آرشیو پنج‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸، شماره ۷۱۷۸
صفحه اول
۱
یادداشت

ورود نقدینگی های سرگردان به بازار سرمایه؛ فرصت ها و تهدیدها

دکتر علی صالح آبادی

افزایش نرخ ارز و رشد نقدینگی در چند سال گذشته مهم ترین عوامل کوتاه مدت و بلندمدت افزایش تورم بودند؛ به گونه ای که شاهد برخی آشفتگی ها در بازارهای مالی و فضای اقتصادی کشور بوده ایم.

در این میان مدتی است که شاهد استقبال مردم از بازار سرمایه هستیم و نقدیندگی های سرگردانی که در حال ورود به بازار سرمایه هستند. در این یادداشت به این سوالات پاسخ خواهیم داد که این استقبال چه فرصت ها و تهدیدهایی را می تواند به همراه داشته باشد. چه عواملی باعث این رشد در بازار سرمایه شده است و تا کجا پیش خواهد رفت؟

یکی از راهکارها به منظور رفع آشفتگی های بازار مالی و ایجاد جریان صحیح اقتصادی برای سرمایه گذاران و مردم عادی که به دنبال حفظ ارزش پولشان هستند، فعالیت در بازار سرمایه است که البته نتیجه آن در ابعاد کلان اقتصادی منجر به تولید و اشتغال هم خواهد شد.

بررسی ها نشان می دهد، تعداد سرمایه گذاران در ماه های اخیر به طرز قابل توجهی افزایش پیدا کرده و نگاه مردم به سمت بازار سرمایه معطوف شده است که نشانگر ضریب نفوذ بیشتر این بازار است.

به نظر می رسد مهم ترین عاملی که در چندماه اخیر باعث آرامش بازارهای موازی شده و توانسته جریان نقدینگی را از حالت مخرب خارج کرده و به سمت کنترل شدگی پیش ببرد، ورود نقدینگی به بازار سرمایه است. این وضعیت زمانی ثبات خواهد داشت که سیاست های بازار پولی، ارزی و بازار سرمایه هماهنگ با هم باشد.

همه اینها فرصتی است که امکان تامین مالی در حوزه تولید افزایش یافته و سرمایه گذاری در بخش مولد انجام شود که طبیعتا چنین جریانی نتیجه چندین سال زیرساخت سازی برای بازار سرمایه و ایجاد صندوق های سرمایه گذاری و دسترسی های برخط بوده است.

برای تداوم حضور سرمایه گذاران و مردم دربازار سرمایه باید به تهدیدهای این فضا نیز توجه شود. آن دسته از سرمایه گذاران که به طور کوتاه مدت وارد این بازار شوند و به فکر سود حاصل از سرمایه باشند و به حضور میان مدت و بلندمدت خود نیندیشند این عامل باعث افزایش قیمت سهام شرکت ها می شود. نبود بسترهای تحلیلی و مشاوره های ناصحیح نیز موجب بیش ارزشی شدن (Over Value) دارایی ها، موقتی بودن آن و خروج سرمایه از بازار با کوچک ترین رخداد خواهد شد.

بنابراین تهدید اصلی در جریان ورود نقدینگی، سرمایه گذاری کوتاه مدت است. دارندگان نگاه کوتاه مدت به سود بازار سرمایه، فقط از افزایش قیمت سهام بهره می برند، نه از نتیجه سرمایه در فرآیند تولید و اشتغال.

لذا سرمایه گذاری در بلندمدت و بازدهی آن در گرو فرآیندی بلندمدت تر است که می تواند به افزایش رشد در بازار سرمایه کمک کند.

بی تردید افزایش سرمایه شرکت ها، ایجاد طرح های توسعه ای و سرمایه گذاری های زیرساختی، عرضه اولیه شرکت های جدید در بورس و فروش سهام، تامین مالی برای شرکت های بزرگ از طریق فروش سهام در بازار سرمایه و هلدینگ ها و سرمایه گذاری های مجدد در این زمینه نقش کلیدی و مهمی را در رشد بازار سرمایه ایفا می کند که این امر نیاز به برنامه ریزی دارد.اگر این فرآیندها و ساختارسازی ها به سمت تولید پیش بروند و گذرا نباشد، بهره بردن شرکت های هلدینگ در این فضا برای سرمایه گذاری بیشتر از طریق فروش مازاد سهام از یکسو و سرمایه گذاری آنها در پروژه های جدید و رفع نیازهای نقدینگی برای چندین سال باعث می شود که ضمن انتفاع بازار سرمایه از بازده تولید ثروت ناشی از سرمایه گذاری جدید، خود شرکت ها نیز منتفع بشوند و این یک نمود پیشرو و یک فرآیند توسعه بلند مدت و میان مدت در زمینه سرمایه گذاری است.در بازار سهام با بروز نقدینگی، جریان های مالی در ابتدا سریع وارد می شوند که این رشد قابل توجه است و در انتظارات سرمایه گذاران جدید جای می گیرد و در آینده نیز انتظار رشد بیشتر دارند که ممکن است برایشان کاهش سود قابل تصور نباشد چرا که در ابتدا نقدینگی این تصور را ایجاد کرده است که فارغ از تحلیل ها می شود بازده به دست آورد. اما بعد از مدتی چون نیاز به نقدینگی بیشتری برای تداوم رشد وجود خواهد داشت جریان بازار به مانند گذشته نخواهد بود و نیاز به تحلیل بیشتری دارد بنابراین با رشد بازار و افزایش شاخص بازار باید اولا جلب نقدینگی حجم بیشتری داشته باشد و دوم اینکه ممکن است انتظاری که درمقاطع اول رشد به وجود می آید در مقاطع بعدی کم تر بشود. پیش بینی آینده بازار بشدت به این برمی گردد که آیا وضعیت نقدینگی که بزرگ ترین محرک و پیشران حرکت بازار بوده است جریانش تداوم داشته باشد، یا تداوم آن کاهش داشته باشد، انتظارات سرمایه گذاران مبتنی بر نوسانات باشد یا در ادامه حضور در بازار سرمایه تردید کنند.می توان گفت موضوعی که بر پیش بینی آینده بازار موثر است حجم آموزش و فرهنگ سازی و ایجاد تفکر برای سرمایه گذاران برای تداوم بازار و پذیرش این موضوع است که برخی از شرکت ها رشد غیرعادی و برخی دیگر هنوز فرصت سرمایه گذاری داشته باشند.اگر نگاه تحلیلی مبتنی بر دانش در بازار سرمایه فراگیر باشد و بتواند هدایت سرمایه گذاری را از مسیر نهادهای مالی، صندوق های سرمایه گذاری و متخصصان این حوزه شکل دهد، فرصت های خوبی فراهم خواهد شد. سیاستگذاری های وزارتخانه های مرتبط اگر به گونه ای باشد که باعث تقلیل سودآوری ها نشود می توان به بهبود وضعیت بازار سرمایه امیدوار بود، مثلا اگر نرخ رشد در طول یکسال کاهش پیدا می کند، حاشیه سود کماکان حفظ شود. به نظر می رسد بازار سرمایه در نیمه دوم سال نیاز به افزایش نگاه تخصصی در حوزه سرمایه گذاری دارد. باید برای هدایت و ادامه حضور سرمایه گذارانی که به دلیل افزایش شاخص و فضای جذاب بورس وارد این عرصه شده اند تلاش بیشتری به سمت سرمایه گذاری مبتنی بر تحلیل و تطبیق انتظارات آنها با واقعیات اقتصادی شکل بگیرد به گونه ای که انتظارات میان مدت و بلندمدت در بازارسرمایه تحقق یابد و با نوسانات کمتری مواجه شود.