آرشیو یک‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۸۶، شماره ۳۷۳۸
فرهنگ و اندیشه
۱۰

آیا بالاتر رفتن رتبه علمی در ISI، توهم توسعه علمی را تداعی می کند؟

در پاسخ به مقاله دکتر رضا داوری: سیاست علم سنجی

دکتر عبدالرضا نوروزی چاکلی

در تاریخ 21 مردادماه در صفحه فرهنگ و اندیشه مقاله ای از دکتر رضا داوری اردکانی با عنوان «توهم توسعه علمی؛ از طریق افزایش تعداد مقالات ISI» منتشر شد که واکنش های موافق و مخالف بسیاری را در جامعه علمی و مراکز تحقیقاتی کشور برانگیخت. مکتوب حاضر پاسخی است به مقاله ذکر شده دکتر داوری که از سوی «مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور» به «ایران» ارسال شده است که با اندکی «تلخیص» می خوانید.

در سال های اخیر، همواره آمارهای ISI مورد توجه محافل علمی، دانشگاهی و سیاستگذاران علمی و پژوهشی کشور قرار داشته است، اما آن چه بیش از پیش ذهن هر پژوهشگر مشتاقی را به خود جلب می کند این است که چرا همواره شاهد موضعگیری های متفاوتی در قبال آن هستیم؟ آیا تنها به همین دلیل که ممکن است عده ای در اثر تلقی اشتباه خودشان از کارکرد آمارهای «مؤسسه اطلاعات علمی»، دچار توهم توسعه علمی همه جانبه شوند باید آن را کنار گذاشت، یا این که بالعکس باید آن را به طور مطلق و به عنوان تنها ملاک توسعه علمی کشور در تمامی ابعاد پذیرفت؟

در این بین، آن چه بیش از پیش ذهن نگارنده این سطور را به خود مشغول داشته است، انتشار مقاله ای از ریاست محترم فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و استاد فلسفه دانشگاه تهران بود. رویکرد نویسنده محترم مقاله مذکور که توجه به آمارهای ISI و به نوعی نیز فعالیت های علم سنجی را به انتقاد گرفته اند به گونه ای بوده است که توجه نگارنده این سطور را که بنا به وظایف تخصصی و حرفه ای خود، به طور مستقیم با مسائل مربوط به این موضوع و همچنین با نمایه ها و آمارهای «مؤسسه اطلاعات علمی» و بسیاری دیگر از نمایه های بین المللی سروکار دارد به خود مشغول داشته و موجب شده تا ضمن مطالعه دقیق بیانات آن فیلسوف ارجمند و با رویکرد پاسخگویی به برخی از سؤالاتی که در ابتدای مقاله حاضر مطرح شد، به ذکر نکاتی در خصوص مسائل یاد شده بپردازم.

پیش از ورود به بحث، نگارنده لازم می داند بر این نکته تاکید داشته باشد که کمی بودن نوع کار «علم سنجی» مورد توافق صاحب نظران قرار داشته است. از طرفی، هر چند امروزه این نکته که با توجه به احتمالاتی بودن نظام علم، همواره نتایج تجزیه و تحلیل های کمی نیز به صورت احتمالی قابل پذیرش بوده و هست در بین محققان علوم اجتماعی، به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده است، اما باید بر این نکته نیز واقف بود که مطالعات کمی علم سنجی زمانی معنا پیدا می کند که با حجم عظیمی از اطلاعات سر و کار داشته باشیم. بدیهی است که در آن شرایط، استفاده از روش های کیفی سنجش تولیدات علمی کارساز نخواهد بود، چرا که آن نیز مشکلات عدیده ای را با خود به همراه خواهد داشت که در این جا مجال پرداختن به آن وجود ندارد و نگارنده تنها به ذکر همین نکته بسنده می کند که دامنه مشکلات آن به اندازه ای است که متخصصان علم سنجی را واداشته تا در سطح کلان، استفاده از روش های کمی را بر روش های کیفی سنجش تولیدات علمی ترجیح دهند.

بدیهی است که برای انجام این فرایند نیز در اختیار داشتن ساز و کارهای مناسب علم سنجی، یک ضرورت به شمار می رود. این ساز و کارها باید به گونه ای باشد که علاوه بر فراهم کردن سریع اطلاعات، از معیارهایی اندازه پذیر برای تفکیک حجم عظیم اطلاعات معتبر از غیرمعتبر برخوردار باشد و امکان تجزیه و تحلیل کمی اطلاعات را برای همگان فراهم کند. از طرفی، مبنای این سنجش باید در سطح جهانی پذیرفته شده باشد و امکان مقایسه را فراهم سازد. در چند دهه اخیر، پایگاه های اطلاعاتی ISI به عنوان یک ابزار اندازه گیری، به دلیل برخورداری از ویژگی های فوق و همچنین به علت دارا بودن بسیاری از مؤلفه های دیگر، بیش از سایر پایگاه های علم سنجی مورد توجه متخصصان این حوزه در سراسر جهان قرار داشته است.

از طرفی، این نکته را از یاد نبریم که هرگاه معیارهایی برای ارزیابی معرفی می شود، جامعه مخاطب تلاش می کند تا خود را با آن معیارها همسو کند و فعالیت هایش را به گونه ای هدایت نماید که بیشترین امتیازات را بر اساس آن معیارها کسب کند. به طور طبیعی، این قاعده در مورد معیارهای ISI نیز صادق است. چنانچه دانشمندان، نشریات، دانشگاه ها و کشورها بر طبق معیارهای تعیین شده، موفق به احراز رتبه های بالاتر علمی شوند، به سرعت در سطح ملی و بین المللی شناخته می شوند و از منافعی که برای آن مترتب است برخوردار خواهند شد. به این ترتیب، ملاحظه می کنیم که نظام نمایه سازی ISI، چگونه بر فرایند و چرخه بین المللی تولید علم و عوامل مؤثر بر آن تاثیر می گذارد. امروزه، اهمیت نمایه شدن تولیدات علمی در پایگاه های ISI به حدی رسیده که چنانچه هر یک از عوامل تولید علم، نظیر دانشمندان، نشریات، سازمان ها و کشورها، بر طبق معیارهای آن «مؤسسه» در راه کسب رتبه علمی بهتر اقدام نکنند، عملا بسیاری از منافع علمی و اجتماعی خود را از دست می دهند.

بنابراین، ذکر این مطلب که «مؤسسه اطلاعات علمی صرفا یک مرکز فهرست نویسی و نمایه سازی است» می تواند از نادیده گرفتن ارتباط فهرست نویسی و همچنین نمایه سازی با مقوله علم سنجی و نقشی که در فراهم کردن اطلاعات لازم برای برنامه ریزی و سیاست گذاری برعهده دارند ناشی شده باشد. چرا که در دنیای گسترده امروز، زمانی امکان بازیابی دقیق و بهره گیری از اطلاعات مندرج در یک مدرک فراهم می شود که آن مدرک، پیش تر و به درستی از فرایند نمایه سازی عبور کرده باشد. همه ما بر این نکته واقف هستیم که هر محققی مایل است تا دستاوردهای علمی اش در قالب تولید علمی عرضه شود و در پی آن نیز مورد توجه و استفاده سطح وسیع تری از جامعه مخاطب قرار گیرد. در این صورت، علاوه بر فراهم شدن شرایط لازم برای بهره مندی بیشتر جامعه علمی از دانش آن محقق، تولید علمی او نیز در معرض نقد قرار می گیرد و به تدریج تکمیل می شود. برای دستیابی به این هدف، انجام نمایه سازی دقیق ضروری است. هر چقدر که یک تولید علمی در نظام های نمایه سازی معتبرتری نمایه سازی شود، از شانس بیشتری نیز برای بازیابی و تاثیرگذاری بر چرخه علمی بین المللی برخوردار می شود. در این راستا، ISI به عنوان یک مرکز علم سنجی، با بهره مندی از دانش متخصصان علوم کتابداری و اطلاع رسانی و متخصصان موضوعی خود، انجام نمایه سازی دقیق و سریع بخش عمده ای از آثار علمی معتبر جهان را در دستور کار خود قرار داده است. با عنایت به توضیحات فوق، لازم است تا هیچ گاه نمایه سازی و نقشی را که در راستای شناسایی و بهره مندی بیشتر جامعه علمی از تولیدات علمی برعهده دارد از یاد نبریم.

از طرفی، اگر گفته شود که «در دانشگاه های کشور، ISI تنها ملاک علمی دانشمندان ما محسوب می شود» نیز صحیح نیست. چرا که پایگاه های ISI، تنها یکی از معیارهای ارزیابی دانشمندان ما محسوب می شود، نه همه آن. به عنوان نمونه، در آئین نامه ارتقاء اعضای هیات علمی دانشگاه های «وزارت علوم، تحقیقات و فناوری»، نمایه شدن آثار علمی در نمایه های معتبر بین المللی دیگر نیز پیش بینی شده است. از طرفی، برای ارزیابی نشریات علمی کشور نیز سازوکارهای جدیدی در سطح ملی تدوین و طراحی شده است. این سازوکارها توسط «کتابخانه منطقه ای علوم و تکنولوژی شیراز» و در قالب مجموعه پایگاه های ISC به مرحله اجرا درآمده است و هم اکنون به نمایه سازی بخش عمده ای از تولیدات علمی معتبر کشور می پردازد. بر اساس بخشنامه «وزارت علوم، تحقیقات و فناوری»، از مهرماه سال، 1385 ارزیابی کلیه نشریات علمی کشور بر اساس گزارش های استنادی آن «کتابخانه» در دستور کار آن «وزارتخانه» قرار داده شده است. علاوه بر این، در نظر است تا در آینده ای نزدیک، تولیدات علمی نمایه شده در پایگاه های ISC و تعداد استنادات به این تولیدات علمی نیز به عنوان یکی دیگر از اصلی ترین معیارهای ارزیابی اعضای هیات علمی دانشگاه ها مورد استفاده قرار گیرد.

همچنین، نباید کمتر بودن تعداد خوانندگان نشریات علمی- پژوهشی کشور را نسبت به سایر نشریات، نشانه کمتر بودن اعتبار آن نشریات قلمداد کرد، چرا که همواره مخاطبان نشریات علمی- پژوهشی کشور، از افراد و گروه های خاص و محدودتری تشکیل شده اند و در مقابل، نشریات عمومی که به درج مطالب مروری، انتقادی، خبری و مانند آن می پردازند، در بین عموم مردم و یا در میان اکثر حوزه های موضوعی، دارای مخاطبان بیشتری هستند.

لازم می دانم در پاسخ به این سخن ریاست محترم فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران که «هر جا علم هست ملاک هم هست. پس بگردیم و ملاک یا ملاک ها را پیدا کنیم»، بر این نکته تاکید نمایم که در اختیار داشتن معیار، به عنوان مهم ترین مساله سنجش تولیدات علمی محسوب نمی شود، بلکه امکان به اجرا درآوردن و جمع آوری اطلاعات بر اساس آن معیارها، مهم ترین چیزی است که همواره مطرح بوده و هست. به همین دلیل، سازوکارهای معتبر بین المللی که تاکنون در این راستا تدوین شده اند، پیش تر به این نکته توجه داشته و به تدوین معیارهایی پرداخته اند که بر مبنای آن بتوان به جمع آوری اطلاعات پرداخت. این نکته را می توان در دستورالعمل هایی که برای رتبه بندی دانشگاه ها نظیرTimes Higher Education تدوین شده است، ملاحظه کرد. در اکثر این دستورالعمل ها، «تعداد تولیدات علمی نمایه شده دانشگاه ها در پایگاه های علم سنجی ISI»، به عنوان معیاری مشترک وجود دارد و بالاتر بودن آمار تولیدات علمی دانشگاه ها در آن پایگاه ها به معنای فراهم بودن سازوکارهای بهتر برای انجام تحقیق و پژوهش و نشان دهنده میزان پویایی آن دانشگاه در زمینه حمایت از تولید علم قلمداد می شود. البته نگارنده بر این واقعیت وقوف کامل دارد که اطلاعات نمایه شده در پایگاه های ISI، فقط بخش هایی از تولیدات علمی کشورها را تشکیل می دهد، اما در مقابل، این نکته را نیز مورد تاکید قرار می دهد که این مطلب در مورد تمامی کشورهایی که تحت پوشش قرار گرفته اند صادق است، نه فقط برای یک کشور خاص. همین ویژگی باعث شده تا امکان مقایسه تولیدات علمی کشورها بر اساس معیارهایی واحد فراهم شود.

در پاسخ به این سخن آن دانشمند بزرگوار که «اصلا تاریخ به ملاک هایی مثل ISI نیاز ندارد. چه بسا کسانی که پیش از ISI به دنیا آمده اند و نام ISI را نشنیده اند و حتی در زمان ISI بوده اند و به آن کاری نداشته اند؛ جهان، آنان را صاحب نظر و دانشمند می شناسد» لازم می دانم به استحضار برسانم که هیچ کس نمی تواند منکر کسانی که در طول تاریخ و بدون حضور ISI، به عنوان دانشمند و صاحب نظر شناخته شده اند باشد. اما نگارنده لازم می داند دوباره بر این نکته تاکید نماید که آن چه امروزه استفاده از نمایه های معتبر بین المللی همچون پایگاه های ISI را که به ارزیابی کمی تولیدات علمی می پردازند اجتناب ناپذیر می کند، دشواری ارزیابی کیفی حجم عظیمی از تولیدات علمی است که به زبان های مختلف بین المللی منتشر می شود. به عنوان مثال، اگر هر کدام از ما بخواهد بدون تکیه بر نمایه ها، فقط بر این نکته که تاکنون چه کسانی و به چه منظوری به یکی از مقاله های او استناد کرده اند واقف شود، باید مسیر دشوار و طولانی را که معمولا عبور از آن به سهولت امکان پذیر نیست پشت سر بگذارد. به این ترتیب، چگونه می توان بدون در اختیار داشتن سازوکارهای مناسب، در سطح کلان به سنجش و تحلیل استنادی تولیدات علمی افراد مختلفی که نتایج تحقیقات خود را به زبان های مختلف و در نشریات گوناگون بین المللی منتشر می کنند پرداخت؟

همچنین، در جایی دیگر از بیانات آن استاد فرهیخته آمده است که «آیا درد علم و آموزش و فرهنگ در کشور ما کمبود مقاله در فهرست ISI است؟ به صرف افزایش مقالات، علم پیشرفت نمی کند و ممکن است تعداد مقالات ده برابر شود و در علم کشور تحولی اساسی روی ندهد». در این خصوص نیز لازم می دانم این نکته را مورد تایید قرار دهم که مقصود از بالاتر بودن تعداد تولیدات علمی کشورها در ISI یا در هر نمایه معتبر بین المللی دیگر، توسعه همه جانبه آن کشورها نیست، چرا که تولیدات علمی تنها یکی از ابعاد توسعه و آن هم توسعه علمی کشورها به شمار می رود. اما در عین حال، تولیدات علمی همواره به عنوان یکی از ضرورت ها و یکی از پیش نیازهای اصلی توسعه مطرح است و به همین دلیل نیز نه تنها نباید از آن غفلت کرد، بلکه باید در این راه گام های اساسی برداشت. در مسیر توسعه انسانی، هر قدر موقعیت های افراد برای کسب دانش و دسترسی به منابع اطلاعاتی بیشتر شود، آن ها از امکان بیشتری برای دسترسی سریع تر به زندگی پیشرفته، سودمند و سالم برخوردار خواهند بود. در خصوص اهمیت تولید علم و ضرورت آن برای پرداختن به ابعاد دیگر توسعه، شواهد تاریخی بسیاری وجود دارد. مطالعه تاریخ علم و فناوری کشورها نشان می دهد که تقریبا تمام کشورها از ابتدا کار خود را با تولید علم آغاز کرده اند و سپس به فناوری دست یافته اند. تنها کشوری که از این قاعده عدول کرده و در ابتدا فناوری را به عنوان مقدمه تولید علم مورد نظر قرار داده ژاپن بوده است. اما ژاپن نیز بزودی دریافت که با مشکلات عدیده ای، از جمله کاهش نوآوری در فناوری مواجه شده است. از این رو، در دهه، 1980 اعلامیه عمومی تولید علم خود را صادر کرد و طی آن از همه ژاپنی ها خواست که در هر کجا و با استفاده از هر وسیله ممکن به تولید علم بپردازند. بنابراین، توسعه دارای ابعاد گوناگون است و برای حرکت در آن راستا، تدوین برنامه های توسعه هر کشور با توجه به راهبردهای توسعه منطقه ای و جهانی و با در نظر داشتن تجربیات بین المللی ضرورت دارد. گام برداشتن در این مسیر مستلزم برنامه ریزی راهبردی است و برنامه ریزی راهبردی نیز نیازمند در اختیار داشتن اطلاعات لازم در خصوص توانمندی های علمی خود و مقایسه آن با محیط بیرونی (منطقه و جهان) است. به همین دلیل، ابزارهای مختلفی برای سنجش ابعاد مختلف توسعه کشورها وجود دارد که تنها یکی از آن ها آمارهای ISI است. به عنوان نمونه، می توان از شاخص های سنجش فناوری که توسط «مجمع جهانی اقتصاد (WEF)» ارائه می شود و به ارزیابی مشارکت اقتصادی کشورها در فناوری جهانی می پردازد اشاره کرد. «شاخص دستیابی به فناوری (TAI)» که توسط برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP) عرضه می شود به عنوان یکی دیگر از شاخص هایی که میزان دستیابی به فناوری را در کشورهای مختلف جهان مورد ارزیابی قرار می دهد مطرح است. «شاخص ظرفیت علم و فناوری» مؤسسه RAND، «شاخص رشد رقابت پذیری» (GCI)، شاخص دستورالعمل های فراسکاتی و اسلو که توسط OECD ارائه می شود و به ترتیب «تحقیق و توسعه (R&D)» و همچنین «نوآوری(I)» کشورها را مورد ارزیابی قرار می دهد برخی از این شاخص ها به شمار می روند. در کشور ما نیز فعالیت های مختلفی برای تدوین شاخص ها و ارزیابی وضعیت علم و فناوری صورت پذیرفته است. در یکی از مهم ترین این فعالیت ها که توسط «گروه علم سنجی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور» در حال اجرا است، جمع بندی مجموعه این فعالیت ها در کشور و تدوین شاخص هایی ملی برای سنجش و ارزیابی تولیدات علمی و فناوری، در دستور کار قرار دارد که در نظر است تا از نتایج آن در راستای ارزیابی سایر تولیدات علمی ایران بهره برداری شود. به این ترتیب، در محافل سیاست گذاری و تصمیم گیری علمی و پژوهشی ایران نیز هیچ گاه این دیدگاه که تعداد مقاله های نمایه شده در پایگاه های ISI را به عنوان تنها ملاک ارزیابی توسعه کشور به شمار آورد مطرح نبوده است، بلکه همواره از آن به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای سنجش تولیدات علمی که خود نیز به عنوان یکی از شاخص های اساسی توسعه کشورها و نه تمام آن محسوب می شود یاد شده است.

اما آن فیلسوف گرامی، در جایی دیگر از مطالب خود اظهار داشته اند که «علوم انسانی از اهمیت زیربنایی برخوردار است و یکی از کمک های علوم انسانی می تواند این باشد که ملاک های پیشرفت علم و راه های آن را نشان دهد و بفهماند که برای توسعه علم باید شرایط را مهیا کرد». در این خصوص باید اظهار داشت که در مورد اهمیت علوم انسانی و نقشی که این علوم در پشتیبانی از سایر علوم برعهده دارند هیچ تردیدی وجود ندارد. این دیدگاه فلسفی که بیشتر حوزه های علوم انسانی جزو علوم مرتبه دومی قرار می گیرند و هدف اصلی شان افزایش معرفت انسانی و کمک به انسان برای دستیابی به واقعیت است، کاملا مورد توافق نگارنده این سطور نیز قرار دارد. علاوه بر آن، نگارنده بر این نکته فلسفی نیز اذعان دارد که همین ویژگی مرتبه دومی علوم انسانی است که آن را در مقابل علوم مرتبه اولی که حوزه های فناوری و برخی از حوزه های علوم اجتماعی را در بر می گیرند و هدف شان در اختیار قرار دادن ابزارهایی برای بهبود بخشیدن به ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان است قرار می دهد. اما در عین حال، باید به این مطلب نیز توجه داشت که بحث سنجش کمی تولیدات علمی، با این موضوع که علوم انسانی حائز اهمیت است منافاتی ندارد. شاید ذکر این نکته خالی از فایده نباشد که در ISI نیز تقسیم بندی علوم با استفاده از همین دیدگاه فلسفی علوم انسانی صورت پذیرفته است. به همین دلیل است که در تقسیم بندی علوم ISI، علومی همچون «تاریخ»، «تاریخ و فلسفه علم» و «زبانشناسی» به دلیل دارا بودن هر دو وجه مرتبه اولی و مرتبه دومی، هم جزوعلوم انسانی و هم جزو علوم اجتماعی طبقه بندی شده اند و علومی همچون «روانشناسی»، «روان درمانی»، «ترابری»، «پرستاری»، «بهداشت حرفه ای»، «بهداشت محیط» و مانند آن، به دلیل دارا بودن ابعاد تجربی و اجتماعی، هم جزو علوم تجربی و هم جزو علوم اجتماعی قرار گرفته اند و در مقابل، علومی همچون «مدیریت»، «اقتصاد»، «جامعه شناسی»، «علوم کتابداری و اطلاع رسانی» و موارد دیگری از این قبیل، به دلیل دارا بودن ویژگی مرتبه اولی، تنها در ردیف علوم اجتماعی دسته بندی شده اند. این فقط یکی از وجوه تاثیرپذیری ISI از علوم انسانی است. برای نشان دادن این رابطه شواهد دیگری نیز وجود دارد. به عنوان نمونه، «تحلیل استنادها» که هم اکنون به عنوان یکی از روش های ارزیابی تولیدات علمی، مورد استفاده پایگاه های اطلاعاتی ISI و بسیاری دیگر از پایگاه های علم سنجی دنیا قرار دارد و در این رابطه معیارهای مختلفی را مورد استفاده قرار می دهد، در گذشته های بسیار دور به نوعی در علوم انسانی نیز کاربرد داشته است. در همین راستا می توان از کاربرد آن در «علم الحدیث» که به عنوان یکی از حوزه های علوم انسانی، از قرن ها پیش در ممالک شرقی و اسلامی مورد توجه بوده است یاد کرد. در «علم الحدیث» که پس از ظهور اسلام و در قرن اول هجری شکل گرفت، امر استناد از اهمیت خاصی برخوردار بود و به سبب نقش حساسی که حدیث در انعکاس سخن معصوم داشت، استناد هر حدیث به زنجیره ناقلان، عنصر اساسی تشخیص صحت و اعتبار احادیث شمرده می شد (حری،، 1362 ص. 12). بنابراین، آن چه امروز در ISI صورت می پذیرد نمی تواند با آن چه در «علم الحدیث» به انجام می رسید بی ارتباط باشد. به این ترتیب، معیارهای مورد استفاده ISI نیز بدون تکیه بر علوم انسانی برگزیده نشده است.

اما در خصوص نگرانی های آن نویسنده گرامی پیرامون ارتباط ISI با پدیده فرار مغزها نیز لازم می دانم مطلبی را به استحضار برسانم. هر چند نگارنده این سطور بر این واقعیت اذعان دارد که بسیاری از نمایه های بین المللی و از جمله نمایه های ISI منجر به شناسایی بخش عمده ای از دانشمندان و آثار علمی آن ها در سطح بین المللی می شود، اما همان طور که پیش تر مورد اشاره قرار گرفت، مهم ترین وظیفه نمایه ها، مهیا ساختن امکان بیشتر برای بازیابی سریع، دقیق، جامع و مانع تولیدات علمی و پدیدآورندگان آن ها به منظور دسترس پذیر ساختن این آثار است. بنابراین، حتی اگر پدیده فرار مغزها نیز مطرح باشد، بازهم نمی توان از رسالت نمایه ها و نقش انکارناپذیر آن در خصوص بازیابی اطلاعات غافل بود. در دنیای امروز، نمایه ها از بیشترین نقش برای دستیابی سریع جست و جوگران به اطلاعات دقیق برخوردار هستند. از طرفی، بازیابی یک تولید علمی می تواند منافع بسیاری را به ارمغان بیاورد و شرایط لازم را برای نقد و ارزیابی آن در محافل پذیرفته شده و معتبر بین المللی فراهم سازد و امکان تعامل با دانشمندان و تاثیرگذاری بر فرایند علم جهانی را به دنبال داشته باشد، چرا که خود آن تولید علمی نیز در نتیجه قرارگیری در همین فرایند تعامل جهانی تدوین یافته است. این واقعیتی است که هیچ اثر علمی معتبری نمی تواند بدون تکیه بر یافته های علمی موجود تولید شود و مورد استقبال جامعه علمی قرار گیرد. هیچ کس نمی تواند به طور مستقل و بی نیاز از دانش تولید شده دیگران مبادرت به تولید دانش جدید کند. لذا می توان گفت که بهره گیری از آثار دیگران برای تولید اثری جدید، پیشینه ای به قدمت علم دارد، و استناد به این آثار- که با تکیه بر خدمات نمایه ها صورت می پذیرد- هم عمر تالیف است (حری،، 1381 ص. 97). به این ترتیب، اگر این اصل نادیده انگاشته شود و تنها به منظور جلوگیری از پدیده فرار مغزها، از نمایه سازی تولیدات علمی در نمایه های معتبر بین المللی خودداری شود، ضرری به مراتب بیشتر از فرار مغزها را برای کشور در پی خواهد داشت. خارج شدن از فرایند تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در علم جهانی و عدم امکان برقراری ارتباط علمی و تعامل در جریان جهانی اطلاعات، تنها نمونه هایی از این نوع ضررها به شمار می رود.

تاثیرنمایه سازی تولیدات علمی در نمایه های معتبر علم سنجی را می توان از ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی و فرهنگی نیز مورد مطالعه قرار داد. مهمترین این موارد به شرح زیر است:

* تاثیر اقتصادی

- تقویت زمینه های تحقیق و توسعه در کشور

- شناخت و تقویت نقاط تمایز

- امکان کسب موفقیت در مبادلات تجاری

* تاثیر سیاسی

- علم به منزله قدرت

- علم زمینه ساز دگرگونی های سیاسی

* تاثیر اجتماعی

- قشربندی اجتماعی اشخاص

- تقویت ارتباطات علمی

* تاثیر علمی و فرهنگی

- تمایل به برقراری ارتباطات علمی و فرهنگی با مراکز علمی برتر در کشورهای دیگر

- تعامل با کشورهای دارای زمینه های علمی و فرهنگی مشترک

در پایان، امیدوار است نوشته حاضر که بنا به وظایف تخصصی و حرفه ای نگارنده به رشته تحریر درآمده است، پاسخگوی برخی از شبهه ها و نگرانی های اهل نظر در این زمینه باشد.

(مدیر گروه علم سنجی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور)

توضیح:

مقاله حاضر با اندکی تلخیص منتشر شده است و اصل مقاله در پایگاه اینترنتی www.apoc.blogfa.com موجود است.