آرشیو پنج‌شنبه ۲۱‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۲۲۲۸۰
اخبار کشور
۲
به جای گفت و شنود

سوغات کربلا!

امروز، سالروز شهادت راوی دشت نینوا، حضرت امام سجاد علیه السلام است. امام بزرگواری که خدای مهربان و بنده نواز به مصداق «و لکل قوم هاد» وجود مبارکش را از عرصه خونین کربلا بیرون آورد تا سلسله امامت شیعه ادامه داشته باشد و پیروان اسلام ناب محمدی(ص) بی امام نمانند. حضرتش رنجی چندگانه را به دوش کشید، روزهای آمیخته به غم و خون و آتش کربلا را، اسارت خود و آل الله را، اندوه ماندگار آن روزهای سخت و جانکاه را و... رسالت سنگین امامت و رهبری امت در دورانی که حق و باطل بهم آمیخته و آب از سراب و سره از ناسره، بی حضور امام معصوم(ع) ناممکن بود. امروز در سوگ حضرتش این ستون را به سروده ای از شاعر متعهد کشورمان جناب آقای سهیل عرب اختصاص می دهیم.

قسمت این بود بال و پر نزنی

 مرد بیمار خیمه ها باشی

حکمت این بود روی نی نروی

 راوی رنج نینوا باشی

چقدر گریه کردی آقاجان

مژه هایت به زحمت افتادند

قمری قطعه قطعه را دیدی

ناله هایت به لکنت افتادند

سر بریدند پیش چشمانت

دشتی از لاله و اقاقی را

پس گرفتید از یزید آخر

علم با شکوه ساقی را!؟

 جمل شام پیش رویت بود

خطبه ات تیغ ذوالفقارت بود

«السلام علیک یا عطشان»

ذکر لب های روضه دارت بود

پدرت خواند از سر نیزه

 تا ببینند اهل قرآنی اید

عاقبت کاخ شام ثابت کرد

که شما مردمی مسلمانی اید

سوخت عمامه ات، بمیرم من

 سوختن ارث مادری شماست

 گرچه در بندی از تو می ترسند

علتش خوی حیدری شماست

خون خورشید در رگت جاری

از بنی هاشمی، یلی هستی

دست های تو را به هم بستند

 هرچه باشد تو هم علی هستی

کاش می مردم و نمی خواندم

سر بازارها تو را بردند

نیزه داران عبای دوشت را

جای سوغات کربلا بردند