آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۹۵۶۶
اقتصادی
۴

پیامدهای برداشت دولت از صندوق توسعه ملی در گفت و گوی «رسالت» با کارشناسان تبیین شد

صندوقی برای پوشش ناکارآمدی

حانیه مسجودی

با مصوبه اخیر سران قوا از منابع صندوق توسعه ملی برای فرصت سوزی یک سال اخیر هزینه خواهد شد.

صندوق توسعه ملی چیست؟ صندوق توسعه ملی یک نهاد است که با اهدافی نظیر ایجاد ثبات در میزان درآمدهای حاصل از فروش نفت خام، تبدیل دارایی های حاصل از فروش نفت خام به دیگر انواع ذخایر و کاهش تلاطم های ارزی ایجادشده است. این صندوق ابتدا صندوق حساب ذخیره ارزی بود که در قالب ماده 60 قانون برنامه سوم توسعه کشور در سال 1379 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و ایجاد شد. اما در سال 1387 هیئت وزیران دولت نهم،  هیئت امنای حساب ذخیره ارزی را منحل کرد، تصمیمی که به پایان کار حساب ذخیره ارزی تعبیر شد.

ایجاد صندوق توسعه ملی، با هدف تغییر نگاه به درآمدهای نفتی، در خرداد 1387 در مجمع تشخیص مصلحت تصویب شد و پس ازآن هم به تایید مجلس رسید. بنابراین هدف از ایجاد این صندوق قطع وابستگی اقتصاد به نفت است. دولت ها باید 34 درصد از درآمد نفتی خود را به حساب صندوق واریز کنند و از این مبلغ برای توسعه کشور و سرمایه گذاری استفاده شود؛ حال اگر از این صندوق برای جبران کسری بودجه نفتی برداشت شود این صندوق پس انداز خالی شده و وابستگی به نفت همچنان پابرجا می ماند و آورده این موضوع تعویق اصلاح ساختار بودجه به منظور جلوگیری از کسری بودجه و ترازی مالی عمومی دولت یک سال دیگر است.

از عملکرد دولت های خاتمی و احمدی نژاد در مواجه با صندوق توسعه ملی که بگذریم، به دولت حسن روحانی می رسیم، در اردیبهشت ماه سال 1393 خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در گزارشی تیتر زد که «ممنوعیت برداشت از صندوق توسعه ملی، گام دولت یازدهم برای اجرای قانون» و ضمن اشاره به عملکرد دولت قبلی در برداشت از صندوق توسعه ملی و با اشاره به خبری مبنی بر برداشت دولت یازدهم از این صندوق در اسفندماه 92 تاکید کرد که چندی پیش خبری مبنی بر برداشت 4/1 میلیارد دلاری از منابع صندوق توسعه ملی در اسفندماه 92 منتشر و به محلی برای مناقشه ای جدید تبدیل شد اما همزمان با انتشار این اخبار علی طیب نیا وزیر وقت امور اقتصادی و دارایی با تاکید بر اینکه دولت تاکنون هیچ برداشتی از صندوق توسعه ملی نداشته تاکید کرد دولت تکالیف قانونی خود را در خصوص وجوه نفت به صندوق توسعه به صورت کامل انجام داده است. دراین بین هم به صحبت های رئیس کل بانک مرکزی و چند تن دیگر از مسئولان اشاره کرد که بگوید این دولت هیچ برداشتی از  صندوق توسعه ملی نداشته و پاک است!

این روزها اما دولت دوازدهم با کسری بودجه مواجه شده و هربار شبهاتی را بر سر زبان ها می اندازد؛ از افزایش نرخ حامل های انرژی گرفته تا قطع یارانه نقدی و پنهان و دیگر گزینه های روی میز.

 در بودجه سال 98 میزان فروش روزانه نفت را یک میلیون و 500 هزار بشکه در روز پیش بینی کردند، عددی که یک میلیون بشکه نسبت به سال گذشته کمتر است، اما باتوجه آمار و بهانه های مسئولان این مقدار نه تنها محقق نشده که پول بشکه های فروخته شده بعد از تحریم های نفتی آمریکا هم یا به کشور بازنمی گردد یا چندین ماه بعد بازگشت دارد و یا در ازای کالایی پرداخت می شود.

اما شرایطی که اکنون از آن سخن می رود مانند روشنی روز قابل پیش بینی بود؛ از برخی نمایندگان در ظاهر اصرار و از دولتمردان انکار...

حال که دولت با کسری بودجه روبه رو است در ذهن دولتی ها راهی جز  برداشت از صندوق توسعه ملی دیده نمی شود، با این رویه زمانی که دولت ازیک طرف صندوق توسعه ملی را خالی کرده و از آن طرف انبوه اوراق مالی منتشر و استقراض می کند و هیچ اقدام اصلاحی را نیز انجام نمی دهد پیش بینی می شود در سال 99 با کسری بودجه 100 هزارمیلیاردی مواجه شویم.

اما نظر کارشناسان دراین باره چیست؟ برای این که چنین اقدامی را کارشناسی کنیم با چند تن از صاحب نظران به گفت وگو پرداختیم.

*برداشت از صندوق توسعه ملی اولین و بهترین راه برای جبران کسری بودجه نیست

علی سرزعیم، معاون امور اقتصاد و برنامه ریزی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مشاور اقتصادی مرکز بررسی های استراتژیک به سوالات «رسالت» در این زمینه پاسخ داده است.

* مصوبه اخیر سران قوا اجازه برداشت از منابع صندوق توسعه ملی را داده است، نظر شما در مورد این تصمیم چیست؟

«هدف صندوق توسعه ملی قراردادن منابع در اختیار دولت که از فروش نفت حاصل شده به بخش خصوصی است تا این پول صرف سرمایه گذاری شود نه هزینه های جاری. این روزها اما مشکل این است که درآمدهای حاصل از نفت به دلیل تحریم بسیار کم شده و دولت منابع لازم برای پوشش هزینه های جاری خود را ندارد؛ بنابراین راه حلی که به ذهن رسیده برداشت از صندوق توسعه ملی است تا این کمبود بودجه ای جبران شود، حال اما سوال این است که آیا این بهترین راه برای جبران کسری بودجه است یا خیر؟ شاید این اولین و بهترین راه نباشد، یعنی زمانی که با مشکلی مانند تحریم روبه رو می شویم طبق قاعده باید هزینه ها را کم و درآمدها را افزایش داد کاهش هزینه ها همان هزینه های جاری یا حقوق و دستمزد است که نمی توان آنها را کاهش داد، اما اکنون هزینه سرمایه گذاری تقریبا متوقف شده و در مقابل هزینه جاری دستگاه ها کم شده است. اما حقوق و دستمزد کارمندان کم نشد، شاید راه حل بهتر با شرایط امسال این بود که افزایش حقوق کارمندان را در دستور قرار نمی دادیم تا فشار کمتری به بودجه وارد شود. همچنین راه دیگر افزایش قیمت حامل های انرژی بود که می توانست بخشی از کسری بودجه را جبران کند. متاسفانه این کار هزینه سیاسی دارد و مخالف و موافق پای این کار ایستادند اما کم هزینه ترین راه همین بود که انجام نشد، حال که این راه های کم هزینه تر را انجام ندادیم تنها راهی که باقی می ماند برداشت از صندوق توسعه ملی است.»

* بنابراین فرصت سوزی به حدی بوده که مجبور به برداشت از صندوق توسعه ملی شدیم، اما این صندوقی است که در شرایط بحرانی باید مورد استفاده قرار می گرفت.

«اکنون هم شرایط بحرانی است و ممکن است بحرانی تر هم شود ، اگر ارز را 4200 تومان نمی دادیم و ذخایر طلایمان را به راحتی نمی فروختیم امسال می توانستیم راحت تر روزها را سپری و برداشت از صندوق توسعه را از سر بگذرانیم، چراکه ترامپ در انتخابات بعدی هم حضور دارد.»

* برداشت از صندوق توسعه ملی چه تبعاتی برای اقتصاد خواهد داشت؟

«تبعات خاصی ندارد، اگر هم برداشت نمی کردیم کسری بودجه پابرجا می ماند و دولت مجبور به استقراض از پایه پولی می شد که این کار هم پیامدهای منفی دارد، اما برداشت از این صندوق در سطح کلان پیامدهای منفی ندارد. مسئله این است که شاید بهتر بود راه های دیگر را امتحان می کردیم یا به طور مثال اگر آن قدر هیاهو برای خصوصی سازی ها صورت نمی گرفت این اتفاق نمی افتاد. با چنین وضعیتی برای خصوصی سازی کسی جرات نمی کند تصمیم گیری کند تا منابعی ایجاد شود؛ همان طور که می دانیم بسیاری از دستگاه های اجرایی دارایی ها  و املاک مازاد دارند.»

بعد از نظرات علی سرزعیم، سیدمحمد صادق الحسینی، کارشناس مسائل اقتصادی در گفت وگو با «رسالت» معتقد است زمانی که راهکارهای درست تری وجود دارد، برداشت از صندوق توسعه ملی تصمیم عاقلانه ای نیست، چراکه در تمام کشورها هدف ایجاد این صندوق ها هموارسازی نوسانات ناشی از درآمدهای نفتی در شرایط کوتاه مدت است؛ اما کشور ما با رویکرد و تحریم های آمریکا همواره با شرایط تحریمی بلندمدت و نوسانات طولانی مواجه بوده است و اگر امسال از این صندوق برداشت کنیم سال بعد و سال های بعد هم با چنین وضعیتی روبه رو خواهیم بود و این تصمیم های کوتاه مدت، علاج اقتصاد ما نیست. ادامه گفت وگو را در زیر می خوانید.

*برداشت از صندوق توسعه ملی، کار درستی نیست
* برداشت از صندوق توسعه ملی برای جبران فرصت سوزی ها به تصویب سران قوا رسیده و آورده این تصمیم تعویق اصلاح ساختار بودجه درحالی است که راهکارهای بیشتر و بهتری هم وجود داشت، نظر شما چیست؟

«این تصمیم در پی کسری بودجه ای است که دولت در سال 98 با آن روبه رو است و این مشکل بزرگ دولت است به دلیل این که درآمدهای نفتی محقق نشده اما این عدم تحقق پیش بینی می شد که در سال گذشته همزمان با بازگشت تحریم های آمریکا این اتفاق بیفتد، اما دولت و مجموعه حاکمیت به جای این که روش های سخت تری را برای کسری بودجه انتخاب کنند راحت ترین راه یعنی برداشت از صندوق توسعه ملی را انتخاب کردند، این تصمیم اتفاق بدی نیست اما این بد است که راهکارهای متعدد دیگری وجود داشت که کسری بودجه را جبران کنیم، باتوجه به چنین کسری بودجه گسترده باید با استفاده از اصلاحات ساختاری جراحی هایی را در اقتصادمان انجام می دادیم. اما هیچ کدام از  این راهکارها را انجام ندادیم و به سمت راهکار آسان تر آمدیم. کشورهای دیگر هم (FWF) یا همان صندوق هایی که مانند صندوق توسعه ملی ماست را دارند و در همه جای دنیا یکی از اهداف این صندوق ها این است که نوسانات درآمدهای ناشی از کالاهایی مانند نفت را که بخش عمده صادراتی یک کشور را تامین می کند هموار کنند، یعنی زمانی که درآمد نفت بالاست آنها جذب و زمانی که درآمدهای نفت پایین است به اقتصاد کمک کنند و مسیر درآمدی دولت های نفتی را هموار کنند. در اصل این کار اشکالی ندارد اما ایراد اینجاست، زمانی که 900 هزارمیلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت می کنیم و بنزین در ایران لیتری 1000 تومان و درکشورهای منطقه حداقل 6 هزارتومان تا 18 هزارتومان است و حامل های سوخت رایگان سوخته و هدر می روند و باعث مصرف بسیار بالا هم می شود و حجم این یارانه های پنهان دو برابر کل بودجه عمومی دولت است؛ رفتن به سمت صندوق توسعه ملی کار عاقلانه ای به نظر نمی آید چراکه این کاهش درآمدهای نفتی کشور ما به نظر می رسد موقتی نباشد. آنجا که از FWF ها برای هموارسازی جریان درآمدی ناشی از کالاهایی مثل نفت استفاده می شود برای نوسانات کوتاه مدت است، اما ازآنجاکه ما درگیر یک بازی بلندمدت یا میان مدت با تحریم ها هستیم درنتیجه استفاده از صندوق و عدم اصلاحات ساختاری که موردنیاز کشور است عاقلانه نیست و می تواند کشور را با چالش های جدی در سال 99 و 1400 روبه رو کند، چالش هایی که معلوم نیست بتوانیم از پس آن بربیاییم و تورمی که مشخص نیست چطور می خواهیم در آینده با آن روبه رو شویم.»

* شما کم هزینه ترین راه  را می دانید؟

«کم هزینه ترین راه مهم نیست، درست ترین راه مهم است. درست ترین راه برای جبران کسری بودجه، اصلاح بخشی از حجم یارانه های پنهانی که در حامل های انرژی است نه تنها می توانیم این را اصلاح کنیم بلکه می توانیم بخش خوبی از آن را هم به مردم بازگردانیم، کاری مانند هدفمندی یارانه. با این کار بخش عمده ای از این درآمدها نصیب مردم می شود زیرا اکنون حامل های سوخت به شدت غیرعادلانه مصرف می شود، کسی که مصرف بالا دارد بهره مندی بسیار بالایی از حامل های انرژی دارد و کسی که از دهک های پایین است بهره مندی پایینی دارد. به طور مثال در بنزین بین 18 تا 24 برابر مصرف دهک 10 به دهک یک است که ثروتمندترین ها به فقیرترین ها تخمین زده شده است و این نشان از توزیع ناعادلانه و قاچاق بسیار زیاد حامل های انرژی است. ما درحال خونریزی و شرایطی هستیم که هیچ ابزاری نداریم و مجبوریم از صندوق توسعه ملی برداشت کنیم. امسال برداشتیم سال آینده را چه کنیم؟ این راه حل کوتاه مدتی است که نمی تواند چالش های ما را پاسخ دهد ما باید به فکر اصلاحات جدی باشیم که از اصلاح یارانه حامل های انرژی شروع می شود.»

* عده ای از کارشناسان تاکید دارند که ما در شرایط بحرانی فعلی نمی توانیم از برنامه و تصمیم های بلندمدت استفاده کنیم.

«اتفاقا برعکس است، تجربه کشورهای مختلف از برزیل و مکزیک گرفته تا کشورهای آسیای جنوب شرقی، که نشان می دهد در بحران هستند که کشور اصلاحات نهادی جدی را انجام می دهند. وضعیت ما هم شرایط کوتاه مدتی نخواهد بود و تلقی آن به عنوان شرایط کوتاه مدت اشتباه است و نشان می دهد که کشور با چالش های غیرقابل مدیریت در انتهای امسال و به خصوص در سال 99 روبه رو می شود.» 

*به هدفمندسازی یارانه پنهان اشاره کردید، آیا اجرایی کردن کارت سوخت یکی از راهکارهاست؟

«خیر، کارت سوخت به هیچ وجه عادلانه نیست و درآمد و فایده ای برای دولت ندارد، تنها هزینه بر دوش دولت می گذارد و یک کار نمایشی است. کار درست این است که قیمت بنزین باید افزایش پیدا کند و بخشی از این هم به مردم در قالب سهمیه بنزین فردی یا در قالب پول نقد، همان کاری که احمدی نژاد کرد، باید بازگشت پیدا کند تا از دهک های پایین حمایت کنیم. اگر برای این حمایت پول نداریم و با کسری بودجه مواجه هستیم باید تصمیم بگیریم که می خواهیم بنزین را همین طور مجانی بدهیم یا قیمت بنزین را واقعی کنیم و بخشی از آن را به خود مردم دهیم که 7 دهک از این افزایش منتفع شوند؟»

هادی قوامی، عضو هیئت رئیسه کمیسیون برنامه و بودجه اما در گفت وگو با «رسالت» می گوید این سوال برای زمانی خوب بود که تحریم های نفتی نبود و دولت با فروش نفت سهم صندوق توسعه را نمی داد و درمقابل از آن برداشت هم می کرد، اما اکنون صندوق توسعه ملی خالی است و پولی وارد آن نمی شود. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید.

*صندوق توسعه ملی خالی است
* برداشت از صندوق توسعه ملی را چطور می بینید؟ آیا بهتر نبود از راه های دیگر برای جبران کسری بودجه استفاده می شد؟

«این سوال برای زمانی خوب بود که اقتصاد حال عادی داشت و تحریم های ترامپ نبود و روزی دو میلیون و 500 هزار بشکه نفت هم می فروختیم و درمقابل هم سهم صندوق توسعه ملی را نمی دادیم و از آن برداشت می کردیم، اما زمانی که در سال 98 آمریکا ما را تحریم کرد و از برجام خارج شد و ما 400 هزار بشکه نفت هم نمی توانیم بفروشیم و مقداری هم که می فروشیم پولی دست ما را نمی گیرد، دیگر ورود به مسئله برداشت از صندوق توسعه ملی مفهومی ندارد. درواقع چیزی نداریم که دولت بخواهد برداشت کند یا نکند، ما در حالت غیرعادی تصویب کرده بودیم یک میلیون و 500 هزار بشکه نفت یعنی یک میلیون کمتر از سال گذشته می فروشیم و حدود 6 میلیارد دلار وارد صندوق می شود اما این پیش بینی هم در سال 98 محقق نشده و کمتر از 400 هزار بشکه می فروشیم، درنتیجه با این شرایط برداشت از صندوق توسعه ملی در عمل مفهومی ندارد.»

* درست می فرمایید، اما تمام اتفاقاتی که رخ داده است قابل پیش بینی بود.

«درست است، اما می گویم از کجا برداشت کنیم؟ صندوق توسعه ملی خالی است و تعهدات زیادی هم دارد و نمی توان آن را اجرایی کرد. وضعیت در یکی دو سال پیش خوب بود. در این مدت سالی 5 الی 6 میلیارد دلار وارد صندوق توسعه ملی می شد اما اکنون پولی وارد صندوق توسعه ملی نمی شود، فرض می کنیم که صندوق 80 میلیارد دلار دارد اما 110 میلیارد دلار هم تعهد دارد؛ از کجا بیاورد؟ اکنون شرایط خوب نیست، کمی شرایط مملکت را درک کنید. سوژه شما زمانی خوب بود که ما  دو میلیون و 400 الی 600 هزار بشکه نفت می فروختیم و باید 34 درصد آن را وارد صندوق می کردیم اما 20 درصد وارد کردیم، به طور مثال 15 میلیارد دلار را 5 میلیارد دلار دولت برداشت کرده، آن زمان تذکر و صحبت شما خوب بود.»

* تمام این تذکرات یک سال گذشته گفته شده و این شرایط قابل پیش بینی بود.

«برداشت با اجازه رهبری بوده است.»

*با چنین وضعیتی راهی برای رهبری نمانده که بخواهند اجازه برداشت هم ندهند.

«مسئله همین است، بروید وضعیت آب شرب مناطق روستایی را ببینید، اگر از این منبع هم برداشت نکنیم مردم را از تشنگی می کشیم.»

جمشید عدالتیان، عضو اتاق بازرگانی ایران و اقتصاددان هم در پایان دراین باره با «رسالت» به گفت وگو نشست و معتقد است کارکرد صندوق توسعه ملی به همان صندوق ذخیره ارزی درگذشته تغییریافته و روش دیگری هم به نظر نمی رسد. او به سوال های ما این گونه پاسخ داد.

*برداشت از صندوق توسعه ملی در اقتصاد چه تاثیری می گذارد؟ آیا هدف این صندوق محقق شده است؟

«صندوق توسعه ملی درگذشته ،صندوق ذخیره ارزی بود و در زمان دولت اصلاحات هدفش این بود که اگر قیمت نفت کاهش پیدا کند بودجه را از آن صندوق جبران کنند، بعدها تبدیل به صندوق توسعه ملی شد و قوانین هم تغییر یافت، اکنون اما عملکرد این صندوق بسیار شبیه به همان صندوق ذخیره ارزی شده است و حال که درآمد نفتی کاهش پیدا می کند ازآنجا برداشت می کنند، در حال حاضر راه دیگری هم ندارند.اما اصلاح ساختار بودجه در قالب دیگری است که تا اوایل مردادماه باید اصلاح  می شد. ما یک بودجه A و یک بودجه B داریم. در بودجه B کمترین درآمد نفتی را در نظر می گیرند و در بودجه A یک و نیم میلیون بشکه فروش در روز را پیش بینی کردند، بنابراین اگر بودجه اول تحقق پیدا نکند باید از بودجه B استفاده کنند. در شرایط فعلی نمی توان به برنامه های بلندمدت فکر کرد و به نظر می رسد باید یک یا دو سال تحمل کرد و بعد اصلاحات را انجام داد، اما به شرطی که بعدازآن فراموش نکنند، چراکه مشکل اصلی این است بعد از گذشت مدتی هدف اصلاحی فراموش می شود و کسی به دنبال اصلاح نمی رود چراکه کوچک کردن دولت و کم کردن هزینه ها کار آسانی نیست و درحال حاضر به دلیل این مشکلات کار دیگر و روش دیگری هم به نظر نمی رسد.»

* یعنی برداشت از صندوق توسعه ملی تنها راه باقی مانده است؟

«بله، اگر بخواهند نقدینگی را افزایش دهند یا نشر اسکناس داشته باشند تورم زا خواهد بود و به نظر راه حل دیگری نیست تا این دوران بگذرد.»

* سال آینده بعد از تدوین بودجه دوباره با همین مشکلات روبه رو نمی شویم؟

«سال آینده در آبان یا دی ماه بودجه ارائه می شود و باید دید که چه اتفاقاتی در سطح دنیا  و چه رویدادهایی برای کشور رخ داده است.»

* راه های دیگر چیست؟ شما به افزایش نقدینگی اشاره کردید که باعث تورم می شود، اما 74 درصد از نقدینگی کنونی، در دولت حسن روحانی ایجادشده است، بااین حال می خواهند از صندوق توسعه ملی هم برداشت کنند و این پازلی است که جور درنمی آید، آیا انتخاب بین بد و بدتر است؟

«بله انتخاب بین بد و بدتر است و راه حل دیگری وجود ندارد، دولت را که نمی توان تعطیل و کارمندان را بیکار کرد، بودجه اصلی هم که بودجه جاری است و بودجه عمرانی هم به طور حتم تا حد ممکن کوچک کرده اند، بنابراین برای جبران کسری بودجه جاری چاره ای جز این نیست. عرض کردم که فلسفه صندوق ذخیره ارزی زمان دولت اصلاحات همین بود و امروز هم دوباره به همان هدف بازگشته ایم و دولت هرزمان که با کمبود سرمایه مواجه می شود از این صندوق برداشت می کند، سخت است در کوتاه مدت راه های دیگر را تدوین کرد، تمام دولت های دنیا از مالیات استفاده می کنند اما اکنون اقتصاد با رکود همراه است و نمی توان به آن دست زد و اگر هم بخواهیم چنین سیاست هایی را اجرایی کنیم نیاز به مدت زیادی است که اکنون ممکن نیست.»

***

با توجه به نظراتی که هر کارشناس یا مسئول دارد، هرکس به دنبال توجیه دیدگاه خود با توجه به شرایط یا تاریخ اقتصادی دیگر کشورهاست؛ اما درنتیجه با توجه به پیشینه اقتصادی کشور باید گفت که شرایط بحرانی کنونی قرار نیست طی مدت زمانی کوتاه اصلاح یا بهبود یابد، بنابراین بهتر است مسئولان جرات اجرای اصلاح ساختار اقتصادی را داشته باشند چراکه تمام تصمیم هایی که در کوتاه مدت به عنوان یک مسکن عمل می کنند اکنون بعد از 40 سال روی هم انباشته شده و زمان انجام جراحی عمیقی است که ممکن است زمانبر یا هزینه بر باشد اما درنهایت با اقتصادی سالم و پویا روبه رو می شویم و کشور روزبه روز پیشرفت می کند. به نظر می رسد با تجویز استامینوفن برای اقتصاد نمی توان آن را درمان کرد و نیاز به شیمی درمانی دارد.