آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۶
صفحه آخر
۱۶
نگاه آخر

سنگ بیهوده بر کوه مزن

جمال میرصادقی

در دوره هایی محدود کتاب های درسی در ایران توانسته اند خود را از زیر بار دیدگاه های دولتی رها کرده و در همین برهه ها ادبیات ایران فرصت بروز و ظهور داشته است. ما در دوره ای شاهد بودیم که کتابی با عنوان شاهنامه برای دانش آموزان دبیرستانی به عنوان منبع درسی مورد استفاده قرار می گرفت که مقدمه آن توسط محمدعلی فروغی نوشته شده بود.

نوشتن مقدمه دیگری از یک کتاب درسی توسط پرویز خانلری از دیگر اتفاقات نادر در حوزه کتاب های درسی در ایران است.

او یکی از شخصیت های اندیشمند در عرصه ادبیات است که متاسفانه توسط شاه دوستان به عنوان یک عنصر نامطلوب و از سوی چپ ها به عنوان یک شاه دوست مورد هجمه قرار گرفت و رنج بسیاری از نگاه تنگ نظرانه این دو گروه دید.

در روزهای اخیر نیز شاهد انتشار اخباری هستیم که بر اساس آن دفتر تالیف کتب درسی از حذف اشعار و داستان های شخصیت های برجسته ادبیات ایران خبر داده است. این اتفاق را می توان یکی از رویدادهای ناگوار در حوزه آموزش ادبیات در ایران دانست که براساس آن دانش آموزان فرصت آشنایی با این شاعران و نویسندگان را در مدرسه از دست می دهند؛ هر چند که بسیاری از آنها در خلال آموزش غیررسمی آثار این نویسندگان را دنبال خواهند کرد.

درباره چرایی این اتفاق می توان بسیار سخن گفت و نوشت، از تنگ نظری هایی که همواره و در طول تاریخ ایران شاهد آن بوده ایم و نشانه ضعف کسانی است که مبادرت به حذف قله های ادبیات فارسی می کنند.

نباید فراموش کرد این بزرگان همیشه و همواره مرارت بسیار کشیده اند اما تلاش کردند، جانب هنر و مردم را نگه دارند.

در ایران که بزرگ شدن کار سختی است ، این شخصیت ها با قلم، اندیشه و احساس خود شهره شده اند و برخلاف بسیاری از سفارشی نویسان که تاریخ گرد فراموشی بر آنها پاشیده، ماندگار خواهند ماند.

چراکه این بزرگان به مانند کوهی همچون دماوند هستند که هر چقدر به آنها سنگ بزنید، چهره آنها مخدوش نشده و از ارزش آنها کاسته نخواهد شد.