آرشیو پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۵۴۶۲
حوادث
۱۹

جزئیات 96 ساعت عملیات برای یافتن بانوی کوهنورد در یخچال عروسک ها

جست و جو زیر باران سنگ

محمد غمخوار

وقتی خبر رسید بانوی کوهنورد هنگام بازگشت از قله دماوند دچار حادثه شده، جست وجوها برای یافتن او آغاز شد تا این که پس از چهار روز محل سقوط او شناسایی شد و با یافتن پیکرش در زیر خاک و سنگ ، امیدها برای زنده یافتن فرناز دولتخواه بر باد رفت. در «پشت صحنه یک ماجرا»ی این هفته سراغ چهار امدادگر هلال احمر و کوهنورد که در این عملیات حضور داشتند رفته و آنها جزئیات عملیات نفسگیر را در یخچال عروسک ها برای یافتن بانوی کوهنورد در ارتفاعات دماوند تشریح کردند.

به گزارش جام جم، پنجشنبه 17 مرداد، گروه 20 نفره کوهنوردی تصمیم به صعود به قله دماوند گرفتند؛ صعودی که هنگام بازگشت با ناپدید شدن دو نفر از کوهنوردان خبرساز شد. زن و مردی که از گروه جا مانده بودند در حین برگشت دچار حادثه شدند. تعدادی از کوهنوردان شاهد سقوط آنها به داخل یخچال بودند. کوله یکی از آنها هنگام سقوط از بدنش جدا شد و این برخی را به اشتباه انداخته بود که سه نفر سقوط کرده اند. هویت آنها مشخص نبود و موضوع به امداد و نجات کوهستان گزارش شد تا امدادگران هلال احمر به کمک آنها بروند؛ امدادگرانی که در دو منطقه دیگر در جست وجوی دو کوهنورد ناپدید شده دیگر بودند. 

محل حادثه یخچال عروسک ها، یکی از خطرناک ترین مناطق دماوند بود. چند ساعت بعد کوهنوردی زخمی خود را به کمپ رساند و گزارش او شروع عملیاتی نفسگیر برای پیدا کردن بانوی کوهنورد بود. او به امدادگران گفت: همراه خانم فرناز دولتخواه از گروه فاصله گرفته و به داخل دره سقوط کردیم. هنگام سقوط کوله وی از بدنش جدا شد. او تصمیم گرفت به سمت کوله برود. به او گفتم این کار خطرناک است. من به سمت خارج یخچال حرکت کردم تا درخواست کمک کنم. تا زمانی که از خانم دولتخواه جدا می شدم، او زنده بود.

4 مفقودی در دماوند

محمد صادقی فر از امدادگران هلال احمر است که در این عملیات شرکت داشت. او می گوید: «عصر سه شنبه 15 مرداد، سقوط مردی به نام مصطفی در یخچال عروسک ها به ما گزارش شد. بعد از تایید موضوع همراه آقای داوود لشکری خود را به محل حادثه در ارتفاع 4900متری رساندیم. روز اول مسیر شمالی را کامل بررسی کردیم اما چیزی به دست نیاوردیم. صبح پنجشنبه درخواست بالگرد کرده و بعد از آمدن بالگرد تیمی چهارنفره تشکیل دادیم و جست وجوی هوایی را هم شروع کردیم. این جست وجو تا بعدازظهر پنجشنبه ادامه داشت اما به نتیجه ای نرسیدیم. در این بین خانم دولتخواه و همراهش عصر پنجشنبه سقوط کردند. 

صبح جمعه تیم شش نفره تشکیل دادیم که دوباره گزارش کردند مرد دیگری به نام داوود هم در همان یخچال سقوط کرده است. در اینجا ما با چهار حادثه دیده روبه رو شدیم.»

جست وجوها برای یافتن چهار مفقودی ادامه داشت که انتشار شایعه ای در عملیات تغییری ایجاد کرد. به امدادگران خبر دادند فرناز دولتخواه و همراهش زنده پیدا شده و به کمپ منتقل شده اند. امدادگران برای بررسی صحت این خبر از کوهنوردانی که در کوهستان بودند سوال کردند که همه می گفتند: خانم دولتخواه سوار قاطر شده و در حال پایین رفتن است. 

رفتار هیجانی در فضای مجازی

محمدحسین کبادی، رئیس پایگاه های امداد کوهستان و دریای هلال احمر که فرماندهی این عملیات را به عهده داشت، از شایعه سازان گلایه می کند و می گوید: «متاسفانه در این حوادث ما شاهد رفتار هیجانی برخی افراد هستیم که بدون بررسی صحت و سقم یک ماجرا اقدام به انتشار شایعاتی می کنند. خانم دولتخواه دو فرزند و پدر و مادری داشت که چشم انتظار او بودند و این شایعات در این اوضاع باعث بازی با روح و روان آنها می شد. با این که همه ادعا می کردند خانم دولتخواه پیدا شده است، به تیم جست وجو اعلام کردند در جست وجوهای خود به دنبال این بانوی کوهنورد هم باشند.»

جست وجوها ادامه داشت تا این که روز شنبه اتباع افغانستانی که در منطقه فعالیت دارند، خبر دادند که مصطفی را زنده پیدا کرده اند. مصطفی از حال رفته بود و امدادگران بعد از رساندن خود به او، درخواست بالگرد کرده و با آن مصطفی را از منطقه خارج کردند. 

امدادگران در منطقه به جست وجو ادامه دادند که داوود را در کنار یک مرد افغان پیدا کرده و او را با بالگرد به مرکز درمانی منتقل کردند.

در این حین مشخص شد همراه فرناز دولتخواه خود را به کمپ رسانده و خبرها درباره پیدا شدن بانوی کوهنورد تکذیب شد. تیم امداد دوباره عملیات را برای یافتن دولتخواه آغاز کرد. 

صادقی فر درباره عملیات یافتن بانوی کوهنورد می گوید: در ابتدا تصمیم گرفتیم یخچال ها را شماره گذاری کنیم. در اینجا هم با مشکل اطلاعات نادرست روبه رو شدیم. برخی می گفتند او از یخچال شماره 6 سقوط کرده و گروهی دیگر مدعی بودند او را در حال سقوط از یخچال دیگری دیده اند. در اینجا درخواست هلی شات کردیم تا مناطق خطرناک از نظر ریزش سنگ را با آن جست وجو کنیم. تیم ها را افزایش دادیم. روزهای قبل، ریزش های سنگ باعث شده بود تیم ها را زیاد نکنیم زیرا با ریزش سنگ احتمال تلفات افزایش پیدا می کرد. تا ارتفاع 4500متری را جست وجو کردیم اما نتیجه نگرفتیم. دوشنبه صبح رفتیم برای ارتفاعات بالاتر. گروه ها را دسته بندی کرده و در یال ها پخش کردیم. خودمان هم، تیمی چهارنفره با حضور آقای کبادی، لشکری و یک تبعه افغان به نام سخی تشکیل دادیم و به سمت شمال شرق رفتیم. 

سرانجام ساعت 17 و 30 دقیقه دوشنبه یک کوهنورد اهل تهران توانست محل سقوط فرناز دولتخواه را پیدا کند. بخشی از کاپشن او از زیر خاک معلوم بود و همین باعث شد قبل از این که کل پیکر بانوی کوهنورد زیر خاک و سنگ مدفون شود او را پیدا کنند. در این زمان باد شدیدی شروع به وزیدن گرفت و هلی شات را از دسترس خارج کرد. امدادگران قصد داشتند خود را به محل پیدا کردن پیکر این زن برسانند اما شرایط جوی و ریزش سنگ این اجازه را به آنها نداد و مجبور شدند ادامه عملیات را به فردا صبح موکول کنند. ​​​​​​​

ریزش سنگ بر سر امدادگران
 

داوود لشکری، سرپرست تیم امدادونجات کوهستان هلال احمر مازندران که در کنار سه امدادگر دیگر در عملیات انتقال پیکر خانم دولتخواه شرکت داشت، می گوید: صبح سه شنبه حضور گروه دیگری را درخواست کردیم و ما صبح زود راهی آنجا شدیم. زمانی که به منطقه رسیدیم ریزش سنگ شروع و پیکر خانم دولتخواه زیر سنگ و خاک مدفون شد. اگر دیروز محل را پیدا نمی کردیم عملیات یافتن ایشان شاید به نتیجه نمی رسید. یکی از اتباع افغان به نام سخی در این عملیات به ما کمک زیادی کرد. در بالای سر ما تعداد زیادی کل و بز در حال حرکت بودند که باعث ریزش سنگ به پایین می شدند. عملیات نفسگیری بود و احتمال آسیب به امدادگران وجود داشت. یک نفر از امدادگران به سمت حیوانات رفت و آنها را از بالای سر ما دور کرد. وقتی به محل افتادن پیکر خانم دولتخواه رسیدیم، سنگ ها را کنار زدیم و پیکر کوهنورد را در میان پتو فیکس کردیم و با تجهیزاتی که داشتیم به محلی امن انتقال دادیم. دو فرزند او چشم انتظار بازگشت مادر بودند و تمام توان خود را برای انتقال پیکر بانوی کوهنورد گذاشتیم. 

پیکر بانوی کوهنورد بعد از خارج شدن از یخچال با قاطر به پایین منتقل شد تا علت مرگ وی مشخص شود. با تحویل پیکر فرناز دولتخواه در روز سه شنبه به ماموران پلیس، پنج روز عملیات نفسگیر امدادگران برای یافتن او پایان گرفت. 

کبادی در پایان تاکید می کند: این عملیات یکی از سخت ترین عملیات های امداد و نجات در کوهستان بود. وقتی از موضوع مطلع شدم از تهران خودم را به ارتفاعات دماوند رساندم. بعد از زنده پیدا شدن دو ناپدید شده قبلی، امید ما برای زنده یافتن خانم دولتخواه بیشتر شد. حتی پناهگاه ها را جست وجو کردیم. شرایط جوی و ریزش سنگ از مشکلات جدی ما در این عملیات بود. به طوری که در برخی مناطق در یک دقیقه، ده سنگ به پایین می افتاد. بعضی جاها به عنوان فرمانده کافی بود یک تصمیم اشتباه بگیرم و با این تصمیم جان اعضای گروه به خطر بیفتد. در مسیری که تیم ما پیکر خانم دولتخواه را منتقل کرد، حمل کوله برای کوهنوردان سخت است اما امدادگران برای رساندن پیکر این کوهنورد به خانواده چشم انتظارش از جان مایه گذاشتند. 

جسد را دلی پیدا کردم

پیش از این تجربه صعود همراه فرناز دولتخواه را داشت و وقتی شنید، او در دماوند ناپدید شده وسایلش را جمع کرد تا برای یافتن او به جدال با عروسک ها بپردازد. قرار بود دو نفر از دوستانش همراه او بروند اما از این سفر منصرف شدند و مرتضی شریفی تنها از تهران راهی دماوند شد. شاید اگر پیکر بانوی کوهنورد توسط او پیدا نمی شد، امدادگران به این زودی او را پیدا نمی کردند. شریفی می گوید: «روز شنبه از طریق گروه های تلگرامی متوجه ناپدید شدن فرناز دولتخواه شدم. یکشنبه شب راهی دماوند شدم. شب را در کمپ ماندم و صبح همراه یک کوهنورد آلمانی و یک اصفهانی راهی یخچال عروسک ها شدیم. هوا رو به تاریکی می رفت که او را در منطقه سنگلاخ پیدا کردم. کاپشن نارنجی اش را می شناختم. بیشتر بدنش زیر خاک بود. مختصات محل را ثبت کردم و همراه دو کوهنورد آنجا را ترک کردیم. ریزش ها ادامه داشت و احتمال داشت جان خود را از دست بدهیم. در این مدت تیم های دیگری به جست وجو پرداختند و از هلی شات هم استفاده شد اما من توانستم به تنهایی پیکر او را پیدا کنم. البته حضور دو کوهنورد همراهم باعث قوت قلبم شد. به قول آقای کبادی من دلی به کوه زدم و موفق شدم محل سقوط خانم دولتخواه را پیدا کنم.