آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۹۶۰۷
اجتماعی
۱۰

نقدی بر«آیین نامه ارتقای اعضای هیئت علمی» در گفت و گوی «رسالت» با اساتید دانشگاه

نظام دانشگاهی ما متقلب پرور است

مرضیه صاحبی

گروه اجتماعی: نظام دانشگاهی ما معطوف به تولید کمی دانش است و نه دانشی معطوف به حل مسئله، این میان مایگی علمی ما را بر آن می دارد تا انگشت اتهام خود را به سوی وزارت علوم نشانه برویم، وزارتخانه ای که مصوباتش به وضعیت اسف بار «ارتقای مرتبه اعضای هیئت علمی» انجامیده است. شاید ازدیاد فزاینده مقالات علمی- پژوهشی، افتخاری است که  نمی توان از آن بی نصیب ماند، اما هرچه تعداد مقالات ما از حیث کمیت بر کشورهای همسایه چیرگی یابد، به منزله ایستادن در بلندای دانش کمی است و نه کیفی و پافشاری نسبت به تحقق این امر، به معنای دقیق کلمه، حیثیت بخشی به مقوله «انتحال» و «سرقت علمی» از طریق ایجاد راهکارهای قانونی به شمار می رود.

  بگذارید پیش از ادامه بحث، به دور از فرافکنی و حاشیه های مرسوم و بی هیچ تعارف و اغراقی، فرآیندها و ساختارهای ناقص و ابتر در آموزش عالی را زیرذره بین نقد برده و به این نگاه صرفا کمیت گرا، طعنه بزنیم، نگاهی که به منزله پیمایش راه ابتذال است و چه بسا در آیین نامه ارتقای مرتبه اعضای هیئت علمی به وضوح مبحث کمیت به مدد «کپی و پیست» را نظاره گریم. 

مصوبات خارق العاده وزارت علوم و دزدی علمی

طی روزهای گذشته یادداشتی به قلم «سیدجواد میری»، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در خبرگزاری مهر منتشر شد، در این یادداشت، تصویب مصوبات وزارت علوم در اتاق های دربسته که نظام دانشگاهی ایران را از معنا تهی می کند، مورد پرسش جدی قرار گرفت و به طرح این موضوع پرداخته شد که «وزارت علوم دست اندر کار فساد نظام مند شده است و با مصوبات خارق العاده تلاش می کند دانشگاهیان و محققان را به سمت «دزدی علمی» سوق دهد. امروز پس از یک سال وقت و سرمایه مالی گذاشتن برای پر کردن فرم های ارتقاء با خبر شدم که برای گذشتن از مقام دانشیاری به استادی شما نیازمند داشتن 35 مقاله علمی پژوهشی هستید و یکی از همکاران هم به من گفت او خود 40 مقاله علمی پژوهشی به چاپ رسانده است.»

آنچه در ادامه این یادداشت تامل برانگیز است، تعداد مقالات یک دانشگاهی آمریکایی یا انگلیسی است که «در طول 30 سال خدمت آکادمیک خویش حداکثر 30 و حداقل 15 مقاله می نویسد حال چطور شده است که وزارت علوم ایران مصوب کرده است برای ارتقاء از دانشیاری به استادی باید 35 مقاله داشته باشیم و در این بازار جعل و دروغ، اساتیدی هم ادعا می کنند که در عرض 5 سال 40 مقاله علمی پژوهشی در کنار کتب بی شمار و سخنرانی های کثیر انجام می دهند؟» به نظر می رسد، سال های متمادی است که وزارت علوم با اتخاذ تصمیمات و تصویب مصوباتی عجیب، غزل خداحافظی را با مفاهیمی همچون؛ «تامل و تفکر و تحقیق» خوانده است. حاصل این نگرش، ایجاد نظام دانشگاهی است که ساختارهایش کمیت را بر کیفیت ارجح می داند، این نظام، معیوب و بیمار است، وگرنه سازوکار ارتقاء، به این میزان به سرقت علمی و انتحال منجر نمی شد. طبعا آنچه گفته شد، ادعای نگارنده نیست بلکه برآیندی از سخنان اساتیدی است که ناظر و شاهد این روند بوده اند و یا دست کم چنین فرآیندی را طی کرده اند. اما از میان مسئولان وزارتخانه، کسی پاسخگو نیست، به وقت پرسش، مشترک موردنظر در دسترس نیست و یا خاموش است. سراغی از «سیدجواد میری» گرفتیم تا خودش پیرامون یادداشتی که به نگارش درآورده، با ما سخن بگوید. 

نوشتن 40 مقاله در عرض 5 سال!

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی که تحصیل کرده سوئد و انگلستان است، به شرح ماجرا می پردازد: «مطابق آیین نامه جدید ارتقاء مرتبه اعضای هیئت علمی، برای گذشتن از مقام دانشیاری به استادی نیازمند داشتن 35 مقاله علمی- پژوهشی هستید، از این مسئله حیرت کردم. حتی  یکی از اساتید و همکارانم، با افتخار می گفت در عرض 5 سال، 40 مقاله نوشته، یعنی به طور میانگین ظرف یک ماه و نیم، یک مقاله را مکتوب کرده است، خب برای اینکه اطمینان پیدا کنم از دوستی در دانشگاه بریستول انگلستان که جامعه شناسی حقوق تدریس می کند و دوست دیگرم در دانشگاه اولیوت کالج آمریکا، پرسیدم آنچه دانشگاهتان از شما می خواهد این است که در سال 8 یا 9 مقاله بنویسید؟ پاسخ دادند که بهترین و قوی ترین اساتید در ظرف 5 سال می توانند 5 یا 6 مقاله علمی- پژوهشی بنویسند، آنچه از اساتید در آمریکا و انگلستان می خواهند این است که در بهترین حالت هر دو سال یکبار، یک مقاله علمی پژوهشی ارائه کنند و اگر کتابی بنویسد به اندازه دو مقاله علمی پژوهشی به حساب می آید. جالب است که در ایران برای اینکه ارتقای مرتبه بگیرید، کتاب را کمتر از مقاله علمی پژوهشی حساب می کنند و می گویند برای اینکه از استادیاری به دانشیاری و از دانشیاری به استادی بروید، حداقل باید 30 تا 35 مقاله داشته باشید یعنی یک فرد دانشگاهی ایرانی از بدو ورود در دانشگاه و یا پژوهشگاه علوم انسانی باید قریب به 100 مقاله علمی پژوهشی بنویسد، خب واقع امر این است که در طول 30 سال، نوشتن100 مقاله کار عجیبی است، یک دانشگاهی  باید تدریس کند و یا کتاب بنویسد و به کنفرانس های ملی و بین المللی برود، در چنین شرایطی اساسا این مسئله امکان پذیر نیست، مگر اینکه دست به انتحال و تقلب بزند.» 

میری در ادامه سخنانش به دکتر سیدجواد طباطبایی در کتاب اخیرش تحت عنوان «ملاحظات درباره دانشگاه» اشاره می کند که گفته است: «اساسا نظام دانشگاهی ایران به گونه ای تعبیه شده که در آن افراد را به سمت تقلب و انتحال هول می دهد.» حال پرسش این است که وقتی وزارت علوم در این زمینه مقصر است، چرا به دنبال یافتن سرنخ جعل مقالات و تقلب های علمی در روبه روی دانشگاه ها و میدان انقلاب می گردیم، هم اکنون در شهرهای مختلف، صنعتی درست شده که در آن عده ای مقاله نویس و کتاب نویس و عده ای دیگر پایان نامه نویس هستند، این ها از کجا درست شده؟ بسیاری از کسانی که در وزارت علوم هستند و حتی اساتید دانشگاه، به گونه ای سخن می گویند که انگار آنها از بیرون آمده اند و در حال آلوده کردن دانشگاه و فضای دانشگاه هستند و ما نمی دانیم در برابر این ها 

چه بکنیم. درحالی که بازار پایان نامه فروشی و مقاله نویسی بیرون دانشگاه نیست، سرنخ همه این ها برمی گردد به همان مصوبات دروغینی که بدون کارشناسی و دقت و اتفاقا کپی و پیست شده از برخی رشته های فنی در اتاق های دربسته مصوب شده و بعد به دانشگاه ها تحمیل می کنند، نکته جالب تر اینکه دانشگاه ها یکی از بزرگترین ماموریت هایشان تدریس و تربیت دانشجوست و در کنار این مسئله باید بتوانند تحقیق کنند. درحالی که این مسئله به صورت بالعکس در کشور ما اتفاق می افتد. در حال حاضر مصوباتی را به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تحمیل می کنند که اساسا سنخ کارهای تحقیقی با سنخ تدریس و آن هم از نوع تدریس فنی و پزشکی متفاوت است، پس چگونه از اساتید پژوهشگاه ها همان انتظاری را دارید که از فردی فعال در حوزه شیمی دارید؟ چگونه می شود یک مقاله علمی- پژوهشی را در فاصله یک ماه و نیم می نویسید تا ظرف 5 سال به 30 یا 40 مقاله تبدیل شود؟»

 نکته دیگر که در اظهارات این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی هویداست، صنعت تجاری و سودآور مقاله سازی و «آی اس آی» و «اسکوپوس» و غیره است که حداقل ماهیانه باید 50 تا 100 میلیارد گردش آن باشد تا برای کسانی که این مصوبات را در وزارت علوم تصویب می کنند، آنقدر سود داشته باشد که لابی گری کنند و درخواست بازار تجاری مقاله سازی و کتاب سازی و پایان نامه سازی به گونه ای باشد که این لابی ها بتوانند از طریق اساتید و زنجیره های مختلف به اتاق های مصوبه سازی در وزارت علوم وصل شوند و هیچ وزیر یا وکیلی جرئت نکند حرف بزند. به عنوان مثال چگونه امکان دارد در بزرگترین و قدیمی ترین دانشگاه های جهان نظیر هاروارد و آکسفورد و کمبریج نمی خواهند سالی 5 یا 6 مقاله داشته باشید اما در دانشگاه های ایران به رغم کپی برداری از دانشگاه های اروپایی و آمریکایی، می خواهند در فاصله زمانی 5 سال حدود 35 تا 40 مقاله تولید کنید، چگونه این مسئله امکان دارد؟

به روایت سیدجواد میری، «دست های بسیار قوی تجاری وجود دارد که چنین لابی سازی را در ساختار وزارت علوم تحمیل می کند. چرا مشابه این اتفاق در آلمان نمی افتد یا اگر می افتد، از وزیر یا مدیر دستگاه بازخواست می کنند، بنابراین برخی از مدیران و وزرا به گونه ای خودشان درگیر این مسائل هستند و از قبل آن در حال سودآوری اند و به گونه ای مستفیض می شوند یا اینکه از ترس، سکوت اختیار می کنند. شاید هم هر دو این مسائل دخیل باشد یعنی هم مستفیض شده و هم می ترسند. بی تردید اگر چنین اتفاقاتی در دانشگاه هامبورگ رخ می داد، رئیس این دانشگاه را برکنار می کردند که چگونه چنین مسائلی رواج دارد و اساسا چرا این مسئله را مصوب کرده است. از منظر روشی یعنی مشاهدات و تجربیات شخصی خودم به این نتیجه رسیده ام که دستگاه آموزش عالی در ایران و پژوهشگاه و دانشگاه به طور ناخودآگاه، اساتید را به این سمت هل می دهند تا برای ارتقاء دست به تقلب و مقاله سازی بزنند و یا با پرداختن وجه، تعداد مقالاتشان را به 30 مقاله برسانند و بعد ارتقاء بگیرند و سپس پژوهشگاه و دانشگاه این مسئله را سند کند که ما امسال این حدود، تولید علم داشته ایم اما کدام تولید علم؟» علم بر روی پاسخ به مسائل است که شکل می گیرد، ما سالی 6 تا 8 مقاله و در عرض 5 ساله، 40 مقاله می نویسیم و هیچ اتفاقی نمی افتد، اگر این طور است چرا در جامعه این همه مسئله در حوزه انسانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دینی لاینحل مانده؟  میری پاسخ می دهد: «در مقالات ما، مسئله ای وجود ندارد و اصلا معطوف به مسائل اجتماعی ایران و نظام معرفتی نیست، انگار قرار نیست گره ای بگشاید، چه در حوزه نظر و عمل و چه حوزه های مختلف سیاسی اقتصادی. پس چطور می شود این کشور دانشگاه هایی داشته باشد که از دانشگاه های آمریکایی و انگلیسی بیشتر مقاله تولید کند ولی هیچ نسبتی با تحولات اجتماعی جامعه نداشته باشد.»

وزارت علوم مجرم است

 او معتقد است: «نظام آموزش عالی ایران به گونه ای تعبیه شده که حس کنجکاوی و پویایی را به منظور پیشبرد و خلاقیت علمی در وجود یک انسان آکادمیک، خشک و خالی از محتوا می کند. یک نوع فرمالیزم مبتنی بر مصوبات بوروکراتیک در چارچوب های ناشفاف و چارچوب هایی که اساسا نهاد علم را سرکوب می کند و فرد آکادمیک نمی تواند در جریان علم جهانی قرار بگیرد و در مورد مسائل و مصائب کشور تامل کند. متاسفانه وزارت علوم و وزرای علوم به معنای واقعی کلمه مجرم هستند چرا که جلوی پروسه تحقیق، تامل و نظر را در این کشور می گیرند به اسم اینکه مصوباتی تصویب کرده اند و این مصوبات مبتنی بر منطق درونی علم نیست و حتی مبتنی برمنطق تامل و کنجکاوی و زایش حس کنجکاوی در انسان آکادمیک هم نیست، این دردها را باید کجا گفت؟ ممکن است این حرفها هزینه های زیادی را برایم ایجاد کند. متاسفانه در دوران جنگ نتوانستم به جبهه بروم ولی بسیاری از افراد برای اینکه بتوانند از میدان مین رد بشوند روی مین رفتند و شهید شدند، در بسیاری مواقع برای حل برخی از مسائل باید روی مین رفت، بگذارید من وجود نداشته باشم و از همه مزایا هم محروم شوم ولی واقعیت تلخ زندگی آکادمیک در ایران را بگویم. وزارت علوم این وضعیت را با مصوبات و قوانین نادرست و ضدعلم نهادینه و درونی کرده و این باعث می شود، حس کنجکاوی، پویایی و دانستن در انسان خشک شده و تبدیل به یک کارمند شود.»  

این کارمندوارگی اساسا در تضاد واقعی با مفهومی به نام علم و معرفت است، در این گونه نظامات علمی با ایرادات ساختاری، تقلب و سرقت و رفتارهای نابهنجاری چون خرید و فروش پایان نامه و مقاله فروشی، چندان عجیب و غریب از تصور به نظر نمی رسد اما همان طور که پیش تر اشاره شد، سوی دیگر ماجرا مصوبات وزارت علوم است که اساتید دانشگاه را به سمت سرقت علمی رهنمون می سازد، هرچند برخی از اساتید به این روند نقدهایی دارند اما از آیین نامه جدید ارتقای مرتبه اعضای هیئت علمی مبنی بر داشتن 35 مقاله برای رسیدن از مرتبه دانشیاری به استادی بی اطلاع اند و اساسا چنین موضوعی را مردود اعلام می کنند.  

رضا روستا آزاد، رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف از جمله صاحب نظرانی است که می گوید، «منظور 35 امتیاز است نه 35 مقاله، شک دارم که این سخن درست باشد. اگر اشتباه نکنم باید برای رسیدن از مرتبه دانشیاری به استادی110 امتیاز دریافت کنید که همه این امتیازها مربوط به بخش پژوهش نیست و شامل آموزش و اجرا هم می شود و در بخش پژوهش باید 35 امتیاز اورجینال کسب کنید.»  

او می پذیرد که در دانشگاه ها موضوع جعل و کپی رواج دارد و ارائه مقالات متعدد از سوی برخی اساتید، محل شک و شبهه است و اغلب این گونه افراد مغضوب می شوند.

25 هزار مقاله تقلبی فاقد وجاهت علمی

رئیس اسبق دانشگاه صنعتی شریف بر این امر تاکید می کند که «سه داور برای بررسی مقالات علمی و پژوهشی در هیئت های ممیزه حضور دارند و اگر این داورها متوجه جعل و کپی شدند، برخورد می شود اما اگر متوجه نشدند، کاری از دست کسی برنمی آید. به همین علت است که سالیانه از میان حدود 30 هزار مقاله ارائه شده، 25 هزار مورد آن تقلبی و فاقد وجاهت علمی است. البته کسانی که به هیئت ممیزه وارد می شوند، مو را از ماست بیرون می کشند ولی به هر روی باید بپذیریم، جعل و کپی وجود دارد، وقتی تز رئیس جمهور ما کپی است، دیگر از بقیه چه انتظاری دارید؟»

او معتقد است: «جایگاه علمی ما از آن زمانی که وزارت علوم برای مقاله نوشتن جایزه تعیین کرد، فرازها و نشیب های بسیاری را طی کرده و از این منظر، اساتید کشور تشویق شدند، مقاله بنویسند زیرا هم منافع مادی و هم ارتقای مرتبه علمی آنان را به دنبال داشت اما متاسفانه بسیاری از این مقالات تقلبی بود.»

مقالات ما اصالت کامل را ندارد

محمدمهدی نژادنوری، معاون سابق پژوهشی وزارت علوم تحقیقات و فناوری، چنین اعتقادی ندارد. او می گوید: «این مسئله به ندرت پیش می آید، یعنی مقالات ما صد درصد کپی نیست اما اصالت کامل را ندارد، در واقع این گونه نیست که 70 درصد را خود فرد تولید کرده باشد، طبعا این موضوع وجاهت علمی ما را زیر سوال می برد، البته در همه جای جهان چنین مسئله ای وجود دارد و فقط مختص ما نیست اما به هر روی هیئت ممیزه ها و کمیسیون های تخصصی متناسب با محتوا و تازگی مقاله، نمراتی ارائه می دهند.» 

او در ادامه پیرامون ارائه 35 مقاله برای ارتقاء از مرتبه دانشیاری به استادی، توضیح می دهد: «در آیین نامه چنین مسئله ای نیامده ولی هیئت ممیزه هرکدام از دانشگاه ها می توانند شمار مقالات را کم یا زیاد کنند و شاید منظور 35 امتیاز باشد.» اما بازهم برای رفع شائبه موجود، موضوع را با سیدجواد میری در میان گذاشتیم و او پاسخ داد: «اساتیدی که این مسئله را رد می کنند باید به آیین نامه جدید رجوع کنند تا با چشم های خود ببینند، برای رسیدن از مرتبه دانشیاری به استادی 35 مقاله نیاز است و نه 35 امتیاز.»