آرشیو شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۰۱
رسانه: دور دنیا
۸

نامزدهای ریاست جمهوری افغانستان چه می خواستند ؟

زینب مرتضایی فرد
 انتخابات ریاست جمهوری که هنوز

در افغانستان نوپاست در چهارمین ایستگاهش، باز هم رو به بحران است. هیچ کدام از چهار نامزد پیشتاز حاضر به پذیرش شکست نیستند و احتمال یک حکومت ائتلافی دیگر یا حکومتی موقت در آستانه صلح با طالبان بیش از هر زمان دیگری جدی به نظر می رسد. اما این که چهار نامزد چه فرق هایی با هم داشتند، نکته ای است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

اشرف غنی

 محمد اشرف غنی، که بعد از نشستنش بر کرسی ریاست جمهوری دفعه قبل نام خانوادگی اش را که اسم یکی از طوایف بزرگ پشتون است، به خاطر وحدت ملی برداشت، شانس اول این انتخابات بود. او از طایفه احمدزی و فارغ التحصیل دانشگاه آمریکایی بیروت و کارمند ارشد بانک جهانی بوده است، منش او وفاداری به لیبرالیسم غربی و تکنوکراسی است. آقای غنی، راه حل مشکلات افغانستان را بر اساس مکانیزم های لیبرال دموکراسی و تطبیق برنامه بانک جهانی می داند که عملا اقتصاد باز لیبرال را تشویق می کند. او با همین منش، توانست کشورهای خارجی را برای سرمایه گذاری در پروژه های توسعه بنیادی در کشورش راضی کند، اما عدم پرداخت چند بسته کمکی در روزهای آخر، نشان دهنده بی اعتمادی خارجی ها در حل مشکل فساد در اداره اوست، همان طور که منتقدانش او را سیاستگری قومگرا می دانند و بیشترین امید او هم در انتخابات به ساحات پشتون نشین جنوب افغانستان است.

عبدالله عبدالله

آقای عبدا... عبدا...، مهم ترین رقیب او، از میان مجاهدین برخاسته و از طرز فکر مجاهدین نمایندگی می کند. طرز فکری که به نیو اسلامیسم سیاسی در افغانستان شهرت دارد و خواهان موازنه بین قدرت های جهانی و منطقه ای و همین طور سپردن کار به دست مجاهدین است. عبدا... سخنگوی احمد شاه مسعود و مورد حمایت تاجیک ها و همین طور رهبران جهادی غیر پشتون از اقوام هزاره و ازبک است. دکتر عبدا...، برنامه اش را ادامه برنامه حکومت ربانی و مسعود و کنترل جامعه از طریق فرماندهان جهادی و بزرگان قومی است.

حکمتیار

حریف فکری او در این انتخابات، گلبدین حکمتیار است. حکمتیار، مهم ترین رهبر جهادی وابسته به جریان جهانی اخوان المسلمین است.

 او خود را پیرو کسانی چون سید قطب و المودودی و ضداستعمار خارجی ها می داند. این گروه در همه کشورهای اسلامی دیگر هم گناه مشکلات کشورهایشان را به دوش غربی ها و توطئه های آنها می اندازد، آقای حکمتیار کمپینش را با شعار احیای حکومت اسلامی و شعائر اسلامی شروع کرد. او برای تبیین شیوه اش، کتاب ها و مقالات بسیاری نیز نوشته اما مردم کابل، اکثرا او را باعث و بانی ویرانی های کابل در جنگ های داخلی می دانند، خود او نیز در صحبت هایش عملیات انتحاری را در اکثر اوقات عملیات استشهادی و مبارزه طالبان را بر حق خواند.

رحمت الله نبیل

چهارمین نامزد پیشتاز اما رحمت الله نبیل، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان است که با شعار بومی گرایی به میدان آمد و توانست طیف وسیعی از روشنفکران و جوانان را دور خود از اقوام مختلف جمع کند. او را امید آینده سیاست افغانستان می دانند چرا که توانست برای اولین بار بعد از دهه ها شاید، یک جریان ملی گرایی را عرضه کند.

آنچه نبیل در معرفی برنامه اش گفت، تازه، شوک آور و جالب بود؛ طرح بومی امنیتی که تئوری های جدید امنیتی مثل نظریه های سیاسی جدید محصول مدرنیته غربی اند. مکاتب امنیتی جدید هم مثل مکتب فرانکفورت و مکتب کپنهاگ و مکتب انگلیس هر کدام بر اساس ظرفیت ها و خواست های خود آن کشورها یا در شکل کلان تر کشورهای همانندشان در غرب طراحی شده است. مثلا مکتب انگلیس، براساس ایده استعمار بریتانیا طراحی شده است و رابطه کشورهای مستعمره سابق و دید هژمونیک بریتانیا بر سیاست جهانی. تطبیق این پروژه ها به قول آقای نبیل، در کشورهای دیگر به خصوص جهان سوم یا خیلی نا سازگار است یا اصلا مطابقت با خود کشور ها ندارد. او گفت: «نه قبای آمریکایی نه لباس روسی، هیچ یک برای اندام ما دوخته نشده اند» و از دولت تیموریان و سامانیان به عنوان الگوهای حکومتداری نام می برد که چطور نهادهای صنفی و مردمی در آنها نقش پر رنگ داشته اند.

به نظر او راهبرد سیاسی آمریکایی نقش علما را نادیده گرفته و همین طور روستاها را به حاشیه برده که نتیجه آن سرباز گیری برای تروریسم و خشونت شده و بالاخره از نقش شهر در تاریخ فرهنگی شهرهایی مثل بلخ و بخارا یاد کرد که محل بازرگانی و دانش بوده، اما شهرهای جدید کپی های بی قواره ای از لمپنیزم فیلم های هالیوودی و بالیوودی است.

او مثلا به ادارات موازی اشاره می کند که به کپی از اداره آمریکا ساخته شده اند مثل اداره شورای امنیت و چندین نهاد نظارتی که هیچ کدام جایگاه در سنت اجتماعی ندارند. همچنین توجه او به سرحدات و ولسوالی ها در طرح امنیتی اش نیز تازه است او چهار ستون را در تئوری اش برای ثبات افغانستان نام برد. این چهار ستون، نهادهای مدنی مثل دولت و پارلمان، ملاها، قریه و بزرگان قریه و بالاخره سیستم های شهری است. همچنین بحث او درباره نقش مافیای جهانی مواد مخدر و مافیای پولشویی و معادن در افزایش جنگ هم سخن کمتر گفته شده ای است.  این چرخه معیوب دلیل اصلی جنگ روز افزون و تامین مالی جنگ است. فضای جهانی این چرخه را در نظر نگرفته و البته مساله استخباراتی بودن جنگ و نظر به توازن قوا در هرم چند ضلعی قدرت منطقه ای هم صحبتی تازه است.

نتیجه نامعلوم

جدا از این چهار کاندیدا، احمد ولی مسعود و لطیف پدرام کاندیداهایی هستند که طرفدار تغییر نظام افغانستان به فدرالی هستند، فدرالیزم، نظامی بود که یک گروه از سیاستمداران جهانی هم درباره اش صحبت کرده اند آخرین مورد آن صحبت های جو بایدن، نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکاست. طرحی که با مخالفت جدی پشتو زبان ها روبه روست. فرامرز تمنا، جوان ترین نامزد انتخابات افغانستان، از داعیه تخصصی شدن دولت صحبت کرد. چند کاندیدا هم از سیستم طالبان دفاع کردند که رای قابل توجهی نیاوردند و چند تیم انتخاباتی دیگر هم قبل از انتخابات، از هم پاشیدند.

حالا بعد از شش ماه نفسگیر سیاسی در افغانستان، نگاه ها به کمیسیون انتخابات افغانستان است تا چه نتیجه ای را اعلام می کند، اما مهم ترین نتیجه این شش ماه، مطرح شدن بحث هایی تازه از سیاستمداران افغانستان و نشاطی بود که این رقابت ها به جامعه داده بود نشاطی که در آستانه توافق آمریکا با طالبان برای خیلی از افغان ها، آخرین امید برای حفظ دموکراسی است.