نخبگان دینی و سیاسی ما در چه طیف ها و لایه های اجتماعی دسته بندی می شوند و چرا و چگونه راهشان با هم یکی یا از هم جدا شده است، زمینه مطالعاتی پراهمیتی در حوزه تاریخ سیاسی ایران و به ویژه تئوری های مربوط به انقلاب اسلامی است. پدیده تجدیدنظرطلبی تقریبا در همه انقلاب ها، جنبش ها و مکتب های سیاسی — اقتصادی، با شدت و ضعف و با ویژگی های خاصی ظهور کرده است.
    تجدیدنظرطلبی (Revisionism) یکی از تغییراتی است که عموما بعد از وقوع تحولات اساسی و انقلاب های بزرگ در میان نخبگان انقلاب بروز پیدا می کند. تجدیدنظرطلبان در حقیقت گروهی از نخبگان متعلق به یکی از لایه های فکری و اجتماعی فعال شده در سیر تحولات هستند که اگرچه ابتدائا در زمینه سازی یا ایجاد تحولات اجتماعی حضور دارند، لکن به تدریج و در گذر زمان نسبت به ایدئولوژی، مبانی فکری و ارزش های اولیه خود دچار تردید شده و در نهایت از آنها عدول می کنند و حتی ممکن است جریانات مخالف با آن را ایجاد یا همراهی کنند.
  • آناتومی جنبش دانشجویی
    محمود احمدی نژاد صفحه 9
    صبح آن روز برفی، سردبیر با عجله وارد دفتر ماهنامه شد تا عازم دانشگاه علم و صنعت شویم و درباره جنبش دانشجویی با دکتر محمود احمدی نژاد گپی بزنیم و گفت وگویی کنیم.
    حال و هوای تحصیل بیش از دانشگاه های دیگر حس می شد. وارد دانشکده عمران شدیم و به دنبال دفتر کارش در کریدورهای دانشکده سرک می کشیدیم. یکی از دانشجویان با لبخند ملیحی جلو آمد و گفت: دکتر احمدی نژاد را می خواهید؟ طبقه دوم، سمت چپ... خیلی تعجب کردیم.
    قرار ما ساعت 10 صبح بود و دکتر هنوز نیامده بود. چند دقیقه ای پشت در اتاق ایستادیم. دکتر نفس زنان رسید و ضمن عذرخواهی از تاخیر، به گرمی احوال پرسی کرد. اتاق جالبی داشت. کوچک و دنج. میز کارش پر از پوشه ها و پایان نامه ها بود و روی دیوار عکس ها و نوشته های معنی دار، مثل جمله ای که روی تخته سفید نوشته شده بود «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.»!
    دکتر، عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه علم و صنعت و مشاور فرهنگی — اجتماعی وزیرعلوم است و 45 سال دارد. پرکاری، نشاط و حال و هوای انقلابی در او همچنان موج می زند. چهره ای آرام و مطمئن دارد و شمرده سخن می گوید. او که خود از فعالان جنبش دانشجویی قبل و بعد از انقلاب است، ما را به آن حال و هوا می برد و به قدری در سخنان جذابش فرو می رویم که فقط با صدای تمام شدن نوار ضبط صوت گفت وگو قطع می شود و سوالات دیگرمان را به سخنانش گره می زنیم.
  • جنبش دانشجویی ایران،مطالبات و آسیبها
    غلامحسین مقیمی صفحه 10
    از ظهور جنبش دانشجویی در دانشگاه های امریکا و بعد از آن در فرانسه که سراسر قاره اروپا را تحت تاثیر خود قرار داد، بیش از پنج دهه می گذرد. اگر چه «حرکت دانشجویی پدیده ای جهانی است، ولی تجلی آن در کشورهای گوناگون، و دانشگاه های مختلف، صورت های متفاوت داشته است. چرا که پیدا کردن وجه مشترک اجتماعی برای این نهضت امکان پذیر نیست» و لذا به تبع آن مطالبات دانشجویی نیز متفاوت و بعضا متعارض است؛ اما آنچه در این بین مهم است، گونه شناسی مطالبات و در مرحله بعد آسیب شناسی مطالبات دانشجویی در دانشگاه های ایران است چرا که در چند سال اخیر نسبت به جنبش دانشجویی به واسطه برخی اغراض و ابهامات، دیدگاه های متفاوتی ارائه شده که موجب شد تا خواسته های این حرکت در برابر آرمان های اصیل انقلاب اسلامی قرار داده شود؛ به همین دلیل کالبد شکافی صادقانه جنبه هایگوناگونمطالباتدانشجویی، نه تنها موجب تبیین رسالت تاریخی این جنبش است، بلکه خواسته های سیاسی و فرهنگی اصیل آن را از تفاسیر غیرواقع بینانه پیراسته می نماید.
  • اعتراض بزرگ
    مهدی مطهرنیا صفحه 11
    در دل زمان است که زندگی آدمی جریان دارد؛ در قلمرو زمان است که رویدادها یا شیوه اندیشیدن، که در مجموع تاریخ جهان را می سازند به دنبال هم می آیند و در خلال زمان است که انسان تاریخ را می نویسد. از همین رو مکانی که در آن نگاه می کنیم و در آن بررسی می کنیم، از نظر فلسفی با مکانی که در آن می بینیم بسیار متفاوت است؛ مکانی که در آن می بینیم، همیشه مکان بازنمایی شهره در زمانی دیگر است. لوسین فور، Lucien Fevre مورخ فرانسوی، معتقد است: «تاریخ واقعی، علم رویدادهای تاریخ نیست، بلکه دانش شناخت آدمی است در دل زمان و زمان در عین تداوم، پیوسته دچار تغییر و تحول است.»1 در چنین دیدگاهی تاریخ را در یک زمان تاریخی به تصویر می کشیم که دارای عناصر و گشتاورهای معینی است و با دقایق تاریخی زمانی که در ارتباط با آن بحث می کنیم در تفاوت هویتی قرار دارد.
    رویدادهای تاریخی نه تنها در طول زمان، بلکه، در گستره مکان نیز به وقوع می پیوندند. وقایع تاریخی در ارتباط با افراد، مانند رویدادهای کند و بی شتاب تاریخ گروه های انسانی، با دو محور مختصات جدایی ناپذیر در گذشته نگاشته می شوند: محور مختصات زمان و محور مختصات مکان یا فضا و محیط جغرافیایی.2 از همین رو باید در مباحث تاریخی، در مورد موضوع های گوناگون به «زمان و فضای تاریخی» توجه کرد
  • سهم ایران؟
    حسن دادگر صفحه 12
    سنجش ویژگیهای روابط اقتصادی ایران و امریکاهمواره در هاله غبارآلودی از تنشهای سیاسی صورت گرفته است. از همان واپسین سالهای عصر قاجاریه که زمزمه های کشاندن پای مردم ینگه دنیا به عرصه های توسعه و ترقی ایران گه گاه به گوش می رسید تا هم اکنون که بحث رابطه با امریکا از زاویه ها و با سلیقه های مختلف طرح می شود، این موضوع در چنبره اوهام و خیالات و شعارزدگی ها و احساسات مثبت و منفی محصور مانده است. به ویژه تلاش های آکادمیک و منسجم چندانی درخصوص تشریح علمی منافع یا مضر ات اقتصادی رابطه با امریکاصورت نگرفته است.
    حتی در صورت مهیا شدن شرایط عادلانه در مذاکره با لحاظ تامین منافع ملی ایران، جبران خسارتهای گذشته، احترام متقابل و سایر پارامترهای اساسی و غیرقابل اغماض در یک مذاکره مثبت و منصفانه، باز هم این فرضیه که رابطه با امریکاموجب رشد و توسعه اقتصادی بیشتر خواهد شد، باید با روش های علمی و مطالعات کاملا پژوهشی رد یا اثبات شود. مقاله حاضر درصدد ارزیابی رابطه اقتصادی ایران و امریکا می باشد.
    مقاله حاضر با این هدف و با توجه به لزوم پرهیز از ساده انگاری های شعاری به رشته تحریر درآمده است که شما را به مطالعه آن دعوت می کنیم.
  • به کام شیطان
    نعمت الله مظفرپور صفحه 13
    سنت راهنمایی و رایزنی اندیشمندان نسبت به زمامداران، قدمت تاریخی بس بلندی دارد. شاید براساس این فرض که هر چقدر حکومتی بزرگتر و قوی تر باشد رایزنان و راهنمایان ایدئولوژیک آن حکومت نیز اعتبار و منزلت بیشتری می یابند، فوکویاما نیز رایزنی ایدئولوژیک یکه ابرقدرت دنیای امروز! را بر خود لازم دانسته است؛ اما اگر او به دنبال ایفای نقشی چون ارسطو برای اسکندر، یا بزرگمهر برای انوشیروان باشد، باید جائی برای حکمت و فرزانگی در اندیشه های خود باز کند.
    اینکه لیبرال — دموکراسی و نظام سرمایه داری مبتنی بر آن یگانه ایده آل تاریخی بشر دانسته شود که هیچ بدیل و رقیبی برای این آخرین دوره تکامل ایدئولوژیک بشر! به وجود نخواهد آمد؛ و اینکه با الهام از اندیشه های هگل و نیچه در فلسفه تاریخ به نوعی داروینیسم اجتماعی برسیم که پیروزی امریکایی ها دلیل برتری آنهاست، بیشتر نوعی اعلام وفاداری به رهبران، ایدئولوژی و نهادهای ملی امریکا به نظر می رسد. معلومست که این ایده راه کامجوئی هر چه بیشتر نظام سرمایه داری از منابع طبیعی — انسانی جهان را باز می کند و زمامداران پر نخوت امریکا را در گشودن دربهای امپراطوری خود بر این شانس بزرگ و فرصت مغتنم، تحریص می کند.
  • خواب شیرین...
    حسن یکتا صفحه 14
    شاید برای برخی درست روشن نبود که چرا وقوع انقلاب اسلامی در ایران باعث تحولات شتابزده سیاسی - نظامی در همسایگی ایران شد، و عراق، این همسایه همیشه ناآرام ایران را، در شر و شور بی سابقه تسلیحاتی فرو برد. عراقی ها که شیطنت های سیاسی خود در مورد اجرای عهدنامه الجزایر را با خیزش اولین امواج تحولات سیاسی ایران شروع کرده بودند، اینک، با وقوع انقلاب اسلامی رویای شیرین خود را تحقق یافته می دیدند. توسعه سرزمینی، تحکیم پایه های داخلی و خارجی رژیم بعث، ژاندارمی خلیج عربی! و زمینه های رهبری جهان عرب، شیرین ترین قسمتهای این خواب طولانی برای حکومت گران عراق بود. اما مساعدت غرب در محقق ساختن این رویای کوچک و کودکانه با انگیزه های بزرگتری صورت می گرفت که چیزی جز نگاه داشتن چرخ عظیم انقلاب اسلامی از حرکت بود.
    در قسمت پایانی مقالات مربوط به «جنگ ایران و عراق»، سیر اختلافات مرزی عراق با ایران، از پیروزی انقلاب اسلامی تا وقوع جنگ تحمیلی مورد بررسی قرار گرفته است که آن را پیش رو دارید.
  • شبهای گوادلوپ
    ابوالفتح مؤمن صفحه 15
    دی ماه 1357 در حالی آغاز شد که بسیاری از مناطق جهان دستخوش آشفتگی، آشوب وبحران سیاسی بود. از آنجا که این اوضاع نابسامان، آینده ای تیره و تار را متصور می کرد، دولت های متحد غربی را به واکنش برانگیخت تا مشترکا راهبرد و راهکار جدیدی را برای رویارویی با تحولات جهانی و رویدادهای بزرگ بین المللی ترسیم کنند. یکی از این مسایل مهم و حیاتی که اهمیت ویژه ای برای دولت های غربی داشت، انقلاب ایران بود که به طور فزاینده ای در حال گسترش بود و رژیم پهلوی و محمدرضا شاه را دچار بحران عظیم و پیچیده ای کرده بود. نویسنده در این نوشتار یکی از هم اندیشی های دولت های غربی برای حفظ منافع خود در ایران را مورد بررسی قرار داده است. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، برگزاری و نتایج حاصله از این کنفرانس هیچ نقشی در عزم ملت ایران برای سرنگونی رژیم ستمشاهی و نیز استقلال و آزادی نداشت و از موضع کاملا انفعالی دولت های غربی حکایت داشت.
  • ماموریت اصلی آقای جرج بوش
    عبدالله شهبازی صفحه 16
    اگر به محورهای برنامه نظامی بوش که در سخنرانی های انتخاباتی اش ابراز می کرد توجه کنیم، به روشنی در می یابیم که اهداف نظامی او با اسلافش بسیار تفاوت دارد. این اهداف به نحو بیشرمانه ای دولت ایالات متحده را ابزار دست صنایع نظامی خصوصی می کند و امریکا را بار دیگر در کام برنامه های جنگ افروزانه فرو می برد.
    هیولای «مجتمع نظامی — صنعتی» که از طریق فشار بر دولت امریکا برای درگیرشدن در جنگ ویتنام، ثروت افسانه ای خود را با سودهای کلان بیشتری جلا داده بود، اکنون از جرج بوش پسر می خواهد تا صراحتا بخش هایی از دولت را برایش سرو کند. از جمله با قرار دادن دونالد رامسفلد به عنوان وزیر دفاع، که پیوندهای عمیق و آشکاری با غول های تسلیحاتی و شیمیایی امریکا دارد، خطر تجدید سیاست های تسلیحاتی دوران جنگ سرد را زنده کرد.
    جبران هزینه هایی که کمپانی های نظامی امریکا برای به قدرت رسیدن جرج بوش پرداخت کردند، خود هدف کوچکی برای رئیس جمهوری امریکا نیست
  • بلوف آمریکایی
    امیر محمد حاجی یوسفی صفحه 17
    سناریوی پنهان امریکا در حمله به عراق و وضع منافع و امنیت ملی ایران در قبال این قضیه مشکوک دو مساله ای است که در خلال گفت وگو با دکتر امیرمحمد حاجی یوسفی مورد بررسی قرار گرفته است. حاجی یوسفی 38 ساله، استاد جوان و ژرف نگر علوم سیاسی و روابط بین الملل، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی و مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع) است.